سید عبدالعزیز طباطبایی

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

علامه محقق، آیت الله سید عبدالعزیز طباطبایى یزدی (۱۳۰۸ - ۱۳۷۴ ش) ملقب به محقق طباطبایی، نامى آشنا براى اهل قلم و تحقیق است. محقق طباطبایى را بدون شک باید از نامدارترین کتاب شناسان و نسخه شناسان عصر اخیر بشمار آورد. نام او بر تارک پژوهش هاى علوم اسلامى چون ستاره اى مى درخشد و یک عمر تلاش و خوشه چینى از خرمن معارف اهل بیت علیهم السلام را تداعى مى کند. ایشان مرجع محققان و پشتوانه اى براى جویندگان دانش در عصر ما بود. درب خانه اش به روى همه باز بود و با رویى گشاده به مشکلات و سؤالات افراد پاسخى شایسته مى داد.

S-a tabatabaee.png
نام کامل آیت‌الله سید عبدالعزیز طباطبایى
زادروز ۱۳۰۸ شمسی
زادگاه یزد
وفات ۱۳۷۴ شمسی
مدفن قم

Line.png

اساتید

سید ابوالقاسم خویى، سید عبدالهادى شیرازى، آقا بزرگ تهرانى، ...


آثار

الحسین علیه السلام والسنة، مستدرک الذریعه، اهل البیت فى مکتبة العربیة، ...

ولادت و خاندان

سید عبدالعزیز طباطبائی در بیت طباطبایى یزدى در ۲۳ جمادى الاول ۱۳۴۸ ق (چهارم آبان ۱۳۰۸ ش) پا به عرصه وجود گذاشت. بیت طباطبایى از خانواده هاى ریشه دار و شریف ایران هستند و مردان بزرگى را در دامن خود پرورش داده اند. اصل این خاندان از «کسنویه» یزد است و اولین کسى که از آن ها به عراق هجرت کرد، فقیه و عالم نامى، مرحوم آیت الله العظمى سید محمدکاظم یزدى صاحب «عروة الوثقى» است. یکى از افراد بیت طباطبایى - که پسرعموى صاحب «عروة» مى باشد - آقا سید اسماعیل طباطبایى است. او که دروس عالى حوزه را در نجف اشرف فراگرفته بود و از فضلاى حوزه بشمار مى رفت، به دامادى صاحب «عروة» درآمد. فرزند سید اسماعیل، مرحوم آقا سید جواد طباطبایى، پدر محقق طباطبایى است. مادر سید عبدالعزیز نیز فرزند سید احمد طباطبایى، پسر صاحب عروة است. لذا محقق طباطبایى هم از سوى پدر و هم از سوى مادر، نواده صاحب عروه محسوب مى شود.[۱]

پدر محقق طباطبایى، یعنى آقا سید جواد، از چهره هاى معروف علماى نجف اشرف بود. آقا سید عبدالعزیز درباره پدر گرامى اش مى گوید: «ایشان از اهل علم، مشهور به تقوا و زهد بود... قسمت زیادى از وقت خود را مشغول نماز و نوافل بود و نصف آخر قرآن را حفظ داشت و هر روز قرائت مى کرد».[۲]

تحصیلات و استادان

سید عبدالعزیز بعد از دوران طفولیت به مکتب رفت و خط و قرآن و حساب و دیگر مقدمات را فراگرفت. پس از آن به سلک طلاب علوم دینى درآمد و تحت اشراف پدر گرامى اش مراحل آغازین دانش را طى کرد.

پانزده سال داشت که همراه پدر به ایران آمد و در همین سفر پدرش درگذشت. اگر چه از دست دادن سایه مهر پدرى براى او سخت بود، ولى سید عبدالعزیز خیلى زود به قم رفت و مدتى مشغول تحصیل بود و از درس مرحوم آیت الله حاج آقا رضا صدر استفاده کرد. سال بعد به نجف اشرف و جوار آستان مولاى متقیان امیرالمومنین علیه السلام برگشت و در پرتو آن قبه نورانى مشغول کسب علم گردید.

محقق طباطبایى سالیان متمادى از محضر بزرگان حوزه سترگ نجف بهره ها برد. بعضى از شخصیت هایى که وى از خرمن دانش آن ها استفاده کرده است، عبارتند از:

  1. آیت الله العظمى سید ابوالقاسم خویى (م، ۱۴۱۳ ق)
  2. آیت الله العظمى سید عبدالهادى شیرازى (م، ۱۳۸۲ ق)
  3. آیت الله العظمى سید عبدالاعلى سبزوارى (م، ۱۴۱۴ ق)
  4. آیت الله سید على علامه فانى (م، ۱۴۰۹ ق)
  5. آیت الله سید هاشم حسینى طهرانى (م، ۱۴۱۱ ق)
  6. آیت الله میرزا محمدعلى اردوبادى (م، ۱۳۸۰ ق)
  7. آیت الله شیخ مجتبى لنکرانى (م، ۱۴۰۶ ق)
  8. آیت الله شیخ صدرا بادکوبه اى (م، ۱۳۹۲ ق)

آقا عبدالعزیز طباطبایى مراتب عالى فقه، اصول، کلام و فلسفه را از این بزرگان فراگرفت؛ ولى آن چه از دوران جوانى مورد علاقه فراوانش بود، علم کتابشناسى و بررسى و احیاى میراث کهن شیعه بود. در سال هاى تحصیل او در نجف، دو شخصیت فرزانه و استوانه استوار این رشته حاضر بودند: علامه حاج آقا بزرگ تهرانی، صاحب اثر عظیم «الذریعه» و علامه حاج شیخ عبدالحسین امینى مؤلف کتاب گرانسنگ «الغدیر». این دو بزرگوار که از چهره هاى تابناک حوزه علمیه بشمار مى رفتند و خود کتابخانه اى سیار از میراث شیعه بودند، در رشد و پرورش آقا سید عبدالعزیز بسیار تأثیرگذار بودند.

سید عبدالعزیز از سه نفر از بزرگان اساتید خود نیز داراى اجازه نقل روایت بود که عبارتند از حضرات آیات: سید ابوالقاسم خویى؛ سید عبدالهادى شیرازى و علامه آقا بزرگ تهرانى.

فعالیت‌هاى علمى و تحقیقی

محقق طباطبایى از همان اوان تأسیس کتابخانه عمومى حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در نجف اشرف به وسیله مرزبان غیور حریم تشیع، علامه امینى، در آن جا مشغول تحقیق و تدوین فهرست کتابخانه شد. این امر باعث انس و ارتباط مداوم با علامه امینى گردید. در همین سال‌ها محقق طباطبایى براى شناسایى نُسَخ خطى، کتابشناسى و سایر ظرایف و دقایق این رشته، با علامه عالیقدر حاج آقا بزرگ تهرانى مراوده مستمر داشت.

علامه محقق طباطبایى در سال ۱۳۹۶ ق (۱۳۵۶ ش) به علت فشارهاى رژیم عراق به ایرانى ها، به میهن آباء و اجدادى خویش مهاجرت کرد و در جوار نگین شهر قم، حضرت معصومه سلام الله علیها، اقامت گزید. حضور ایشان در حوزه مقدس قم براى فضلا و محققین بسیار مغتنم و نیک بود و خیلى زود شمع جمع اهل قلم گردید. اخلاق پاک و روحیه بى آلایش، سخاوت علمى، تواضع و محبت آن عزیز باعث ارادت و علاقه مضاعف شاگردانش به او مى شد. حافظه بسیار خوب، اخلاص و عشق به نشر آثار اسلامى، تجربه عملى و معاشرت طولانى با اساتید و اهل فن، از محقق طباطبایى دانشمندى جامع پدید آورده بود، به طورى که هر کسى از محضرش بهره اى مى برد.

علاوه بر محققین و شاگردان، مؤسسات تحقیقاتى و علمى نیز از تجربه و تخصص او بى نیاز نبودند. مراکزى همچون: مؤسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه، بنیاد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى، دایرة المعارف بزرگ اسلامى و... با ایشان ارتباط داشتند و آثار زیادى با نظارت و همکارى مستقیم وى تحقیق و چاپ شد. بر اساس فهرستى که فرزند گرامى شان، آقاى سید محمد طباطبایى، تهیه کرده اند، تعداد ۹۴ عنوان کتاب با استفاده از راهنمایى ها و یادداشت هاى محقق طباطبایى تحقیق شد که در مقدمه این آثار بدین نکته اشاره شده است.[۳]

علامه محقق طباطبایى همچنین در مجامع و همایش هاى علمى مختلفى شرکت مى جست و در بسیارى از آن ها مقالاتى نیز ارائه مى نمود. از آن جمله به کنگره علامه شریف رضى در ۱۴۰۶ ق در تهران، کنگره هزاره شیخ مفید در ۱۴۱۳ ق، در قم، کنگره امام حسین علیه السلام در ۱۴۰۴ ق در لندن و کنگره امام على علیه السلام در ۱۴۰۶ ق در لندن، مى توان اشاره نمود.

فهرست‌نگارى و کتاب‌شناسى:

محقق طباطبایى از اوان نوجوانى علاقه وافرى به فهرست نگارى و کتاب شناسى نشان مى داد و چنان که خود فرموده اند، در سن هشت یا نه سالگى کتُب کتابخانه مدرسه سید را در نجف اشرف در دفتر کوچکى فهرست کردند. این دفتر اولین فهرستى است که ایشان تهیه نمود.[۴] در دوران جوانى درک محضر کتاب شناس شیعه، علامه آقا بزرگ تهرانی و ۲۵ سال ارتباط با وى، تبحر و تخصص ویژه اى به آقاى طباطبایى بخشیده بود و شاید بتوان او را یادگار و وارث علمى صاحب «الذریعه» در قم دانست. ایشان فهرست هاى زیادى را از نُسَخ خطى داخل و خارج کشور تهیه کرد که در بخش آثار به آن ها اشاره خواهیم کرد.

محقق طباطبایى در مورد فهرست نگارى در ایران فرموده اند: «در ایران، در کل بسیار خوب است؛ و من مکرراً گفته ام که هیچ کشور دیگرى به اندازه ایران، فهرست تهیه و چاپ نکرده است». ایشان در مورد زبان فهرست ها گفته اند: «به نظر من بهتر است که فهرست به زبان کتاب ها باشد؛ مثلاً کتب عربى به زبان عربى و کتاب هاى فارسى به زبان فارسى فهرست شوند».

مرحوم طباطبایى درباره فهرست نگارى کتابخانه مرکزى آستان قدس رضوى نیز ضمن تجلیل، فرموده اند: «کار اشتباهى که انجام شده فهرست موضوعى است؛ زیرا کتابخانه اى را که دائماً در حال رشد است نمى توان به صورت موضوعى فهرست کرد، بلکه باید کتاب ها را شماره اى فهرست کرد».[۵]

آثار و تألیفات

فهرست مختصر تألیفات و نوشته هاى ایشان بر اساس مقاله «خزان در گلشن تحقیق»[۶]، اثر فاضل ارجمند جناب صدرایى خویى - که خود از ارادتمندان و شاگردان محقق طباطبایى است - به شرح ذیل مى باشد. آثار ایشان را مى توان به هفت بخش تقسیم کرد:

الف) آثارى که در تکمیل تألیفات استادشان علامه تهرانى تألیف نمودند:

مثل «مستدرک الذریعه»، «اضواء على الذریعه»، «مهذب الذریعه»، «معجم اعلام الشیعه»، «تعلیقات على طبقات اعلام الشیعه» و «تنظیم و تصحیح نقباء البشر».

ب) آثارى که در تکمیل تألیفات استادشان علامه امینى تألیف نمودند:

مانند «على ضفاف الغدیر» در تکمله الغدیر و «انباء السماء برزیة کربلا» در تکمیل سیرتنا و سنتنا.

ج) تحقیق و تصحیح آثار بزرگان:

مانند «فهرست منتجب الدین»، «الاربعون المنتقى من مناقب المرتضى»، «عقدالدرر فى اخبار المهدى المنتظر»، «مقتل امیرالمؤمنین علیه السلام از ابن ابى دنیا»، «مناقب امیرالمؤمنین علیه السلام از احمد بن حنبل»، «ترجمه امیرالمؤمنین علیه السلام از تاریخ دمشق»، «ترجمه امام حسن و امام حسین علیه السلام از طبقات ابن سعد» و...

د) فهرست نُسَخ خطى:

مانند «فهرست کتابخانه امیرالمؤمنین علیه السلام در نجف اشرف»، «فهرست نسخ خطى آستان قدس رضوى»، «فهرست نسخ کتابخانه علامه طباطبایى در شیراز»، «فهرست نسخ کتابخانه سید محمدعلى قاضى طباطبایى در تبریز»، «فهرست نسخ کتابخانه فراز عبدالقادر گیلانى در بغداد»، «فهرست نسخ کتابخانه ثقة الاسلام در تبریز» و...

هـ) کتابنامه ها:

از جمله «اهل البیت فى مکتبة العربیة»، «الغدیر فى التراث الاسلامى»، «حیاة الشیخ المفید»، «مکتبة العلامة الحلى»، «فى رحاب نهج البلاغه»، «مخطوطات اللغة العربیه»، «فهرست تصانیف کراجکى» و...

و) یادداشت ها و مطالب منتخب از کتابخانه ها که در سفرهاى ایشان تنظیم شده است:

مانند «نتایج الاسفار»، «قید الاوابد و جمع الشوارد»، «فهرست نسخه هاى منتخبه از کتابخانه هاى ترکیه»، «فهرست نسخ خطى منتخب از حجاز»، «فهرست نسخ منتخب از کتابخانه هاى تبریز» و...

ز) سایر آثار:

مثل «الحسین علیه السلام والسنة»، «المهدى علیه السلام فى السنة النبویة»، «حیاة الشیخ یوسف بحرانى»، «شخصیت علمى و مشایخ شیخ طوسى» و... . علاوه بر آثار مذکور، مقالات متعددى نیز از آن فقید در مجله وزین «تراثنا» به چاپ رسیده است.

ویژگی‌های اخلاقی

همه کسانى که با محقق طباطبایى آشنایى داشتند به صفاى روح او و خلوص و ارادت ایشان به مقام شامخ اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و همچنین تبحر و تخصص او در کتاب شناسى شیعه، اذعان دارند.

استاد فرزانه حضرت آیت الله آقا موسى شبیرى زنجانى دامت برکاته درباره آقا سید عبدالعزیز مى فرمودند: «سه نکته در مورد ایشان قابل ذکر است: اول این که تسلط او بر کتاب شناسى اسلامى جاى شک و شبهه نبود، به صورتى که اگر نگوییم بى نظیر، مسلم کم نظیر بود؛ دوم این که اهل مسامحه و تعارف در تعبیر نبود و مطالبى که نوشته است با توجه به پشتوانه تحقیق ایشان قابل اعتماد و اعتنا است و سوم این که اگر مى فهمید کسى اهل استفاده و تحقیق است، با عشق تمام و باسخاوت و سماحت به او کمک مى کرد».[۷]

علامه محمدتقى جعفرى در مورد تواضع و فروتنى او فرموده اند: «از محاسن با اهمیت شخصیت آن مرحوم، که متاسفانه تا حدودى کمیاب است، این بود که معمولاً در صدد ابراز معلوماتِ وافرى که اندوخته بود برنمى‌آمد. اگر کسى روزها با آن بزرگوار همنشینى مى کرد نمى توانست از کمیت معارفى که در درون داشت، اطلاع پیدا کند».[۸]

استاد محمدتقى دانش پژوه نیز چنین فرموده اند: «هیچ آخوندى مثل او چنان پراطلاع ندیده بودم».[۹] و استاد عبدالحسین حائرى نیز درباره میزان تسلط وى نوشته اند: «در باب تسلط ایشان باید گفت که از مسلم ترین امور که جاى شک در آن نیست، تسلط کامل ایشان بر میراث فرهنگى مخطوط اسلام و تشیع است».[۱۰]

از خصوصیات بارز آن بزرگوار سماحت و سخاوت وى در کمک به پژوهشگران و شاگردان بود که همه کسانى که از او استفاده کرده اند، به این خصیصه اشاره مى کنند. آقاى صحتى سردرودى در این باره نوشته اند: «هرگز فراموش نمى کنم آن شبى را که استاد براى معالجه مى خواست چند صباحى به تهران رود و من بى خبر از همه جا، سر در کتاب و دفتر فروبرده بودم و مى نوشتم که دیدم استاد خم شد و کلیدهاى خانه را پیشم نهاد و گفت: ما عازم تهرانیم و در خانه کسى نیست. کتابخانه در اختیار شماست، هر وقتى از شبانه روز که خواستى مى توانى بیایى و مطالعه کنى؛ و اگر هم خواستى مى توانى به خانه خود تلفن بزنى و همین جا بمانى و شبانه روز به تحقیق بپردازى».[۱۱]

آیت الله سید محمدعلى ابطحى اصفهانى نیز می گوید: «تا آقاى سید عبدالعزیز طباطبایى زنده بود، اهل تحقیق مى دانستند در زیر آسمان شهرى زندگى مى کنند که مى توانند در هر بعدى از ابعاد مختلف مسائل اسلامى مشغول تحقیق باشند، در هر موردى که با مشکل مواجه شوند، استاد راهنمایى در آن شهر در گوشه خانه اش نشسته که در هر لحظه از لحظات شب و روز مهیاست تا مشکل آن ها را بدون هیچ منتى با یک تلفن حل کند».[۱۲]

وفات

با وجود آن که علامه طباطبایى در اواخر عمر از ناراحتى قلبى رنج مى برد، ولى کار و تلاش را رها نکرد و همچنان به فعالیت هاى علمى خود ادامه مى داد. تا این که در ۷ رمضان المبارک ۱۴۱۶ (۱۸ اسفند ماه ۱۳۷۴)، مرغ روح آن عزیز کالبد تن را رها نمود و به ملکوت اعلى پر کشید. عصر همین روز پیکر پاک او از مسجد امام حسن عسکری علیه السلام به سوى حرم حضرت معصومه سلام الله علیها تشییع شد. پس از اقامه نماز به وسیله حضرت آیت الله آقا موسى شبیرى زنجانى دامت برکاته، در جوار بارگاه ملکوتى کریمه اهل بیت، حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، در حجره ۱۴ صحن بزرگ به خاک سپرده شد. در واقع با دفن این محقق فرزانه، کتابخانه اى وسیع در گوشه اى از حرم مدفون گشت.

پانویس

  1. الغدیر فى النراث الاسلامى، ص ۲۳۳.
  2. المحقق الطباطبائى فى ذکراه السنویة الاولى، ج ۱، ص ۳۵۰-۳۴۸.
  3. همان، ج ۳، ص ۱۱۳۵-۱۰۹۰.
  4. همان، ص ۱۲۲۳.
  5. همان، ص ۱۲۲۳-۱۲۱۹.
  6. «خزان در گلشن تحقیق» على صدرائى خوئى، فصلنامه وقف میراث جاویدان، ش ۱۲-۱۱.
  7. مصاحبه نگارنده با معظم له.
  8. المحقق الطباطبائى فى ذکراه السنویة الاولى، ج ۳، ص ۱۰۳۰.
  9. همان، ص ۱۰۳۶.
  10. همان، ص ۱۰۳۹.
  11. «پدر پیر پژوهش زنده است» محمد صحتى سردرودى، هفته نامه گلستان قرآن، ش ۶، ص ۳۵.
  12. المحقق الطباطبائى فى ذکراه السنویة الاولى، ج ۳، ص ۱۱۷۸.

منابع

آرشیو عکس و تصویر