منابع و پی نوشتهای متوسط
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

ارث

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو


ارث و وِراثت به معناى هر چيزى كه از مرده به بازماندگانش منتقل شود؛ انتقال قهرى و بدون معامله فراورده كسى است به غير و دارايى مرده را صاحب شدن و به همين جهت، مالى را كه از ميت به وارثش منتقل مى شود، ميراث و تراث گويند. [۱]

احكام ارث را در محورهاى زير پى مى گيريم.

موجبات ارث

وراثت به طور كلى از دو طريق: «نسب» و «سبب» صورت مى گيرد.

منشأ نسب، توليد مثل است. وقتى از زن و شوهرى فرزندى به وجود مى آيد، آن مرد و زن، پدر و مادر كودك مى شوند و پدر و پدر بزرگ و مادر و مادر بزرگ آن زن و شوهر به ترتيب اجداد و جدّه هاى كودك هستند و ساير فرزندان زن و شوهر، برادران و خواهران كودك مى گردند و برادران و خواهران پدر، عموها و عمّه هاى وى و برادران و خواهران مادر، داييها و خاله هاى او خواهند بود، همچنين فرزندان آنها با يكديگر رابطه نسبى دارند. [۲]

افرادى كه به واسطه نسب و خويشاوندى از يكديگر ارث مى برند، به سه طبقه تقسيم شده اند:

طبقه اول: پدر و مادر و فرزندان، هر چه پايين تر بروند؛ يعنى اگر پسر و دختر نباشند اولاد آنها، اگر اولاد پسر و دختر نباشند اولادِ آنها و همچنين هر چه پايين تر بروند جاى پسر و دختر مى نشينند و تا يك نفر از اين دسته هست دسته دوم ارث نمى برند.

طبقه دوم: پدر بزرگ و پدر او، مادر بزرگ و مادر او هر چه بالا بروند و برادرها و خواهرها و اولاد آنها هر چه پايين تر بروند؛ يعنى اگر برادر و خواهر زنده نباشند اولادِ آنها، و اگر اولادِ آنها نباشند اولادِ اولاد، و همچنين هر چه پايين تر بروند جاى برادر و خواهر هستند و تا يك نفر از اين دسته هست، دسته سوم ارث نمى برند.

طبقه سوم: عموها و عمّه ها و داييها و خاله ها هر چه بالا بروند و اولاد آنها هر چه پايين بروند، يعنى اگر عمو، دايى، خاله و عمّه نباشند وارث، اولاد آنها هستند و اگر اولاد نداشته باشند اولادِ اولاد و همچنين ....[۳]

منشأ سبب، عبارت است از ارتباط انسانى با انسان ديگر به سبب ازدواج شرعى. [۴] بر اين پايه، زن و شوهر به سبب زوجيت و با وجود شرايطى- كه خواهد آمد- از يكديگر ارث مى برند.

سهم الارث زن

زن به سبب زوجيت، با دو شرط از شوهر ارث مى برد: 1. همسر دائمى مرد باشد؛ چرا كه در ازدواج موقت، مرد و زن از يكديگر ارث نمى برند. 2. زن، در قيد زناشويى شوهرش باقى باشد و به واسطه طلاق از او جدا نشود؛ زيرا زنى كه طلاق گرفته از شوهر ارث نمى برد، مگر اينكه طلاق رجعى گرفته و در عدّه طلاق رجعى به سر برد كه در اين صورت حق ارث دارد و اگر در اين مدت از دنيا برود، شوهرش نيز از او ارث مى برد. [۵]

سهم الارث زن عبارت است از

1. ارث از شوهر: همان گونه كه گذشت، اگر مرد از دنيا برود و اولاد داشته باشد 18 اموالش به زن مى رسد؛ خواه يك زن داشته باشد يا بيشتر؛ البته در صورت متعدد بودن همسر، 18 به طور مساوى ميان آنان تقسيم مى گردد. [۶] اگر مرد از دنيا برود و اولاد نداشته باشد، همسرش 14 اموالش را ارث مى برد و در صورت تعدّد همسر، 14 به طور مساوى ميان آنها تقسيم مى شود. [۷]

توضيح اين نكته دراينجا لازم است كه زن، ازهمه اموال منقول شوهر، به طور مطلق- از عين و قيمت آنها- ارث مى برد؛ ولى در ميان اموال غير منقول، از زمينها به طور مطلق- نه از عين و نه از قيمت آنها- ارث نمى برد، خواه زمينها داراى زراعت، درخت، ساختمان و غير آنها باشد يا نباشد، و فقط از قيمت مصالح ساختمانى، مانند تنه درخت، تخته، آجر ومانند اينها وهمچنين قيمت درخت ونخل ارث مى برد. [۸]

امام خمينى (ره) در پاسخ اين پرسش: «اگر دو دانگ از شش دانگ منزل به اسم زن متوفّى باشد، آيا آن زن از چهار دانگ باقى مانده نيز ارث مى برد؟» فرمود:

زن از زمينِ منزل ارث نمى برد، ولى از قيمت بنا ارث مى برد. [۹]

نيز در پاسخ پرسشى مشابه در مورد ارث بردن زن از منزل و اثاث خانه و مانند آن فرمود:

عيال از غير زمين و غير اعيان ساختمان، هشت يك مى برد و از ساختمان، هشت يك قيمت آن را حقّ دارد. [۱۰]

نيز فرمود:

زن از ساختمان، اعم از ديوار و سقف و غير آن، از قيمت ارث مى برد و از (لوازم منزل مانند) تلفن از خودش ارث مى برد. [۱۱]

2. ارث زن به واسطه نسب: زن به واسطه خويشاوندى، از همه طبقات ارث مى برد و اين ارث بردن ممكن است گاهى به عنوان دختر باشد و گاه به عنوان مادر، خواهر، عمه و يا خاله.

اگر وارث ميت، فقط يك دختر باشد همه مال به او مى رسد. اگر وارث، چند دختر يا چند پسر باشند همه مال به طور مساوى ميان آنها قسمت مى شود. اگر وارث، يك دختر و يك پسر باشد مال را سه قسمت مى كنند و دو قسمت را به پسر و يك قسمت آن را به دختر مى دهند. اگر وارث، چند دختر و چند پسر باشند مال را طورى تقسيم مى كنند كه پسر دو برابر دختر ارث ببرد.[۱۲]

اگر وارث ميت، فقط مادر و پدر او باشند، مال سه قسمت مى شود؛ دو قسمت آن را به پدر و يك قسمت را به مادر مى دهند. [۱۳] اگر وارث، فقط مادر ميت باشد همه مال به او مى رسد. [۱۴]

اگر وارث ميت، فقط يك خواهر باشد همه مال به او مى رسد. اگر وارث، چند خواهر باشند مال به طور مساوى بين آنها تقسيم مى شود. اگر وارث، خواهر و برادر باشند، برادر دو برابر خواهر ارث مى برد.[۱۵]

اگر وارث، فقط يك عمّه باشد همه مال به او مى رسد. اگر وارث چند عمّه باشد مال به طور مساوى بين آنها قسمت مى شود.[۱۶]

اگر وارث، تنها يك خاله باشد همه مال به او مى رسد. [۱۷] اگر وارث چند خاله باشد همه مال به طور مساوى بين آنان تقسيم مى شود. [۱۸]

موانع ارث

موانع ارث، بسيار است. برخى موانع، سبب محروميت از تمام ارث مى شوند كه آنها را «حُجُبُ الْحِرمان» مى گويند. برخى موانع، سبب محروميت از قسمتى از ارث مى شوند كه آنها را «حُجُبُ النُّقْصان» مى گويند.

شمارى از موانعى كه سبب محروميت از تمام ارث مى شوند، عبارتند از:

1. كفر؛ كفر، مانع ارث است. كافر از مسلمان- اگر چه نزديك باشد- ارث نمى برد و ارث به مسلمان- اگر چه دور باشد- اختصاص مى يابد.

2. قتل عمد؛ قاتل از مقتول ارث نمى برد.

3. تولد از زنا؛ اگر پدر و مادر، هر دو زنا كرده باشند، بين طفل و پدر و مادر او توارث وجود ندارد. چنان كه بين طفل و منسوبان آن پدر و مادر نيز توارث برقرار نمى شود. و اگر زنا از يكى از آنان باشد، بچه و زانى و بچه و كسانى كه به زانى منسوبند از يكديگر ارث نمى برند. ولى از ارث بردن آن طفل و يكى ديگر از والدين كه زانى نيست، مانعى وجود ندارد. چنان كه در جانب منسوبان او نيز مانعى نيست.[۱۹]

شمارى از موانعى كه سبب محروميت از قسمتى از ارث مى شوند، عبارتند از:

1. قتل خطايى و شبه عمد؛ كه قاتل را از ارث بردنِ ديه جلوگيرى مى كند.

2. بزرگ ترين فرزند ذكور؛ كه بقيه ورثه را از ارث بردنِ «حَبْوَه» [۲۰] جلوگيرى مى كند.

3. مطلق فرزند- دختر يا پسر، يكى يا متعدّد، بدون واسطه يا با واسطه-؛ كه وجود آن براى يكى از زوجين، ديگرى را از سهم اعلايش يعنى نصف و ربع جلوگيرى مى كند. [۲۱]

پانویس

  1. نثر طوبى، واژه ورث.
  2. رساله نوين، ج 3، ص 267.
  3. توضيح المسائل، مسئله 2728.
  4. رساله نوين، ج 3، ص 267.
  5. تحرير الوسيله، ج 2، ص 356، مسئله 2.
  6. توضيح المسائل، مسئله 2771 و 2775.
  7. تحرير الوسيله، ج 2، ص 397، مسئله 4.
  8. همان، ص 357، مسئله 5.
  9. استفتاءات، ج 3، ص 386، س 37.
  10. همان، ص 399، س 57.
  11. همان، ص 431، س 117.
  12. توضيح المسائل، مسئله 2731.
  13. همان، مسئله 2732.
  14. استفتاءات، ج 3، ص 418- 419، س 95.
  15. توضيح المسائل، مسئله 2741.
  16. همان، مسئله 2756.
  17. همان، مسئله 2759.
  18. ارث در اسلام با فتواى حضرت امام خمينى( ره)، محمدتقى گنجوى، ص 79.( براى آگاهى از سهم الارث ساير بستگان ميّت، ر. ك: رساله هاى عمليه مراجع تقليد و كتابهايى كه به صورت مستقل درباره ارث نگاشته شده است.)
  19. تحرير الوسيله، ج 2، ص 326- 332.
  20. حَبْوَه عبارت است از: لباس، انگشتر، شمشير و مصحف كه از اموال و دارايى پدر به پسر بزرگ تر داده مى شود.
  21. تحرير الوسيله، ج 2، ص 334- 335.
فقه/احکام
عبادات: تقلید، طهارت، نماز، روزه، خمس، زکات، حج

اموال: خرید و فروش، شرکت، صلح، اجاره، مزارعه، مساقات، وکالت، قرض، حواله، رهن، ضامن شدن، کفالت، ودیعه با امانت، عاریه، ارث، غصب

آداب و رفتار: ازدواج، طلاق، خوردن و آشامیدن، نذر و عهد، قسم، امر به معروف و نهی از منکر، صید ، ذبح، وصیت، مال پیدا شده، وقف، دفاع، مسائل مستحدثه

رده ها: احکام | احکام عبادی | احکام اقتصادی | احکام خانواده | احکام روابط اجتماعی |اصطلاحات احکام|مراجع تقلید