مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

علامه طباطبايى

از دانشنامه‌ی اسلامی
(تغییرمسیر از علامه طباطبایى)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Tabataii.jpg
نام کامل محمدحسین طباطبایی
زادروز 1282 شمسی
زادگاه تبریز
وفات 24 آبان 1360 شمسی
مدفن حرم حضرت معصومه سلام الله علیها - قم

Line.png

اساتید

آیت الله نایینی، آیت الله کمپانی، آیت الله بادکویی و آیت الله قاضی

شاگردان

شهید مطهری، شهید بهشتی، علامه حسن زاده و آیت الله جوادی آملی

آثار

تفسیر المیزان، سنن النبی، لب اللباب، بدایة‌الحكمة و نهایة‌الحكمة


آیت الله علامه سید محمدحسین طباطبایی (1321-1402ق) حکیم، فقیه و عارف معاصر و مفسر بزرگ قرآن بود. معروفترین اثر او تفسیر 20 جلدی المیزان است.

ولادت

ولادت ایشان در پایان سال 1321 هجری قمری مصادف با 1282 شمسی در تبریز به وقوع پیوست. علامه در سن پنج سالگی مادر و در سن نه سالگی پدر خود را از دست داد و با برادرش سید محمدحسن تنها ماند.[۱]

خاندان

نسب علامه از طرف پدر به امام حسن مجتبی علیه السلام و از طرف مادر به حضرت امام حسین علیه السلام می رسد.

خاندان او تا چهارده پشت از دانشمندان و علمای به نام تبریز بوده اند.[۱] «سراج الدین عبدالوهاب» جد معروف اوست كه با وساطت وی، نبرد خونین دولت ایران و عثمانی در سال 920 قمری پایان یافت [۲] و نسب ششم ایشان که آقا میرزا محمدعلی قاضی است، قاضی القضاة منطقه آذربایجان بوده و از اجداد عارف بزرگ، آیت الله میرزا علی آقای قاضی نیز می باشد. لذا این دو مرد بزرگ از عموزادگان هم هستند.[۱]

تحصیلات

علامه از دوران کودکی تحصیل خود را در زادگاهش شروع نمود و مدت زیادی از تحصیل او نمی‎گذشت كه علاوه بر قرآن مجید، كتاب های گلستان، بوستان، اخلاق مصور، تاریخ معجم، ارشادالحساب، نصابْ الصبیان و دیگر كتاب های متداول در مدارس آن روز را فراگرفت.[۲] پس از آن در سال 1297 هـ.ش وارد مدرسه طالبيه تبريز شد و تا سال 1304 هـ.ش به فراگيرى ادبيات عرب و علوم عقلى و نقلى و فقه و اصول پرداخت و در ظرف اين هشت سال كتابهاى امثله، صرف مير و تصريف در علم صرف و كتابهاى عوامل، انموذج، صمديه، شرح سيوطى، جامى و مغنى در علم نحو و كتاب مطول در علم معانى و بيان و كتابهاى شرح لمعه و مكاسب در فقه و كتابهاى معالم، قوانين، رسائل و كفايه در علم اصول فقه و رساله كبرى، حاشيه ملا عبداللّه و شرح شمسيه در علم منطق و شرح اشارات در فلسفه و كشف المراد در علم كلام را خواند.[۳]

او خود از این دوره از تحصیل خود را چنین بازگو می‎كند: «در اوایل تحصیل كه به نحو و صرف اشتغال داشتم علاقه زیادی به ادامه تحصیل نداشتم و از این روی هر چه می‎خواندم، نمی‎فهمیدم... پس از آن یك بار عنایت خدایی دامنگیرم شده، عوضم كرد. در خود یك نوع شیفتگی و بی‎تابی نسبت به تحصیل كمال حس نمودم؛ به طوری كه از همان روز تا پایان تحصیل كه تقریباً هیجده سال طول كشید هرگز نسبت به تعلیم و تفكر، احساس خستگی و دلسردی نكردم و زشت و زیبای جهان را فراموش كردم... د