مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

مبعث حضرت محمد صلی الله علیه و آله: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (منابع)
 
(۲۵ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
مبعث حضرت محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب صلی الله علیه و آله مهمترین روز تاریخ بشریت است. در این روز برترین و آخرين پيامبر الهي براي هدايت بشر و راهنمايي دايمي انسان‌ها از سوي پروردگار سبحان برانگيخته شد. بعثت آن حضرت در 27 [[رجب]] سال چهلم عام الفيل (مطابق با سال 610 ميلادي) در چهل سالگي واقع شد.
+
{{خوب}}
 +
'''«مبعث»''' [[پیامبر اسلام|حضرت محمد]] (صلی الله علیه وآله)، روزی است که آن حضرت از سوی [[الله|خدا]] - به عنوان آخرین پیامبر الهی - برای هدایت و راهنمایی همیشگی انسان‌ها برانگیخته شد. مطابق با نظر [[شیعه]]، بعثت پیامبر [[اسلام]] در [[27 رجب|۲۷ رجب]] سال چهلم [[عام الفیل|عام الفیل]] و در چهل سالگی ایشان واقع شد. عید مبعث از اعیاد بزرگ مسلمانان به شمار می‌رود.
 +
{{تقویم|روز= 27 رجب|سال= ۴۰ [[عام الفیل]]}}
 +
==مفهوم مبعث==
 +
«مَبعَث» اسم زمان از ریشه «بَعْث» است، و بعث در لغت به معنای برانگیختن و روانه کردن چیزى است.<ref>مفردات الفاظ قرآن، راغب اصفهانی، ج ۱، ص ۱۳۲</ref> بِعْثَت‌ در فرهنگ‌ [[اسلام|اسلامى‌]] عموما به‌ معنای‌ برانگیختن‌ و برگزیدن‌ [[پیامبران|پیامبران‌]] از سوی [[الله|خداوند]] برای‌ هدایت‌ مردم‌ است که‌ آغاز [[نبوت|رسالت‌]] هر پیامبر می باشد.<ref>[http://islampedia.ir/fa/1389/11/%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%B9%D8%AB%D8%AA/ اسلام پدیا، مفهوم شناسی بعثت]</ref>
  
== تاریخ بعثت پیامبر اکرم(ص) ==
+
==تاریخ بعثت پیامبر اکرم==
  
به روایت اهل سنت آن حضرت صلی الله علیه و سلم روز دوشنبه هفدهم یا هجدهم یا نوزدهم ماه مبارک [[رمضان]]، به پیامبری مبعوث گردیده اند. اما اجماع شیعه بر آن است که مبعث آن حضرت در روز بيست و هفتم ماه [[رجب]] صورت گرفت. روایات دال بر این مطلب در منابع شیعه بسیار است از آن جمله  مرحوم [[كلينى]] با سند خود از [[امام صادق علیه السلام]] روايت كرده است كه فرمود: «روزه بيست و هفتم رجب را فراموش نكن، زيرا آن روزى است كه محمد به نبوّت گماشته شده است.» [[شيخ صدوق]] و [[شیخ طوسى]] هم این را روايت كرده ‌اند. و نیز روایات دیگری که دال بر این موضوع است از سایر ائمه یا صحابیان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است.<ref>  تاريخ تحقيقى اسلام( موسوعة التاريخ الاسلامى )، ج‌1، ص: 315 </ref>
+
به روایت [[اهل سنت]]، [[پیامبر اسلام|حضرت محمد]] صلی الله علیه و آله در روز دوشنبه هفدهم یا هجدهم یا نوزدهم ماه مبارک [[رمضان]]، به پیامبری مبعوث گردید.  
  
 +
اما [[اجماع]] عالمان [[شیعه]] بر آن است که مبعث آن حضرت در روز [[27 رجب|بیست و هفتم ماه رجب]] سال چهلم [[عام الفیل|عام الفیل]] (مطابق با سال ۶۱۰ میلادی) صورت گرفت. روایات دال بر این مطلب در منابع شیعه بسیار است؛ از جمله [[شیخ کلینی]] با [[سند حدیث|سند]] خود از [[امام صادق علیه السلام|امام صادق]] علیه السلام روایت کرده است که فرمود: «[[روزه]] بیست و هفتم رجب را فراموش نکن، زیرا آن روزى است که محمد (صلی الله علیه وآله) به [[نبوت|نبوّت]] گماشته شد.»
  
مطابق روایت فریقین آن حضرت به هنگام بعثت چهل ساله بود.
+
[[شیخ صدوق]] و [[شیخ طوسى]] هم این روایت را ذکر کرده ‌اند. و نیز روایات دیگری که دال بر این موضوع است از سایر [[ائمه اطهار|ائمه]] یا [[صحابی|صحابیان]] پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است.<ref>  تاریخ تحقیقى اسلام (موسوعة التاریخ الاسلامى)، ج‌۱، ص ۳۱۵ </ref>
  
==چگونگی بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله==
+
بر اساس روایات فریقین، آن حضرت به هنگام بعثت، چهل ساله بوده است.
آن حضرت در حالي كه در [[غار حرا]] در حوالي [[مكه]] معظمه به [[عبادت]] و نيايش مي‌پرداخت، [[جبرئيل]] امين بر وي نازل شد و بر وي آياتي از [[قرآن]] مجيد را به عنوان طليعه و آغاز كتاب هدايت و سعادت بخواند و وي را به كسوت نبوت مفتخر ساخت. نخستين آياتي كه بر آن حضرت فرود آمد، آيه‌هاي سوره 96 قرآن مجيد يعني [[سوره علق]] بود<ref> فرازهايي از تاريخ پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله، ص 93؛ تاريخ ابن خلدون، ج 1، ص 385.</ref>
 
  
روايت شده است كه امام حسن عسكرى عليه السّلام كه در حال توصيف بعثت نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله بود، فرمود: «... تا اين كه به چهل سالگى رسيد، و خداوند قلب كريمش را بهترين و والاترين و خاشع‌ترين و مطيع‌ترين قلب‌ها يافت. پس به درهاى آسمان اجازه داد و آنها بازشدند و به ملائكه اجازه داد و آنها نازل شدند و در اين حال محمد صلّى اللّه عليه و آله به آنها مى‌نگريست. پس رحمت از طرف عرش بر وى نازل شد و او به روح الامين، جبرئيل- طاووس ملائكه- نگاه مى‌كرد، جبرئيل نزد او فرود آمد و دستش را گرفت و تكان داد و گفت: اى محمد! بخوان، محمد فرمود: چه چيزى را بخوانم؟ گفت: اى محمد!{{قرآن در قاب|اِقْرَاْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذي خَلَقَ * خَلَقَ الْاِنسانَ مِنْ عَلَقَ * اِقْرَا وَ رَبُّكَ الْاَكْرَمُ * اَلَّذي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ...».|سوره=96|آیه=1تا3}}
+
==چگونگی بعثت پیامبر اکرم==
(قرآن را) به نام پروردگارت- كه هستى را آفريد- بخوان همو كه انسان را از خون بسته آفريد. بخوان كه پروردگارت از همه ارجمندتر است. همو كه با قلم تعليم داد و آن چه را كه انسان نمى‌دانست به او آموخت.
+
مطابق با آنچه در منابع آمده است، در حالی که [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] صلی الله علیه و آله در [[غار حِرا|غار حرا]] (کوه نور) در حوالی [[مکه]] معظمه به [[عبادت]] و نیایش می‌پرداخت، [[جبرئیل]] بر وی نازل شد و بر وی [[آیه|آیاتی]] از [[قرآن|قرآن مجید]] را به عنوان طلیعه [[نبوت]] نازل نمود. نخستین آیاتی که بر آن حضرت فرود آمد، آیه‌های نخستین [[سوره علق]] بود.<ref> فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، ص ۹۳؛ تاریخ ابن خلدون، ج ۱، ص ۳۸۵.</ref>
 +
[[پرونده:حرا.jpg|بندانگشتی|[[غار حرا]] در جبل النور ]]
 +
[[امام حسن عسکری علیه السلام|امام حسن عسکرى]] علیه السّلام در توصیف بعثت نبى اکرم صلّى اللّه علیه و آله، می فرماید: «... تا این که به چهل سالگى رسید، و [[الله|خداوند]] قلب کریمش را بهترین و والاترین و خاشع‌ترین و مطیع‌ترین قلب‌ها یافت. پس به درهاى آسمان اجازه داد و آنها بازشدند و به [[ملائکه]] اجازه داد و آنها نازل شدند و در این حال محمد صلّى اللّه علیه و آله به آنها مى‌نگریست. پس رحمت از طرف [[عرش]] بر وى نازل شد و او به [[جبرئیل|روح الامین]] (جبرئیل) نگاه مى‌کرد، جبرئیل نزد او فرود آمد و دستش را گرفت و تکان داد و گفت: اى محمد! بخوان، محمد فرمود: چه چیزى را بخوانم؟ گفت: اى محمد! {{متن قرآن|«اِقْرَاْ بِاسْمِ رَبِّک الَّذی خَلَقَ * خَلَقَ الْاِنسانَ مِنْ عَلَقَ * اِقْرَا وَ رَبُّک الْاَکرَمُ * اَلَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ...».|سوره=۹۶|آیه=۱تا۳}}
 +
(قرآن را) به نام پروردگارت -که هستى را آفرید- بخوان، همو که انسان را از خون بسته آفرید. بخوان که پروردگارت از همه ارجمندتر است. همو که با قلم تعلیم داد و آن چه را که انسان نمى‌دانست به او آموخت.  
  
سپس آنچه را كه مى‌بايست بر او نازل كرد و خودش به سوى پروردگارش بالا رفت.
+
سپس آنچه را که مى‌بایست بر او نازل کرد و خودش به سوى پروردگارش بالا رفت. محمد صلّى اللّه علیه و آله از کوه پایین آمد در حالى که عظمت خداوند و جلالت ابّهت الهى او را مدهوش خود کرده بود و به تب و لرز دچار شده بود. چیزى که اضطرابش را بیشتر مى‌کرد، این بود که مى‌ترسید، [[قریش|قریشیان]] او را تکذیب کرده و او را به دیوانگى نسبت دهند، در حالى که او عاقل‌ترین مردم و گرامى‌ترین آنان بود و مبغوض‌ترین چیزها در نظر او شیاطین و اعمال دیوانگان بود؛ بنابراین، خداوند اراده کرد که قلبش را مملوّ از شجاعت نماید و به او فراخى دل عنایت فرماید. براى همین از کنار هر سنگ و درختى که رد مى‌شد، مى‌شنید که مى‌گفتند: «السّلام علیک یا رسول اللّه».<ref> تاریخ تحقیقى اسلام (موسوعة التاریخ الاسلامى)، ج‌۱، ص ۳۱۶، به نقل از بحارالانوار، ج ۱۸، ص ۲۰۶ </ref>
  
محمد صلّى اللّه عليه و آله از كوه پايين آمد در حالى كه عظمت خداوند و جلالت ابّهت الهى او را مدهوش خود كرده بود و به تب و لرز دچار شده بود. چيزى كه اضطرابش را بيشتر مى‌كرد، اين بود كه مى‌ترسيد، قريشيان او را تكذيب كرده و او را به ديوانگى نسبت دهند، در حالى كه او عاقل‌ترين مردم و گرامى‌ترين آنان بود و مبغوض‌ترين چيزها در نظر او شياطين و اعمال ديوانگان بود؛ بنابراين، خداوند اراده كرد كه قلبش را مملوّ را شجاعت نمايد و به او فراخى دل عنايت فرمايد. براى همين از كنار هر سنگ و درختى كه ردّ مى‌شد، مى‌شنيد كه مى‌گفتند:
+
به روایتی، همین که پیامبر وارد خانه شد از نور چهره مبارکش خانه [[خدیجه کبری|خدیجه کبری]] علیها السلام منور شد و آن بانوی پرهیزکار پرسید: ای محمد! این چه نوری است که در تو مشاهده می‌کنم؟ حضرت فرمود: این نور پیامبری است، بگو: لا إله الا الله، محمد رسول الله. خدیجه گفت: شهادت می‌دهم که خدایی جز خداوند یکتا نیست و تو رسول و پیامبر خدایی. بدین گونه خدیجه نخستین کسی بود که به همسرش حضرت محمد صلی الله علیه و آله [[ایمان|ایمان]] آورد.<ref> منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، ج ۱، ص ۴۷.</ref>
  
«السّلام عليك يا رسول اللّه» . <ref> تاريخ تحقيقى اسلام( موسوعة التاريخ الاسلامى )، ج‌1، ص: 316، به نقل از بحار الانوار، ج 18، ص 206 </ref>
+
از میان مردان نیز [[امام علی علیه السلام|امام علی بن ابی‌طالب]] علیه‌السلام، به محض دیدن چهره نورانی پیامبر صلی الله علیه و آله به وی ایمان آورد و شهادتین را بر زبان جاری کرد. از آن پس پیامبر صلی الله علیه و آله در کنار خانه خدا [[نماز]] می‌گذارد و خدیجه علیها السلام و علی علیه‌السلام بر او اقتدا می‌کردند و نماز می‌خواندند.<ref> فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، ص ۹۵.</ref> این سه نفر، با جان و مال و هستی خویش [[اسلام]] را پرورانده و فراگیر نمودند.
  
به روايتي، [[جبرئيل]] امين با هفتاد هزار فرشته و [[ميكائيل]] با هفتاد هزار فرشته فرود آمدند و براي آن حضرت، كرسي عزت و كرامت آوردند و تاج نبوت و رسالت را بر سر آن بزرگوار گذاشتند و لواي حمد را به دستش داده و گفتند بر فراز اين كرسي برو و خدايت را سپاس گو. به روايت ديگر آن كرسي از ياقوت سرخ و پايه‌اي از آن از زبرجد و پايه‌اي از مرواريد بود و چون [[فرشتگان]] به سوي آسمان صعود كردند، آن حضرت از [[كوه حرا]] پايين آمد و انوار جلال او را فراگرفته بود، به طوري كه كسي توان نظر كردن به چهره مباركش را نداشت و بر هر درخت گياه و سنگي كه مي‌گذشت، وي را [[سجده]] مي‌كردند و با زبان فصيح مي‌گفتند: السلام عليك يا نبي الله، السلام عليك يا رسول الله.
+
==اهداف و ثمرات بعثت پیامبر==
 +
در [[قرآن مجید]] و روایات اسلامى به ویژه در [[نهج البلاغه]]، درباره اهداف و ثمرات بعثت [[پیامبر اسلام]] (صلى الله علیه وآله) سخنان بسیارى وجود دارد که بخشی از آن در اینجا ذکر می شود:
  
همين كه وارد خانه شد از نور چهره مباركش خانه خديجه كبري سلام الله علیها منور شد و آن بانوي پرهيزكار پرسيد: اي محمد! اين چه نوري است كه در تو مشاهده مي‌كنم؟ حضرت فرمود: اين نور پيامبري است، بگو: لا اله الله، محمد رسول الله. خديجه گفت: من سال‌هاست كه پيامبري تو را مي‌دانم و هم اكنون نيز شهادت مي‌دهم كه خدايي جز خداوند يكتا نيست و تو رسول و پيامبر خدايي. بدين گونه خديجه نخستين كسي بود كه به همسرش حضرت محمد صلی الله علیه و آله ايمان آورد.<ref> منتهي الآمال، ج ص 47.</ref>
+
* قرآن کریم: {{متن قرآن|«یا أیهَا النَّبِی إنّا أرسَلناک شاهِداً و مُبَشِّراً و نَذیراً و داعِیاً إلَی اللَّهِ بِإذنِهِ و سِراجاً مُنیراً»}}؛<ref>[[سوره احزاب]]، ۴۶-۴۵.</ref> ای پیامبر، ما تو را گواه و نوید دهنده و هشدار دهنده فرستادیم که به فرمان خدا به سوی او دعوت کنی و چراغی روشنی بخش باشی.
 +
* [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] صلی الله علیه وآله: «إنَّما بُعِثتُ لاُِتَمِّمَ مَکارِمَ الأخلاقِ»؛ من مبعوث شدم تا بزرگواری‌های اخلاقی را کامل کنم.<ref>بحار الأنوار، ج ۱۶ ، ص ۲۱۰.</ref>
 +
* [[امام علی علیه السلام|امام علی]] علیه السلام: «إِلَى أَنْ بَعَثَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُحَمَّداً رَسُولَ اللَّهِ لِإِنْجَازِ عِدَتِهِ وَ إِتْمَامِ نُبُوَّتِهِ مَأْخُوذاً عَلَى النَّبِیینَ مِیثَاقُهُ، مَشْهُورَةً سِمَاتُهُ، کرِیماً مِیلَادُهُ، وَ أَهْلُ الْأَرْضِ یوْمَئِذٍ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَةٌ وَ أَهْوَاءٌ مُنْتَشِرَةٌ وَ طَرَائِقُ مُتَشَتِّتَةٌ، بَینَ مُشَبِّهٍ لِلَّهِ بِخَلْقِهِ أَوْ مُلْحِدٍ فِی اسْمِهِ أَوْ مُشِیرٍ إِلَى غَیرِهِ، فَهَدَاهُمْ بِهِ مِنَ الضَّلَالَةِ وَ أَنْقَذَهُمْ بِمَکانِهِ مِنَ الْجَهَالَةِ»؛<ref>خطبه ۱ نهج البلاغه.</ref> (این وضع همچنان ادامه داشت) تا این که خداوند سبحان محمّد رسول الله(صلى الله علیه وآله) را براى وفاى به عهد خویش و کامل کردن نبوّتش مبعوث کرد. این در حالى بود که از همه پیامبران، پیمان درباره او گرفته شده بود (که به او ایمان بیاورند و بشارت ظهورش را به پیروان خویش بدهند) و در حالى که نشانه هایش مشهود و میلادش ارزنده بود و در آن روز مردم زمین، داراى مذاهب پراکنده و افکار ضدّ و نقیض و راه ها و عقاید پراکنده بودند: گروهى خدا را به مخلوقاتش تشبیه مى کردند و گروهى نام او را بر بتها مى نهادند و بعضى به غیر او اشاره و دعوت مى نمودند، امّا خداوند آنها را به وسیله آن حضرت از گمراهى رهایى بخشید و با وجود پربرکتش، آنان را از جهالت نجات داد.
 +
* امام علی علیه السلام: «فَبَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداً (صلی الله علیه وآله) بِالْحَقِّ لِیخْرِجَ عِبَادَهُ مِنْ عِبَادَةِ الْأَوْثَانِ إِلَى عِبَادَتِهِ وَ مِنْ طَاعَةِ الشَّیطَانِ إِلَى طَاعَتِهِ، بِقُرْآنٍ قَدْ بَینَهُ وَ أَحْکمَهُ لِیعْلَمَ الْعِبَادُ رَبَّهُمْ إِذْ جَهِلُوهُ وَ لِیقِرُّوا بِهِ بَعْدَ إِذْ جَحَدُوهُ وَ لِیثْبِتُوهُ بَعْدَ إِذْ أَنْکرُوهُ. فَتَجَلَّى لَهُمْ سُبْحَانَهُ فِی کتَابِهِ مِنْ غَیرِ أَنْ یکونُوا رَأَوْهُ بِمَا أَرَاهُمْ مِنْ قُدْرَتِهِ وَ خَوَّفَهُمْ مِنْ سَطْوَتِهِ، وَ کیفَ مَحَقَ مَنْ مَحَقَ بِالْمَثُلَاتِ وَ احْتَصَدَ مَنِ احْتَصَدَ بِالنَّقِمَاتِ»؛<ref>خطبه ۱۴۷ نهج البلاغه.</ref> خداوند محمّد (صلى الله علیه وآله) را به حق مبعوث کرد تا بندگانش را از پرستش بتها به عبادت خویش دعوت کند، و از عبادت شیطان، به عبادت خود فراخواند (این دعوت الهى) به وسیله قرآنى انجام شد که آن را با بیانى روشن تبیین، و استوار کرده است، تا بندگان، پروردگار خویش را بشناسند، بعد از آن که او را نمى شناختند، و به او اقرار خداوند سبحان در کتاب خویش بر بندگان تجلّى کرد و آشکار شد، بى آن که او را ببینند، بلکه این تجلى به وسیله آیات قدرتش بود که به آنان نشان داد و بندگان را از سطوت و غضب خویش بر حذر داشت، و چگونگى نابودى اقوام طغیان گر و درو شدنشان به وسیله عقوبتها و کیفرها را به آنها ارائه کرد.
 +
* امام علی علیه السلام: «إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً نَذِیراً لِلْعَالَمِینَ وَ أَمِیناً عَلَى التَّنْزِیلِ وَ أَنْتُمْ مَعْشَرَ الْعَرَبِ عَلَى شَرِّ دِینٍ وَ فِی شَرِّ دَارٍ، مُنِیخُونَ بَینَ حِجَارَةٍ خُشْنٍ وَ حَیاتٍ صُمٍّ تَشْرَبُونَ الْکدِرَ وَ تَأْکلُونَ الْجَشِبَ وَ تَسْفِکونَ دِمَاءَکمْ وَ تَقْطَعُونَ أَرْحَامَکمْ، الْأَصْنَامُ فِیکمْ مَنْصُوبَةٌ وَ الْآثَامُ بِکمْ مَعْصُوبَةٌ»؛<ref>خطبه ۲۶ نهج البلاغه.</ref> خداوند، محمد(صلى الله علیه وآله)، را به رسالت مبعوث کرد، تا جهانیان را بیم دهد و امین آیات او باشد در حالى که شما جمعیت عرب، بدترین آئین را داشتید و در بدترین سرزمین ها و در میان سنگ هاى خشن و مارهاى فاقد شنوایى (که از هیچ چیز نمى ترسیدند و خطرشان بسیار زیاد بود) زندگى مى کردید و آب هاى آلوده مى نوشیدید و غذاهاى بسیار ناگوار مى خوردید و پیوسته خون هم را مى ریختید و پیوند با خویشان را قطع مى کردید (و دختران را زنده به گور مى کردید و پسران خود را به قتل مى رساندید) بت ها، در میان شما، برپا بود و گناهان، سراسر وجودتان را فراگرفته بود.
 +
* امام علی علیه السلام: «وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالدِّینِ الْمَشْهُورِ وَ الْعَلَمِ الْمَأْثُورِ وَ الْکتَابِ الْمَسْطُورِ وَ النُّورِ السَّاطِعِ وَ الضِّیاءِ اللَّامِعِ وَ الْأَمْرِ الصَّادِعِ، إِزَاحَةً لِلشُّبُهَاتِ وَ احْتِجَاجاً بِالْبَینَاتِ وَ تَحْذِیراً بِالْآیاتِ وَ تَخْوِیفاً بِالْمَثُلَاتِ»؛<ref>خطبه ۲ نهج البلاغه.</ref> و گواهى مى دهم که محمّد(صلى الله علیه وآله) بنده و فرستاده اوست; او را با دین و آیین آشکار، و نشانه روشن، و کتاب نوشته شده، و نور درخشان و روشنایى تابنده، و امر و فرمان قاطع و بى پرده، فرستاد تا شبهات را از میان بردارد و با دلایل و منطق روشن استدلال کند و به وسیله آیات الهى مردم را از مخالفت خدا برحذر دارد و از کیفرهایى که به دنبال مخالفت، دامنگیرشان مى شود بترساند.
 +
* امام علی علیه السلام: «أَرْسَلَهُ دَاعِیاً إلَى الْحَقِّ وَ شَاهِداً عَلَى الْخَلْقِ»؛<ref>خطبه ۱۱۶ نهج البلاغه.</ref> خداوند او (پیامبر اسلام) را فرستاد تا (مردم را) به سوى حقّ دعوت کند و گواه بر اعمال خلق باشد.
 +
* امام علی علیه السلام: «أَرْسَلَهُ عَلَى حِینِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ وَ تَنَازُعٍ مِنَ الْأَلْسُنِ، فَقَفَّى بِهِ الرُّسُلَ وَ خَتَمَ بِهِ الْوَحْی، فَجَاهَدَ فِی اللَّهِ الْمُدْبِرِینَ عَنْهُ وَ الْعَادِلِینَ بِهِ»؛<ref>خطبه ۱۳۳ نهج البلاغه.</ref> خداوند او (پیامبر) را پس از یک دوران فترت و فاصله، از پیامبران پیشین فرستاد، به هنگامى که هر کسى به گونه اى (از مذهب خود) سخن مى گفت. خداوند او را به دنبال رسولان (پیشین) فرستاد (تا برنامه هاى آنها را کامل کند) و وحى خود را به او پایان داد. پس او در راه خدا با کسانى که به خدا پشت کرده، و آنها که براى او همتایى قرار داده بودند به جهاد پرداخت.
 +
* امام علی علیه السلام: «ابْتَعَثَهُ بِالنُّورِ الْمُضِیءِ وَ الْبُرْهَانِ الْجَلِی وَ الْمِنْهَاجِ الْبَادِی وَ الْکتَابِ الْهَادِی...، أَرْسَلَهُ بِحُجَّةٍ کافِیةٍ وَ مَوْعِظَةٍ شَافِیةٍ وَ دَعْوَةٍ مُتَلَافِیةٍ، أَظْهَرَ بِهِ الشَّرَائِعَ الْمَجْهُولَةَ وَ قَمَعَ بِهِ الْبِدَعَ الْمَدْخُولَةَ وَ بَینَ بِهِ الْأَحْکامَ الْمَفْصُولَةَ»؛<ref>خطبه ۱۶۱ نهج البلاغه.</ref> خداوند او را با نور روشنى بخش و برهان آشکار و طریق واضح و کتاب هدایت کننده، برانگیخت... خداوند او را با دلیل کافى و اندرز شافى و دعوت اصلاح گرانه، فرستاد. به وسیله او احکام ناشناخته (پروردگار) را آشکار ساخت و بدعت هایى که به نام دین در شریعت الهى وارد شده بود ریشه کن کرد و احکامى را که اکنون نزد ما روشن است بیان داشت.
 +
* امام علی علیه السلام: «وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ الصَّفِی وَ أَمِینُهُ الرَّضِی (صلى الله علیه و آله)؛ أَرْسَلَهُ بِوُجُوبِ الْحُجَجِ وَ ظُهُورِ الْفَلَجِ وَ إِیضَاحِ الْمَنْهَجِ؛ فَبَلَّغَ الرِّسَالَةَ صَادِعاً بِهَا، وَ حَمَلَ عَلَى الْمَحَجَّةِ دَالًّا عَلَیهَا، وَ أَقَامَ أَعْلَامَ الِاهْتِدَاءِ وَ مَنَارَ الضِّیاءِ، وَ جَعَلَ أَمْرَاسَ الْإِسْلَامِ مَتِینَةً، وَ عُرَى الْإِیمَانِ وَثِیقَةً»؛<ref>خطبه ۱۸۵ نهج البلاغه.</ref> و گواهى مى دهم که محمّد بنده و فرستاده برگزیده و امین مرضىّ اوست ـ درود خدا بر او و خاندانش باد ـ (خداوند) او را براى بیان حجتهاى لازم و پیروزى آشکار (حق بر باطل) و روشن ساختن راه حق فرستاد. او رسالت خود را آشکارا ابلاغ کرد و انسانها را بر مسیر حق قرار داد در حالى که راه پیشرفت را به آنها نشان داده بود، پرچمهاى هدایت را برافراشت و نشانه هاى روشن را برپا ساخت، ریسمانهاى (خیمه) اسلام را محکم نمود و دستگیره هاى ایمان را استوار ساخت.
 +
* امام علی علیه السلام: «أَرْسَلَهُ بِالضِّیاءِ وَ قَدَّمَهُ فِی الاصْطِفَاءِ، فَرَتَقَ بِهِ الْمَفَاتِقَ وَ سَاوَرَ بِهِ الْمُغَالِبَ، وَ ذَلَّلَ بِهِ الصُّعُوبَةَ وَ سَهَّلَ بِهِ الْحُزُونَةَ، حَتَّى سَرَّحَ الضَّلَالَ عَنْ یمِینٍ وَ شِمَالٍ»؛<ref>خطبه ۲۱۳ نهج البلاغه.</ref> خداوند او را با نور و روشنایى فرستاد و برگزید و بر همه مقدّم داشت، جدائى ها و پراکندگى ها را به وسیله او پیوند داد (و اتحاد و الفت ایجاد کرد) و با او بر زورمندان چیره شد. مشکلات را به وسیله او آسان و ناهمواریها را به دست او هموار ساخت تا آنجا که ضلالت و گمراهى را از راست و چپ (و از هر سو) به عقب راند.
 +
* امام علی علیه السلام: «وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ الَمْجُتْبَىَ مِنْ خَلَائِقِهِ وَ الْمُعْتَامُ لِشَرْحِ حَقَائِقِهِ وَ الْمُخْتَصُّ بِعَقَائِلِ کرَامَاتِهِ وَ الْمُصْطَفَى لِکرَائِمِ رِسَالاتِهِ وَ الْمُوَضَّحَةُ بِهِ أَشْرَاطُ الْهُدَى وَ الْمَجْلُوُّ بِهِ غِرْبِیبُ الْعَمَى»؛<ref>خطبه ۱۷۸ نهج البلاغه.</ref> و گواهى مى دهم که محمّد(صلى الله علیه وآله) بنده و فرستاده برگزیده او از میان خلایق است که براى تشریح حقایق آیین الهى انتخاب شد و به ویژگى هاى خاص اخلاقى آراسته گردید; براى رساندن رسالت های کریمانه الهى برگزیده شد و نشانه هاى هدایت به وسیله او آشکار گشت و تاریکى هاى جهل و ضلالت به وجود او روشنى یافت.
 +
* امام علی علیه السلام: «وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ نَجِیبُهُ وَ صَفْوَتُهُ، لَا یؤَازَى فَضْلُهُ وَ لَا یجْبَرُ فَقْدُهُ، أَضَاءَتْ بِهِ الْبِلَادُ بَعْدَ الضَّلَالَةِ الْمُظْلِمَةِ وَ الْجَهَالَةِ الْغَالِبَةِ وَ الْجَفْوَةِ الْجَافِیةِ، وَ النَّاسُ یسْتَحِلُّونَ الْحَرِیمَ وَ یسْتَذِلُّونَ الْحَکیمَ، یحْیوْنَ عَلَى فَتْرَةٍ وَ یمُوتُونَ عَلَى کفْرَةٍ»؛<ref>خطبه ۱۵۱ نهج البلاغه.</ref> و شهادت مى دهم که محمّد(صلى الله علیه وآله)، بنده و فرستاده و برگزیده و انتخاب شده اوست. در فضل و برترى همتا ندارد و فقدان او قابل جبران نیست; به برکت وجودش شهرهایى که غرق در ضلالت و ظلمت بود و جهل بر افکار مردمش غلبه داشت و قساوت و سنگدلى بر آن ها چیره شده بود، روشن گشت. در زمانى که مردم حرام را حلال مى شمردند، دانشمندان را تحقیر مى کردند، و در دوران فترت (و غیبت اولیاى الهى) قدم به عرصه حیات مى گذاشتند و در کفر و بى دینى جان مى سپردند.
 +
* امام علی علیه السلام: «فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بَعَثَ مُحَمَّداً (صلی الله علیه وآیه) وَ لَیسَ أَحَدٌ مِنَ الْعَرَبِ یقْرَأُ کتَاباً وَ لَا یدَّعِی نُبُوَّةً وَ لَا وَحْیاً، فَقَاتَلَ بِمَنْ أَطَاعَهُ مَنْ عَصَاهُ، یسُوقُهُمْ إِلَى مَنْجَاتِهِمْ وَ یبَادِرُ بِهِمُ السَّاعَةَ أَنْ تَنْزِلَ بِهِمْ، یحْسِرُ الْحَسِیرُ وَ یقِفُ الْکسِیرُ، فَیقِیمُ عَلَیهِ حَتَّى یلْحِقَهُ غَایتَهُ إِلَّا هَالِکاً لَا خَیرَ فِیهِ، حَتَّى أَرَاهُمْ مَنْجَاتَهُمْ وَ بَوَّأَهُمْ مَحَلَّتَهُمْ، فَاسْتَدَارَتْ رَحَاهُمْ وَ اسْتَقَامَتْ قَنَاتُهُمْ»؛<ref>خطبه ۱۰۴ نهج البلاغه.</ref> خداوند محمّد صلى الله علیه و آله را مبعوث ساخت، در حالى که هیچ کس از عرب کتاب آسمانى نداشت و ادعاى نبوّت و وحى نمى نمود؛ او با یارانش به مبارزه با مخالفان پرداخت، تا آنان را به سر منزل نجات سوق دهد و پیش از آن که مرگشان فرا رسد، در آمادگى آنان مبادرت ورزد، به برکت وجود او ناتوانان و خستگان توان مى یابند و شکسته حالان بر سر پا مى ایستند، تا آنان را به منزل مقصود برساند، جز گمراهان غیر قابل هدایت (و این کار همچنان ادامه دارد) تا وسیله نجاتشان را به آنها نشان داد و در محلّ مناسبشان جایگزین ساخت، آسیاى زندگى آنها به گردش درآمد و نیزه آنها صاف شد (هم وضع دینى و اقتصادى آنها روبه راه شد و هم نیروى نظامى آنها قوى).
 +
* امام علی علیه السلام: «إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً (صلی الله علیه وآله) وَ لَیسَ أَحَدٌ مِنَ الْعَرَبِ یقْرَأُ کتَاباً وَ لَا یدَّعِی نُبُوَّةً، فَسَاقَ النَّاسَ حَتَّى بَوَّأَهُمْ مَحَلَّتَهُمْ وَ بَلَّغَهُمْ مَنْجَاتَهُمْ، فَاسْتَقَامَتْ قَنَاتُهُمْ وَ اطْمَأَنَّتْ صَفَاتُهُمْ»؛<ref>خطبه ۳۳ نهج البلاغه.</ref> خداوند، محمّد(صلى الله علیه وآله) را هنگامى مبعوث کرد که هیچ کس از عرب کتاب آسمانى نمى خواند و ادّعاى نبوّتى نداشت (از دعوت انبیا دور مانده بودند و از کتب آسمانى، محروم) او مردم را تا سر منزل سعادتشان سوق داد و به محیط رستگارى و نجات رساند. نیزه هاى آنها صاف و (در مسیر صحیح) پابرجا، و جاى پاى آنها محکم شد (قدرتشان تثبیت گشت و دشمن در برابر آنها تسلیم شد).
 +
* امام علی علیه السلام: «بَعَثَهُ وَ النَّاسُ ضُلَّالٌ فِی حَیرَةٍ وَ حَاطِبُونَ فِی فِتْنَةٍ، قَدِ اسْتَهْوَتْهُمُ الْأَهْوَاءُ وَ اسْتَزَلَّتْهُمُ الْکبْرِیاءُ وَ اسْتَخَفَّتْهُمُ الْجَاهِلِیةُ الْجَهْلَاءُ، حَیارَى فِی زَلْزَالٍ مِنَ الْأَمْرِ وَ بَلَاءٍ مِنَ الْجَهْلِ؛ فَبَالَغَ فِی النَّصِیحَةِ وَ مَضَى عَلَى الطَّرِیقَةِ وَ دَعَا إِلَى الْحِکمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ»؛<ref>خطبه ۹۵ نهج البلاغه.</ref> (خداوند) او را هنگامى مبعوث کرد که مردم در حیرت و گمراهى، سرگردان بودند و در فتنه ها غوطه ور; هوا و هوسهاى سرکش آنها را به خود جلب کرده، و تکبّر و خودبزرگ بینى آنها را به پرتگاه افکنده و جاهلیتِ شدید آنها را سبک مغز ساخته بود، و در ناپایدارى امور و بلاى جهل، حیران و سرگردان بودند. در این هنگام، پیامبر در نصیحت آنها، نهایت کوشش را به خرج داد (و با سخنان دلنشین و منطقى در آنها نفوذ کرد;) در راه راست حرکت مى نمود (و مردم را به دنبال خود، به حرکت وا مى داشت) و به سوى حکمت و دانش و موعظه نیکو دعوت مى کرد.
 +
* امام علی علیه السلام: «إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بَعَثَ مُحَمَّداً (صلی الله علیه وآله) بِالْحَقِ‏، حِینَ دَنَا مِنَ الدُّنْیا الِانْقِطَاعُ وَ أَقْبَلَ مِنَ الْآخِرَةِ الِاطِّلَاعُ، وَ أَظْلَمَتْ بَهْجَتُهَا بَعْدَ إِشْرَاقٍ وَ قَامَتْ بِأَهْلِهَا عَلَى سَاقٍ، وَ خَشُنَ مِنْهَا مِهَادٌ وَ أَزِفَ مِنْهَا قِیادٌ، فِی انْقِطَاعٍ مِنْ مُدَّتِهَا وَ اقْتِرَابٍ مِنْ أَشْرَاطِهَا وَ تَصَرُّمٍ مِنْ أَهْلِهَا وَ انْفِصَامٍ مِنْ حَلْقَتِهَا وَ انْتِشَارٍ مِنْ سَبَبِهَا وَ عَفَاءٍ مِنْ أَعْلَامِهَا وَ تَکشُّفٍ مِنْ عَوْرَاتِهَا وَ قِصَرٍ مِنْ طُولِهَا؛ جَعَلَهُ اللَّهُ بَلَاغاً لِرِسَالَتِهِ وَ کرَامَةً لِأُمَّتِهِ وَ رَبِیعاً لِأَهْلِ زَمَانِهِ وَ رِفْعَةً لِأَعْوَانِهِ وَ شَرَفاً لِأَنْصَارِهِ‏»؛<ref>خطبه ۱۹۸ نهج البلاغه.</ref> خداوند سبحان محمّد(صلّى اللَّه علیه و آله) را زمانى به حق مبعوث ساخت که دنیا به پایانش نزدیک گشته، نشانه هاى آخرت مشرف شده بود; روشنایى نشاط انگیزش به ظلمت گراییده و اهل خود را در رنج و مشقّت، بر سر پا نگه داشته بود، در زمانى که بسترش ناهموار و حیاتش رو به زوال مى رفت، عمرش پایان مى گرفت و عوامل زوالش نزدیک شده بود. اهلش در حال نابودى، حلقه هایش درهم شکسته، اسبابش از هم گسیخته، پرچمهایش کهنه و پوسیده، عیوبش آشکار شده و طول عمرش به کوتاهى گراییده بود. در چنین شرایطى خداوند پیامبر را ابلاغ کننده رسالتش قرار داد و سبب کرامت و افتخار امّتش، و همچون فصل بهار براى اهل زمانش بود و مایه سربلندى یاران و اسباب شرف انصارش.
 +
* امام علی علیه السلام: «... قَدْ صُرِفَتْ نَحْوَهُ أَفْئِدَةُ الْأَبْرَارِ وَ ثُنِیتْ إِلَیهِ أَزِمَّةُ الْأَبْصَارِ، دَفَنَ اللَّهُ بِهِ الضَّغَائِنَ وَ أَطْفَأَ بِهِ الثَّوَائِرَ، أَلَّفَ بِهِ إِخْوَاناً وَ فَرَّقَ بِهِ أَقْرَاناً، أَعَزَّ بِهِ الذِّلَّةَ وَ أَذَلَّ بِهِ الْعِزَّةَ، کلَامُهُ بَیانٌ وَ صَمْتُهُ لِسَانٌ»؛<ref>خطبه ۹۶ نهج البلاغه.</ref> دلهاى نیکوکاران شیفته او (پیامبر) گشت و چشمها(ى حق جویان) به سوى او متوجّه شد. خداوند به برکت وجود او، کینه ها را مدفون ساخت و آتش دشمنى ها را فرو نشاند; افراد دور افتاده را به وسیله او به هم نزدیک و برادر ساخت و نزدیکانى را (که در ایمان و هدف هماهنگ نبودند) از هم دور نمود. ذلیلان (پاکدل و محروم) را به وسیله او عزّت بخشید و عزیزان (خودخواه) را ذلیل ساخت. سخنش بیان بود و سکوتش زبان.
 +
* امام علی علیه السلام: «فَانْظُرُوا إِلَى مَوَاقِعِ نِعَمِ اللَّهِ عَلَیهِمْ حِینَ بَعَثَ إِلَیهِمْ رَسُولًا، فَعَقَدَ بِمِلَّتِهِ طَاعَتَهُمْ وَ جَمَعَ عَلَى دَعْوَتِهِ أُلْفَتَهُمْ، کیفَ نَشَرَتِ النِّعْمَةُ عَلَیهِمْ جَنَاحَ کرَامَتِهَا وَ أَسَالَتْ لَهُمْ جَدَاوِلَ نَعِیمِهَا وَ الْتَفَّتِ الْمِلَّةُ بِهِمْ فِی عَوَائِدِ بَرَکتِهَا، فَأَصْبَحُوا فِی نِعْمَتِهَا غَرِقِینَ وَ فِی خُضْرَةِ عَیشِهَا فَکهِینَ، قَدْ تَرَبَّعَتِ الْأُمُورُ بِهِمْ فِی ظِلِّ سُلْطَانٍ قَاهِرٍ وَ آوَتْهُمُ الْحَالُ إِلَى کنَفِ عِزٍّ غَالِبٍ، وَ تَعَطَّفَتِ الْأُمُورُ عَلَیهِمْ فِی ذُرَى مُلْک ثَابِتٍ، فَهُمْ حُکامٌ عَلَى الْعَالَمِینَ وَ مُلُوک فِی أَطْرَافِ الْأَرَضِینَ، یمْلِکونَ الْأُمُورَ عَلَى مَنْ کانَ یمْلِکهَا عَلَیهِمْ وَ یمْضُونَ الْأَحْکامَ فِیمَنْ کانَ یمْضِیهَا فِیهِمْ»؛<ref>خطبه ۱۹۲ نهج البلاغه.</ref> اکنون به نعمتهاى بزرگى که خداوند هنگام بعثت پیامبر اسلام به آنها ارزانى داشت بنگرید که در سایه آیین خود آنها را مطیع فرمان ساخت و با دعوتش آنان را متحد کرد (بنگرید) چگونه نعمت (الهى) پر و بال کرامت خود را بر آنها گسترد و نهرهاى مواهب خویش را به سوى آنها جارى ساخت، آیین حقّ با همه برکاتش آنان را در بر گرفت تا آنجا که در میان نعمتهاى این آیین غرق شدند و در زندگى خرّمش شادمان گشتند. امور آنها در سایه حکومت قدرتمندى استوار شد و تحت حمایت عزّت پیروزمندى قرار گرفتند و کارهایشان بر قلّه هاى حکومتى پایدار، سامان یافت. در سایه این امور آنها زمامداران جهانیان شدند و سلاطین گرداگرد زمین و بر کسانى که پیش از آن بر آنها فرمانروایى داشتند حکم راندند و احکام را درباره کسانى به اجرا درآوردند که درگذشته آنها مجریان امور بودند.
 +
* [[امام زمان عجل الله فرجه الشریف|امام مهدی]] علیه السلام: «إنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً رَحمَةً لِلعالَمینَ و تَمَّمَ بِهِ نِعمَتَهُ»؛<ref>بحار الأنوار، ج ۵۳، ص ۱۹۴.</ref> خداوند محمّد را برانگیخت تا رحمتی برای جهانیان باشد و نعمت خود را تمام کند.
  
از ميان مردان نيز امام علي بن ابي‌طالب علیه‌السلام، به محض ديدن چهره نوراني پيامبر صلی الله علیه و آله به وي ايمان آورد و شهادتين را بر زبان جاري كرد. از آن پس پيامبر صلی الله علیه و آله در كنار خانه خدا نماز مي‌گذارد و خديجه سلام الله علیها و علي علیه‌السلام بر او اقتدا مي‌كردند و نماز مي‌خواندند.<ref> فرازهايي از تاريخ پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله، ص 95.</ref> اين سه نفر، با جان و مال و هستي خويش اسلام را پرورانده و فراگير نمودند.
+
==اعمال شب و روز مبعث==
 +
شب و روز عید مبعث برای مسلمانان شرافتی ویژه دارد. تا جایی که برخی آن آن را شریف‏تر از تمام روزها و شبها دانسته اند.<ref>[[میرزا جواد آقا ملکی تبریزی|میرزا جواد ملکی تبریزی]] در کتاب المراقبات می گوید: بعد از روز پانزدهم به منزل دیگرى از منازل رجب و شریفترین آنها بلکه شریف‏تر از تمام روزها و شبها، یعنى روز و شب بیست و هفتم رجب مى ‏رسیم.
 +
</ref> در کتاب [[مفاتیح الجنان]] برای شب و روز مبعث اعمالی ذکر شده است.<ref>مفاتیح الجنان، اعمال شب و روز ۲۷ رجب.</ref>
  
 +
'''اعمال شب مبعث:'''
  
==پانویس==
+
*[[غسل]]
<references/>
+
*[http://ahlolbait.com/node/1741 نماز مخصوص این شب]
 +
*[http://ahlolbait.com/doa/1747 دعای مخصوص این شب]
 +
*[http://ahlolbait.com/doa/2484 زیارت امام علی علیه السلام]
  
==منابع==
+
'''اعمال روز مبعث:'''
  
*موسسه تبیان،‌ نرم‌افزار دایرة‌المعارف چهارده معصوم علیهم‌السلام
+
*غسل
 +
*[[روزه]]
 +
*بسیار [[صلوات]] فرستادن
 +
*[[زيارت|زیارت]] [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] و [[امام علی علیه السلام|امام علی]] (علیهماالسلام)
 +
*[http://ahlolbait.com/node/1760 نماز ویژه این روز]
 +
*[http://ahlolbait.com/node/1759 نمازی از امام جواد علیه السلام]
 +
*[http://ahlolbait.com/node/1761 دعای ویژه این روز]
  
*[http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource/31855/%D9%81%D9%8A%D8%B6-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%81%D9%8A-%D8%B9%D9%85%D9%84-%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%B1-%D9%88-%D9%88%D9%82%D8%A7%D9%8A%D8%B9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%8A%D8%A7%D9%85/preview/31084/%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%8A-%D8%AF%D9%8A%D8%AC%D9%8A%D8%AA%D8%A7%D9%84%D9%8A/&sa=false&#!page=135 وقایع الایام شیخ عباس قمی، 27 رجب].
+
==پانویس==
 
+
<references />
*[http://rasoolnoor.com/modules.php?name=Maghaleh&pa=showpage2&pid=49 رسول نور محمد (ص)]
 
  
* تاريخ تحقيقى اسلام( موسوعة التاريخ الاسلامى)، محمدهادى ‌يوسفى غروى، موسسه امام خمينى( ره)، قم‌، 1383
+
==مطالب مرتبط==
  
==پیوندها==
+
*[[پیامبر اسلام|حضرت محمد صلی الله علیه وآله]]
* [http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84_%D8%B1%D9%88%D8%B2_%D9%85%D8%A8%D8%B9%D8%AB اعمال روز مبعث].
+
*[[27 رجب|بیست و هفتم ماه رجب]]
* [http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84_%D8%B4%D8%A8_%D9%85%D8%A8%D8%B9%D8%AB اعمال شب مبعث].
+
*[[سوره علق]]
* [http://wiki.ahlolbait.ir/home/-/wiki/Islamic_Wiki/%D8%B2%D9%8A%D8%A7%D8%B1%D8%AA%20%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%B4%D8%A8%20%D9%85%D8%A8%D8%B9%D8%AB زیارت حضرت علی علیه‌السلام در شب مبعث].
+
*[[غار حِرا|غار حرا]]
  
 +
{{شناختنامه رسول خدا (ص)}}
 +
{{مناسبت های شیعه}}
 
[[رده:وقایع ماه رجب]]
 
[[رده:وقایع ماه رجب]]
 
[[رده:روزهای خاص تاریخ اسلام]]
 
[[رده:روزهای خاص تاریخ اسلام]]
[[رده:سال 40 عام‌الفیل]]
+
[[رده:پیامبر اکرم]]
 +
[[رده:پیامبر اکرم از بعثت تا رحلت]][[رده:تاریخ پیامبر اسلام]]
 +
[[رده: مقاله های مهم]]
 +
 
 +
{{سنجش کیفی
 +
|سنجش=شده
 +
|شناسه= خوب
 +
|عنوان بندی مناسب= خوب
 +
|کفایت منابع و پی نوشت ها= خوب
 +
|رعایت سطح مخاطب عام= خوب
 +
|رعایت ادبیات دانشنامه ای= خوب
 +
|جامعیت= خوب
 +
|رعایت اختصار= خوب
 +
|سیر منطقی= خوب
 +
|کیفیت پژوهش= خوب
 +
|رده= دارد
 +
}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۸ فوریهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۴:۲۰

«مبعث» حضرت محمد (صلی الله علیه وآله)، روزی است که آن حضرت از سوی خدا - به عنوان آخرین پیامبر الهی - برای هدایت و راهنمایی همیشگی انسان‌ها برانگیخته شد. مطابق با نظر شیعه، بعثت پیامبر اسلام در ۲۷ رجب سال چهلم عام الفیل و در چهل سالگی ایشان واقع شد. عید مبعث از اعیاد بزرگ مسلمانان به شمار می‌رود.

تقویم هجری قمری

روز واقعه:27 رجب
۴۰ عام الفیل

مفهوم مبعث

«مَبعَث» اسم زمان از ریشه «بَعْث» است، و بعث در لغت به معنای برانگیختن و روانه کردن چیزى است.[۱] بِعْثَت‌ در فرهنگ‌ اسلامى‌ عموما به‌ معنای‌ برانگیختن‌ و برگزیدن‌ پیامبران‌ از سوی خداوند برای‌ هدایت‌ مردم‌ است که‌ آغاز رسالت‌ هر پیامبر می باشد.[۲]

تاریخ بعثت پیامبر اکرم

به روایت اهل سنت، حضرت محمد صلی الله علیه و آله در روز دوشنبه هفدهم یا هجدهم یا نوزدهم ماه مبارک رمضان، به پیامبری مبعوث گردید.

اما اجماع عالمان شیعه بر آن است که مبعث آن حضرت در روز بیست و هفتم ماه رجب سال چهلم عام الفیل (مطابق با سال ۶۱۰ میلادی) صورت گرفت. روایات دال بر این مطلب در منابع شیعه بسیار است؛ از جمله شیخ کلینی با سند خود از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود: «روزه بیست و هفتم رجب را فراموش نکن، زیرا آن روزى است که محمد (صلی الله علیه وآله) به نبوّت گماشته شد.»

شیخ صدوق و شیخ طوسى هم این روایت را ذکر کرده ‌اند. و نیز روایات دیگری که دال بر این موضوع است از سایر ائمه یا صحابیان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است.[۳]

بر اساس روایات فریقین، آن حضرت به هنگام بعثت، چهل ساله بوده است.

چگونگی بعثت پیامبر اکرم

مطابق با آنچه در منابع آمده است، در حالی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غار حرا (کوه نور) در حوالی مکه معظمه به عبادت و نیایش می‌پرداخت، جبرئیل بر وی نازل شد و بر وی آیاتی از قرآن مجید را به عنوان طلیعه نبوت نازل نمود. نخستین آیاتی که بر آن حضرت فرود آمد، آیه‌های نخستین سوره علق بود.[۴]

غار حرا در جبل النور

امام حسن عسکرى علیه السّلام در توصیف بعثت نبى اکرم صلّى اللّه علیه و آله، می فرماید: «... تا این که به چهل سالگى رسید، و خداوند قلب کریمش را بهترین و والاترین و خاشع‌ترین و مطیع‌ترین قلب‌ها یافت. پس به درهاى آسمان اجازه داد و آنها بازشدند و به ملائکه اجازه داد و آنها نازل شدند و در این حال محمد صلّى اللّه علیه و آله به آنها مى‌نگریست. پس رحمت از طرف عرش بر وى نازل شد و او به روح الامین (جبرئیل) نگاه مى‌کرد، جبرئیل نزد او فرود آمد و دستش را گرفت و تکان داد و گفت: اى محمد! بخوان، محمد فرمود: چه چیزى را بخوانم؟ گفت: اى محمد! «اِقْرَاْ بِاسْمِ رَبِّک الَّذی خَلَقَ * خَلَقَ الْاِنسانَ مِنْ عَلَقَ * اِقْرَا وَ رَبُّک الْاَکرَمُ * اَلَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ...». (قرآن را) به نام پروردگارت -که هستى را آفرید- بخوان، همو که انسان را از خون بسته آفرید. بخوان که پروردگارت از همه ارجمندتر است. همو که با قلم تعلیم داد و آن چه را که انسان نمى‌دانست به او آموخت.

سپس آنچه را که مى‌بایست بر او نازل کرد و خودش به سوى پروردگارش بالا رفت. محمد صلّى اللّه علیه و آله از کوه پایین آمد در حالى که عظمت خداوند و جلالت ابّهت الهى او را مدهوش خود کرده بود و به تب و لرز دچار شده بود. چیزى که اضطرابش را بیشتر مى‌کرد، این بود که مى‌ترسید، قریشیان او را تکذیب کرده و او را به دیوانگى نسبت دهند، در حالى که او عاقل‌ترین مردم و گرامى‌ترین آنان بود و مبغوض‌ترین چیزها در نظر او شیاطین و اعمال دیوانگان بود؛ بنابراین، خداوند اراده کرد که قلبش را مملوّ از شجاعت نماید و به او فراخى دل عنایت فرماید. براى همین از کنار هر سنگ و درختى که رد مى‌شد، مى‌شنید که مى‌گفتند: «السّلام علیک یا رسول اللّه».[۵]

به روایتی، همین که پیامبر وارد خانه شد از نور چهره مبارکش خانه خدیجه کبری علیها السلام منور شد و آن بانوی پرهیزکار پرسید: ای محمد! این چه نوری است که در تو مشاهده می‌کنم؟ حضرت فرمود: این نور پیامبری است، بگو: لا إله الا الله، محمد رسول الله. خدیجه گفت: شهادت می‌دهم که خدایی جز خداوند یکتا نیست و تو رسول و پیامبر خدایی. بدین گونه خدیجه نخستین کسی بود که به همسرش حضرت محمد صلی الله علیه و آله ایمان آورد.[۶]

از میان مردان نیز امام علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام، به محض دیدن چهره نورانی پیامبر صلی الله علیه و آله به وی ایمان آورد و شهادتین را بر زبان جاری کرد. از آن پس پیامبر صلی الله علیه و آله در کنار خانه خدا نماز می‌گذارد و خدیجه علیها السلام و علی علیه‌السلام بر او اقتدا می‌کردند و نماز می‌خواندند.[۷] این سه نفر، با جان و مال و هستی خویش اسلام را پرورانده و فراگیر نمودند.

اهداف و ثمرات بعثت پیامبر

در قرآن مجید و روایات اسلامى به ویژه در نهج البلاغه، درباره اهداف و ثمرات بعثت پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) سخنان بسیارى وجود دارد که بخشی از آن در اینجا ذکر می شود:

  • قرآن کریم: «یا أیهَا النَّبِی إنّا أرسَلناک شاهِداً و مُبَشِّراً و نَذیراً و داعِیاً إلَی اللَّهِ بِإذنِهِ و سِراجاً مُنیراً»؛[۸] ای پیامبر، ما تو را گواه و نوید دهنده و هشدار دهنده فرستادیم که به فرمان خدا به سوی او دعوت کنی و چراغی روشنی بخش باشی.
  • پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله: «إنَّما بُعِثتُ لاُِتَمِّمَ مَکارِمَ الأخلاقِ»؛ من مبعوث شدم تا بزرگواری‌های اخلاقی را کامل کنم.[۹]
  • امام علی علیه السلام: «إِلَى أَنْ بَعَثَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُحَمَّداً رَسُولَ اللَّهِ لِإِنْجَازِ عِدَتِهِ وَ إِتْمَامِ نُبُوَّتِهِ مَأْخُوذاً عَلَى النَّبِیینَ مِیثَاقُهُ، مَشْهُورَةً سِمَاتُهُ، کرِیماً مِیلَادُهُ، وَ أَهْلُ الْأَرْضِ یوْمَئِذٍ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَةٌ وَ أَهْوَاءٌ مُنْتَشِرَةٌ وَ طَرَائِقُ مُتَشَتِّتَةٌ، بَینَ مُشَبِّهٍ لِلَّهِ بِخَلْقِهِ أَوْ مُلْحِدٍ فِی اسْمِهِ أَوْ مُشِیرٍ إِلَى غَیرِهِ، فَهَدَاهُمْ بِهِ مِنَ الضَّلَالَةِ وَ أَنْقَذَهُمْ بِمَکانِهِ مِنَ الْجَهَالَةِ»؛[۱۰] (این وضع همچنان ادامه داشت) تا این که خداوند سبحان محمّد رسول الله(صلى الله علیه وآله) را براى وفاى به عهد خویش و کامل کردن نبوّتش مبعوث کرد. این در حالى بود که از همه پیامبران، پیمان درباره او گرفته شده بود (که به او ایمان بیاورند و بشارت ظهورش را به پیروان خویش بدهند) و در حالى که نشانه هایش مشهود و میلادش ارزنده بود و در آن روز مردم زمین، داراى مذاهب پراکنده و افکار ضدّ و نقیض و راه ها و عقاید پراکنده بودند: گروهى خدا را به مخلوقاتش تشبیه مى کردند و گروهى نام او را بر بتها مى نهادند و بعضى به غیر او اشاره و دعوت مى نمودند، امّا خداوند آنها را به وسیله آن حضرت از گمراهى رهایى بخشید و با وجود پربرکتش، آنان را از جهالت نجات داد.
  • امام علی علیه السلام: «فَبَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداً (صلی الله علیه وآله) بِالْحَقِّ لِیخْرِجَ عِبَادَهُ مِنْ عِبَادَةِ الْأَوْثَانِ إِلَى عِبَادَتِهِ وَ مِنْ طَاعَةِ الشَّیطَانِ إِلَى طَاعَتِهِ، بِقُرْآنٍ قَدْ بَینَهُ وَ أَحْکمَهُ لِیعْلَمَ الْعِبَادُ رَبَّهُمْ إِذْ جَهِلُوهُ وَ لِیقِرُّوا بِهِ بَعْدَ إِذْ جَحَدُوهُ وَ لِیثْبِتُوهُ بَعْدَ إِذْ أَنْکرُوهُ. فَتَجَلَّى لَهُمْ سُبْحَانَهُ فِی کتَابِهِ مِنْ غَیرِ أَنْ یکونُوا رَأَوْهُ بِمَا أَرَاهُمْ مِنْ قُدْرَتِهِ وَ خَوَّفَهُمْ مِنْ سَطْوَتِهِ، وَ کیفَ مَحَقَ مَنْ مَحَقَ بِالْمَثُلَاتِ وَ احْتَصَدَ مَنِ احْتَصَدَ بِالنَّقِمَاتِ»؛[۱۱] خداوند محمّد (صلى الله علیه وآله) را به حق مبعوث کرد تا بندگانش را از پرستش بتها به عبادت خویش دعوت کند، و از عبادت شیطان، به عبادت خود فراخواند (این دعوت الهى) به وسیله قرآنى انجام شد که آن را با بیانى روشن تبیین، و استوار کرده است، تا بندگان، پروردگار خویش را بشناسند، بعد از آن که او را نمى شناختند، و به او اقرار خداوند سبحان در کتاب خویش بر بندگان تجلّى کرد و آشکار شد، بى آن که او را ببینند، بلکه این تجلى به وسیله آیات قدرتش بود که به آنان نشان داد و بندگان را از سطوت و غضب خویش بر حذر داشت، و چگونگى نابودى اقوام طغیان گر و درو شدنشان به وسیله عقوبتها و کیفرها را به آنها ارائه کرد.
  • امام علی علیه السلام: «إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً نَذِیراً لِلْعَالَمِینَ وَ أَمِیناً عَلَى التَّنْزِیلِ وَ أَنْتُمْ مَعْشَرَ الْعَرَبِ عَلَى شَرِّ دِینٍ وَ فِی شَرِّ دَارٍ، مُنِیخُونَ بَینَ حِجَارَةٍ خُشْنٍ وَ حَیاتٍ صُمٍّ تَشْرَبُونَ الْکدِرَ وَ تَأْکلُونَ الْجَشِبَ وَ تَسْفِکونَ دِمَاءَکمْ وَ تَقْطَعُونَ أَرْحَامَکمْ، الْأَصْنَامُ فِیکمْ مَنْصُوبَةٌ وَ الْآثَامُ بِکمْ مَعْصُوبَةٌ»؛[۱۲] خداوند، محمد(صلى الله علیه وآله)، را به رسالت مبعوث کرد، تا جهانیان را بیم دهد و امین آیات او باشد در حالى که شما جمعیت عرب، بدترین آئین را داشتید و در بدترین سرزمین ها و در میان سنگ هاى خشن و مارهاى فاقد شنوایى (که از هیچ چیز نمى ترسیدند و خطرشان بسیار زیاد بود) زندگى مى کردید و آب هاى آلوده مى نوشیدید و غذاهاى بسیار ناگوار مى خوردید و پیوسته خون هم را مى ریختید و پیوند با خویشان را قطع مى کردید (و دختران را زنده به گور مى کردید و پسران خود را به قتل مى رساندید) بت ها، در میان شما، برپا بود و گناهان، سراسر وجودتان را فراگرفته بود.
  • امام علی علیه السلام: «وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالدِّینِ الْمَشْهُورِ وَ الْعَلَمِ الْمَأْثُورِ وَ الْکتَابِ الْمَسْطُورِ وَ النُّورِ السَّاطِعِ وَ الضِّیاءِ اللَّامِعِ وَ الْأَمْرِ الصَّادِعِ، إِزَاحَةً لِلشُّبُهَاتِ وَ احْتِجَاجاً بِالْبَینَاتِ وَ تَحْذِیراً بِالْآیاتِ وَ تَخْوِیفاً بِالْمَثُلَاتِ»؛[۱۳] و گواهى مى دهم که محمّد(صلى الله علیه وآله) بنده و فرستاده اوست; او را با دین و آیین آشکار، و نشانه روشن، و کتاب نوشته شده، و نور درخشان و روشنایى تابنده، و امر و فرمان قاطع و بى پرده، فرستاد تا شبهات را از میان بردارد و با دلایل و منطق روشن استدلال کند و به وسیله آیات الهى مردم را از مخالفت خدا برحذر دارد و از کیفرهایى که به دنبال مخالفت، دامنگیرشان مى شود بترساند.
  • امام علی علیه السلام: «أَرْسَلَهُ دَاعِیاً إلَى الْحَقِّ وَ شَاهِداً عَلَى الْخَلْقِ»؛[۱۴] خداوند او (پیامبر اسلام) را فرستاد تا (مردم را) به سوى حقّ دعوت کند و گواه بر اعمال خلق باشد.
  • امام علی علیه السلام: «أَرْسَلَهُ عَلَى حِینِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ وَ تَنَازُعٍ مِنَ الْأَلْسُنِ، فَقَفَّى بِهِ الرُّسُلَ وَ خَتَمَ بِهِ الْوَحْی، فَجَاهَدَ فِی اللَّهِ الْمُدْبِرِینَ عَنْهُ وَ الْعَادِلِینَ بِهِ»؛[۱۵] خداوند او (پیامبر) را پس از یک دوران فترت و فاصله، از پیامبران پیشین فرستاد، به هنگامى که هر کسى به گونه اى (از مذهب خود) سخن مى گفت. خداوند او را به دنبال رسولان (پیشین) فرستاد (تا برنامه هاى آنها را کامل کند) و وحى خود را به او پایان داد. پس او در راه خدا با کسانى که به خدا پشت کرده، و آنها که براى او همتایى قرار داده بودند به جهاد پرداخت.
  • امام علی علیه السلام: «ابْتَعَثَهُ بِالنُّورِ الْمُضِیءِ وَ الْبُرْهَانِ الْجَلِی وَ الْمِنْهَاجِ الْبَادِی وَ الْکتَابِ الْهَادِی...، أَرْسَلَهُ بِحُجَّةٍ کافِیةٍ وَ مَوْعِظَةٍ شَافِیةٍ وَ دَعْوَةٍ مُتَلَافِیةٍ، أَظْهَرَ بِهِ الشَّرَائِعَ الْمَجْهُولَةَ وَ قَمَعَ بِهِ الْبِدَعَ الْمَدْخُولَةَ وَ بَینَ بِهِ الْأَحْکامَ الْمَفْصُولَةَ»؛[۱۶] خداوند او را با نور روشنى بخش و برهان آشکار و طریق واضح و کتاب هدایت کننده، برانگیخت... خداوند او را با دلیل کافى و اندرز شافى و دعوت اصلاح گرانه، فرستاد. به وسیله او احکام ناشناخته (پروردگار) را آشکار ساخت و بدعت هایى که به نام دین در شریعت الهى وارد شده بود ریشه کن کرد و احکامى را که اکنون نزد ما روشن است بیان داشت.
  • امام علی علیه السلام: «وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ الصَّفِی وَ أَمِینُهُ الرَّضِی (صلى الله علیه و آله)؛ أَرْسَلَهُ بِوُجُوبِ الْحُجَجِ وَ ظُهُورِ الْفَلَجِ وَ إِیضَاحِ الْمَنْهَجِ؛ فَبَلَّغَ الرِّسَالَةَ صَادِعاً بِهَا، وَ حَمَلَ عَلَى الْمَحَجَّةِ دَالًّا عَلَیهَا، وَ أَقَامَ أَعْلَامَ الِاهْتِدَاءِ وَ مَنَارَ الضِّیاءِ، وَ جَعَلَ أَمْرَاسَ الْإِسْلَامِ مَتِینَةً، وَ عُرَى الْإِیمَانِ وَثِیقَةً»؛[۱۷] و گواهى مى دهم که محمّد بنده و فرستاده برگزیده و امین مرضىّ اوست ـ درود خدا بر او و خاندانش باد ـ (خداوند) او را براى بیان حجتهاى لازم و پیروزى آشکار (حق بر باطل) و روشن ساختن راه حق فرستاد. او رسالت خود را آشکارا ابلاغ کرد و انسانها را بر مسیر حق قرار داد در حالى که راه پیشرفت را به آنها نشان داده بود، پرچمهاى هدایت را برافراشت و نشانه هاى روشن را برپا ساخت، ریسمانهاى (خیمه) اسلام را محکم نمود و دستگیره هاى ایمان را استوار ساخت.
  • امام علی علیه السلام: «أَرْسَلَهُ بِالضِّیاءِ وَ قَدَّمَهُ فِی الاصْطِفَاءِ، فَرَتَقَ بِهِ الْمَفَاتِقَ وَ سَاوَرَ بِهِ الْمُغَالِبَ، وَ ذَلَّلَ بِهِ الصُّعُوبَةَ وَ سَهَّلَ بِهِ الْحُزُونَةَ، حَتَّى سَرَّحَ الضَّلَالَ عَنْ یمِینٍ وَ شِمَالٍ»؛[۱۸] خداوند او را با نور و روشنایى فرستاد و برگزید و بر همه مقدّم داشت، جدائى ها و پراکندگى ها را به وسیله او پیوند داد (و اتحاد و الفت ایجاد کرد) و با او بر زورمندان چیره شد. مشکلات را به وسیله او آسان و ناهمواریها را به دست او هموار ساخت تا آنجا که ضلالت و گمراهى را از راست و چپ (و از هر سو) به عقب راند.
  • امام علی علیه السلام: «وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ الَمْجُتْبَىَ مِنْ خَلَائِقِهِ وَ الْمُعْتَامُ لِشَرْحِ حَقَائِقِهِ وَ الْمُخْتَصُّ بِعَقَائِلِ کرَامَاتِهِ وَ الْمُصْطَفَى لِکرَائِمِ رِسَالاتِهِ وَ الْمُوَضَّحَةُ بِهِ أَشْرَاطُ الْهُدَى وَ الْمَجْلُوُّ بِهِ غِرْبِیبُ الْعَمَى»؛[۱۹] و گواهى مى دهم که محمّد(صلى الله علیه وآله) بنده و فرستاده برگزیده او از میان خلایق است که براى تشریح حقایق آیین الهى انتخاب شد و به ویژگى هاى خاص اخلاقى آراسته گردید; براى رساندن رسالت های کریمانه الهى برگزیده شد و نشانه هاى هدایت به وسیله او آشکار گشت و تاریکى هاى جهل و ضلالت به وجود او روشنى یافت.
  • امام علی علیه السلام: «وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ نَجِیبُهُ وَ صَفْوَتُهُ، لَا یؤَازَى فَضْلُهُ وَ لَا یجْبَرُ فَقْدُهُ، أَضَاءَتْ بِهِ الْبِلَادُ بَعْدَ الضَّلَالَةِ الْمُظْلِمَةِ وَ الْجَهَالَةِ الْغَالِبَةِ وَ الْجَفْوَةِ الْجَافِیةِ، وَ النَّاسُ یسْتَحِلُّونَ الْحَرِیمَ وَ یسْتَذِلُّونَ الْحَکیمَ، یحْیوْنَ عَلَى فَتْرَةٍ وَ یمُوتُونَ عَلَى کفْرَةٍ»؛[۲۰] و شهادت مى دهم که محمّد(صلى الله علیه وآله)، بنده و فرستاده و برگزیده و انتخاب شده اوست. در فضل و برترى همتا ندارد و فقدان او قابل جبران نیست; به برکت وجودش شهرهایى که غرق در ضلالت و ظلمت بود و جهل بر افکار مردمش غلبه داشت و قساوت و سنگدلى بر آن ها چیره شده بود، روشن گشت. در زمانى که مردم حرام را حلال مى شمردند، دانشمندان را تحقیر مى کردند، و در دوران فترت (و غیبت اولیاى الهى) قدم به عرصه حیات مى گذاشتند و در کفر و بى دینى جان مى سپردند.
  • امام علی علیه السلام: «فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بَعَثَ مُحَمَّداً (صلی الله علیه وآیه) وَ لَیسَ أَحَدٌ مِنَ الْعَرَبِ یقْرَأُ کتَاباً وَ لَا یدَّعِی نُبُوَّةً وَ لَا وَحْیاً، فَقَاتَلَ بِمَنْ أَطَاعَهُ مَنْ عَصَاهُ، یسُوقُهُمْ إِلَى مَنْجَاتِهِمْ وَ یبَادِرُ بِهِمُ السَّاعَةَ أَنْ تَنْزِلَ بِهِمْ، یحْسِرُ الْحَسِیرُ وَ یقِفُ الْکسِیرُ، فَیقِیمُ عَلَیهِ حَتَّى یلْحِقَهُ غَایتَهُ إِلَّا هَالِکاً لَا خَیرَ فِیهِ، حَتَّى أَرَاهُمْ مَنْجَاتَهُمْ وَ بَوَّأَهُمْ مَحَلَّتَهُمْ، فَاسْتَدَارَتْ رَحَاهُمْ وَ اسْتَقَامَتْ قَنَاتُهُمْ»؛[۲۱] خداوند محمّد صلى الله علیه و آله را مبعوث ساخت، در حالى که هیچ کس از عرب کتاب آسمانى نداشت و ادعاى نبوّت و وحى نمى نمود؛ او با یارانش به مبارزه با مخالفان پرداخت، تا آنان را به سر منزل نجات سوق دهد و پیش از آن که مرگشان فرا رسد، در آمادگى آنان مبادرت ورزد، به برکت وجود او ناتوانان و خستگان توان مى یابند و شکسته حالان بر سر پا مى ایستند، تا آنان را به منزل مقصود برساند، جز گمراهان غیر قابل هدایت (و این کار همچنان ادامه دارد) تا وسیله نجاتشان را به آنها نشان داد و در محلّ مناسبشان جایگزین ساخت، آسیاى زندگى آنها به گردش درآمد و نیزه آنها صاف شد (هم وضع دینى و اقتصادى آنها روبه راه شد و هم نیروى نظامى آنها قوى).
  • امام علی علیه السلام: «إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً (صلی الله علیه وآله) وَ لَیسَ أَحَدٌ مِنَ الْعَرَبِ یقْرَأُ کتَاباً وَ لَا یدَّعِی نُبُوَّةً، فَسَاقَ النَّاسَ حَتَّى بَوَّأَهُمْ مَحَلَّتَهُمْ وَ بَلَّغَهُمْ مَنْجَاتَهُمْ، فَاسْتَقَامَتْ قَنَاتُهُمْ وَ اطْمَأَنَّتْ صَفَاتُهُمْ»؛[۲۲] خداوند، محمّد(صلى الله علیه وآله) را هنگامى مبعوث کرد که هیچ کس از عرب کتاب آسمانى نمى خواند و ادّعاى نبوّتى نداشت (از دعوت انبیا دور مانده بودند و از کتب آسمانى، محروم) او مردم را تا سر منزل سعادتشان سوق داد و به محیط رستگارى و نجات رساند. نیزه هاى آنها صاف و (در مسیر صحیح) پابرجا، و جاى پاى آنها محکم شد (قدرتشان تثبیت گشت و دشمن در برابر آنها تسلیم شد).
  • امام علی علیه السلام: «بَعَثَهُ وَ النَّاسُ ضُلَّالٌ فِی حَیرَةٍ وَ حَاطِبُونَ فِی فِتْنَةٍ، قَدِ اسْتَهْوَتْهُمُ الْأَهْوَاءُ وَ اسْتَزَلَّتْهُمُ الْکبْرِیاءُ وَ اسْتَخَفَّتْهُمُ الْجَاهِلِیةُ الْجَهْلَاءُ، حَیارَى فِی زَلْزَالٍ مِنَ الْأَمْرِ وَ بَلَاءٍ مِنَ الْجَهْلِ؛ فَبَالَغَ فِی النَّصِیحَةِ وَ مَضَى عَلَى الطَّرِیقَةِ وَ دَعَا إِلَى الْحِکمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ»؛[۲۳] (خداوند) او را هنگامى مبعوث کرد که مردم در حیرت و گمراهى، سرگردان بودند و در فتنه ها غوطه ور; هوا و هوسهاى سرکش آنها را به خود جلب کرده، و تکبّر و خودبزرگ بینى آنها را به پرتگاه افکنده و جاهلیتِ شدید آنها را سبک مغز ساخته بود، و در ناپایدارى امور و بلاى جهل، حیران و سرگردان بودند. در این هنگام، پیامبر در نصیحت آنها، نهایت کوشش را به خرج داد (و با سخنان دلنشین و منطقى در آنها نفوذ کرد;) در راه راست حرکت مى نمود (و مردم را به دنبال خود، به حرکت وا مى داشت) و به سوى حکمت و دانش و موعظه نیکو دعوت مى کرد.
  • امام علی علیه السلام: «إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بَعَثَ مُحَمَّداً (صلی الله علیه وآله) بِالْحَقِ‏، حِینَ دَنَا مِنَ الدُّنْیا الِانْقِطَاعُ وَ أَقْبَلَ مِنَ الْآخِرَةِ الِاطِّلَاعُ، وَ أَظْلَمَتْ بَهْجَتُهَا بَعْدَ إِشْرَاقٍ وَ قَامَتْ بِأَهْلِهَا عَلَى سَاقٍ، وَ خَشُنَ مِنْهَا مِهَادٌ وَ أَزِفَ مِنْهَا قِیادٌ، فِی انْقِطَاعٍ مِنْ مُدَّتِهَا وَ اقْتِرَابٍ مِنْ أَشْرَاطِهَا وَ تَصَرُّمٍ مِنْ أَهْلِهَا وَ انْفِصَامٍ مِنْ حَلْقَتِهَا وَ انْتِشَارٍ مِنْ سَبَبِهَا وَ عَفَاءٍ مِنْ أَعْلَامِهَا وَ تَکشُّفٍ مِنْ عَوْرَاتِهَا وَ قِصَرٍ مِنْ طُولِهَا؛ جَعَلَهُ اللَّهُ بَلَاغاً لِرِسَالَتِهِ وَ کرَامَةً لِأُمَّتِهِ وَ رَبِیعاً لِأَهْلِ زَمَانِهِ وَ رِفْعَةً لِأَعْوَانِهِ وَ شَرَفاً لِأَنْصَارِهِ‏»؛[۲۴] خداوند سبحان محمّد(صلّى اللَّه علیه و آله) را زمانى به حق مبعوث ساخت که دنیا به پایانش نزدیک گشته، نشانه هاى آخرت مشرف شده بود; روشنایى نشاط انگیزش به ظلمت گراییده و اهل خود را در رنج و مشقّت، بر سر پا نگه داشته بود، در زمانى که بسترش ناهموار و حیاتش رو به زوال مى رفت، عمرش پایان مى گرفت و عوامل زوالش نزدیک شده بود. اهلش در حال نابودى، حلقه هایش درهم شکسته، اسبابش از هم گسیخته، پرچمهایش کهنه و پوسیده، عیوبش آشکار شده و طول عمرش به کوتاهى گراییده بود. در چنین شرایطى خداوند پیامبر را ابلاغ کننده رسالتش قرار داد و سبب کرامت و افتخار امّتش، و همچون فصل بهار براى اهل زمانش بود و مایه سربلندى یاران و اسباب شرف انصارش.
  • امام علی علیه السلام: «... قَدْ صُرِفَتْ نَحْوَهُ أَفْئِدَةُ الْأَبْرَارِ وَ ثُنِیتْ إِلَیهِ أَزِمَّةُ الْأَبْصَارِ، دَفَنَ اللَّهُ بِهِ الضَّغَائِنَ وَ أَطْفَأَ بِهِ الثَّوَائِرَ، أَلَّفَ بِهِ إِخْوَاناً وَ فَرَّقَ بِهِ أَقْرَاناً، أَعَزَّ بِهِ الذِّلَّةَ وَ أَذَلَّ بِهِ الْعِزَّةَ، کلَامُهُ بَیانٌ وَ صَمْتُهُ لِسَانٌ»؛[۲۵] دلهاى نیکوکاران شیفته او (پیامبر) گشت و چشمها(ى حق جویان) به سوى او متوجّه شد. خداوند به برکت وجود او، کینه ها را مدفون ساخت و آتش دشمنى ها را فرو نشاند; افراد دور افتاده را به وسیله او به هم نزدیک و برادر ساخت و نزدیکانى را (که در ایمان و هدف هماهنگ نبودند) از هم دور نمود. ذلیلان (پاکدل و محروم) را به وسیله او عزّت بخشید و عزیزان (خودخواه) را ذلیل ساخت. سخنش بیان بود و سکوتش زبان.
  • امام علی علیه السلام: «فَانْظُرُوا إِلَى مَوَاقِعِ نِعَمِ اللَّهِ عَلَیهِمْ حِینَ بَعَثَ إِلَیهِمْ رَسُولًا، فَعَقَدَ بِمِلَّتِهِ طَاعَتَهُمْ وَ جَمَعَ عَلَى دَعْوَتِهِ أُلْفَتَهُمْ، کیفَ نَشَرَتِ النِّعْمَةُ عَلَیهِمْ جَنَاحَ کرَامَتِهَا وَ أَسَالَتْ لَهُمْ جَدَاوِلَ نَعِیمِهَا وَ الْتَفَّتِ الْمِلَّةُ بِهِمْ فِی عَوَائِدِ بَرَکتِهَا، فَأَصْبَحُوا فِی نِعْمَتِهَا غَرِقِینَ وَ فِی خُضْرَةِ عَیشِهَا فَکهِینَ، قَدْ تَرَبَّعَتِ الْأُمُورُ بِهِمْ فِی ظِلِّ سُلْطَانٍ قَاهِرٍ وَ آوَتْهُمُ الْحَالُ إِلَى کنَفِ عِزٍّ غَالِبٍ، وَ تَعَطَّفَتِ الْأُمُورُ عَلَیهِمْ فِی ذُرَى مُلْک ثَابِتٍ، فَهُمْ حُکامٌ عَلَى الْعَالَمِینَ وَ مُلُوک فِی أَطْرَافِ الْأَرَضِینَ، یمْلِکونَ الْأُمُورَ عَلَى مَنْ کانَ یمْلِکهَا عَلَیهِمْ وَ یمْضُونَ الْأَحْکامَ فِیمَنْ کانَ یمْضِیهَا فِیهِمْ»؛[۲۶] اکنون به نعمتهاى بزرگى که خداوند هنگام بعثت پیامبر اسلام به آنها ارزانى داشت بنگرید که در سایه آیین خود آنها را مطیع فرمان ساخت و با دعوتش آنان را متحد کرد (بنگرید) چگونه نعمت (الهى) پر و بال کرامت خود را بر آنها گسترد و نهرهاى مواهب خویش را به سوى آنها جارى ساخت، آیین حقّ با همه برکاتش آنان را در بر گرفت تا آنجا که در میان نعمتهاى این آیین غرق شدند و در زندگى خرّمش شادمان گشتند. امور آنها در سایه حکومت قدرتمندى استوار شد و تحت حمایت عزّت پیروزمندى قرار گرفتند و کارهایشان بر قلّه هاى حکومتى پایدار، سامان یافت. در سایه این امور آنها زمامداران جهانیان شدند و سلاطین گرداگرد زمین و بر کسانى که پیش از آن بر آنها فرمانروایى داشتند حکم راندند و احکام را درباره کسانى به اجرا درآوردند که درگذشته آنها مجریان امور بودند.
  • امام مهدی علیه السلام: «إنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً رَحمَةً لِلعالَمینَ و تَمَّمَ بِهِ نِعمَتَهُ»؛[۲۷] خداوند محمّد را برانگیخت تا رحمتی برای جهانیان باشد و نعمت خود را تمام کند.

اعمال شب و روز مبعث

شب و روز عید مبعث برای مسلمانان شرافتی ویژه دارد. تا جایی که برخی آن آن را شریف‏تر از تمام روزها و شبها دانسته اند.[۲۸] در کتاب مفاتیح الجنان برای شب و روز مبعث اعمالی ذکر شده است.[۲۹]

اعمال شب مبعث:

اعمال روز مبعث:

پانویس

  1. مفردات الفاظ قرآن، راغب اصفهانی، ج ۱، ص ۱۳۲
  2. اسلام پدیا، مفهوم شناسی بعثت
  3. تاریخ تحقیقى اسلام (موسوعة التاریخ الاسلامى)، ج‌۱، ص ۳۱۵
  4. فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، ص ۹۳؛ تاریخ ابن خلدون، ج ۱، ص ۳۸۵.
  5. تاریخ تحقیقى اسلام (موسوعة التاریخ الاسلامى)، ج‌۱، ص ۳۱۶، به نقل از بحارالانوار، ج ۱۸، ص ۲۰۶
  6. منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، ج ۱، ص ۴۷.
  7. فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، ص ۹۵.
  8. سوره احزاب، ۴۶-۴۵.
  9. بحار الأنوار، ج ۱۶ ، ص ۲۱۰.
  10. خطبه ۱ نهج البلاغه.
  11. خطبه ۱۴۷ نهج البلاغه.
  12. خطبه ۲۶ نهج البلاغه.
  13. خطبه ۲ نهج البلاغه.
  14. خطبه ۱۱۶ نهج البلاغه.
  15. خطبه ۱۳۳ نهج البلاغه.
  16. خطبه ۱۶۱ نهج البلاغه.
  17. خطبه ۱۸۵ نهج البلاغه.
  18. خطبه ۲۱۳ نهج البلاغه.
  19. خطبه ۱۷۸ نهج البلاغه.
  20. خطبه ۱۵۱ نهج البلاغه.
  21. خطبه ۱۰۴ نهج البلاغه.
  22. خطبه ۳۳ نهج البلاغه.
  23. خطبه ۹۵ نهج البلاغه.
  24. خطبه ۱۹۸ نهج البلاغه.
  25. خطبه ۹۶ نهج البلاغه.
  26. خطبه ۱۹۲ نهج البلاغه.
  27. بحار الأنوار، ج ۵۳، ص ۱۹۴.
  28. میرزا جواد ملکی تبریزی در کتاب المراقبات می گوید: بعد از روز پانزدهم به منزل دیگرى از منازل رجب و شریفترین آنها بلکه شریف‏تر از تمام روزها و شبها، یعنى روز و شب بیست و هفتم رجب مى ‏رسیم.
  29. مفاتیح الجنان، اعمال شب و روز ۲۷ رجب.

مطالب مرتبط

حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)
رحمة للعالمین.jpg
رویدادهای مهم زندگی
حمله اصحاب فیل به مکهسفر پیامبر اکرم به شامازدواج با حضرت خدیجه کبری (س) • گذاشتن سنگ حجرالاسود در جای خویش • مبعثمعراجولادت حضرت فاطمه سلام الله علیهارفتن به شعب ابی طالبعام الحزنسفر به طائفهجرت به مدینهازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س)غزوه بدرغزوه احدغزوه احزابصلح حدیبیهغزوه خیبرسریه ذات السلاسل فتح مکهغزوه حنینغزوه تبوکغدیر خم
بستگان
امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) •عبدالله بن عبدالمطلب(س) • عبدالمطلبابوطالب(ع) • حمزه بن عبدالمطلب(ع) • عباس بن عبدالمطلبابولهبجعفر طیارآمنه(س) • فاطمه بنت اسد(س) • خدیجه کبری(س) • حضرت زهرا(س) • امام حسن(ع) • امام حسین(ع) • حضرت زینب(س)
اصحاب
سلمان فارسیعمار بن یاسرابوذرمقدادابوسلمه مخزومیزيد بن حارثهعثمان بن مظعونمصعب بن عمیرابوبکرطلحهزبیرعثمان بن عفانعمر بن خطابسعد بن ابی وقاصعبدالله بن مسعوداسعد بن زرارهسعد بن معاذسعد بن عبادهعثمان بن حنیفسهل بن حنیفابو ایوب انصاری حذیفة بن یمانخالد بن سعيدخزیمة بن ثابتعبدالله بن رواحهاویس قرنیعبدالله بن مسعود بلال حبشی
مکان های مرتبط
مکهمدینهغار حراکعبهشعب ابوطالبغدیر خمفدکبقیعغار ثورمسجد قبامسجد النبیمسجد الحرام