سیر منطقی به صورت کامل رعایت نشده
کیفیت پژوهش متوسط است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

شرک: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۹ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 
{{خوب}}
 
{{خوب}}
شرک در لغت به معنای مشارکت<ref>راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ مفردات الفاظ القرآن، المکتبه المرتضویه لإحیاء الآثار الجعفریه، بی جا، ص266، ذیل ماده شرک.</ref> و در اصطلاح، همتا قرار دادن برای خداست و ممکن است در صفات، افعال و یا حتی ذات باشد. ولی آنچه بیش از همه در [[قرآن]] مطرح و نقد شده شرک در [[عبادت]] است؛ زیرا اکثر مردم گرفتار این نوع از شرک بوده و هستند.<ref>جوادی آملی، عبدالله؛ توحید در قرآن، قم، اسراء، 1383، چاپ اول، 571.</ref>
+
'''«شِرک»''' در لغت به معنای مشارکت<ref>راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ مفردات الفاظ القرآن، المکتبه المرتضویه لإحیاء الآثار الجعفریه، ص۲۶۶، ذیل ماده شرک.</ref> و در اصطلاح، مفهومی در مقابل «[[توحید]]» و به معنای همتا قرار دادن برای [[الله|خداوند]] است، که ممکن است در صفات، افعال و یا ذات الهی باشد. ولی آنچه بیش از همه در [[قرآن]] مطرح و نکوهش شده، شرک در [[عبادت]] است؛ زیرا اکثر مردم گرفتار این نوع از شرک بوده و هستند.<ref>جوادی آملی، عبدالله؛ توحید در قرآن، قم، اسراء، ۱۳۸۳، چاپ اول، ص۵۷۱.</ref>
  
==شرک در قرآن==
+
==شرک در قرآن و روایات==
  
آنچه در قرآن مقابل شرک قرار گرفته، عنوان [[ایمان]] است و در جایی لفظ توحید بیان نشده است. هر جا که عنوان شرک آمده به معنای بت پرستی و خروج از [[توحید]] و زمره مسلمانان نیست. زیرا در [[قرآن]] علاوه بر اطلاق لفظ مشرک بر بت پرستان، بر اهل کتاب و برخی از اهل ایمان نیز اطلاق شده است.
+
آنچه در [[قرآن]] مقابل شرک قرار گرفته، عنوان [[ایمان]] است و در جایی لفظ [[توحید]] بیان نشده است؛ و هر جا که عنوان شرک آمده، به معنای [[بت پرستی]] و خروج از توحید و جرگه مسلمانان نیست. زیرا در قرآن علاوه بر اطلاق لفظ مشرک بر بت پرستان، بر [[اهل کتاب]] و برخی از اهل ایمان نیز اطلاق شده است. در اینجا به دو [[آیه]] که شرک در آنها آمده، اشاره می شود:
  
در اینجا به برخی از آیات که شرک در آنها آمده، اشاره می شود:
+
*خداوند در [[سوره توبه]] می فرماید: {{متن قرآن|«وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ... * اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلَٰهًا وَاحِدًا ۖ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۚ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ»}}؛<ref>[[سوره توبه]]، آیه ۳۰-۳۱.</ref> [[یهود]] گفتند: [[حضرت عزیر علیه السلام|عزیر]] پسر خداست و [[مسیحیت|نصاری]] گفتند: [[حضرت عیسی علیه السلام|مسیح]] پسر خداست... آنان دانشمندان و راهبانشان و مسیح پسر [[مریم]] را به جای خدا به خدایی گرفتند؛ در حالی که مأمور نبودند مگر اینکه معبود یگانه را که هیچ معبودی جز او نیست بپرستند؛ منزّه و پاک است از آنچه شریک او قرار می دهند.
 +
*در آیه دیگری می فرماید: {{متن قرآن|«وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ»}}؛<ref>[[سوره یوسف]]، آیه ۱۰۶.</ref> و بیشتر آنها به خدا ایمان نمی آورند، مگر آن که ایمان خود را با شرک آلوده می کنند. [[امام رضا]] عليه السلام فرمودند: شرک در اين [[آيه]] به معناى كفر و بت‌پرستى نيست، بلكه مراد توجّه به غير خداوند است.
  
* 1. خداوند در [[سوره توبه]] می فرماید: «یهود گفتند: عزیر پسر خداست و نصاری گفتند: مسیح پسر خداست. این سخنی است که آنها به زبان می آورند، در حالی که همانند گفتار کافران پیشین (و مشرکان) است...».<ref>[[سوره توبه]]، آیه 30-31.</ref>
+
روایات بسیاری نیز در باب شرک بیان شده که برخی اقسام شرک را بیان کرده و برخی دیگر نفی اقسام آن را عنوان کرده است. در اینجا به چند نمونه از آن اشاره می کنیم.
  
در آیه دیگری می فرماید: «و بیشتر آنها به خدا ایمان نمی آورند، مگر آن که ایمان خود را با شرک آلوده می کنند».<ref>[[سوره یوسف]]، آیه106.</ref>
+
۱. در بخش پایانی روایتی از [[امام باقر]] علیه السلام که [[تفسیر قرآن|تفسیر]] آیه {{متن قرآن|«لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ»}}<ref>[[سوره توحید]]، آیه ۳.</ref> است، آن حضرت می فرمایند: خداوند نزاییده تا این که برای او فرزندی باشد، تا از او ارث ببرد و از کسی زاییده نشده تا این که برای او پدری باشد که در ربوبیت و ملک با او شریک شود.<ref>مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، تهران، انتشارات اسلامیه، ۱۳۶۴، ج۳، ص۲۲۵.</ref> این روایت اشاره به نفی شریک قرار دادن برای خداوند در مقام ربوبیت است.
  
==شرک در روایات==
+
۲. [[امام علی]] علیه السلام فرموده است: خداوند [[پیامبر اکرم]] صلی الله علیه و آله را به حق مبعوث کرده است، تا این که بندگان خودش را از [[پرستش]] دیگر بندگان به سوی پرستش خداوند درآورد و از اطاعت دیگر بندگان به اطاعت خودش رهنمون کند.<ref>حکیمی، محمدرضا؛ الحیاة، تهران، دائرة الطباعه والنشر تحت اشراف جامعه مدرسین قم، ۱۳۶۰، ج۱، ص۲۲۵.</ref>
 
 
روایات بسیاری در باب شرک بیان شده که برخی اقسام شرک را بیان کرده و برخی دیگر نفی اقسام آن را عنوان کرده است. در اینجا به چند نمونه از آن اشاره می کنیم.
 
 
 
1. در بخش پایانی روایتی از [[امام باقر]] علیه السلام که تفسیر آیه {{متن قرآن|«لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ»}} است، آن حضرت می فرمایند: خداوند نزاییده تا این که برای او فرزندی باشد، تا از او ارث ببرد و از کسی زاییده نشده تا این که برای او پدری باشد که در ربوبیت و ملک با او شریک شود.<ref>مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، تهران، انتشارات اسلامیه، 1364، ج3، ص225.</ref> این روایت اشاره به نفی شریک قرار دادن برای خداوند در مقام ربوبیت است.
 
 
 
2. [[امام علی]] علیه السلام فرموده است: خداوند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را به حق مبعوث کرده است، تا این که بندگان خودش را از پرستش دیگر بندگان به سوی پرستش خداوند درآورد و از اطاعت دیگر بندگان به اطاعت خودش رهنمون کند.<ref>حکیمی، محمدرضا؛ الحیاه، تهران، دائره الطباعه والنشر تحت اشراف جامعه مدرسین قم، 1360، جلد1، ص225.</ref>
 
  
 
==اقسام شرک==
 
==اقسام شرک==
  
در یک تقسیم بندی کلی شرک را به دو دسته نظری و عملی تقسیم کرده اند:
+
در یک تقسیم‌بندی کلی، «شرک» را به دو دسته نظری و عملی تقسیم کرده اند:
 
 
=== شرک نظری ===
 
  
شرک نظری مربوط به عالم عقیده و علم است، به عبارتی شناخت دروغین ذات و صفات خداوند که دارای انواعی است:
+
'''۱. شرک نظری:'''
  
*الف- شرک در ذات خداوند(شرک ذاتی):  
+
شرک نظری مربوط به عالم عقیده و علم است، به عبارتی شناخت دروغین ذات و صفات [[الله|خداوند]] که دارای انواعی است:
  
شرک در ذات، شریک قرار دادن برای خداست که به دو معنا استفاده می شود: یکی آن که انسان ذات خداوند را مرکب بداند و برای او قائل به جسمانیت باشد چنانکه گروهی از مسلمانان که به «مجسِّمه» مشهورند چنین اعتقادی دارند.  
+
*الف. شرک ذاتی: شرک در ذات خداوند، شریک قرار دادن برای خداست که به دو معنا استفاده می شود: یکی آن که انسان ذات خداوند را مرکب بداند و برای او قائل به جسمانیت باشد، چنانکه گروهی از مسلمانان که به «مجسِّمه» مشهورند چنین اعتقادی دارند. و معنای دیگر آن که کسی معتقد به چند خدای مستقل باشد.<ref>مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، تهران، صدرا، ۱۳۸۷، ج۲، ص۱۲۳.</ref> اعتقاد به موجودات قدیم دیگری که در عرض وجود خدای متعال بوده و استقلال در ذات داشته باشند، شرک ذاتی از این نوع است. کسانی که به تثلیث یا ثنویت رو آورده‌اند توجه‌ نکرده‌اند که حق تعالی حقیقت محض و بی نهایتی است که جایی برای وجود شریک ‌باقی نمی گذارد، در حالی که اعتقاد به شرک ذاتی، سبب محدودیت ذات حق می‌شود. خداوند متعال در مورد کسانی که قائل به تثلیث شدند فرموده است: {{متن قرآن|«لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ ۘ وَمَا مِنْ إِلَٰهٍ إِلَّا إِلَٰهٌ وَاحِدٌ ...»}}؛<ref>[[سوره مائده]]، آیه ۷۳.</ref> آنها که گفتند: خداوند، یکی‌ از سه خداست به یقین کافر شدند؛ معبودی جز معبود یگانه نیست.  
  
و معنای دیگر آن که کسی معتقد به چند خدای مستقل باشد.<ref>مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، تهران، صدرا، 1387، ج2، ص123.</ref>
+
*ب. شرک در صفات ذاتی خداوند: شرک در صفات ذاتی به این معناست که فرد معتقد باشد، صفات الهی با ذات خداوند مغایرت دارد و دارای وجودی مستقل هستند. بر این اساس کسی که مانند [[اشاعره]] معتقد باشد که صفت خالقیت چیزی است و ذات خداوند چیز دیگری، مشرک محسوب می شود. این نوع شرک بین علمای [[علم کلام|کلام]] مطرح است و عموم مردم از آن آگاه نیستند. به همین علت موجب خروج از دایره [[اسلام]] نمی شود، اما انسان را از رسیدن به مرحله عالی [[تقوا]] و [[ایمان]] باز می دارد.<ref>جوادی آملی، عبدالله؛ پیشین، ص۵۷۹.</ref>
اعتقاد به موجودات قدیم دیگری که در عرض وجود خدای متعال بوده و استقلال درذات داشته باشند شرک ذاتی از این نوع است . کسانی که به تثلیث یا ثنویت رو آورده‌اند توجه‌نکرده‌اند که حق تعالی حقیقت محض و بی نهایتی است که جایی برای وجود شریک‌باقی نمی گذارد در حالی که اعتقاد به شرک ذاتی سبب محدودیت ذات حق می‌شود.خداوند متعال در مورد کسانی که قائل به تثلیث شدند فرموده است: «لَقَدْ کَفَرَ الَّذیِِنَ قََالُوا اِنَّ اللََّهَ ثََالِثُ ثَلاََثَةِ وَ مََا مِنْ اِلََهٍ اِلاََّ اِلََهٌ وََاحِدٌ، مائده(۵)، آیهء ۷۳، «آنها که گفتند: خداوند، یکی‌از سه خداست به یقین کافر شدند؛ معبودی جز معبود یگانه نیست.»  هرگز اعتقاد به توحید و مبدأ بودن خداوند برای جهان با اعتقاد به موجودات دیگ
 
  
*ب- شرک در صفات ذاتی خداوند: شرک در صفات ذاتی خداوند به این معناست که فرد معتقد باشد، صفات الهی با ذات خداوند مغایرت دارد و دارای وجودی مستقل است. بر این اساس کسی که مانند اشاعره معتقد باشد که صفت خالقیت چیزی است و ذات خداوند چیز دیگری، مشرک محسوب می شود.
+
*ج. شرک در ربوبیت: این نوع شرک در میان اقوام و ملل مختلف رواج بسیاری داشته است. آنان برای هر یک از پدیده ­های طبیعی مانند باد، باران، رویش گیاهان و ... معتقد به خدایی مستقل بودند و به ربوبیت و تدبیر  استقلالی آنها باور داشتند.
  
این نوع شرک بین علمای کلام مطرح است و عموم مردم از آن آگاه نیستند. به همین علت موجب خروج از دایره اسلام نمی شود، اما انسان را از رسیدن به مرحله عالی [[تقوا]] و [[ایمان]] باز می دارد.<ref>جوادی آملی، عبدالله؛ پیشین، ص579.</ref>
+
'''۲. شرک عملی:'''
 
 
*ج- شرک در ربوبیت
 
این نوع شرک در میان اقوام و ملل مختلف رواج بسیاری داشته است آنان برای هر یک از پدیده­های طبیعی مانند باد، باران، رویش گیاهان و ... معتقد به خدایی مستقل بودند و به ربوبیت و تدبیر  استقلالی آنها باور داشتند.
 
 
 
=== شرک عملی ===
 
  
 
شرک عملی، مربوط به [[عبادت]] و عمل است که خود دارای مراتب گوناگونی است:
 
شرک عملی، مربوط به [[عبادت]] و عمل است که خود دارای مراتب گوناگونی است:
  
*الف. شرک جلی: اولین و بالاترین مرتبه شرک عملی که سبب خروج از اسلام می شود، شرک در عبادت و استمداد از غیرخداست که شرک جلی نامیده می شود.
+
*الف. شرک جلی: اولین و بالاترین مرتبه شرک عملی که سبب خروج از [[اسلام]] می شود، شرک در عبادت و استمداد از غیر خداست که شرک جلی نامیده می شود.
  
*ب. شرک خفی: مرتبه بعدی از مراتب شرک عملی، شرک خفی است که در مرتبه خود نیز دارای اقسام گوناگونی است:  
+
*ب. شرک خفی: مرتبه بعدی از مراتب شرک عملی، شرک خفی است که در مرتبه خود نیز دارای اقسام گوناگونی است:
  
1- شرک در خالقیت:
+
* ۱. شرک در خالقیت: به معنای اعتقاد به وجود دو یا چند خالق مستقل به گونه ای که هیچ یک از آنان تحت سیطره و اراده دیگری نباشد، که یکی از عمده ترین نمونه های آن اعتقاد به دو خالق شر و خیر است.<ref>مصباح یزدی، محمدتقی؛ آموزش عقاید، تهران، شرکت چاپ و نشر بین الملل، ۱۳۸۶، ص۱۲۸.</ref> عده ای می گویند: چون عالم دارای خوبی ها و بدی ها است، پس دارای دو آفریننده است. یکی یزدان که خالق خوبی ها و دیگری اهریمن که خالق بدی ها است.<ref>جوادی آملی، عبدالله؛ پیشین، ص۵۸۰.</ref>
 +
* ۲. شرک در اطاعت: یعنی اطاعت از [[شیطان]] در چیزی که رضای خداوند در آن نیست.<ref>نراقی، ملا احمد؛ معراج السعاده، قم، موسسه فرهنگی انتشاراتی طوبای محبت، ۱۳۸۵، ص۹۰.</ref> پس گاهی انسان اطاعت خداوند می کند و گاهی هم در اطاعت، شیطان را شریک خداوند قرار می دهد.<ref>طالقانی، مولی نظرعلی؛ کاشف الاسرار، تهران، موسسه خدمات فرهنگی رسا، ۱۳۷۳، ص۴۶۳.</ref> [[امام باقر]] عليه السلام فرمود: مردم در عبادت موحد هستند، ولى در اطاعت از غير خدا گرفتار شرک مى‌شوند.<ref>الكافى، ج2، ص292.</ref>
 +
* ۳. شرک در عبادت: شرک در عبادت به معنای پرستش و خضوع و خشوع در مقابل غیر خداست که به [[ریا]] می انجامد.<ref>جوادی آملی، عبدالله؛ پیشین، ص۵۸۳؛ طالقانی، مولی نظرعلی، پیشین، ص۴۶۳.</ref>
  
به معنای اعتقاد به وجود دو یا چند خالق مستقل به گونه ای که هیچ یک از آنان تحت سیطره و اراده دیگری نباشد که یکی از عمده ترین نمونه های آن اعتقاد به دو خالق شر و خیر است.<ref>مصباح یزدی، محمدتقی؛ آموزش عقاید، تهران، شرکت چاپ و نشر بین الملل، 1386، ص128.</ref> عده ای می گویند: چون عالم دارای خوبی ها و بدی ها است، پس دارای دو آفریننده است. یکی یزدان که خالق خوبی ها و دیگری اهریمن که خالق بدی ها است.<ref>جوادی آملی، عبدالله؛ پیشین، ص580.</ref>
+
==مفاهیم نزدیک با شرک==
  
2- شرک در اطاعت:
+
'''۱. [[کفر]]:'''
  
یعنی اطاعت از شیطان در چیزی که رضای خداوند در آن نیست.<ref>نراقی، ملا احمد؛ معراج السعاده، قم، موسسه فرهنگی انتشاراتی طوبای محبت، 1385، ص90.</ref> پس گاهی انسان اطاعت خداوند می کند و گاهی هم در اطاعت، شیطان را شریک خداوند قرار می دهد.<ref>طالقانی، مولی نظرعلی؛ کاشف الاسرار، تهران، موسسه خدمات فرهنگی رسا، 1373، ص463.</ref>
+
بر اساس روایتی از [[امام صادق]] علیه السلام کفر در [[قرآن]] به پنج معنا آمده است:<ref>کلینی رازی، الاصول من کافی؛ تحقیق، غفاری، علی اکبر، بیروت، دارالصعب و دارالتعارف، چاپ چهارم، ۱۴۰۱ق، ج۲، ص۳۸۹.</ref>
  
3- شرک در عبادت:
+
* الف. کفر جحود و نفی: که عبارت است از نفی و انکار ربوبیت. به گفته آن حضرت این گروه معتقدند نه پروردگاری هست و نه [[بهشت]] و [[جهنم|جهنمی]]. از گمان پیروی می کنند و خداوند [[انذار]] این دسته را بی فایده دانسته است.<ref>[[سوره بقره]]، آیه ۷۸.</ref>
 +
* ب. انکار آگاهانه حق: مانند کسانی که خداوند درباره آنها فرمود: {{متن قرآن|«وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا ۚ فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ»}}؛<ref>[[سوره نمل]]، آیه ۱۴.</ref> و آن را از روی ظلم انکار کردند، در حالی که در دل به آن یقین داشتند. پس بنگر سرانجام تبهکاران و مفسدان چگونه بود!.
 +
* ج. کفران نعمت های خداوند: مانند آنچه از [[حضرت سلیمان]] علیه السلام نقل شده: «اما کسی که دانشی از کتاب (آسمانی) داشت، گفت: «من بیش از آن که چشم برهم زنی آن را نزد تو خواهم آورد.» و هنگامی که (سلیمان) آن (تخت) را نزد خود ثابت و پابرجا دید، گفت: {{متن قرآن|«...قَالَ هَٰذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ ۖ وَمَنْ شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ ۖ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ»}}؛<ref>[[سوره نمل]]، آیه ۴۰.</ref> این از فضل پروردگار من است تا مرا آزمایش کند که آیا شکر او را بجا می آورم یا کفران می کنم؟ و هر کس شکر کند به نفع خود شکر می کند و هر کس کفران نماید (به خودش زیان رسانده) چرا که پروردگار من بی نیاز و بخشنده است.
 +
* د. ترک اوامر خداوند متعال.
 +
* ه. برائت از کافران: مانند برائت جستن [[حضرت ابراهیم]] علیه السلام و پیروان او از کافران.
  
شرک در عبادت به معنای پرستش و خضوع و خشوع در مقابل غیر خداست که به ریا می انجامد.<ref>جوادی آملی، عبدالله؛ پیشین، ص583؛ طالقانی، مولی نظرعلی، پیشین، ص463.</ref>
+
'''۲. الحاد:'''
  
==مفاهیم نزدیک با شرک==
+
اِلحاد به معنای انحراف از وسط و میل به کنار است<ref>راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ پیشین، ص۴۶۸،ذیل ماده لحد.</ref> و مقصود از آن انحراف از [[توحید]] و میل به شرک است.<ref>جوادی آملی، عبدالله؛ پیشین، ص۵۷۴.</ref> مانند نسبت دادن اسماء و صفات الهی به غیر. چون صراط مستقیم توحید است و افراط از آن، تفکر چند خدایی است و تفریط از آن، انکار محض و نفی هرگونه ربوبیت است و هر یک از حد خود بیرون رود شرک محسوب می شود.
  
1. کفر: کفر در لغت به معنای پوشاندن است.<ref>راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ پیشین، ص451، ذیل ماده کفر.</ref>بر اساس روایتی از [[امام صادق]] علیه السلام کفر در [[قرآن]] به پنج معنا آمده است:<ref>کلینی رازی، ابی جعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق، الاصول من کافی؛ تحقیق، غفاری، علی اکبر، بیروت، دارالصعب و دارالتعارف، چاپ چهارم، 1401ق، ج2، ص389.</ref>
+
'''۳. [[نفاق]]:'''
  
الف. کفر جحود و نفی: که عبارت است از نفی و انکار ربوبیت. به گفته آن حضرت این گروه معتقدند نه پروردگاری هست و نه [[بهشت]] و جهنمی. از گمان پیروی می کنند و خداوند انذار این دسته را بی فایده دانسته است.<ref>بقره، آیه 78</ref>
+
انسانِ دو چهره را از آن جهت منافق می گویند که در ظاهر اظهار [[ایمان]] به خدا و پیامبر می کند، ولی در واقع منکر مبدأ و [[معاد]] است. در این خصوص آیات فراوانی در [[قرآن]] آمده است. از دیدگاه قرآن:
  
ب. انکار آگاهانه حق: مانند کسانی که خداوند درباره آنها فرمود: «و آن را از روی ظلم انکار کردند، در حالی که در دل به آن یقین داشتند. پس بنگر سرانجام تبهکاران و مفسدان چگونه بود!».<ref>[[سوره نمل]]، آیه 14.</ref>
+
*«نفاق» اظهار ایمان و پوشاندن کفر است؛ یعنی منافقان شهادت ظاهری می دهند ولی در باطن منکرند: {{متن قرآن|«إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ»}}.<ref>[[سوره منافقون]]، آیه۱.</ref>
 +
*منافقان در برخی آیات با احکام مشرکین شریکند؛ مانند عدم [[غفران]] الهی: {{متن قرآن|«سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ...»}}.<ref>سوره منافقون، آیه۶.</ref>
 +
*منافقان در برخی از احکام با کافران شریکند؛ مثلاً در سقوط در آتش قهر خدا: {{متن قرآن|«إِنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا»}}.<ref>[[سوره نساء]]، آیه۱۴۰.</ref>
  
ج. کفران نعمت های خداوند: مانند آنچه از [[حضرت سلیمان]] علیه السلام نقل شد: «اما کسی که دانشی از کتاب (آسمانی) داشت، گفت: «من بیش از آن که چشم برهم زنی آن را نزد تو خواهم آورد.» و هنگامی که (سلیمان) آن (تخت) را نزد خود ثابت و پابرجا دید، گفت: «این از فضل پروردگار من است تا مرا آزمایش کند که آیا شکر او را بجا می آورم یا کفران می کنم؟ و هر کس شکر کند به نفع خود شکر می کند و هر کس کفران نماید (به خودش زیان رسانده) چرا که پروردگار من بی نیاز و بخشنده است».<ref>[[سوره نمل]]، آیه 40.</ref>
+
==موارد عینی وجود شرک==
  
د. ترک اوامر خداوند متعال: خداوند فرمود: «آنها که (در مسیر اطاعت و ترک گناه) استقامت می ورزند، راستگو هستند (در برابر خدا) خضوع و در راه او انفاق می کنند و در سحرگاهان از خداوند آمرزش طلب می کنند».<ref>[[سوره آل عمران]]، آیه 17.</ref>
+
با اندک توجهی به زندگی امروز آدمی درمی یابیم که نمونه های شرک در زندگی روزمره بسیار زیاد است:
  
ه. برائت از کافران: مانند برائت جستن [[حضرت ابراهیم]] علیه السلام و پیروان او از کافران. نتیجه آن که کفر در [[قرآن]] به معانی متعددی آمده که یک معنای آن انکار خداوند و آموزه های دینی است.
+
'''۱. ریا:'''
  
2. الحاد: الحاد به معنای انحراف از وسط و میل به کنار است<ref>راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ پیشین، ص468،ذیل ماده لحد.</ref> و مقصود از آن انحراف از [[توحید]] و میل به شرک است.<ref>جوادی آملی، عبدالله؛ پیشین، ص574.</ref> مانند نسبت دادن اسماء و صفات الهی به غیر. چون صراط مستقیم توحید است و افراط از آن تفکر چند خدایی است و تفریط از آن انکار محض و نفی هرگونه ربوبیت است و هر یک از حد خود بیرون رود شرک محسوب می شود.
+
[[ریا]] به معنای انجام کار برای نشان دادن به دیگری است.<ref>سیاح، احمد؛ فرهنگ بزرگ جامع نوین، تهران، انتشارات اسلامی، ۱۳۷۸، ج۱، ص۶۳۱.</ref> [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] صلی الله علیه و آله می فرماید: بی تردید مخوف ترین چیزی که از آن برای شما بیمناکم شرک اصغر است. پرسیدند: شرک اصغر کدام است؟ حضرت فرمودند: ریا. خداوند در روز [[قیامت]]، هنگامی که جزای بندگانش را می دهد به ریاکاران می گوید: بروید نزد آنان که برای آنان [[عبادت]] کردید و ببینید آیا پاداش اعمال خود را نزد آنان می یابید یا نه.<ref>ری شهری، محمد؛ پیشین، ج۴، ص۲۸.</ref>
  
3. نفاق: «نفق» یعنی راه زیرزمینی و کانال منتهی به کانال های زیرزمینی.<ref>راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ پیشین، ص523، ذیل ماده نفق.</ref> انسان دو چهره را از آن جهت منافق می گویند که در ظاهر اظهار [[ایمان]] به خدا و پیامبر می کند ولی در واقع منکر مبدأ و معاد است. در این خصوص آیات فراوانی در قرآن آمده است:
+
'''۲. توسل نامشروع:'''
  
از دیدگاه قرآن:
+
یکی دیگر از مواردی که منجر به شرک می شود، توسل نامشروع است. [[توسّل‌‌‌‌‌|توسل]] در اصطلاح مسلمانان به معنای تمسک جستن به اولیای الهی در درگاه خداوند، به منظور برآمدن نیازهاست.<ref>روحانی، سید محمدکاظم؛ شفاعت و توسل، قم، دفتر نشر معارف، چاپ سوم، ۱۳۸۴، ص۴۹.</ref> این نوع از توسل شرک محسوب نمی شود. بلکه آنچه شرک و توسل نامشروع است این است که غیر  خدا را مستقل و در برابر خداوند مؤثر بداند و حاجت خود را از غیر خدا بخواهد. اما مراجعه به [[ائمه اطهار]] علیهم السلام و توسل به آنها برای واسطه قرار دادن آنها به منظور رسیدن به فیض الهی مانعی ندارد و شرک محسوب نمی شود.
 
 
* «نفاق» اظهار ایمان و پوشاندن کفر است. یعنی منافقان شهادت ظاهری می دهند ولی در باطن منکرند.<ref>[[سوره منافقون]]، آیه1-3.</ref>
 
* منافقان در برخی از [[احکام]] با کافران شریکند. مثلاً در سقوط در آتش قهر خدا.<ref>[[سوره نساء]]، آیه140.</ref>
 
* منافقان در برخی آیات با احکام مشرکین شریکند. مانند عدم غفران الهی.<ref>سوره منافقون، آیه6.</ref>
 
  
 
==علل گرایش به شرک==
 
==علل گرایش به شرک==
  
1. جهالت و نشناختن خدا:
+
'''۱. جهالت و نشناختن خدا:'''
  
عدم شناخت خداوند و مساوی قراردادن او با مخلوق در یک سطح، یکی از مهمترین عوامل شرک به خداوند است. زیرا کسی که خداوند را آن گونه که باید بشناسد و معتقد باشد که آفرینش آسمانها و زمین از آن خداوند است، دیگر برای خدا شریک و همتا قرار نمی دهد.<ref>سید کریمی، سید عباس، شرک و بت پرستی در [[قرآن]]؛ قم، کوثر ادب، 1385، ص 221-224.</ref>
+
عدم شناخت [[الله|خداوند]] و مساوی قراردادن او با مخلوق در یک سطح، یکی از مهمترین عوامل شرک به خداوند است. زیرا کسی که خداوند را آن گونه که باید بشناسد و معتقد باشد که آفرینش آسمانها و زمین از آن خداوند است، دیگر برای خدا شریک و همتا قرار نمی دهد.<ref>سید کریمی، سید عباس، شرک و بت پرستی در قرآن؛ قم، کوثر ادب، ۱۳۸۵، ص ۲۲۱-۲۲۴.</ref>
  
2. هواپرستی:
+
'''۲. هواپرستی:'''
  
یکی از ریشه های مهم و اساسی شرک که بزرگترین ظلم انسانی است، هواپرستی است.
+
یکی از ریشه های مهم و اساسی شرک که بزرگترین ظلم انسانی است، هواپرستی است. خداوند در قرآن می فرماید: {{متن قرآن|«قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ۚ قُلْ لَا أَتَّبِعُ أَهْوَاءَكُمْ ۙ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ»}}؛<ref>[[سوره انعام]]، آیه ۵۶.</ref> بگو من از پرستش کسانی که غیر از خدا می خوانید، نهی شده ام. بگو من از هوا و هوس های شما، پیروی نمی کنم. اگر چنین کنم، گمراه شده ام و از هدایت یافتگان نخواهم بود. نتیجه آیه این است که پرستش غیرخدا در واقع تن دادن به هواهای نفسانی است که منجر به شرک خواهد شد.
  
خداوند در قرآن می فرماید: «بگو من از پرستش کسانی که غیر از خدا می خوانید، نهی شده ام. بگو من از هوا و هوس های شما، پیروی نمی کنم. اگر چنین کنم، گمراه شده ام و از هدایت یافتگان نخواهم بود».<ref>[[سوره انعام]]، آیه 56.</ref>
+
'''۳. تقلید کورکورانه:'''
  
نتیجه آیه این است که پرستش غیرخدا در واقع تن دادن به هواهای نفسانی است که منجر به شرک خواهد شد.
+
تقلید یعنی قبول و پذیرش گفتار و روش شخص دیگر بدون دلیل. از بسیاری از آیات استفاده می شود که بت پرستان به خاطر پیروی کورکورانه از پدران خود و پیروی از سنت بزرگان خود عقیده به شرک داشته اند. خداوند در قرآن می فرماید: {{متن قرآن|«وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا ۚ أَوَلَوْ كَانَ الشَّيْطَانُ يَدْعُوهُمْ إِلَىٰ عَذَابِ السَّعِيرِ»}}؛<ref>[[سوره لقمان]]، آیه۲۱.</ref> و هنگامی که به آنان گفته شد: از آنچه خدا نازل کرده پیروی کنید. می گویند: نه، بلکه ما از چیزی پیروی می کنیم که پدران خود را بر آن یافتیم؟ آیا حتی اگر شیطان آنان را دعوت به عذاب آتش فروزان کند (باز هم تبعیت می کنند؟).
  
3. تقلید کورکورانه:
+
'''۴. شخصیت پرستی:'''
  
تقلید یعنی قبول و پذیرش گفتار و روش شخص دیگر بدون دلیل. از بسیاری از آیات استفاده می شود که بت پرستان به خاطر پیروی کورکورانه از پدران خود و پیروی از سنت بزرگان خود عقیده به شرک داشته اند.
+
یکی از علل شیوع [[بت پرستی]] بین افراد، شخصیت پرستی است. یعنی برخی افراد چون [[پیامبران|انبیاء]] به موجب قداست و پاکی که دارند و یا موقعیت اجتماعی، مورد توجه قرار می گیرند و به مرور زمان به مقام ربوبی و واجب بالا برده می شوند.<ref>جوادی آملی، عبدالله، پیشین؛ ص ۶۵۸.</ref>
 
 
خداوند در قرآن می فرماید: «و هنگامی که به آنان گفته شد: از آنچه خدا نازل کرده پیروی کنید. می گویند: نه بلکه ما از چیزی پیروی می کنیم که پدران خود را بر آن یافتیم؟ آیا حتی اگر شیطان آنان را دعوت به عذاب آتش فروزان کند (باز هم تبعیت می کنند؟».<ref>[[سوره لقمان]]، آیه21.</ref>
 
 
 
4. شخصیت پرستی:
 
 
 
یکی از علل شیوع بت پرستی بین افراد، شخصیت پرستی است. یعنی برخی افراد چون انبیاء به موجب قداست و پاکی که دارند و یا موقعیت اجتماعی مورد توجه قرار می گیرند و به مرور زمان به مقام ربوبی و واجب بالا برده می شوند.<ref>جوادی آملی، عبدالله، پیشین؛ ص 658.</ref>
 
  
 
==آثار و پیامدهای شرک==
 
==آثار و پیامدهای شرک==
  
1. محروم شدن از معارف الهی: یکی از اصول مهم این است که خداوند کسی را ابتدائا گمراه نمی کند و بی جهت لطف خود را از هیچ کس دریغ نمی کند، حتی از مشرک منصف بنابراین اگر گفته شده خدا بعضی را گمراه می کند، مقصود کیفری است که در اثر لجاجت شرک و عناد، خود را از رحمت و هدایت خاص الهی محروم می کنند.
+
'''۱. محروم شدن از معارف الهی:'''
  
2. تفرقه و جنگ: توحید عامل وحدت و هماهنگی و شرک عامل تفرقه و پراکندگی است. شرک از آن جهت که ناشی از هواپرستی است و هواپرستی همواره تابع شهوت و غضب است، هرگز نمی تواند عامل وحدت و همدلی باشد.<ref>جوادی آملی، عبدالله، پیشین؛ ص685.</ref>
+
یکی از اصول مهم این است که خداوند کسی را ابتدائا گمراه نمی کند و بی جهت لطف خود را از هیچ کس دریغ نمی کند، حتی از مشرک منصف. بنابراین اگر گفته شده خدا بعضی را گمراه می کند، مقصود کیفری است که در اثر [[لجاجت]] شرک و عناد، خود را از رحمت و هدایت خاص الهی محروم می کنند.
  
3. ذلت و خواری: خداوند در قرآن می فرماید: «هرگز معبود دیگری را با خدا قرار مده که نکوهیده و بی یار و یاور خواهی ماند».<ref>[[سوره اسراء]]، آیه 22.</ref>
+
'''۲. تفرقه و جنگ:'''
  
از این آیه استفاده می شود که شرک، مایه ضعف و ناتوانی و مذمت و نکوهش است؛ زیرا مشرکان با بت پرستی، عقل خویش را می کشند و به چیزهایی روی می آورند که عقل آن را توبیخ و ملامت می کند. در نتیجه خداوند بشر را به معبودش واگذار می کند و دست حمایت و عنایت را از سر او بر می دارد و در نتیجه خوار و ذلیل گردد.<ref>شریعتی سبزواری، محمدباقر؛ توحید و شرک و ریا، مجله با معارف اسلامی آشنا شویم، شماره 53، ص 64.</ref>
+
[[توحید]] عامل وحدت و هماهنگی و شرک عامل تفرقه و پراکندگی است. شرک از آن جهت که ناشی از هواپرستی است و هواپرستی همواره تابع [[شهوت رانی|شهوت]] و [[غضب]] است، هرگز نمی تواند عامل وحدت و همدلی باشد.<ref>جوادی آملی، عبدالله، پیشین؛ ص۶۸۵.</ref>
  
4. حبط اعمال: حبط اعمال به معنی محو آثار است. چرا که شرط قبولی اعمال، اعتقاد به اصل توحید است و بدون آن هیچ عملی پذیرفته نیست. شرک آتش سوزانی است که شجره اعمال آدمی را می سوزاند که تمام محصول زندگی او را به آتش می کشد.<ref>مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، 1367، ج19، ص 527.</ref>
+
'''۳. ذلت و خواری:'''
  
==موارد عینی وجود شرک==
+
خداوند در قرآن می فرماید: {{متن قرآن|«لَا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُومًا مَخْذُولًا»}}؛<ref>[[سوره اسراء]]، آیه ۲۲.</ref> هرگز معبود دیگری را با خدا قرار مده که نکوهیده و بی یار و یاور خواهی ماند. از این [[آیه]] استفاده می شود که شرک، مایه ضعف و ناتوانی و مذمت و نکوهش است؛ زیرا مشرکان با بت پرستی، عقل خویش را می کشند و به چیزهایی روی می آورند که عقل آن را توبیخ و ملامت می کند. در نتیجه خداوند بشر را به معبودش واگذار می کند و دست حمایت و عنایت را از سر او بر می دارد و در نتیجه خوار و ذلیل گردد.<ref>شریعتی سبزواری، محمدباقر؛ توحید و شرک و ریا، مجله با معارف اسلامی آشنا شویم، شماره ۵۳، ص ۶۴.</ref>
  
با اندک توجهی به زندگی امروز آدمی درمی یابیم که نمونه های شرک در زندگی روزمره بسیار زیاد است.
+
'''۴. حبط اعمال:'''
  
1. ریا:
+
[[احباط|حبط اعمال]] به معنی محو آثار است. چرا که شرط قبولی اعمال، اعتقاد به اصل [[توحید]] است و بدون آن هیچ عملی پذیرفته نیست. شرک آتش سوزانی است که شجره اعمال آدمی را می سوزاند که تمام محصول زندگی او را به آتش می کشد.<ref>مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۳۶۷، ج۱۹، ص ۵۲۷.</ref>
  
یکی از این موارد که بسیاری از مردم دچار آن هستند، ریا است. ریا به معنای انجام کار برای نشان دادن به دیگری است.<ref>سیاح، احمد؛ فرهنگ بزرگ جامع نوین، تهران، انتشارات اسلامی، 1378، ج1، ص631.</ref>
+
==راه درمان شرک==
 
 
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: بی تردید مخوف ترین چیزی که از آن برای شما بیمناکم شرک اصغر است. پرسیدند: شرک اصغر کدام است؟ حضرت فرمودند: ریا. خداوند در روز قیامت، هنگامی که جزای بندگانش را می دهد به ریاکاران می گوید: بروید نزد آنان که برای آنان [[عبادت]] کردید و ببینید آیا پاداش اعمال خود را نزد آنان می یابید یا نه.<ref>ری شهری، محمد؛ پیشین، ج4، ص28.</ref>
 
 
2. توسل نامشروع:
 
  
یکی دیگر از مواردی که منجر به شرک می شود، توسل است. توسل در اصطلاح مسلمانان به معنای تمسک جستن به اولیای الهی در درگاه خداوند، به منظور برآمدن نیازهاست.<ref>روحانی، سید محمدکاظم؛ شفاعت و توسل، قم، دفتر نشر معارف، چاپ سوم، 1384، ص49.</ref> این نوع از توسل شرک محسوب نمی شود. بلکه آنچه شرک و توسل نامشروع است این است که غیرخدا را مستقل و در برابر خداوند مؤثر بداند و حاجت خود را از غیرخدا بخواهد. اما مراجعه به ائمه علیهم السلام و توسل به آنها برای واسطه قرار دادن آنها به منظور رسیدن به فیض الهی مانعی ندارد و شرک محسوب نمی شود.
+
'''۱. [[عبرت]] از گذشتگان:'''
  
==راه درمان شرک==
+
توجه به سرگذشت مشرکینی که در گذشته بوده اند و عذابی که دچار شده اند و خواهند شد یکی از عواملی است که با توجه به آن انسان به حقیقت شرک پی می برد و توجه به عواقب آن انسان را به سمت خداوند متعال می کشاند. خداوند در [[قرآن]] می فرماید: {{متن قرآن|«...إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ ۖ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ»}}؛<ref>[[سوره مائده]]، آیه۷۲.</ref> هر کسی به خدا شرک آورد، قطعا خدا [[بهشت]] را بر او حرام ساخته و جایگاهش آتش است و برای ستمکاران یاورانی نیست.
  
1. عبرت از گذشتگان: توجه به سرگذشت مشرکینی که در گذشته بوده اند و عذابی که دچار شده اند و خواهند شد یکی از عواملی است که با توجه به آن انسان به حقیقت شرک پی می برد و توجه به عواقب آن انسان را به سمت خداوند متعال می کشاند.
+
'''۲. توجه به نعمت ها:'''
  
خداوند در قرآن می فرماید: «هر کسی به خدا شرک آورد، قطعا خدا [[بهشت]] را بر او حرام ساخته و جایگاهش آتش است و برای ستمکاران یاورانی نیست».<ref>[[سوره مائده]]، آیه72.</ref>
+
انسان باید به حالات گذشته خویش بنگرد و ببیند که چگونه خداوند عالم او را بوسیلۀ نور هستی از ظملت نیستی خارج ساخته و لباس زیبای وجود که ریشه همه موهبت هاست بر قامت او پوشانیده است. هنگامی که در رحم مادر هم بود و دست او از همه جا کوتاه بود، از لطف خداوند بی بهره نبود بلکه هر چه نیاز داشت در اختیارش بود و پس از گام نهادن در فضای این جهان نیز آنچه مایه حیات و بقای او بود، از شیر گرفته تا نوازش ها و محبت های او را برایش فراهم ساخت.<ref>نراقی، ملا احمد؛ پیشین، ص۲۷۰.</ref> خداوند متعال در [[سوره نحل]] این نعمت ها را از ابتدای به وجود آمدن انسان تا بهره مندی او از نعمات دیگر از جمله میوه ها و... بیان می کند. و در انتها می فرماید: این ها برای مردمی که تفکر می کنند نشانه ای است.<ref>[[سوره نحل]]، آیات ۶۶ به بعد.</ref>
  
2. توجه به نعمت ها: انسان باید به حالات گذشته خویش بنگرد و ببیند که چگونه خداوند عالم او را بوسیله ی نور هستی از ظملت نیستی خارج ساخته و لباس زیبای وجود که ریشه همه موهبت هاست بر قامت او پوشانیده است. هنگامی که در رحم مادر هم بود و دست او از همه جا کوتاه بود، از لطف خداوند بی بهره نبود بلکه هر چه نیاز داشت در اختیارش بود و پس از گام نهادن در فضای این جهان نیز آنچه مایه حیات و بقای او بود، از شیر گرفته تا نوازش ها و محبت های او را برایش فراهم ساخت.<ref>نراقی، ملا احمد؛ پیشین، ص270.</ref>
+
'''۳. توجه به ضعف خدایان دیگر:'''
  
خداوند متعال در [[سوره نحل]] این نعمت ها را از ابتدای به وجود آمدن انسان تا بهره مندی او از نعمات دیگر از جمله میوه ها و... بیان می کند. و در انتها می فرماید: این ها برای مردمی که تفکر می کنند نشانه ای است.<ref>[[سوره نحل]]، آیات 66 به بعد.</ref>
+
توجه به این حقیقت که خدایان دیگری که آدمی جایگزین خداوند متعال می کند، هیچ کدام از خصوصیات الوهیت و ربوبیت خداوند را ندارند. [[حضرت یوسف]] علیه السلام در زندان به دو رفیق زندانی اش می فرماید: {{متن قرآن|«يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ»}}؛<ref>[[سوره یوسف]]، آیه۳۹.</ref> ای دو رفیق زنداینم، آیا خدایان پراکنده بهترند یا خدای یگانه مقتدر؟.
  
3. توجه به ضعف خدایان دیگر: توجه به این حقیقت که خدایان دیگری که آدمی جایگزین خداوند متعال می کند، هیچ کدام از خصوصیات الوهیت و ربوبیت خداوند را ندارند. [[حضرت یوسف]] علیه السلام در زندان به دو رفیق زندانی اش می فرماید: «ای دو رفیق زنداینم، آیا خدایان پراکنده بهترند یا خدای یگانه مقتدر؟».<ref>[[سوره یوسف]]، آیه39.</ref>
+
'''۴. توجه به پشیمانی در [[قیامت]]:'''
  
4. توجه به پشیمانی در قیامت: خداوند در قرآن می فرماید: «و چون کسانی که شرک ورزیدند، شریکان خود را ببینند می گویند: پروردگارا، اینها بودند آن شریکانی که ما به جای تو می خواندیم».<ref>[[سوره نحل]]، آیه86.</ref>
+
خداوند در قرآن می فرماید: {{متن قرآن|«وَإِذَا رَأَى الَّذِينَ أَشْرَكُوا شُرَكَاءَهُمْ قَالُوا رَبَّنَا هَٰؤُلَاءِ شُرَكَاؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُو مِنْ دُونِكَ...»}}؛<ref>[[سوره نحل]]، آیه۸۶.</ref> و چون کسانی که شرک ورزیدند، شریکان خود را ببینند می گویند: پروردگارا، اینها بودند آن شریکانی که ما به جای تو می خواندیم.
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
<references/>
+
<references />
  
 
==منابع==
 
==منابع==
*[http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=42592 شرک، سیده معصومه جوادی زاویه، سایت پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام (بخش فرهنگ علوم انسانی و اسلامی)]، تاریخ بازیابی: 14 بهمن 1391.
 
*حمید نگارش، توحید از دیدگاه آیات و روایات، ص 54.
 
*[http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38209 شرک، عبدالرضا آتشین صدف، سایت پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام (بخش فرهنگ علوم انسانی و اسلامی)]، تاریخ بازیابی: 30 اردیبهش 1393.
 
  
 +
*[http://www.pajoohe.ir "شرک"، سیده معصومه جوادی، دانشنامه پژوهه]، تاریخ بازیابی: ۱۴ بهمن ۱۳۹۱.
 +
*توحید از دیدگاه آیات و روایات، حمید نگارش، ص ۵۴.
 +
*[http://www.pajoohe.ir "شرک"، عبدالرضا آتشین صدف، دانشنامه پژوهه]، تاریخ بازیابی: ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳.
 +
[[رده:واژگان قرآنی]]
 +
[[رده:اعتقادات]]
 +
[[رده:توحید]]
 
[[رده:صفات ناپسند]]
 
[[رده:صفات ناپسند]]
[[رده:توحید]]
+
{{سنجش کیفی
[[رده:واژگان قرآنی]]
+
|سنجش=شده
 +
|شناسه= خوب
 +
|عنوان بندی مناسب= خوب
 +
|کفایت منابع و پی نوشت ها= خوب
 +
|رعایت سطح مخاطب عام= خوب
 +
|رعایت ادبیات دانشنامه ای= خوب
 +
|جامعیت= خوب
 +
|رعایت اختصار= خوب
 +
|سیر منطقی= متوسط
 +
|کیفیت پژوهش= متوسط
 +
|رده= دارد
 +
}}
 +
{{قرآن}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۳ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۴۰

«شِرک» در لغت به معنای مشارکت[۱] و در اصطلاح، مفهومی در مقابل «توحید» و به معنای همتا قرار دادن برای خداوند است، که ممکن است در صفات، افعال و یا ذات الهی باشد. ولی آنچه بیش از همه در قرآن مطرح و نکوهش شده، شرک در عبادت است؛ زیرا اکثر مردم گرفتار این نوع از شرک بوده و هستند.[۲]

شرک در قرآن و روایات

آنچه در قرآن مقابل شرک قرار گرفته، عنوان ایمان است و در جایی لفظ توحید بیان نشده است؛ و هر جا که عنوان شرک آمده، به معنای بت پرستی و خروج از توحید و جرگه مسلمانان نیست. زیرا در قرآن علاوه بر اطلاق لفظ مشرک بر بت پرستان، بر اهل کتاب و برخی از اهل ایمان نیز اطلاق شده است. در اینجا به دو آیه که شرک در آنها آمده، اشاره می شود:

  • خداوند در سوره توبه می فرماید: «وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ... * اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلَٰهًا وَاحِدًا ۖ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۚ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ»؛[۳] یهود گفتند: عزیر پسر خداست و نصاری گفتند: مسیح پسر خداست... آنان دانشمندان و راهبانشان و مسیح پسر مریم را به جای خدا به خدایی گرفتند؛ در حالی که مأمور نبودند مگر اینکه معبود یگانه را که هیچ معبودی جز او نیست بپرستند؛ منزّه و پاک است از آنچه شریک او قرار می دهند.
  • در آیه دیگری می فرماید: «وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ»؛[۴] و بیشتر آنها به خدا ایمان نمی آورند، مگر آن که ایمان خود را با شرک آلوده می کنند. امام رضا عليه السلام فرمودند: شرک در اين آيه به معناى كفر و بت‌پرستى نيست، بلكه مراد توجّه به غير خداوند است.

روایات بسیاری نیز در باب شرک بیان شده که برخی اقسام شرک را بیان کرده و برخی دیگر نفی اقسام آن را عنوان کرده است. در اینجا به چند نمونه از آن اشاره می کنیم.

۱. در بخش پایانی روایتی از امام باقر علیه السلام که تفسیر آیه «لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ»[۵] است، آن حضرت می فرمایند: خداوند نزاییده تا این که برای او فرزندی باشد، تا از او ارث ببرد و از کسی زاییده نشده تا این که برای او پدری باشد که در ربوبیت و ملک با او شریک شود.[۶] این روایت اشاره به نفی شریک قرار دادن برای خداوند در مقام ربوبیت است.

۲. امام علی علیه السلام فرموده است: خداوند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را به حق مبعوث کرده است، تا این که بندگان خودش را از پرستش دیگر بندگان به سوی پرستش خداوند درآورد و از اطاعت دیگر بندگان به اطاعت خودش رهنمون کند.[۷]

اقسام شرک

در یک تقسیم‌بندی کلی، «شرک» را به دو دسته نظری و عملی تقسیم کرده اند:

۱. شرک نظری:

شرک نظری مربوط به عالم عقیده و علم است، به عبارتی شناخت دروغین ذات و صفات خداوند که دارای انواعی است:

  • الف. شرک ذاتی: شرک در ذات خداوند، شریک قرار دادن برای خداست که به دو معنا استفاده می شود: یکی آن که انسان ذات خداوند را مرکب بداند و برای او قائل به جسمانیت باشد، چنانکه گروهی از مسلمانان که به «مجسِّمه» مشهورند چنین اعتقادی دارند. و معنای دیگر آن که کسی معتقد به چند خدای مستقل باشد.[۸] اعتقاد به موجودات قدیم دیگری که در عرض وجود خدای متعال بوده و استقلال در ذات داشته باشند، شرک ذاتی از این نوع است. کسانی که به تثلیث یا ثنویت رو آورده‌اند توجه‌ نکرده‌اند که حق تعالی حقیقت محض و بی نهایتی است که جایی برای وجود شریک ‌باقی نمی گذارد، در حالی که اعتقاد به شرک ذاتی، سبب محدودیت ذات حق می‌شود. خداوند متعال در مورد کسانی که قائل به تثلیث شدند فرموده است: «لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ ۘ وَمَا مِنْ إِلَٰهٍ إِلَّا إِلَٰهٌ وَاحِدٌ ...»؛[۹] آنها که گفتند: خداوند، یکی‌ از سه خداست به یقین کافر شدند؛ معبودی جز معبود یگانه نیست.
  • ب. شرک در صفات ذاتی خداوند: شرک در صفات ذاتی به این معناست که فرد معتقد باشد، صفات الهی با ذات خداوند مغایرت دارد و دارای وجودی مستقل هستند. بر این اساس کسی که مانند اشاعره معتقد باشد که صفت خالقیت چیزی است و ذات خداوند چیز دیگری، مشرک محسوب می شود. این نوع شرک بین علمای کلام مطرح است و عموم مردم از آن آگاه نیستند. به همین علت موجب خروج از دایره اسلام نمی شود، اما انسان را از رسیدن به مرحله عالی تقوا و ایمان باز می دارد.[۱۰]
  • ج. شرک در ربوبیت: این نوع شرک در میان اقوام و ملل مختلف رواج بسیاری داشته است. آنان برای هر یک از پدیده ­های طبیعی مانند باد، باران، رویش گیاهان و ... معتقد به خدایی مستقل بودند و به ربوبیت و تدبیر استقلالی آنها باور داشتند.

۲. شرک عملی:

شرک عملی، مربوط به عبادت و عمل است که خود دارای مراتب گوناگونی است:

  • الف. شرک جلی: اولین و بالاترین مرتبه شرک عملی که سبب خروج از اسلام می شود، شرک در عبادت و استمداد از غیر خداست که شرک جلی نامیده می شود.
  • ب. شرک خفی: مرتبه بعدی از مراتب شرک عملی، شرک خفی است که در مرتبه خود نیز دارای اقسام گوناگونی است:
  • ۱. شرک در خالقیت: به معنای اعتقاد به وجود دو یا چند خالق مستقل به گونه ای که هیچ یک از آنان تحت سیطره و اراده دیگری نباشد، که یکی از عمده ترین نمونه های آن اعتقاد به دو خالق شر و خیر است.[۱۱] عده ای می گویند: چون عالم دارای خوبی ها و بدی ها است، پس دارای دو آفریننده است. یکی یزدان که خالق خوبی ها و دیگری اهریمن که خالق بدی ها است.[۱۲]
  • ۲. شرک در اطاعت: یعنی اطاعت از شیطان در چیزی که رضای خداوند در آن نیست.[۱۳] پس گاهی انسان اطاعت خداوند می کند و گاهی هم در اطاعت، شیطان را شریک خداوند قرار می دهد.[۱۴] امام باقر عليه السلام فرمود: مردم در عبادت موحد هستند، ولى در اطاعت از غير خدا گرفتار شرک مى‌شوند.[۱۵]
  • ۳. شرک در عبادت: شرک در عبادت به معنای پرستش و خضوع و خشوع در مقابل غیر خداست که به ریا می انجامد.[۱۶]

مفاهیم نزدیک با شرک

۱. کفر:

بر اساس روایتی از امام صادق علیه السلام کفر در قرآن به پنج معنا آمده است:[۱۷]

  • الف. کفر جحود و نفی: که عبارت است از نفی و انکار ربوبیت. به گفته آن حضرت این گروه معتقدند نه پروردگاری هست و نه بهشت و جهنمی. از گمان پیروی می کنند و خداوند انذار این دسته را بی فایده دانسته است.[۱۸]
  • ب. انکار آگاهانه حق: مانند کسانی که خداوند درباره آنها فرمود: «وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا ۚ فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ»؛[۱۹] و آن را از روی ظلم انکار کردند، در حالی که در دل به آن یقین داشتند. پس بنگر سرانجام تبهکاران و مفسدان چگونه بود!.
  • ج. کفران نعمت های خداوند: مانند آنچه از حضرت سلیمان علیه السلام نقل شده: «اما کسی که دانشی از کتاب (آسمانی) داشت، گفت: «من بیش از آن که چشم برهم زنی آن را نزد تو خواهم آورد.» و هنگامی که (سلیمان) آن (تخت) را نزد خود ثابت و پابرجا دید، گفت: «...قَالَ هَٰذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ ۖ وَمَنْ شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ ۖ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ»؛[۲۰] این از فضل پروردگار من است تا مرا آزمایش کند که آیا شکر او را بجا می آورم یا کفران می کنم؟ و هر کس شکر کند به نفع خود شکر می کند و هر کس کفران نماید (به خودش زیان رسانده) چرا که پروردگار من بی نیاز و بخشنده است.
  • د. ترک اوامر خداوند متعال.
  • ه. برائت از کافران: مانند برائت جستن حضرت ابراهیم علیه السلام و پیروان او از کافران.

۲. الحاد:

اِلحاد به معنای انحراف از وسط و میل به کنار است[۲۱] و مقصود از آن انحراف از توحید و میل به شرک است.[۲۲] مانند نسبت دادن اسماء و صفات الهی به غیر. چون صراط مستقیم توحید است و افراط از آن، تفکر چند خدایی است و تفریط از آن، انکار محض و نفی هرگونه ربوبیت است و هر یک از حد خود بیرون رود شرک محسوب می شود.

۳. نفاق:

انسانِ دو چهره را از آن جهت منافق می گویند که در ظاهر اظهار ایمان به خدا و پیامبر می کند، ولی در واقع منکر مبدأ و معاد است. در این خصوص آیات فراوانی در قرآن آمده است. از دیدگاه قرآن:

  • «نفاق» اظهار ایمان و پوشاندن کفر است؛ یعنی منافقان شهادت ظاهری می دهند ولی در باطن منکرند: «إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ».[۲۳]
  • منافقان در برخی آیات با احکام مشرکین شریکند؛ مانند عدم غفران الهی: «سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ...».[۲۴]
  • منافقان در برخی از احکام با کافران شریکند؛ مثلاً در سقوط در آتش قهر خدا: «إِنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا».[۲۵]

موارد عینی وجود شرک

با اندک توجهی به زندگی امروز آدمی درمی یابیم که نمونه های شرک در زندگی روزمره بسیار زیاد است:

۱. ریا:

ریا به معنای انجام کار برای نشان دادن به دیگری است.[۲۶] پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: بی تردید مخوف ترین چیزی که از آن برای شما بیمناکم شرک اصغر است. پرسیدند: شرک اصغر کدام است؟ حضرت فرمودند: ریا. خداوند در روز قیامت، هنگامی که جزای بندگانش را می دهد به ریاکاران می گوید: بروید نزد آنان که برای آنان عبادت کردید و ببینید آیا پاداش اعمال خود را نزد آنان می یابید یا نه.[۲۷]

۲. توسل نامشروع:

یکی دیگر از مواردی که منجر به شرک می شود، توسل نامشروع است. توسل در اصطلاح مسلمانان به معنای تمسک جستن به اولیای الهی در درگاه خداوند، به منظور برآمدن نیازهاست.[۲۸] این نوع از توسل شرک محسوب نمی شود. بلکه آنچه شرک و توسل نامشروع است این است که غیر خدا را مستقل و در برابر خداوند مؤثر بداند و حاجت خود را از غیر خدا بخواهد. اما مراجعه به ائمه اطهار علیهم السلام و توسل به آنها برای واسطه قرار دادن آنها به منظور رسیدن به فیض الهی مانعی ندارد و شرک محسوب نمی شود.

علل گرایش به شرک

۱. جهالت و نشناختن خدا:

عدم شناخت خداوند و مساوی قراردادن او با مخلوق در یک سطح، یکی از مهمترین عوامل شرک به خداوند است. زیرا کسی که خداوند را آن گونه که باید بشناسد و معتقد باشد که آفرینش آسمانها و زمین از آن خداوند است، دیگر برای خدا شریک و همتا قرار نمی دهد.[۲۹]

۲. هواپرستی:

یکی از ریشه های مهم و اساسی شرک که بزرگترین ظلم انسانی است، هواپرستی است. خداوند در قرآن می فرماید: «قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ۚ قُلْ لَا أَتَّبِعُ أَهْوَاءَكُمْ ۙ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ»؛[۳۰] بگو من از پرستش کسانی که غیر از خدا می خوانید، نهی شده ام. بگو من از هوا و هوس های شما، پیروی نمی کنم. اگر چنین کنم، گمراه شده ام و از هدایت یافتگان نخواهم بود. نتیجه آیه این است که پرستش غیرخدا در واقع تن دادن به هواهای نفسانی است که منجر به شرک خواهد شد.

۳. تقلید کورکورانه:

تقلید یعنی قبول و پذیرش گفتار و روش شخص دیگر بدون دلیل. از بسیاری از آیات استفاده می شود که بت پرستان به خاطر پیروی کورکورانه از پدران خود و پیروی از سنت بزرگان خود عقیده به شرک داشته اند. خداوند در قرآن می فرماید: «وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا ۚ أَوَلَوْ كَانَ الشَّيْطَانُ يَدْعُوهُمْ إِلَىٰ عَذَابِ السَّعِيرِ»؛[۳۱] و هنگامی که به آنان گفته شد: از آنچه خدا نازل کرده پیروی کنید. می گویند: نه، بلکه ما از چیزی پیروی می کنیم که پدران خود را بر آن یافتیم؟ آیا حتی اگر شیطان آنان را دعوت به عذاب آتش فروزان کند (باز هم تبعیت می کنند؟).

۴. شخصیت پرستی:

یکی از علل شیوع بت پرستی بین افراد، شخصیت پرستی است. یعنی برخی افراد چون انبیاء به موجب قداست و پاکی که دارند و یا موقعیت اجتماعی، مورد توجه قرار می گیرند و به مرور زمان به مقام ربوبی و واجب بالا برده می شوند.[۳۲]

آثار و پیامدهای شرک

۱. محروم شدن از معارف الهی:

یکی از اصول مهم این است که خداوند کسی را ابتدائا گمراه نمی کند و بی جهت لطف خود را از هیچ کس دریغ نمی کند، حتی از مشرک منصف. بنابراین اگر گفته شده خدا بعضی را گمراه می کند، مقصود کیفری است که در اثر لجاجت شرک و عناد، خود را از رحمت و هدایت خاص الهی محروم می کنند.

۲. تفرقه و جنگ:

توحید عامل وحدت و هماهنگی و شرک عامل تفرقه و پراکندگی است. شرک از آن جهت که ناشی از هواپرستی است و هواپرستی همواره تابع شهوت و غضب است، هرگز نمی تواند عامل وحدت و همدلی باشد.[۳۳]

۳. ذلت و خواری:

خداوند در قرآن می فرماید: «لَا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُومًا مَخْذُولًا»؛[۳۴] هرگز معبود دیگری را با خدا قرار مده که نکوهیده و بی یار و یاور خواهی ماند. از این آیه استفاده می شود که شرک، مایه ضعف و ناتوانی و مذمت و نکوهش است؛ زیرا مشرکان با بت پرستی، عقل خویش را می کشند و به چیزهایی روی می آورند که عقل آن را توبیخ و ملامت می کند. در نتیجه خداوند بشر را به معبودش واگذار می کند و دست حمایت و عنایت را از سر او بر می دارد و در نتیجه خوار و ذلیل گردد.[۳۵]

۴. حبط اعمال:

حبط اعمال به معنی محو آثار است. چرا که شرط قبولی اعمال، اعتقاد به اصل توحید است و بدون آن هیچ عملی پذیرفته نیست. شرک آتش سوزانی است که شجره اعمال آدمی را می سوزاند که تمام محصول زندگی او را به آتش می کشد.[۳۶]

راه درمان شرک

۱. عبرت از گذشتگان:

توجه به سرگذشت مشرکینی که در گذشته بوده اند و عذابی که دچار شده اند و خواهند شد یکی از عواملی است که با توجه به آن انسان به حقیقت شرک پی می برد و توجه به عواقب آن انسان را به سمت خداوند متعال می کشاند. خداوند در قرآن می فرماید: «...إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ ۖ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ»؛[۳۷] هر کسی به خدا شرک آورد، قطعا خدا بهشت را بر او حرام ساخته و جایگاهش آتش است و برای ستمکاران یاورانی نیست.

۲. توجه به نعمت ها:

انسان باید به حالات گذشته خویش بنگرد و ببیند که چگونه خداوند عالم او را بوسیلۀ نور هستی از ظملت نیستی خارج ساخته و لباس زیبای وجود که ریشه همه موهبت هاست بر قامت او پوشانیده است. هنگامی که در رحم مادر هم بود و دست او از همه جا کوتاه بود، از لطف خداوند بی بهره نبود بلکه هر چه نیاز داشت در اختیارش بود و پس از گام نهادن در فضای این جهان نیز آنچه مایه حیات و بقای او بود، از شیر گرفته تا نوازش ها و محبت های او را برایش فراهم ساخت.[۳۸] خداوند متعال در سوره نحل این نعمت ها را از ابتدای به وجود آمدن انسان تا بهره مندی او از نعمات دیگر از جمله میوه ها و... بیان می کند. و در انتها می فرماید: این ها برای مردمی که تفکر می کنند نشانه ای است.[۳۹]

۳. توجه به ضعف خدایان دیگر:

توجه به این حقیقت که خدایان دیگری که آدمی جایگزین خداوند متعال می کند، هیچ کدام از خصوصیات الوهیت و ربوبیت خداوند را ندارند. حضرت یوسف علیه السلام در زندان به دو رفیق زندانی اش می فرماید: «يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ»؛[۴۰] ای دو رفیق زنداینم، آیا خدایان پراکنده بهترند یا خدای یگانه مقتدر؟.

۴. توجه به پشیمانی در قیامت:

خداوند در قرآن می فرماید: «وَإِذَا رَأَى الَّذِينَ أَشْرَكُوا شُرَكَاءَهُمْ قَالُوا رَبَّنَا هَٰؤُلَاءِ شُرَكَاؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُو مِنْ دُونِكَ...»؛[۴۱] و چون کسانی که شرک ورزیدند، شریکان خود را ببینند می گویند: پروردگارا، اینها بودند آن شریکانی که ما به جای تو می خواندیم.

پانویس

  1. راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ مفردات الفاظ القرآن، المکتبه المرتضویه لإحیاء الآثار الجعفریه، ص۲۶۶، ذیل ماده شرک.
  2. جوادی آملی، عبدالله؛ توحید در قرآن، قم، اسراء، ۱۳۸۳، چاپ اول، ص۵۷۱.
  3. سوره توبه، آیه ۳۰-۳۱.
  4. سوره یوسف، آیه ۱۰۶.
  5. سوره توحید، آیه ۳.
  6. مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، تهران، انتشارات اسلامیه، ۱۳۶۴، ج۳، ص۲۲۵.
  7. حکیمی، محمدرضا؛ الحیاة، تهران، دائرة الطباعه والنشر تحت اشراف جامعه مدرسین قم، ۱۳۶۰، ج۱، ص۲۲۵.
  8. مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، تهران، صدرا، ۱۳۸۷، ج۲، ص۱۲۳.
  9. سوره مائده، آیه ۷۳.
  10. جوادی آملی، عبدالله؛ پیشین، ص۵۷۹.
  11. مصباح یزدی، محمدتقی؛ آموزش عقاید، تهران، شرکت چاپ و نشر بین الملل، ۱۳۸۶، ص۱۲۸.
  12. جوادی آملی، عبدالله؛ پیشین، ص۵۸۰.
  13. نراقی، ملا احمد؛ معراج السعاده، قم، موسسه فرهنگی انتشاراتی طوبای محبت، ۱۳۸۵، ص۹۰.
  14. طالقانی، مولی نظرعلی؛ کاشف الاسرار، تهران، موسسه خدمات فرهنگی رسا، ۱۳۷۳، ص۴۶۳.
  15. الكافى، ج2، ص292.
  16. جوادی آملی، عبدالله؛ پیشین، ص۵۸۳؛ طالقانی، مولی نظرعلی، پیشین، ص۴۶۳.
  17. کلینی رازی، الاصول من کافی؛ تحقیق، غفاری، علی اکبر، بیروت، دارالصعب و دارالتعارف، چاپ چهارم، ۱۴۰۱ق، ج۲، ص۳۸۹.
  18. سوره بقره، آیه ۷۸.
  19. سوره نمل، آیه ۱۴.
  20. سوره نمل، آیه ۴۰.
  21. راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ پیشین، ص۴۶۸،ذیل ماده لحد.
  22. جوادی آملی، عبدالله؛ پیشین، ص۵۷۴.
  23. سوره منافقون، آیه۱.
  24. سوره منافقون، آیه۶.
  25. سوره نساء، آیه۱۴۰.
  26. سیاح، احمد؛ فرهنگ بزرگ جامع نوین، تهران، انتشارات اسلامی، ۱۳۷۸، ج۱، ص۶۳۱.
  27. ری شهری، محمد؛ پیشین، ج۴، ص۲۸.
  28. روحانی، سید محمدکاظم؛ شفاعت و توسل، قم، دفتر نشر معارف، چاپ سوم، ۱۳۸۴، ص۴۹.
  29. سید کریمی، سید عباس، شرک و بت پرستی در قرآن؛ قم، کوثر ادب، ۱۳۸۵، ص ۲۲۱-۲۲۴.
  30. سوره انعام، آیه ۵۶.
  31. سوره لقمان، آیه۲۱.
  32. جوادی آملی، عبدالله، پیشین؛ ص ۶۵۸.
  33. جوادی آملی، عبدالله، پیشین؛ ص۶۸۵.
  34. سوره اسراء، آیه ۲۲.
  35. شریعتی سبزواری، محمدباقر؛ توحید و شرک و ریا، مجله با معارف اسلامی آشنا شویم، شماره ۵۳، ص ۶۴.
  36. مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۳۶۷، ج۱۹، ص ۵۲۷.
  37. سوره مائده، آیه۷۲.
  38. نراقی، ملا احمد؛ پیشین، ص۲۷۰.
  39. سوره نحل، آیات ۶۶ به بعد.
  40. سوره یوسف، آیه۳۹.
  41. سوره نحل، آیه۸۶.

منابع


قرآن
متن و ترجمه قرآن
اوصاف قرآن (اسامی و صفات قرآن، اعجاز قرآن، عدم تحریف در قرآن)
اجزاء قرآن آیه، سوره، جزء، حزب، حروف مقطعه
ترجمه و تفسیر قرآن تاریخ تفسیر، روشهای تفسیری قرآن، سیاق آیات، اسرائیلیات، تاویل، فهرست تفاسیر شیعه، فهرست تفاسیر اهل سنت، ترجمه های قرآن
علوم قرآنی تاریخ قرآن: نزول قرآن، جمع قرآن، شان نزول، کاتبان وحی، قراء سبعه
دلالت الفاظ قرآن: عام و خاص، مجمل و مبین، مطلق و مقید، محکم و متشابه، مفهوم و منطوق، نص و ظاهر، ناسخ و منسوخ
تلاوت قرآن تجوید، آداب قرائت قرآن، تدبر در قرآن
رده ها: سوره های قرآن * آیات قرآن * واژگان قرآنی * شخصیت های قرآنی * قصه های قرآنی * علوم قرآنی * معارف قرآن
مسابقه از خطبه ۱۳۳ و ۱۳۳ و ۱۶۷ نهج البلاغه