شاگردان امام کاظم عليه السلام

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

اصحاب و یاران برجسته امام کاظم (علیه‌السلام) تداوم امامت را برای رهبری جامعه، اصل مسلم اسلامی دانسته و در برابر امواج انحرافی که خلفای خلافکار و فرقه‌های انحرافی گوناگون پدید می‌آوردند، استقامت کردند. در ادامه، تعدادی از شاگردان و راویان امام کاظم -که برخی از آنها در زمرۀ اصحاب اجماع هستند- به اجمال معرفی می‌شوند.

اصحاب مشهور امام کاظم علیه‌السلام

یونس بن عبدالرحمن

یونس بن عبدالرحمن در اعتقاد به امامت حضرت موسی بن جعفر علیه‌السلام چنان روشن بین و استوار بود که کوچکترین نرمش و یا لغزشی را در مقابل منحرفان روا نمی شمرد و در برخورد با فرقه هایی چون واقفیه، موضع قاطعی داشت.

حضرت امام رضا علیه‌السلام او را «سلمان» زمان خود دانسته است و عموم علمای شیعه، تقوا و پاکی وی را ستوده و مقام علمی و فقهی وی را تصدیق کرده و روایاتش را بدون هیچ گونه شبهه ای پذیرفته اند. او روزگار خود را غالباً با تالیف کتاب می گذراند و سی کتاب در زمینه های گوناگون علوم اسلامی نوشته است.[۱]

محمد بن ابی‌عمیر

محمد بن ابی عمیر در میان شیعیان و اهل تسنن از چهره های محبوب و عابد و پارسا محسوب می شود.[۲] او روایاتی از امام هفتم نقل کرده که در آنها امام را با کنیه ابااحمد مخاطب قرار داده است.[۳]

وی ۹۴ جلد کتاب در مباحث مختلف علمی، دینی و فقهی به رشته تحریر درآورد و مجموعه روایاتی که نقل کرده به ۶۵۴ حدیث می رسد. طی چهار سالی که در زندان بود، نگاشته های وی از بین رفت و بعدها با تکیه بر حافظه و آن چه به راویان دیگر انتقال داده بود، روایت می کرد. سرانجام محمد بن ابی عمیر مورد خشم دستگاه خلافت عباسی قرار گرفت; زیرا هارون اعتقاد داشت اسرار فعالیت سیاسی و مبارزات مخفی شیعیان و اسناد ارتباط آنان با پیشوای هفتم در اختیار اوست.

ابوعمرو کشی به نقل از فضل ابن شاذان گفته است: «درباره ابن ابی عمیر نزد خلیفه سعایت شد، او را دستگیر کرده و از وی خواستند نام شیعیان و کسانی که با موسی بن جعفر علیهماالسلام در ارتباط هستند به دستگاه خلافت تحویل دهد، وی امتناع کرد و از افشای نام رابطین با امام اجتناب نمود. دژخیمان او را در میان دو چوب قرار دادند و برای اقرار گرفتن از او صدتازیانه بر بدنش زدند و چون از مقاومت دلیرانه اش خسته شده و به خشم آمدند بیش از صدهزار درهم وی را جریمه کرده و تمام اموالش را مصادره کردند.»[۴]

محمد بن مفضل بن عمر

محمد بن مفضل فرزند مفضل بن عمر جعفی است، که امام صادق علیه‌السلام «توحید مفضل» را به وی املاء فرمود. محمد بن مفضل را باب امام کاظم علیه‌السلام نامیده اند; او رابط میان مردم و حضرت بود.

محمد بن علی بن نعمان

ابوجعفر محمد بن علی بن نعمان معروف به مؤمن الطاق بود؛ چون مغازه اش در کوفه زیر طاقی قرار گرفته بود. از بزرگان اصحاب امام ششم و امام هفتم است. وی توان آن را داشت که با هر مخالفی بحث کند و بر وی غالب گردد.[۵]

حسن بن محبوب

حسن بن محبوب از راویان بزرگ است که فقهای شیعه در صحت احادیث او اجماع دارند و خودش را توثیق کرده اند. او نزد امام هفتم و امام هشتم از احترام زیادی برخوردار بود و از ارکان عصر خویش به شمار می رفت. شیعیان اهل بیت از اطراف و اکناف دنیای اسلام به نزدش رفته و از فضل و دانش وی خصوصاً در فقه بهره می گرفتند. تألیفات و تصنیفات وی را شیخ طوسی در فهرست خویش ذکر نموده است.

ابوعبدالله بن یحیی کاهلی اسدی

از اصحاب امام کاظم علیه‌ السلام است که نزد آن حضرت محترم بود و علمای رجال او را با منزلت و فضل می دانند. حضرت موسی بن جعفر خطاب به علی بن یقطین که در دستگاه هارون نفوذ سیاسی داشت، فرمود: از کاهلی اسدی و خاندانش صیانت کن، من بهشت را برایت ضمانت می کنم. ابن یقطین هم قبول کرد و زندگی او و خاندانش را تأمین می کرد.[۶]

ابان بن عثمان بجلی

ابان بن عثمان اهل کوفه بود و گاهی هم در بصره سکونت داشت. شیخ طوسی وی را از موالیان بجیله می داند. گروهی از بصریان هم چون ابوعبیده از وی حدیث نقل کرده اند. ابان با حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام ارتباط داشته و در کتابهایش از آن حضرت روایاتی نقل کرده است.[۷]

عبدالله بن جندب

عبدالله بن جندب بجلی و کوفی است. او منزلتی بلند نزد امام هفتم داشت و وکیل آن حضرت به شمار می رفت. امام رضا سوگند یاد کرد که عبدالله بن جندب مورد رضایت خدا و رسول الله صلی الله علیه وآله و از مُخبتین است.[۸]

هشام بن حکم

هشام بن حکم پرورش یافته مکتب امام صادق علیه‌ السلام بود. او به خاطر دشمنی با بنی عباس سال ها مخفیانه زندگی می کرد و امام ششم او را نگهبان و گواهی دهنده بر راستی خویش می دانست. بارها از سوی امام کاظم علیه‌ السلام برای انجام کارهای شخصی یا عمومی به عنوان وکیل تعیین شد. هارون که در پی فرصتی بود تا هشام را به قتل برساند، جلسه ای با حضور دانشمندان وابسته در منزل یحیی برمکی ترتیب داد و خود از پشت پرده به نظاره نشست، هشام با همه فراست و شجاعت، به آن چه اعتقاد داشت اعتراف کرد و از آن جلسه گریخت و از بغداد به کوفه رفت و در منزل بشیر که از شیعیان معروف بود وارد گردید. او دانشمندی برجسته، متکلمی بزرگ و دارای بیانی شیرین و رسا بود.[۹]

صالح بن واقدی

وی گوید: خدمت امام موسی کاظم علیه ‌السلام رسیدم، حضرت فرمود: هارون تو را زندانی می کند و درباره من از تو می پرسد، بگو او را نمی شناسم و آن گاه که به زندان افتادی تو را آزاد می کنم. و همین گونه هم شد. او با کمک امام به طرز شگفت انگیزی از زندان به مازندران (طبرستان) رفت. صالح بن واقدی می گوید: چون به دیار خویش برگشتم، به خدا سوگند نه کسی از من خبر گرفت و نه از زندانی بودنم کسی جویا شد.[۱۰] او به برکت کرامت امام از چنین دسیسه ای رهایی یافت و توانست مدت ها در طبرستان به دفاع از حریم ولایت بپردازد.

صفوان بن یحیی

زمانی که صفوان بن یحیی به رشد عقلی رسید و علوم عقلی را از پدر خویش فراگرفت، در حوزه درس امام کاظم علیه‌السلام حاضر شده و از بیانات امام بهر مند گشت. او از فقیهان، محدثان و متکلمان کم نظیر است. علاوه بر مقام شامخ علمی، جایگاه والایی در زهد، تقوا و عبادت داشت. صفوان را یکی از وکیلان و نایبان خاص امام دانسته اند و می گویند او ضمن جمع آوری وجوهات شرعی، ماموریت خطیر نشر روایات اهل بیت و هدایت شیعیان و مبارزه با خطوط انحرافی و التقاطی آن عصر را برعهده داشت.[۱۱]

علی بن یقطین

علی بن یقطین از دوستان و علاقه مندان امام موسی علیه ‌السلام بود، در دستگاه هارون به مقام وزارت رسید. چندین مرتبه خواست از این مقام استعفا بدهد، ولی حضرت کاظم مخالفت کرد. وی برای ارتباط با امام و کمک به شیعیان و حمایت از محبان آل عترت که در فقر بسر می بردند، از ماموران مخفی استفاده می کرد. اسماعیل بن سلان و فلان بن حمید از آن جمله اند که ابن یقطین آنان را احضار کرد و گفت دو مرکب سواری تدارک دیده و از طریقی غیر از راه معمول بروید تا به امام هفتم برسید و نامه و مبالغی که می دهم تحویل آن حضرت دهید به نحوی که کسی متوجه نشود.[۱۲]

محمد بن اسماعيل بن بزیع

محمد بن اسماعيل بن بزيع از اعیان و رجال شیعه و شاگردان امام کاظم علیه ‌السلام است. طبق دستور امام در تشکیلات بنی عباس شغل مهمی داشت و از مشاورین خاص دستگاه خلافت به شمار می رفت. امور تعدادی از شیعیان جهان اسلام توسط وی اصلاح گشت. او به نیازمندان پناه می داد و عاشقان اهل بیت را از گرفتاری می رهانید.[۱۳]

یعقوب بن داود

مردی باایمان، پاک سرشت و نیکوکار بود. به دلیل برخورداری از شهامت و روحیه مبارزاتی به اتفاق برادرانش در قیام ابراهیم بن عبدالله بن حسن شرکت کرد و به همین دلیل دستگیر و زندانی گردید و تا آخر خلافت منصور عباسی در حبس به سر برد. با روی کار آمدن مهدی عباسی آزاد شد. این بار یعقوب تلاش های خود را در حمایت از خاندان اهل بیت و توسعه اقتدار شیعیان به صورت نفوذ در دستگاه حکومت و قبضه کردن پنهانی قدرت ادامه داد و سرانجام به پست وزارت رسید. به این ترتیب توانست بسیاری از مناصب مهم تحت قلمرو خلافت اسلامی را به علویان و سادات و برخی شیعیان تفویض کند. این وضع دشمنان را نزد خلیفه عباسی به سعایت و مذمت از وی واداشت و مهدی عباسی را به این موضوع تهدید کردند که سراسر کشور اسلامی در دست یعقوب و شیعیان است و با انقلابی سریع می تواند بساط حکومت تو را سرنگون کنند. تبلیغات زهرآگین دشمنان کار خود را کرد و موجب برکناری یعقوب و زندانی شدن او گردید.[۱۴]

صفوان بن مهران

صفوان بن مهران معروف به «صفوان جمّال»، از راویان موثق شیعه در قرن دوم هجری و از اصحاب امام صادق و امام کاظم (علیهماالسلام) بود. نام صفوان در اسناد احادیث متعدد ذکر شده و او «زیارت اربعین» و «زیارت وارث» را روایت کرده است. از جمله روایات معروف صفوان، روایت تصریح امام صادق (علیه‌السلام) بر امامت امام کاظم (علیه‌السلام) است که صفوان بن مهران آن‌را نقل کرده و از راویان این حدیث به شمار می‌رود.[۱۵] وی از اولین کسانی است که قبر شریف امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) را مرمت و بازسازی نمود.

عبداللّه بن مغیره بجلی کوفی

عبدالله بن مغیره از محدثان و فقیهان نامدار شیعه در قرن دوم هجری و از یاران و راویان موثق امام کاظم و امام رضا علیهماالسلام است. ابوعمرو کشّی، عبدالله بن مغیره را از اصحاب اجماع شمرده است.[۱۶] شیخ عباس قمی نیز در مورد او می گوید: عبدالله بن مغیره از فقهاى اصحاب است، و احدى عدیل او نمى‌شود از جهت جلالت و دین و ورع، و روایت کرده از ابوالحسن موسى علیه‌السلام. تعداد روایات عبدالله بن مغیره در کتب اربعه، که از امام کاظم و امام رضا علیهماالسلام و یاران آنها نقل کرده، به بیش از ۵۲۰ مورد می رسد. او از جمله اصحاب اجماع بوده و صاحب تألیفات متعددی مانند «کتاب الصلاة» و «کتاب الفرائض» است.

احمد بن محمد بن ابى‌نصر بزنطى

احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی (م، ۲۲۱ ق)، فقیه و راوی موثق شیعه در قرن سوم هجری و از یاران امام کاظم و امام رضا و امام جواد (علیهم‌السلام) است. شیخ کشّی او را در شمار شش فقیه مهم از اصحاب امام کاظم و امام رضا علیهماالسلام، نام برده و این شش تن طبقه سوم اصحاب اجماع را تشکیل می دهند. بر وثاقت، فقاهت و پذیرش روایات بزنطی میان رجالیون اتّفاق نظر وجود دارد.

پانویس

  1. جامع الرواة; محمد بن علی اردبیلی، ج ۲، ص ۳۵۶-۳۵۷؛ الکنی و الالقاب، محدث قمی.
  2. فهرست شیخ طوسی، ص ۲۶۵.
  3. معجم رجال حدیث، ج ۱۴، ص ۳۰۱.
  4. این واقعیت در رجال نجاشی، ص ۲۲۹ و رجال کشی، ص ۵۹۱ آمده است.
  5. رجال کشی، ص ۱۸۶.
  6. راویان امام رضا علیه ‌السلام در مسندالرضا، ص ۳۶۱.
  7. همان، ص ۱۵.
  8. منتهی الامال، ج ۲، ص ۲۷۶.
  9. رجال نجاشی، ص ۳۰۵ و رجال کشی، ص ۲۶۹.
  10. بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۶۷.
  11. در مورد وی بنگرید به کتاب صفوان بن یحیی، شکوه ایمان، محمد اصغری‌نژاد.
  12. بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۳۵.
  13. رجال نجاشی، ص ۲۵۵.
  14. پیشوای آزاده; مهدی پیشوایی، ص ۵۵.
  15. شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۱۶.
  16. رجال کشّی، ص ۵۵۶.

منابع

  • "پاسداران ولایت در عصر امام کاظم(ع)"، غلامرضا گلی‌زواره، کوثر، شماره ۹، آذر ۱۳۷۶.
مسابقه از خطبه ۱۳۳ و ۱۳۳ و ۱۶۷ نهج البلاغه