چله نشینی: تفاوت بین نسخهها
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
|||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
{{عالی}} | {{عالی}} | ||
| − | + | '''«چلهنشینى»'''، اصطلاحى [[عرفان|عرفانى]] و معادل «اربعین» یا «اربعینیه»، به معناى خلوتنشینى سالک به مدت چهل روز است. دانشمندان [[اسلام|اسلامی]] به ویژه آنان که مشرب عرفانی دارند، به عدد چهل در زمینه خودسازی به دیده اهمیت مینگرند و برای این عدد در فعلیت یافتن استعدادهای [[انسان]] و کامل شدن ملکات [[اخلاق|اخلاقی]] و پیمودن درجات [[معرفت]] تأثیری ویژه قائل هستند. البته برخی چلهنشینی را [[بدعت]] دانستهاند. | |
==عدد چهل از منظر قرآن== | ==عدد چهل از منظر قرآن== | ||
| − | در [[قرآن کریم]] | + | در [[قرآن کریم]] واژه «اربعین» در چهار [[آیه]] و مرتبط با سه موضوع دیده می شود: |
| − | * | + | *۱- در [[سوره احقاف]] از چهل سالگی [[انسان]] یاد شده و این که خداوند به همه انسان ها درباره نیکی به پدر و مادر سفارش کرده است؛ اما فقط نیکوکاران به این سفارش الهی عمل و به پدر و مادر خود نیکی می کنند و این نیکی را تا رسیدن به رشد کامل خود و رسیدن به چهل سالگی ادامه می دهند؛ آنگاه در چهل سالگی [[دعا]] می کنند و از خداوند توفیق می طلبند تا در برابر نعمت هایی که خود و پدر و مادرشان از آن برخوردار بوده اند، [[شکر|شکرگزار]] او باشند: {{متن قرآن|«وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا ۖ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا ۖ وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا ۚ حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَىٰ وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي ۖ إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ»}}.<ref>[[آیه 15 سوره احقاف|سوره احقاف، آیه ۱۵.]]</ref> |
| − | * | + | *۲- در [[سوره مائده]] از چهل سال ممنوعیت ورود [[بنی اسرائیل]] به [[ارض مقدس]] و چهل سال سرگردانی آنها در قطعه ای از زمین خبر داده است: {{متن قرآن|«قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ ۛ أَرْبَعِينَ سَنَةً ۛ يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ ۚ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ»}}.<ref>[[آیه 26 سوره مائده|سوره مائده، آیه ۲۶.]]</ref> این ممنوعیت پس از آن بود که [[حضرت موسی علیه السلام|حضرت موسی]] به قومش برای ورود به سرزمین مقدس فرمان داد؛ اما بنی اسرائیل به این دلیل که در آنجا مردمی جبارند، از اطاعت موسی سر باز زدند و گفتند: تا آنان از آنجا بیرون نروند، ما هرگز وارد آن شهر نمی شویم. در [[تورات]] نیز داستان سرگردانی بنی اسرائیل ذکر شده است. |
| − | * | + | *۳- در [[سوره بقره]] نیز از میقات چهل شبه حضرت موسی خبر می دهد؛ {{متن قرآن|«وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَىٰ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ...»}}<ref>[[آیه 51 سوره بقره|سوره بقره، آیه ۵۱.]]</ref> که در [[سوره اعراف]] به این صورت تفصیل داده شده است: {{متن قرآن|«وَوَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ...»}}<ref>[[آیه 142 سوره اعراف|سوره اعراف، آیه ۱۴۲.]]</ref>. مفسران برآنند که آن چهل شب در سی شب [[ذی القعده]] و دهه اول [[ذی الحجه]] بوده است؛ چنان که در روایاتی از [[امام صادق]] علیه السلام نیز بر این تعیین دلالت دارد. میقات چهل روز و چهل شبه موسی در [[تورات]] نیز آمده است. |
| − | مفسران | + | مفسران در ذیل هر یک از آیات پیشین، درصدد برآمده اند رازی متناسب با موضوع را برای عدد چهل بیان کنند. در آیه ۱۵ [[سوره احقاف]] از کمال رشد انسان و چهل سالگی وی یاد شده است. |
| − | + | اهمیت چهل سالگی انسان قابل انکار نیست، چنانکه در روایات متعددی از [[پیامبر اسلام|پیامبر]] صلی الله علیه و آله و [[معصوم|معصومان]] آمده است: هنگامی که بنده به چهل سالگی می رسد خداوند به دو [[فرشتگان|فرشته]] مراقب او می گوید: از این پس بر او سخت بگیرید و همه کارهای کوچک و بزرگ و زیاد و کم را ثبت کنید. این روایات همه از این حقیقت خبر می دهند که شخصیت انسان تا چهل سالگی شکل گرفته و از آن پس تحولات درونی در او سخت تر می شود. | |
| − | + | برخی سرّ تأکید آیه بر چهل سالگی را این دانسته اند که از یک سو معمولاً [[عقل]] انسان در این سن کامل می شود و در همین زمان حجت خداوند بر او تمام شده، جهالت جوانی از وی فاصله گرفته، حق واجب خداوند را در نیکی به پدر و مادر می شناسد و از سوی دیگر، در چهل سالگی صفات اخلاقی در وی قوی شده، از آن پس به آسانی از او جدا نمی شود. | |
| − | + | آلوسی درباره سرّ چهل سال سرگردانی [[بنی اسرائیل]] می گوید: چهل سال، زمان لازمی بود که بنی اسرائیل از نادانی خود در مخالفت با [[حضرت موسی علیه السلام|موسی]] علیه السلام دست بردارند. برخی دیگر نیز چهل سال را زمان لازم برای انقضای نسل نافرمان بنی اسرائیل - که به [[اخلاق]] فاسد خو گرفته بودند - و نیز ظهور نسل جدید از آنان دانسته و برآنند که پس از آن زمان، نسل جدید بنی اسرائیل وارد سرزمین مقدس شد. | |
| − | + | راز میقات چهل شبه حضرت موسی نیز روشن نیست؛ اما وجود این روایت از [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله که فرمود: هر کس چهل روز [[اخلاص]] ورزد و اعمال خود را برای خدا خالص گرداند، چشمه های [[حکمت]] از قلبش بر زبانش جاری می شود: «مَن اَخلص لله اربعین صباحاً جَرَت ینابیعُ الحکمة مِن قلبه علی لسانه» در کنار دو آیه میقات، سبب شده تا دانشمندان مسلمان -به ویژه آنان که مشرب [[عرفان|عرفانی]] دارند- به عدد چهل در زمینه خودسازی با دیده اهمیت بنگرند و برای این عدد در فعلیت یافتن استعدادهای انسان و کامل شدن ملکات اخلاقی و پیمودن درجات [[معرفت]] تأثیری ویژه قایل شوند. | |
| − | راز | + | [[ملاصدرا|صدرالمتألهین شیرازی]] بر آن است که فقط پیامبران و اولیای الهی از راز تعیین عدد چهل باخبرند؛ سپس به نقل نکته ای لطیف از عمر بن محمد سهروردی، صاحب «عوارف المعارف» درباره راز آن می پردازد که خدای سبحان، گِل [[آدم]] را در چهل روز سرشت؛ چنان که در [[حدیث]] آمده: «خمرتُ طینةَ آدم بِیَدی اربعین صباحا» و او را به گونه ای متناسب با عالم شهادت و غیب آفرید و در هر صباح که مرتبه ای از قوا و طبقه ای از اعضا را برای آبادانی جنبه شهادت (دنیایی) وی در او به ودیعه نهاد بین او و عوالم غیبی حجابی پدید آورد و او را به نوعی از ساحت قدس الهی دور کرد؛ بنابراین برای بیرون آمدن وی از این حجاب ها و نزدیک شدن به آن ساحت، یک اربعین [[اخلاص]] در عمل لازم است. |
| − | + | وی در ادامه، همین نکته را منشأ تعیین عدد چهل (چله نشینی ها) برای خلوت ها و ریاضت های عارفان دانسته است. همچنان که روایت پیشین، توجه عارفان را به خود جلب کرد، نقل حدیث دیگری از [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله که فرمود: «هر کس از امت من چهل حدیث مورد نیاز مردم در امور [[دین]] را حفظ کند، خداوند او را در روز [[قیامت]] فقیه و دانشمند برمی انگیزد.» توجه [[فقها]] و [[محدثان]] را به خود معطوف داشت، به طوری که کتاب های زیادی در زمینه چهل حدیث نگاشته شد. روایات فراوانی نیز نقل شده که در آن به نوعی از عدد چهل نام برده شده است. | |
| − | + | ==شرایط چلهنشینی== | |
| − | + | نویسندگان [[تصوف|صوفیه]]، براى به چلهنشستن سالک، شرایط و لوازمى برشمردهاند، از جمله اجازه و نظارت شیخ،<ref> نسفى، ۱۳۵۹ش، ص۱۳۴ـ۱۳۵؛ همو، ۱۳۴۱ش، ص۱۰۴؛ ابرقوهى، ص۳۲۹.</ref> دوام چلهنشین بر [[طهارت]] بدن و دوام [[وضو]]، انتخاب مکان مناسب و نشستن در حجرهاى تاریک و بیروزن، سکوت و خاموشى، [[روزه|روزهدارى]] یا کم کردن خوراک، مداومت بر ذکر و حضور قلب، انتخاب زمان مناسب و داشتن توانایى جسمى و روحى لازم، خلوص [[نیت]]، نفى خواطر و جز آنها.<ref>رجوع کنید به نسفى، ۱۳۵۹ش؛ همو، ۱۳۴۱ش، همانجاها؛ ابرقوهى، ص۳۳۰؛ باخرزى، ج۲، ص۳۱۴.</ref> | |
| − | + | گاه توصیه میشد که سالک به هنگام چلهنشینى به حالتِ چهارزانو یا دوزانو رو به [[قبله]] به ذکر بنشیند.<ref>رجوع کنید به نجمرازى، ص۲۸۲؛ عزالدین کاشانى، ص۱۶۵؛ باخرزى؛ ابرقوهى، همانجاها.</ref> علاوه بر اینها ـ که در همه فرقههاى صوفیه مورد تأکید بود ـ در برخى طریقت ها، به سالک چلهنشین توصیههاى دیگرى نیز میشد. مثلاً [[عزیزالدین نسفی|عزیزالدین نسفى]] (متوفای حدود ۶۸۰ ق) از ترک خوراک حیوانى در طول چله یاد کرده است.<ref>۱۳۵۹ش، ص۱۳۴.</ref> همچنین گاه بر بیدارى در شب هاى ابتداى چلهنشینى، پوشاندن سر به هنگام خروج موقت از چلهخانه، تکیه ندادن به جایى یا چیزى در هنگام نشستن در چلهخانه، بستن چشم و شروع به چلهنشینى در آغاز حلول خورشید در برج جَدى در اول زمستان تأکید شده است.<ref>الفیوضات الربّانیة، ص۵۱ـ۵۲.</ref> | |
| − | + | دفعات چلهنشینى در میان طریقت هاى صوفیه یکسان نبود. این که صوفى چنان سلوک کند که گویى تمام عمر خویش را در حالت چلهنشینى بسر میبرد،<ref>رجوع کنید به سهروردى، ص۲۰۷.</ref> آرمانى صوفیانه به شمار میرفت و از این رو، گاه صوفیان به صورت متوالى مثلاً چهلبار پشت سرهم<ref>هجویرى، ص۴۱۷.</ref> چله میگرفتند، چنانکه به اوحدالدین کرمانى، ۷۲ اربعین، به شیخ اویس بن عبداللّه خُنجى بیش از ۵۰ اربعین<ref>رجوع کنید به جنید شیرازى، ص۲۷۲.</ref> و در روایتى به علاءالدوله سمنانى ۱۴۰ اربعین در خانقاه سَکاکیه در سمنان و نیز ۱۳۰ اربعین در جاهاى دیگر نسبت داده شده است. | |
| − | + | توالى اربعینات یا چلهها به نظر شیخ و مربىِ سالک بستگى داشت، به طورى که شیخ با هر چلهاى، ریاضت هاى جدیدى را به سالک دستور میداد تا آلودگی هاى نفسانى وى کاملاً از بین برود و معراج و سیر و استغراق براى سالک ملکه و عادت شود. با این حال، ظاهراً سالانه یک تا چهار چله براى صوفیان معمول بوده است.<ref>رجوع کنید به نسفى، ۱۳۵۹ش، ص۱۳۳؛ باخرزى، ج۲، ص۳۱۱.</ref> معروفترین گونه چلهنشینى در میان صوفیه، اربعین موسوى نام داشت که یادآور اقامت چهل روزه [[حضرت موسی علیه السلام|حضرت موسى]] در [[طور سینا|کوه طور]] بود. | |
| − | + | این چله از اول [[ذی القعده]] آغاز میشد و در دهم [[ذی الحجه]] پایان مییافت. نوعى چله، به نام چله معکوس نیز در برخى طریقت ها مرسوم بود که در آن سالک چهل شبانه روز را در حالى که با سر در چاهى آویزان بود، به [[ذکر (اصطلاح اخلاق و عرفان)|ذکر]] و [[مراقبه]] میگذراند. | |
| − | + | ==چلهنشینی، عرفان یا بدعت== | |
| − | |||
| − | == | ||
| − | |||
| − | |||
| + | به رغم اهمیت رسم چلهنشینى در نزد گروه هایى از [[تصوف|صوفیان]] و از جمله تأکید فراوان مولویه به آن<ref>رجوع کنید به گولپینارلى، ص۴۷۴.</ref> و اقوال گوناگون درباره فواید و واقعات و مشاهدات حاصل از آن،<ref>براى نمونه رجوع کنید به عزالدین کاشانى، ص۱۶۱ـ۱۶۲؛ علاءالدوله سمنانى، ۱۳۶۹ش، ص۱۶۴؛ باخرزى، ج۲، ص۲۹۴ـ۲۹۵؛ محمود بن عثمان، ص۴۱۷؛ جامى، ص۵۹۹ـ۶۰۰.</ref> برخى صوفیان تأکید میکردند که این رسم از محمدیان نیست و نوعى [[بدعت]] به شمار میرود.<ref>رجوع کنید به شمس تبریزى، ج۱، ص۳۲۳؛ افلاکى، ج۲، ص۷۹۳.</ref> و معتقد بودند که مثلاً براى اصحاب [[دیوان (تشکیلات اداری)|دیوان]]، رعایت حال مسکینان و رهاندن مظلومان از چنگ ظالمان، از هزاران خلوت چله بهتر است و بر آن بودند که این رسوم اعتبارى ندارند، بلکه کار کردن داراى اعتبار است.<ref>نسفى، ۱۳۵۹ش، ص۱۳۵؛ افلاکى، ج۱، ص۳۰۸.</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
| + | ==منابع== | ||
| − | + | *مجله فرهنگ کوثر، مرداد ۱۳۷۶، شماره ۵، تاریخ: ۱۳۸۶/۱۱/۱۰، در دسترس در [http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4185/26394 پایگاه اطلاعرسانی حوزه]. | |
| − | * مجله فرهنگ | + | *"رمز و رازهای عدد چهل از منظر قرآن و روایات"، روزنامه کیهان، شماره ۱۸۷۵۷، ۱۷/۱۲/۸۵، صفحه ۶، در دسترس در [http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1368176 مگ ایران، بانک اطلاعات نشریات کشور]. |
| − | * | + | *"چلهنشینی"، [[دانشنامه جهان اسلام (کتاب)|دانشنامه جهان اسلام]]، حسینعلى کاشانى بیدختى. |
| − | * [ | ||
[[رده: آداب و سنن]] | [[رده: آداب و سنن]] | ||
| + | [[رده:عرفان]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۹ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۴۲
«چلهنشینى»، اصطلاحى عرفانى و معادل «اربعین» یا «اربعینیه»، به معناى خلوتنشینى سالک به مدت چهل روز است. دانشمندان اسلامی به ویژه آنان که مشرب عرفانی دارند، به عدد چهل در زمینه خودسازی به دیده اهمیت مینگرند و برای این عدد در فعلیت یافتن استعدادهای انسان و کامل شدن ملکات اخلاقی و پیمودن درجات معرفت تأثیری ویژه قائل هستند. البته برخی چلهنشینی را بدعت دانستهاند.
عدد چهل از منظر قرآن
در قرآن کریم واژه «اربعین» در چهار آیه و مرتبط با سه موضوع دیده می شود:
- ۱- در سوره احقاف از چهل سالگی انسان یاد شده و این که خداوند به همه انسان ها درباره نیکی به پدر و مادر سفارش کرده است؛ اما فقط نیکوکاران به این سفارش الهی عمل و به پدر و مادر خود نیکی می کنند و این نیکی را تا رسیدن به رشد کامل خود و رسیدن به چهل سالگی ادامه می دهند؛ آنگاه در چهل سالگی دعا می کنند و از خداوند توفیق می طلبند تا در برابر نعمت هایی که خود و پدر و مادرشان از آن برخوردار بوده اند، شکرگزار او باشند: «وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا ۖ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا ۖ وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا ۚ حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَىٰ وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي ۖ إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ».[۱]
- ۲- در سوره مائده از چهل سال ممنوعیت ورود بنی اسرائیل به ارض مقدس و چهل سال سرگردانی آنها در قطعه ای از زمین خبر داده است: «قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ ۛ أَرْبَعِينَ سَنَةً ۛ يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ ۚ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ».[۲] این ممنوعیت پس از آن بود که حضرت موسی به قومش برای ورود به سرزمین مقدس فرمان داد؛ اما بنی اسرائیل به این دلیل که در آنجا مردمی جبارند، از اطاعت موسی سر باز زدند و گفتند: تا آنان از آنجا بیرون نروند، ما هرگز وارد آن شهر نمی شویم. در تورات نیز داستان سرگردانی بنی اسرائیل ذکر شده است.
- ۳- در سوره بقره نیز از میقات چهل شبه حضرت موسی خبر می دهد؛ «وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَىٰ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ...»[۳] که در سوره اعراف به این صورت تفصیل داده شده است: «وَوَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ...»[۴]. مفسران برآنند که آن چهل شب در سی شب ذی القعده و دهه اول ذی الحجه بوده است؛ چنان که در روایاتی از امام صادق علیه السلام نیز بر این تعیین دلالت دارد. میقات چهل روز و چهل شبه موسی در تورات نیز آمده است.
مفسران در ذیل هر یک از آیات پیشین، درصدد برآمده اند رازی متناسب با موضوع را برای عدد چهل بیان کنند. در آیه ۱۵ سوره احقاف از کمال رشد انسان و چهل سالگی وی یاد شده است.
اهمیت چهل سالگی انسان قابل انکار نیست، چنانکه در روایات متعددی از پیامبر صلی الله علیه و آله و معصومان آمده است: هنگامی که بنده به چهل سالگی می رسد خداوند به دو فرشته مراقب او می گوید: از این پس بر او سخت بگیرید و همه کارهای کوچک و بزرگ و زیاد و کم را ثبت کنید. این روایات همه از این حقیقت خبر می دهند که شخصیت انسان تا چهل سالگی شکل گرفته و از آن پس تحولات درونی در او سخت تر می شود.
برخی سرّ تأکید آیه بر چهل سالگی را این دانسته اند که از یک سو معمولاً عقل انسان در این سن کامل می شود و در همین زمان حجت خداوند بر او تمام شده، جهالت جوانی از وی فاصله گرفته، حق واجب خداوند را در نیکی به پدر و مادر می شناسد و از سوی دیگر، در چهل سالگی صفات اخلاقی در وی قوی شده، از آن پس به آسانی از او جدا نمی شود.
آلوسی درباره سرّ چهل سال سرگردانی بنی اسرائیل می گوید: چهل سال، زمان لازمی بود که بنی اسرائیل از نادانی خود در مخالفت با موسی علیه السلام دست بردارند. برخی دیگر نیز چهل سال را زمان لازم برای انقضای نسل نافرمان بنی اسرائیل - که به اخلاق فاسد خو گرفته بودند - و نیز ظهور نسل جدید از آنان دانسته و برآنند که پس از آن زمان، نسل جدید بنی اسرائیل وارد سرزمین مقدس شد.
راز میقات چهل شبه حضرت موسی نیز روشن نیست؛ اما وجود این روایت از رسول خدا صلی الله علیه و آله که فرمود: هر کس چهل روز اخلاص ورزد و اعمال خود را برای خدا خالص گرداند، چشمه های حکمت از قلبش بر زبانش جاری می شود: «مَن اَخلص لله اربعین صباحاً جَرَت ینابیعُ الحکمة مِن قلبه علی لسانه» در کنار دو آیه میقات، سبب شده تا دانشمندان مسلمان -به ویژه آنان که مشرب عرفانی دارند- به عدد چهل در زمینه خودسازی با دیده اهمیت بنگرند و برای این عدد در فعلیت یافتن استعدادهای انسان و کامل شدن ملکات اخلاقی و پیمودن درجات معرفت تأثیری ویژه قایل شوند.
صدرالمتألهین شیرازی بر آن است که فقط پیامبران و اولیای الهی از راز تعیین عدد چهل باخبرند؛ سپس به نقل نکته ای لطیف از عمر بن محمد سهروردی، صاحب «عوارف المعارف» درباره راز آن می پردازد که خدای سبحان، گِل آدم را در چهل روز سرشت؛ چنان که در حدیث آمده: «خمرتُ طینةَ آدم بِیَدی اربعین صباحا» و او را به گونه ای متناسب با عالم شهادت و غیب آفرید و در هر صباح که مرتبه ای از قوا و طبقه ای از اعضا را برای آبادانی جنبه شهادت (دنیایی) وی در او به ودیعه نهاد بین او و عوالم غیبی حجابی پدید آورد و او را به نوعی از ساحت قدس الهی دور کرد؛ بنابراین برای بیرون آمدن وی از این حجاب ها و نزدیک شدن به آن ساحت، یک اربعین اخلاص در عمل لازم است.
وی در ادامه، همین نکته را منشأ تعیین عدد چهل (چله نشینی ها) برای خلوت ها و ریاضت های عارفان دانسته است. همچنان که روایت پیشین، توجه عارفان را به خود جلب کرد، نقل حدیث دیگری از رسول خدا صلی الله علیه و آله که فرمود: «هر کس از امت من چهل حدیث مورد نیاز مردم در امور دین را حفظ کند، خداوند او را در روز قیامت فقیه و دانشمند برمی انگیزد.» توجه فقها و محدثان را به خود معطوف داشت، به طوری که کتاب های زیادی در زمینه چهل حدیث نگاشته شد. روایات فراوانی نیز نقل شده که در آن به نوعی از عدد چهل نام برده شده است.
شرایط چلهنشینی
نویسندگان صوفیه، براى به چلهنشستن سالک، شرایط و لوازمى برشمردهاند، از جمله اجازه و نظارت شیخ،[۵] دوام چلهنشین بر طهارت بدن و دوام وضو، انتخاب مکان مناسب و نشستن در حجرهاى تاریک و بیروزن، سکوت و خاموشى، روزهدارى یا کم کردن خوراک، مداومت بر ذکر و حضور قلب، انتخاب زمان مناسب و داشتن توانایى جسمى و روحى لازم، خلوص نیت، نفى خواطر و جز آنها.[۶]
گاه توصیه میشد که سالک به هنگام چلهنشینى به حالتِ چهارزانو یا دوزانو رو به قبله به ذکر بنشیند.[۷] علاوه بر اینها ـ که در همه فرقههاى صوفیه مورد تأکید بود ـ در برخى طریقت ها، به سالک چلهنشین توصیههاى دیگرى نیز میشد. مثلاً عزیزالدین نسفى (متوفای حدود ۶۸۰ ق) از ترک خوراک حیوانى در طول چله یاد کرده است.[۸] همچنین گاه بر بیدارى در شب هاى ابتداى چلهنشینى، پوشاندن سر به هنگام خروج موقت از چلهخانه، تکیه ندادن به جایى یا چیزى در هنگام نشستن در چلهخانه، بستن چشم و شروع به چلهنشینى در آغاز حلول خورشید در برج جَدى در اول زمستان تأکید شده است.[۹]
دفعات چلهنشینى در میان طریقت هاى صوفیه یکسان نبود. این که صوفى چنان سلوک کند که گویى تمام عمر خویش را در حالت چلهنشینى بسر میبرد،[۱۰] آرمانى صوفیانه به شمار میرفت و از این رو، گاه صوفیان به صورت متوالى مثلاً چهلبار پشت سرهم[۱۱] چله میگرفتند، چنانکه به اوحدالدین کرمانى، ۷۲ اربعین، به شیخ اویس بن عبداللّه خُنجى بیش از ۵۰ اربعین[۱۲] و در روایتى به علاءالدوله سمنانى ۱۴۰ اربعین در خانقاه سَکاکیه در سمنان و نیز ۱۳۰ اربعین در جاهاى دیگر نسبت داده شده است.
توالى اربعینات یا چلهها به نظر شیخ و مربىِ سالک بستگى داشت، به طورى که شیخ با هر چلهاى، ریاضت هاى جدیدى را به سالک دستور میداد تا آلودگی هاى نفسانى وى کاملاً از بین برود و معراج و سیر و استغراق براى سالک ملکه و عادت شود. با این حال، ظاهراً سالانه یک تا چهار چله براى صوفیان معمول بوده است.[۱۳] معروفترین گونه چلهنشینى در میان صوفیه، اربعین موسوى نام داشت که یادآور اقامت چهل روزه حضرت موسى در کوه طور بود.
این چله از اول ذی القعده آغاز میشد و در دهم ذی الحجه پایان مییافت. نوعى چله، به نام چله معکوس نیز در برخى طریقت ها مرسوم بود که در آن سالک چهل شبانه روز را در حالى که با سر در چاهى آویزان بود، به ذکر و مراقبه میگذراند.
چلهنشینی، عرفان یا بدعت
به رغم اهمیت رسم چلهنشینى در نزد گروه هایى از صوفیان و از جمله تأکید فراوان مولویه به آن[۱۴] و اقوال گوناگون درباره فواید و واقعات و مشاهدات حاصل از آن،[۱۵] برخى صوفیان تأکید میکردند که این رسم از محمدیان نیست و نوعى بدعت به شمار میرود.[۱۶] و معتقد بودند که مثلاً براى اصحاب دیوان، رعایت حال مسکینان و رهاندن مظلومان از چنگ ظالمان، از هزاران خلوت چله بهتر است و بر آن بودند که این رسوم اعتبارى ندارند، بلکه کار کردن داراى اعتبار است.[۱۷]
پانویس
- ↑ سوره احقاف، آیه ۱۵.
- ↑ سوره مائده، آیه ۲۶.
- ↑ سوره بقره، آیه ۵۱.
- ↑ سوره اعراف، آیه ۱۴۲.
- ↑ نسفى، ۱۳۵۹ش، ص۱۳۴ـ۱۳۵؛ همو، ۱۳۴۱ش، ص۱۰۴؛ ابرقوهى، ص۳۲۹.
- ↑ رجوع کنید به نسفى، ۱۳۵۹ش؛ همو، ۱۳۴۱ش، همانجاها؛ ابرقوهى، ص۳۳۰؛ باخرزى، ج۲، ص۳۱۴.
- ↑ رجوع کنید به نجمرازى، ص۲۸۲؛ عزالدین کاشانى، ص۱۶۵؛ باخرزى؛ ابرقوهى، همانجاها.
- ↑ ۱۳۵۹ش، ص۱۳۴.
- ↑ الفیوضات الربّانیة، ص۵۱ـ۵۲.
- ↑ رجوع کنید به سهروردى، ص۲۰۷.
- ↑ هجویرى، ص۴۱۷.
- ↑ رجوع کنید به جنید شیرازى، ص۲۷۲.
- ↑ رجوع کنید به نسفى، ۱۳۵۹ش، ص۱۳۳؛ باخرزى، ج۲، ص۳۱۱.
- ↑ رجوع کنید به گولپینارلى، ص۴۷۴.
- ↑ براى نمونه رجوع کنید به عزالدین کاشانى، ص۱۶۱ـ۱۶۲؛ علاءالدوله سمنانى، ۱۳۶۹ش، ص۱۶۴؛ باخرزى، ج۲، ص۲۹۴ـ۲۹۵؛ محمود بن عثمان، ص۴۱۷؛ جامى، ص۵۹۹ـ۶۰۰.
- ↑ رجوع کنید به شمس تبریزى، ج۱، ص۳۲۳؛ افلاکى، ج۲، ص۷۹۳.
- ↑ نسفى، ۱۳۵۹ش، ص۱۳۵؛ افلاکى، ج۱، ص۳۰۸.
منابع
- مجله فرهنگ کوثر، مرداد ۱۳۷۶، شماره ۵، تاریخ: ۱۳۸۶/۱۱/۱۰، در دسترس در پایگاه اطلاعرسانی حوزه.
- "رمز و رازهای عدد چهل از منظر قرآن و روایات"، روزنامه کیهان، شماره ۱۸۷۵۷، ۱۷/۱۲/۸۵، صفحه ۶، در دسترس در مگ ایران، بانک اطلاعات نشریات کشور.
- "چلهنشینی"، دانشنامه جهان اسلام، حسینعلى کاشانى بیدختى.




