سید هادی حسینی بجستانی
«آیتالله سید هادی حسینی بجستانی» (۱۲۹۷-۱۳۶۸ ق)، فقیه، اصولی، مفسر، متکلم، ادیب و مرجع بزرگ شیعه در قرن ۱۴ قمری و از شاگردان میرزا محمدتقی شیرازی بود. از ویژگیهای این عالم مجاهد، آگاهی کامل به مسائل سیاسی و اجتماعی زمان خود و غیرت دینی در برابر بیگانگان و دشمنان شیعیان بود و بارها علیه مقررات ظالمانه حاکمان وقت عراق و ایران، به اعتراض پرداخت.
| نام کامل | سید هادی حسینی بجستانی خراسانی |
| زادروز | ۱۲۹۷ قمری |
| زادگاه | کربلا |
| وفات | ۱۳۶۸ قمری |
| مدفن | کربلا، حرم امام حسین علیهالسلام |
| اساتید |
میرزا محمدتقی شیرازی، سید مصطفی کاشانی، محمدحسن مامقانی، سید حسن صدر،... |
| شاگردان |
سید مصطفی اعتماد، سید محمدصادق بحرالعلوم، سید محمدمهدی اصفهانی،... |
| آثار |
استصحاب الکلّی، تعلیقه بر رسائل، ثواب القرآن، اصول الشیعه و فروع الشیعه، فتح الابواب، جوامع الکلام،... |
محتویات
ولادت و خاندان
سید هادی (علینقی)[۱] حسینی بجستانی خراسانی، در روز جمعه اول ذی الحجه سال ۱۲۹۷ هـ.ق در کربلا[۲] دیده به جهان گشود.[۳]
پدرش، سید میرعلی حسینی هروی بجستانی، از عالمان مشهور در شهرستان بجستان خراسان بود. او در نجف نزد فقیهان بزرگی چون شیخ و میرزای شیرازی تحصیل نمود و به درجه اجتهاد نایل آمد. سپس به فرمان میرزای شیرازی به همدان رفت، تا اختلاف بین شیخیه و اصولی ها را پایان دهد. او مدتی نیز در کرمانشاه به تبلیغ مشغول بود و در سال ۱۳۰۹ هـ.ق وارد خراسان شد و در سال ۱۳۳۷ هـ.ق وفات یافت و در بقعه ای متصل به مسجد گوهرشاد مشهد به خاک سپرده شد.[۴]
تحصیلات و استادان
تحصیلات سید هادی خراسانی با آموزش قرآن و دعاهای مأثوره و قسمتی از ادبیات فارسی و عربی، در زادگاهش کربلا، شروع شد و تا سن ۱۲ سالگی در همان شهر ادامه یافت. او در این مدت به خاطر استعداد فراوان و اشتیاق زیاد به علم، پیشرفت های چشمگیری به دست آورد و اعجاب اطرافیان را برانگیخت و مورد عنایت بیش از پیش پدرش قرار گرفت؛ از این رو پدر، او را در این راه تشویق نمود و مقدمات و وسایل دانش اندوزی او را فراهم کرد.[۵]
سفر به خراسان:
سید هادی در سال (۱۳۰۹ هـ.ق) همراه پدر و خانواده اش، کربلا را به قصد مشهد مقدس ترک کرد و در اوایل سال (۱۳۱۰ هـ.ق) وارد مشهد شد. وی در مدرسه های نواب، میرزا جعفر و بالاسر ـ که در آن حجره داشت ـ حدود پنج سال با جدیت تمام، مقدمات علوم حوزوی و سطح را به پایان برد. خودش می گوید: «در مدرسه میرزا جعفر، فقه را نزد پدرم فراگرفتم. شیوه من چنین بود که کتاب فقهی نجاة العباد صاحب جواهر را جمله به جمله می خواندم و پدرم نکته به نکته توضیح می داد و من به خوبی به ذهن می سپردم. من در این مدت کوتاه، ادبیات عرب، فقه، اصول، منطق، ریاضیات و دیگر علوم رایج در حوزه را به خوبی و با موفقیت فراگرفتم».[۶]
بازگشت به عراق:
سید هادی برای تکمیل تحصیلات در اواخر سال (۱۳۱۴ هـ.ق) مشهدالرضا را به قصد عتبات عالیات ترک کرد. وی در محرم سال (۱۳۱۵ هـ.ق) به تهران رسید و مدتی را در مدرسه کاظمیه آن شهر توقف نمود. او در این مدت کوتاه علاوه بر تبلیغ، به فراگیری علوم به ویژه ریاضیات پرداخت و سپس همراه با شیخ علی قوچانی از عالمان تهران، به عراق عزیمت نمود و در شوال سال (۱۳۱۵ هـ.ق) وارد نجف شد و در مدرسه سلیمیه[۷] سکونت گزید. سید هادی خراسانی، در شهر نجف، به تکمیل یافته های خود در زمینه فقه، اصول، فلسفه و دیگر علوم اسلامی پرداخت و به مراحل عالی علوم دینی نایل آمد.
سفر به سامرا:
سید هادی خراسانی برای ادامه تحصیلات، در سال (۱۳۲۰ هـ.ق) به سامرا سفر کرد و در محضر استادان بزرگی چون: شیخ محمدتقی شیرازی و دیگر آیات عظام حاضر شد و مدت ۱۶ سال به تحصیل و پژوهش پرداخت. پشتکار فراوان، ارتباط مستقیم و مستمر با استادان، مباحثه و مذاکره منظم علمی، یادداشت برداری از گفتههای آنان، شرکت منظم در کلاس های درس و پرهیز از تعطیلات، در موفقیت او و دستیابی اش به کمال علمی و معنوی بسیار مؤثر بود.[۸]
استادان:
سید هادی بجستانی در طول زمان تحصیل، محضر استادان بسیاری را درک کرد و از انوار علوم آنان بهره های فراوان برد و از برخی از آنان اجازه اجتهاد و روایت دریافت نمود. استادان و مشایخ او که بیشتر از دانشمندان و فقیهان عراق هستند، به دهها نفر می رسند[۹] از جمله:
- سید میرعلی حسینی هروی خراسانی (پدرش).
- میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری (متوفای ۱۳۴۴ هـ.ق).
- سید مصطفی کاشانی (متوفای ۱۳۳۶ هـ.ق).
- محمدحسن مامقانی (متوفای ۱۳۲۳ هـ.ق).
- سید محمدابراهیم قزوینی (متوفای ۱۳۶۰ هـ.ق).
- سید حسن صدر (متوفای ۱۳۵۴ هـ.ق).
- شیخ غلامحسین مرندی.
- شیخ علی قسام نجفی.
- شیخ محمدحسن آل کبه.
- سید محمدتقی قزوینی.
- شیخ محمداسماعیل محلاتی.
- شیخ علی آل کاشف الغطاء.
- سید محمدباقر بهبهانی.
- سید محمد بحرانی.
- میرزا محمدعلی رشتی.
- سید محمد بن حسین کاشانی.
شاگردان
- سید مصطفی اعتماد.
- سید محمدصادق بحرالعلوم.
- شیخ علی آل عشیان.
- سید اسدالله اصفهانی.
- سید محسن جلالی حائری.
- شیخ محمدمهدی کابلی.
- سید مرتضی طباطبایی.
- شیخ محمدعلی سیبویه یزدی.
- شیخ محمدجواد مازندرانی.
- سید عبدالله خویی.
- سید علی استرآبادی.
- شیخ مهدی رشتی.
- سید حسین ناصرالدین اصفهانی.
- سید مصطفی شیرازی.
- سید حسین حجت طباطبایی.
آثار و تألیفات
سید هادی بجستانی خراسانی از نویسندگان و مؤلفان پرکار بود که بیش از ۱۰۰ کتاب و رساله را در رشتههای گوناگون علوم اسلامی مثل: فقه، اصول، منطق، فلسفه، کلام، تفسیر، تاریخ و موضوعات مختلف سیاسی و اجتماعی، به رشته تحریر درآورد؛ کتاب ها و رساله هایی که در هر کدام نهایت پژوهش، تبحر و تعمق در مسائل و مطالب علمی به خوبی مشاهده می شود. از میان این آثار متعدد فقط ۲۰ اثر به زیور طبع آراسته شده و بقیه به صورت خطی در کتابخانه خانوادگی وی در کربلا باقی مانده است. برخی آثار او عبارتند از:
اصول:
- ۱. استصحاب الکلّی؛ تقریر درس اصول فقه شیخ محمدتقی شیرازی در سامرا است.
- ۲. تعلیقه علی الرسائل الشیخ الانصاری؛
- ۳. تعلیقه علی القوانین؛
- ۴. تقریرات الاصول؛ این کتاب تقریرات درس اصول آخوند خراسانی در نجف است.
- ۵. حاشیه علی الکفایه؛ این اثر در واقع سه اثر، با سه حجم مفصل، متوسط و خلاصه است.
فقه:
- ۱. احکام النساء؛ رسالهای است فارسی و موضوع آن خونهای سهگانه زنان است.
- ۲. الباقیات الصالحات؛ رساله عملیه به زبان عربی در ۵۶ صفحه است.
- ۳. ایجاب الاجتناب عن مساورة اهل الکتاب؛ رسالهای است کوچک در مورد نجاست اهل کتاب.
- ۴. الخلل فی الصلوة؛
- ۵. الخیارات؛
- ۶. ذخیرة المعاد؛ رساله عملیه به زبان فارسی در ۱۰۶ صفحه است.
- ۷. رساله فی ارث المبغضین؛ تقریر درس شیخ محمدتقی شیرازی.
- ۸. رساله فی احکام الاوانی؛
- ۹. رساله فی التذکیه والمذکّی؛
- ۱۰. رساله فی تحدید الکُر بالوزن والمساحه؛
- ۱۱. رساله فی جوائز السلطان؛
- ۱۲. رساله فی حکم المرتد عن فطره؛
- ۱۳. رساله فی العداله؛
- ۱۴. رساله فی فرع من فروع العلم الاجمالی.
تفسیر و علوم قرآن:
- ۱. تعلیقه علی تفسیر علی بن ابراهیم قمی؛
- ۲. تفسیر القرآن الکریم؛
- ۳. ثواب القرآن؛
- ۴. المسائل النفسیه؛ موضوع آن اعجاز قرآن و دیگر مباحث علوم قرآنی است.
کلام و عقاید:
- ۱. ازالة الوصمه عن وجوه براهین العصمه؛
- ۲. اصول الشیعه و فروع الشیعه؛
- ۳. انتقاد الاعتقاد فی المبدأ والمعاد؛ این اثر که در سال (۱۳۳۳ هـ.ق) در سامرا نوشته شده، حاوی بسیاری از ادله وجود خداوند سبحان است.
- ۴. برّ الآباء فی انجیل برنابا؛
- ۵. بصائرالربانیه فی اثبات الصانع والوحدانیه
- ۶. معجزات و کرامات ائمه اطهار علیهم السلام.
اخلاق و آداب:
- ۱. الجنة السابعه و الجنه السابغه؛ موضوع آن دعا است.
- ۲. دعوة الداعی و عدة الساعی؛ موضوع آن دعا، حرز و صلوات است و در سال (۱۳۲۵ هـ.ق) نوشته شده است.
- ۳. فتح الابواب؛ موضوع آن دعا است.
- ۴. کتاب کریم؛ کتابی است در موضوع معرفت، تهجد، خودسازی و رد بعضی از عقاید صوفیه. این کتاب در سال (۱۳۵۰ هـ.ق) در کربلا و به زبان فارسی نگارش یافته است.
- ۵. المجالس؛ موضوع آن وعظ و نصیحت است.
رجال و تراجم:
- ۲. ناموس الحضر فی تعیین موسی الخضر علی نبینا و آله علیه السلام؛
- ۳. لمحة الاربعین.
- ۴. القول السدید بشأن الحُر الشهید؛ کتاب جامع لسیرة الحر الریاحی و حدیث توبته و شهادته مع مقدمه
ادبیات و لغت:
- ۱. جوامع الکلام؛ کتابی است منظوم در موضوع نحو.
- ۲. حاشیه علی شرح الجامی لکافیه ابن الحاجب؛ موضوع آن نحو است.
- ۳. حاشیه علی شرح الرضی لکافیه ابن الحاجب، موضوع آن نحو است.
- ۴. حاشیه علی شرح النظام لشافیه ابن الحاجب؛ موضوع آن صرف است.
- ۵. مسابقه با وصال؛ این اثر، دیوان شعر فارسی سید هادی خراسانی است که در مصائب اهل بیت علیهم السلام سروده است.
فعالیتهای سیاسی و اجتماعی
آیت الله سید هادی خراسانی نسبت به سرنوشت مردم و ظلم حاکمان بر آنان حساس بود و در مواقع مختلف به امر به معروف و نهی از منکر، موضع گیری سیاسی و گاه به مبارزه روی میآورد. او در بیان حقایق اجتماعی و سیاسی و افشاگری نسبت به ستم ستمگران حاکم، از خود شجاعت فراوان نشان داد و در این راه متحمل زحمات بسیار شد.
سید هادی خراسانی در سال (۱۳۳۰ هـ.ق) به خاطر جلوگیری از حمله دشمنان به شیعیان و حوزه علمیه سامرا، از ناحیه حکومت عثمانی زندانی شد.
همچنین پس از جنگ جهانی اول در سال (۱۳۳۳ هـ.ق)، کشورهای اروپایی مثل انگلستان، بر کشورهای اسلامی از جمله عراق تسلط پیدا کردند که در این مدت، به مردم عراق بسیار سخت گذشت. در این میان آیت الله سید هادی خراسانی علاوه بر تشویق مردم به جهاد دفاعی در برابر متجاوزان، خود نیز در صف مجاهدان بارها حضور یافت.[۱۰]
او همچنین از امضاء کنندگان فتوای تاریخی شیخ محمدتقی شیرازی مبنی بر عدم مشروعیت انتخاب غیرمسلمان به عنوان حاکم بر مسلمانان بود.[۱۱]
سید هادی خراسانی، نه تنها نسبت به مسائل داخلی عراق دارای حساسیت ویژهای بود؛ بلکه نسبت به جهان اسلام نیز اهمیت می داد و در برابر وقایع غیرشرعی عکس العمل نشان می داد. ارسال نامه های متعدد برای حکومت رضاخان مبنی بر عدم مشروعیت کشف حجاب و خلع لباس روحانیان، و نیز ارسال تلگراف و نامه به اقصی نقاط بلاد اسلامی در اعتراض به وهابیت، در خصوص انهدام قبر معصومین علیهم السلام در مدینه منوره، از جمله حساسیت های این عالم بزرگوار است.
گفته شده است که آیت الله سید هادی خراسانی بعد از آیت الله میرزا محمدتقی شیرازی، مرجع بزرگ شیعه و مقیم در سامرا، عالم طراز اول به حساب می آمد؛ به طوری که آیت الله شیرازی در برخی از احتیاطات فقهی خود به نظرات علمی او مراجعه می کرد که این مسئله بیانگر عظمت درجه علمی وی است.[۱۲] آیت الله خراسانی بعد از وفات شیخ محمدتقی شیرازی، در سال ۱۳۳۸ هـ.ق، کربلا را محل اقامت خود قرار داد و به تدریس و تألیف پرداخت. در این سال ها بود که بسیاری از مقلدان آیت الله شیرازی در تقلید به وی مراجعه کردند.
در نظر عالمان
جایگاه علمی آیت الله سید هادی خراسانی بر فقیهان، صاحبان اندیشه و دانشمندان علم تراجم پوشیده نیست و آنان با عناوین گوناگون، از او به بزرگی یاد کردهاند.
- آیت الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی او را علامه پژوهشگر، فقیه اصولی، متکلم و ادیب معرفی می کند.[۱۳]
- سید محمدمهدی اصفهانی کاظمی، او را جامع علوم معقول و منقول دانسته و در علوم متنوع: ادبیات عرب، لغت، معانی و بیان، تاریخ، اصول، منطق، فلسفه، کلام، فقه، ریاضیات و طبیعیات صاحب نظر معرفی می کند.[۱۴]
- سید محسن امین نویسنده «اعیان الشیعه» نیز به جامعیت وی در علوم مختلف اسلامی تصریح می کند.[۱۵]
وفات
مرحوم آیت الله سید هادی بجستانی خراسانی، سرانجام در روز ۱۲ ربیع الاول سال ۱۳۶۸ هـ.ق، بعد از ۷۱ سال تلاش و کوشش در راه اعتلای اسلام، در کربلا دار فانی را وداع گفت. پیکر پاک او در ایوان مروارید، واقع در شمال صحن حرم امام حسین (علیه السلام) به خاک سپرده شد.
پانویس
- ↑ نام اصلی وی «علی نقی» و لقب او هادی است. از آن جا که تنها با لقبش از او یاد کردهاند به هادی مشهور شده و لقب او جای اسمش را گرفته است. بنابراین سید هادی خراسانی، همان سید علی نقی خراسانی است. (المسلسلات، ج ۲، ص ۴۰۸).
- ↑ نویسنده معارف الرجال، ولادت او را در سال (۱۲۹۶ هـ.ق) و محل ولادتش را مشهدالرضا میداند. (ر.ک: معارف الرجال، ج ۳، ص ۲۳۲)، ولی بنا به تصریح بزرگان از دانشمندان علم تراجم و فقیهان معاصر وی، سال ولادت او را ۱۲۹۷ و محل ولادتش را کربلا دانستهاند. (ر.ک: احسن الودیعه، ج ۱، ص ۲۱۶).
- ↑ اعیان الشیعه، ج ۱، ص ۲۳۲؛ المسلسلات، ج ۲، ص ۴۰۸.
- ↑ سیره آیت الله الخراسانی، ص ۱۲.
- ↑ همان، ص ۱۴.
- ↑ همان.
- ↑ بانی این مدرسه ـ با دوازده حجره ـ فاضل مقداد سیوری از فقیهان و متکلمان بزرگ اسلامی است.
- ↑ المسلسلات، ج ۲، ص ۴۰۸؛ سیره آیت الله الخراسانی، ص ۲۷.
- ↑ المسلسلات، ج ۳، ص ۴۰۹؛ سیره آیت الله الخراسانی، ص ۴۵ به بعد؛ گنجینه دانشمندان، ج ۶، ص ۳۳۱؛ احسن الودیعه، ج ۱، ص ۲۱۸؛ اعیان الشیعه، ج ۱۰، ص ۲۳۳؛ معارف الرجال، ج ۳، ص ۲۳۳.
- ↑ از میان عالمان و فقیهان مجاهدی که به دفاع در برابر متجاوزان انگلیسی پرداختند می توان به افراد ذیل اشاره کرد: محمد حید (متوفای ۱۳۳۴ هـ.ق)، سید مصطفی کاشانی (متوفای ۱۳۳۷ هـ.ق)، عبدالمطلب حلی (متوفای ۱۳۳۹ هـ.ق)، علی محبوبی (متوفای ۱۳۴۱)، جواهری (متوفای ۱۳۵۵ هـ.ق) و... (ر.ک: موسوعه النجف الاشرف، ج ۱۸، ص ۹، ۷۴، ۸۱، ۱۱۴، ۲۳۵، ۲۶۱).
- ↑ سیره آیت الله الخراسانی، ص ۲۹.
- ↑ معارف الرجال، ج ۳، ص ۲۳۲.
- ↑ الاجازه الکبیره، ص ۲۳۶.
- ↑ احسن الودیعه، ج ۱، ص ۲۱۷.
- ↑ اعیان الشیعه، ج ۱۰، ص ۲۳۲.
منابع
- تلخیص از کتاب گلشن ابرار، جلد ۵، صفحه ۳۱۶، نویسنده: علی کرجی.




