رعایت ادبیات دانشنامه ای متوسط
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

شهادت امام حسن علیه السلام

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۰ سپتامبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۳:۳۲ توسط Zamani (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

تقویم هجری قمری

روز واقعه:28 صفر
سال 50 هجری قمری

امام حسن مجتبی علیه السلام پس از دسیسه‌های مکرر از سوی معاویه بن ابی سفیان برای ترور امام، در نهایت در ۲۸ صفر سال ۵۰ هجری با توطئه و تحریک معاویه و به دست همسرش جعده دختر اشعث بن قیس مسموم شد و مظلومانه به شهادت رسید. دشمنی بر ضد امام حتی پس از شهادت ایشان نیز پایان نیافت چنان‌که بنی امیه از دفن بدن مطهر امام علیه السلام در کنار قبر پیامبر صلی الله علیه و آله جلوگیری کردند؛ در این موضوع عایشه بنت ابی بکر و مروان بن حکم نقش اصلی را به عهده داشتند. در نهایت جنازه مطهر آن حضرت در بقیع مدفون شد.

عاملان قتل امام حسن

امام حسن علیه السلام پس از عقد قرارداد صلح با معاویه، به مدینه بازگشت و در حدود ۱۰ سال در مدینه به اقامه دین و احیای سنت پیامبر صلی الله علیه و آله پرداخت. در این دوران که از سخت‌ترین سال‌های حیات امام علیه السلام بود، معاویه که از جایگاه والای امام علیه السلام نزد مردم و محبت آن‌ها به ایشان خبر داشت، سعی داشت شخصیت اجتماعی امام علیه السلام را مخدوش کند و از آن‌جا که وجود آن‌حضرت را مانعی بر سر اهداف خود می‌دید، در نهایت تصمیم بر حذف فیزیکی آن حضرت گرفت.

منابع فریقین تقریبا اتفاق دارند که قاتل امام علیه السلام، جعده دختر اشعث بن قیس کندی، همسر امام بود.[۱] اما محرک اصلی و عامل غیر مستقیم شهادت امام علیه السلام، معاویه بود. بنا بر نقل تقریبا همه منابع شیعی و دسته‌ای از منابع اهل سنت، معاویه هنگامی که قصد کرد برای جانشینی فرزندش یزید بیعت بگیرد، صد هزار درهم برای جعده فرستاد و به او وعده داد که اگر امام علیه السلام را مسموم کند او را به ازدواج یزید در می‌آورد. [۲] برخی گفته‌اند که معاویه حتی زهر را نیز برای جعده فرستاد[۳] و دسته‌ای از منابع صرفا تطمیع مالی را بیان کردند.[۴]

برخی منابع دیگر معتقدند که علت قتل امام علیه السلام از سوی جعده، کینه‌ای بود که او نسبت به آن حضرت داشت.[۵] به نظر می‌رسد این دو مطلب منافاتی با یکدیگر ندارد. از یک سو کینه و عداوت جعده نسبت به امام علیه السلام موجب این امر بود، چنان که در روایتی از امام صادق علیه السلام منقول است که اشعث بن قیس در قتل امام علی علیه السلام شریک بود؛ دخترش جعده، امام حسن علیه السلام را مسموم کرد و پسرش محمد در قتل امام حسین علیه السلام مشارکت داشت.[۶] از سوی دیگر نیز معاویه که صریحا مفاد صلح‌نامه را زیر پا گذاشته بود[۷] و دشمنی با اهل بیت علیهم السّلام را به وضوح اظهار می‌کرد، برای عملی کردن ولایتعهدی یزید و بیعت ستاندن برای او راه چاره را در قتل امام علیه السلام جستجو می‌کرد و لذا به تحریک جعده که سابقه دشمنی خانوادگی با اهل بیت علیهم السّلام را نیز داشت پرداخت.

در این میان نقش مروان بن حکم که ملعون پیامبر صلی الله علیه و آله بود[۸] نیز قابل توجه است. ابن اعثم می‌نویسد زمانی که معاویه تصمیم به قتل امام علیه السلام گرفت،‌ مروان را به مدینه فرستاد و دستمال زهرآلودی به او داد تا آن را به جعده رسانده و او را به قتل امام تحریک کند و مروان نیز تمام تلاش خود را در این امر به کار بست.[۹]

در منابع مختلف نقل شده که امام علیه السلام عامل قتل خود را می‌شناخت، اما چون امام حسین علیه السلام از آن پرسید، امام علیه السلام از بیان آن خودداری کرد و فرمود: اگر او همان باشد، عذاب خداوند شدیدتر است و اگر نباشد، نمی‌خواهم بی‌گناهی در مقابل من قصاص شود.[۱۰]

نحوۀ شهادت

در بسیاری منابع فریقین نقل شده که امام حسن علیه السلام خود، پس از مسمومیت در اثر سم فرمودند: پیش از این چندین بار به من سم دادند؛ اما هیچ کدام مانند این سم اثر نکرد.[۱۱] و هر بار امام علیه السلام جان سالم به در برده بود؛ اما سمی که در آخرین بار به آن حضرت داده شد به قدری قوی بود که جگر آن حضرت را پاره پاره کرد[۱۲] و چندین تشت پر از خون از مقابل آن حضرت بر داشتند.[۱۳] ابن خلکان که وفات امام علیه السلام را دو ماه بعد از خوراندن زهر به ایشان می‌داند، می‌گوید که در هر روز تشتی از خون از مقابل ایشان بر می‌داشتند.[۱۴]

در بیشتر منابع سبب مستقیم شهادت امام علیه السلام شربت زهر آلود[۱۵] و در برخی منابع دستمالی زهر آلود[۱۶] مطرح شده است.

پس از خوراندن زهر به امام علیه السلام، آن حضرت در بستر بیماری افتاد. چون آثار موت بر امام ظاهر شد، امام حسین علیه السلام را طلب کرد و فرمود: ای برادر من به پروردگارم ملحق خواهم شد و من می‌دانم چه کسی به من سم داد و از کجا دچار بلا شدم و نزد خداوند با او مخاصمه می‌کنم. اما بحقی که بر تو دارم سوگند در این باره با کسی سخن مگو و منتظر تقدیر خداوند بمان.[۱۷]

بنا بر نقل‌های مختلف، ۳ روز[۱۸] یا ۴۰ روز[۱۹] یا دو ماه[۲۰] پس از خوردن زهر، امام علیه السلام به لقاء الله پیوست.

در منابع مختلف، تاریخ شهادت امام حسن علیه السلام در سال‌های ۴۹ یا ۵۰ یا ۵۱ هجری بیان شده است.[۲۱] که در این میان، منابع شیعی عمدتا ماه صفر و منابع اهل سنت ماه ربیع الاول را زمان وقوع شهادت امام علیه السلام ذکر کرده‌اند. برخی پژوهش‌گران با استناد به قرائنی سال ۵۰ هجری را صحیح دانسته‌اند.[۲۲]

بیشتر علمای شیعه روز ۲۸ صفر را روز شهادت امام علیه السلام معرفی کرده‌اند[۲۳]؛ اما برخی نیز روز ۷ صفر[۲۴] و معدودی نیز آخر ماه صفر بیان کرده‌اند.[۲۵] در این خصوص بر اساس تحقیق برخی پژوهش‌گران، روز ۲۸ صفر استوارترین نظر است.[۲۶]

تشییع و تدفین امام حسن

برخی منابع بیان کرده‌اند که امام حسن علیه السلام به برادرشان امام حسین علیه السلام وصیت نمودند که بدن آن حضرت را در کنار مرقد جد بزرگوارشان پیامبر صلی الله علیه و آله دفن کنند. [۲۷] حتی در نقل دیگری بیان شده که امام علیه السلام قبلا درخواست خود برای دفن شدن در کنار قبر پیامبر صلی الله علیه و آله را با عایشه نیز مطرح کرده بود و عایشه موافقت کرده بود[۲۸] اما نقل‌های شیعی بیشتر حاکی از آن است که امام علیه السلام وصیت فرمود که تابوت ایشان را جهت تجدید عهد نزد قبر پیامبر صلی الله علیه و آله ببرند و سپس در کنار قبره جده‌شان جناب فاطمه بنت اسد دفن کنند.[۲۹] همچنین امام علیه السلام به برادرشان وصیت نمودند هنگام تشییع و دفن ایشان از هرگونه درگیری و خونریزی اجتناب شود به گونه‌ای که حتی به اندازه حجامتی هم خون از کسی ریخته نشود.[۳۰]

در هر صورت بر اساس هر دو نقل، تابوت و بدن مطهر امام به سمت قبر پیامبر صلی الله علیه و آله تشییع شد. مروان بن حکم با مشاهده تشییع تابوت امام علیه السلام همراه با گروهی از بنی امیه سلاح به دست گرفته و مانع از دفن بدن امام علیه السلام در کنار قبر پیامبر صلی الله علیه و آله شدند.[۳۱] او گفت چرا باید عثمان در بیرون شهر دفن شود ولی حسن بن علی در کنار پیامبر دفن شود.[۳۲] در نقل دیگر است که مروان پس از اطلاع از وصیت امام، این موضوع را به معاویه گزارش داد و معاویه از او خواست به شدت از این کار جلوگیری کند.[۳۳]

اما در برخی نقل‌های دیگر عامل اصلی ممانعت از دفن امام در حرم نبوی، عایشه دانسته شده است. قرطبی می‌نویسد هنگامی که حسن علیه السلام از دنیا رفت، خواستند که او را در خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله دفن کنند. پس عایشه از این کار جلوگیری کرد؛ سوار بر قاطری شد و مردم را جمع کرد. ابن عباس به او گفت می‌خواهی همان کاری را انجام دهی که روز جمل انجام دادی؟ تا مردم بگویند یوم البغله همان‌گونه که گفتند یوم الجمل.[۳۴] اما بیشتر منابع گفته‌اند که عایشه بعدا به بنی امیه و مروان ملحق شد و گفت: مرا با شما چه کار؟ آیا می‌خواهید کسی را که دوست نمی‌دارم در خانه من داخل کنید.[۳۵] و یا این که با مشاهده مخاصمه میان دو گروه گفت: خانه خانه من است و اجازه نمی‌دهم کسی در آن دفن شود.[۳۶]

بر اساس این دو نقل، صرف‌نظر از این که چه کسی شروع‌کننده مخالفت بود، مروان بن حکم که بغض و کینه امام علیه السلام را داشت با حمایت عایشه عوامل اصلی ممانعت از دفن پیکر مطهر امام علیه السلام در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله بودند.

بعد از مخالفت با دفن امام در حرم نبوی،‌ نزدیک بود میان بنی هاشم و بنی امیه درگیری رخ دهد[۳۷] اما امام حسین علیه السلام بنا بر وصیت برادر، به واسطه ابن عباس، از درگیری و خونریزی جلوگیری فرمود و پیکر مقدس برادر را در قبرستان بقیع در کنار قبر فاطمه بنت اسد به خاک سپردند.[۳۸]

ابن شهر آشوب نقل می‌کند که بنی امیه به سمت جنازه امام علیه السلام تیر پرتاب کردند تا جایی که ۷۰ چوبه تیر به تابوت آویخته شد.[۳۹]

برخی منابع تاریخی گزارش کرده‌اند که بعد از تشییع امام علیه السلام به سمت بقیع، سعید بن عاص حاکم مدینه به درخواست امام حسین علیه السلام بر بدن امام حسن علیه السلام نماز خواند.[۴۰] اما با توجه به روایاتی که وارد شده که تجهیز بدن امام فقط از سوی امام ممکن است،[۴۱] صحت این خبر مورد خدشه است و یا این که باید آن را حمل بر تقیه کرد.

هنگام تدفین امام، قبرستان بقیع آکنده از جمعیت شد[۴۲] و مردم تا یک هفته شبانه روز بر امام علیه السلام گریستند و بازارها تعطیل بود.[۴۳]

وقتی که خبر شهادت امام علیه السلام به معاویه رسید، با وجود این که تلاش می‌کرد نقش خود در قتل امام را پوشیده بدارد، اما آنچنان خوشحال شد که نتوانست جلوی شادمانی خود را بگیرد و سجده شکر به جا آورد.[۴۴] در نقل دیگر است که چون معاویه خبر شهادت امام را شنید صدای تکبیرش از کاخ خضراء شنیده شد و اهل شام نیز به تبعیت از او تکبیر گفتند. فاخته ھمسر معاویه به او گفت: چشمت روشن ای امیر المومنین، چه باعث شد تا تکبیر بگویی؟ معاویه گفت: حسن از دنیا رفت. فاخته گفت: آیا به خاطر فوت پسر فاطمه تکبیر می‌گویی؟ معاویه گفت: به خدا سوگند به خاطر شادمانی از مرگ او تکبیر نگفتم اما خیالم راحت شد.[۴۵]

بعد از شهادت امام علیه السلام معاویه مبلغی را که به جعده وعده داد بود به او پرداخت کرد؛ اما از ازدواج با یزید ممانعت کرد و گفت زنی که نسبت به حسن بن علی شایسته نبود، برای فرزندم یزید نیز شایسته نیست.[۴۶] امام علیه السلام پس از این که جعده به آن حضرت زهر داد، او را نفرین نموده و فرموده بود: به خدا قسم همسری بهتر از من به دست نخواهی آورد.[۴۷]

شبهات شهادت امام

با وجود این که نقش معاویه و توطئه او در قتل امام حسن علیه السلام تقریبا از متواترات تاریخی است و اکثر منابع شیعه و اهل سنت به آن اذعان کرده‌اند، برخی افراد در این خصوص سعی می‌کنند نقش معاویه در قتل امام علیه السلام را انکار کرده و او را تبرئه کنند و یا این که به نحوی شهادت امام را مرگ طبیعی و به دنبال بیماری بیان کنند.

از جمله می‌توان به افرادی چون ابن عربی مالکی، ابن تیمیه، ذهبی و ابن خلدون اشاره نمود. دلایلی که این گروه بدان استناد می‌کنند معمولا یکی از موارد ذیل است:

  1. نبودن خبر معتبر در این زمینه و وجود گرایشات مذهبی شیعی در راویان این اخبار
  2. بی خطر بودن امام حسن علیه السلام برای معاویه
  3. کشتن مخالف، اقتضای طبیعی جنگ
  4. عدم پیگیری امام حسین علیه السلام

پاسخ اجمالی این موارد به صورت زیر است:

۱ـ با یک نگاه اجمالی به منابع متعدد تاریخی، به آسانی می‌توان دریافت اکثر سیره‌نویسان به نقش مستقیم معاویه در توطئه قتل امام علیه السلام تصریح کرده‌اند. به علاوه، برخی از این اخبار از طریق مخالفان اهل بیت علیهم السّلام که انگیزه‌ای بر جعل این گونه اخبار نداشته‌اند، نقل شده است.[۴۸]

۲ـ بزرگ ترین مانعی که امام علیه السلام برای معاویه ایجاد کرده بود، معاهده صلح بود. طبق این قرارداد معاویه متعهد شده بود که پس از خود کسی را به جای خود منصوب نکرده و حکومت را به امام مجتبى علیه السلام برگرداند. لذا معاویه جز با از میان برداشتن امام حسن علیه السلام، هرگز نمی‌توانست طرح جانشینی یزید را تثبیت کند.

۳ـ این سخن ابن تیمیه (کشتن مخالف، اقتضای طبیعی جنگ است) اولاً در حقیقت تأیید دیدگاه دست داشتن معاویه در مسمومیت امام علیه السلام است. ثانیاً اگر بخواهیم دو طرف جنگ را برای کشتن طرف مقابل موجه جلوه دهیم، دیگر هیچ گناهی بر عهده کفار و منافقانی نخواهد بود که بارها با پیامبر صلی الله علیه و آله جنگیده و خواهان قتل آن حضرت بودند. اگر قتلِ سبط پیامبر صلی الله علیه و آله از روی تأویل بود، آیا ابن تیمیه حاضر است همین حکم را برای «اهل رده» و کسانی که با خلیفه اول جنگیدند، صادر کند؟

۴ـ عدم پیگیری امام حسین علیه السلام نیز به علت سفارش خود امام حسن علیه السلام بوده است.

۵- علاوه بر موارد مذکور، شادمانی معاویه پس از شنیدن خبر شهادت امام علیه السلام خود شاهدی بر نقش او در توطئه قتل امام است.[۴۹]

پانویس

  1. از جمله مانند: ابن عبد البر، الاستیعاب، ج ۱، ص ۳۸۹؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج ۲، ص ۱۵؛ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۱۹۳؛ شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۱۶؛ ابو الفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ج ۱، ص ۸۰
  2. بلاذری، انساب الاشراف، ج ۳، ص ۴۸ و ص ۵۵؛ شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۱۶؛ ابو الفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ج ۱، ص ۸۰؛ ابن شهرآشوب، المناقب، ج ۳، ص ۲۰۲؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱۶، ص ۲۹
  3. طبرسی، الاحتجاج،‌ ج ۲، ص ۱۳
  4. زمخشری، ربیع الابرار و نصوص الاخیار،‌ ج ۵، ص ۱۵۶ـ۱۵۷‌
  5. سخاوی، التحفة الطیفة فی تاریخ المدینة الشریفة، ج ۱، ص ۲۸۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج ۳، ص ۵۵
  6. کلینی، کافی، ج ۸، ص ۱۶۷
  7. بلاذری،‌ انساب الاشراف، ج ۳، ص ۴۷ و ۴۸
  8. ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج ۸، ص ۲۸۴ و ۲۸۵
  9. ابن اعثم، الفتوح، ج ۴، ص ۳۱۸ و ۳۱۹
  10. ابن شهرآشوب، المناقب، ج ۳، ص ۲۰۲؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه، ج ۲، ص ۶۶
  11. شیخ مفید،‌ الارشاد، ج ۲، ص ۱۶؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج ۸، ص ۴۶
  12. حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۱۸۹
  13. زمخشری، ربیع الابرار و نصوص الاخیار،‌ ج ۵، ص ۱۵۶ـ۱۵۷‌
  14. ابن خلکان،‌ وفیات الاعیان، ج ۲، ص ۶۶
  15. بلاذری،‌ انساب الاشراف، ج ۳، ص ۵۵
  16. ابن اعثم، الفتوح، ج ۴، ص ۳۱۹
  17. شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۱۶؛ طبرسی، اعلام الوری، ج ۱، ص ۴۱۴
  18. مسعودی، مروج الذهب، ج ۲، ص ۴۲۷
  19. شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۱۵؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج ۲، ص ۱۵
  20. ابن خلکان،‌ وفیات الاعیان، ج ۲، ص ۶۶
  21. بلاذری، انساب الاشراف، ج ۳، ص ۶۴؛ الاستیعاب، ابن عبد البر، ج ۱، ص ۳۸۹
  22. مقدسی، بازپژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان، ص ۲۵۵ تا ۲۵۹
  23. ابن شهرآشوب، المناقب، ج ۳، ص ۱۹۲؛ اربلی، کشف الغمة، ج ۲، ص ۱۳۸؛ طبرسی، الاحتجاج، ج ۱، ص ۴۰۳
  24. شهید اول، الدروس الشریعه فی الفقه الامامیه، ج ۲، ص ۷
  25. کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۴۶۱
  26. مقدسی،‌ بررسی و نقد گزارش‌های تاریخی شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام،‌ ۱۰۹ و ۱۱۰
  27. بلاذری، انساب الاشراف، ج ۳، ص ۶۰
  28. ابن عبد البر، الاستیعاب، ج ۱، ص ۳۸۹؛ ابن اثیر، اسد الغابة، ج ۲، ص ۱۵
  29. شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۱۷؛ طبرسی، اعلام الوری، ج ۱، ص ۴۱۴
  30. شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۱۷؛ طبرسی، اعلام الوری، ج ۱، ص ۴۱۴
  31. شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۱۸؛ بلاذری،‌ انساب الاشراف، ج ۳، ص ۶۰
  32. بلاذری،‌ انساب الاشراف، ج ۳، ص ۶۰
  33. بلاذری،‌ انساب الاشراف، ج ۳، ص ۶۲
  34. ابن عبد البر قرطبی، بهجة المجالس و انس المجالس، ج ۱، ص ۱۶
  35. شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۱۷
  36. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱۶، ص ۱۴
  37. شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۱۸
  38. شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۱۸ و ۱۹
  39. ابن شهرآشوب، المناقب،‌ ج ۳، ص ۲۰۴
  40. بلاذری،‌ انساب الاشراف، ج ۳، ص ۶۴؛ ابن عبد البر، الاستیعاب، ج ۱، ص ۳۸۹
  41. مجلسی، بحار الانوار، ج ۲۷، ص ۲۸۸ تا ۲۹۱
  42. حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحن، ج ۳، ص ۱۸۹
  43. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۱۰، ص ۳۵۱ و ۳۵۲
  44. ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج ۵، ص ۱۱۰
  45. ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج ۲، ص ۶۶؛ زمخشری، ربیع الأبرار و نصوص الأخبار، ج ۵، ص ۱۵۷
  46. طبرسی، الاحتجاج، ج ۲، ص ۱۳
  47. قطب راوندی، الخرائج و الجرائح، ج ۱، ص ۲۴۲
  48. بلاذری،‌ انساب الاشراف، ج ۳، ص ۵۵
  49. محسن افضل آبادی، نقدی بر تردیدهای سلفیان در باب شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام، پایگاه تخصصی وهابیت پژوهی و جریان‌های سلفی