علامه امینی

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به: ناوبری، جستجو

عبدالحسین امینی نجفی مشهور به علامه امینی از مراجع بنام شیعه و نویسنده کتاب دائرةالمعارفی الغدیر است.

ولادت[ویرایش]

در سال 1320 ه. ق برابر با 1281 ه. ش ستاره‌ای در شهر تبریز، در خانه‌ای سرشار از علم و تقوا بدرخشید و افراد خانواده‌ را سرشار از شادی و شعف نمود.

فرزند را عبدالحسین نامیدند تا همواره سینه‌اش سرشار از عشق اهل‌بیت علیهم السلام باشد؛ پیوسته در مسیر ایشان گام بردارد و همچون مولایش امام حسین علیه‌السلام، شمیم روح افزای ولایت را پراكنده سازد. آری، عبدالحسین به دنیا آمد و الغدیر با او جان گرفت.

خاندان علامه امینی[ویرایش]

شیخ احمد امینی تبریزی،[۱]. پدر بزرگوار علامه امینی از عالمان با تقوا بود و مردم به ایشان همواره به دیده احترام می‌نگریستند. ایشان در سال 1287 هـ.ق در سَردها از توابع تبریز به دنیا آمد. میرزا احمد از فقها و مجتهدین زمان خود و در زهد و پارسایی زبانزد عموم بود. او در سال 1304 ه.ق به تبریز مهاجرت نمود و برای همیشه ساکن آنجا گردید.

برخی آثار به یادگار مانده از ایشان عبارتند از: شرحی بر قصیده المفجع و تعلیقاتی بر مكاسب شیخ انصاری. این مرد بزرگ در سال 1370 ه. ق، دیده از جهان فرو بست و در قبرستان نو شهر مقدس قم دفن گردید پدربزرگ علامه امینی، مولی نجفقلی مشهور به امین الشرع بود كه نام خانوادگی علامه نیز از همین لقب گرفته شده است. ایشان در سال 1257ه. ق، در روستای سَردها ـ از توابع تبریز پا به عرصه هستی نهاد و به یادگیری دانش و ادب پرداخت. وی نیز بعدها ساکن شهر تبریز گردید. مردی زاهد، فاضل، پرهیزگار و ادیبی برجسته بود كه به گردآوری اخبار ائمه اطهار علیهم السلام علاقه بسیاری داشت و چند مجموعه روایت نیز تدوین كرده و اشعاری به فارسی و تركی از وی به جا مانده است. او در شعر خود به "واثق" تخلص می‌کرد و نقش مُهر او - آن طوری که در پشت برخی از رسائلش مشهود است - " الواثق بالله الغنیِ عبدهُ نجفقلی" بوده است . وی در سن 83 سالگی در سال 1340ه. ق از دنیا رفت و در وادی السلام نجف اشرف به خاك سپرده شد. [۲]


واقعه عجیبی در مورد مرحوم نجفقلی نقل می‌کنند که ایشان بعد از رحلت، در تبریز دفن شدند اما بنا بر وصیت خود ایشان، جنازه آن بزرگوار پس از گذشت 13 سال به نجف اشرف منتقل گردید و در قبرستان وادی السلام آرام گرفت.[۳] کسانی که در آن روز حضور داشتند نقل می‌کنند که پیکر ایشان پس از 13 سال کاملا سالم بود[۴]

دوران كودكی و جوانی علامه[ویرایش]

كودكی عبدالحسین مانند دیگر همسالانش سپری نشد، بلكه او از همان كودكی، استعداد و تیزهوشی عجیبی از خود نشان می‌داد. وی از آغاز زندگی، با حافظه قوی و سرعت عجیبش در درك مسائل دینی،[۵]. همه نگاه‌ها را به خویش جلب كرد. روح پرسشگر و جست و جوگر عبدالحسین نمی‌گذاشت تا او مانند دیگر كودكان باشد. هر كس در كودكی او را درك می‌كرد، از تیزهوشی وی خبر می‌داد.[۶]

خانوده مذهبی و علاقه‌مند به دانش و معرفت علامه نیز، زمینه رشد و تعالی عبدالحسین را آماده كردند. ایشان شاگردی و یادگیری را در محضر پدر بزرگوارش آغاز نمود و با مبانی دانش آشنا شد.

پدر؛ ادبیات فارسی، عربی، منطق و تا اندازه‌ای فقه و اصول را به فرزندش آموخت. در كنار اینها، عبدالحسین به كتاب‌های حدیثی و اعتقادی نیز اشتیاق زیادی داشت، ولی با این همه، «قرآن و نهج‌البلاغه دو كتاب گرانقدر برای آموزش این محصل جوان بود.»[۷] از همان كودكی، وجود عبدالحسین از آیه‌های قرآن و سخنان والای امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام و امامان دیگر پر شد. پس، عشق به اهل‌بیت علیهم السلام در تار و پود وجودش نفود كرد.

بدین ترتیب، علامه امینی با كوشش علمی و با استعداد و پشتكار خویش، خانواده و اطرافیانش را به آینده خود امیدوار می‌ساخت.

علامه در سن 16 سالگی برای ادامه تحصیل راهی نجف اشرف شد و تا حدود سن 32 سالگی در آنجا مشغول کسب معارف الهی بود. در این سالها در محضر اساتیدی چون: آیة الله سید محمدبن محمدباقر الحسینی فیروزآبادی، آیة الله سید ابوتراب بن ابوالقاسم خوانساری، آیة الله میرزا علی بن عبدالحسین ایروانی و آیة الله میرزا ابوالحسن بن عبدالحسین مشکینی زانوی ادب زده و کسب علم نمودند . ایشان در سن 32 سالگی به زادگاه خود تبریز مراجعت نموده و برای مدت کوتاهی در آنجا ماندگار شد. اوقات ایشان در آن ایام به تدریس و تحقیق مصروف گردید و در آن زمان بود که کتاب نفیس تفسیر فاتحة الکتاب توسط ایشان به نگارش درآمد.

علامه امینی(ره) که عشق امیرالمومنین علی علیه السلام در جانش شعله‌ور بود، بیش از این در فراق از حضرتش تاب نیاورده و مجدداً راهی نجف اشرف شد.

ایشان در نجف ضمن تحقیق و مطالعه فراوان در مجالس اساتید برجسته و مراجع تقلید آن روزگار به استمرار حاضر می‌شدند و در ضمن آن بود که از جهت علمی و تقوا به مرتبه والای اجتهاد نائل گردیده و همچنین از علما و مجتهدین بزرگ آن عصر اجازه روایت نیز دریافت داشتند. بعضی از مشایخ روایت ایشان عبارتند از:

آیة الله سید ابوالحسن موسوی اصفهانی، آیة الله شیخ علی اصغر ملکی تبریزی، آیة الله شیخ محمد محسن (آقا بزرگ) تهرانی.

علامه امینی(ره) در مقام اجتهاد، منزلت و جایگاه والایی داشتند و بیشتر ساعات ایشان به تحقیق و مطالعه می‌گذشت. و از منابع علمی اسلامی توشه برمی‌گرفت. ایشان در تفسیر، حدیث، تاریخ و علم رجال صاحب‌نظر بودند[۸]

اساتید[ویرایش]

علامه از محضـر عالـمانى چـون :

  • سید محمد مولانا
  • سید مرتضى خسرو شاهى
  • شیخ حسین
  • سیـد محمـد فیـروز آبادى
  • سیـد ابـو تـراب خوانسارى

و دیگران استفاده برده است، همچنین ایشان از مراجع بزرگى چـون :

  • سید ابـوالحسـن اصفهانى
  • میرزا حسین نائینى
  • شیخ عبد الکریم حائرى
  • شیـخ محمـد حسین کمپانـى اصفهان

وبه خطـوط خود آن بزرگان اجازه اجتهاد دریافت داشته است.

تالیفات[ویرایش]

  • الغدیر
  • تفسیر فاتحه الکتاب
  • شهداء الفضیلة
  • سیرتنا وسنتنا سیرة نبینا وسنته
  • السنة والسیرة
  • ثمرات الأسفار
  • ریاض الأنس
  • المقاصد العلیة
  • کامل الزیارات
  • اعلام الانام فـی معرفة الملک
  • رساله در علـم درایه
  • رساله در نیت
  • تصحیح وسائل الشیعة

خصوصیات اخلاقى[ویرایش]

علامه امینـى روحـانـى کامل عیارى بـود که در او نـور عقل شـرعى به وجه احسـن تجلى کرد ایـن مرد بزرگ از جهات عدیده مانند علـو طبع، استغناى روح، بـى اعتنایى به ریاست، صراحت لهجه، زبان صدق گـویا، قلـم و بیان شیوا و رسا، قیافه جذاب و سیماى دل نشیـن و هیکلـى متناسب و آراستگـى به صفات کـریمه دیگـر از قبیل تـوکل، ادب، شجـاعت، ابـراز شخصیت در بـرابـر مخالف و در مقام دفاع از حقیقت و امثـال اینها در میـان اقـران کـم نظیـر بود.

عالى تریـن صفات ممتاز وى محبت و ولاى کامل نسبت به خاندان رسالت بود که سرآمد تمام مزایاى وجودى او به شمار مى رفت به همیـن جهت است که علامه را بایـد در ایـن عصـر، یگانه غواص دریاى بـى کـران ولایت دانست.

مقام علمى[ویرایش]

علامه امینى در علـوم اسلامى مانند تفسیر، حدیث درایه و علـم رجال استاد و متبحرى بى مانند و به خصـوص در علم فقه و تاریخ گویى سبقت را از همه محققان در ربود هنگامى که نخستیـن تألیف وى تحت عنوان شهداى راه فضیلت در، سى و پنجمیـن سال زندگى پر برکتش منتشر شد مراجع و علماى بزرگ زمان هـم چـون سید ابـوالحسـن اصفهانى، حاج آقا حسیـن طباطبایى قمـى، شیخ آقا بزرگ تهرانـى، شیخ محمد حسین کمپانـى، و شیخ محمد خلیل عاملـى زبان به تحسین گذاردند و ایـن زمانى است که هنوز سخنى از الغدیر در میان نبـود و پـس از ایـن مراحل است که ایـن بزرگوار 40 سال دیگر از عمر پر برکت خویش را بـا تلاشـى بى مـاننـد و پشت کـارى کـم نشـان در راه تحقیق و تتبع گذارنـده و کتاب عظیـم و شاهکار خـویـش (الغدیـر) را به جهان اسلام تقـدیـم داشت.

فعالیت[ویرایش]

علامه بـراى گرد آورى مطالب الغدیر سفـرهاى پژوهشـى بسیار کرد در سرزمینهـا و شهرها، کعبه آمالـش کتابخانه هاى عمومى و شخصى بـود ایـن سفـرها پـر بـار عمـوما به مطالعه و استنتاج و تهیه مأخذ و ملاقات با استادان مى گذشت. از جمله شهرهایـى که وى به ایـن هدف به آنها سفر کرد، مـى تـوان :حیـدرآبـاد، دکـن، علیگـره، لکنهو، کـانپـور، جلالـى (در هنـد )، رامپـور، فـوعه، معره، قـاهـره (در مصـر )، حلب، نبل و دمشق (در سوریه) را بر شمرد، عشق به خـانـدان عتـرت چنـان سـراسـر وجـودش را فـرا گرفته بـود که ساعتها مطالعه در مخزن کتـابهاى خطـى و دست یافتن به گوهرهاى گرانبهاى نبـوى را بر خویشتـن خویـش هموار ساخته هرگز احساس خستگى نمى نمود.

گـوینـد در کتابخانه‌ى یکـى از شهرهاى عراق به مطالعه مـى پرداخت، چـون ایـن کتابخانه در هر شبانه روز تنها چهار ساعت بیشتـر باز نبـود علامه امینـى هـم نمـى تـوانست بیـش از چهار روز در آن شهر بماند، با توافقى که میان وى و رئیـس کتابخانه برقرار شده بود، علامه امینـى هـر روز به هنگام ظهر یعنـى ساعت تعطیل کتـابخـانه وارد آنجا مى شـد، کتابـدار، در را به روى او مـى بست تا روز بعد سـاعت 8 صبح که در را به رویـش مـىگشـود.

در نتیجه او روزى 20 ساعت در ایـن کتابخانه کار مى کـرد و بـا لقمه نـانـى که همـراه داشت و جـرعه آبـى که کتـابـدار در اختیارش مـى گذاشت، تـوانست از میـان چهار هزار نسخه‌ى خطـى مـوجـود در آن کتابخانه، مأخذ دلخـواه خـود را بیابـد. آرى این همه تـوانایى و پشت کار و دل بستگـى به کار، فقط و فقط در پرتو ایمان و عشق میسر است.

وی از مولود کعبه به عنوان محور امت اسلامی بعد از پیامبر یاد می‌کند. علامه امینی با تأسیس کتابخانه در نجف اشرف دانشگاه بزرگ عالم تشیع را تا حد امکان از کتاب بی‌نیاز کرد. او در صدد است عدل علیعلیه‌السلام با به اجرا در آمدن اصول سیاسی اسلام دیگر بار در جامعه انسانی آشکار گردد. علامه امینی به همراه بزرگانی همچون سید شرف‌الدین عاملی نهضت متن ‌گرایی را بنیان نهادند تا مبانی فلسفه‌ی سیاسی اسلام را با ارائه مدرک به امت اسلامی عرضه نمایند و به این وسیله در مقابل نهضت پیشین‌گرایی یا نهضت سلفیه ایستادند. علامه‌ی مصلح با جمع‌آوری اجتماجات پیشوایان شیعه تمامی زمینه‌های شک و تردید را در باره‌ی حدیث غدیر از بین می‌برد.

روش علامه برای مبارزه با استعمار تدافعی نبود بلکه با مطرح کردن ولایت و امامت و بحث‌های عمیق علمی پیرامون آن به ولایت فقیه در عصر غیبت رسید.

خدمات[ویرایش]

علامه غیر از تألیف کتب، به خدمات دیگرى نیز مـى پـرداخت از جمله کتابخانه (مکتبه الامام امـیر المومنیـن العامه) در نجف از بـاقیـات صـالحـات آن بزرگـوار بـوده و از نظر کیفیت در شمار با ارزش تریـن کتابخانه هاى علمى دنیاى اسلام است.

وفات[ویرایش]

تلاش بـى وقفه معمار مـدینه غدیر را، دچار فتـور جسمانـى کـرد و بیمارش نمـود بیمارى، اندک اندک رو به فزونـى گرفت تا اینکه آن پیر فرزانه و فقیه پر مایه در روز جمعه 12 تیـر مـاه 1349 هـ .ش برابر با 28 ربیع الثـانـى 1390 هـ .ق نزدیک اذان ظهر در آستان 70 سالگى به ملکـوت اعلى پیـوست روز بعد پیکر پاک وى در تهران تشییع و پـس از چنـد روز به نجف اشـرف حمل و در آنجا بعد از تشییع و طـواف بـر گرد مزار دوست در کتـابخـانه عمـومـى که خـود تأسیـس کـرده بـود به خاک سپرده شد او رفت ولى الغدیر وى چراغ خانه دلهاى با صفا و مشعل هدایت امت تا طلـوع خـورشید ولایت شد

پانویس[ویرایش]

  1. ترجمه الغدیر، محمدتقی واحدی و دیگران، ج 1، ص 154/ علمای بزرگ شیعه، ص 410
  2. شهیدان راه فضیلت، ص 7.
  3. مقدمه الغدیر، ج 1، ص 58، چاپ 1368.
  4. کتاب فاطمه زهرا، دکتر محمد امینی نجفی، مقدمه، ص 20
  5. علمای بزرگ شیعه، ص 410
  6. ربع قرن مع العلامه، حسین شاكری، ص 299
  7. گلشن ابرار، جمعی از پژوهشگران، ج 2، ص 727
  8. مقدمه الغدیر، ج 1، ص 64 - 68، چاپ 1368.

منابع[ویرایش]

  • نگاهبان غدیر،علامه امینی در دسترس دردانشنامه رشد تاریخ بازیابی:26 آذرماه 1392.
  • نگاهی به زندگی علامه امینی(ره) در دسترس در سایت تبیان تاریخ بازیابی:26 آذرماه 1392.