شهادت در راه خدا: تفاوت بین نسخهها
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) (ویرایش) |
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
{{خوب}} | {{خوب}} | ||
| − | «شَهادت» در زبان عرفی معمولاً دو کاربرد معروف دارد؛ یکی به معنای شاهد و ناظر | + | '''«شَهادت»''' در زبان عرفی معمولاً دو کاربرد معروف دارد؛ یکی به معنای شاهد و ناظر بودن و یا گواهی دادن برای چیزی به منظور تأیید و تصدیق آن.<ref> رجوع شود به [[شهادت (در فقه)]].</ref> معنای شایعتر و رایجتر واژه «شهادت»، همان کشته شدن در راه [[الله|خدا]] است، که در [[قرآن]] و روایات، فضایل بسیاری برای آن ذکر شده است. |
==وجه تسمیه شهادت== | ==وجه تسمیه شهادت== | ||
| − | وجه تسمیه چنین قتلى (کشته شدن در راه [[الله|خدا]]) به «شهادت»، یا بدین جهت است که [[ملائکه]] رحمت بدین صحنه حضور یابند و بر این وجه، «شهید» به معنى مشهود است. و یا بدین سبب که خدا و [[فرشتگان|فرشتگانش]] به دخول شهید به [[بهشت]] گواهى دهند، و یا بدین لحاظ که شهید به همراه [[پیامبران|انبیاء]] (علیهم السلام) در [[قیامت|قیامت]] بر دیگر امم گواهى دهند. و یا چون شهید زنده و حاضر است به موجب [[آیه]] «... | + | وجه تسمیه چنین قتلى (کشته شدن در راه [[الله|خدا]]) به «شهادت»، یا بدین جهت است که [[ملائکه]] رحمت بدین صحنه حضور یابند و بر این وجه، «شهید» به معنى مشهود است. و یا بدین سبب که خدا و [[فرشتگان|فرشتگانش]] به دخول شهید به [[بهشت]] گواهى دهند، و یا بدین لحاظ که شهید به همراه [[پیامبران|انبیاء]] (علیهم السلام) در [[قیامت|قیامت]] بر دیگر امم گواهى دهند. و یا چون شهید زنده و حاضر است به موجب [[آیه]] {{متن قرآن|«... بَل أحیاء عندَ ربّهم یُرزَقون»}}،<ref> [[سوره آل عمران]]/ ۱۶۹. </ref> و یا به این جهت که وى به شهادت [[حق]] قیام نمود تا کشته شد.<ref>مجمع البحرین، واژه «شهد». </ref> |
| − | ==شهادت در قرآن و | + | ==شهادت در قرآن و روایات== |
| − | [[قرآن کریم]] در وصف مقام «شهید» و | + | [[قرآن کریم]] در وصف مقام «شهید» و «کشته شدگان در راه خدا» سخنانی دارد، از آن جمله می فرماید: |
| − | * | + | *{{متن قرآن|«وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَٰئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ ۚ وَحَسُنَ أُولَٰئِكَ رَفِيقًا»}}؛<ref>[[سوره نساء]]/ ۶۹.</ref> و کسانی که از خدا و پیامبر اطاعت کنند، در زمره کسانی از پیامبران و صدّیقان و شهیدان و شایستگان خواهند بود که خدا به آنان نعمت داده؛ و اینان نیکو رفیقانی هستند. |
| − | + | مراد از «شهدا» در این [[آیه]]، يا كشتگان ميدان [[جهاد]] در راه هدف و عقیده پاک الهی هستند، يا گواهان اعمال انسانها در [[قيامت]].<ref>تفسیر نور، محسن قرائتی، ج۲ ص۱۰۲.</ref> | |
| − | [[ | + | *{{متن قرآن|«وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ * فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»}}؛<ref>[[سوره آل عمران]]/ ۱۶۹-۱۷۰.</ref> گمان مبر که کشته شدگان در راه حق مرده اند بلکه (به حیات ابدی) زنده و در نزد پروردگار خویش کامرانند. آنان به فضل خدا شادمان باشند و بیاران خود که هنوز به آنها نپیوسته مژده دهند که هیچ بیم و هیچگونه غم و اندوهى در انتظارشان نمى باشد. |
| − | + | به نقلی اين آيه درباره شهدای [[جنگ بدر]] نازل شده كه چهارده نفر بودند. و بنا به روايتی از [[امام محمدباقر]] عليهالسلام و همچنين به عقيده عده زيادى از مفسرين، نزول اين آيه درباره شهدای [[جنگ بدر|بدر]] و [[جنگ احد|احد]] هر دو مى باشد.<ref>محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات، ص۱۶۱.</ref> | |
| − | * | + | *{{متن قرآن|«مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا»}}؛<ref>[[سوره احزاب]]/ ۲۳.</ref> از مؤمنان مردانی هستند که به آنچه با خدا بر آن پیمان بستند [و آن ثبات قدم و دفاع از حق تا نثار جان بود] صادقانه وفا کردند، برخی از آنان پیمانشان را به انجام رساندند [و به شرف شهادت نایل شدند] و برخی از آنان [شهادت را] انتظار می برند و هیچ تغییر و تبدیلی [در پیمانشان] نداده اند. |
| − | + | [[شیخ طوسى]] گوید: چنین روایت شده که آیه فوق درباره [[حمزة بن عبدالمطلب]] و [[جعفر طیار|جعفر بن ابىطالب]] و [[امام علی|على بن ابىطالب]] علیهالسلام نازل شده و منظور از این قسمت آیه {{متن قرآن|«فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ»}} حمزه و جعفر است (که شهید شدند) و مقصود از {{متن قرآن|«وَ مِنْهُمْ مَنْ ینْتَظِرُ»}}، على بن ابىطالب علیهالسلام مى باشد (که در انتظار شهادت بود).<ref>محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات.</ref> | |
| − | *[[امام صادق]] علیه السلام | + | طبق روایات نیز، بهترين مرگها، شهادت است.<ref>بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۸.</ref> و هيچ چيز نزد خداوند محبوبتر از قطرهى خونى كه در راه او ريخته شود، نيست.<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۶.</ref> [[احادیث]] در فضیلت «شهادت» فراوان است، از جمله: |
| + | |||
| + | *[[رسول خدا]] صلی الله علیه وآله در بیان عظمت مقام «شهادت» فرموده اند: «فوقَ کُلِّ بِرٍّ بِرٌّ حتى یُقتل الرجل فى سبیل الله، فاذا قُتل فى سبیل الله فلَیس فوقَه بِرّ»؛ بالاتر از هر نیکى، نیکى است تا آن که انسان در راه خدا کشته شود. پس چون در راه خدا کشته شد، بالاتر از آن، نیکى نیست.<ref>بحارالانوار، ج ۹۷، ص ۱۰، چاپ بیروت.</ref> | ||
| + | |||
| + | *همچنین [[پیامبر اکرم]] صلی الله علیه وآله فرمود: سه گروهند که روز [[قیامت|قیامت]] به [[شفاعت]] برخیزند و خداوند شفاعتشان را بپذیرد: [[پیامبران|پیغمبران]]، سپس علماء و سپس شهدا.<ref>سفینة البحار.</ref> | ||
| + | |||
| + | *[[امیرالمؤمنین]] علیه السلام فرمود: سوگند به آن که جان فرزند [[ابوطالب]] در دست اوست، تحمّل هزار ضربه شمشير در راه خدا، آسانتر از [[مرگ]] در بستر است.<ref>نهج البلاغه.</ref> | ||
| + | |||
| + | *[[امام صادق]] علیه السلام فرمود: هر که در راه دفاع از مالش کشته شود، او شهید است.<ref>بحارالانوار، ۷۱/۲۶۵ و ۱۰۰/۲۳.</ref> | ||
| + | |||
| + | * از پیامبر صلی الله علیه وآله روايت شده است كه شهيد، هفت ويژگى اعطايى از جانب خداوند دارد: اوّلين قطرهى خونش، موجب آمرزش گناهانش مىگردد. سر در دامن [[حور العین]] مىنهد. به لباسهاى بهشتى آراسته مىگردد. معطّر به خوش بوترين عطرها مىشود. جايگاه خود را در [[بهشت]] مشاهده مىكند. اجازهى سير و گردش در تمام بهشت به او داده مىشود. پردهها كنار رفته و به وجه خدا نظاره مىكند.<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۱۰.</ref> | ||
| + | |||
| + | * پيامبر صلى الله عليه وآله از شخصى شنيد كه در [[دعا]] مىگويد: «اسئلُک خيرَ ما تُسئل»؛ خدايا! بهترين چيزى كه از تو درخواست مىشود به من عطا كن. پیامبر فرمود: اگر اين دعایش مستجاب شود، در راه خدا شهيد مىشود.<ref>مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۲۴۳.</ref> | ||
| + | |||
| + | * از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود: در قيامت لغزشهاى شهيد به خودش نيز نشان داده نمىشود.<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۹.</ref><ref>تفسیر نور، محسن قرائتی، ج۱ ص۶۴۸.</ref> | ||
==اهمیت شهادت== | ==اهمیت شهادت== | ||
| − | [[شیخ مفید]]، | + | [[شیخ مفید]]، «شهادت» را مقامى والا دانسته و می گوید: آن که در راه خدا [[صبر]] و مقاومتى کند تا آن حد که خونش ریخته شود، [[روز قیامت]] از امناى والا مرتبه الهى محسوب مىشود.<ref>اوائل المقالات، شیخ مفید (چاپ کنگره شیخ مفید)، ص ۱۱۴.</ref> این فداکارى و از جان گذشتگى در راه [[خدا]] و [[دین]]، نهایت رستگارى انسان [[مومن|مؤمن]] است و آنان که جان خویش را بر سر دین مىنهند، هم به کامیابى ابدى در [[آخرت|آخرت]] مىرسند و هم شهادتشان سرچشمه و الگوى فداکارى براى دیگران محسوب مىشود. |
در مکتب خاندان [[وحی|وحى]]، «شهادت» مطلوب و معشوق آنان است و [[امام|امامان]] علیهم السلام، یا مقتول و یا مسموم بودهاند و مرگشان شهادت بوده است. گرچه جان [[ائمه]] و [[اولیاء الله|اولیاء خدا]] و بندگان خالص عزیز است، ولى دین خدا عزیزتر است. بنابراین جان باید فداى دین گردد تا [[حق]]، زنده بماند و این همان «سبیل الله» است. | در مکتب خاندان [[وحی|وحى]]، «شهادت» مطلوب و معشوق آنان است و [[امام|امامان]] علیهم السلام، یا مقتول و یا مسموم بودهاند و مرگشان شهادت بوده است. گرچه جان [[ائمه]] و [[اولیاء الله|اولیاء خدا]] و بندگان خالص عزیز است، ولى دین خدا عزیزتر است. بنابراین جان باید فداى دین گردد تا [[حق]]، زنده بماند و این همان «سبیل الله» است. | ||
| − | در دوران [[سیدالشهداء|سیدالشهدا]] علیه السلام، شرایطى پیش آمده بود که جز با حماسه شهادت، بیدارى [[امّت|امت]] فراهم نمى شد و جز با خون عزیزترین انسانها، نهال دین خدا جان نمىگرفت. این بود که امام و اصحاب شهیدش، | + | در دوران [[سیدالشهداء|سیدالشهدا]] علیه السلام، شرایطى پیش آمده بود که جز با حماسه شهادت، بیدارى [[امّت|امت]] فراهم نمى شد و جز با خون عزیزترین انسانها، نهال دین خدا جان نمىگرفت. این بود که امام و اصحاب شهیدش، آگاهانه به استقبال شمشیرها و نیزههای دشمن رفتند تا با مرگ خونین خویش، طراوت و سرسبزى [[اسلام]] را تامین و تضمین کنند و این سنت، همچنان در تاریخ باقى ماند و «شهادت» درس بزرگ و ماندگار [[عاشورا]] براى همه نسل ها و عصرها گشت. کسى مىتواند به این جایگاه رسد که رشتههاى علایق جسمانى و حیات مادى را گسسته باشد و عشق به حیات برتر، او را مشتاق شهادت سازد. |
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
| − | *سید مصطفی حسینی | + | *[[معارف و معاریف (کتاب)|معارف و معاریف]]، سید مصطفی حسینی دشتی. |
| − | * | + | *[[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، جواد محدثی، نشر معروف. |
| + | *[[تفسیر نور]]، محسن قرائتی، تهران، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، ۱۳۸۸ش. | ||
| + | *[[نمونه بینات در شأن نزول آیات]]، محمدباقر محقق. | ||
[[رده:ارزش های اسلامی]] | [[رده:ارزش های اسلامی]] | ||
[[رده: مقاله های مهم]] | [[رده: مقاله های مهم]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۵ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۴۷
«شَهادت» در زبان عرفی معمولاً دو کاربرد معروف دارد؛ یکی به معنای شاهد و ناظر بودن و یا گواهی دادن برای چیزی به منظور تأیید و تصدیق آن.[۱] معنای شایعتر و رایجتر واژه «شهادت»، همان کشته شدن در راه خدا است، که در قرآن و روایات، فضایل بسیاری برای آن ذکر شده است.
وجه تسمیه شهادت
وجه تسمیه چنین قتلى (کشته شدن در راه خدا) به «شهادت»، یا بدین جهت است که ملائکه رحمت بدین صحنه حضور یابند و بر این وجه، «شهید» به معنى مشهود است. و یا بدین سبب که خدا و فرشتگانش به دخول شهید به بهشت گواهى دهند، و یا بدین لحاظ که شهید به همراه انبیاء (علیهم السلام) در قیامت بر دیگر امم گواهى دهند. و یا چون شهید زنده و حاضر است به موجب آیه «... بَل أحیاء عندَ ربّهم یُرزَقون»،[۲] و یا به این جهت که وى به شهادت حق قیام نمود تا کشته شد.[۳]
شهادت در قرآن و روایات
قرآن کریم در وصف مقام «شهید» و «کشته شدگان در راه خدا» سخنانی دارد، از آن جمله می فرماید:
- «وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَٰئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ ۚ وَحَسُنَ أُولَٰئِكَ رَفِيقًا»؛[۴] و کسانی که از خدا و پیامبر اطاعت کنند، در زمره کسانی از پیامبران و صدّیقان و شهیدان و شایستگان خواهند بود که خدا به آنان نعمت داده؛ و اینان نیکو رفیقانی هستند.
مراد از «شهدا» در این آیه، يا كشتگان ميدان جهاد در راه هدف و عقیده پاک الهی هستند، يا گواهان اعمال انسانها در قيامت.[۵]
- «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ * فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»؛[۶] گمان مبر که کشته شدگان در راه حق مرده اند بلکه (به حیات ابدی) زنده و در نزد پروردگار خویش کامرانند. آنان به فضل خدا شادمان باشند و بیاران خود که هنوز به آنها نپیوسته مژده دهند که هیچ بیم و هیچگونه غم و اندوهى در انتظارشان نمى باشد.
به نقلی اين آيه درباره شهدای جنگ بدر نازل شده كه چهارده نفر بودند. و بنا به روايتی از امام محمدباقر عليهالسلام و همچنين به عقيده عده زيادى از مفسرين، نزول اين آيه درباره شهدای بدر و احد هر دو مى باشد.[۷]
- «مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا»؛[۸] از مؤمنان مردانی هستند که به آنچه با خدا بر آن پیمان بستند [و آن ثبات قدم و دفاع از حق تا نثار جان بود] صادقانه وفا کردند، برخی از آنان پیمانشان را به انجام رساندند [و به شرف شهادت نایل شدند] و برخی از آنان [شهادت را] انتظار می برند و هیچ تغییر و تبدیلی [در پیمانشان] نداده اند.
شیخ طوسى گوید: چنین روایت شده که آیه فوق درباره حمزة بن عبدالمطلب و جعفر بن ابىطالب و على بن ابىطالب علیهالسلام نازل شده و منظور از این قسمت آیه «فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ» حمزه و جعفر است (که شهید شدند) و مقصود از «وَ مِنْهُمْ مَنْ ینْتَظِرُ»، على بن ابىطالب علیهالسلام مى باشد (که در انتظار شهادت بود).[۹]
طبق روایات نیز، بهترين مرگها، شهادت است.[۱۰] و هيچ چيز نزد خداوند محبوبتر از قطرهى خونى كه در راه او ريخته شود، نيست.[۱۱] احادیث در فضیلت «شهادت» فراوان است، از جمله:
- رسول خدا صلی الله علیه وآله در بیان عظمت مقام «شهادت» فرموده اند: «فوقَ کُلِّ بِرٍّ بِرٌّ حتى یُقتل الرجل فى سبیل الله، فاذا قُتل فى سبیل الله فلَیس فوقَه بِرّ»؛ بالاتر از هر نیکى، نیکى است تا آن که انسان در راه خدا کشته شود. پس چون در راه خدا کشته شد، بالاتر از آن، نیکى نیست.[۱۲]
- همچنین پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: سه گروهند که روز قیامت به شفاعت برخیزند و خداوند شفاعتشان را بپذیرد: پیغمبران، سپس علماء و سپس شهدا.[۱۳]
- امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: سوگند به آن که جان فرزند ابوطالب در دست اوست، تحمّل هزار ضربه شمشير در راه خدا، آسانتر از مرگ در بستر است.[۱۴]
- از پیامبر صلی الله علیه وآله روايت شده است كه شهيد، هفت ويژگى اعطايى از جانب خداوند دارد: اوّلين قطرهى خونش، موجب آمرزش گناهانش مىگردد. سر در دامن حور العین مىنهد. به لباسهاى بهشتى آراسته مىگردد. معطّر به خوش بوترين عطرها مىشود. جايگاه خود را در بهشت مشاهده مىكند. اجازهى سير و گردش در تمام بهشت به او داده مىشود. پردهها كنار رفته و به وجه خدا نظاره مىكند.[۱۶]
- پيامبر صلى الله عليه وآله از شخصى شنيد كه در دعا مىگويد: «اسئلُک خيرَ ما تُسئل»؛ خدايا! بهترين چيزى كه از تو درخواست مىشود به من عطا كن. پیامبر فرمود: اگر اين دعایش مستجاب شود، در راه خدا شهيد مىشود.[۱۷]
- از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود: در قيامت لغزشهاى شهيد به خودش نيز نشان داده نمىشود.[۱۸][۱۹]
اهمیت شهادت
شیخ مفید، «شهادت» را مقامى والا دانسته و می گوید: آن که در راه خدا صبر و مقاومتى کند تا آن حد که خونش ریخته شود، روز قیامت از امناى والا مرتبه الهى محسوب مىشود.[۲۰] این فداکارى و از جان گذشتگى در راه خدا و دین، نهایت رستگارى انسان مؤمن است و آنان که جان خویش را بر سر دین مىنهند، هم به کامیابى ابدى در آخرت مىرسند و هم شهادتشان سرچشمه و الگوى فداکارى براى دیگران محسوب مىشود.
در مکتب خاندان وحى، «شهادت» مطلوب و معشوق آنان است و امامان علیهم السلام، یا مقتول و یا مسموم بودهاند و مرگشان شهادت بوده است. گرچه جان ائمه و اولیاء خدا و بندگان خالص عزیز است، ولى دین خدا عزیزتر است. بنابراین جان باید فداى دین گردد تا حق، زنده بماند و این همان «سبیل الله» است.
در دوران سیدالشهدا علیه السلام، شرایطى پیش آمده بود که جز با حماسه شهادت، بیدارى امت فراهم نمى شد و جز با خون عزیزترین انسانها، نهال دین خدا جان نمىگرفت. این بود که امام و اصحاب شهیدش، آگاهانه به استقبال شمشیرها و نیزههای دشمن رفتند تا با مرگ خونین خویش، طراوت و سرسبزى اسلام را تامین و تضمین کنند و این سنت، همچنان در تاریخ باقى ماند و «شهادت» درس بزرگ و ماندگار عاشورا براى همه نسل ها و عصرها گشت. کسى مىتواند به این جایگاه رسد که رشتههاى علایق جسمانى و حیات مادى را گسسته باشد و عشق به حیات برتر، او را مشتاق شهادت سازد.
پانویس
- ↑ رجوع شود به شهادت (در فقه).
- ↑ سوره آل عمران/ ۱۶۹.
- ↑ مجمع البحرین، واژه «شهد».
- ↑ سوره نساء/ ۶۹.
- ↑ تفسیر نور، محسن قرائتی، ج۲ ص۱۰۲.
- ↑ سوره آل عمران/ ۱۶۹-۱۷۰.
- ↑ محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات، ص۱۶۱.
- ↑ سوره احزاب/ ۲۳.
- ↑ محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات.
- ↑ بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۸.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۶.
- ↑ بحارالانوار، ج ۹۷، ص ۱۰، چاپ بیروت.
- ↑ سفینة البحار.
- ↑ نهج البلاغه.
- ↑ بحارالانوار، ۷۱/۲۶۵ و ۱۰۰/۲۳.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۱۰.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۲۴۳.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۹.
- ↑ تفسیر نور، محسن قرائتی، ج۱ ص۶۴۸.
- ↑ اوائل المقالات، شیخ مفید (چاپ کنگره شیخ مفید)، ص ۱۱۴.
منابع
- معارف و معاریف، سید مصطفی حسینی دشتی.
- فرهنگ عاشورا، جواد محدثی، نشر معروف.
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، ۱۳۸۸ش.
- نمونه بینات در شأن نزول آیات، محمدباقر محقق.




