زکریا بن ادریس

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۶ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۰۹ توسط مهدی موسوی (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon book.jpg

محتوای فعلی بخشی از کتاب ستارگان حرم است که برای اینجا مناسب بوده است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)

«زکریا بن ادریس قمی» -فرزند ادریس بن عبدالله-، از علما و محدثان بزرگ شیعه در سده دوم هجری و از اصحاب و راویان امام صادق، امام کاظم و امام رضا (علیهم‌السلام) بود. اوضاع سختی که به وسیله زمامداران حکومت غاصب عباسی بر ضد شیعیان به وجود آمده بود، باعث گردید فضای جامعه آن روزگار به تیرگی گرائیده و عرصه بر پیروان مکتب تشیع تنگ گردد؛ ولی زکریا بن ادریس همانند بسیاری از شیعیان واقعی هرگز مرعوب اوضاع دشوار آن روزگار نگردید؛ بلکه با تقویت رابطه خود با اهل بیت (علیهم‌السلام) به مقابله با جریان‌های انحرافی از جمله واقفیه پرداخت.

نام کامل زکریا بن ادریس قمی
زادگاه قم
وفات قرن دوم قمری
مدفن قم، قبرستان شیخان

Line.png

شاگردان

صفوان بن یحیی، محمد بن ابی عمیر، احمد بن محمد بن ابی‌نصر بَزَنْطی،...

آثار

کتاب الحدیث،...

ولادت و خاندان

از تاریخ دقیق ولادت «ابوجریر زکریا بن ادریس قمی»، گزارشی در دست نیست؛ اما این احتمال ممکن است داده شود که چون رجال شناسان او را از یاران امام صادق علیه السلام شمرده اند، بنابراین با توجه به تاریخ شروع امامت آن حضرت (۱۱۴ ق)، زمان ولادت وی به قبل از سال ۱۱۴ قمری برمی گردد.

زکریا بن ادریس از خاندان بزرگ اشعری - که پیشگام نشر و ترویج تشیع در شهر قم بودند - شمرده می شد و نیکانش از بزرگان طایفه به حساب می آمدند و بارها مورد توجه خاص امامان معصوم علیهم السلام بودند. امام صادق علیه السلام آنگاه که «عمران بن عبدالله» عموی ابوجریر، به خدمت ایشان رسید، چنین فرمود: «هذا نجیب من قوم نُجباء»؛ این شخص فردی نیک نژاد و از طایفه نیک نژاد است.[۱]

پدرش «ادریس بن عبدالله» از راوایان موفق و عالمی پرهیزگار بود که به حضور امامان عصر خود به ویژه حضرت امام صادق علیه السلام نائل آمد و با نقل روایت از آنان، در شمار یاران و راویان قابل اعتماد ایشان جای گرفت. پسر عمویش «زکریا بن آدم» نیز از خواص یاران امام رضا علیه السلام بود که آن حضرت بارها از او تعریف و تمجید نمود.

زکریا بن ادریس در میان چنین خانواده ای، که همگی از پیروان راستین مکتب ولایت بودند، پرورش یافت و درس عشق و دلدادگی به مکتب را از ایشان، به ویژه پدر بزرگوارش، فرا گرفت.

استادان و شاگردان

زکریا بن ادریس از خزائن علوم و معارف خاندان وحی فیض های فراوانی نصیبش شد. او در پیشگاه چهار امام (امام باقر، امام صادق، امام کاظم و امام رضا علیهم السلام) زانوی دانش اندوزی بر زمین زد و از خرمن وجود مبارک ایشان خوشه های معرفت چید. وی بیشتر به محضر امام رضا علیه السلام رسید به طوری که تعداد روایات وی از آن امام (هفت مورد)، گواه این مطلب است؛ بعد از آن، از محضر امام کاظم علیه السلام پنج روایت و امام صادق علیه السلام سه و در نهایت از حضرت امام محمدباقر علیه السلام یک حدیث روایت کرد.

با توجه به منابع و روایات موجود، استادان روایی زکریا بن ادریس، همه از امامان علیهم السلام بودند؛ اما از دیگر اساتید احتمالی وی گزارشی بدست نیامده است. تنها در یک مورد از «اصبغ بن نباته» روایت نقل کرده است.[۲] البته از جزئیات حضور زکریا نزد «اصبغ» خبری در دست نیست و مرحوم محقق اردبیلی در «جامع الرواة»[۳] و مرحوم خوئی در «معجم رجال الحدیث»[۴] تنها به متن روایت او از «اصبغ بن نباته» اشاره کرده اند.

همچنین راویان و شخصیت های بزرگی نزد «زکریا بن ادریس» حاضر شده اند و با استفاده از محضر درس او به شاگردی و نقل روایت پرداختند، از جمله:

با آن که اشخاص زیادی (حدود ده نفر) از ابوجریر حدیث نقل کرده اند، روایت این سه تن - به ویژه «صفوان بن یحیی» - از وی، می تواند دلیل دیگری بر مقام و منزلت والای او به حساب آید؛ زیرا در بین دانشمندان رجال، مشهور است که: این سه بزرگوار فقط از افراد ثقه و قابل اعتماد روایت می کردند.[۱۱]

آثار و روایات

زکریا بن ادریس علاوه بر تربیت شاگردان برجسته، به گردآوری کتاب نیز روی آورد. شیخ طوسی[۱۲] و نجاشی[۱۳] تنها یک کتاب به نام او فهرست کرده اند و مرحوم آقا بزرگ تهرانی نیز در «الذریعه» با نام «کتاب الحدیث» از آن یاد کرده است.[۱۴] زکریا در این کتاب به جمع آوری و تدوین سخنان گران مایه اهل بیت علیهم السلام پرداخت؛ البته در حال حاضر اثری از آن - به صورت مستقل - بر جای نمانده است. شاید این کتاب نیز همانند بسیاری کتاب های روائی کوچک، با گذشت زمان محو شده، یا در کتاب های نزدیکتر مانند «کتب اربعه» ادغام شده است.

اما بخش مهمی از زندگانی پرثمر زکریا بن ادریس، صرف حفظ و نقل آثار و اخبار خاندان رسالت علیهم السلام شد. او در این میدان خالصانه تلاش کرد و با انعکاس احادیث و روایت های ائمه طاهرین علیهم السلام وظیفه سنگین و مقدس خود را به نیکی انجام داد.

ویژگی روایت های «ابوجریر»، نقل مستقیم و بدون واسطه از امام علیه السلام است که جز مواردی بسیار اندک، بقیه را با حضور نزد امام علیه السلام شنیده و روایت کرده است. بر اساس آنچه که از روایت های وی برمی آید، او هرگاه توفیق حضور نزد امام علیه السلام را می یافت، به شکل های گوناگون (طرح سؤال و...) باب گفتگو را باز می کرد و با شنیدن کلمات دلنشین امام علیه السلام آن ها را حفظ و روایت می کرد.

شمار حدیث های او با حذف تکراری ها نزدیک به شانزده مورد است که با عنوان های (ابی جریر زکریا بن ادریس قمی، ابوجریر ادریس، ابی جریر قمی و ابی جریر) در میان کتاب های روائی شیعه موجود است. در بین عنوان های یاد شده، عنوان «ابی جریر قمی» در سند تعداد بیشتری از روایات به چشم می خورد، همچنان که مرحوم آیت الله خوئی نیز به این مطلب اشاره کرده است: «...عنوان ابوجریر قمی در سند یازده حدیث واقع گردیده است...».[۱۵]

روایت های اندک «زکریا بن ادریس» موضوع های متنوعی را در زمینه های فقه، عقاید و اخلاق شامل می شود. در این تعداد احادیث فقهی او بیشتر از زمینه های دیگر است. لذا می توان نتیجه گرفت گرایش روایت های وی به مباحث فقهی متمایل بوده است. برخی روایات نقل شده از او در اینجا ذکر می شود:

۱- ثمره های استغفار:

امام صادق علیه السلام فرمود: «هر کس بعد از نماز عصر هفتاد مرتبه استغفار کند، گناهان پنجاه سالش آمرزیده شود، اگر گناهی نداشته باشد، خداوند پدر و مادرش را می آمرزد، اگر آنها هم گناهی نداشتند، گناهان نزدیکان را می بخشد و چنانچه آنان نیز نداشتند، از گناه همسایه هایش چشم می پوشد».

۲- هدیه خداوند به ثروتمند:

امام باقر علیه السلام فرمود: «نیازمند، هدیه خداوند به ثروتمند است. اگر نیاز او را برآورد، هدیه خدا را قبول کرده است و چنانچه حاجتش را برنیاورد، پس واقعاً هدیه پروردگار - عزوجل - را رد کرده است».

۳- ضرورت آگاهی از دانش بازرگانی:

اصبغ بن نباته گفت: شنیدم که امام علی علیه السلام بر بالای منبر چنین می فرمود: «ای گروه تجارت پیشگان! (اول) فقه و دانش، سپس تجارت؛ قسم به خدا هر آینه ربا در این امت چنان به نرمی راه می یاید که از نرم راه رفتن مورچه بر سنگ سخت، مخفیانه تر است. سوگند خود را با راستگویی مخلوط کنید،[۱۶] (همانا) تاجر فاجر است و فاجر در آتش؛ مگر تاجری که به حق (و از روی راستی و درستی) داد و ستد کند».

۴- تقییه در نماز:

در اوضاع دشواری که شیعه بودن جرم به حساب می آمد، و با توجه به این که بلند خواندن «بسم الله الرحمن الرحیم» در نماز، از نشانه های شیعه بود و باعث آزار و اذیت او از سوی دشمنان تشیع می گشت، از این رو «زکریا بن ادریس» به نزد امام کاظم علیه السلام شتافت و با طرح مسئله، کسب تکلیف نمود، حضرت علیه السلام در جواب، امر به تقیه کرد و فرمود آن را بلند نخواند: محمد بن الحسن باسناده عن ابی جریر زکریا بن ادریس القمی. قال: سألتُ اباالحسن الأول، عن الرجل یصلی بقوم یکرهون أن یجهر ببسم الله الرحمن الرحیم؟ فقال: لایَجْهَر».[۱۷]

مبارزه با جریان واقفیه

پس از شهادت امام کاظم علیه السلام برخی از مردم بر اثر دنیاخواهی، توطئه جدیدی بر ضد شیعه و ولایت امامان معصوم علیهم السلام به اجرا گذاشتند که می توانست در راستای سیاست شوم نظام منحوس عباسیان - مبنی بر نفی رهبری امامان شیعه از صحنه اجتماع - قرار گیرد. طراحان این توطئه که از شیعیان حضرت کاظم علیه السلام نیز بشمار می آمدند، چنین شایعه کردند که: امام کاظم علیه السلام نمرده است. او، همان «مهدی قائم» است که زنده است. برخی از شیعیان سست عنصر و کم مایه نیز، با شنیدن این خبر، بی هیچ تحقیق و جستجویی آن را باور کرده و به آن ها گرویدند و به این وسیله، فرقه گمراه «واقفیه» شکل گرفت.

ابوجریر شیدای ولایت بود و اوج دلدادگی خود را آن گاه که به خدمت امام رضا علیه السلام رسید، با گفتن جمله های شیوا و رسا، صادقانه آشکار ساخت. وی در محضر امام علیه السلام چنین لب به سخن گشود: «جُعِلتُ فداک، قد عرفتَ انقطاعی الی ابیک ثمّ الیک...»، جانم به قربانت! شما آگاهید که من، تنها به شما و پدر عزیزتان گرویده ام و از غیر شما بریده ام.»[۱۸]

با دقت در این جمله پرمعنا به خوبی درمی یابیم که زکریا بن ادریس در آن اوضاع آشفته که بعضی شیعه نماها امامت حضرت رضا علیه السلام را قبول نداشتند و بر امامت حضرت کاظم علیه السلام توقف کرده بودند، از روی صدق و صفا خدمت امام رضا علیه السلام رسید و خالصانه اعلام وفاداری کرد.

وی در حالی که از انحراف فرقه واقفیه به خوبی آگاه بود، به منظور مقابله با آنان، سؤال های مهمی را نیز درباره مسئله امامت و عقائد واقفیه مطرح ساخت که حضرت رضا نیز با پاسخ به آنها، خط بطلان بر افکار و اندیشه این جماعت گمراه کشید. مضمون پاسخ های حضرت را می توان در این جمله خلاصه کرد که: امام کاظم علیه السلام به شهادت رسیده است و من تنها جانشین و امام بعد از او هستم.[۱۹]

به این ترتیب ابوجریر نقش خود را در افشاگری از جماعت منحرف واقفیه به خوبی ایفا کرد و با حضور خود نزد امام رضا علیه السلام مبارزاتش را بر ضد مخالفان امامت تکمیل کرد؛ وظیفه اش را در آن اوضاع حساس به شایستگی شناخت و عملی ساخت.

در نظر عالمان

علمای رجال شیعه شخصیت والای «زکریا بن ادریس» را با واژه های پرمعنایی مانند: وَجْهٌ (بلند مرتبه)، حَسَنٌ (فردی نیکو)، مُعْتَمَدٌ (قابل اعتماد) و... به شایستگی ستوده اند. آنان هرگاه به نام این محدث ارزشمند شیعی می رسیدند، از مقام بلند وی به خوبی تجلیل می نمودند و دیدگاهشان را درباره چهره قابل اطمینان او بیان می کردند.

وفات

زکریا بن ادریس در شبی که حضرت امام رضا علیه السلام برایش دعا کرد و بر او رحمت فرستاد، پس از سال ها تلاش و فعالیت در راه دین و مکتب، به دیدار آفریدگار خود شتافت. پسرعمویش زکریا بن آدم گوید: «در شبی که آخر عمر ابوجریر بود، وقتی بر حضرت رضا علیه السلام وارد شدم، ایشان حال ابوجریر را از من پرسید و برایش طلب رحمت کرد؛ «فَسَألِنی عنه و تَرَحَّم علیه».[۲۶]

از زمان دقیق وفات او گزارشی در دست نیست؛ اما به احتمال زیاد در اواخر سده دوم هجرت و در شهر مقدس قم بدرود حیات گفت. مکان دفن او مقبره شیخان قم، در جوار قبر شریف پسر عمویش «زکریا بن آدم» است.

بر اساس دستور حضرت آیت الله گلپایگانی سنگ قبر او تجدید شد. ترجمه آن چه بر روی قبر آن بزرگوار نوشته شده است، به این صورت است: «صاحب این آرامگاه شریف و قبر بلندمرتبه، شیخ بزرگوار و محدث باعظمت، زکریا فرزند ادریس فرزند عبدالله اشعری قمی است، کنیه اش، ابوجریر و از راویان قابل اعتماد و استادان بزرگ حدیث بود و راوی احادیث و نشر دهنده علوم اهل بیت وحی به حساب می آمده. او امامان بزرگوار؛ حضرت امام صادق، امام کاظم و امام رضا علیهم السلام را درک کرد و همین برای فخر و فضل و شرافت او کافی است. رحمت و رضوان خداوند بر روح او باد. الحمدلله رب العالمین».

پانویس

  1. تنقیح المقال، ج ۲، ص ۱۸۴.
  2. الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج ۱۵، ص ۳۶۲. وی از یاران ویژه امام علی علیه السلام بود و به قول آقا بزرگ تهرانی در «الذریعه» تا بعد از یکصد هجری زنده بود.
  3. جامع الرواة، ج ۱، ص ۳۷۱.
  4. معجم رجال الحدیث، ج ۲۱، ص ۸۱.
  5. رجال شیخ طوسی، ص ۳۷۸، ۳۲۵ و ۴۰۵.
  6. همان.
  7. فهرست شیخ طوسی، ص ۱۴۲.
  8. رجال نجاشی، ص ۳۲۶، رقم ۸۸۷.
  9. همان، ص ۷۵، رقم ۱۸۰.
  10. معجم رجال الحدیث، ج ۳۶/۲ تا ۲۴۴ و ج ۲۲ ص ۶۴.
  11. کلیات فی علم الرجال، ص ۲۰۵.
  12. فهرست شیخ طوسی، ص ۷۴.
  13. رجال نجاشی، ص ۱۷۳، رقم ۴۵۷.
  14. الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج ۶، ص ۳۳۳، رقم ۱۹۱۱.
  15. معجم رجال الحدیث، ج ۲۱، ص ۸۰ تا ۸۲، رقم ۱۴۰۱۰.
  16. شاید مقصود از «مخلوط کردن قسم با راستی» دفع قسم و نگفتن آن، به سبب راست گفتن باشد زیرا فرد راستگو نیازی به قسم خوردن ندارد؛ به دلیل این که مردم حرف او را باور می کنند، بر خلاف دروغگو (پاورقی: تهذیب ۱۶/۸/۷).
  17. وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۶۹، ح (۷۳۴۸).
  18. کافی، ج ۱، ص ۳۸۰، ح ۱.
  19. کافی، ج ۱، ص ۳۸۰، ح ۱ (عن ابی جریر القمی، قال: قلت لأبی الحسن علیه السلام جُعِلتُ فداک قد عَرَفْتَ انقطاعی الی ابیک ثم الیک، ثم حَلَفْتُ له و حق رسول الله صلی الله علیه و آله و حق فلان و فلان، حتی انتهیت الیه، بانّه لایخرج منی ما تخیرنی به الی احد من الناس و سألته عن ابیه، أحیّ هو او میت؟ فقال: قد والله مات فقلت: جعلت فداک ان شیعتک یرون ان فیه سنة اربعة انبیاء قال: قد والله الذی لا اله الّا هو هلک قلت: هلک غیبة او هلک موت؟ قال: هلک موت فقلت: لعلّک منی فی تقیة؟ فقال: سبحان الله قلت: فأوصی الیک؟ قال: نعم قلت: فأشرک معک فیها احداً؟ قال: لا، قلت: فعلیک من اخوتک امام؟ قال: لا قلت فأنت الامام؟ قال: نعم).
  20. من لایحضره الفقیه، ج ۴، ص ۴۷۱.
  21. قاموس الرجال، ج ۴، ص ۱۹۳.
  22. الاختصاص، ص ۸۵، روایت مذکور در بخش پیوند با ولایت به تفصیل آمده است.
  23. رجال نجاشی، ص ۱۷۳، رقم ۴۵۷.
  24. رجال طوسی، ص ۳۷۷، ۳۶۵، ۲۰۰ و ۳۹۶.
  25. رجال علامه حلی، ص ۷۶، رقم ۸.
  26. رجال کشی، ص ۶۱۶، رقم ۱۱۵۰.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۹۰ نهج البلاغه