معالم الدین و ملاذ المجتهدین (کتاب)

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
معالم الدین.jpg
نویسنده حسن بن زین الدین شهید ثانی
موضوع فقه شیعه
زبان عربی
تعداد جلد ۲

معالم الدین

کتاب «معالم الدین و ملاذ المجتهدین» یا معالم الأصول، تألیف حسن بن زین الدین شهید ثانى (متوفى ۱۰۱۱ قمرى)، در زمینه اصول فقه می باشد. این کتاب مشهورترین تألیف و تصنیف شیخ حسن بن شهید ثانى مى‌باشد، به طورى که او را به نام «صاحب معالم» مى‌شناسند. «معالم الدین» از منابع مهم و متداول تدریس علم اصول در حوزه های علمیه به شمار می رود.

زندگی‌نامه مؤلف‌

شیخ حسن بن زین الدین، فرزند شهید ثانی، ملقب به جمال الدین، مکنّا به ابومنصور، عالمى عامل، فقیهى اصولى و ادیب، شاعرى خوش ذوق، محدث، رجالى و عابدى در زهد و تقوا مشهور عام و خاص، یکى از فحول و اعیان علماى امامیه در اوایل قرن یازدهم هجرى و در بیشتر علوم مقارن زمان خود صاحب نظر بود.

صاحب معالم در سال ۹۵۹ ق در روستاى «جبع»، از قراى جبل عامل لبنان، در خانواده زهد و تقوا به دنیا آمد. در هفت سالگى از نعمت پدر، یعنى شهید ثانى محروم شد. او در همان سنین در موطن خود به تحصیل علوم اشتغال یافت و با خواهرزاده خود، یعنى صاحب مدارک الاحکام، همدرس و همسن بود و هر دو مصداق حقیقى نفس سلیم بودند و در نماز به یکدیگر اقتدا مى کردند و در درس همدیگر حاضر مى شدند.

هر دو از شاگردان مقدس اردبیلى و ملا عبداللّه یزدى (صاحب حاشیه در منطق) و این دو استاد نیز از شاگردان پدر صاحب معالم بودند. این دو بزرگوار از مقدس اردبیلى خواستند مسائلى را که در اجتهاد و استنباط احکام دخیل است، به آنان بیاموزد و بقیه را مسکوت بگذارد که او نیز پذیرفت. عده اى این روش را به سخره گرفتند که مقدس اردبیلى در جواب آنان فرمود: بعد از مدتى اینان به وطن خود باز خواهند گشت و تألیفات آنان به دست شماها خواهد رسید و شما اسیر مباحث بى‌نتیجه خواهید ماند. بعد از مدتى آنان برگشتند و یکى معالم الاصول و دیگرى مدارک الاحکام را تصنیف کرد.

صاحب معالم در سال ۱۰۱۱ ق در زادگاه خود «جبع»، در ۵۲ سالگى از دنیا رفت و در کنار قبر صاحب مدارک مدفون شد.

معرفی اجمالی کتاب

این کتاب در موضوع اصول فقه شیعه امامیه است که در میان علما به «معالم» معروف شده و از زمان مؤلف تا عصر حاضر از کتب درسى و مرجع استفاده عموم بوده است و به جهت کثرت اشتهارش، مؤلف آن نیز به صاحب معالم شهرت یافته است. کتاب معالم الدین که کتابى اصولى است، مقدمه کتاب معالم الدین و ملاذ المجتهدین که کتابى فقهى است، مى‌باشد. در الذریعة گفته شده، هنگامى که این مقدمه از کتاب معالم الدین و ملاذ المجتهدین جدا شده، به نام معالم الأصول نامیده شده است.[۱]

قبل از معالم الدین، شرح عمیدى بر «تهذیب» علامه حلی و شرح علامه بر مختصر ابن حاجب و شرح عضدى بر مختصر ابن حاجب در حوزه‌هاى علمیه تدریس مى‌شد. ولى پس از تألیف این کتاب، پس از دویست سال تدریس آن در حوزه‌ها متداول گردیده است.[۲]

محتوای کتاب‌

مؤلف در مقدمه کتاب مباحث آن را این گونه تقسیم بندى مى‌کند: «و رتبنا کتابنا هذا على مقدمة و أقسام أربعة».

بخش مقدمه، همین کتاب «معالم الأصول» است که از کتاب «معالم الدین و ملاذ المجتهدین» جدا شده و قسمتهاى چهارگانه مربوط به مباحث فقهى است.

مقدمه خود به دو مقصد تقسیم مى‌شود:

الف. مقصد اول بیان فضیلت علم است که از ۳۹ حدیث و آیات زیادى تشکیل شده است. در ابتداى کتاب خطبه باارزشى در فضیلت علم و به خصوص علم فقه و اخلاص نیت و عمل به آموخته‌ها و تواضع آورده شده که مقدمه‌اى براى ورود به مباحث فقهى است و در کتابهاى اصولى متداول این مقدمه دیده نمى‌شود. پس از آن، تعریف فقه و موضوع علم فقه آمده است.

ب. مقصد دوم شامل نه مطلب و خاتمه است که تا آخر کتاب ادامه دارد و مهمترین مباحث علم اصول در آن بیان مى‌شود. مطلب اول از مقصد دوم شامل مباحث تعریف کلى و جزئى، حقیقت لغوى و حقیقت شرعى، مشترک لفظى و حقیقت و مجاز است و مطلب دوم شامل دو مبحث اوامر و نواهى است، مطلب سوّم بحث عموم و خصوص، مطلب چهارم مطلق و مقید و مجمل و مبین، مطلب پنجم اجماع، مطلب ششم اخبار، مطلب هفتم نسخ، مطلب هشتم قیاس و استصحاب، مطلب نهم اجتهاد و تقلید و در نهایت خاتمه کتاب بحث تعادل و تراجیح مى‌باشد.

ویژگی‌های کتاب

کتاب معالم داراى نقاط مثبت زیادى است که به بعضى از آنان اشاره مى‌شود:

۱. در بسیارى از موارد که طرح بحث اصولى ثمره عملى ندارد، مؤلف آن را مطرح نمى‌کند. به عنوان نمونه در بحث امر به شى‌ء یا اشیاء على وجه التخییر، نظریه‌اى را از عامه که علامه به صورت طولانى مطرح کرده ذکر کرده و مى‌گوید بحث آن را صحیح نمى‌داند چون: «فلا فائدة لنا مهمة فی إطالة القول فی توجیهه و ردّه ولقد أحسن المحقق - رحمه اللّه - حیث قال بعد نقل الخلاف فی هذه المسألة و لیست المسألة کثیرة الفائدة».

و یا ورود در بحث تصویب را صحیح نمى‌داند و مى‌فرماید: چون امامیه در این مسأله اختلافى ندارند «فلا أرى فی البحث عن ذلک بعد الحکم بعدم التأثیم کثیر طائل، فلا جرم کان ترک الاشتغال بتقریر حججهم على ما فیها من الإشکال أوفق بمقتضى الحال».

۲. نکته دیگر این که مؤلف به نظریات مختلف علامه و شیخ طوسى احاطه کامل داشته و به کرات به نظریات علامه در مواضع مختلف کتابهایش اشاره مى‌کند. مثل «قال السید المرتضى و جماعة منهم العلامة فی أحد قولیه... و منهم العلامة فی تهذیبه... و قال فی النهایة».

۳. روان بودن و طراوت عبارتهاى کتاب و در عین حال پرمعنا و عمیق بودن آنها و خوددارى از تعقید و پیچیدگى در عبارتها از دیگر نقاط مثبت کتاب است. مثلاً از کلماتى نظیر «الجواب الجواب، جوابها کجوابها و جوابه مثل جوابه» که داراى هماهنگى خاصى است استفاده مى‌کند.

۴. از دیگر نکات، توجه به نظریات علماى اهل تسنن در کتابهاى سید مرتضى مثل الذریعة إلى أصول الشریعة و الشافیة است که با عبارتهایى نظیر «هو قول جماعة من العامة» به نقد و بررسى نظریات آنها مى‌پردازد.

۵. اصولاً صاحب معالم در برخورد با نظریات علماى قبل از خود، با احترام برخورد مى‌کند و از کلمات فاسد، توهم و نظائر آن استفاده نمى‌کند بلکه از عبارتهایى نظیر «و ما اختاره السید فیه محل تأمل» استفاده مى‌کند.

۶. مطلب دیگر این که در بعضى از مباحث که نیاز به تحقیق بیشترى را ضرورى مى‌داند، مانند مبحث ضد با عبارت «و علیک بإمعان النظر فی هذه المباحث فإنی لاأعلم أحداً حام حولها» خواننده را به تحقیق بیشترى تشویق مى‌کند.

۷. صاحب معالم در ذکر نظریات علماى اصولى قبل از خود در ابتداى کتاب به نظریات پدر بزرگوارشان شهید ثانى اشاره‌اى ندارد، اما از بحث عدالت راوى به نظریات ایشان متعرض مى‌شوند و این گونه در عبارتهایشان دیده مى‌شود «و ذهب والدی - رحمه الله - إلى الاکتفاء بالإطلاق فیهما... و هذا هو الأقوى... هو اختیار والدی... هو مختار والدی» و نظائر آن.

اما از نقاط ضعف کتاب این که مباحث الفاظ به صورت کامل مطرح نشده و بعدها با نگارش شرح هدایة المسترشدین بر معالم، تألیف محمدتقى اصفهانى (متوفى ۱۲۴۸ قمرى) تا حدودى این ضعف جبران شده است.

از طرف دیگر در مباحث اصول عملیه نیز دو اصل برائت و احتیاط به صورت مستقل طرح نشده و استصحاب و تعادل و تراجیح نیز به صورت مختصر مطرح شده‌اند و مثلاً مبحث استصحاب را منحصر در استصحاب حال دانسته و در مبحث تعادل و تراجیح نیز بسیارى از مباحث اصلى ذکر نگردیده است.

از دیگر نقاط ضعف این که معمولاً در معالم نام عده معدودى از اصولیین نظیر سید مرتضى، شیخ طوسى، علامه حلى، محقق حلى و شهید اوّل ذکر شده و کتاب با عنایت به نظریات این بزرگان نگاشته شده است. اما علماى اصولى دیگر با عبارت نافین، مثبتین، فقال قوم، آخرون، الأولون، جماعة، أکثرون، بعض الأصولیین، مفصلون و نظائر آن بیان شده که در نتیجه خواننده نمى‌تواند به مصادر اصلى مراجعه کند.

منابع‌ کتاب

این کتاب از منابع زیر در مباحث خود بهره گرفته است:

  1. المقنعة والتذکرة بأصول الفقه، تألیف شیخ مفید، محمد بن محمد نعمان حارثى، استاد سید مرتضى و شیخ طوسى (متوفى ۴۱۳ قمرى)
  2. الذریعة إلى أصول الشریعة، تألیف سید مرتضى، على بن حسین موسوى (متوفى ۴۳۶ قمرى)
  3. النهایة و عدة الأصول، تألیف شیخ طوسى، ابوجعفر محمد بن حسن (متوفى ۴۶۰ قمرى)
  4. المهذب، المعتمد، الروضة، المعالم، المناهج و شرح جمل العلم والعمل سید مرتضى، تألیف ابن براج (متوفى ۴۸۱ قمرى)
  5. غنیة النزوع إلى علمی الأصول والفروع، تألیف ابن زهرة، ابوالمکارم حمزه بن ابى المعاسن زهرة حلبى (متوفى ۵۸۵ قمرى)
  6. السرائر و مختصر التبیان، تألیف فخرالدین محمد بن إدریس عجلى حلى (متوفى ۵۹۸ قمرى)
  7. البهجة لثمرة المهجة، تألیف سید رضى الدین على بن طاوس حلى (متوفى ۶۶۴ قمرى)
  8. معارج الأصول، المعتبر، المختصر النافع و شرایع الإسلام، تألیف محقق حلى، جعفر بن حسن بن یحیى (متوفى ۶۷۶ قمرى)
  9. تهذیب الوصول، شرح الذریعة، مبادى‌ الوصول و مختلف الشیعة، تألیف علامه حلى، حسن بن یوسف (متوفى ۷۲۶ قمرى)
  10. إیضاح الفوائد تألیف فخرالمحققین، فرزند علامه حلى محمد بن حسن (متوفى ۷۷۱ قمرى)
  11. الدروس ذکرى الشیعة والقوائد والفوائد، تألیف شهید اول، محمد بن جمال الدین مکى (متوفى ۷۸۶ قمرى)
  12. تمهید القواعد، شرح الدرایة والروضة، تألیف شهید ثانى، زین الدین بن على عاملى (متوفى ۹۶۶ قمرى)

شروح و حواشى کتاب

با توجه به زمان زیادى که کتاب معالم الدین متن درسى حوزه‌هاى علمیه بوده و مورد توجه علماى اصولى واقع شده، شروح و حواشى زیادى بر آن نوشته شده است. در الذریعة جلد ۶ از صفحه ۲۰۴ تا ۲۱۰ در حدود ۴۵ حاشیه بر معالم ذکر شده که مهمترین آنها را در اینجا ذکر مى‌کنیم:

از بین حواشى مذکور، حاشیه ملا محمدصالح مازندرانى و حاشیه مدقق شیروانى و حاشیه سلطان العلما همراه با کتاب معالم داراى حواشى چاپ شده است.

تاریخ تألیف و چاپ کتاب‌

بنابر آنچه در مقدمه معالم - چاپ جامعه مدرسین - آمده، کتاب در سال ۹۹۴ قمری تدوین و تألیف شده، ولى در أعیان الشیعة تاریخ نوشتن آن را ۱۰۰۱ هجرى قمرى ذکر کرده است.[۳]

کتاب معالم که به وسیله مؤسسه نشر اسلامى وابسته به جامعه مدرسین در قم، چاپ شده از نظر تصحیح و تحقیق کتاب باارزشى است. این کتاب با نسخه‌هاى خطى معتبر و باارزشى مقابله و تحقیق شده، مانند نسخه کتابخانه ملى ملک آستان قدس رضوى که تاریخ نگارش آن سال ۱۰۳۴ هجرى قمرى است و به زمان وفات مؤلف بسیار نزدیک است. البته متداول بودن تدریس این کتاب و چاپ مکر