عبادت

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به: ناوبری، جستجو

«عبادت» در لغت به معنى ذليل و رام شدن مى باشد، «عبادت» به معنی پرستش كردن، بندگى كردن و نهايت تعظيم براى خداى متعال است.

عبادت نوعى از سپاس و مرتبه والاى آن است زيرا حقيقت عبادت خضوع است در حد اعلاى آن كه با عالى ترين مراحل تعظيم توأم بوده و از اين رو تنها كسى مستحق عبادت است كه نعمت هاى اساسى و پايه اى مانند آفرينش و زندگى و قدرت از او باشد و جز خداوند متعال كسى بدين امور قادر نباشد. پس عبادت خاص ذات احديت مي باشد.[۱]

«عبادت» خداكردن دو نوع است: اطاعت از دستورات او در همه شئون زندگى كه آن را عبادت عام گويند و ديگر عبادت بمعنى تذلل توأم با تقديس و نهايت خضوع و آن را عبادت خاص نامند مانند نماز و امثال آن.

«عبادت» در آیات و روایات[ویرایش]

آيات و روايات درباره عبادت بيش از حد و حصر است كه به برخى از آنها اشاره مي شود:

  • «قل انما امرتُ ان اعبدَاللّه ولااشرك به». (سوره رعد:36)
  • «و ما لى لااعبد الذي فطرنى و اليه ترجعون». (سوره يس:22)
  • «و قضى ربُّك الاّ تعبدوا الاّ ايّاه». (سوره اسراء:23)
  • «تعالوا الى كلمة سواء بيننا و بينكم الاّ نعبد الاّ اللّه». (سوره آل عمران:64)

«عبادت» در منظر روایات

رسول اكرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «بهترين مردم كسى است كه دلباخته عبادت بوده آن را به آغوش كشد و از عمق جان آن را دوست داشته به آن بچسبد و خود را در اختيار آن نهد و چنين كسى در غم دنياى خويش نباشد كه به خوشى و رفاه مي گذراند، يا در سختى و شدت».

اميرالمؤمنين علیه السلام در بیانات شیوای خود در این زمینه می فرمایند: «لو عاينوا كنه ما خفى عليهم منك لحقّروا اعمالهم، و لزروا على انفسهم، ولعرفوا انهم لم يعبدوك حق عبادتك، ولم يطيعوك حق طاعتك».[۲] اگر مردم ببینند آنچه از ذات تو بر آنها مخفی است، اعمال خود را کوچک شمارند و خود را سرزنش کنند و خواهند دانست که حق طاعت و عبادت تو را به جا نیاورده اند.

  • «ولا عبادة كاداء الفرائض».[۳] هیچ عبادتی همچون عمل به واجبات نیست.
  • «و خادِع نفسَك فى العبادة وارفق بها ولا تقهرها وَ خُذْ عَفْوَهَا وَ نَشَاطَهَا إِلَّا مَا كَانَ مَكْتُوباً عَلَيْكَ مِنَ الْفَرِيضَةِ فَإِنَّهُ لَا بُدَّ مِنْ قَضَائِهَا وَ تَعَاهُدِهَا عِنْدَ مَحَلِّهَا»[۴] نفس خود را در واداشتن به عبادت فريب ده و با آن مدارا كن و به زور و اكراه بر چيزى مجبورش نساز و در وقت فراغت و نشاط به كارش گير، جز در آنچه كه بر تو واجب است، و بايد آن را در وقت خاص خودش به جا آورى.
  • اميرالمؤمنين علیه السلام فرمود: گروهى خدا را بدين هدف عبادت كنند كه به منافع و لذات اخروى دست يابند و اين عبادت، عبادت بازرگانان باشد و گروهى خدا را از ترس عبادت كنند و اين عبادت بردگان است و گروه ديگر او را به جهت سپاس از نعمت هايش عبادت كنند و اين عبادت آزادگان است.
  • و فرمودند: عبادت خالص آن است كه آدمى جز از پروردگارش به كسى اميد نداشته باشد و جز از گناهانش از چيزى نترسد.
  • از امام صادق علیه السلام روايت است كه خداوند به آن بندگانش كه در بندگى خالصند مى فرمايد: اى بندگانم امروز در دنيا به (لذت) بندگيم كامروا باشيد تا فردا به نعمت هائى كه در نتيجه آن به شما خواهد رسيد، متنعم گرديد.
  • پيغمبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: هر عبادتى (در آغاز) شور و نشاطى دارد كه رفته رفته به سردى مى گرايد، پس هر آنكس كه شور و نشاطش در عبادت طبق سنت بود (نه به سليقه خودش) وى در راه هدايت مى باشد و هر كه (در آن حال) برخلاف سنت من بود، گمراه است و عملش به زيان او خواهد بود؛ من هم نماز مى خوانم و هم مى خوابم، گاه روزه و گاه مفطرم، هم مى خندم و هم مى گريم ؛ پس هر كه از روش من روى گردان باشد، از من نيست.
  • امام صادق علیه السلام فرمود: شما را هشدار مى دهم آنچه را كه به فراگيرى آن ناگزيريد فراگيريد و در شناخت آنچه كه عذرتان در جهل به آنها پذيرفته نيست، سخت بكوشيد زيرا دين خدا را اركانى است كه با جهل به آنها هيچ «عبادت» سود ندهد و چون كسى به آن اركان (و معارف) آشنا و آگاه بود ميانه روى در عبادت او را زيان نزند و جز به يارى خداوند دسترسى به آن معارف ميسّر نباشد.
  • پيغمبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: اين دين، دينى متين و استوار (و معتدل) مى باشد به مدارائى و متانت در آن درآئيد و بندگى خدا را بر بندگانش تحميل مكنيد كه در آن صورت به سوارى تندرو مى مانيد كه هنوز به منزل نرسيده مركب سوارى خويش را از پا درآورد.[۵]
  • یغمبر اكرم در باب ارزش معنوی عبادت فرمودند:

اَفْضَلُ النّاسِ مَنْ عَشِقَ الْعِبادَةَ وَ عانَقَها وَ باشَرَها بِجَسَدِهِ وَ تَفَرَّغَ لَها. بهترین مردم آن كسی است كه به پرستش و نیایش عشق بورزد

  • همچنین حضرت رسول می فرمایند: طوبی لِمَنْ عَشِقَ الْعِبادَةَخوشا به حال كسی كه به عبادت عشق بورزد، عبادت به صورت معشوقش در بیاید، وَ اَحَبَّها بِقَلْبِهِ و از صمیم قلب عبادت را دوست داشته باشد، وَ باشَرَها بِجَسَدِهِ و با بدنش به آن بچسبد.

مقصود این است كه عبادت فقط یك ذكر قلب به تنهایی نیست. خود عبادت عملی (ركوع كردن، سجود كردن، قنوت كردن) نوعی عشق ورزی عملی است. وَ تَفَرَّغَ لَها خودش را فارغ كند برای عبادت، خالی كند از همه چیز جز عبادت؛ یعنی آن وقتی كه به عبادت می ایستد دیگر هیچ خیالی، هیچ خاطره ای، هیچ فكری در قلبش نیاید، فقط او باشد و خدا، قلبش خالی بشود برای خدا، و روح عبادت هم همین است

پانویس[ویرایش]

  1. مجمع البيان.
  2. نهج البلاغه، للصبحي صالح، ص 158، خطبه 109.
  3. همان، ص 488، حكمت 109.
  4. همان، ص 461، نامه 69.
  5. بحارالانوار.

منابع[ویرایش]

سید مصطفی حسینی دشتی، فرهنگ «معارف و معاریف».

تعلیم و تربیت در اسلام،استاد مطهری، در دسترس در سایت شهید مطهری، بازیابی: 20آبان 1392


پیوست[ویرایش]

اثر عبادت در گفتار شهید مطهری

روح عبادت در گفتار شهید مطهری