مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

غزوه احد

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

غزوه اُحُد، در روز هفتم یا نیمه شوال سال سوم هجرت بین مسلمانان و مشرکان مکه به وقوع پیوست. این غزوه از آن جهت به این نام معروف شد که در دامنه کوه اُحُد اتفاق افتاد. در این جنگ مسلمانان در ابتدا بر سپاه مشرکان چیره شدند، ولی گروهی از تیراندازان که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آنان را بر کوه عینین در سمت چپ کوه احد قرار داده بود، بر خلاف فرمان ایشان، کوه را ترک کردند و این باعث شد مشرکان از همین منطقه، بار دیگر به مسلمانان حمله کنند و حدود هفتاد نفر از آنان از جمله حمزه سید الشهداء را به شهادت رسانند. در این جنگ جراحاتی بر پیامبر اکرم و امام علی علیه السلام وارد شد.

غزوه احد
۲۵۰px
زمان ۷ شوال سال ۳ قمری
مکان در نزدیکی کوه احد در شمال مدینه
غزوه قبلی غزوه بحران
غزوه بعدی غزوه حمراء الأسد
علت غزوه حمله کفار قریش برای گرفتن انتقام کشته شدگان غزوه بدر
نتیجه شکست مسلمانان
دوطرف درگیری و تعداد آنها
مسلمانان

در اول هزار نفر، و در میدان جنگ هفتصد نفر

کفار قریش

۳۰۰۰ نفر

فرماندهان
رسول خدا(ص) ابوسفیان
پرچم داران
امام علی(ع) و مصعب بن عمیر طلحة بن أبى طلحه،عثمان بن ابى طلحه، ابو سعید بن ابى طلحه و صواب
تلفات
شهادت هفتاد نفر از مسلمانان ( چهار نفر از مهاجران و شصت و شش نفر از انصار) و هفتاد نفر مجروح بین هجده تا بیست هشت نفر
۶۱ آیه از سوره آل عمران در مورد این غزوه است و نزول عبارت لافتی الی علی لا سیف الی ذوالفقار در وصف امیرالمؤمنین


کوه احد

اُحُد کوهی است سرخ‌رنگ که در شمال مدینه[۱] در فاصله شش کیلومترى شهر مدینه بوده است (گر چه امروزه به جهت گسترش مدینه این کوه در داخل شهر قرار گرفته است[۲]). در وجه تسمیه این کوه گفته شده: بر اثر جدایى‌اش از دیگر کوه‌هاى منطقه، به این نام نامیده شده است.[۳]

زمان و علت وقوع جنگ احد

غزوه اُحُد، در روز هفتم[۴] یا نیمه[۵] شوال سال سوم هجری و یکسال پس از جنگ بدر به وقوع پیوست. انگیزه اصلی قریش برای لشگر کشی به سوی مدینه خونخواهی کشتگانی بود که مشرکان در شکست سختشان در جنگ بدر متحمل شده بودند.[۶]

مسائل دیگری که انگیزه قریش را برای این نبرد تقویت نمود عبارتند از:

  1. تحریکات یهودیان مدینه: یهودیان نیز که در مورد مرکزیت سیاسى و اقتصادى خود، در منطقه احساس خطر مى‌ کردند و سلطه فرهنگى خود را در معرض نابودى مى‌ دیدند، با اعزام نمایندگانى به مکه به تشویق قریش براى انتقام‌گیرى پرداختند. چنان که خود نیز کینه‌ هاى درونى را آشکار و پیمان‌ هاى عدم تعرّض و حسن همجوارى را که با رسول خدا (ص) بسته بودند، نقض کردند.[۷]
  2. نا امن شدن راه تجاری مشرکان مکه: پیامبر با عقد پیمان با قبائل مختلف منطقه، قریش را تحت محاصره قرار داده بود و بر راه تجاری آنان سیطره پیدا کرده بود به گونه ای که راه تجار ی آنان دیگر امن به حساب نمی آمد و لذا چاره ای جز شکستن این حصر نمی دیدند.[۸]

سپاه قریش در جنگ احد

نقشه جنگ احد و محل قرارگیری هر دو سپاه

سپاه مشرکان سه هزار جنگنده داشت.[۹] که ۷۰۰ تن از آنان زره‌پوش بودند، و ۲۰۰ اسب و ۳۰۰۰ شتر، با خود داشتند.[۱۰] ابوسفیان در جایگاه ثائر (انتقام‌گیرنده)، فرماندهى این سپاه را بر عهده داشت.[۱۱]

صفوان‌ بن امیه پیشنهاد کرد زنان را براى یادآورى کشته‌شدگان بدر و تحریک به خونخواهى، همراه خویش سازند.[۱۲] به نظر برخى، بزرگان قریش از آن جهت زنان را همراه‌ خود بردند که از جنگ نگریزند؛ زیرا فرار با ‌زنان دشوار و رهاکردن آنان در میدان جنگ ننگ بود.[۱۳] تعدادى از زنان قریش از ‌جمله هند همسر ابوسفیان این سپاه را همراهى مى‌ کردند.[۱۴]

قریش همچنین نمایندگانى براى کمک ‌گیرى از قبایل اطراف مکه فرستادند. این فرستادگان توانستند حمایت قبیله ‌هاى کنانه و مردم تهامه را جلب کنند

ابو عامر فاسق هم با پنجاه نفر از مردم اوس که براى مخالفت با محمّد (صلی الله علیه وآله) از او پیروى مى‌ کردند، از مدینه به مکه آمد تا همراه قریش باشد. او مردم قریش را بر ضدّ رسول خدا (ص) تحریک مى ‌کرد و مى‌گفت: شما بر حق هستید و آنچه محمّد آورده، باطل است.

در مورد منابع مالی سپاه قریش در جنگ احد گفته شده: براساس تصمیم بزرگان قریش، سود کاروان تجاری قریش ـ که جنگ بدر به خاطر آن بر پا گردیده بود ـ برای جنگ احد هزینه شد. گفته شده مال التجاره را که فروختند، هزار شتر و پنجاه هزار دینار بود، که سرمایه را به صاحبان آن دادند و سود آن را که از هر دینار سرمایه یک دینار بود به هزینه جنگ اختصاص دادند.[۱۵]

پیش از شروع جنگ

با خبر شدن مسلمانان از حرکت سپاه قریش

بنا بر گفته مورخان مسلمانان از دو طریق از حرکت سپاه مشرکان آگاه شدند:

  1. عبّاس بن عبد المطلب درباره حرکت، وضعیت و شمار قریش، نامه‌ اى نوشت و آن را به مردى از بنى غفار داد که سه روزه خود را به مدینه برساند. مرد غفارى به مدینه آمد و نامه عبّاس را به پیامبر (ص) داد که بر در مسجد قباء بود. نامه را ابى بن کعب براى حضرت خواند.[۱۶]
  2. واقدى نقل مى ‌کند که در این هنگام عمرو بن سالم خزاعى همراه تنى چند از خزاعه که چهار تن بودند، از مکه بیرون آمدند و هنگامى که قریش‌ در ذى طوى بودند، به آنان رسیدند. عمرو بن سالم و همراهانش آن خبر را به رسول خدا (ص) دادند و برگشتند.[۱۷]

پیامبر اسلام به ابى بن کعب دستور فرمود که اطلاعات خود را در مورد حرکت قریش پوشیده دارد. هدف حضرت جلوگیرى از جنگ روانى یهودیان و منافقان و گرفتن فرصت هرگونه توطئه احتمالى بر ضدّ مسلمانان از سوى این دشمنان خطرناک بود. چه آنان در حقیقت دشمن اصلى به شمار مى‌رفتند و به نقاط ضعف و قوت مسلمانان کاملا آشنا بودند. بدین معنى که اعلان زود هنگام حرکت قریش براى جنگ موجب مى‌شد تا فرصت کافى براى شناخت طرح و برنامه دفاعى مسلمانان داشته باشند.

فرود آمدن سپاه قریش در دامنه احد

سپاه قریش، پنجم[۱۸] یا دوازدهم[۱۹] شوال در دامنه کوه اُحُد نزدیک کوه عینین فرود آمد.[۲۰] درباره این ‌که چرا مشرکان در جنوب مدینه که بر سر راهشان بود، فرود نیامدند و شهر را دور زده در شمال آن فرود آمدند، علت خاصى در تاریخ ذکر نشده است؛ اما برخى، مدخل شهر مدینه را در آن زمان فقط از طریق شمال و از کنار کوه اُحُد دانسته‌اند.[۲۱]

پیامبر صلی الله علیه و آله حباب ‌بن منذر را محرمانه براى ارزیابى از وضعیت دشمن به ناحیه اُحُد اعزام کرد. گروهى از اصحاب براى جلوگیرى از شبیخون دشمن، شب جمعه را به پاسدارى از مدینه به ‌ویژه مسجد و خانه پیامبر صلی الله علیه و آله پرداختند.[۲۲]

خواب رسول خدا در مورد جنگ احد

واقدی می نویسد، پیامبر (ص) بر منبر ظاهر شد و پس از ثنا و ستایش الهى چنین فرمود: اى مردم من خوابى دیده‌ ام، در خواب دیدم که گویى در زرهى محکم هستم و شمشیرم ذو الفقار، از قبضه شکسته و شکاف برداشته است، دیدم گاو نرى کشته شد و من قوچى را از پى خود مى ‌کشیدم. مردم گفتند: آن را چگونه تعبیر مى‌ فرمایى؟ فرمود: آن زره محکم شهر مدینه است، پس در همانجا بمانید، اما شکستن شمشیرم، اندوه و مصیبتى است که به من مى‌ رسد، گاوى هم که کشته شد، کشته شدن برخى از اصحاب من است، قوچى که از پى خود مى‌ کشیدم، دشمن و لشکر است که به خواست خدا آن را خواهیم کشت. از ابن عباس روایت کردند که پیامبر (ص) فرمود: شکاف برداشتن شمشیرم دلیل بر کشته شدن مردى از خانواده من است.[۲۳]

مشورت رسول خدا با اصحاب

رسول خدا در اثر خوابی که دیده بود خوش نداشت از مدینه بیرون رود و در این باب با اصحاب خود مشورت کرد و گفت: اگر مصلحت بدانید در مدینه مى‏ مانیم و دشمن را در همان جا که فرود آمده است رها مى‏ کنیم تا اگر همان جا بمانند به زحمت باشند، و اگر به مدینه هجوم آورند با آنان نبرد کنیم. «عبداللّه بن أبىّ بن سلول» و بزرگان مهاجر و أنصار نیز چنین عقیده داشتند.[۲۴] امّا کسانى که در بدر حضور نداشتند و گروهى از جوانان پرشور که مزه پیروزى بدر را چشیده بودند و نیز حمزة بن عبد المطلب خواهان بیرون رفتن از مدینه بودند. آنان بر رأى خود، اصرار کردند. حتى برخى از آنان گفتند: این اسب ‌ها و شتران قریش است که کشت و زرع ما را مى‌ خورد و در مزارع به فساد و تباهى مشغول است.

آنان در اثبات صحت دیدگاه خود، چنین استدلال مى ‌کردند که اقامت آنان در داخل شهر موجب خواهد شد تا دشمن فکر کند، مسلمانان ترسیده ‌اند و بدین ترتیب بر نیروهاى اسلامى جرأت پیدا کند. آنان مى ‌گفتند: در بدر که سیصد مرد جنگى داشتى، خداوند ترا بر دشمن ظفر داد، امّا حالا شمار زیادى از مردم تحت امر تواند. این کارى است که خداوند متعال به میدان آنان هدایت کرده است.

چون بیشتر مردم خواهان جنگ در بیرون مدینه بودند، رسول خدا (ص) تسلیم رأى اکثریت شد.[۲۵] پس به خانه رفت تا لباس جنگ بر تن کند. در همین اثنا آنان که در پذیرش رأى خود، اصرار ورزیدند، پشیمان شدند که چرا رأى خود را به حضرت تحمیل کرده‌ اند. در حالى که او به خواست و اراده خدا از همگان آگاه‌تر است و امر الهى از آسمان بر او فرود مى‌ آید.[۲۶] لذا به نزد پیامبر آمدند و گفتند: ما را آن حقّ نبود که رسول خدا را به کارى که بدان رغبتى نداشت وادار کنیم و اکنون هم اگر مى‏ خواهى در مدینه بمان. پیامبر در جواب آنان فرمود: «پیامبرى را سزاوار نیست که لباس جنگ بپوشد، و بى ‏آنکه جنگ کند آن را از تن در آورد، اکنون بنگرید که آنچه مى‏ فرمایم انجام دهید و به نام خدا رهسپار شوید که اگر شکیبا باشید، پیروز خواهید شد».[۲۷]

حرکت سپاه اسلام از مدینه

رسول خدا (ص) پس از رایزنى با یاران، و پوشیدن لباس جنگ، عبداللّه بن ام مکتوم را در مدینه جانشین خود کرد[۲۸] و پیش از حرکت، سه نیزه خواست و سه پرچم بست: پرچمى براى أوس که به دست أسید بن حضیر داد و پرچمى براى خزرج که به دست حباب بن منذر یا سعد بن عباده