شیخ محمدحسن نجفی

از دانشنامه‌ی اسلامی
(تغییرمسیر از صاحب جواهر)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«شیخ محمدحسن نجفی» معروف به «صاحب جواهر» (۱۲۶۶-۱۲۰۰ ق)، فقیه اصولی و از مراجع بزرگ شیعه در قرن سیزدهم هجری و از شاگردان شیخ جعفر کاشف الغطاء بود. او تکمیل کننده فقه و اصولی بود که مدت طولانی در قرن ۱۱ و ۱۲ در حوزه‌های علمیه به سستی و خاموشی رفته بود و وحید بهبهانی به آن رونق داده بود. حوزه درسی صاحب جواهر مرکز تجمع فضلا و دانشمندان بزرگی چون شیخ جعفر شوشتری و میرزا محمدحسن شیرازی بود. کتاب «جواهر الکلام» از مهمترین آثار علمی اوست.

Mohamad- hassan-najafi.jpg
نام کامل شیخ محمدحسن نجفی
زادروز ۱۲۰۰ قمری
زادگاه نجف
وفات ۱۲۶۶ قمری
مدفن نجف

Line.png

اساتید

شیخ جعفر کاشف الغطاء، سید جواد عاملى، سید محمد مجاهد،...

شاگردان

میرزا محمدحسن شیرازی، شیخ جعفر شوشتری، میرزا حبیب‌الله رشتی، شیخ محمدحسن مامقانی، شیخ‌ عبدالحسین‌ تهرانی،..

آثار

جواهر الکلام، نجاة العباد‌ فى المعاد، هدایة الناسکین، رساله‌ در احکام روزه، مقالاتى در اصول فقه،...


ولادت و خاندان

شیخ آقا بزرگ تهرانی، احتمال می‌‌دهد که ولادت محمدحسن نجفی فرزند محمدباقر در سال ۱۲۰۰ یا ۱۲۰۲ قمری در شهر نجف رخ داده باشد، با آن نشان که آغاز تألیف «جواهر الکلام» او در ۲۵ سالگی بوده است و برخی نوشته‌های کتاب را به استادش شیخ جعفر کاشف الغطاء ارائه داده است و وفات استادش در سال ۱۲۲۸ بوده است؛ از این رو بعید نمی‌‌شمارد که ولادت او در همان تاریخ مذکور بوده باشد.

نیاکان محمدحسن نجفی از اصفهان به نجف اشرف هجرت کرده‌اند. زمانى شیخ عبدالرحیم شریف کبیر - جد سوم محمدحسن - از اصفهان راهى نجف شد و در آن شهر مقدس رحل اقامت افکند تا از محضر عالمان بزرگ کسب فیض کند؛ که سرانجام از فقیهان وارسته و فاضل شد.

دو پسر دانشمند به نامهاى آقا محمد کبیر و آقا محمد صغیر (جد دوم محمدحسن و مولف کتاب الاقتباس و التضمین در عقاید) از او به یادگار ماندند. شیخ عبدالرحیم، فرزند آقا محمد صغیر و جد محمدحسن، فرزانه‌اى است که به نیکى از او یاد کرده‌اند. در حقیقت محمدحسن دوران کودکى و نوجوانى را در دامان خاندان علم و فضیلت سپرى کرد.

تحصیلات و استادان

محمدحسن نجفی دروس مقدمات و سطح را نزد سید حسین شقرایى عاملى (متوفى ۱۲۳۰ ق) و شیخ قاسم آل محیى الدین (متوفى ۱۲۳۸ ق) و شیخ حسن (متوفى ۱۲۵۰ ق) گذراند و در نوجوانى به درس خارج فقه و اصول که دوره تخصص و اجتهاد در حوزه علمیه است راه یافت.

شیخ محمدحسن، سالیان دراز در عالیترین سطح دروس حوزه علمیه، در درس فقیه بزرگ آیت الله شیخ جعفر کاشف الغطا و فرزند او آیت الله شیخ موسی کاشف الغطا، سید جواد عاملى (صاحب مفتاح الکرامه) و آیت الله سید محمد مجاهد (صاحب مفاتیح الاصول) شرکت کرد و با پشتکار و نبوغى که داشت توانست در ۲۵ سالگى به درجه اجتهاد نایل آید.

تدریس و شاگردان

صاحب جواهر شاگردان متعددی داشته است که در مکتب پرفیض فقهی او تربیت یافته‌اند. چون حوزه درسی او مرکز تجمع فضلا و دانشمندان از هر نقطه و دیار بود و در حق او گفته‌اند که هیچ شهر شیعه‌نشینی وجود نداشت که یکی از شاگردان او به عنوان مرجع مسائل مردم به آن نقطه نرسیده باشد. از جمله شاگردان بزرگ او عبارتند از:

  1. آیت الله شیخ جعفر شوشتری
  2. آیت الله میرزا حبیب الله رشتی
  3. آیت الله میرزا محمدحسن شیرازی
  4. آیت الله میر سید حسن مدرس اصفهانی
  5. آیت الله شیخ محمدحسن مامقانی
  6. آیت الله میرزا حسین خلیلی تهرانی
  7. آیت الله شیخ محمدحسین کاظمی
  8. آیت الله شیخ عبدالحسین تهرانی (شیخ العراقین)
  9. آیت الله سید حسین کوه کمرى
  10. آیت الله ملا على کنى
  11. شیخ مرتضی انصاری، که به عنوان تیمّن و تبرک در درس صاحب جواهر شرکت می‌کرد.
  12. شیخ عبدالرحیم بروجردى
  13. شیخ عبدالله نعمت عاملى
  14. شیخ محمد ایروانى

آثار و تألیفات

  1. جواهر الکلام در شرح کتاب «شرایع الاسلام» محقق حلى: «جواهر» کتاب فقهی است که از نظر دارا بودن آرا و گفته‌های علما، همراه با دلیل‌های آنان بی‌نظیر است و از نظر جامع بودن به اقوال پیشینیان و متاخرین مورد استقبال و رغبت اهل علم و پژوهندگان علم فقه بوده است، از این رو بارها به زیور طبع آراسته شده است. کتاب جواهر یکی از نوادر و غرائب روزگار است که عمر یک فرد با آن همه اشتغالات مرجعیت باید آن چنان بابرکت باشد که به جمع‌آوری و تالیف چنین دائرة‌المعارف بزرگی یک تنه قیام ورزد، چون جواهر با چاپ‌های کنونی که هر جلد بالغ بر ۵۰۰ صفحه است، در حدود بیست و یک هزار و پانصد صفحه می‌‌گردد و مطالعه آن یک عمر بابرکتی می‌‌طلبد.
  2. نجاة العباد فى المعاد: رساله عملیه او درباره احکام طهارت و نماز
  3. هدایة الناسکین: درباره احکام حج
  4. رساله‌اى در احکام خمس و زکات
  5. رساله‌اى در احکام روزه که به فارسى ترجمه شده است.
  6. رساله‌اى در احکام ارث
  7. مقالاتى پیرامون اصول فقه

موقعیت علمی و مرجعیت

در قرن سیزدهم قمری، ریاست و مرجعیت شئون عمومی ‌‌شیعه به صاحب جواهر منتهی گردید و او شایستگی کامل اداره این امر را داشته است، با آن که در آن قرن علما و فقهای بزرگ دیگری نیز می‌‌زیسته‌اند، ولی با توجه به عظمت و والایی مقام شیخ محمحسن کسی در مقام معارضه یا رقابت با او برنخاسته است. ایشان از سال ۱۲۶۶ تا ۱۲۸۱ هـ.ق، پانزده سال تمام ریاست و زعامت علمی‌‌ حوزه علمیه نجف را در اختیار داشت و مردم مسلمان از او تقلید و پیروی می‌‌کردند و آن چنان در عرصه فقه و اصول تبحر داشت که با گذشت یک قرن و نیم از وفات او هنوز هم تألیفاتش در فقه و اصول در حوزه‌ها مورد استفاده اساتید می‌‌باشد.

او تکمیل کننده حرکت علمی‌‌ و فقهی جدیدی بود که اساس آن توسط علامه وحید بهبهانی در کربلا، پایه‌گذاری گردید، پس از آن که مدت طولانی در قرن ۱۱ و ۱۲ حوزه‌های علمی‌‌ به خاموشی و سستی گرائیده بود، در اثر حرکت و تلاش‌های مرحوم وحید بهبهانی و در عهد شریف العلماء مازندرانی (متوفی ۱۲۵۴)، تلاش‌ها به اوج خود رسید. حوزه درسی او از امواج طلاب پژوهشگر موج می‌‌زد و بیش از هزار نفر در حوزه درسی او تلمذ می‌‌نمودند. ولی با وفات شریف العلما از موقعیت حوزه کربلا کاسته گردید و آنجا مرکزیت علمی‌‌ خویش را از دست داد و انظار و افکار مردم و طلاب به حوزه علمیه نجف متوجه گردید و وجود صاحب جواهر، بزرگترین عامل این جذبه معنوی و علمی ‌‌بود.

می‌‌توان گفت که قرن سیزدهم هجری، یکی از قرون پرثمر و پربار علمی‌‌ و فقهی در جهان اسلام‌‌ است. شخصیت ها و فحول نامی‌‌ علمی‌‌ و فقهی به عرصه بروز و ظهور آمدند که نمونه‌ای از آن‌ها شیخ محمدحسن نجفی در فقه و شیخ مرتضی انصاری (متوفی ۱۲۸۱) در فقه و اصول بود. این تحولات بزرگ علمی‌‌ و فقهی، مرهون امنیت و آسایش سیاسی موقتی بود که پس از آن همه برخوردها و مبارزات نظامی‌‌ و سیاسی دو دولت عثمانی و ایران بر سر تصاحب عراق صورت گرفته بود. در این دوران، طلاب و مهاجرین و زائرین از هر سو به آن ناحیه رو می‌‌آوردند و نیازهای فکری و روحی خود را از خرمن علم و عرفان و از کانون آموزش و بینش اسلامی‌‌ آن سیراب می‌‌ساختند. محصول فقهی و علمی ‌‌این نشاط‌ها، پدیدآمدن آثار بزرگ فکری بود که هر کدام به نوبه خود از ذخایر فکری و علمی ‌‌اسلامی ‌‌محسوب می‌‌شوند، کتاب‌ها و موسوعه‌های بزرگ فقهی مانند: «جواهرالکلام» در فقه، و کتاب‌هایی مانند: «فرائدالاصول» در علم اصول.

صاحب جواهر معتقد به ولایت فقیه بود و درباره آن می‌گوید: «اگر ولایت عامه فقیه نباشد، بسیارى از کارهاى مربوط به شیعیان معطل مى‌ماند.» ایشان علمایى را که درباره ولایت فقیه تردید دارند بسختى مورد نکوهش قرار داده، می‌نویسد: «این افراد طعم فقه را نچشیده و از فرمایش ائمه علیهم‌السلام چیزى نفهمیده‌اند.»

آثار و خدمات اجتماعی

مرحوم مظفر در مقدمه کتاب «جواهر الکلام» مقاله‌ای را درباره شیخ محمدحسن نجفی نوشته است که در بخشی از این مقاله می گوید: صاحب جواهر در طول عمر مبارک خویش، دست نیازمندان و فقیران را می‌گرفت و با مردم ارتباط نزدیکی داشت. در این راستا، به کارهای خیر و عمومی همت می‌گماشت. حفر دو چاه در نجف و کوفه و وقف آن بر استفاده همگان، از کارهای ماندگار ایشان به شمار می‌رود.

یکی از آثار ماندگار شیخ در راه رفاه عمومى و آسایش مردم نجف، آبیارى نجف اشرف و حفر کانال معروف به «نهر صاحب جواهر» است که با همت جمعى از مردم نیکوکار از فرات تا نجف کانال بسیار وسیع و عمیقى گشود و هزینه‏ هاى بسیارى را صرف کرد تا مردم را از بى آبى نجات داد.

همچنین شیخ نجفی به مسجد سهله علاقه فراوان داشت و حرکت به سوى مسجد سهله را چهارشنبه شبها، پایه ‏گذارى نمود و جمعى از شاگردانش با او حرکت مى‌کردند و شب را در آنجا بیتوته و عبادت مى‏ نمودند؛ به همین منظور، دستور احداث وضوخانه و مکانی برای سکونت خادمان مسجد سهله را ابلاغ نمود.

از دیگر آثار ایشان می‌‏توان به تأسیس ساختمان‌هاى مجاور مسجد کوفه، ساختن گلدسته برای مسجد کوفه، بنای ساختمان حرم حضرت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه در کوفه، اشاره نمود.

وفات

وفات مرحوم محمدحسن نجفی، در اول شعبان سال ۱۲۶۶ هجری قمری در نجف اشرف واقع شد و در مقبره‌ای که هم اکنون به نام او معروف است، مدفون گردید.

از درایت و دلسوزی او به حفظ شئون حوزه اسلام، این بود که در هنگام مرگ خویش، شیخ ‌مرتضی انصاری را به عنوان زعیم حوزه علمیه معرفی نمود. صاحب جواهر به شیخ انصارى فرمود: زمام امور دینى را که به من مربوط مى‌شود، بعد از خود به شما مى‌سپارم و این امانتى الهى است در نزد شما و پس از من، شما مرجع تقلید شیعیان خواهید بود. سعى کنید زیاد جانب احتیاط را نگیرید. احتیاط زیاد، زحمت امت اسلامى را فراهم مى‌سازد و دین اسلام، دین جامع و سهل است.

منابع

آرشیو تصاویر

مسابقه از خطبه ۱۳۳ و ۱۳۳ و ۱۶۷ نهج البلاغه