رعایت سطح مخاطب عام متوسط است
رعایت ادبیات دانشنامه ای متوسط
عنوان بندی متوسط
کیفیت پژوهش متوسط است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

ثواب

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو


ثواب در لغت جزا است بر عمل نیک یا بد، و در اصطلاح جزای نیک است.

ثواب در قرآن

ثواب به جزاى اعمال نيک و بد هر دو اطلاق شده است.

جزای اعمال نیک مثل :

وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً ... (کهف/46)؛ و كردارهاى نيک كه همواره بر جاى می‌مانند نزد پروردگارت بهتر و اميد بستن به آنها نيكوتر است.

«وَ لَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ثَواباً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّواب‌» (آل عمران/195)؛ و آنان را در بهشتهايى كه در آن نهرها جارى است داخل مى‌كنم. اين پاداشى است از جانب خدا و پاداش نيكو نزد خداست.

و جزای اعمال بد مثل :

«هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ» (سوره مطففین/آیه36)؛ آیا جزا داده شدند کفار آنچه عمل می کردند.

«فَأَثَابَكُمْ غَمًّا بِغَمٍّ» (سوره آل عمران /آیه153)؛ جزا داد شما را اندوهی در مقابل اندوهی

اما بیشتر در قرآن بر جزای نیکو اطلاق شده است.[۱]

ثواب در اصطلاح متکلمین

در اصطلاح اهل کلام آنچه در برابر اعمال به بندگان می دهند سه قسم است. اگر بنده مستحق آن نباشد تفضل است و اگر مستحق باشد بر عمل اختیاری ثواب است و بر غیر اختیاری عوض مثلا عبادتی که زندگان برای اموات به جای آرند آنچه به میت رسد تفضل است چون استحقاق ندارد و آنچه به زنده که خود عمل کرده است دهند ثواب است و آنچه در برابر فقر و بیماری و امثال آن دهند عوض است. استحقاق ثواب از آن جهت است که چون بنده برای اطاعت امر مولی رنجی کشد به اختیار خود بر مولاست آن رنج را پاداش دهد و در مذهب کریمان این پاداش واجب است و خداوند فرمود «کتب علی نفسه الرحمة» اشاعره گویند ثواب مطلقا تفضل است و هیچ کس استحقاق ندارد مبنی بر اصل خویش که حسن و قبح عقلی را انکار دارند و چون اصل آنان را قبول نکرده ایم فرع را نیز نمی پذیریم.[۲]

پاداش دهنده

خدای متعال در راستای مصلحت بندگان، تکالیفی الزامی و غیرالزامی بر عهده آنان نهاده است. بندگان با عمل به این تکالیف هیچ گونه حقی بر خدا پیدا نمی‌کنند؛ لیکن خدای مهربان چنین بندگانی را مشمول فضل و کرم خویش قرار داده و برای اعمال نیک آنان پاداش مقرّر کرده است.[۳]

پاداش گیرنده

هر کسی که توفیق انجام دادن عمل نیک و محبوب خداوند متعال را پیدا کند، مستحق پاداش است؛[۴]لیکن پاداش اخروی تنها به مؤمنان اختصاص دارد.[۵]

عمل مورد پاداش

هر عمل صالح و محبوب و مطلوب خداوند از عبادات و طاعات، خواه واجب باشد یا مستحب؛ از افعال جوارحی باشد همچون نماز یا از افعال قلبی همچون اعتقادات صحیح و محبوب خداوند.

نیّت کار خیر، هر چند نیت کننده توفیق به جا آوردن آن را نیابد، پاداش دارد؛[۶]بلکه اعمال مباحی که به قصد قربت انجام می‌گیرد مانند خوردن برای توانمندی بر عبادت، خوابیدن جهت رفع خستگی و کسب نشاط برای طاعت نیز دارای ثواب است.[۷]

شرایط ثواب

قصد قربت و ایمان دو شرط پاداش است و بدون آن دو پاداشی به صاحب عمل تعلّق نمی‌گیرد.[۸] بنده اگر به قصد ثواب عبادتی انجام دهد از دو صورت بیرون نیست؛ زیرا تحصیل ثواب یا داعی بر عبادت است؛ یعنی عبادت به قصد اطاعت و امتثال انجام می‌گیرد و داعی و باعث آن تحصیل ثواب است و یا عبادت به قصد ثواب بردن به‌جا آورده می‌شود نه به قصد امتثال. عبادت در صورت اوّل، صحیح و دارای ثواب است؛ لیکن در صورت دوم، بطلان عمل و عدم ترتّب ثواب بر آن به مشهور نسبت داده شده است.[۹]

مراتب ثواب

افزایش یا کاهش ثواب معلول عواملی چند است، از جمله: نیّت که میزان خلوص آن در افزایش یا کاهش ثواب دخیل است؛[۱۰] دشواری عمل. عمل دشوارتر دارای ثواب برتر است؛[۱۱]زمان، مانند عبادت در ماه رمضان، به ویژه شب قدر[۱۲]شب عید فطر و عید قربان[۱۳]و هنگام سحر[۱۴]که موجب افزایش پاداش می‌گردد و مکان، همچون مسجد،[۱۵]بویژه مسجدالحرام و مشاهد مشرّفه[۱۶] که عبادت در آنها ثواب بیشتری دارد.

اهدای ثواب

انجام دادن عبادت و اهدای ثواب آن به مؤمنان، به ویژه معصومان علیهم السّلام و عالمان ربّانی مستحب است و ثواب عمل اهدایی به ایشان خواهد رسید.[۱۷]انشاءاللّه.

پانویس

  1. نثر طوبی: دائرة المعارف لغات قران کریم، علامه شعرانی، ذیل واژه "ثوب" (ج1، ص120)/ قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی، ج‌1، ص321
  2. نثر طوبی: دائرة المعارف لغات قران کریم، علامه شعرانی، ذیل واژه "ثوب" (ج1، ص120)
  3. المقنعة/ 30 و 284.
  4. المیزان 3/127 و 8/107.
  5. المقنعة/701؛ النهایة/666.
  6. وسائل الشیعة 1/49.
  7. اصطلاحات الاصول/ 276.
  8. وسائل‌الشیعة 1/46 و 118.
  9. جواهرالکلام 2/87.
  10. وسائل الشیعة 1/62.
  11. المراسم العلویة/263.
  12. وسائل الشیعة 15/303.
  13. 7/ 478
  14. الجامع للشرائع/ 635؛ عدة الداعی/ 193
  15. وسائل الشیعة 5/ 239 و251.
  16. العروة‌الوثقی 1/596؛ وسائل الشیعة 5/262.
  17. مختلف الشیعة 3/453؛ الدروس‌الشرعیة2/17؛ کشف‌الغطاء3/464-465.


منابع