یهود
يهود نام قوم حضرت موسی علیهالسلام است. آنان از نسل حضرت يعقوب علیهالسلام (ملقّب به اسرائیل) بودند، از این رو «بنیاسرائیل» نیز نامیده شدهاند. قرآن کریم در موارد بسیاری از تاریخ و سیرۀ این قوم یاد کرده است.
مختصرى از تاريخ يهود
یهودیان از نسل حضرت يعقوب علیهالسلام ملقّب به اسرائیل (به معنای بنده خدا) بودند، از این رو «بنیاسرائیل» نیز نامیده شدهاند. وجه تسمیه «یهود» اختلاف است: برخی آن را به معنای «هدایتیافته» میدانند (بهخاطر توبه قوم موسی از گوسالهپرستی) و برخی دیگر آن را منسوب به «یهوذا»، فرزند چهارم حضرت یعقوب (ع) میدانند.[۱]
حضرت يعقوب فرزند اسحاق پسر حضرت ابراهیم علیه السلام است و از آنجا که جدش حضرت ابراهیم قبلا به کنعان (فلسطین) مهاجرت کرده بود. اسحاق و یعقوب از ابتدا در آنجا سکونت داشتند.
یعقوب علیه السلام دوازده پسر داشت كه با او در كنعان زندگى مى كردند، و پس از آنكه يكى از آن دوازده برادر يعنى حضرت يوسف (در پايان دوران پرماجراى خود) بر اريكه سلطنت مصر استوار گشت، به سال 1740 قبل از ميلاد، يازده برادر از كنعان به قصد تهيه آذوقه به مصر رفتند، و سرانجام در كنار برادر در آن سرزمين استقرار يافتند و جمعيتشان افزون گشت
زندگی گروه های اولیه مهاجران بنی اسرائیل در مصر با رونق زیادی همراه بود، اما در نسل های بعدی طبقه حاکم و مردم مصر با بنی اسرائیل که بیگانه به حساب می آمدند بد رفتار می کردند و آنها را به خدمت گرفته آزار و شکنجه می دادند[۲] تا اینکه موسى بن عمران علیه السلام به نبوت مبعوث گشت؛ و آنها را از دست فرعون نجات داده از مصر خارج نمود. پژوهشگران در مورد تاريخ خروج بنى اسرائيل به علت تناقض هایی که در تورات وجود دارد اختلاف دارند. برخی آن را در روزگار تحوتمس سوم ( 1490 - 1436 ق . م ) پنداشتهاند. و كسانى ديگر بر بنياد گزارشى در سفر خروج ، آن را در روزگار رامسس دوم ( 1290 - 1224 ق . م ) شمردهاند.[۳]
موسی علیه السلام بنی اسرائیل را به سمت کنعان برد اما آنها حاضر نشدند وارد کنعان شوند و گفتند در آن قومی ستمگر هستند تو و پروردگارت بروید و با آنان بجنگید تا آنها بیرون روند.[۴] در نتیجه حدود چهل سال، که طی آن یک نسلشان از بین رفت، در صحرای سینا سرگردان بودند تا اینکه پس از وفات موسی، یوشع بن نون جانشین وی شد و بتدریج کنعان را فتح کرد.[۵]
پس از یوشع(ع)، شخصیتهای متعددی بنیاسرائیل را رهبری کردند که داوران بنیاسرائیل نامیده میشوند. آنان پادشاه نبودند و فقط به حل اختلافات داخلی بنیاسرائیل میپرداختند. آخرین داور بنیاسرائیل سموئیل بود. بعد از او، عصر پادشاهان بنیاسرائیل با طالوت و سپس داوود و سلیمان(ع) آغاز شد.[۶]
بعد از آن که حکومت به فرزند سلیمان رسید (۴۷۶ سال پس از خروج از مصر) اسباط دیگر از فرمان او سر پیچیدند و کشور آنها به دو قسمت شد، شمال آن را که از شمال بحرالمیت تا نزدیکی شهر صور حالیه امتداد می یافت در سر حد فنیقیه میان دریای مدیترانه و مرز کشور آشور، چند سلسله از پادشاهان بنی اسرائیل در تصرف داشتند و قسمت جنوب را تا خلیج عقبه، اولاد حضرت داود زیر فرمان گرفتند.[۷]
برخی تاريخ سياسى قوم يهود را به هفت دوره تقسيم كرده اند:
- از حضرت ابراهيم تا حضرت موسى.
- از حضرت موسى تا شائول، دوره خلاصى بنى اسرائيل از عبوديت مصر و بعثت حضرت موسى در كوه سينا و چهل سال گردش قوم در صحرا.
- از شائول تا تقسيم مملكت يهود كه حدودا 120 سال و شامل دوران ترقى يهود تحت سلطنت حضرت داود و حضرت سليمان است.
- از تقسيم تا انتهاى تأليف عهد قديم (تورات) كه تقريبا 500 سال طول كشيد و شامل وفات سليمان نبی و انقراض سلطنت اسرائيل است.
- از مراجعت از اسيرى تا بعثت حضرت مسيح علیه السلام.
- از آمدن حضرت مسيح تا انهدام اورشلیم.
- از انهدام اورشليم به بعد كه يهودان در جهان پراكنده شدند.
يهود در قرآن
شمارى از آیات قرآن بخش هایى از تاریخ و حوادث مهم زندگى یهود را گزارش مىکند. هجرت نیاکان نخست آنان به مصر و زندگى در آنجا (سوره یوسف، ۹۹)، خروج از آن و حرکت به سوى سرزمین موعود (سوره طه، ۷۷ـ۷۸؛ سوره شعراء، ۵۲ـ۶۶)، سرگردانى در بیابان (سوره مائده، ۲۶)، استقرار در سرزمین موعود (سوره اعراف، ۱۳۷) و جنگهاى گوناگون بنىاسرائیل با دشمنان و نیز با یکدیگر (سوره بقره، ۸۵ و ۲۴۶ و ۲۵۱) بخش هاى مهمى از این تاریخ است.
آموزههاى وحیانى ابلاغ شده به آنان در طول تاریخ به وسیله حضرت موسى علیه السلام و دیگر انبیا، بخش دیگرى از آیات را به خود اختصاص داده است. این آموزهها حوزه وسیعى از مباحث خداشناسى (سوره بقره، ۴۰ و ۸۳)، معاد (سوره بقره، ۴۸)، نبوت (سوره بقره، ۴۱؛ سوره مائده، ۷۰) و احکام گوناگون عبادى و اجتماعى (سوره بقره، ۴۳ و ۸۱ و ۸۳) را دربر مىگیرد.
انواع نعمت هاى خداوند به بنىاسرائیل، (سوره بقره، ۴۹ـ۶۰؛ سوره جاثیه، ۱۶) و امتیاز آنان نسبت به دیگر اقوام و ملل (سوره بقره، ۱۲۲؛ سوره اعراف، ۱۴۰) در دسته دیگرى از آیات گزارش شده است و سرانجام نوع برخورد آنان با انبیا، معجزات و نعمت هاى الهى و آموزههاى وحیانى (سوره بقره، ۶۷ـ۷۳؛ سوره آل عمران، ۴۹ و ۹۳)، انواع انحراف هاى اعتقادى و رفتارى، نافرمانی ها (سوره بقره، ۴۴؛ سوره اعراف، ۱۳۸ـ۱۴۰؛ سوره مائده، ۷۹) و در نتیجه عذاب هایى که به آن گرفتار شدند، موضوعات دیگرى است که شمار چشمگیرى از آیات به گزارش آن پرداخته است.[۸]
برخی از آيات قرآن به نکوهش یهود پرداخته است و اشتباهات اعتقادی یا عملی آنها را بیان نموده از جمله آیات زیر:
- «وَقَالَتِ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَىٰ نَحْنُ أَبْنَاءُ اللَّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ ...[۹]؛ جهودان و مسيحيان گفتند ما به منزله فرزندان خدائيم و خداوند ما را دوست دارد».
بگو (اى محمد) اگر اين ادعا حقيقت دارد پس چرا (حسب كتب خودتان) شما را بر اثر معصيت عذاب مى كند؟ خير، شما نيز همانند ديگر افراد بشر مى باشيد.
- «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا ...[۱۰]؛ سرسخت ترين مردم در دشمنى با مسلمانان جهودان و مشركان مى باشند».
- «وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَىٰ حَيَاةٍ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا ...[۱۲]؛ آنان (يهودان) را بيش از هر كس بر زندگى حريص مى يابى ...».
- «وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ ۚ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا ۘ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ ...[۱۳]؛ یهود گفتند دست خدا بسته است (و ديگر در جهان آفرينش تصرفى نكند)، بلکه دست خودشان بسته و لعنت خدا بر آنها باد بلكه دست خدا هميشه باز است ...».
يهود در مدينه
قرنها پيش از بعثت رسول گرامى اسلام، طوايفى از يهود در مدينه و حومه آن تا خيبر زندگى مى كردند، كه معروف ترين آنها قبايل «بنى قريظه» و «بنى نضير» و «بنى قينقاع» بودند.
یهودیان قبل از ظهور پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله، پیوسته از ظهور ایشان خبر میدادند و اخبار آن حضرت را پیوسته در مکه دنبال میکردند.[۱۴] اما پس از ظهور و بعثت پیامبر، راه عداوت و دشمنی در پیش گرفتند.
دلایل بسیاری برای این دشمنی برشمردهاند، از جمله اینکه: یهودیان به اصالت نژادی خود همیشه مغرور بوده و میخواستهاند به همه مردم خاصه فقرا و ضعفا حکومت نمایند؛ و نیز تصور باطلی داشتهاند که دین آسمانی فقط دین ایشان است و هیچ کس غیر از ایشان، حقی در رسالت و پیامبری ندارد؛ به علاوه، آنان مردمی بودند که تقوی نداشتند، سنگدلی و بیرحمی و ارتکاب به گناه در همه کارهایشان به چشم میخورد. از این رو دشمنیشان نسبت به پیامبر و مسلمانان عرب و عموم بشریت زیاد بود.[۱۵]
پيامبر (صلی الله علیه وآله) در آغاز هجرت و به محض ورود به شهر مدينه، طىّ عهدنامه اى با آنها پيمان حسن جوار و عدم تعرض و عدم مزاحمت بست و سران اين قبايل، عهدنامه را امضا نمودند، اما آنان به خوى تبهكارى و مفسده جوئى پيوسته، در پنهانى برخلاف مضمون عهدنامه به اذيت و آزار پيغمبر و مسلمانان مى پرداختند و مكرراً دشمنان اسلام را يارى مى دادند،[۱۶] تا اين كه در جنگ احزاب آشكارا به همكارى كفار قريش شتافته و عليه پيغمبر اسلام به نبرد برخاستند. اما سرانجام، قبایل یهود، یکی پس از دیگری مغلوب سپاه اسلام شدند. بسیاریشان کشته و بسیاری هم به سرزمینهای دیگر کوچ کردند.[۱۷]
پانویس
- ↑ پیشینه قوم یهود، سایت پرسمان
- ↑ ابوالحسن شعرانی، نثر طوبی(دائره المعارف لغات قرآن کریم)، ذیل واژه «اسرائیل».
- ↑ بیومی مهران، محمد، بررسی تاریخی قصص قرآن، ترجمه سید محمد راستگو، ص ٢٢٨
- ↑ سوره مائده، آیه 21 تا 24
- ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «بنی اسرائیل».
- ↑ توفیقی، ادیان بزرگ، ص۹۱ و ۹۳.
- ↑ ابوالحسن شعرانی، نثر طوبی(دائره المعارف لغات قرآن کریم)، ذیل واژه «اسرائیل».
- ↑ دائرة المعارف قرآن کریم، مدخل "بنی اسرائیل" از ابوالفضل روحى و بخش ادیان.
- ↑ سوره مائده، آیه ۱۸.
- ↑ همان، آیه ۸۲.
- ↑ سوره توبه، آیه ۳۰.
- ↑ سوره بقره، آیه ۹۶.
- ↑ سوره مائده، آیه ۶۴.
- ↑ اسحاق بن محمد، سیرت رسول الله، ج1، ص253.
- ↑ دلائل النبوه، ص37.
- ↑ تاریخ طبری، ج3، ص1003؛ سیرت رسول خدا، ج2، ص632.
- ↑ "یهودیت"، سید علیاکبر حسینی، دانشنامه پژوهه، تاریخ بازیابی: 26 فروردین 1392.
منابع
- بیومی مهران، محمد، بررسی تاریخی قصص قرآن، ترجمه سید محمد راستگو
- توفیقی، حسین، ادیان بزرگ، تهران، نشر وزارت فرهنگ و ارشاد، چاپ سیزدهم، ۱۳۸۹ش.
- دائرة المعارف قرآن کریم، مدخل "بنی اسرائیل" از ابوالفضل روحى و بخش ادیان.
- "یهودیت"، سید علیاکبر حسینی، دانشنامه پژوهه، تاریخ بازیابی: 26 فروردین 1392.
مطالب مرتبط




