عام الحزن

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به: ناوبری، جستجو

عام الحزن (سال غم) نامی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله بر سال دهم بعثت، سه سال قبل از هجرت نهاده است. در این سال وفات حضرت ابوطالب و حضرت خدیجه سلام الله علیها دو شخصیت گرانقدر که در پیشرفت دین اسلام و نیز حمایت مالی و معنوی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله لحظه­ای دریغ نکردند، رخ داد که با فاصله سه روز دار فانی را وداع گفتند.

تاریخ وفات این دو بزرگوار[ویرایش]

مورخین در این­که وفات آن دو بزرگوار در سال دهم بعثت (619 میلادى) اتفاق افتاده است، اختلاف نظری ندارند ولى در این­كه كدام یك زودتر رحلت کرده و فاصله مرگ آن دو چقدر و در چه ماهى بوده است، اختلاف وجود دارد. برخی آن­را در ماه شوال و برخی در ذی القعده و عده­ای رمضان دانسته­اند؛ چنانچه گروهی فاصله وفات ایشان را پنجاه و پنج روز و برخی سی و پنج روز گقته­اند.


وفات حضرت ابوطالب[ویرایش]

ابو طالب در سن هشتاد و شش سالگى و بقولى نود سالگى،وفات كرد. چون خبر مرگ ابو طالب به رسول خدا رسيد بر دل ایشان گران آمد و سخت‌ بيتاب شد، سپس وارد شد و پيشانى راست او را چهار بار و پيشانى چپش را سه بار دست كشيد، سپس گفت: يا عم ربيت صغيرا و كفلت يتيما و نصرت كبيرا فجزاك الله عنى خيرا،" اى عمو مرا در كودكى پرورش دادى و در يتيمى كفالت كردى و در بزرگى يارى نمودى، پس خدايت از من جزاى خير دهد." و نيز گفت: اجتمعت على هذه الامة فى هذه الايام مصيبتان لا أدرى بايهما انا اشد جزعا،" در اين روزها بر اين امت دو مصيبت فراهم گشته است كه نمي دانم به كدام يك از آن دو بيتاب‌ترم." و مقصودش مصيبت خديجه و ابو طالب بود. و از آن بزرگوار روايت شده است كه گفت: ان الله عز و جل وعدنى فى اربعة فى ابى وامى و عمى و اخ كان لى فى الجاهلية،" همانا خداى عز و جل مرا درباره چهار نفر وعده داده است: درباره پدرم و مادرم و عمويم و برادرى كه در جاهليت داشتم‌.[۱]

وفات ام المومنین خدیجه کبری (سلام الله علیها)[ویرایش]

حضرت خدیجه سلام الله علیها اولین زنى بود كه با پیامبر ازدواج كرد و سپس بعثت حضرتش را تصدیق و به وی ایمان آورد. در این­که او اولین زنی است که ندای رسول ­خدا صلی الله علیه و آله را پاسخ گفت، هیچ­گونه اختلاف نظری وجود ندارد.

ابن اسحاق از عبد الله بن جعفر بن ابى طالب حديث كرده كه گفت: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: من مأمور شدم تا خديجه را بخانه از درّ و لؤلؤ (در بهشت) بشارت دهم، كه فرياد و دشنامى و تعب و رنجى در آن نيست. و از ديگرى روايت كرده‌«جبرئیل نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت: از سوى خداوند خدیجه را سلام برسان. پس خدیجه گفت: خدا سلام است و سلام از او می­باشد».[۲]

حضرت خدیجه سلام الله علیها بعد از بیرون آمدن از شعب وفات یافت. هنگامى كه جان مي داد رسول خدا(صل الله علیه و آله) بر او وارد شد و گفت: بالكره منى ما أرى و لعل الله ان يجعل فى الكره خيرا كثيرا، اذا لقيت ضراتك فى الجنة يا خديجة فاقرئيهن السلام،" مرا آنچه مى‌بينم ناگوار است، و شايد خدا در ناگوار خيرى بسيار قرار دهد، پس هر گاه در بهشت هووهاى خود را ديدار كردى، آنان را سلام برسان." گفت اى رسول خدا، آنان كيستند؟ گفت: ان الله زوجنيك فى الجنة و زوجنى مريم بنت عمران و آسية بنت مزاحم و كلثوم اخت موسى،" همانا خداى تو را و نيز مريم دختر عمران و آسيه دختر مزاحم و كلثوم خواهر موسى را در بهشت همسران من قرار داده است."[۳]

تاثیر این دو مصیبت بر زندگی رسول خدا(صل الله علیه و آله[ویرایش]

این دو واقعه به قدری برای رسول خدا صلی الله علیه و آله غمبار بود که آن سال را سال غم نام نهادند. این دو رخداد قریش را نسبت به رسول خدا صلی الله علیه و آله بى ‌باك ساخت.چند تن از خويشان و همسايگان رسول خدا صلى الله عليه و آله بودند كه بيش از ديگران آن بزرگوار را مي آزردند، از آن جمله بود: ابو لهب (عموى پيغمبر)، حكم بن عاص، عقبة بن ابى معيط، عدى بن حمراء ثقفى، ابن اصداء هذلى كه اين جمله همسايگان آن حضرت بودند. اينان انواع آزار و صدمات را نسبت بآن جناب روا مي داشتند تا بجائى كه برخى از آنها بچه‌دان گوسفند را كه ذبح كرده بودند و از شكمش بيرون آورده در هنگامى كه حضرت نماز مي خواند بياوردند و بر سر آن حضرت افكندند، و ديگرى آنرا در ديك غذاى آن حضرت مي انداخت، و امثال اينگونه كارها كه در هر مرتبه رسول خدا صلى الله عليه و آله آنرا با سر چوب بدست مبارك مي گرفت و بدر خانه ميآورد و در كوچه مي أفكند و ميفرمود: اى فرزندان عبد مناف اين چه همسايه آزارى است كه مي كنيد؟! تا بالاخره آن حضرت ناچار شد ديوارى سنگى در گوشه از خانه خود بسازد و هنگام نماز پشت آن ديوار بايستد، و بدين وسيله از شر ايشان آسوده باشد. از این رو رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد عمویشان می فرمایند:« تا روزی که ابوطالب وفات یافت دست قریش از آزار و اذیت من کوتاه بود.»[۴]

و چون خدیجه(سلام الله علیها) وفات كرد، فاطمه(سلام الله علیها) به رسول خدا(صل الله عیله و آله و سلم) مى‌آویخت و می­گریست و می­گفت: مادرم كجاست، مادرم كجاست؟ پس جبرئیل بر او فرود آمد و گفت: به فاطمه بگو كه خداى متعال براى مادرت در بهشت خانه‌اى از در و گوهر بنا كرده است كه رنج و داد و بیدادى در آن نیست. محبت رسول خدا به خدیجه آن­چنان بود که سال­ها پس از وفات وی از او یاد می­کرد، آن­گونه که حسادت برخی از همسران ایشان ­را برمی­انگیخت. چون گوسفندی قربانی می­نمود برای دوستان خدیجه نیز سهمی می­ فرستاد.

پانویس[ویرایش]

  1. تاريخ ‌يعقوبى،ترجمه دکتر ابراهیم آیتی ،ج‌1،ص:394
  2. زندگانى‌محمد(ص)،ترجمه سیره ابن هشام،ج‌1،ص:158
  3. تاريخ ‌يعقوبى،ترجمه دکتر ابراهیم آیتی،ج‌1،ص:393
  4. امتاع الاسماع،ص27 ؛اسدالغابه ، ج 5،ص 439 ؛ الکامل،ج2،ص63؛ طبقات الکبری ،ج1،ص 211


منابع[ویرایش]

  • زندگانى ‌محمد(ص)ترجمه سیره ابن هشام
  • تاريخ ‌يعقوبى،ترجمه دکتر ابراهیم آیتی