روزه

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به: ناوبری، جستجو

کلید واژه: روزه، شیطان، خواب روزه دار، احکام، حکمت وجوب روزه، رمضان


معنای روزه[ویرایش]

«روزه» در لغت عبارت است از امساك، خوددارى و ترك؛ بنابراين هر كس از چيزى امساك و خوددارى ورزد، از آن چيز روزه گرفته است.[۱] چنان كه قرآن كريم از قول حضرت مريم علیهاالسلام نقل مى كند كه فرمود: «انّى نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً فَلَنْ اكَلِّمَ الْيَوْمَ انْسِيّاً[۲] براى خداى رحمان روزه نذر كرده ام و امروز با هيچ بشرى سخن نمى گويم».

و در شرع، روزه آن است كه انسان براى انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب از چيزهايى كه روزه را باطل مى كند، خوددارى نمايد.[۳]

اهمیت روزه[ویرایش]

روزه در اسلام از اهميت زيادى برخوردار است و در ميان عبادات تنها عبادتى است كه به خداوند متعال اختصاص يافته است؛ زيرا به لحاظ جايگاهش كمتر در معرض ريا قرار مى گيرد، بر خلاف ديگر عبادات كه چون در معرض ديد مردم است از ريا بركنار نبوده و دست يابى اخلاص در آن ها سخت و دشوار است. علاوه بر آن، روزه يكى از اركان پنج گانه اسلام نيز مى باشد.

در حديث قدسى از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده است كه خداوند مى فرمايد: «الصَّوْمُ لى وَانَااجْزى بِهِ[۴]؛ روزه براى من است و من خود، پاداش آن را مى دهم».

امام صادق عليه السلام مى فرمايد: «بُنِىَ الْاسْلامُ عَلى خَمْسِ دَعائِمَ؛ عَلَى الصَّلاةِ وَالزَّكاةِ وَالصّوْمِ وَالْحَجِّ وَ وِلايَةِ اميرِالْمُؤْمِنينَ وَالْائِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ[۵]؛ اسلام بر پنج پايه استوار است؛ نماز، زكات، روزه، حج و ولايت امیرالمومنین و فرزندان آن حضرت صلوات الله عليهم كه امام هستند.[۶]

حکمت وجوب روزه[ویرایش]

برقرارى خلوص و پاكى، احساس درد و رنج مستمندان، آگاهى بر فقر خود در قيامت، صبر در سختي‌ها از جمله حكمت‌هاى وجوب روزه است كه در روايات به آن‌ها اشاره شده است.

حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود: «فَرَضَ اللَّهُ الصِّيامَ تَثبْيتاً لِلْاخْلاصِ؛[۷] خداوند روزه را به خاطر تثبيت اخلاص واجب كرده است».

از امام رضا عليه السلام نقل شده كه فرمود: علت واجب شدن روزه آن است كه مردم، سختى گرسنگى را چشيده، بر فقر در آخرت آگاه شوند. روزه دار خاشع و فروتن شده و توجه داشته باشد كه اعمالش به حساب مى آيد و مورد پاداش قرار مى گيرد؛ و (نيز) مقابل گرسنگى و تشنگى صابر شود و علاوه بر دورى از شهوات، ثواب الهى نصيبش گردد... و از سختى هاى مستمندان باخبر شود، تا حقى را كه خداوند در اموالش قرار داده است، ادانمايد.[۸][۹]


روزه در قرآن[ویرایش]

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (×) أَيَّامًا مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَ عَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (×) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأنْثَى بِالأنْثَى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ.[۱۰]

ترجمه آيات: اي كساني كه ايمان آورده ايد؛ روزه بر شما واجب شده همان طور كه بر اقوام قبل از شما واجب شده بود شايد باتقوا شويد. و اين روزهائي چند است پس هر كس از شما مريض و يا مسافر باشد بايد ايامي ديگر بجاي آن بگيريد و اما كساني كه به هيچ وجه نمي توانند روزه بگيرند عوض روزه براي هر روز يك مسكين طعام دهند و اگر كسي عمل خيري را داوطلبانه انجام دهد برايش بهتر است و اين كه روزه بگيريد برايتان خير است اگر بناي عمل كردن داريد. و آن ايام كوتاه (ماه رمضان) است كه قرآن در آن نازل شده تا هدايت مردم و بياناتي از هدايت و جداسازنده حق از باطل باشد. پس هر كس اين ماه را درك كرد بايد روزه اش بگيرد و هر كس مريض و يا مسافر باشد به جاي آن چند روزي از ماه‌هاي ديگر بگيرد خدا براي شما آساني و سهولت را خواسته و دشواري نخواسته و منظور اين‌ست كه عده سي روزه ماه را تكميل كرده باشيد و خدا را در برابر اين كه هدايت‌تان كرد تكبير گفته و شايد شكرگزاري كرده باشيد.

بيان آيات

ويژگي هاي بياني آيات تشريع روزه:

سياق اين سه آيه دلالت دارد بر اين كه: اولاً هر سه با هم نازل شده اند، براي اين كه ظرف (ايام) در ابتداي آيه دوم متعلق به كلمه (صيام) در آيه اول است و جمله (شهر رمضان) در آيه سوم يا خبر است براي مبتدائي حذف شده كه عبارت است از ضميري كه به كلمه (اياما) برمي گردد، و تقدير جمله (هي شهر رمضان) است و يا مبتدائي است براي خبري كه حذف شده و تقديرش "شهر رمضان هو الذي كتب عليكم صيامه" است و يا بدل از كلمه صيام در جمله (كتب عليكم الصيام) در آيه اول است، و به هر تقدير جمله (شهر رمضان) بيان و توضيحي است براي روشن كردن جمله (اياما معدودات) ايام معدوده اي كه روزه در آن‌ها واجب شده. پس به دليلي كه ذكر شد آيات سه گانه مورد بحث به هم متصل و نظير كلام واحدي است كه يك غرض را دربردارد، و آن غرض عبارت است از بيان وجوب روزه (ماه رمضان).

و ثانيا دلالت دارد بر اين كه قسمتي از گفتار اين سه آيه به منزله توطئه و زمينه چيني براي قسمت ديگر آن است، يعني دو آيه اول به منزله مقدمه است براي آيه سوم، چون در آيه سوم تكليفي واجب مي شود كه صاحب كلام، اطمينان ندارد از اين كه شنونده از اطاعت آن سرپيچي نكند، براي اين كه تكليف نامبرده تكليفي است كه بالطبع براي مخاطب، شاق و سنگين است و به اين منظور، دو آيه اول از جملاتي تركيب شده كه هيچ يك از آن‌ها از هدايت ذهن مخاطب به تشريع روزه رمضان خالي نيست، بلكه در همه آن‌ها به تدريج ذهن شنونده را به سوي آن توجه مي دهد و به اين وسيله استيحاش و اضطراب ذهن او را از بين مي برد و در نتيجه علاقمند به روزه مي كند، تا با اشاره به تخفيف و تسهيلي كه در تشريع اين حكم رعايت شده و نيز با ذكر فوائد و خير دنيوي و اخروي كه در آن است، حدت و شدت دلخواهي و استكبار او را بشكند.

و به همين جهت بعد از آن كه در جمله: "يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام"، مساله وجوب روزه بر مسلمانان را خاطرنشان كرد، بلافاصله فرمود: "كما كتب علي الذين من قبلكم" و فهمانيد كه شما مسلمانان نبايد از تشريع روزه وحشت كنيد و آن را گران بشماريد، چون اين حكم منحصر به شما نبوده، بلكه حكمي است كه در امت‌هاي سابق نيز تشريع شده بود. (لعلكم تتقون)، يعني علاوه بر اين كه عمل به اين دستور، همان فائده اي را دارد كه شما به اميد رسيدن به آن ايمان آورديد و آن، عبارت است از تقوا و علاوه بر اين، اين عمل كه گفتيم در آن، اميد تقوا براي شما هست، همچنان كه براي امت‌هاي قبل از شما بود، عملي نيست كه تمامي اوقات شما را و حتي بيشتر اوقاتتان را بگيرد. بلكه عملي است كه در ايامي قليل و معدود انجام مي شود، (اياما معدودات) آري نكره (و بدون الف و لام) آمدن كلمه (اياما) دلالت بر ناچيزي ايام دارد و در اين كه ايام را به وصف معدود توصيف كرد، خود اشعاري است به اهميت نداشتن آن، همچنان كه همين توصيف در آيه: "و شروه بثمن بخس دراهم معدودة"[۱۱] مي فهماند كه حضرت يوسف علیه السلام را به چند درهم ناچيز فروختند.

علاوه بر اين كه ما در تشريع اين حكم رعايت اشخاصي را هم كه اين تكليف برايشان طاقت فرسا است كرده ايم، و اين گونه افراد بايد به جاي روزه فديه بدهند، آن‌هم فديه مختصري كه همه بتوانند بدهند، و آن عبارت است از طعام يك مسكين.

"فمن كان منكم مريضا او علي سفر - تا جمله - فدية طعام مسكين" و وقتي اين عمل هم خير شما را دربردارد، و هم تا جائي كه ممكن بوده رعايت آساني آن شده خير شما در اين است كه بطوع و رغبت خود روزه را بياوريد و بدون كراهت و سنگيني و بي پروا انجامش دهيد، "فمن تطوع خيرا فهو خير له" براي اين كه عمل نيك را بطوع و رغبت انجام دادن بهتر است، از اين كه به كراهت انجام دهند.

بنابر آنچه گفته شد زمينه گفتار در دو آيه اول مقدمه است براي آيه سوم كه مي فرمايد: "فمن شهد منكم الشهر فليصمه" الخ، و بنابراين پس جمله: "كتب عليكم الصيام" در آيه اول جمله اي است خبري كه مي خواهد از تحقق چنين تكليفي خبر دهد، نه اين كه در همين جمله تكليف كرده باشد، آن طور كه در آيه شريفه: "يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم القصاص في القتلي"[۱۲] و آيه "كتب عليكم اذا حضر احدكم الموت ان ترك خيرا الوصية للوالدين والاقربين"[۱۳] تكليف كرده چون هر چند در هر سه آيه تعبير به (كتب عليكم) آمده، ليكن بين قصاص در مورد كشتگان - در آيه دوم - و وصيت به والدين و اقرباء - در آيه سوم، و بين مساله صيام - در آيه مورد بحث فرق است، و آن اين است كه قصاص در قتلي امري است سازگار با حس انتقام‌جوئي. امري است كه دل‌هاي صاحبان خون تشنه آن است، صاحبان خون به حكم غريزه و طبيعت نمي توانند قاتل عزيز و پاره تن خود را زنده و سالم ببينند، و نمي توانند اين معنا را تحمل كنند كه نسبت به جنايتي كه به ايشان شده بي‌اعتنا شود و همچنين وصيت و سفارش والدين و خويشان كه مطابق با حس ترحم و شفقت و رافت به ارحام است، آن هم در هنگامي كه مي خواهد به وسيله مرگ براي هميشه از آنان جدا شود.

پس قصاص و وصيت دو حكم مقبول به طبع و موافق با مقتضاي طبيعت آدمي است، و انشاء آن احتياج به مقدمه و زمينه چيني ندارد، به خلاف حكم روزه كه عبارت است از محروميت نفوس از بزرگترين مشتهيات، و مهم ترين تمايلاتش، يعني خوردن و نوشيدن و جماع كه چون محروميت از آن‌ها ثقيل بر طبع و مصيبتي براي نفس آدمي است. در توجيه حكمش ناگزير از اين است كه قبلاً براي شنوندگان - با در نظر گرفتن اين كه عموم مردمند و بيشتر مردم عوام و پيرو مشتهيات نفسند - مقدمه اي بچيند، و دل‌هاشان را علاقه مند بدان سازد، تا تشنه پذيرش آن شوند، بدين جهت است كه گفتيم آيه: "كتب عليكم القصاص" الخ و آيه: "كتب عليكم اذا حضر احدكم الموت" الخ، انشاء حكم است، و حاجتي به زمينه چيني ندارد، به خلاف آيه: "كتب عليكم الصيام" تا آخر دو آيه كه مشتمل بر هفت فقره است و خبر مي دهد از اين كه بعدها چنين حكمي انشاء مي شود.[۱۴]


روزه در روایات[ویرایش]

در بیان اهمیت روزه همین بس که خداوند متعال در حدیثی قدسی می‌فرماید: «الصوم لی و انا اجازی به؛ روزه مال من است و خودم پاداش آن را به روزه‌دار می‌دهم».[۱۵]

از این حدیث قدسی برمی‌آید که پاداشی که خداوند به شخص روزه‌دار عطا می‌کند، بی‌نهایت بوده و قابل احصا نمی‌باشد، چون خداوند متعال نه بخل در ذات مقدسش راه دارد و نه عاجز است از این که این همه پاداش به بنده‌اش بدهد.

اینک به سراغ جانشینان خدا می‌رویم و می‌بینیم که ایشان در اشارات خود به این پاداش عظیم چه فرموده‌اند که ما به چند مورد اشاره می‌کنیم:

  • پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرمایند: «من صام شهر رمضان ایمانا و احتسابا، غفرالله له ما تقدم من ذنبه؛ کسی که از روی ایمان و در نظر داشتن خدا روزه بگیرد، خداوند گناهان گذشته‌اش را هر قدر که باشد می‌آمرزد».[۱۶]
  • امام کاظم علیه السلام می‌فرمایند: «ان لکل صائم عند فطوره دعوة مستجابة؛ همانا هر روزه‌داری هنگام افطار دعایش مستجاب می‌شود».[۱۷]
  • پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرمایند: «الصائم فی عبادة و ان کان نائما علی فراشه ما لم یغتب مسلما؛ روزه‌دار در حال عبادت می‌باشد، حتی اگر بر بستر خوابیده باشد البته تا زمانی که غیبت مسلمانی را نکرده باشد».[۱۸]
  • پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرمایند: «نوم الصائم عبادة و صمته تسبیح؛ خواب روزه‌دار عبادت و سکوت وی تسبیح حق‌تعالی به شمار می‌رود».[۱۹]
  • پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرمایند: «الصوم یسود وجه الشیطان؛ روزه روی شیطان را سیاه می‌کند».[۲۰]
  • پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرمایند: «الصوم جنة من النار؛ روزه سپری است در آتش جهنم».[۲۱]
  • امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «للصائم فرحتان: فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربه؛ برای شخص روزه‌دار دو شادی هست: شادی هنگام افطار و شادی هنگام ملاقات با پروردگار».[۲۲]
  • پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرمایند: «ان للجنة بابا یدعی الریّان لایدخل منه الا الصائمون؛ برای بهشت دری است به نام ریّان که از آن فقط روزه‌داران وارد می‌شوند».[۲۳]
  • امیرمؤمنان امام علی علیه السلام می‌فرمایند: «فرض الله الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق؛ خداوند روزه را واجب کرد تا به وسیله آن اخلاص مردم را بیازماید».[۲۴]
  • امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «على كلّ شى ء زكوة و زكوة الجسد الصّيام ؛ برای هر چیزی زکاتی است و زکات بدن‌ها روزه است».[۲۵]


روزه در امت‌هاى پيشين[ویرایش]

از تورات و انجيل فعلى نيز برمى آيد كه روزه در ميان يهود و نصارى بوده و اقوام و ملل ديگر هنگام مواجه شدن با غم و اندوه روزه مى گرفته اند و نيز از تورات برمى آيد كه حضرت موسى علیه السلام چهل روز، روزه داشته است و همچنين به هنگام توبه و طلب خشنودى خداوند، يهود روزه مى گرفتند. حضرت مسيح علیه السلام نيز چنان كه از «انجيل» استفاده مى شود. چهل روز، روزه داشته.

به اين ترتيب اگر قرآن مى گويد: «كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ؛[۲۶] همان گونه كه بر پيشينيان نوشته شد» شواهد تاريخى فراوانى دارد كه در منابع مذاهب ديگر - حتى بعد از تحريف - به چشم مى خورد. [۲۷]


نقش سازنده روزه[ویرایش]

صبر و استقامت و تحمل سختى ها، شرط لازم دستيابى به نتايج مثبت در امور دين و دنيا است. روزه نيز عبادتى است كه علاوه بر تقرب معنوى، درخت صبر و استقامت را در روان انسان بارور ساخته و اراده اش را مقاوم و خلل ناپذير مى گرداند؛ چرا كه روزه دار به خاطر خداوند از خوردنى ها و آشاميدنى ها، اعمال غرائز جنسى و... دورى جسته و فرمان وى را بر خواسته هاى نفسانى ترجيح مى دهد. استمرار اين حالت در (ماه رمضان) موجب پيدايش ملكه صبر و استقامت مى گردد، به ويژه اگر روزه دار علاوه بر ترك مفطر، اعضا و جوارح خود را نيز از آلودگى به گناهان بازدارد و نفسش را به ترك معصيت عادت دهد.

چنانچه روزه انسان را به ياد مشكلات و كمبودهاى محرومان مى اندازد تا مواسات اسلامى را در اين ماه تمرين كند. هشام بن حكم از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه فرمود: خداوند روزه را واجب نمود تا غنى و فقير مساوى شوند، چون شخص غنى هيچ‌گاه احساس گرسنگى نمى كند تا به نيازمندان ترحم نمايد و شخص غنى و بى نياز هر وقت چيزى را اراده كند، به آن دسترسى دارد. خداوند خواست كه بين آفريدگان مساوات برقرار شود و غنى، گرسنگى و درد را بچشد تا بر ناتوان رقّت ورزيده و بر گرسنه ترحم نمايد.[۲۸][۲۹]

پانویس[ویرایش]

  1. فقه الامام جعفر الصادق علیه السلام، محمدجواد مغنيه، ج 2، ص 7، بيروت.
  2. سوره مريم، آيه 26.
  3. احكام روزه، نعمت الله يوسفيان، ص 15.
  4. وسائل الشيعه، ج 7، ص 292.
  5. بحارالانوار، ج 93، ص 257.
  6. احكام اسلامى، ص 105.
  7. بحارالانوار، ج 93، ص 368.
  8. وسايل الشيعه، ج 7، ص 4.
  9. احكام اسلامى، ص 105.
  10. سوره بقره، آیه‌های 183 و 184 و 185.
  11. و او را (حضرت يوسف را) به بهاى ناچيزى، درهمى چند فروختند. (سوره يوسف، آيه 20)
  12. اى كسانى كه ايمان آورده ايد براى شما درباره كشتگان قصاص مقرر شد. (سوره بقره، آيه 178)
  13. بر شما مقرر شد هنگامى كه مرگ يكى از شما فرارسد اگر مالى به جاى گذارد براى پدر و مادر و خويشاوندان وصيت كند. (سوره بقره، آيه 180)
  14. ترجمه الميزان، ج 2، ص 3.
  15. وسائل الشيعه، ج 7، ص 292.
  16. سنن الرسول الأعظم صلى الله عليه و آله و سلم، ص 768.
  17. بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج 95، ص 14.
  18. دلائل الخيرات في كلام سيد السادات، ص 192.
  19. حكم رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم، ص 326.
  20. حكمت‌نامه پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله و سلم (عربى)، ج 11، ص 66.
  21. بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج 65، ص 331.
  22. بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج 93، ص 380.
  23. حكم النبي الأعظم صلى الله عليه و آله و سلم، ج 2، ص 561.
  24. بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج 93، ص 271.
  25. پيام رسول ترجمه اى ديگر از نهج الفصاحه، ص 397.
  26. سوره بقره، آیه 183.
  27. برگزيده تفسير نمونه، ج 1، ص 164.
  28. وسائل الشيعه، ج 7، ص 3.
  29. كليات فقه اسلامى، ص 98.

منابع[ویرایش]

  • وسائل الشیعه، شيخ حر عاملی، قم: مؤسسه آل البيت لإحياء التراث، چاپ اول، 1409 هجری.
  • بحارالأنوار، علامه مجلسى ؛ تهران.
  • احكام اسلامى، جمعى از نويسندگان.
  • فقه الامام جعفر الصادق علیه السلام، محمدجواد مغنيه، بيروت.
  • ترجمه الميزان، سيد محمدباقر موسوى همدانى؛ قم: دفتر انتشارات اسلامى حوزه علميه قم، چاپ پنجم، 1374 ش.
  • سنن الرسول الأعظم صلى الله عليه و آله و سلم، دانشكده باقرالعلوم، تهران، اميركبير، چاپ اول، 1385 ش.
  • دلائل الخيرات في كلام سيد السادات، فاتن محمد خليل لبون، بيروت، مؤسسة التاريخ العربي، چاپ اول، 1425 ق.
  • حكم رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم؛ علاءالدين اعلمى، بيروت: اعلمى، چاپ اول، 1423 ق.
  • پيام رسول ترجمه اى ديگر از نهج الفصاحه، ابوالقاسم پاينده؛ قم: طلوع مهر، اول، 1385 ش.
  • برگزيده تفسير نمونه، احمدعلى بابايى؛ تهران: دارالكتب الاسلاميه، چاپ سیزدهم، 1382 ش.
  • كليات فقه اسلامى، عليرضا على‌نورى.