سردار کابلی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۱۴ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
حیدر قلی خان قزلباش یا سردار کابلی عالم دینى، فیلسوف، فقیه اصولى، محدث، متكلم، رجالى، مورخ و ریاضیدان قرن چهاردهم قمرى بود. اصل او از ایران و از قزلباشان است اما او در کابل به دنیا آمد.
+
'''«حیدرقلی‌خان قزلباش»''' معروف به '''«سردار کابُلی»''' (۱۲۹۳-۱۳۷۲ ق)، [[فقیه]]، [[محدث]]، متکلم، فیلسوف، منجم و ریاضیدان بزرگ [[شیعه]] در قرن چهاردهم قمرى بود. وی از محدثان بزرگی چون [[سید حسن صدر]] و [[شیخ عباس قمی]] دارای [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه روایی]] بود. علامه سردار کابلی آثار متعددی به ویژه در [[علم هیئت|هیئت]] و [[ریاضیات]] تألیف نمود.
 +
{{شناسنامه عالم
 +
|نام شخصیت =
 +
|نام کامل = حیدرقلی خان قزلباش
 +
|تصویر= [[پرونده:تصویر سردار کابلی.jpg|۲۰۰px]]
 +
|زادروز = ۱۲۹۳ قمری
 +
|زادگاه =  کابل
 +
|وفات = ۱۳۷۲ قمری
 +
|مدفن = [[نجف]]، [[وادی السلام]]
 +
|اساتید = شیخ علی‌اصغر تبریزی، [[محدث نوری]]، [[سید حسن صدر]]، [[شیخ عباس قمی]]، [[شیخ آقا بزرگ تهرانی]]،...
 +
|شاگردان = غلامرضا کیوان سمیعی،...
 +
|آثار = نظم [[باب حادی عشر]]، ترجمه [[انجیل برنابا]]، تحفة الاجلة فی معرفة القبلة، تحفة الاحباب، مصباح القواعد، الدُرر النثیره، مناهج الوفاق،...
 +
}}
  
==ولادت==
+
==ولادت و خاندان==
علامه حیدرقلی فرزند سردار نور محمدخان (از سرداران عالیرتبه ارتش افغانستان) در هیجدهم [[محرم]] 1293 ق. مطابق با 25 بهمن ماه 1254 ه. ش در محله «چنداول» كابل(مركز شیعیان در غرب كابل)، به دنیا آمد. او از خاندان های معروف طایفه قزلباش های افغانستان بوده است و این قزلباش ها گویا از اعقاب کسانی باشند که همراه قشون نادرشاه به افغانستان رفتند و در آنجا مقیم شدند. و اعقاب همگی آنها همچون اسلافشان شیعه بودند. <ref>سردار کابلی، کیوان سمیعی، مجله وحید، مرداد 1347 - شماره 56</ref>
+
حیدرقلی فرزند سردار نور محمدخان (از سرداران عالی رتبه ارتش افغانستان) در هیجدهم [[ماه محرم|محرم]] ۱۲۹۳ قمری (مطابق با ۲۵ بهمن ماه ۱۲۵۴ ش) در محله «چنداول» (مرکز شیعیان در غرب کابل)، به دنیا آمد. او از خاندان های معروف طایفه قزلباش های [[افغانستان]] بوده است و این قزلباش ها گویا از اعقاب کسانی می باشند که همراه قشون نادرشاه [[افشاریه|افشار]] به افغانستان رفتند و در آنجا مقیم شدند و اعقاب همگی آنها همچون اسلافشان [[شیعه]] بودند.<ref>سردار کابلی، کیوان سمیعی، مجله وحید، مرداد ۱۳۴۷ - شماره ۵۶</ref>
  
سردار کابلی پس از مرگ پدرش (در سن 31 سالگی او)، لقب پدر را به ارث برد و سردار کابلی نام گرفت.<ref>سردار کابلی، کیوان سمیعی، مجله وحید، شماره ۵۸</ref>
+
حیدرقلی کودکی چهار ساله بود که استعمار انگلیس سایه سیاه خود را بر اکثر کشورهای شرقی و غربی گسترده بود. در همین راستا دولتمردان انگلیس یکی از مهره های خطرناک و وابسته به استکبار جهانی را به نام «امیر عبدالرحمن خان» در افغانستان به قدرت رساندند. امیر عبدالرحمن خان از همان ابتدای حکومت شروع به مخالفت و نابودی مذهب شیعه و کشتار دسته جمعی شیعیان نمود و نور محمدخان را که از سرداران عالی رتبه ارتش محسوب می شد همراه با خانواده اش به یکی از ایالات مستعمره بریتانیا (هند شهر تاریخی لاهور) تبعید نمود. خانواده سردار مدت هفت سال (۱۲۹۷ - ۱۳۰۴ ق) در لاهور مهاجر بودند. حیدرقلی پس از مرگ پدرش (در سن ۳۱ سالگی او)، لقب پدر را به ارث برد و سردار کابلی نام گرفت.<ref>سردار کابلی، کیوان سمیعی، مجله وحید، شماره ۵۸</ref>
  
==دوران تحصیل==
+
==تحصیلات و استادان==
حیدرقلی كودك چهار ساله بود كه استعمار انگلیس سایه سیاه خود را بر اكثر كشورهای شرقی و غربی گسترده بود. در همین راستا دولتمردان انگلیس یكی از مهره‎های خطرناك و وابسته به استكبار جهانی را به نام «امیر عبدالرحمن خان» در افغانستان به قدرت رساندند. «امیر عبدالرحمن خان» از همان ابتدای حکومت شروع به مخالفت و نابودی مذهب جعفری و كشتار دسته جمعی شیعیان نمود و
+
سردار کابلی از سن پنج سالگی در لاهور به تحصیل اشتغال جست و علاوه از آنچه در مدرسه می آموخت، از معلم سر خانه نیز استفاده می کرد. معلم او شخصی به نام سید سلامتعلی بود که سردار کابلی در نزد او انگلیسی و [[ریاضی]] را می آموخت. او در همین شهر به سبب اختلاط با مردم، هندی را نیز فراگرفت.<ref>کیوان سمیعی، غلامرضا، سردار کابلی، مجله وحید، شهریور ۱۳۴۷، شماره ۵۷</ref>
نور محمدخان را كه از سرداران عالی رتبه ارتش محسوب می‎شد همراه با خانواده‎اش به یكی از ایالات مستعمره بریتانیا (هند شهر تاریخی لاهور) تبعید نمود.  
 
  
خانواده سردار مدت هفت سال (1297 - 1304 ق) در لاهور مهاجر بودند. سردار کابلی از سن پنج سالگی در لاهور به تحصیل اشتغال جست و علاوه از آنچه در مدرسه می آموخت از معلم سر خانه نیز استفاده می کرد. معلم او شخصی بود به نام سید سلامتعلی که سردار کاربلی در نزد او انگلیسی و ریاضی را می آموخت. او در همین شهر به سبب اختلاط با مردم هندی را نیز فراگرفت.<ref>کیوان سمیعی، غلامرضا، سردار کابلی، مجله وحید، شهریور 1347، شماره 57</ref> در 1304 ق پدرش خانواده و خدمتکاران و اطرافیان خود را به [[عراق]] برد و در [[كاظمین]] ساكن كرد.<ref>مجموعه گلشن ابرار، زندگی نامه "سردار کابلی" از سید حسن احمدی نژاد بلخی.</ref> در عراق سردار کابلی همچنان به تحصیلات کلاسیک خود ادامه داد و در ضمن آن در نزد همان معلم وى در ریاضیات و انگلیسى که به همراه آنان مهاجرت كرده بود تحصیل نموده آنها را تکمیل نمود. همچنین در نزد یکی مدرسین عالیمقام آن روز به نام شیخ علی اصغر تبریزی که سردار خود از او با تجلیل نام می برده و او را ادیبی فقه و متکلمی عارف معرفی می نموده است ادبیات و فقه و اصول و کلام را فراگرفت.<ref>کیوان سمیعی، غلامرضا، سردار کابلی، مجله وحید، شهریور 1347، شماره 57</ref>
+
در ۱۳۰۴ ق. پدرش خانواده و خدمتکاران و اطرافیان خود را به [[عراق]] برد و در [[کاظمین]] ساکن کرد.<ref>مجموعه گلشن ابرار، زندگی نامه "سردار کابلی" از سید حسن احمدی نژاد بلخی.</ref> سردار کابلی در عراق همچنان به تحصیلات کلاسیک خود ادامه داد و در ضمن آن، در نزد همان معلم وى در ریاضیات و انگلیسى، که به همراه آنان مهاجرت کرده بود تحصیل نموده آنها را تکمیل نمود. همچنین در نزد یکی مدرسین عالیمقام آن روز به نام شیخ علی اصغر تبریزی که سردار خود از او با تجلیل نام برده و او را ادیبی [[فقیه]] و متکلمی عارف معرفی نموده است، ادبیات و [[فقه]] و [[اصول فقه|اصول]] و [[علم کلام|کلام]] را فراگرفت.<ref>کیوان سمیعی، غلامرضا، سردار کابلی، مجله وحید، شهریور ۱۳۴۷، شماره ۵۷</ref>  
  
در این ایام او به واسطه رفت و آمد پدرش در عتبات و دیدار او با عالمان عراق با محدث نوری و سید حسن صدر آشنا می گردد و از ارشادات و تشویق های آنها در مطالعات خود بهره مند می گردد. به عنوان نمونه با توصیه مرحوم صدر الفیه ابن مالک و تجرید الکلام خواجه طوسی را حفظ می نماید.<ref>کیوان سمیعی، غلامرضا، سردار کابلی، مجله وحید، شهریور 1347، شماره 57</ref>
+
در این ایام او به واسطه رفت و آمد پدرش در [[عتبات عالیات|عتبات]] و دیدار او با عالمان عراق، با [[محدث نوری]] و [[سید حسن صدر]] آشنا می گردد و از ارشادات و تشویق های آنها در مطالعات خود بهره مند می گردد. به عنوان نمونه با توصیه مرحوم صدر، «الفیه» ابن مالک و «[[تجرید الاعتقاد]]» [[خواجه طوسی]] را حفظ می نماید.<ref>کیوان سمیعی، غلامرضا، سردار کابلی، مجله وحید، شهریور ۱۳۴۷، شماره ۵۷</ref>
  
==اقامت در کرمانشاه==
+
سردار کابلی سپس در خدمت پدر عازم [[ایران]] شد. در هنگام ساکن شدن در کرمانشاه، گرچه از عمر سردار کابلی ۱۷ سال بیشتر نمی گذشت، اما چون از تربیت کامل و تحصیلات مرتبط برخوردار شده بود، جوانی فاضل و آراسته به کمالات نفسانی شناخته می شد. او در کرمانشاه نیز همچنان شبانه روز به آموختن انواع علوم و فنون مشغول بود. و علاوه بر استفاده از عالمان آن دیار، از عالمانی که از راه کرمانشاه به عراق می رفتند یا از آنجا باز می گشتند و مدتی را در کرمانشاه می ماندند استفاده می نمود و آنان را به منزل دعوت می کرد و گاهی چند ماه با وسائل رفاه و آسایشی که در اختیار داشت از آنان پذیرایی می نمود و از خوان فضل و کمال آنها بهره می برد.
پدر سردار کابلی در تابستان ها به جهت گرمی هوای عراق به ناحیه غربی ایران می آمد و فصل تابستان را در آنجا می گذراند. در نتیجه این مسافرت ها کم کم با سرشناسان و علمای کرمانشاه آشنا گردید و آنان او را تشویق کردند که به ایران بیاید و در کرمانشاه سکونت گزیند. سردار نور محمد خان این پیشنهاد را پذیرفت و در 1310 ق به کرمانشاه آمده و در آنجا اقامت نمود. و املاکی را نیز جهت زراعت وادراه امور خود و اطرافیان در انجا خریداری نمود<ref>غلامرضا کیوان سمیعی، سردار کابلی، مجله وحید، تیر 1347، شماره 55 </ref> که پس از وفات او مدتی در دست علامه حیدرقلی کابلی بود که البته بعدها گماشته علامه بر املاک، در امانت خیانت نموده آنها را غصب نمود.
 
  
سردار کابلی نیز در خدمت پدر عازم ایران شد. در هنگام ساکن شدن در کرمانشاه گر چه از عمر سردار کابلی 17 سال بیشتر نمی گذشت اما چون از تربیت کامل و تحصیلات مرتبط برخوردار شده بود جوانی فاضل و آراسته به کمالات نفسانی شناخته می شد. او در کرمانشاه نیز همچنان شبانه روز به آموختن انواع علوم و فنون مشغول بود. وعلاوه از استفاده از عالمان آن دیار از عالمانی که از راه کرمانشاه به عراق می رفتند یا از آنجا باز می گشتند و مدتی را در کرمانشاه می ماندند استفاده می نمود. و آنان را به منزل دعوت می کرد و گاهی چند ماه با وسائل رفاه و آسایشی که در اختیار داشت از آنان در انجا پذیرایی می نمود و از خوان فضل و کمال آنها بهره می برد.
+
از جمله این افراد، شیخ عبدالرحمان شافعى مکى بود که در حین عبور از عراق با سید حسن صدر دیدار نمود و به توصیه او در کرمانشاه به منزل سردار کابلی وارد شد. سردار نزد این شخص علومی از قبیل اوفاق و اعداد و رمل و جفر و... (علوم غریبه) را فرا گرفت. همچنین از او که تبحر تامی در [[ادبیات عرب]] داشت با مبنا قرار دادن [[دیوان (شعر)|دیوان]] متنبّی، فنون مختلف معانی و بیان و قواعد ادبی را بخوبی آموخت. <ref>کیوان سمیعی، غلامرضا، سردار کابلی، مجله وحید، شهریور ۱۳۴۷، شماره ۵۷</ref>
  
از جمله این افراد شیخ عبدالرحمان شافعى مكى بود که در حین عبور از عراق با سید حسن صدر دیدار نمودو به توصیه او در کرمانشاه به منزل سردار وارد شد. سردار نزد این شخص علومی از قبیل اوفاق و اعداد و رمل و جفر و غیرها (علوم غریبه) را فرا گرفت. همچنین از او که تبحر تامی در ادبیات عرب داشت با مبنا قرار دادن دیوان متنبی فنون مختلف معانی و بیان و قواعد ادبی را بخوبی آموخت. <ref>کیوان سمیعی، غلامرضا، سردار کابلی، مجله وحید، شهریور 1347، شماره 57</ref>
+
سردار کابلی در مدت اقامت در کرمانشاه، همچنین چندین بار به عراق و داخل ایران و یکبار هم به هندوستان سفر نمود و در هر یک از شهرهای [[نجف]]، [[بغداد]]، [[کاظمین]]، [[کربلا]]، [[تهران]]، [[مشهد]] و بمبئی مدتی اقامت کرد و از عالمان این شهرها کسب علم نمود. <ref>کیوان سمیعی، غلامرضا، سردار کابلی، مجله وحید، مهر ۱۳۴۷، شماره ۵۸</ref>
  
سردار کابلی در مدت اقامت در کرمانشاه همچنین چندین بار به عراق و داخل ایران و یکبار هم به هندوستان سفر نمود و در هر یک از شهرهای نجف، بغداد، کاظمین، کربلا، تهران، مشهد و بمبئی مدتی اقامت کرد و از عالمان این شهرها کسب علم نمود. <ref>کیوان سمیعی، غلامرضا، سردار کابلی، مجله وحید، مهر 1347، شماره 58</ref>
+
'''مشایخ اجازه:'''
  
 +
علامه سردار کابلی پس از کسب مدارج علمی و رسیدن به درجه [[اجتهاد]] و [[فتوا]]، موفق شد از رجال نامی و [[مشایخ]] بزرگ حوزه علمیه، [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] نقل روایات دریافت کند، از جمله:
  
==مشایخ اجازه==
+
#آیت الله [[سید حسن صدر]]
 +
#آیت الله میرزا محمدعلی دشتی
 +
#آیت الله سید عباس لاری
 +
#آیت الله [[شیخ عباس قمی]]
 +
#آیت الله سید یحیی خراسانی
 +
#آیت الله [[شیخ آقا بزرگ تهرانی]]
  
حكیم وارسته علامه سردار كابلی پس از كسب مدارج علمی و رسیدن به درجه اجتهاد و فتوا موفق شد از رجال نامی و استوانه‎های بزرگ حوزه همچون:
+
==آثار و تألیفات==
  
# آیت الله سید حسن صدر
+
آثار ارزشمندی در زمینه های مختلف از علامه سردار کابلی به یادگار مانده است که بیشتر آنها به صورت پراکنده در کتابخانه های عمومی و شخصی در [[ایران]] وجود دارد. از مجموع ۳۲ جلد تألیفات وی، به تعدادی اشاره می گردد:
# آیت الله میرزا محمدعلی دشتی
+
[[پرونده:Qeble.jpg|thumb|left|تحفة الأجلة فی معرفة القبلة؛ یکی از آثار سردار کابلی]]
# آیت الله حاج سید عباس لاری
+
#کتاب اربعین (این کتاب حاوی چهل [[حدیث]] در فضایل [[امام علی]] علیه السلام از طرق [[اهل سنت]] می باشد.)
# آیت الله حاج [[شیخ عباس قمی]]
+
#نظم [[باب حادی عشر]]
# آیت الله سید یحیی خراسانی
+
#شرح [[دعای صباح]]
# آیت الله شیخ آقا بزرگ تهرانی
+
#رساله در معرفت جوّ
 +
#ترجمه [[انجیل برنابا]]<ref>مجموعه گلشن ابرار، زندگی نامه "سردار کابلی" از سید حسن احمدی نژاد بلخی.</ref>
 +
#تبصرة الحر فى تحقیق الکُرّ، در بیان انطباق تحقیقى بین وزن و مساحت و حجم
 +
#تحفة الاحباب، در بیان آیات [[قرآن]]
 +
#تحفة الاجلة فی معرفة القبلة، در شناخت [[قبله]] که براى فهم کتاب به دانش جبر و مثلثات و [[علم هیئت|هیئت]] و جغرافى نیاز است.
 +
#العلم الشاخص فى اسرار ظل الشاخص، در اعمال فلکى
 +
#کتابى در «المساحه»، ترجمه از انگلیسى
 +
#غایه التعدیل فى معرفة حقیقة الاوزان والمکاییل
 +
#کشف القناع فى تحقیق المیل والذراع
 +
#مناهج الوفاق، در اعداد
 +
#شرح حدیث [[امیرالمؤمنین]] علیه‌السلام، در بیان قُطر و محیط خورشید و ماه و اختلاف افق خورشید
 +
#دیوان [[ابوطالب]] علیه‌السلام و شرح «لامیه‌ى» آن
 +
#شرح «[[تهذیب المنطق و الکلام (کتاب)|تهذیب المنطق]]» [[مسعود بن عمر تفتازانی]]
 +
#شرح «خطبه‌ى [[حضرت زینب]] سلام الله علیها»
 +
#مصباح القواعد، در قواعد علوم [[ریاضى]]
 +
#الدُرر النثیره، شبیه به «کشکول» در سه مجلد<ref>اثرآفرینان، انجمن مفاخر فرهنگی، ج۳، ص۲۱۸.</ref>
 +
#حواشی بر «مفتاح الحساب» غیاث الدین جمشید کاشانی<ref>[http://mashrootiat.pchi.ir/show.php?page=contents&id=۱۵۲۴۶ حواشی بر مفتاح الحساب غیاث الدین جمشید کاشانی، پایگاه جامع تاریخ معاصر ایران]، بازیابی:۲۵ اسفند ۱۳۹۵</ref>
  
مفتخر به دریافت «اجازه» و نقل روایات گردد.
+
==ویژگی‌های علمی==
  
==آشنایی با زبانهای خارجی==
+
===آشنایی با زبان‌های خارجی===
  
سردار همراه با فراگیری علوم معقول (فلسفه، حكمت و هیئت) و منقول (فقه و اصول) به زبانهای عربی، انگلیسی، عبری و اردو آشنایی كامل پیدا كرد و با لهجه مخصوص هر زبان قادر به تكلم و محاوره بود و برخی از تألیفات خود را به نگارش درآورد و بعضی از كتب خارجی را ترجمه نمود. وی تحقیقاتی درباره زبان عبری به عمل آورد و برخی از نظرات دانشمند مسیحی عراق (اب انستاس ...) درباره «فقه اللغه» را رد كرد. و نیز كتاب «انجیل برنابا» را از عربی به فارسی درآورده، و با نسخه انگلیسی آن تطبیق داد. وی سروده‎هایی نیز به زبان اردو و انگلیسی دارد.
+
سردار کابلی همراه با فراگیری علوم معقول ([[فلسفه]]، [[حکمت]] و [[علم هیئت|هیئت]]) و منقول ([[فقه]] و [[اصول فقه|اصول]]) به زبانهای عربی، انگلیسی، عبری و اردو آشنایی کامل پیدا کرد و با لهجه مخصوص هر زبان قادر به تکلم و محاوره بود و برخی از تألیفات خود را به نگارش درآورد و بعضی از کتب خارجی را ترجمه نمود. وی تحقیقاتی درباره زبان عبری به عمل آورد و برخی از نظرات دانشمند [[مسیحیت|مسیحی]] عراق (اب انستاس ...) درباره «فقه اللغه» را رد کرد. و نیز کتاب «[[انجیل برنابا]]» را از عربی به فارسی درآورده، و با نسخه انگلیسی آن تطبیق داد. وی سروده هایی نیز به زبان اردو و انگلیسی دارد.
  
==تألیفات سردار کابلی==
+
===اثبات درستی قبله مسجدالنبی===
  
آثار ارزشمندی در زمینه‎های مختلف از وی به یادگار مانده است كه بیشتر آنها به صورت پراكنده در كتابخانه‎های عمومی و شخصی در ایران وجود دارد از مجموع 32 جلد تألیفات وی به تعدادی اشاره می‎گردد:
+
[[علامه مجلسی]] معتقد بود که [[قبله]] [[مسجد النبی|مسجد مدینه]] از سوی سلاطین جور از جایگاه اصلی خود منحرف گردیده است. با اینکه سردار کابلی اکثر [[محراب|محرابهای]] موجود زمان خود را منحرف از قبله می دانست و خود با اندک انحراف از محراب مساجد [[نماز]] می گزارد، با نبوغی که در هیئت و حکمت داشت، توانست با فرمولهای پیچیده [[ریاضی]] مسأله «انحراف قبله مسجد مدینه» را رد کند و حکیمانه مدعای خویش را اثبات نماید. وی معتقد است که محراب مسجد مدینه صد در صد درست و طبق موازین ریاضی و هیئت است و حتی انحراف نداشتن قبله مسجد [[پیامبر]] صلی الله علیه و آله را از [[معجزه|معجزات]] بارز مکتب [[اسلام]] دانسته و دلایلی در این باره اقامه نموده است.<ref>می توانید به کتاب «قبله شناسی» سردار کابلی یا زندگانی سردار کابلی، تألیف مرحوم کیوان سمیعی مراجعه کنید. </ref>
  
# كتاب اربعین (این كتاب حاوی چهل حدیث در فضایل [[امام علی]] علیه السلام از طرق اهل سنت می‎باشد.)
+
===خوشنویسی===
# نظم باب حادی عشر
 
# شرح دعای صباح
 
# رساله در معرفت (جوّ)
 
# ترجمه انجیل برنابا <ref>مجموعه گلشن ابرار، زندگی نامه "سردار کابلی" از سید حسن احمدی نژاد بلخی.</ref>
 
# «تبصره الحر فى تحقیق الكر» در بیان انطباق تحقیقى بین وزن و مساحت و حجم
 
#«تحفه الاحباب» در بیان آیات قرآن
 
#«تحفه الاجله» در شناخت قبله كه براى فهم كتاب به دانش جبر و مثلثات و هیئت و جغرافى نیاز است
 
#«العلم الشاخص فى اسرار ظل الشاخص» در اعمال فلكى
 
#كتابى در «المساحه» ترجمه از انگلیسى
 
#«غایه التعدیل فى معرفه حقیقه الاوزان والمكاییل»
 
#«كشف القناع فى تحقیق المیل والذراع»
 
#«مناهج الوفاق»، در اعداد
 
#شرح حدیث امیرالمومنین علیه السلام در بیان قطر و محیط خورشید و ماه و اختلاف افق خورشید
 
#«دیوان ابوطالب علیه السلام» و شرح «لامیه‌ ى» آن
 
#شرح «تهذیب المنطق»
 
#شرح «خطبه‌ى حضرت زینب سلام الله علیها»
 
#«مصباح القواعد»، در قواعد علوم ریاضى
 
#«الدرر النثیره»، شبیه به «كشكول» در سه مجلد.<ref>[[انجمن مفاخر فرهنگی]]، [[اثرآفرینان]]، ج3، ص218.</ref>
 
#حواشی بر مفتاح الحساب غیاث الدین جمشید کاشانی<ref>[http://mashrootiat.pchi.ir/show.php?page=contents&id=15246  حواشی بر مفتاح الحساب غیاث الدین جمشید کاشانی، پایگاه جامع تاریخ معاصر ایران]، بازیابی:25 اسفند 1395</ref>
 
  
==اثبات درستی قبله مسجد مدینه توسط سردار كابلی==
+
او علاوه بر فضایل و مناقبی که داشت، هنرمند خوبی بود و در [[خط نستعلیق]] و [[خط شکسته نستعلیق|شکسته]] قلمی توانا و نقش آفرین داشت. نمونه این دو خط را می توان از حواشی سردار بر کتاب «شهاب الاخبار» تألیف قاضی ابوعبدالله قضاعی و در «غایة التعدیل» مشاهده نمود که هر دو کتاب به طریق افست چاپ گردیده است.
  
[[علامه مجلسی]] محدث بزرگ شیعه معتقد بود كه محراب قبله مسجد مدینه از سوی سلاطین جور از جایگاه اصلی خود منحرف گردیده است. با اینكه سردار كابلی اكثر محرابهای موجود زمان خود را منحرف، از قبله می‎دانست و خود با اندك انحراف از محراب مساجد نماز می‎گزارد، با نبوغی كه در هیئت و حكمت داشت توانست با فرمولهای پیچیده ریاضی مسأله «انحراف قبله مسجد مدینه» را رد و حكیمانه مدعای خویش را اثبات نماید. وی معتقد است كه محراب مسجد مدینه صد در صد درست و طبق موازین ریاضی و هیئت است و حتی انحراف نداشتن قبله مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله را از معجزات بارز مكتب اسلام دانسته و دلایلی در این باره اقامه نموده است.<ref>می‎توانید به كتاب «قبله شناسی» سردار كابلی یا زندگانی سردار كابلی، تألیف مرحوم كیوان سمیعی مراجعه كنید. </ref>  
+
===تسلط در علم هیئت و ریاضی===
 +
[[علامه حسن زاده آملی]] که خود ریاضیدان متبحر معاصر است و کتابها و رساله های متعددی در [[علم هیئت|هیئت]] و [[ریاضیات]] دارد، در مورد ایشان می نویسند: روحانى بزرگ حیدرقلى بن نورمحمد معروف به سردار کابلى‏، از مفاخر و ذخائر علمى عصر ما بوده است، و محاسن و محامد وى بسیار است، در ریاضیات عالیه عالمى متضلع و در هیئت و نجوم کاملى متبحر بود، و در استخراج از زیجات خرّیت در صناعت بود. زیج بهادرى محلى به حواشى و تعلیقات استادانه ماهرانه به دست خط مبارکش در تصرف راقم است که بر حدّت فهم و تبحر او، و کثرت تمرّن و تدرّب او در فن، برهان قاطع است. رساله بسیار گرانقدر و ارزشمند «تحفة الاجلة فى معرفة القبله» به عربى و فارسى یکى از آثار وجودى او است که بر علوّ مقام علمى او ح‏جتى بالغ است. نگارنده احدى از علماى عصر خود را در تسلط و احاطه به علم فلک و ریاضیات عالیه به پایه استادش جناب علامه ذوالفنون حاج [[ابوالحسن شعرانى|میرزا ابوالحسن شعرانى]] و جناب سردار کابلى، نمى شناسد، رضوان الله علیهما.<ref>تعیین خط زوال، حسن حسن زاده آملی، ص ۱۰۵</ref>
 +
==ویژگی‌های اخلاقی==
  
== خط سردار کابلی==
+
سردار کابلی نه فریفته [[دنیاطلبی|دنیا]] شد و نه مغرور دانش خود. او از  آغاز تا آخر عمر، طلبه به معنای واقعی کلمه بود و نه به فکر [[جاه طلبی|جاه]] و مقام افتاد و نه به یاد لشکر و حشم. از تمام وجود او [[عزت]] و شرف می بارید.
  
او علاوه بر فضایل و مناقبی كه داشت هنرمند خوبی بود و در خط نستعلیق و شكسته قلمی توانا و نقش آفرین داشت. نمونه این دو خط را می‎توان از حواشی سردار بر كتاب «شهاب» تألیف قاضی ابو عبدالله خضاعی و در «غایه التعدیل» مشاهده نمود كه هر دو كتاب به طریق افست چاپ گردیده است.  
+
به غنای عجیبی دست یافته بود. در چهره اش آثار [[کبر]] و نخوت دیده نمی شد. انسانی بود قانع، صبور، خوشرو و خوش لهجه. وقتی راه می رفت زمین را می نگریست و وقتی می نشست در حال فکر کردن بود. وقتی به کسی می رسید با تبسم احوالپرسی می کرد و اگر سخن از علم و فضل او به میان می آمد می گفت: «من ذره ای بیش نیستم».  
  
==سردار كابلی در آیینه اخلاق==
+
او ظاهری ساده و بی آلایش داشت. لباس ساده می پوشید، ساده سخن می گفت و غذای ساده می خورد. مهربان بود و با مردم صمیمانه می نشست و صادقانه برخورد می کرد. از تمام وجودش [[اخلاص]] و صفا نمایان بود.
  
سردار كابلی نه فریفته دنیا شد و نه مغرور دانش خود او از ‎آغاز تا آخر عمر، طلبه به معنای واقعی كلمه بود و نه به فكر جاه و مقام افتاد و نه به یاد لشكر و حشم. از تمام وجود او عزت و شرف می‎بارید.  
+
[[ادب]] و [[تواضع]] آن مرد کریم، دوستان و آشنایانش را به شگفتی وا می داشت. بزرگانی که به کرمانشاه وارد می شدند و اشتیاق به ملاقات با او را داشتند، او از باب [[احترام]] و ادب ابتدا به دیدن آنها می رفت تا آمدن آنها به منزل او جنبه بازدید داشته باشد. وی این احترام را نسبت به هر شخصی مراعات می کرد، بدون آنکه ملاحظه ای به مقام و مرام و مسلک طرف داشته باشد.  
  
به غنای عجیبی دست یافته بود. در چهره‎اش آثار كبر و نخوت دیده نمی‎شد انسانی بود قانع، صبور، خوشرو و خوش لهجه. وقتی راه می‎رفت زمین را می‎نگریست و وقتی می‎نشست در حال فكر كردن بود. وقتی به كسی می‎رسید با تبسم احوالپرسی می‎كرد و اگر سخن از علم و فضل او به میان می‎آمد می‎گفت: «من ذره‎ای بیش نیستم.» و...
+
==وفات==
  
او ظاهری ساده و بی‎آلایش داشت. لباس ساده می‎پوشید، ساده سخن می‎گفت و غذای ساده می‎خورد مهربان بود و با مردم صمیمانه می‎نشست و صادقانه برخورد می‎كرد. از تمام وجودش اخلاص و صفا نمایان بود.
+
مرحوم حیدرقلی خان سردار کابلی در سحرگاه [[جمادی الاول]] ۱۳۷۲ قمری (۱۳۳۱ هـ.ش) در سن ۷۹ سالگی رحلت نمود و پس از مراسم [[تشییع جنازه|تشییع]] و عزاداری در کرمانشاه، [[تابوت]] ایشان را طبق [[وصیت]] خودش به [[نجف]] اشرف انتقال دادند و در قبرستان [[وادی السلام]] در جوار مرقد مطهر [[امام علی]] علیه السلام به خاک سپردند.
 
+
==پانویس==
ادب و تواضع آن مرد كریم، دوستان و آشنایانش را به شگفتی وا می‎داشت. بزرگانی كه به كرمانشاه وارد می‎شدند و اشتیاق به ملاقات با او را داشتند، او از باب احترام و ادب ابتدا به دیدن آنها می‎رفت تا آمدن آنها به منزل او جنبه بازدید داشته باشد. وی این احترام را نسبت به هر شخصی مراعات می‎كرد بدون آنكه ملاحظه‎ای به مقام و مرام و مسلك طرف داشته باشد.  
+
<references />
 +
==منابع==
  
== مهجور ماندن سردار کابلی در کرمانشاه==
+
*[[گلشن ابرار]]، زندگی‌نامه "سردار کابلی" از سید حسن احمدی‌نژاد بلخی.
آقای کیوان سمیعی که چند سالی به تنهائی از محضر ایشان در کرمانشاه بهره می جستند در مقاله ای که در معرفی ایشان دارند می نویسند:
+
*[[اثرآفرینان]]، [[انجمن مفاخر فرهنگی]]، ج۳، ص۲۱۸.
 +
*"سردار کابلی"، کیوان سمیعی، مجله وحید، سلسله مقالات، شماره ۵۴-۶۱، در دسترس در [http://www.noormags.ir/view/fa/creator/7180/%DA%A9%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86_%D8%B3%D9%85%DB%8C%D8%B9%DB%8C?pn=2 نور مگز]، بازیابی: ۲۴ اسفند ۱۳۹۵.
 +
*تعیین خط زوال، حسن حسن‌زاده آملی، قم، قیام، ۱۳۷۳ ش.
  
سردار کابلی مجلس درسی نداشت و جز چهار، پنج نفر کسی به عنوان درس از ایشان استفاده نکرد و علت این امر ان بود که تدریس کتب مقدماتی شان ایشان نبود و هیچکس از چنان دانشمند کم نظیری چنین درخواستی نمینمود در کرمانشاه هم که فاقد حوزه علمی بود کسی وجود نداشت که دارای تحصیلات عالیه باشد و بخواهد از وجود ایشان استفاده کند.
+
==آرشیو عکس و تصویر==
 
+
<gallery mode="packed" heights="170">
چنین اشخاصی اگر گاهگاه در کرمانشاه یافت میشدند نزد علماء دیگر آنجا به تحصیل مشغول می گردیدند تا هم استفاده علمی برند و هم از وجوه شرعیه ای که به انان داده می شد منتفع گردند. سردار کابلی متصدی اخذ وجوه شرعیه نبود و اساسا جز عنوان عالم بودن در هیچیک از عناوین دیگر اشتراکی با علماء دینی نداشت
+
پرونده:حیدرقلی (4).jpg|alt=سردار کابلی در جوانی|از راست: نور محمدخان، شیر آقا و [[سردار کابلی|حیدرقلی خان قزلباش (سردار کابلی)]]
 
+
پرونده:سید-محمدجواد-نجومی.jpg|از راست: [[سردار کابلی|حیدرقلی خان قزلباش (سردار کابلی)]]، حسن علامی، [[سید محمدجواد نجومی|سید محمدجواد حسینی نجومی]]، سید محمد میبدی، سید رضا واحدی قمی و [[سید محسن امین|سید محسن حسینی امین]]
ایشان همچنین در بخش دیگری از این مقاله مطلبی را می نویسند که از آن می توان به علت مهاجرت ننمودن ایشان از کرمانشاه - با آنکه در آنجا در مهجوریت بسر می بردند- پی برد:
+
پرونده:حیدرقلی (2).jpg|شرح قصیده لامیه ابوطالب سلام الله علیه - یکی از آثار [[سردار کابلی|حیدرقلی خان قزلباش (سردار کابلی)]]
 
+
پرونده:حیدرقلی (1).jpg|نفر وسط: [[سردار کابلی|حیدرقلی خان قزلباش (سردار کابلی]])
:پس از سال 1322 شمسی که من مقیم تهران شده بودم نظر به اینکه دوری از حضور ایشان برایم سخت ناگوار بود و به علاوه بر رنج ایشان از تنهائی وقوف داشتم به وسیله نامه ای درخواست کردم به تهران تشریف بیاورند و مقیم شوند در پاسخ مرقوم فرمودند: «در این مراسله اخیر اشاره فرموده بودید که شاید بطهران منتقل شوم مدتهاست که فقیر باین معنی متمایل بوده و هستم ولی چون در این چند سال اخیر بواسطه شدت گرانی قدری آلودگی پیدا کرده ام و هم وسائل اقامت در آنجا و از ان طرف حمل و نقل کتابخانه خیلی دشوار بلکه برای فقیر متعذر است اقدامی نکرده ام و الا خودتان می دانید که در کرمانشاه نه علاقه روحی و نه علاقه ملکی دارم که مایل باقامت در کرمانشاه باشم»<ref>سردار کابلی، کیوان سمیعی، مجله وحید، آبان 1347، شماره ۵9</ref>
+
</gallery>
 
 
==وفات سردار کابلی==
 
 
 
حیدرقلی خان قزلباش در سحرگاه جمادی الاول 1372 ق در سن 79 سالگی رحلت نمود و پس از مراسم تشییع و عزاداری در کرمانشاه، تابوت سردار را طبق وصیت خودش به نجف اشرف انتقال دادند. پیكر مطهر او در چهارم جمادی الاول 1372 ق. در میان اشك و آه طلاب و رجال بزرگ حوزه نجف تشییع و در قبرستان وادی السلام در جوار مرقد مطهر «بوتراب» امام علی علیه السلام به خاك سپرده شد.
 
 
 
==سخن علامه حسن زاده آملی درباره سردار کابلی==
 
علامه حسن زاده آملی که خود ریاضیدان متبحر عصر ماست و کتابها و رساله های متعددی در هیئت و ریاضیات دارد. در مورد ایشان می نویسند:
 
:روحانى بزرگ حيدرقلى بن نورمحمد معروف به سردار كابلى‏، از مفاخر و ذخائر علمى عصر ما بوده است، و محاسن و محامد وى بسيار است، در رياضيات عاليه عالمى متضلع، و در هيات و نجوم كاملى متبحر بود، و در استخراج از زيجات خريت در صناعت بود. زيج بهادرى محلى به حواشى و تعليقات استادانه ماهرانه به دست خط مباركش در تصرف راقم است كه بر حدت فهم و تبحر او، و كثرت تمرن و تدرب او در فن، برهان قاطع است رساله بسيار گرانقدر و ارزشمند تحفة الاجلة فى معرفة القبله به عربى و فارسى يكى از آثار وجودى او است كه بر علو مقام علمى او ح‏جتى بالغ است.
 
 
 
:نگارنده احدى از علماى عصر خود را در تسلط و احاطه به علم فلك و رياضيات عاليه به پايه استادش جناب علامه ذوالفنون حاج ميرزا ابوالحسن شعرانى، و جناب سردار كابلى، نمى شناسد، رضوان الله عليهما.<ref>تعيين خط زوال، حسن حسن زاده آملی، ص 105</ref>
 
 
==پانویس==
 
<references/>
 
 
 
==منابع==
 
* مجموعه گلشن ابرار، زندگی نامه "سردار کابلی" از سید حسن احمدی نژاد بلخی.
 
* [[انجمن مفاخر فرهنگی]]، [[اثرآفرینان]]، ج3، ص218.(در دسترس در [http://www.rasekhoon.net/mashahir/Show-105170.aspx راسخون]، بازیابی: 25 اسفند 1392.)
 
* سردار کابلی، کیوان سمیعی، مجله وحید، سلسله مقالات(شماره های خرداد تا دی 1347 / از شماره 54 تا 61)، در دسترس در [http://www.noormags.ir/view/fa/creator/7180/%DA%A9%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86_%D8%B3%D9%85%DB%8C%D8%B9%DB%8C?pn=2 نور مگز]، بازیابی: 24 اسفند 1395
 
*تعيين خط زوال، حسن حسن زاده آملی
 
  
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]
+
[[رده:علمای قرن چهاردهم|سردار کابلی]][[رده:علماء شیعه]][[رده:منجمان]][[رده:ریاضیدانان]][[رده:متکلمان]][[رده:فیلسوفان]][[رده:محدثان]][[رده:خطاطان]][[رده:مدفونین در وادی السلام]]
[[رده:مجتهدین]]
 
[[رده:فقیهان]]
 
[[رده:متکلمان]]
 
[[رده:ریاضیدانان]]
 
[[رده:فیلسوفان]]
 
[[رده:تاریخ نویسان]]
 
[[رده:خطاطان]]
 
[[رده:مدفونین در وادی السلام]]
 

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۲:۴۱

«حیدرقلی‌خان قزلباش» معروف به «سردار کابُلی» (۱۲۹۳-۱۳۷۲ ق)، فقیه، محدث، متکلم، فیلسوف، منجم و ریاضیدان بزرگ شیعه در قرن چهاردهم قمرى بود. وی از محدثان بزرگی چون سید حسن صدر و شیخ عباس قمی دارای اجازه روایی بود. علامه سردار کابلی آثار متعددی به ویژه در هیئت و ریاضیات تألیف نمود.

۲۰۰px
نام کامل حیدرقلی خان قزلباش
زادروز ۱۲۹۳ قمری
زادگاه کابل
وفات ۱۳۷۲ قمری
مدفن نجف، وادی السلام

Line.png

اساتید

شیخ علی‌اصغر تبریزی، محدث نوری، سید حسن صدر، شیخ عباس قمی، شیخ آقا بزرگ تهرانی،...

شاگردان

غلامرضا کیوان سمیعی،...

آثار

نظم باب حادی عشر، ترجمه انجیل برنابا، تحفة الاجلة فی معرفة القبلة، تحفة الاحباب، مصباح القواعد، الدُرر النثیره، مناهج الوفاق،...


ولادت و خاندان

حیدرقلی فرزند سردار نور محمدخان (از سرداران عالی رتبه ارتش افغانستان) در هیجدهم محرم ۱۲۹۳ قمری (مطابق با ۲۵ بهمن ماه ۱۲۵۴ ش) در محله «چنداول» (مرکز شیعیان در غرب کابل)، به دنیا آمد. او از خاندان های معروف طایفه قزلباش های افغانستان بوده است و این قزلباش ها گویا از اعقاب کسانی می باشند که همراه قشون نادرشاه افشار به افغانستان رفتند و در آنجا مقیم شدند و اعقاب همگی آنها همچون اسلافشان شیعه بودند.[۱]

حیدرقلی کودکی چهار ساله بود که استعمار انگلیس سایه سیاه خود را بر اکثر کشورهای شرقی و غربی گسترده بود. در همین راستا دولتمردان انگلیس یکی از مهره های خطرناک و وابسته به استکبار جهانی را به نام «امیر عبدالرحمن خان» در افغانستان به قدرت رساندند. امیر عبدالرحمن خان از همان ابتدای حکومت شروع به مخالفت و نابودی مذهب شیعه و کشتار دسته جمعی شیعیان نمود و نور محمدخان را که از سرداران عالی رتبه ارتش محسوب می شد همراه با خانواده اش به یکی از ایالات مستعمره بریتانیا (هند شهر تاریخی لاهور) تبعید نمود. خانواده سردار مدت هفت سال (۱۲۹۷ - ۱۳۰۴ ق) در لاهور مهاجر بودند. حیدرقلی پس از مرگ پدرش (در سن ۳۱ سالگی او)، لقب پدر را به ارث برد و سردار کابلی نام گرفت.[۲]

تحصیلات و استادان

سردار کابلی از سن پنج سالگی در لاهور به تحصیل اشتغال جست و علاوه از آنچه در مدرسه می آموخت، از معلم سر خانه نیز استفاده می کرد. معلم او شخصی به نام سید سلامتعلی بود که سردار کابلی در نزد او انگلیسی و ریاضی را می آموخت. او در همین شهر به سبب اختلاط با مردم، هندی را نیز فراگرفت.[۳]

در ۱۳۰۴ ق. پدرش خانواده و خدمتکاران و اطرافیان خود را به عراق برد و در کاظمین ساکن کرد.[۴] سردار کابلی در عراق همچنان به تحصیلات کلاسیک خود ادامه داد و در ضمن آن، در نزد همان معلم وى در ریاضیات و انگلیسى، که به همراه آنان مهاجرت کرده بود تحصیل نموده آنها را تکمیل نمود. همچنین در نزد یکی مدرسین عالیمقام آن روز به نام شیخ علی اصغر تبریزی که سردار خود از او با تجلیل نام برده و او را ادیبی فقیه و متکلمی عارف معرفی نموده است، ادبیات و فقه و اصول و کلام را فراگرفت.[۵]

در این ایام او به واسطه رفت و آمد پدرش در عتبات و دیدار او با عالمان عراق، با محدث نوری و سید حسن صدر آشنا می گردد و از ارشادات و تشویق های آنها در مطالعات خود بهره مند می گردد. به عنوان نمونه با توصیه مرحوم صدر، «الفیه» ابن مالک و «تجرید الاعتقاد» خواجه طوسی را حفظ می نماید.[۶]

سردار کابلی سپس در خدمت پدر عازم ایران شد. در هنگام ساکن شدن در کرمانشاه، گرچه از عمر سردار کابلی ۱۷ سال بیشتر نمی گذشت، اما چون از تربیت کامل و تحصیلات مرتبط برخوردار شده بود، جوانی فاضل و آراسته به کمالات نفسانی شناخته می شد. او در کرمانشاه نیز همچنان شبانه روز به آموختن انواع علوم و فنون مشغول بود. و علاوه بر استفاده از عالمان آن دیار، از عالمانی که از راه کرمانشاه به عراق می رفتند یا از آنجا باز می گشتند و مدتی را در کرمانشاه می ماندند استفاده می نمود و آنان را به منزل دعوت می کرد و گاهی چند ماه با وسائل رفاه و آسایشی که در اختیار داشت از آنان پذیرایی می نمود و از خوان فضل و کمال آنها بهره می برد.

از جمله این افراد، شیخ عبدالرحمان شافعى مکى بود که در حین عبور از عراق با سید حسن صدر دیدار نمود و به توصیه او در کرمانشاه به منزل سردار کابلی وارد شد. سردار نزد این شخص علومی از قبیل اوفاق و اعداد و رمل و جفر و... (علوم غریبه) را فرا گرفت. همچنین از او که تبحر تامی در ادبیات عرب داشت با مبنا قرار دادن دیوان متنبّی، فنون مختلف معانی و بیان و قواعد ادبی را بخوبی آموخت. [۷]

سردار کابلی در مدت اقامت در کرمانشاه، همچنین چندین بار به عراق و داخل ایران و یکبار هم به هندوستان سفر نمود و در هر یک از شهرهای نجف، بغداد، کاظمین، کربلا، تهران، مشهد و بمبئی مدتی اقامت کرد و از عالمان این شهرها کسب علم نمود. [۸]

مشایخ اجازه:

علامه سردار کابلی پس از کسب مدارج علمی و رسیدن به درجه اجتهاد و فتوا، موفق شد از رجال نامی و مشایخ بزرگ حوزه علمیه، اجازه نقل روایات دریافت کند، از جمله:

  1. آیت الله سید حسن صدر
  2. آیت الله میرزا محمدعلی دشتی
  3. آیت الله سید عباس لاری
  4. آیت الله شیخ عباس قمی
  5. آیت الله سید یحیی خراسانی
  6. آیت الله شیخ آقا بزرگ تهرانی

آثار و تألیفات

آثار ارزشمندی در زمینه های مختلف از علامه سردار کابلی به یادگار مانده است که بیشتر آنها به صورت پراکنده در کتابخانه های عمومی و شخصی در ایران وجود دارد. از مجموع ۳۲ جلد تألیفات وی، به تعدادی اشاره می گردد:

تحفة الأجلة فی معرفة القبلة؛ یکی از آثار سردار کابلی
  1. کتاب اربعین (این کتاب حاوی چهل حدیث در فضایل امام علی علیه السلام از طرق اهل سنت می باشد.)
  2. نظم باب حادی عشر
  3. شرح دعای صباح
  4. رساله در معرفت جوّ
  5. ترجمه انجیل برنابا[۹]
  6. تبصرة الحر فى تحقیق الکُرّ، در بیان انطباق تحقیقى بین وزن و مساحت و حجم
  7. تحفة الاحباب، در بیان آیات قرآن
  8. تحفة الاجلة فی معرفة القبلة، در شناخت قبله که براى فهم کتاب به دانش جبر و مثلثات و هیئت و جغرافى نیاز است.
  9. العلم الشاخص فى اسرار ظل الشاخص، در اعمال فلکى
  10. کتابى در «المساحه»، ترجمه از انگلیسى
  11. غایه التعدیل فى معرفة حقیقة الاوزان والمکاییل
  12. کشف القناع فى تحقیق المیل والذراع
  13. مناهج الوفاق، در اعداد
  14. شرح حدیث امیرالمؤمنین علیه‌السلام، در بیان قُطر و محیط خورشید و ماه و اختلاف افق خورشید
  15. دیوان ابوطالب علیه‌السلام و شرح «لامیه‌ى» آن
  16. شرح «تهذیب المنطق» مسعود بن عمر تفتازانی
  17. شرح «خطبه‌ى حضرت زینب سلام الله علیها»
  18. مصباح القواعد، در قواعد علوم ریاضى
  19. الدُرر النثیره، شبیه به «کشکول» در سه مجلد[۱۰]
  20. حواشی بر «مفتاح الحساب» غیاث الدین جمشید کاشانی[۱۱]

ویژگی‌های علمی

آشنایی با زبان‌های خارجی

سردار کابلی همراه با فراگیری علوم معقول (فلسفه، حکمت و هیئت) و منقول (فقه و اصول) به زبانهای عربی، انگلیسی، عبری و اردو آشنایی کامل پیدا کرد و با لهجه مخصوص هر زبان قادر به تکلم و محاوره بود و برخی از تألیفات خود را به نگارش درآورد و بعضی از کتب خارجی را ترجمه نمود. وی تحقیقاتی درباره زبان عبری به عمل آورد و برخی از نظرات دانشمند مسیحی عراق (اب انستاس ...) درباره «فقه اللغه» را رد کرد. و نیز کتاب «انجیل برنابا» را از عربی به فارسی درآورده، و با نسخه انگلیسی آن تطبیق داد. وی سروده هایی نیز به زبان اردو و انگلیسی دارد.

اثبات درستی قبله مسجدالنبی

علامه مجلسی معتقد بود که قبله مسجد مدینه از سوی سلاطین جور از جایگاه اصلی خود منحرف گردیده است. با اینکه سردار کابلی اکثر محرابهای موجود زمان خود را منحرف از قبله می دانست و خود با اندک انحراف از محراب مساجد نماز می گزارد، با نبوغی که در هیئت و حکمت داشت، توانست با فرمولهای پیچیده ریاضی مسأله «انحراف قبله مسجد مدینه» را رد کند و حکیمانه مدعای خویش را اثبات نماید. وی معتقد است که محراب مسجد مدینه صد در صد درست و طبق موازین ریاضی و هیئت است و حتی انحراف نداشتن قبله مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله را از معجزات بارز مکتب اسلام دانسته و دلایلی در این باره اقامه نموده است.[۱۲]

خوشنویسی

او علاوه بر فضایل و مناقبی که داشت، هنرمند خوبی بود و در خط نستعلیق و شکسته قلمی توانا و نقش آفرین داشت. نمونه این دو خط را می توان از حواشی سردار بر کتاب «شهاب الاخبار» تألیف قاضی ابوعبدالله قضاعی و در «غایة التعدیل» مشاهده نمود که هر دو کتاب به طریق افست چاپ گردیده است.

تسلط در علم هیئت و ریاضی

علامه حسن زاده آملی که خود ریاضیدان متبحر معاصر است و کتابها و رساله های متعددی در هیئت و ریاضیات دارد، در مورد ایشان می نویسند: روحانى بزرگ حیدرقلى بن نورمحمد معروف به سردار کابلى‏، از مفاخر و ذخائر علمى عصر ما بوده است، و محاسن و محامد وى بسیار است، در ریاضیات عالیه عالمى متضلع و در هیئت و نجوم کاملى متبحر بود، و در استخراج از زیجات خرّیت در صناعت بود. زیج بهادرى محلى به حواشى و تعلیقات استادانه ماهرانه به دست خط مبارکش در تصرف راقم است که بر حدّت فهم و تبحر او، و کثرت تمرّن و تدرّب او در فن، برهان قاطع است. رساله بسیار گرانقدر و ارزشمند «تحفة الاجلة فى معرفة القبله» به عربى و فارسى یکى از آثار وجودى او است که بر علوّ مقام علمى او ح‏جتى بالغ است. نگارنده احدى از علماى عصر خود را در تسلط و احاطه به علم فلک و ریاضیات عالیه به پایه استادش جناب علامه ذوالفنون حاج میرزا ابوالحسن شعرانى و جناب سردار کابلى، نمى شناسد، رضوان الله علیهما.[۱۳]

ویژگی‌های اخلاقی

سردار کابلی نه فریفته دنیا شد و نه مغرور دانش خود. او از آغاز تا آخر عمر، طلبه به معنای واقعی کلمه بود و نه به فکر جاه و مقام افتاد و نه به یاد لشکر و حشم. از تمام وجود او عزت و شرف می بارید.

به غنای عجیبی دست یافته بود. در چهره اش آثار کبر و نخوت دیده نمی شد. انسانی بود قانع، صبور، خوشرو و خوش لهجه. وقتی راه می رفت زمین را می نگریست و وقتی می نشست در حال فکر کردن بود. وقتی به کسی می رسید با تبسم احوالپرسی می کرد و اگر سخن از علم و فضل او به میان می آمد می گفت: «من ذره ای بیش نیستم».

او ظاهری ساده و بی آلایش داشت. لباس ساده می پوشید، ساده سخن می گفت و غذای ساده می خورد. مهربان بود و با مردم صمیمانه می نشست و صادقانه برخورد می کرد. از تمام وجودش اخلاص و صفا نمایان بود.

ادب و تواضع آن مرد کریم، دوستان و آشنایانش را به شگفتی وا می داشت. بزرگانی که به کرمانشاه وارد می شدند و اشتیاق به ملاقات با او را داشتند، او از باب احترام و ادب ابتدا به دیدن آنها می رفت تا آمدن آنها به منزل او جنبه بازدید داشته باشد. وی این احترام را نسبت به هر شخصی مراعات می کرد، بدون آنکه ملاحظه ای به مقام و مرام و مسلک طرف داشته باشد.

وفات

مرحوم حیدرقلی خان سردار کابلی در سحرگاه جمادی الاول ۱۳۷۲ قمری (۱۳۳۱ هـ.ش) در سن ۷۹ سالگی رحلت نمود و پس از مراسم تشییع و عزاداری در کرمانشاه، تابوت ایشان را طبق وصیت خودش به نجف اشرف انتقال دادند و در قبرستان وادی السلام در جوار مرقد مطهر امام علی علیه السلام به خاک سپردند.

پانویس

  1. سردار کابلی، کیوان سمیعی، مجله وحید، مرداد ۱۳۴۷ - شماره ۵۶
  2. سردار کابلی، کیوان سمیعی، مجله وحید، شماره ۵۸
  3. کیوان سمیعی، غلامرضا، سردار کابلی، مجله وحید، شهریور ۱۳۴۷، شماره ۵۷
  4. مجموعه گلشن ابرار، زندگی نامه "سردار کابلی" از سید حسن احمدی نژاد بلخی.
  5. کیوان سمیعی، غلامرضا، سردار کابلی، مجله وحید، شهریور ۱۳۴۷، شماره ۵۷
  6. کیوان سمیعی، غلامرضا، سردار کابلی، مجله وحید، شهریور ۱۳۴۷، شماره ۵۷
  7. کیوان سمیعی، غلامرضا، سردار کابلی، مجله وحید، شهریور ۱۳۴۷، شماره ۵۷
  8. کیوان سمیعی، غلامرضا، سردار کابلی، مجله وحید، مهر ۱۳۴۷، شماره ۵۸
  9. مجموعه گلشن ابرار، زندگی نامه "سردار کابلی" از سید حسن احمدی نژاد بلخی.
  10. اثرآفرینان، انجمن مفاخر فرهنگی، ج۳، ص۲۱۸.
  11. حواشی بر مفتاح الحساب غیاث الدین جمشید کاشانی، پایگاه جامع تاریخ معاصر ایران، بازیابی:۲۵ اسفند ۱۳۹۵
  12. می توانید به کتاب «قبله شناسی» سردار کابلی یا زندگانی سردار کابلی، تألیف مرحوم کیوان سمیعی مراجعه کنید.
  13. تعیین خط زوال، حسن حسن زاده آملی، ص ۱۰۵

منابع

  • گلشن ابرار، زندگی‌نامه "سردار کابلی" از سید حسن احمدی‌نژاد بلخی.
  • اثرآفرینان، انجمن مفاخر فرهنگی، ج۳، ص۲۱۸.
  • "سردار کابلی"، کیوان سمیعی، مجله وحید، سلسله مقالات، شماره ۵۴-۶۱، در دسترس در نور مگز، بازیابی: ۲۴ اسفند ۱۳۹۵.
  • تعیین خط زوال، حسن حسن‌زاده آملی، قم، قیام، ۱۳۷۳ ش.

آرشیو عکس و تصویر

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه