عثمان بن عفان

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به: ناوبری، جستجو
عثمان بن عفّان
نام عثمان بن عفّان
کنیه ابوعمرو و ابوعبدالله
نام پدر عفّان بن ابى العاص بن اميه‌
نسب/قبیله قریش /بنی امیه
زادروز/زادگاه 7 یا 8 سال پس از عام الفیل/مکه
سال وفات 35 هجری قمری
مدت زمان خلافت 35-23 هجری
همسران ام عمرو بنت جندب بن عمرو ، ام البنين بنت عيينة بن حصن فزارى و ....‌
فرزندان عمرو ، خالد ، ابان ، عمر ، سعید، مريم و ....‌
جنگ ها فتح مجدد آذربایجان ، افریقیه (شمال غربی آفریقا) ، فتح جزیره قبرس و فتح گرگان
علت مرگ به دست مخالفان خویش به قتل رسید
جانشین امام علی (علیه اسلام)
مدفن مدینه


عثمان بن عفان سومین خلیفه از خلفای راشدین نزد اهل سنت و از اصحاب پیامبر اکرم(ص) است. عثمان بنابر شورایی که عمر بن خطاب پیش از مرگ خود برای انتخاب خلیفه تعیین کرد، به خلافت رسید و از سال ۲۳ق.(یا۲۴ق.)تا هنگام کشته شدنش در سال ۳۵ق. حکومت کرد.او در پی یک شورش علیه شیوه حکومتی‌اش در مدینه به دست شورشیان کشته شد.

عثمان بن عفان[ویرایش]

نسب و کنیه عثمان بن عفان[ویرایش]

عثمان بن ابى العاص بن اميه بن عبد شمس بن عبد مناف بن قصىّ، مادرش اروى دختر كريز بن ربيعة بن حبيب بن عبد شمس بن عبد مناف بن قصى است و مادر مادرش بيضاء دختر عبد المطلب‌ بن هاشم بن عبد مناف است كه كنيه‌اش ام حكيم است[۱].

كنيه عثمان در جاهليت ابو عمرو بود و چون اسلام آشكار شد از رقيه دختر رسول خدا (ص) داراى پسرى به نام عبد الله شد و كنيه ابو عبد الله را براى خود برگزيد[۲].تولد عثمان را به اختلاف، سال هفتم[۳] و ششم عام الفیل نوشته‌اند.

فرزندان عثمان[ویرایش]

فرزندان عثمان غير از عبد الله عبارت‌اند از:

  1. عبد الله اصغر كه مادرش فاخته دختر غزوان بن جابر است
  2. عمرو
  3. خالد
  4. ابان
  5. عمر
  6. مريم (كه مادر این پنج نفر ام عمرو دختر جندب بن عمرو بن حممة از قبيله دوس است[۴].

و ...

اسلام آوردن عثمان[ویرایش]

گفته‌اند که عثمان به دعوت ابوبکر[۵]،در مکه اسلام آورد.البته برخی اسلام او را در پی اسلام طلحه و زبیر دانسته اند.[۶].

قبل از به خلافت رسیدن[ویرایش]

در زمان رسول خدا(ص)[ویرایش]

وی از جمله مهاجرین به حبشه به همراه همسرش خویش بوده است .[۷] و در هنگام هجرت به مدینه به خانه اوس بن ثابت برادر حسان بن ثابت در محله بنى نجار وارد شد.

نوشته اند که به دلیل بیماری همسرش در جنگ بدر حضور نیافته است.[۸] اما پيامبر (ص) سهم عثمان را در غنايم بدر منظور فرمود.[۹]. وی همراه مسلمانان در غزوه احد شرکت کرد امااز جمله مسلمانانی بود که در حین جنگ و پس از سخت شدن اوضاع،فرار کرد.مورخین نوشته اند که وی سه روز فراری بوده است.[۱۰] و هنگامی که بازشگت رسول خدا (ص) به او فرمود: «خيلى راه رفتيد!»

همچینین رسول خدا(ص) در جریان صلح حدیبیه او را به عنوان سفیر به نزد قریش فرستادند تا به آنها بگوید بگويد که مسلمانان براى جنگ نيامده‌ اند، بلكه براى تعظيم خانه خدا آمده و پس از قربانى شتران شهر را ترك خواهند كرد.

عثمان در بلدح با قريش برخورد. پيام رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را به قريش رساند و از جمله آن كه شما را نيز به ستوه آورده و برگزيدگانتان را از بين برده است. قريش گفتند كه از همانجا بازگرد و به محمد صلى الله عليه و آله و سلم بگو: آنان اجازه نخواهند داد تا او وارد مكه شود.

در اين لحظه ابان بن سعيد بن عاص از اشراف مكه بدو پناه داد و براى حفظ جان او، پشت سر وى سوار اسب شد و او را به مكه آورد. عثمان با تك تك اشراف مكه سخن گفت، اما اقدام عثمان نيز حاصلى در بر نداشت. گفته ‌اند كه عثمان سه روز در مكه براى دعوت قريش به پذيرش صلح ماند.غیبت سه روز او موجب نگرانی مسلمان و بیعت رضوان بین مسلمانان شد.

در زمان ابوبکر و عمر[ویرایش]

در زمان ابوبکر وی از افراد نزدیک به خلیفه بوده و کاتب وی به شمار می آمد.عثمان كه در تمام دوره بيمارى ابو بكر ملازم او بود، از طرف وى مكلف به نوشتن عهدنامه جانشينى عمر شد. با نوشتن آغاز عهد، ابو بكر به حالت اغماء رفت و عثمان كه تكليف خود را مى‌دانست تا به آخر عهد را نوشته و نام عمر را در آن درج كرد. ابو بكر پس از به هوش آمدن از وى خواست تا آنچه را نوشته بخواند و او چنين كرد و ابو بكر نوشته او را تاييد نمود.[۱۱]

در دوره عمر نیز از نفوذ قابل توجهی برخوردار بود و در آن شرایط، نماینده بنی امیه به شمار می آمد.[۱۲]

شورای خلافت[ویرایش]

در سال 23 هجری فیروز غلام ایرانی مغیرة بن شعبه ، عمر بن خطاب را مضروب ساخت. عمر تنها چند روز پس از این ضربت زنده ماند اما پیش از مرگ خود، شورایی شش نفره متشکل از امام علی (علیه اسلام)،عثمان بن عفان،زبیر بن عوام،طلحة بن عبیدالله،عبدالرحمن بن عوف و سعد بن ابی وقاص تشکیل داد و به آنها دستور داد تا یک نفر را از بین خود به عنوان خلیفه انتخاب کنند.سعد از ابتدا رأی خود را به عبدالرحمان واگذار کرد. زبیر به طرفداری از علی (ع) از نامزدی خلافت انصراف داد. عبدالرحمان اعلام کرد که خواستار خلافت نیست. طلحه که پسرعموی ابوبکر و مخالف علی(ع) بود، به طرفداری از عثمان کنار رفت. بنابراین فقط علی (ع) و عثمان نامزد خلافت بودند [۱۳] و رأی و نظر عبدالرحمن بسیار حائز اهمیت شد.

عبدالرحمن‌ بن عوف پس از ۳ روز رایزنی با مردم، به‌ویژه اشراف و امرا، ابتدا از علی (ع) خواست تا متعهد شود که در صورت نیل به مقام خلافت، به کتاب خدا، سیره پیامبر (ص) و ابوبکر و عمر عمل کند. علی (ع) در جواب گفت: «امید آن دارم که در محدوده دانش، توانایی و اجتهاد خود به کتاب خدا و سنت رسول خدا(ص) عمل کنم». سپس عبدالرحمن شرط خود را با عثمان در میان گذاشت و او بلافاصله پذیرفت. به همین جهت، ابن‌ عوف با عثمان بیعت کرد.

خلافت عثمان[ویرایش]

ابن سعد در طبقات خویش می نویسد:«چون عثمان به خلافت رسيد، دوازده سال حكومت كرد. در شش سال اول حكومت، مردم بر او اعتراضى نداشتند مخصوصا قريش او را از عمر بن خطاب هم بيشتر دوست مى‌داشتند كه عمر بر آنها سخت‌گير بود. ولى عثمان چون به حكومت رسيد با آنان به نرمى رفتار مى‌ كرد و پيوند ايشان را رعايت مى‌نمود. ولى بعد در كار سستى كرد و در شش سال آخر،خويشاوندان و افراد خانواده خود را بر كارها گماشت‌....» و موجب نارضایتی مسلمانان از او شد.

گردآوری قرآن[ویرایش]

در زمان خلافت عثمان، با فتوحات اسلامی و رفتن قرآن به سرزمین های تازه گشوده، اختلافات و مشکلات بسیاری در قرائت کلمات قرآن پیش آمد. عثمان گروهی مرکب از زید بن ثابت و سعید بن عاص و عبدالله بن زبیر و عبدالرحمن بن حارث تشکیل داد. این گروه با همکاری ۱۲ نفر از قریش و انصار که حضرت علی(ع) بر کار آنان به نوعی نظارت و اشراف داشت. کار استنساخ نسخه نهایی را آغاز کرد. آنان تمام نوشته‌های زمان پیامبر(ص) را گردآوردند. سپس نسخه کتابت زید در زمان ابوبکر را که نزد حفصه محفوظ بود، به امانت گرفتند. قرار بر این بود که هر وقت ۳ تن همکار زید با او در کتابت کلمه‌ای اختلاف یافتند به لهجه قریش کتابت کنند. به این ترتیب کار تدوین نهایی، بر مبنای صحایف بازمانده از پیامبر(ص) و نسخه‌های اختصاصی از جمله نسخه حفصه و نسخه خود زید، و با تکیه به حفظ حافظان و شهادت شاهدان، پیش رفت و «مصحف امام» یعنی مصحف نمونه و رسمی و نهایی که معروف به مُصحَف عُثمانی بود، در فاصله چهار پنج سال از ۲۴ق تا قبل از ۳۰ق، سرانجام یافت و از روی آن ۵ یا ۶ نسخه عیناً استنساخ شد. دو نسخه در مکه و مدینه نگه داشته شد و ۳ یا ۴ نسخه دیگر همراه با یک حافظ قرآن که نقش معلم و راهنمای درست خوانی را داشت، به مراکز مهم جهان اسلام یعنی بصره، کوفه، شام و بحرین ارسال شد. سپس عثمان دستور داد تمام نوشته‌ها و نسخه‌های پیشین را از میان ببرند تا ریشه نزاع و اختلاف به کلی از میان برود.

ادامه فتوحات[ویرایش]

کار عمده فتوحات این دوره در شرق و قسمت هایی از غرب، تثبیت سلطه اعراب بر مناطق فتح شده است.از جمله این اقدامات می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • سرکوب شورش اسکندریه در سال 25 هجری و فتح مجدد آن
  • سرکوب شورش آذربایجان توسط حذیفة بن یمان و فتح مجدد آن در سال 26 و 27 هجری
  • سرکوب شورش ماهک بن شاهک در فارس توسط عبدالله بن عامر حاکم بصره و فتح اصطخر در سال 29
  • فتح خراسان و سیستان توسط عبدالله بن عامر حاکم بصره در سال های 30 تا 32.در سال 32 یزدگرد سوم آخرین شاه ساسانی در مرو کشته شد.
  • فتح ارمنیه توسط سپاهیان شام و کوفه که آغاز عدوات کوفیان و شامیان بود.
  • فتح قبرس توسط نیروی دریایی معاویه در سال 29
  • ادامه فتوحات آفریقا توسط عبدالله بن سعد[۱۴]

از دیگر اتفاقات زمان خلافت او می توان موارد زیر را ذکر کرد:

  • در گذشتن از قصاص عبیدالله بن عمر : او سه نفر را که شامل هرمزان ایرانی و زن و فرزندان ابولؤلؤ بودند، به اتهام دست داشتن در قتل عمر پدرش کشت؛ عثمان به عنوان حاکم از قصاص وی درگذشت و آن را تبدیل به دیه کرد و در برابر اعتراض ها مقاومت کرد.
  • رواج اشرافی گری در میان صحابه و به خصوص بنی امیه:عثمان به دلیل آنکه از قبیله بنی امیه بود و قبیله بنی امیه از جمله قبایل اشرافی قریش بودند به ثروت اندوزی و اشرافی گری میل پیدا کرده بود. این امر را از همان روز آغازین خلافت او می توان فهمید.یعقوبی می نویسد:«... پس عثمان به منبر برآمد [و] در همان جايى كه پيامبر خدا در آن مى‌ نشست و نه ابو بكر و نه عمر در آن ننشسته بودند، و عمر از ابو بكر هم يك پله پايين ‌تر مى ‌نشست، پس مردم در اين باره بسخن آمدند و برخى از ايشان گفتند: امروز شر پديد آمد.[۱۵]» یا در جایی دیگر نقل می کند:« عثمان در همان شبى كه بيعتش روز آن بانجام رسيد براى نماز عشاى پسين بيرون رفت و پيشاپيش او شمعى روشن شده بود پس مقداد بن عمرو باو برخورد و گفت:اين بدعت چيست؟مردمى به على بن ابى طالب گرويدند و زبان به بدگويى عثمان گشودند[۱۶]....».

تمام این کارها موجب شد که برخی صحابه رسول خدا(ص) که روزی بر روی سکویی در مسجد مدینه زندگی می کردند، رو به زندگی اشرافی بیاورند و شروع به ثروت اندوزی کنند.

  • دادن حکومت نواحی مختلف به خویشان خویش.مانند حکومت کوفه که به ولید بن عقبة بن ابی معیط و سپس به سعید بن عاص ، بصره به عبدالله بن عامر و مصر به عبدالله بن سعد بن ابی سرح.همچنین مروان بن حکم پسر عمویش را به عنوان مشاور خویش برگزید.این حاکمان زمینه های شورش مردم علیه او را ایجاد کردند.

شورش مسلمانان علیه خلیفه[ویرایش]

از مهم ترین رویدادهای تاریخ صدر اسلام می توان به شورش مسلمانان علیه عثمان بن عفان خلیفه وقت اشاره کرد.به موجب این شورش ، معترضان به رفتارهای کارگزاران عثمان در استان های مختلف به خصوص از مصر،کوفه و بصره به همراه مسمانان مدینه،این شهر را محاصره کردند و سرانجام با حمله به خانه خلیفه ، او را کشتند.عثمان اولین خلیفه ای بود که توسط تعدادی مسلمان معترض کشته شد.

دلایل شورش علیه عثمان[ویرایش]

برخی از دلایلی که منجر به شورش همگانی علیه عثمان بن عفان شد،عبارت اند از:

  • بدعت های وارد شده در دین:بی شک از مهم ترین دلایل شورش علیه عثمان بدعت هایی بود که توسط او یا اطرافیان متصب به او در دین وارد شد.از عایشه نقل شده است که به عثمان می گفت: «چه زود سنت پیامبرتان را ترک کردید.[۱۷]» یا زمانی که خبر قتل عثمان به عایشه رسید، گفت:«اعمال او، وی را به کشتن داد، او کتاب خدا را آتش زد و سنت پیامبر(ص) را ترک کرد.[۱۸]».یا عمار که از مخالفان بنام عثمان بود، می گفت:«قتلناه کافراً[۱۹]».محمد بن ابی بکر نیز در علت مخالفت خود با عثمان گفت: او کتاب خدا را تغییر داده بود.[۲۰]زمانی که امام علی (علیه اسلام) به خلافت رسیدند به مردم گفتند:«اگر حكومت را به اهلش سپرده بوديد دو نفر در احكام خدا اختلاف نمى كردند و امت در هيچ يك از امور الهى دچار اختلاف نمى گشت .[۲۱]»

از جمله بدعت هایی که مردم معتقد بودند،عثمان در دین گذاشته است عبارتند از:

  1. عدم قصاص عبیدالله به عمر به دلیل قتل هرمزان و دختر ابولؤلؤ.[۲۲]
  2. بر خلاف رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نماز در منی را تمام خواند و این سبب بر آشفتن عده ای بر ضد او شد. وقتی در این باره به عثمان اعتراض شد، گفت: این عقیده من است.[۲۳]
  3. یکی کردن قراعت های قرآن های موجود و سوزاندن نسخه های سایر اصحاب رسول خدا(ص) که موجب از بین رفتن تفسیر برخی از آیاتی شد که اصحاب رسول خدا(ص) از ایشان شنیده بودند.
  4. در زمانی که عثمان در ایام حج تمتع محرم بود،گوشت شکاری را برای وی آوردند و او از آن خورد.که این عمل در آن زمان حرام بود که موجب اعتراض امیرالمؤنین به وی شد و او در جواب گفت:«تو بسيار با ما مخالفت مى كنى![۲۴] »

و موارد بسیار دیگر ...

  • واگذاری فرمانداری شهرها به افرادی از خاندان:سیاست عثمان در بکارگیری بنی امیه در اداره امور کشور، نشانگر ظهور گونه ای سلطنت موروثی در صحنه خلافت اسلامی بود. چنین شیوه ای در حکومت، به معنای نفی ارزش های اسلامی و تثبیت خصلت های قبیله ای بود.امام علی علیه السلام به عثمان فرمودند: آیا نمی خواهی دست بنی امیه را از آبرو و اموال مسلمانان کوتاه کنی؟ به خدا سوگند! اگر یکی از عمال تو تا آنجا که خورشید غروب می کند به مردم ظلم کند، گناه او مشترک میان تو و او خواهد بود.[۲۵]

برخی از این فرماندهان و امیران اموی عبارتند از:

  1. حکم بن ابی العاص :عثمان او را که تبعید شده رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود، و شیخین او را باز نگردانده بودند، به مدینه فراخواند و برای جمع صدقات قبیله خزاعه بکار گماشت.[۲۶]
  2. حارث بن حکم:او را برای نظارت بر بازار مدینه منصوب کرد.[۲۷]
  3. ولید بن عقبه بن ابی معیط :وی برادر مادر عثمان بود.[۲۸] و کسی بود که خداوند او را در قرآن فاسقش خوانده بودو رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) او را به جهنم وعده داده بود.[۲۹].با این وجود عثمان او را به جای سعد بن ابی وقاص صحابی پیامبر(ص) و فاتح جنگ قادسیه ، حاکم کوفه کرد.شرابخواری او و گواهی گواهان باعث شد تا مستحق حد شود.اصحاب رسول خدا(ص) از ترس عثمان جرات حد زدن به او را نداشتند تا اینکه امیرالمؤنین علی (علیه اسلام) حکم را اجرا کردند.
  4. سعید بن عاص:وی جانشین ولید بود که سواد عراق - که همان زمین های حاصلخیز عراق است را به عنوان دارایی های قریش ضبط کرد![۳۰]این عمل او موجب اعتراض بزرگان کوفه به ویژه مالک اشتر شد،که با سعایت سعید در نزد عثمان به شام تبعید شدند.[۳۱]
  5. عبدالله بن عامر:جوان بیست و پنج ساله ای که که پسر دایی عثمان بود و جانشین ابوموسی اشعری در بصره شد.
  6. عبدالله بن سعد بن ابی سرح:او در زمان رسول خدا(ص) نخست کاتب ایشان بود.اما پس از مدتی کافر شد و به نزد قریشیان بازگشت و ادعا کرد که به اختیار خود قرآن را تحریف کرده است. زمانی که رسول خدا(ص) مکه را فتح کردند، او از جمله افرادی بود که پیامبر(ص) دستور قتل او را دادند. اما با تلاش عثمان او بخشیده شد.عثمان او را به جای عمرو بن عاص حاکم مصر کرد. ظلم و ستمی که این شخص مطرود پیامبر در حق مردم مصر روا داشت، و دست کم مردم مصر مدعی آن بودند، یکی از عوامل شورش مردم مصر بر ضد عثمان و آمدنشان به مدینه و شرکتشان در قتل عثمان بود.
  • بذل و بخشش های وی به افراد خاندان اموی:دامنه این بخشش ها که در اوائل به تمامی برجستگان قریش و سپس تنها به امویان بود، بسیار وسیع بود. مخالفت طلحه و زبیر ناشی از همین موضع اخیر عثمان در چرخش کامل به نفع بنی امیه بود. لذا عبدالله بن عمر به درستی درباره شماری از مخالفان می گفت: اگر به شما پول بدهد راضی می شوید اما اگر به خویشان خودش بدهد بر او خشم می کنید.[۳۲]علامه امینی با توجه به آگاهی های تاریخی داده شده، جدولی از این بخششها را به افراد پیشگفته و نیز کسانی چون زبیر، سعد بن ابی وقاص ، یعلی بن امیه، زید بن ثابت و... و عده ای دیگر را به دست داده است[۳۳]
  • برخوردهای نامناسب با اصحاب رسول خدا:از عواملی که موجب نفرت مردم از عثمان شد،رفتارهای خشونت آمیز و پرخاشگرانه وی با برخی اصحاب رسول خدا(ص) که قصد اصلاح جامعه اسلامی و جلوگیری از انحراف آن را داشتند،بود.از جمله این این رفتار می توان به:
  1. تبعید ابوذر غفاری به شام و سپس به صحرای سوزان ربذه که موجب فوت او شد.
  2. ضرب و شتم عمار به دلیل اعتراض به رفتارهای خلیفه و اطرافیان او
  3. ضرب و شتم و قطع کردن مواجب عبدالله بن مسعود صحابی رسول خدا(ص) که موجب اعتراض عایشه همسر رسول خدا(ص) و دیگر صحابی پیامبر شد.

مخالفان عثمان[ویرایش]

براساس آنچه متون تاریخی آمده است، صحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به ویژه انصار نقش اساسی را در برانگیختن مردم بر ضد عثمان داشته اند. علامه امینی با جستجو در مآخذ متعدد اظهار داشته است که نام بیش از هشتاد صحابی در میان مخالفان عثمان دیده می شود. از جمله می توان به طلحه، زبیر، عایشه، عمار، ابوذر، عبدالرحمان بن عوف، عبدالله بن مسعود، مقداد، حجر بن عدی، هاشم بن عتبه، سهل بن حنیف، ابوایوب انصاری، جابربن عبدالله انصاری اشاره کرد. علامه امینی، اخبار مخالفت اینان را نقل کرده است.[۳۴] اما از مهم ترین مخالفان او متوان به افراد زیر اشاره کرد:

  1. عایشه:عایشه از زمانی که به دستور عثمان عطایش را قطع کردند شروع به مخالفت با عثمان کرد[۳۵].شاید مهم ترین مخالفت که عایشه می توانست با عثمان انجام دهد فتوای معروف او برای قتل عثمان بود.او خطاب به مخالفان عثمان که گفت:«اقتلوا نعثلاً فقد کفر!!:عثمان، اين پيرمرد يهودي احمق را بكشيد که کافر شده است. [۳۶]».این جمله مجوز قتل عثمان را صادر کرد.سعد بن ابی وقاص می گوید: عثمان با شمشیری که عایشه برکشید، کشته شد.[۳۷]
  2. طلحه و زبیر :طلحه و زبیر در شمار تندروترین منتقدان عثمان بودند. امام علی علیه السلام درباره اینان می فرمود: آنان حقی را از من طلب می کنند که خود آن را وانهاده اند و خونی را می خواهند که خود ریخته اند.[۳۸].در این میان دشمنی طلحه با عثمان بیشتر بود.ر هنگام محاصره خانه عثمان، طلحه رئیس محافظان خانه او بوده و اجازه ورود اشخاص و نیز طعام و آب را به کسی نمی داد.[۳۹]زمانی عثمان کسی را به دنبال امام علی علیه السلام فرستاد و بدو پیغام داد این طلحه مرا با عطش می کشد، در حالی که قتل با شمشیر نیکوتر است.[۴۰]از دیگر اقدامات دیگر طلحه می توان به حمله او به بیت المال مسلمانان و تصرف آن اشاره کرد که با مداخله امیرالمؤنین جلوی او گرفته شد.[۴۱]مراوان بن حکم، با این که در جنگ جمل در کنار طلحه بود، با مشاهده این که جنگ پایان می یابد، تیری در کمان گذاشت و طلحه را به قتل رساند و به این ترتیب انتقام عثمان را از وی گرفت. بعدها عبدالملک فرزند مروان گفت: اگر پدرم نگفته بود که او طلحه را کشته، تمامی فرزندان طلحه را به سبب خون عثمان به قتل می رساندم.[۴۲]
  3. انصار:ساکنان اصلی مدینه، انصار بودند. آنان با قریش موافقتی نداشته و خطای نخستین آنان در سقیفه، معلول همین برخورد آنان با قریش بود. در ماجرای قتل عثمان که محبوب قریش بود، بسیاری از انصار در شمار مخالفان عثمان بودند.

وقایع شورش عثمان[ویرایش]

برخورد عثمان با مخالفان[ویرایش]

قبل از وقوع شورش علیه عثمان بعضی از صحابه رسول خدا(ص) علیه برخی اقدامات عثمان و کارگزارانش به او اعتراض هایی را نمودند.از جمله این معترضین ابوذر غفاری بود. ابوذر کوشید تا عثمان را از اسراف پرهیز دهد. اما عثمان، او را به فتنه گری متهم کرده، گفت: أنت رجل محب للفتنه[۴۳] و او را ابتدا به شام و سپس به ربذه تبعید کرد که ابوذر در ربذه از دنیا رفت.

معترض دیگر وی عمار یاسر صاحبی خاص رسول خدا(ص) بود.عمار نسبت به اقدامات عثمان به ویژه در ماجرای ابوذر بسیار معترض بود.در پی این اعتراضات بود که عثمان او را تهدید به تعبید به ربذه کرد.که با تلاش های حضرت علی (علیه اسلام) ، عثمان از تبعید ابوذر منصرف شد.[۴۴].در اعتراض دیگری که توسط عمار صورت گرفت ، عثمان این بار به غلامانش فرمان داد تا دست و پاي عمار را گرفته هر يك به سوئي کشيدند و او را به صورت چهار ميخه درآوردند؛ و خود در حالي که کفش به پاي داشت، چنان محكم به ميان دو پاي آن پيرمرد ضعيف لگد زد آه مبتلي به فتق شد و بيهوش بيفتاد![۴۵]

از دیگر معترضین او کوفیان بودند.اعتراض آنان زمانی شروع شد که او ولید بن عقبة به را حاکم آنجا کرد.ولید با گرفتن وام از بیت المال و پس ندادن آن به عبدالله بن مسعود صحابی بزرگ پیامبر (ص) و برخورد نامناسب با ابن مسعود و همچنین شراب خواری و نماز خواندن در حالت مستی و .... سبب اعتراض کوفیان شد. زمانی که کوفیان برای شکوه از اعمال ولید به مدینه آمدند،به جای آنکه عثمان از به شکایت آنها رسیدگی کند،جانب والی خویش ولید را گرفت و آنها را متهم به فتنه گری کرد.به همین دلیل کوفیان شکایت خویش را به نزد امیرالمؤمنین علی علیه اسلام و عایشه بردند و موجبات خشم انصار و مهاجران مدینه را از عثمان فراهم نمودند.

عایشه همسر رسول خدا(ص) پس اعتراض کوفیان که به عثمان، در مسجد رسول خدا(ص) در جمع اصحاب پیامبر(ص) با آوردن کفش رسول خدا(ص) در جمع مسلمانان خطاب به عثمان گفت:«چه زود سنت و روش پيغمبر خود را پشت سر انداختي و آن را دستخوش فراموشي نمودي.»این سخن عایشه موجب درگیری بین طرفداران عثمان و مخالفان آن در مسجد شد.

دیگر شخصی که با اقدامات خود موجب شعله ورتر شدن آتش اعتراضات شد،عبدالله بن سعد بود. وی که والی مصر بود با اقدامات خویش موجب خشم مصریان شد به گونه ای که آنان برای شکایت از والی خلیفه به رهبری محمد بن ابی بکر به مدینه آمدند.اما اعتراض آنان نیز مانند کوفیان مورد بی توجهی عثمان قرار گرفت.به همین دلیل آنان در ذی حشب جمع شدند.طبری می نویسد به غیر از مصریان ، بصریان و کوفیان نیز بودند که بصریان ذی حشب ، کوفیان ذی المره و مصریان در هر دو ناحیه بودند.[۴۶]

توبه سیاسی عثمان[ویرایش]

عثمان از چند نفر خواست تا به نزد مصریان بروند و آنها را آرام کنند.ولی هربار مصریان آن شخص را از خود می راندند تا اینکه عثمان از حضرت علی (علیه السلام) خواست تا به نزد مصریان رود و آنها را آرام کند.امیرالؤمنین علي(ع) پاسخ داد:اين مأموريت را به اين شرط م يپذيرم که با من عهد و پيمان ببندي و خداي را بر آن گواه گيري که هر چه را من از جانب تو به آنان وعده بدهم وفا نمائي! عثمان گفت: قبول دارم.حضرت با مصریان دیدار کرد و به آنان قول داد تا عثمان زین پس مطابق کتاب خدا و سیره رسول خدا (ص) عمل کند و دست از ظلم ستم بردارد و حق و حقوق مظلومان را بپدازد.سپس نوشته نوشتند و به امضای برخی از صحابه رسول خدا(ص) و عثمان رساندند.[۴۷]

سپس عثمان در مسجد رسول خدا(ص) در میان مردم به پاخاست و در سخنانی،پشیمانی خویش را از اعمال گذشته اش اعلام نمود.و به مردم اطمینان داد که دیگر اعمال گذشته را تکرار نخواهد کرد و کارها را اصلاح می کند.

اما مروان بن حکم با برخورد بدی که با معترضان داشت آتش خشم مردم را دو باره شعله ور ساخت.او زمانی که مردم خواستار دیدار با عثمان بودند به جای عثمان خطاب به آنان گفت:«چه خبر است! براي غارت آمده ايد؟ ..... برويد، گم شويد! به خدا سوگند اگر قصد ما را بكنيد از ما چنان ضرب شستي خواهيد ديد که هرگز انتظار آن را نداشته ايد و آن بر شما خيلي گران تمام خواهد شد.چه مردم احمقي هستيد، به خانه هاي خود برگرديد، اشتباه کرده ايد، ما هرگز در مقابل شما عقب نشيني نكرده ايم، و قدرت و حكومت خود را از دست نخواهيم داد!!»


پس سخنان عثمان مردم مصر دوباره شورش کردند و این بار خانه عثمان را محاصره کردند.زمانی که خبر به امیرالمؤنین علی (علیه السلام) رسید حضرت عصبانی شدند و بیان کردند که دیگر حاضر نمی شوند به عثمان کمک کنند. اما به اصرار عثمان و اطرافیان او و با تاکید بر حق خویشاوندی بنی هاشم و بنی امیه،این بار نیز با وساطت خویش شورشیان را آرام کردند و موجب برگشت شورشیان به شهرهای خویش شدند.

اما مصریان در را بازگشت با غلام عثمان روبه رو شدند که نامه ای را برای عبدالله بن سعد به این مضمون که با رهبر مخالفان برخورد کند و آنان را اعدام و تبعید کند، می برد.این نامه موجب شد که مصریان بازگشته و دوباره خانه عثمان را محاصره کنند.فرزند (محمد)ابوبكر آن نامه را نخست به مهر چند تن از همرهان خود رسانيد و چون به مدينه وارد شدند علي (عليه السلام) و طلحه و زبير و سعد، و عموم اصحاب رسول خدا(صلي الله عليه و آله) را جمع کردند و داستان غلام و نامۀ عثمان را برايشان شرح دادند و در محضر آنان نامه را باز کرده قرائت نمودند در پايان آن مجلس کسي از اهل مدينه باقي نماند که از اين عمل عثمان اظهار تنفر و انزجار ننمايند.[۴۸]

پس از آنکه امیرالمؤمنین علی (علیه اسلام) از محتوای نامه آگاه شد،به نزد عثمان رفت و به او گفت که دیگر در کاری با عثمان نخواهد داشت.

فتوای عایشه[ویرایش]

نامه اي که برادر عایشه، محمد در راه مصر بدان دست يافت که عثمان فرمان قتل او و همراهانش را صادر کرده بود، عایشه را چنان منقلب و خشمگين ساخت که بي پروا و به صراحتي هر چه تمام تر فرمان قتل خليفه را صادر کرد، و فتوي به کفرش داد!! عايشه بانك برداشت: «بكشيد نعثل را که کافر شد!![۴۹]»

محاصره عثمان[ویرایش]

پس از این اتفاقات شورشیان با طلحه،زبیر و عمروعاص به محاصره خانه عثمان را محاصره کردند.آنها حتی آب را نیز بر روی او بستند.در انساب الاشراف بلاذري آمده:«هيچ يك از اصحاب رسول خدا (صلي الله عليه و آله)، از نظر مخالفت و ستيزه با عثمان، به پاي طلحه نمي رسيد! طلحه و زبير زمام امور بدست گرفته بودند، و طلحه از رسيدن آب به خانه ی عثمان جلوگيري مي کرد و نمي گذاشت آب آشاميدني به آنجا برسد.[۵۰].اين خبر چون به علي(علیه الاسلام) رسيد، سه مشك پر آب به خانه ی عثمان فرستاد. غلامان بني هاشم و بني اميه مشگ هاي پر آب را در ميان گرفتند تا از آسيب شورشيان در امان بماند، با اين حال تا آن آب به خانۀ عثمان رسيد عده اي از ايشان زخمي شدند![۵۱]

قتل عثمان[ویرایش]

چون به علي(علیه السلام) گزارش دادند که مردم به کشتن عثمان کمر بسته و در اين کار مصمم گشته اند به فرزندان خود، حسن و حسين (عليهمالسلام) چنين دستور داد:« شمشيرهاي خود را برداريد و بر در خانه ی عثمان بايستيد و اجازه ندهيد کسي به خليفه دست يابد.» مهاجمان و شورشیان عثمان چون محافظت از خانه عثمان توسط بنی هاشم را دیدند،سعی کردند تا از طریقی دیگر به عثمان دست یابند.

به همین دلیل آنان از خانه همسایه عثمان استفاده کردند و مخفیانه وارد خانه عثمان شدند،و او را به قتل رساندند.بدن عثمان سه روز بر زمین بود و سپس در حش کوکب به خاك سپرده شد.که این قبرستان ، مخصوص یهودیان بود.[۵۲]

پانویس[ویرایش]

  1. طبقات ابن سعد/ترجمه،ج3 ص 45
  2. طبقات ابن سعد/ترجمه،ج3 ص 45
  3. ابن عبد البر، الاستیعاب، ۳، ۱۰۳۷
  4. طبقات ابن سعد/ترجمه،ج3 ص 45
  5. ذهبی، اسدالغابه، ۳، ۴۸۱.
  6. طبقات ابن سعد/ترجمه،ج3 ص 46
  7. طبقات ابن سعد/ترجمه،ج3 ص 46
  8. واقدی، المغازی، ۱، ۱۰۱
  9. طبقات ابن سعد/ترجمه،ج3 ص 46
  10. المغازى، ج 1، ص 237، ترجمه ارشاد، ص 73(طبری، 310ق)، ج 4، ص 145، ناشر: دار الفكر/تاريخ الطبري، ج 2، ص 69، ناشر: دار الكتب العلمية/أسد الغابة في معرفة الصحابة، ج 4، ص 63، تحقيق عادل أحمد الرفاعي، ناشر: دار إحياء التراث العربي/ السيرة النبوية، ج 3، ص 55 ؛/ المطالب العالية بزوائد المسانيد الثمانية، ج 17، ص 347، تحقيق: د. سعد بن ناصر بن عبد العزيز الشتري، ناشر: دار العاصمة/ دار الغيث/ الاستيعاب في معرفة الأصحاب، ج 3، ص 1074، تحقيق علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل/ الوافي بالوفيات، ج 20، ص 61، تحقيق: أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى، ناشر: دار إحياء التراث/ البداية والنهاية، ج 4، ص 28 29،، ناشر: مكتبة المعارف)
  11. تاريخ الطبرى، ج 3، ص 429، شرح نهج البلاغة، ج 1، صص 163- 165، نثر الدار، ج 2، صص 15، 23، الكامل فى التاريخ، ج 2، ص 425، حياة الصحابه، ج 2، ص 26، طبقات الكبرى، ج 3، ص 200
  12. تاریخ سیاسی اسلام ، تاریخ خلفا ، رسولخ جعفریان ، ص 147
  13. تاریخ الامم و الملوک، ج ۳، ص ۲۹۶؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۱، ص ۱۸۸
  14. فتوح،ابن عثم کوفی،ترجمه،متن 281 به بعد
  15. تاريخ‌ يعقوبى/ترجمه،ج‌2،ص:54
  16. تاريخ‌ يعقوبى/ترجمه،ج‌2،ص:54
  17. انساب الاشراف، ج 5، ص 48 ؛ الاغانی، ج 5، ص 130
  18. الجمل، ص 161؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 6، ص 216
  19. المعیار والموازنه، ص 71
  20. البدایه والنهایه، ج 7، ص 175
  21. حر عاملى ، محمد، وسائل الشيعه ، ج 17، ص 426
  22. امام علی علیه السلام بدین خاطر عثمان را مورد سرزنش قرار داد و فرمود که در قیامت درباره خون هرمزان مؤاخذه خواهد شد.(انساب الاشراف، ج 5، ص 24)
  23. انساب الاشراف، ج 5، ص 39؛ البدایه و النهایه، ج 7، صص 154، 171؛ سنن نسائی، ج 3، ص 12؛ الموطاء ج 1، ص 282.
  24. امام احمد، مسند، ج 1، ص 100
  25. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 9، ص 15 از کتاب الشوری تألیف واقدی.
  26. مروج الذهب، ج 2، ص 235؛ الفتوح، ج 2، ص 151
  27. الفتوح، ج 2، ص 151
  28. مروج الذهب، ج 2، ص 347
  29. تفسیر آیه:ان جائکم فاسق، بنیأ فتبینوا
  30. الفتوح، ج 2، صص 173 - 171
  31. الفتوح، ج 2، صص 173 - 171
  32. اریخ المدینه المنوره، ج 3، ص 1115.
  33. الغدیر، ج 8، ص 286.
  34. الغدیر، ج 8 و9
  35. الفتوح، ج 3، ص 123.
  36. تاریخ طبری ج4 ص 477 ،کامل ابن اثیر ج 3 ص 87 ، ابن ابی الحدید ج 2 ص 77
  37. تاریخ المدینه المنوره، ج 3، ص 1174
  38. نهج السعاده، ج 1، صص 248 - 247
  39. الجمل، ص 141. و نک: تاریخ الطبری، ج 4، ص 385؛ العقد الفرید، ج 4، ص 290
  40. تاریخ المدینه المنوره، ج 3، ص 1202
  41. رجوع شود به کتاب نقش عایشه در تاریخ اسلام ، علامه مرتضی عسکری ، جلد اول ، ص 156
  42. طبقات الکبری، ج 3، ص 223؛ تاریخ المدینه المنوره، ج 3، ص 1170
  43. الفتوح، ج 2، ص 158
  44. تاریخ یعقوبی/ترجمه/ج 2 ص 69
  45. انساب الاشراف بلاذری،ج 5 ص 48
  46. تاریخ طبری/ترجمه،جلد 6،ص 2229
  47. انساب الاشراف ، بلاذری،ج 5 ، ص 111 - 112
  48. انساب الاشراف بلاذري ج 5 ص 67-68
  49. تاريخ طبري 4/477 ، تاريخ ابن اعثم 1/155،ابن اثير 3 /87
  50. انساب الاشراف بلاذري ج 5 ص 81-90
  51. تاريخ طبري ج5 ص112/ الکامل ابن اثیر ج3ص73
  52. رجوع شود به کتاب نقش عایشه در تاریخ اسلام ،علامه سید مرتضی عسکری، جلد 1

منابع[ویرایش]

  • طبقات، محمد بن سعد كاتب واقدى (م 230)، ترجمه محمود مهدوى دامغانى، تهران، انتشارات فرهنگ و انديشه، 1374ش.
  • تاريخ يعقوبى، احمد بن ابى يعقوب ابن واضح يعقوبى (م بعد 292)، ترجمه محمد ابراهيم آيتى ، تهران ، انتشارات علمى و فرهنگى ، چ ششم ، 1371ش.
  • الفتوح، ابن اعثم كوفى (م 314)، ترجمه محمد بن احمد مستوفى هروى (ق 6)، تحقيق غلامرضا طباطبائى مجد، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، 1372ش.
  • تاریخ خلفا (تاریخ سیاسی اسلام جلد2)،رسول جعفریان ،انتشارات دلیل ما،1392
  • نقش عایشه در تاریخ اسلام(جلد 1)،سید مرتضی عسکری/ترجمه عطا محمد سردارنیا ،موسسه علمی - فرهنگی علامه عسکری ، 1387