قریش

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به: ناوبری، جستجو

یکی از قبایل مهم حجاز

نسب قریش[ویرایش]

بیشتر نسب شناسان عقیده دارند که قریش لقب نضر بن کنانه، جد دوازدهم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بوده است؛ از این رو هر طایفه ای که نسب اش به «نضر بن کنانه» برسد، «قریشی» خوانده می شود و از قبیله قریش به شمار می آید. برخی دیگر از دانشمندان نسب شناس، قریش را لقب فهر بن مالک، جد دهم پیامبر اکرم دانسته اند و نسل او را قریشی به شمار می آوردند.[۱]

نظر دیگر در مورد دلیل نامگذارى آن‌ها به قریش با توجه به ریشه این کلمه بیان شده است به این صورت که "قریش" از ریشه قرش و به معناى كسب و نیز جمع شدن است و قرشیان، چنان كه در سوره قریش آمده، سفرهاى بازرگانى زمستانه و تابستانه داشته اند و آنان كه قبلاً در سرزمین مختلف پراكنده بودند، در مكه جمع شد و اسكان یافتند.[۲]

قریش پیش از اسلام[ویرایش]

برای تفصیل رجوع شود به قبیله قریش پیش از اسلام.

طایفه های قبیله قریش[ویرایش]

مسعودی، مورخ مشهور اسلامی، طایفه های قبیله ی بزرگ قریش مقارن ظهور اسلام را 25 طایفه به شرح زیر دانسته است:

  1. بنی هاشم
  2. بنی مطلب
  3. بنی حارث
  4. بنی امیه
  5. بنی نوفل
  6. بنی حارث بن فهر
  7. بنی اسد
  8. بنی عبدالدار
  9. بنی زهره
  10. بنی تیم بن مره
  11. بنی مخزوم
  12. بنی یقظه
  13. بنی مره
  14. بنی عدی بن کعب
  15. بنی سهم
  16. بنی جمح
  17. بنی مالک
  18. بنی معیط
  19. بنی نزار
  20. بنی سامه
  21. بنی ادرم
  22. بنی محارب
  23. بنی حارث بن عبدالله
  24. بنی خزیمه
  25. بنی بنانه

از طوایف 25 گانه قریش، برخی در سرزمین بطحاء (مناطق هموار مکه) ساکن بودند که به «قریش بطاح یا قریش بطحاء» شهرت داشتند و طایفه هایی نیز در کوه ها و بیرون شهر مکه ساکن بودند که به «قریش ظواهر» مشهور بودند.[۳]

قریش و کعبه[ویرایش]

قریشیان به سرپرستی امور کعبه و مؤسسات آن توجه فراوانی داشتند و اقتصاد و سیاست آنان بر اساس مناصب مربوط به کعبه استوار بود. هر یک از موسسات وابسته به کعبه را یکی از بزرگان طوایف قریش عهده دار بود و غالبا مناصب کعبه در دست ده طایفه مهم قریش بود. این ده طایفه عبارت بودند از: بنی هاشم، بنی عبدالدار، بنی اسد، بنی مخزوم، بنی سهم، بنی تیم، بنی عدی بنی نوفل و بنی جمح.

مناصب کعبه که قریش عهده دار آن بود عبارت بود از: منصب «سقایت» (آبرسانی به زائران کعبه)، منصب «رفادت» (مهمانداری و پذیرائی زائران کعبه)، منصب «حجابت» (کلیدداری و دربانی)، منصب «قضاوت»، منصب «قیادت» (سرداری و سرپرستی کاروانهای بازرگانی و جنگی)، منصب «عمارت» (نگهبانی و مراقبت از مسجدالحرام)، منصب جمع آوری و نگهداری اموال کعبه، منصب پرداخت دیه و غرامت و...[۴]

جنگ های قریش[ویرایش]

قریش جنگ های زیادی با قبایل دیگر داشت که مشهورترین آن ایام فجار و «یوم الغنب» بود.

قریش و پیامبر اسلام[ویرایش]

خداوند از میان قریش، پیامبر خاتم حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را به نبوت برانگیخت ولی آنان نه تنها به او ایمان نیاوردند بلکه در شمار سرسخت ترین دشمنانش درآمدند و افزون بر آزار و اهانت های سیزده ساله به او در مکه، جنگ های زیادی همچون جنگ بدر، احد و خندق را پس از هجرت پیامبر به مدینه، علیه او به راه انداختند. ولی سرانجام در سال هشتم هجرت با فتح مکه همه قریشیان تسلیم شدند و اسلام آوردند.[۵]

قریش پس از اسلام[ویرایش]

قریش، پیش از اسلام شهرتی داشته اما شهرت آن بعد از اسلام چندین برابر شد،‌ اولاً: ‌از آن روی كه پیامبر از این قبیله بود و این خود مهمترین عامل شهرت برای قریش بود. ثانیاً،‌ بنی امیه به تدریج این اصل را مطرح كردند كه خلفا باید قریشی باشند. آنان برای این سخن خود احادیثی نیز ساختند و بدین ترتیب در اندیشه‌ سیاسی ـ مذهبی اهل سنت این اصل استقرار كامل یافت. البته اهمیت قریشی بودند. خلیفه، از همان روزهای نخست خلافت نیز مطرح بود؛ چنان كه عباس به علی علیه السلام می‌گفت: اگر من و ابوسفیان با تو بیعت می‌كردیم، فرزندان عبدمناف با ما مخالفت نمی‌كردند و اگر آن‌ها مخالفت نمی‌كردند هیچ كس از قریش با ما اختلاف نمی‌كرد و اگر قریش با تو بیعت می‌كرد هیچ كس از عرب، با تو مخالفت نمی‌نمود.

تبلیغات بنی امیه برای نشان دادن برتری قریش بر عرب در شهرت قریش تأثیر فراوانی داشته است؛ معاویه به صعصعه بن صوحان می‌گوید: ‌اگر قریش نبود شما در ذلّت بودید! صعصعه جواب داد، این گونه نیست؛ چرا كه قریش نه پرجمعیت‌ترین است و نه باشرف‌ترین.

ابوبكر در سقیفه به انصار می‌گفت:‌ شما می‌دانید كه عرب جز از قریش اطاعت نخواهد كرد. عمر نیز می‌گوید كه قریش اشرف اقوام نزد عرب هستند. علی علیه السلام در مورد قریش می‌فرماید: اگر قریش از پیامبر (و نام او و دین او) برای رسیدن به قدرت و شرافت و سیاست بهره نمی‌برد، تنها یك روز بعد از مرگ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بت پرست و مرتد می‌شد.

بلال همیشه قبل از اذان بر قریش نفرین می‌كرد و از خدا بر ضد آنان كمك می‌خواست. با این حال جاعلان حدیث،‌ دهها حدیث بر فضل و برتری قریش ساخته‌اند به عنوان مثال نقل شده: جبرئیل نزد من آمد و گفت: ‌تمام شرق و غرب و شمال و جنوب را گشتم، بهتر از قریش نیافتم و از قریش بهتر هاشم را یافتم. و یا این كه «قریش نمك این امت است، آیا می‌توان طعام بدون نمك داشت؟» بعد از اسلام نیز قریش رودرروی حافظان سنن پیامبر و اهل بیت حضرت ایستاده و غاصب خلافت هستند؛ این قریش بودند كه جنگ جمل و صفین را در مقابل علی علیه السلام به راه انداختند. [۶]

پانویس[ویرایش]

  1. قریش، کتابخانه طهور (بازیابی:11 دیماه 1391).
  2. محمد محمدحسن شرّاب، ترجمه حمیدرضا شیخی؛ فرهنگ اعلام جغرافیایى، تاریخى در حدیث و سیره نبوى. (مطلب نقل شده از جمله اضافات محمدرضا نعمتى بر این کتاب است).
  3. قریش، کتابخانه طهور (بازیابی:11 دی ماه 1391).
  4. قریش، کتابخانه طهور (بازیابی:11 دیماه 1391).
  5. قریش، کتابخانه طهور (بازیابی:11 دی ماه 1391).
  6. قبیله قریش، سایت اندیشه قم، بازیابی: 11، دی ماه 1391.

منابع[ویرایش]