مرگ

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به: ناوبری، جستجو

کلید واژه: مرگ، موت، انسان، قرآن کریم؛



«مَرْگ» در مقابل «زندگى»، اسمی است برای مردن و جدائى روح از بدن; معادل آن در زبان عربى واژگان «موت»، «ممات»، و «توفّى» می باشد.

حقيقت اين واژه در مورد موجودات جاندار، مانند انسان يا هر حيوانى صادق است، و گاه مجازاً در شيئى كه بار ارزش دهنده اش را از دست داده باشد، مانند زمينِ گل و گياه از دست داده نيز به كار رود: «يحيى الارض بعد موتها». چنان كه در فارسى مجازاً به جاى «نيستى» پس از هستى (فناء) نيز استعمال مى شود.


«مرگ» در منظر قرآن[ویرایش]

«موت» (مرگ) با مشتقاتش 165 بار در قرآن كريم ذكر شده است.


بخشی از آیات مربوطه:

  • «الله يتوفّى الانفس حين موتها و التى لم تمت فى منامها»: خداوند است كه جانها را هنگام مرگ و نيز در حال خواب درمى يابد (و از بدن جدا مى سازد) (سوره زمر:42).
  • «و ماكان لنفس ان تموت الاّ بإذن الله»: هيچ كس را نرسد كه بميرد جز به اذن پروردگار (سوره آل عمران:145).
  • «نحن قدّرنا بينكم الموتَ»: ما مرگ را در ميان شما مقرر داشتيم (سوره واقعه: 60).
  • «كلّ نفس ذائقة الموت و انما تُوفّون اجوركم يوم القيامة»: همه كس چشنده شربت مرگ است و به طور قطع روز قيامت به پاداش اعمالتان خواهيد رسيد (آل عمران: 184).
  • «الذى خلق الموت و الحيوة ليبلوكم ايّكم احسن عملاً»: خداوندى كه مرگ و زندگى آفريد تا شما بندگان را بيازمايد كه كداميك نيكوكارتريد. (سوره ملک: 2)


روايات مربوط به «مرگ»[ویرایش]

  • از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) روايت است كه فرمود: بهترين زهد در دنيا ياد مرگ و بهترين عبادت ياد مرگ و بهترين انديشه ياد مرگ است زيرا هر آن كس كه ياد مرگ او را (از دغدغه روزگار) آرام سازد قبر خود را باغى از باغهاى بهشت بيابد.
  • به اميرالمؤمنين (علیه السلام) عرض شد به چه چيزى مى توان آماده مرگ شد؟ فرمود: به انجام واجبات و ترك محرمات و دارا بودن صفات نيك آنگاه چنين كسى را باكى نبود كه مرگ به سراغ او آيد يا او به سراغ مرگ رود.
  • از امام صادق (علیه السلام) روايت است كه عيسى بن مريم هماره مى فرمود: هول و هراسى كه ندانى كى تو را دريابد، چرا در برابرش مهيا نباشى كه پيش از ورود ناگهانيش خويشتن را آماده سازى؟!


علل ترس از «مرگ»[ویرایش]

  • عشق به زندگی

یک انسان متعادل زندگی را دوست می دارد، جهان و زیبائی های آن را دوست می دارد و آرزو می کند که بتواند برای همیشه زنده بماند . انسان در دشوارترین شرایط هم دل از زندگی برنمی کند و معذور هم هست برای این که عشق به زندگی یک عشق غریزی و نهادی است .

امام علی علیه السلام می فرماید:

«و اعلموا انه لیس من شی ء الاّ و یکاد صاحبه یشبع منه و یمله الا الحیاة فانه لا یجد فی الموت راحة;[۱] بدانید که انسان سرانجام همه لذت های دنیا سیر می شود، جز لذت زندگی; برای این که هیچ کس در مرگ آسایش نمی بیند .»

انسان زندگی را حتی در شرایط تلخ و ناگوار هم بر مرگ و تلخی های آن ترجیح می دهد.

  • دست نیافتن به آرزوها و اهداف

امام علی علیه السلام مرگ را عامل دست نیافتن آدمی به آرزوها و اهداف خویش می داند و می فرماید:

«فان الموت ... مباعد نیاتکم»;[۲] مرگ میان شما و هدفهایتان فاصله می شود.

به هر حال هر گونه آرزویی ممکن است با حلول مرگ، بر باد رود؛ اما انسانی که به سرنوشت و مرگ بیندیشد، دل به فریب آرزوها نمی سپارد، چنانکه امام علی علیه السلام می فرمایند:

«لو رای العبد الاجل و مصیره، لأبغض الامل و غروره;[۳] اگر انسان اجل و عواقب آن را می دید، با آرزو و فریب آرزوها دشمنی می ورزید .»

  • کیفیت مرگ

یکی دیگر از عوامل ترس از مرگ، نگرانی و ترس از چگونگی مرگ است. این چگونگی گاهی به خود مرگ مربوط است و گاهی به شرایط و موقعیت مرگ.

  • نگرانی از نقص و کمبود عمل

انسان های با ایمان در هر شرایطی که باشند اعمال خود را ناچیز دیده و از این بابت نگرانند . علی علیه السلام می فرماید:

«ینبغی للعاقل ان یعمل للمعاد و یستکثر من الزاد قبل زهوق نفسه و حلول رمسه».

امام همچنین می فرمایند: «آگاه باش که راهی سخت و دراز در پیش داری که توفیق شما در پیمودن این راه در گرو آن است که به شایستگی بکوشی و تا می توانی توشه برگیری و بار گناه خود را سبک گردانی که سنگینی آن در این راه دشوار، رنج آور است . پیشاپیش تا می توانی به آن سرای توشه بفرست ... بدان که در پیش روی تو گردنه های صعب العبور وجود دارد که تا می توانی باید سبک بار بوده و توشه راه داشته باشی .»[۴]

  • کثرت گناه

یکی دیگر از عوامل نگرانی مؤمنان از مرگ، زیادی گناهان است . حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «چنان مباش که به خاطر گناهان زیاد خود مرگ را ناخوش داری .»[۵] بنابراین اگر گناهکار نباشی باید همانند مولا از مرگ باک نداشته باشی که تو به سوی آن بروی یا او به سوی تو گام بردارد .

  • بیم از مرگ بی فضیلت

اگر چه همه اقسام مرگ، مرگ اند; اما به لحاظ فضیلت، مرگ با مرگ دیگر تفاوت دارد. علی علیه السلام، آرزومند شهادت بود و مرگ در بستر را دوست نمی داشت. حضرت در این باره می فرماید:

«مرگ چنان با سرعت و جدیت در تعقیب ماست که چه ایستادگی کنیم و چه بگریزیم، بر ما دست خواهد یافت . با ارج ترین مرگ ها نزد من، کشته شدن با شمشیر (شهادت) است. سوگند به خداوندی که جان فرزند ابوطالب در دست اوست، اگر هزار شمشیر بر سرم بخورد، برایم آسان تر از آن است که در بستر بمیرم و نه در راه فرمان خدا.»[۶]


منابع[ویرایش]

  • سید مصطفی حسینی دشتی، فرهنگ «معارف و معاریف»
  • سید یحیی یثربی، مقاله «مرگ و مرگ اندیشی»، مجله قبسات، شماره 19.

پانویس[ویرایش]

  1. نهج البلاغه، خطبه 133 .
  2. نهج البلاغه، خ 230، بند2 .
  3. همان، حکمت 334 .
  4. نهج البلاغه، نامه 31.
  5. همان، حکمت 150 .
  6. همان خطبه 123، بند 1 .