رعایت ادبیات دانشنامه ای متوسط
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

شیخ مرتضی انصاری

از دانشنامه‌ی اسلامی
(تغییرمسیر از شیخ مرتضی انصاری‌)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Shikh-ansari.jpg
نام کامل شیخ مرتضی انصاری
زادروز ۱۲۱۴ قمری
زادگاه دزفول
وفات ۱۲۸۱ قمری
مدفن نجف، حرم امیرالمؤمنین علیه‌السلام

Line.png

اساتید

سید محمد مجاهد، ملا احمد نراقى، شریف العلماء مازندرانى، سید صدرالدین عاملی،...

شاگردان

میرزا محمدحسن شیرازی، شیخ جعفر شوشتری، آخوند خراسانی، میرزا حبیب‌الله رشتی، فاضل شربیانی،...

آثار

المکاسب، فرائد الاصول، حاشیه بر عوائد الایام، حاشیه‌ بر نجاة العباد‌، التعادل و التراجیح، رساله‌ در تقیه،...


«شیخ مرتضی انصاری» (۱۲۸۱-۱۲۱۴ ق)، فقیه اصولی و از مراجع بزرگ شیعه در قرن سیزدهم هجری و از شاگردان سید محمد مجاهد و ملا احمد نراقى بود. وی را می‌توان از پایه‌گذاران اصول نوینی در فقه و اصول شیعه دانست که شایسته لقب «خاتم الفقهاء و المجتهدین» شده است. دو اثر ارزشمند فقهی و اصولی او «المکاسب» و «رسائل» می‌باشند، که علمای بسیاری‌‌ بر آنها شرح و حاشیه نگاشته‌اند.

ولادت و خاندان

مرتضی شوشتری دزفولی فرزند محمدامین، معروف به شیخ انصاری، در هیجدهم ماه ذی الحجه به سال ۱۲۱۴ روز عید غدیر در شهر دزفول، از سلاله پاک یکی از اخلاف جابر بن عبدالله انصاری، صحابی نامدار پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله پا به عرصه وجود نهاد.

پدرش شیخ محمدامین از مبلغین و مروجین شریعت مقدسه اسلام و مادرش دختر یکی از علمای محل و بانویی با تقوی در عصر خود، هر دو از نیکان و صالحان عصر بوده‌اند. مرتضی از همان دوران کودکی به فراگرفتن قرآن و معارف اسلامی ‌‌پرداخت و بزودی آثار نبوغ و ذکاوت در او مشاهده گردید.

تحصیلات و استادان

مسافرت به کربلا:

شیخ مرتضی انصاری در سال ۱۲۳۲ هـ.ق در سن هیجده سالگى همراه پدرش به قصد زیارت عتبات عالیات به عراق مسافرت کرد و در کربلا به توصیه عموى مکرمش شیخ حسن انصارى به خدمت سید محمد مجاهد که از علماى نامدار کربلا بود، رسید و بر او مهمان شد. تصادفاً در همان ملاقات نخست، مباحثه اى بین او و علامه سید مجاهد پیرامون وجوب یا حرمت نماز جمعه در دوران غیبت درگرفت که طى آن سید مجاهد با توجه به طرز بیان و شیوه استدلال شیخ، به استعداد و نبوغ او پى برد و آینده اى بسیار درخشانى براى او پیش بینى کرد. پس بر اساس پیشنهاد او در کربلا اقامت گزید و این اقامت چهار سال به طول انجامید.

شیخ انصاری از محضر اساتید بزرگ آن عصر، همچون خود سید مجاهد و شریف العلماء مازندرانى کسب فیض نمود و بعد به موطن اصلى خود بازگشت. پس از اقامت کوتاه در موطن، مجدداً رهسپار نجف اشرف گردید و با حضور در درس فقیه متبحر زمان، شیخ موسى کاشف الغطاء به تکمیل معلومات خود پرداخت و پس از مدتى توقف در نجف باز به دزفول مراجعت نمود و آن هنگامى بود که شیخ مرتضى به مرتبه اى از علم و تبحر رسیده بود که در برخى از معارف اسلامى از اساتید خود نیز پیشى داشت.

مسافرت به مشهد:

در سال ۱۲۴۰ هـ.ق، شیخ مرتضی تصمیم گرفت که به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام به مشهد برود و در ضمن از حوزه علمیه آن شهر نیز بازدید به عمل آورد. مادر شیخ که دیگر فراق فرزند برایش میسر نبود به این مسافرت رضایت نمى داد. اصرار مادر به جایى رسید که سرانجام شیخ به قرآن متوسل شده و مساله را به استخاره واگذاشت و هنگامى که قرآن را باز نمود، این آیه شریفه در برابر دیدگانش پدیدار شد: «لاتخافى و لاتحزنى انّا رادّوه الیک و جاعلوه من المرسلین».[۱] این آیه شریفه مربوط به داستان حضرت موسى علیه‌السلام و نوید پیامبرى و رسالت او بود. مفهوم این آیه باعث تسکین دل مضطرب مادر گشت و به مسافرت فرزندش رضایت داد.

شیخ انصاری در این مسافرت زیارتى و علمى، از حوزه هاى علمى بروجرد، اصفهان و کاشان نیز دیدن کرد و در برخى از آن حوزه ها مدتى اقامت گزید و در کاشان مدتى در محضر درس علامه مرحوم ملا احمد نراقى صاحب «مستند الشیعه» شرکت جست. در عین حال به تالیف اشتغال ورزید و آن چنان این استاد و شاگرد به هم جذب شدند که معروف است هنگامى که شیخ از کاشان عزیمت نمود، علامه ملا احمد نراقى فرمود: «استفاده اى که من از این جوان نمودم، بیش از استفاده اى بود که او از من برد؛ و هم او گفت من در مسافرت‌هاى مختلف افزون بر پنجاه مجتهد مسلم دیدم که هیچ یک از ایشان مانند شیخ مرتضى نبود».

شیخ مرتضى پس از چهار سال اقامت در کاشان به اتفاق برادرش شیخ منصور به مشهد رسید. پس از زیارت و چهار ماه اقامت در آن شهر و تماس با علماء و رجال فقه و فقاهت آن دیار به تهران رسید و مدتى نیز در تهران اقامت ورزید. پس از شش سال مسافرت علمى و پربار به اتفاق برادر به دزفول بازگشت و مورد استقبال اهالى قرار گرفت و چند سالى در آنجا اقامت گزید. اما اقامت در آن شهر روح تلاشگر و کنجکاو او را قانع نمى ساخت. لذا تصمیم گرفت دوباره به نجف بازگردد. زیرا در آن مرکز علمى، افراد فراوانى را مى توانست از علم سرشار خود بهره مند سازد، از این رو در سال ۱۲۴۹ هـ.ق عازم نجف گردید و به کرسى تدریس آن حوزه علمى نشست تا مرجعیت شیعه به او منتهى گردید.

استادان:

شیخ انصاری از محضر اساتید متعددی بهره جسته است که هر کدام نقش ویژه‌ای در اثرگذاری در روحیه او داشته‌اند که به بازگویی نام چند تن از آنان می‌‌پردازیم:

مدفن علمای حرم حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام
  1. عموی بزرگوارش، آیت الله شیخ حسین انصاری (شاگرد سید علی طباطبایی صاحب ریاض)، تا سن ۱۷ سالگی.
  2. آیت الله سید محمد مجاهد (از شاگردان وحید بهبهانی) او در سن ۱۸ سالگی، دو سال تمام از محضر او بهره جسته است.
  3. آیت الله شریف العلما مازندرانی؛ کسب فیض از محضر او استدامه داشته است.
  4. آیت الله ملا احمد نراقی (صاحب مستند الشیعه)؛ به مدت چهار سال تمام در کاشان
  5. آیت الله شیخ موسی کاشف الغطا (فرزند شیخ جعفر کاشف الغطاء)؛ فقیه عصر، به مدت یک سال تمام
  6. آیت الله شیخ علی کاشف الغطا؛ زعیم دینی و مرجع عالیقدر شیعه، به مدت ۵ سال
  7. آیت الله شیخ محمدحسن نجفی صاحب جواهر؛ (مدت بسیار اندک محض تیمّن و تبرّک)

تعدادی از اساتید نیز اجازه روایتی یا اجتهادی به شیخ واگذار نموده‌اند که اسامی ‌‌چند نفر از ایشان در این جا ذکر می‌‌شود:

  1. آیت الله سید صدرالدین موسوی عاملی، اجازه روایتی داده‌اند که در آن کلمه افضل و اکمل قید شده بود.
  2. آیت الله ملا احمد نراقی، اجازه روایتی مبسوطی عنایت کرده‌اند.
  3. آیت الله شیخ محمدسعید قرچه‌داغی، اجازه‌نامه روائی جامع و مبسوطی در حق او صادر نموده‌اند.

تدریس و شاگردان

در مکتب پربار و حوزه پربرکت تدریسی شیخ انصاری، شاگردان متعددی تربیت یافتند که هر کدام از استوانه‌های فقهی و مجتهدین مسلم بوده‌اند. شاگردان مستقیم شیخ بزرگوار در زمان حیات خویش بیش از هزار تن بوده است که از میان آنان شخصیت های نامی ‌‌برجسته‌ای برخاسته‌اند. ما از تعداد کثیر این جمع، به ذکر اسامی ‌‌چند تن از آنان بسنده می‌‌نمائیم:

  1. آیت الله میرزا محمدحسن شیرازی، صاحب فتوای تحریم تنباکو
  2. آیت الله شیخ جعفر شوشتری، خطیب توانا و کاتبی پرکار و واعظ پرصلابت
  3. آیت الله میرزا حبیب الله رشتی، صاحب «بدائع الافکار» و رساله اجاره و غصب
  4. آیت الله سید حسین کوه‌کمری تبریزی، صاحب آثار فراوان و استاد بزرگ حوزه نجف
  5. آیت الله شیخ محمدحسن مامقانی، صاحب کتاب «ذرایع الاحکام فی شرح شرائع الاسلام»
  6. آیت الله شیخ محمدکاظم خراسانی، صاحب «کفایة الاصول» که در تحقیق و تدقیق کم‌نظیر است.
  7. آیت الله میرزا محمدحسن آشتیانی، نماینده تام الاختیار مراجع نجف در تحریم تنباکو در تهران
  8. آیت الله میرزا ابوالقاسم کلانتری، صاحب تقریرات استاد خود، شیخ انصاری
  9. آیت الله شیخ محمدهادی تهرانی، مجتهد و دارای تالیفات متعدد فقهی و تفسیری
  10. آیت الله ملا حسین قلی همدانی، عارف نامی
  11. آیت الله میرزا حسین خلیلی تهرانی، مجتهد نامور و صاحب فتوای مشروطیت
  12. آیت الله محمد فاضل شربیانی، مجتهد معروف آذربایجانی
  13. آیت الله سید جمال الدین اسدآبادی، بنیان‌گذار وحدت مسلمین و مبارز نستوه بر علیه استعمار خارجی.

آثار و تألیفات

آثار ارزنده و تألیفات گرانسنگ و ارزشمندی از شیخ مرتضی انصاری به یادگار مانده است که هر کدام نشانی از نبوغ، اجتهاد، دانش وسیع و تحقیق دقیق آن عالم ربانی می‌‌باشد. در این بخش به صورت اجمال به ذکر برخی از آن‌ها می‌‌پردازیم:

  1. المکاسب (در فقه) شامل مکاسب محرمه، خیارات و احکام عمومی ‌‌معاملات
  2. فرائد الاصول معروف به رسائل (در اصول) شامل مباحث الفاظ، امارات و اصول عملی. دو کتاب مذکور، عالی‌ترین روش‌های فقهی و اصولی را در اختیار پژوهندگان این دو علم قرار می‌‌دهد.
  3. رساله‌ای در تقیه
  4. رساله‌ای در رضاع و نشر حرمت آن
  5. رساله‌ای در قضاء میّت
  6. رساله‌ای در مواسعه و مضایقه
  7. رساله‌ای در عدالت
  8. رساله‌ای در مصاهره
  9. رساله‌ای در ملک اقرار
  10. رساله‌ای در تبیین قاعده لاضرر و لاضرار
  11. رساله‌ای در خمس
  12. رساله‌ای در زکات
  13. رساله‌ای در خلل صلوة
  14. رساله‌ای در ارث
  15. رساله‌ای در تیمم
  16. رساله‌ای در قاعده تسامح
  17. رساله‌ای در باب حجیت اخبار
  18. رساله‌ای در قرعه
  19. رساله‌ای در متعه
  20. رساله‌ای در تقلید
  21. رساله‌ای در قطع و جزم
  22. رساله‌ای در ظن
  23. رساله‌ای در اصالة البرائه
  24. رساله‌ای در مناسک حج
  25. حاشیه‌ای بر مبحث استصحاب
  26. حاشیه‌ای بر «نجاة العباد‌ فى المعاد» (رساله عملیه شیخ محمدحسن نجفی)
  27. کتابی در علم رجال
  28. تالیفی در اصول الفقه
  29. حواشی بر «عوائد الایام» تألیف ملا احمد نراقی
  30. حاشیه‌ای بر بغیة الطالب
  31. اثبات التسامح فی ادلة السنن
  32. التعادل و التراجیح
  33. رساله‌ای در تقیه
  34. رساله‌ای در التیمم الاستدلالی

از ویژگی‌هایى که در نوشته هاى شیخ انصاری جلب توجه مى کند، سبک نگارش و روش ساده نگارى او است که هر مطلب علمى را با سادگى و سلاست عبارت برگزار مى نماید و سعى مى کند هر چه بیشتر مطلب را به ذهن خواننده نزدیک تر سازد، به حدى که درخور فهم او تنزیل دهد. در تألیفات او الفاظ مشکل و غیرمستعمل کمتر دیده مى شود. او با قلم شیوا و خالى از ابهام مطالب را به رشته تحریر درآورده است و این یکى در میان امثال او همانند صاحب جواهر و صاحب ریاض از اختصاصات وى به شمار مى آید.

حاشیه‌نویسی بر کتب شیخ انصاری:

در عظمت علمی‌‌ و نبوغ فکری شیخ مرتضی انصاری همین قدر کافی است که اطلاع پیدا نمائیم تاکنون بیش از ۲۰۰ نفر از علمای اسلامی‌‌ بر کتب و نوشته‌های او حاشیه و تعلیقه نگاشته‌اند و کتاب‌های تألیفی او به کرات در ایران، عراق و دیگر کشورهای اسلامی‌‌ مورد تجدید طبع قرار گرفته است، به حدی که هم اکنون غذای فکری طلاب و فضلای حوزه‌های علمیه و برخی از مجامع دانشگاهی و حقوقی را آثار او تشکیل می‌‌دهد. شخصیت های بزرگی مانند: آخوند خراسانی (صاحب کفایه الاصولسید محمدکاظم یزدی (صاحب عروهمیرزا حبیب الله رشتی، میرزا محمدحسن آشتیانی، محمدحسین کاشف الغطا، سید عبدالحسین شرف الدین، شیخ محمدجواد بلاغی، شیخ محمدحسن مامقانی و تعداد کثیری از علما و مجتهدین مبرز و نامدار، نوشته‌ها و تالیفات شیخ را اصل قرار داده و بر آن تعلیقه و تحشیه افرودند و نظریات او را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده‌اند.

استاد شهید مرتضی مطهری در این مورد می گوید: حواشی متعددی از طرف علمای بعد از او به کتاب‌های او زده شده، بعد از محقق حلی و علامه حلی و شهید اول، شیخ انصاری تنها کسی است که کتاب‌هایش از طرف علمای بعد از خودش مرتب حاشیه خورده است.[۲]

مبتکر علم اصول جدید

مقام علمی ‌‌شیخ انصاری در حدی است که به حق و شایستگی تمام، او را خاتم الفقها و پایان‌دهنده و تکمیل‌کننده فقاهت لقب داده‌اند و او یکصد و پنجاه سال تمام است که بر جهان فقه و اصول و حوزه‌های علمی ‌‌شیعه حکومت و زعامت روحی و فکری دارد و اندیشه‌ها و ابتکارات او سرفصل تاریخی در فقه به شمار آمده و مستند فقها است.

او نظریات ابتکاری و ابداعی بسیاری در فقه و اصول به وجود آورد که می‌‌توان نظریه حاکم بودن یکی از ادله بر دلیل‌های دیگر در مبحث تعادل و تراجیح را از نظریات مهم او به شمار آورد و همچنین بها دادن شایسته به عقل و خرد در شناخت حکم و قانون اسلام و دیگر مبارزه با اخباری‌گری رایج آن روز بود که شیخ ‌بزرگوار ما توانست با یک رشته از بیانات دقیق علمی‌‌ در برابر آن‌ها بایستد و آنان را متقاعد سازد. این امر از امتیازات بارز او به شمار می‌‌آید. او کوشید که به منکرین اعتبار عقل در شناخت معارف و احکام اسلامی‌‌ ثابت کند که ملازمه‌ای میان عقل و شرع وجود دارد و آنچه را که عقل حکم می‌‌کند، شرع نیز حکم می‌‌کند و حکومت این قاعده در اغلب فتاوی و نظریات مرحوم شیخ جلوه خاصی داد، منتهی باید خود عقل و آن قاعده فقهی مورد ارزیابی قرار گیرد که عقل چگونه عقلی باشد و قاعده نیز کدام قاعده باشد؟

او با این روش متین و مستحکم، اصول اخباری‌گری رایج آن روز را در هم کوبید و پایه‌ها و اصول مستحکمی‌‌ برای فقه و اصول نوین بنیاد نهاد و مسیر اجتهاد را روشن و مبرهن نمود. او با این وسعت مشرب، باب اجتهاد و افتا و استخراج و استنباط احکام شرعیه فرعیه را از منابع و مصادر اولیه باز گشود و رمز پیشرفت و ترقی مسلمانان را در مسیر اجتهاد و اعتقاد بر خویش در راه عمل به احکام الهی قرار داد.

ویژگی‌های اخلاقی

شیخ انصاری در بین عرفای نحله نجف

شیخ انصاری نه تنها در زمینه مسائل علمى و فقهى یگانه دوران بود، بلکه در اخلاق و زهد نیز در میان اقران و امثال کم نظیر بود. او در زهد و وارستگى معنوى و اخلاقى به مقام والایى از عروج و ارتقاء رسیده بود که مرحوم میرزا حبیب الله رشتى، یکى از اصحاب و معاصران او، آن را یکى از امتیازات فوق‌العاده اش به شمار آورده و مى گوید: «شیخ در چند چیز امتیاز داشت: علم، ریاست، تقوى و زهد».

او در زهد و تقوى نمونه و الگو بود؛ در تقوى و صیانت نفس او در مسائل مالى و اقتصادى کافى است که گفته شود با آن که وجوه شرعى فراوانى از چهل میلیون شیعه روى زمین آن روزگار در نجف به محضرش آورده مى شد، در عین حال او همانند یک فرد فقیر گذران مى کرد و حتى اموالى را که به عنوان تحفه و هدیه به محضرش آورده مى شد بین فقرا و مستمندان یا طلاب و مصالح عمومى مسلمین صرف مى کرد؛ از آن نظر که این تحفه ها به عنوان مرجعیت است، نه به عنوان شخص مرجع، عنوان رئیس شریعت است نه شخص رئیس.

او به مشکلات و امور مردم شخصا رسیدگی می‌‌کرد و از احوال طلاب و محصلین همواره جویا می‌‌شد و برای ترویج بیشتر از علوم دین با بودن علما و طلاب در یکی از شهرستان‌ها، اجازه نمی‌‌داد سهم امام را از آنجا به جای دیگری ببرند و سفارش می‌‌نمود که در همان شهر به مصرف محصلین و طلاب برسانند.

شیخ نه تنها به طلاب حوزه رسیدگی می‌‌کرد، بلکه همواره به فکر فقرا و مستمندان نیز بوده است و شب‌ها همانند مولایش امیرالمومنین علیه السلام به خانه‌های مسکونی فقرا سر می‌‌زد و مواد غذایی بر دوش گرفته، در بین خانواده‌های مستمند و بیچاره تقسیم و توزیع می‌‌نمود.

در کتاب «لؤلؤ الصدف» چنین آمده است: و اغلب عطایای آن مرحوم در سحر بوده، کثیری از فقرا معاش (حقوق) معین داشتند که همیشه سالانه و ماهانه به آنان می‌‌رسید و هیچ نمی‌‌دانستند از کجاست. در وقت سحر بر در خانه فقرا می‌‌رفت. با لباس مبدل و صورت را ستر می‌‌کرد و به مقدار حاجت آن‌ها مرحمت می‌‌فرمود و چون شیخ از دنیا رفت، معلوم شد آن مردی که بر درب منازل این مردم در اوقات غیرمتعارفه می‌‌آمده، آن مرحوم بوده است. او انصافاً روی اسلام را سفید کرد.

نوشته‌اند که یکی از یاران شیخ، نسبت به این کار انسانی وی (کمک به فقرا و مستمندان) از او ستایش و تمجید کرد. شیخ در پاسخ گفت: این وسیله فخر و کرامتی نیست، زیرا وظیفه هر فرد معمولی است که امانت را به صاحبش برساند و این وجوه هم حقوق فقراست که به عنوان امانت نزد من می‌‌باشد و من به صاحبانش می‌‌رسانم.

در همان هنگام که زعامت و رهبرى امت را بر عهده گرفته بود، مجلس درس داشت و نماز جماعت برپا مى نمود و کارهاى مردم را بررسى مى کرد و به عیادت بیماران و تشییع جنازه ‌ها مى رفت و گره از مشکلات مردم مى گشود.

شیخ انصارى به قدرى متقى و پرهیزکار بود که حتى هدایایى را که براى ایشان مى آوردند بین طلاب تقسیم مى نمود و خود به اندازه حقوق یک طلبه معمولى برمى داشت. با آن که در هر سال زیاده از صد هزار تومان (در آن زمان مبلغ کلانى بوده) از وجوه شرعى به سوى او متوجه مى گردید ولى وقتى وفات نمود، درهم و دینارى باقى نگذاشت و در زندگى به کم اکتفا مى نمود. نزدیکان شیخ همواره به شیخ اعتراض مى نمودند که چرا شیخ این همه در معیشت بر خود و خانواده سخت مى گیرد؟ روزى مادر شیخ به وى گلایه نمود که چرا با این همه وجوهى که به دستت مى رسد، مقدار ناچیزى ماهیانه به برادرت منصور مى دهى؟ شیخ فرمود تا کلید اتاقى را که در آن بیت المال نگهدارى مى شد، آوردند و به مادرش داد و گفت: «این کلید اتاق، خودت بفرما و هر چه مى خواهى بردار و به برادرم منصور بده، اما روز قیامت هم خودت باید جوابگو باشى». مادر محترمش با این سخن شیخ متنبه شد و کلید را به شیخ برگرداند و فرمود: «من هرگز چنین مسئولیتى را بر عهده نمى گیرم».

روزى شخصى خدمت شیخ رسید و گفت: «اى شیخ! شب گذشته در خواب دیدم که شیطان به سراى شما آمد و طناب بر گردن شما انداخت و کشان کشان شما را تا سر کوچه برد و شما در تمام مدت تلاش مى کردید که هر جور شده خود را از بند وى برهانید و بالاخره سر کوچه طناب را از گردن خود به دور افکنده و به خانه برگشتید. مرا راهنمایى کنید که تعبیر آن خواب آشفته چه بوده؟». شیخ رحمة الله علیه با تبسمى آهسته فرمود: «خدا لعنت کند شیطان را، خواب شما راست بوده است. دیروز ما در خانه خرجى نداشتیم و وجوهات فراوانى نیز رسیده بود؛ با خود گفتم من یک دینار برمى دارم و مایحتاج زندگى را تهیه مى کنم و بعداً آن را به جاى خود برمى گردانم. با این خیال دینارى برداشته و به قصد خرید از خانه خارج شدم، ولى در بین راه با خود فکر مى کردم که آیا این کار درست است که من کردم؟ تا بالاخره سر کوچه که رسیدم سخت متنبه شدم و با خود گفتم: شیخ این چه کارى است که مى کنى و پشیمان شدم و برگشتم و دینار را در سر جاى خود قرار دادم!».

وفات

مرقد شیخ مرتضی انصاری در حرم امیرالمؤمنین علیه‌السلام

مرحوم شیخ مرتضی انصاری، سرانجام در سن ۶۷ سالگی به سال ۱۲۸۱ هجری در ۱۸ جمادی الثانی، با انبوهی از مفاخر و نوشته‌ها و ذخائر فکری و معنوی که عموما در خدمت به اسلام بود، به دار باقی شتافت و جهان اسلام را در سوگ خود عزادار ساخت. وصی گرامی‌‌ او، سید علی شوشتری بنا به وصیت شیخ بر جسم مطهرش نماز گزارد و در حرم امیرالمؤمنین علیه السلام دفن شد. شیخ منصور انصارى برادر ارجمندش، در تاریخ ولادت و وفات او گوید:[۳]

ز غیب آمده تاریخ حیات و ممات «غدیر» عام تولد، «فراغ» عام وفات

پانویس

  1. سوره قصص، آیه ۲۸.
  2. آشنایی با علوم اسلامی، ص۳۰۹.
  3. لفظ «غدیر» ۱۲۱۴ برابر با تاریخ تولد، و لفظ «فراغ» ۱۲۸۱ سال وفات اوست.

منابع

  • فقهای نامدار شیعه، عبدالرحیم عقیقی بخشایشی.
  • "مرتضی انصاری؛ زندگی و شخصیت شیخ انصاری"، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سالگرد تولد شیخ انصاری.


مسابقه از خطبه ۱۳۳ و ۱۳۳ و ۱۶۷ نهج البلاغه