بانی السماء (اسم الله): تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(افزودن الگوی قرآن)
 
سطر ۶: سطر ۶:
 
گفتنى است که در برخى از دعاها دو اسم «بانى‌ المبنیات» <ref>المصنف، ج‌۷، ص‌۸۳‌.</ref> و «بانى المسموکات»<ref>بحارالانوار، ج‌۸۶‌، ص‌۳۳۵. </ref> بر خداوند اطلاق شده است که اگر مراد از مبنیات (بناها) و مسموکات (سقفها) همان آسمانهاى معهود باشد، معناى دو اسم مزبور را نمى‌توان با معناى «بانى‌السماء» بى‌ارتباط دانست.
 
گفتنى است که در برخى از دعاها دو اسم «بانى‌ المبنیات» <ref>المصنف، ج‌۷، ص‌۸۳‌.</ref> و «بانى المسموکات»<ref>بحارالانوار، ج‌۸۶‌، ص‌۳۳۵. </ref> بر خداوند اطلاق شده است که اگر مراد از مبنیات (بناها) و مسموکات (سقفها) همان آسمانهاى معهود باشد، معناى دو اسم مزبور را نمى‌توان با معناى «بانى‌السماء» بى‌ارتباط دانست.
  
به نظر مى‌رسد معناى «بانى‌السماء» به عنوان یکى از اسماى خداوند تفاوت چندانى با مجموع معناى لغوى بانى و سماء ندارد، بنابراین مى‌توان گفت در اطلاق اسم بانى‌السماء بر خداوند فقط برافراشتن و انسجام بخشیدن آسمانها به صورت کنونى مورد نظر است؛ نه اصل آفرینش آنها، زیرا در این صورت فرقى بین اطلاق اسم «بانى‌السماء» و تعبیراتى چون «[[فاطر]] السماوات»: {{متن قرآن|«فاطِرِ السَّمـوتِ والاَرضِ»}} ([[سوره ابراهیم]]، ۱۰)، بدیع السماوات: {{متن قرآن|«بَدیعُ السَّموتِ والاَرضِ»}} ([[سوره بقره]]، ۱۱۷) و خالق السماوات: {{متن قرآن|«خَلَقَ اللّهُ السَّمـوتِ والاَرض»}} ([[سوره جاثیه]]، ۲۲) که هر کدام معناى ویژه خود را دارد نخواهد بود، از این‌ رو آیاتى که بناى آسمانها را به خدا نسبت مى‌دهد گویا بدین معناست که خداوند مواد اولیه آسمانها و کرات آسمانى را که پیش از این مواد خامى بیش نبود و خود خدا نیز آنها را آفریده بود با تدبیر و‌ [[حکمت]] و قدرت خود برافراشت و به صورتى که اکنون مشاهده مى‌کنید، منظّم و مرتّب ساخت.
+
به نظر مى‌رسد معناى «بانى‌السماء» به عنوان یکى از اسماى خداوند تفاوت چندانى با مجموع معناى لغوى بانى و سماء ندارد، بنابراین مى‌توان گفت در اطلاق اسم بانى‌السماء بر خداوند فقط برافراشتن و انسجام بخشیدن آسمانها به صورت کنونى مورد نظر است؛ نه اصل آفرینش آنها، زیرا در این صورت فرقى بین اطلاق اسم «بانى‌السماء» و تعبیراتى چون «[[فاطر]] السماوات»: {{متن قرآن|«...فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ...»}}<ref>[[آیه 10 سوره ابراهیم|سوره ابراهیم، آیه ۱۰.]]</ref>، بدیع السماوات: {{متن قرآن|«بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ...»}}<ref>[[آیه 117 سوره بقره|سوره بقره، آیه ۱۱۷.]]</ref>،و خالق السماوات:{{متن قرآن|«وَخَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ...»}}<ref>[[آیه 22 سوره جاثیة|سوره جاثیة، آیه ۲۲.]]</ref>، که هر کدام معناى ویژه خود را دارد نخواهد بود، از این‌ رو آیاتى که بناى آسمانها را به خدا نسبت مى‌دهد گویا بدین معناست که خداوند مواد اولیه آسمانها و کرات آسمانى را که پیش از این مواد خامى بیش نبود و خود خدا نیز آنها را آفریده بود با تدبیر و‌ [[حکمت]] و قدرت خود برافراشت و به صورتى که اکنون مشاهده مى‌کنید، منظّم و مرتّب ساخت.
  
این معنا با آیاتى که به سابقه آسمانها اشاره‌ کرده و آن را به صورت گازهاى فشرده‌اى دانسته که شکل مذاب داشته و از آن آب تعبیر‌ شده:<ref>الفرقان، ج۱۶‌ـ‌۱۷، ص۲۸۵؛ نمونه، ج‌۹، ص‌۲۶.</ref> {{متن قرآن|«و هُوَ الَّذى خَلَقَ السَّموتِ والاَرضَ فى سِتَّةِ اَیام وکانَ عَرشُهُ عَلَى الماءِ»}} ([[سوره هود]]، ۷) یا آن را «دخان» تعبیر کرده: {{متن قرآن|«ثُمَّ‌استَوى اِلَى السَّماءِ وهِىَ دُخانٌ»}} ([[سوره فصلت]]، ۱۱)، یا از به هم پیوسته بودن آسمانها و زمین سخن گفته: {{متن قرآن|«اَوَ لَم یرَ الَّذینَ کفَروا اَنَّ السَّموتِ والاَرضَ کانَتا رَتقـًا فَفَتَقنـهُما»}} ([[سوره انبیاء]]، ۳۰) و نیز با آیاتى که از مراحل آفرینش آسمانها سخن مى‌گوید: {{متن قرآن|«ولَقَد خَلَقنَا السَّموتِ والاَرضَ وما بَینَهُما فى سِتَّةِ اَیام»}} ([[سوره ق]]، ۳۸)، {{متن قرآن|«فَقَضـهُنَّ سَبعَ سَموات فى یومَینِ»}} ([[سوره فصلت]]، ۱۲) سازگارى دارد و بر نظریه‌هاى پذیرفته شده از ناحیه کیهان شناسان که معتقدند نظام کنونى جهان و کهکشانها و کرات آسمانى پس از گذراندن مراحلى بدین صورت درآمده <ref>من علم الفلک القرآنى، ص‌۳۰؛ پیدایش و مرگ خورشید، ص‌۲۰۳؛ تورات، انجیل، قرآن و علم، ص‌۱۹۶.</ref> نیز قابل تطبیق است.  
+
این معنا با آیاتى که به سابقه آسمانها اشاره‌ کرده و آن را به صورت گازهاى فشرده‌اى دانسته که شکل مذاب داشته و از آن آب تعبیر‌ شده:<ref>الفرقان، ج۱۶‌ـ‌۱۷، ص۲۸۵؛ نمونه، ج‌۹، ص‌۲۶.</ref> {{متن قرآن|«وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ...»}}<ref>[[آیه 7 سوره هود|سوره هود، آیه ۷.]]</ref>، یا آن را «دخان» تعبیر کرده: {{متن قرآن|«ثُمَّ اسْتَوَىٰ إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ...»}}<ref>[[آیه 11 سوره فصلت|سوره فصلت،آیه ۱۱.]]</ref>، یا از به هم پیوسته بودن آسمانها و زمین سخن گفته:{{متن قرآن|«أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا...»}}<ref>[[آیه 30 سوره انبیاء|سوره انبیاء،آیه ۳۰.]]</ref>،و نیز با آیاتى که از مراحل آفرینش آسمانها سخن مى‌گوید:{{متن قرآن|«وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ...»}}<ref>[[آیه 38 سوره ق|سوره ق،آیه ۳۸.]]</ref>، {{متن قرآن|«فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ...»}}<ref>[[آیه 12 سوره فصلت|سوره فصلت،آیه ۱۲.]]</ref>، سازگارى دارد و بر نظریه‌هاى پذیرفته شده از ناحیه کیهان شناسان که معتقدند نظام کنونى جهان و کهکشانها و کرات آسمانى پس از گذراندن مراحلى بدین صورت درآمده <ref>من علم الفلک القرآنى، ص‌۳۰؛ پیدایش و مرگ خورشید، ص‌۲۰۳؛ تورات، انجیل، قرآن و علم، ص‌۱۹۶.</ref> نیز قابل تطبیق است.  
  
برخى از مفسران در پاسخ به این سؤال که حکمت به کار رفتن واژه بناء، آن‌ هم به طور مکرر درباره آسمان {{متن قرآن|«والسَّماءِ و ما بَنها»}} ([[سوره شمس]]، ۵)، {{متن قرآن|«اَمِ‌السَّماءُ بَنـها»}} ([[سوره نازعات]]، ۲۷)، {{متن قرآن|«جَعَلَ لَکمُ الاَرضَ فِرشـًا والسَّماءَ بِنَـاءً»}} ([[سوره بقره]]، ۲۲) چیست؟ وجوهى را بیان کرده‌اند؛ از جمله آن که: آسمان تا روز [[قیامت]] باقى است و چیزى از آن از بین نمى‌رود، برخلاف زمین که در معرض تغییر و تبدل است، بنابراین زمین مانند‌ فرشى است که گاهى پهن و گاهى جمع مى‌شود و آسمان نیز به منزله بنایى است که آن را‌ برافراشته‌اند‌ و ثابت و برقرار است.<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۲۸، ص‌۲۲۵.</ref>  
+
برخى از مفسران در پاسخ به این سؤال که حکمت به کار رفتن واژه بناء، آن‌ هم به طور مکرر درباره آسمان {{متن قرآن|«وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا»}}<ref>[[آیه 5 سوره شمس|سوره شمس،آیه ۵.]]</ref>،{{متن قرآن|«...أَمِ السَّمَاءُ ۚ بَنَاهَا»}}<ref>[[آیه 27 سوره نازعات|سوره نازعات،آیه ۲۷.]]</ref>،{{متن قرآن|«...جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاءَ بِنَاءً...»}}<ref>[[آیه 22 سوره بقره|سوره بقره،آیه ۲۲.]]</ref>، چیست؟ وجوهى را بیان کرده‌اند؛ از جمله آن که: آسمان تا روز [[قیامت]] باقى است و چیزى از آن از بین نمى‌رود، برخلاف زمین که در معرض تغییر و تبدل است، بنابراین زمین مانند‌ فرشى است که گاهى پهن و گاهى جمع مى‌شود و آسمان نیز به منزله بنایى است که آن را‌ برافراشته‌اند‌ و ثابت و برقرار است.<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۲۸، ص‌۲۲۵.</ref>  
  
برخى دیگر از مفسران در رابطه با بکارگیرى لفظ بناء درباره آسمان گفته‌اند: [[قرآن]] در پاسخ به مشرکانى که قیامت را باور نداشته و مى‌گویند: آیا ما (پس از [[مرگ]]) آنگاه که استخوان هاى پوسیده گشتیم به حال نخست بازگردانیده مى‌شویم: {{متن قرآن|«یقولونَ اَءِنّا لَمَردودونَ فِى‌الحافِرَه × اَءِذا کنّا عِظـمـًا نَخِرَه»}} ([[سوره نازعات]]، ۱۰‌ـ‌۱۱)، براى تبیین سخت‌تر بودن خلقت آسمان به تفصیل آفرینش آسمان با لفظ بناء اشاره کرده و فرموده است: آیا شما در آفرینش سخت‌ترید یا آسمان که آن را برافراشت:<ref> المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۸۹‌ـ‌۱۹۰.</ref> {{متن قرآن|«ءَاَنتُم اَشَدُّ خَلقـًا اَمِ السَّماءُ بَنـها»}}. ([[سوره نازعات]]،‌ ۲۷) در آیه ۶ [[سوره ق]] نیز قدرت خداوند را به منکران [[معاد]] گوشزد کرده است که همان خدایى که این آسمان با عظمت را بدون هر گونه خلل و سستى بنا کرد و همچون سقفى بدون ستون برافراشت، قادر است بنیه متلاشى شده انسان را دوباره در قیامت بنا کند: {{متن قرآن|«اَفَلَم ینظُروا اِلَى السَّماءِ فَوقَهُم کیفَ بَنَینها...»}}.
+
برخى دیگر از مفسران در رابطه با بکارگیرى لفظ بناء درباره آسمان گفته‌اند: [[قرآن]] در پاسخ به مشرکانى که قیامت را باور نداشته و مى‌گویند: آیا ما (پس از [[مرگ]]) آنگاه که استخوان هاى پوسیده گشتیم به حال نخست بازگردانیده مى‌شویم: {{متن قرآن|«يَقُولُونَ أَإِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ * أَإِذَا كُنَّا عِظَامًا نَخِرَةً»}}<ref>[[آیه 10 سوره نازعات|سوره نازعات،آیات ۱۰‌و۱۱.]]</ref>. براى تبیین سخت‌تر بودن خلقت آسمان به تفصیل آفرینش آسمان با لفظ بناء اشاره کرده و فرموده است: آیا شما در آفرینش سخت‌ترید یا آسمان که آن را برافراشت:<ref> المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۸۹‌ـ‌۱۹۰.</ref> {{متن قرآن|«أَأَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاءُ ۚ بَنَاهَا»}}<ref>[[آیه 27 سوره نازعات|سوره نازعات،آیه ۲۷.]]</ref>. در آیه ۶ [[سوره ق]] نیز قدرت خداوند را به منکران [[معاد]] گوشزد کرده است که همان خدایى که این آسمان با عظمت را بدون هر گونه خلل و سستى بنا کرد و همچون سقفى بدون ستون برافراشت، قادر است بنیه متلاشى شده انسان را دوباره در قیامت بنا کند:{{متن قرآن|«أَفَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا...»}}<ref>[[آیه 6 سوره ق|سوره ق،آیه ۶.]]</ref>.
  
 
شایان توجه آن که در آیات مربوط به بحث که بناى آسمانها را به خداوند نسبت داده، گاهى بناى یاد شده به صورت مفرد فقط به خدا نسبت داده شده است؛ مانند: «بَناها» ([[سوره نازعات]]، ۲۷؛ [[سوره شمس]]، ۵) و گاهى به صورت متکلم مع الغیر که نقش دیگر موجودات نیز مورد نظر است؛ مانند: «بنیناها» ([[سوره ق]]، ۶‌؛ [[سوره ذاریات]] ۴۷) و «بنینا» ([[سوره نبأ]]، ۱۲). شاید سرّ این نکته آن باشد که در آیات دسته نخست همه وسایط دخیل در بناى آسمانها در مسبّب الاسباب فانى دانسته شده است برخلاف آیات دسته دوم که وسایط یاد شده نیز لحاظ گشته است.
 
شایان توجه آن که در آیات مربوط به بحث که بناى آسمانها را به خداوند نسبت داده، گاهى بناى یاد شده به صورت مفرد فقط به خدا نسبت داده شده است؛ مانند: «بَناها» ([[سوره نازعات]]، ۲۷؛ [[سوره شمس]]، ۵) و گاهى به صورت متکلم مع الغیر که نقش دیگر موجودات نیز مورد نظر است؛ مانند: «بنیناها» ([[سوره ق]]، ۶‌؛ [[سوره ذاریات]] ۴۷) و «بنینا» ([[سوره نبأ]]، ۱۲). شاید سرّ این نکته آن باشد که در آیات دسته نخست همه وسایط دخیل در بناى آسمانها در مسبّب الاسباب فانى دانسته شده است برخلاف آیات دسته دوم که وسایط یاد شده نیز لحاظ گشته است.

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۳۵

Icon-encycolopedia.jpg

این صفحه مدخلی از دائرة المعارف قرآن کریم است

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)

«بانى» اسم فاعل از ریشه (ب ـ ن ـ ى) به معناى ساختن و برآوردنِ خانه و مانند آن و ضدّ ویران کردن آن است.[۱] برخى در بیان معناى بناء و فرق آن با واژه‌هاى مشابهى مانند خلق و تکوین گفته‌اند: خلق و تکوین عبارت از ایجاد چیزى است که هیچ سابقه‌اى نداشته است، در حالى که بناء عبارت از ترکیب مواد و اجزاء و ایجاد شکل و هیئتى خاصّ است.[۲] بنابراین بانى کسى است که مواد اوّلیه و خام را که هیچ صورت ترکیبى ندارد و بدون استفاده کنارى افتاده است با نظم و انضباط خاصى به هم پیوند مى‌دهد و آنها را به صورت خانه و مانند آن برافراشته و برپا مى‌دارد. «سماء» نیز به معناى آسمان[۳] است. البته لغویان براى این واژه معانى دیگرى مانند: سقف خانه، پشت اسب[۴] و... را ذکر کرده‌اند.

«بانى‌السماء» به معنای سازنده و برپادارنده آسمانها، از اسماء و صفات افعال خداوند است که از مرتبه فعل او انتزاع مى‌شود و گرچه در قرآن بکار نرفته، ولى در ۵ آیه بناى آسمان در قالب فعلهاى «بَنَیناها» (سوره ق، ۶‌؛ سوره ذاریات، ۴۷)، «بَنینا» (سوره نبأ، ۱۲) و «بناها» (سوره نازعات، ۲۷؛ سوره شمس، ۵) به خداوند نسبت داده شده است. افزون بر این، از آیاتى که از بى‌ستون بر افراشتن آسمانها (سوره رعد، ۲)، تسویه آسمانها یا استوار ساختن آنها به صورت آسمانهاى هفت‌گانه (سوره بقره، ۲۹؛ سوره فصلت، ۱۲)، آفریدن یا استوارکردن آسمانها به صورت سقفى محفوظ (سوره انبیاء، ۳۲؛ سوره نازعات، ۲۸) و رتق و فتق آسمانها (سوره انبیاء، ۳۰) سخن به میان آورده، مى‌توان اسم «بانى‌السماء» را استفاده کرد.

گفتنى است که در برخى از دعاها دو اسم «بانى‌ المبنیات» [۵] و «بانى المسموکات»[۶] بر خداوند اطلاق شده است که اگر مراد از مبنیات (بناها) و مسموکات (سقفها) همان آسمانهاى معهود باشد، معناى دو اسم مزبور را نمى‌توان با معناى «بانى‌السماء» بى‌ارتباط دانست.

به نظر مى‌رسد معناى «بانى‌السماء» به عنوان یکى از اسماى خداوند تفاوت چندانى با مجموع معناى لغوى بانى و سماء ندارد، بنابراین مى‌توان گفت در اطلاق اسم بانى‌السماء بر خداوند فقط برافراشتن و انسجام بخشیدن آسمانها به صورت کنونى مورد نظر است؛ نه اصل آفرینش آنها، زیرا در این صورت فرقى بین اطلاق اسم «بانى‌السماء» و تعبیراتى چون «فاطر السماوات»: «...فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ...»[۷]، بدیع السماوات: «بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ...»[۸]،و خالق السماوات:«وَخَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ...»[۹]، که هر کدام معناى ویژه خود را دارد نخواهد بود، از این‌ رو آیاتى که بناى آسمانها را به خدا نسبت مى‌دهد گویا بدین معناست که خداوند مواد اولیه آسمانها و کرات آسمانى را که پیش از این مواد خامى بیش نبود و خود خدا نیز آنها را آفریده بود با تدبیر و‌ حکمت و قدرت خود برافراشت و به صورتى که اکنون مشاهده مى‌کنید، منظّم و مرتّب ساخت.

این معنا با آیاتى که به سابقه آسمانها اشاره‌ کرده و آن را به صورت گازهاى فشرده‌اى دانسته که شکل مذاب داشته و از آن آب تعبیر‌ شده:[۱۰] «وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ...»[۱۱]، یا آن را «دخان» تعبیر کرده: «ثُمَّ اسْتَوَىٰ إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ...»[۱۲]، یا از به هم پیوسته بودن آسمانها و زمین سخن گفته:«أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا...»[۱۳]،و نیز با آیاتى که از مراحل آفرینش آسمانها سخن مى‌گوید:«وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ...»[۱۴]، «فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ...»[۱۵]، سازگارى دارد و بر نظریه‌هاى پذیرفته شده از ناحیه کیهان شناسان که معتقدند نظام کنونى جهان و کهکشانها و کرات آسمانى پس از گذراندن مراحلى بدین صورت درآمده [۱۶] نیز قابل تطبیق است.

برخى از مفسران در پاسخ به این سؤال که حکمت به کار رفتن واژه بناء، آن‌ هم به طور مکرر درباره آسمان «وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا»[۱۷]،«...أَمِ السَّمَاءُ ۚ بَنَاهَا»[۱۸]،«...جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاءَ بِنَاءً...»[۱۹]، چیست؟ وجوهى را بیان کرده‌اند؛ از جمله آن که: آسمان تا روز قیامت باقى است و چیزى از آن از بین نمى‌رود، برخلاف زمین که در معرض تغییر و تبدل است، بنابراین زمین مانند‌ فرشى است که گاهى پهن و گاهى جمع مى‌شود و آسمان نیز به منزله بنایى است که آن را‌ برافراشته‌اند‌ و ثابت و برقرار است.[۲۰]

برخى دیگر از مفسران در رابطه با بکارگیرى لفظ بناء درباره آسمان گفته‌اند: قرآن در پاسخ به مشرکانى که قیامت را باور نداشته و مى‌گویند: آیا ما (پس از مرگ) آنگاه که استخوان هاى پوسیده گشتیم به حال نخست بازگردانیده مى‌شویم: «يَقُولُونَ أَإِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ * أَإِذَا كُنَّا عِظَامًا نَخِرَةً»[۲۱]. براى تبیین سخت‌تر بودن خلقت آسمان به تفصیل آفرینش آسمان با لفظ بناء اشاره کرده و فرموده است: آیا شما در آفرینش سخت‌ترید یا آسمان که آن را برافراشت:[۲۲] «أَأَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاءُ ۚ بَنَاهَا»[۲۳]. در آیه ۶ سوره ق نیز قدرت خداوند را به منکران معاد گوشزد کرده است که همان خدایى که این آسمان با عظمت را بدون هر گونه خلل و سستى بنا کرد و همچون سقفى بدون ستون برافراشت، قادر است بنیه متلاشى شده انسان را دوباره در قیامت بنا کند:«أَفَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا...»[۲۴].

شایان توجه آن که در آیات مربوط به بحث که بناى آسمانها را به خداوند نسبت داده، گاهى بناى یاد شده به صورت مفرد فقط به خدا نسبت داده شده است؛ مانند: «بَناها» (سوره نازعات، ۲۷؛ سوره شمس، ۵) و گاهى به صورت متکلم مع الغیر که نقش دیگر موجودات نیز مورد نظر است؛ مانند: «بنیناها» (سوره ق، ۶‌؛ سوره ذاریات ۴۷) و «بنینا» (سوره نبأ، ۱۲). شاید سرّ این نکته آن باشد که در آیات دسته نخست همه وسایط دخیل در بناى آسمانها در مسبّب الاسباب فانى دانسته شده است برخلاف آیات دسته دوم که وسایط یاد شده نیز لحاظ گشته است.

پانویس

  1. منتهى الارب، ج‌۱، ص‌۱۰۸؛ المنجد، ص‌۵۰‌، «بنى».
  2. التحقیق، ج‌۱، ص‌۳۴۵، «بنى».
  3. لغت نامه، ج‌۸‌، ص‌۱۲۱۲۰.
  4. مقاییس اللغه، ج‌۳، ص‌۹۸، «سمو».
  5. المصنف، ج‌۷، ص‌۸۳‌.
  6. بحارالانوار، ج‌۸۶‌، ص‌۳۳۵.
  7. سوره ابراهیم، آیه ۱۰.
  8. سوره بقره، آیه ۱۱۷.
  9. سوره جاثیة، آیه ۲۲.
  10. الفرقان، ج۱۶‌ـ‌۱۷، ص۲۸۵؛ نمونه، ج‌۹، ص‌۲۶.
  11. سوره هود، آیه ۷.
  12. سوره فصلت،آیه ۱۱.
  13. سوره انبیاء،آیه ۳۰.
  14. سوره ق،آیه ۳۸.
  15. سوره فصلت،آیه ۱۲.
  16. من علم الفلک القرآنى، ص‌۳۰؛ پیدایش و مرگ خورشید، ص‌۲۰۳؛ تورات، انجیل، قرآن و علم، ص‌۱۹۶.
  17. سوره شمس،آیه ۵.
  18. سوره نازعات،آیه ۲۷.
  19. سوره بقره،آیه ۲۲.
  20. التفسیر الکبیر، ج‌۲۸، ص‌۲۲۵.
  21. سوره نازعات،آیات ۱۰‌و۱۱.
  22. المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۸۹‌ـ‌۱۹۰.
  23. سوره نازعات،آیه ۲۷.
  24. سوره ق،آیه ۶.

منابع

  • دائرةالمعارف قرآن کریم، جلد پنجم، ذیل مدخل "بانی السماء" از حسن رمضانی.
قرآن
متن و ترجمه قرآن
اوصاف قرآن (اسامی و صفات قرآن، اعجاز قرآن، عدم تحریف در قرآن)
اجزاء قرآن آیه، سوره، جزء، حزب، حروف مقطعه
ترجمه و تفسیر قرآن تاریخ تفسیر، روشهای تفسیری قرآن، سیاق آیات، اسرائیلیات، تاویل، فهرست تفاسیر شیعه، فهرست تفاسیر اهل سنت، ترجمه های قرآن
علوم قرآنی تاریخ قرآن: نزول قرآن، جمع قرآن، شان نزول، کاتبان وحی، قراء سبعه
دلالت الفاظ قرآن: عام و خاص، مجمل و مبین، مطلق و مقید، محکم و متشابه، مفهوم و منطوق، نص و ظاهر، ناسخ و منسوخ
تلاوت قرآن تجوید، آداب قرائت قرآن، تدبر در قرآن
رده ها: سوره های قرآن * آیات قرآن * واژگان قرآنی * شخصیت های قرآنی * قصه های قرآنی * علوم قرآنی * معارف قرآن
مسابقه از خطبه ۱۸۳ نهج البلاغه