ریاض العلماء (کتاب): تفاوت بین نسخهها
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
|||
| (۱۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | {{ | + | '''«ریاض العلماء و حیاض الفضلاء»''' تألیف [[میرزا عبدالله افندی|میرزا عبدالله افندی اصفهانی]] (م، ۱۱۳۰ ق)، کتابی در تراجم و شرح حال علماى [[شيعه]] [[امامیه|اماميه]] و نیز علماى ساير مذاهب اسلامى، از عصر [[غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)|غيبت]] تا زمان مؤلف است. اطلاعات ارزنده و مفيدى كه منحصر به اين كتاب است و در ديگر نگاشتههاى رجالى کمتر ديده مىشود، بر ارزش آن افزوده است. |
| + | {{مشخصات کتاب | ||
| − | + | |عنوان= | |
| − | + | |تصویر=[[پرونده:ریاض العلماء.jpg|240px|وسط]] | |
| − | + | |نویسنده=میرزا عبدالله افندی | |
| − | = | + | |موضوع=سرگذشتنامه و كتابشناسی |
| − | «ریاض | + | |زبان=عربی |
| + | |||
| + | |تعداد جلد=۷ | ||
| + | |||
| + | |عنوان افزوده1= باهتمام | ||
| + | |||
| + | |افزوده1=محمود مرعشی | ||
| + | |||
| + | |عنوان افزوده2=تحقيق | ||
| + | |||
| + | |افزوده2=احمد حسینی | ||
| + | |||
| + | |لینک= | ||
| + | |||
| + | }} | ||
| + | ==مؤلف== | ||
| + | [[میرزا عبدالله افندی|میرزا عبدالله اصفهانی افندی]] (۱۱۳۰-۱۰۶۶ ق) فقیه، محدث و رجالی بزرگ [[شیعه]] در قرن دوازدهم هجری است. او از شاگردان [[علامه مجلسی]] است و از محضر [[آقا حسین خوانساری]]، [[محقق سبزواری]] و [[فاضل هندی]] نیز سالها بهره مند بود. | ||
| + | |||
| + | افندی به جهت دانش پژوهی و سفرهای فراوان در جستجوی کتاب، همراهی با علامه مجلسی در تدوین «[[بحارالانوار]]» و همچنین تألیف کتاب با ارزش '''«ریاض العلماء»''' شهرت یافته است. برخی دیگر از آثار او عبارتند از: [[تعلیقة أمل الآمل (کتاب)|تعلیقة أمل الآمل]]، بساتین الخطباء، لسان الواعظین و جنان المتعظین، الامان من النیران، حاشیه بر [[تمهید القواعد]]، حاشیه بر [[منهج المقال فی تحقیق احوال الرجال (کتاب)|منهج المقال]]، حاشیه بر [[شفا (کتاب)|الهیات شفا]]. | ||
==معرفی کتاب== | ==معرفی کتاب== | ||
| − | مهمترین | + | مهمترین کتاب [[میرزا عبدالله افندی]] که تنها نیمی از آن بر جای مانده، کتاب «ریاض العلماء» است. این کتاب بهترین و سودمندترین اثر قرن دوازدهم هجرى است که در حالات و زندگی نامه دانشمندان نگارش یافته است. |
| + | |||
| + | میرزا عبدالله سى سال در کشورهاى اسلامى سیاحت کرده و در هر شهر و دیار با علما و کتابداران و محققان تماس مى گرفت و نتیجه آنچه مى دید و مى شنید و مى خواند یادداشت مى کرد و سخنان را با یکدیگر با بینش ویژه اى مى سنجید و صحت و سقم هر موضوع را یادآورى مى نموده است. | ||
| + | |||
| + | همين نكته براى نشان دادن ارزش كتاب كافى است كه مىبينيم اين اثر، مأخذى موثّق از براى مرحوم [[سید محمدباقر موسوی خوانساری|خوانسارى]] در تأليف «[[روضات الجنات (کتاب)|روضات الجنات]]» بوده و نيز صاحب «[[اعیان الشیعه (کتاب)|أعيان الشيعة]]» بهكرات از آن نقل كرده و علامه [[شیخ آقا بزرگ تهرانی|آقا بزرگ طهرانى]] در «[[الذریعة الی تصانیف الشیعة (کتاب)|الذريعة]]» بسيار به آن توجه داشته و علامه نورى در «خاتمة مستدرك الوسائل» (جلد سوم) مطالب زيادى از آن گرفته است. | ||
| + | |||
| + | در ميان سرگذشتنامههاى دانشمندان و بزرگان علوم و معارف اسلامى، كمتر محقّقى است كه با اثر حاضر آشنا نباشد؛ زيرا نهتنها شيوه تدوين كتاب - كه مرتب به حروف معجم است - آن را مطلوب گردانيده است، بلكه اطلاعات ارزنده و مفيدى كه منحصر به اين كتاب است و در ديگر نگاشتههاى رجالى عصر وى ديده نمىشود، بر ارزش آن افزوده است | ||
| + | |||
| + | استاد [[سید محمدعلی روضاتی]]، شرحی از چگونگی بر جای ماندن نیمی از این کتاب و از میان رفتن نیم دیگر بیان کرده است: «علامه مرحوم میرزا عبدالله اصفهانی ـ تبریزی الاصل و معروف به افندی ـ مصنف اثر گرانقدر «ریاض العلماء» متولد (۱۰۶۷ هـ.ق) تا بیست سالی پس از درگذشت استاد بزرگوارش [[علامه مجلسی]] (م، ۱۱۱۰ ق) برای تهیه مواد این اثر بیهمتا، بارها به شهرها و قرا و قصبات گوشه و کنار [[ایران]] و برخی از ممالک دیگر سفر کرد و هر کجا نسخهای از آثار علمای [[اسلام]] یافته، در کتاب خود از آن خبر داده و حتی دارنده نسخه را نیز گهگاه شناسانده است. بیش از نیمی از نسخه اصل این کتاب کلان در دست نیست و آن نیم دیگر که بسی مهمتر بوده، در حدود دویست و پنجاه سال پیش یعنی پس از ختم غائله مهاجمان افغان و دوران [[افشاریه|نادری]] به وسیله علامه زمان، مرحوم سید نصرالله شهید حائری، از بازماندگان مؤلف خریداری و با مخطوطات ارزشمند فراوان دیگر از [[اصفهان]] و ایران خارج گردیده و تا اواخر قرن دوازدهم نیز در [[کربلا|کربلای]] معلی در کتابخانه آن شهید بزرگوار موجود بوده است. چه محدث فقیه مرحوم [[شیخ یوسف بحرانی]] (م ۱۱۸۶) از آن بخش «ریاض» در تألیف «لؤلؤة البحرین» و کشکول «انیس المسافر» بدون شناسایی نام مؤلف و نام کتاب، بهره برده و نقل کرده است. ناشناس بودن کتاب، از آن روی رخ داده که میرزا عبدالله در اواخر عمر، تمامیت دارایی از کتب و وسایل و مؤلفاتش را میان دو فرزند پسر خود ـ میرزا احمد و میرزا زین العابدین ـ تقسیم نموده و به آنان بخشیده است و از آن میان نیمی از «ریاض العلماء» که سهم میرزا احمد مشتمل بر حرف «ع» و دارای شرح حال خود مؤلف بود، در اصفهان بر جای ماند و آن نیم دیگر ـ که به خصوص دارای تراجم بسیار مهم حرف «م» علمای [[شیعه]] بود ـ نصیب شهید حائری شده و در آن نام مؤلف وجود نداشته است. نیمی که در اصفهان برجای ماند، مورد استفاده صاحب «[[روضات الجنات (کتاب)|روضات الجنات]]» واقع گردیده و بحمدالله تعالی تصویر کاملی از آن نیمه اصل ـ در ۵۷۹ صفحه به قطع رحلی ـ نزد این ضعیف موجود است. در واقع آنچه از «ریاض» مفقود شده از حرف الف تا حرف جیم به علاوه حرف میم بوده است. گفتنی است که در سال ۱۴۰۱ هجری قمری مقدار باقی مانده ریاض و نیز آنچه که [[شیخ یوسف بحرانی|بحرانی]] در حرف «لولؤة البحرین» از «ریاض» اقتباس کرده توسط استاد سید احمد حسینی اشکوری تصحیح و در شش مجلد توسط [[کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی|کتابخانه آیت الله مرعشی]] به چاپ رسید. افزون بر آنچه از بحرانی افزوده شده، در بخش حرف الف تا جیم و نیز حرف میم، حواشی افندی بر شرح حال هایی که در «[[امل الآمل فی علماء جبل عامل (کتاب)|امل الآمل]]» بوده، به این چاپ افزوده شده است. پس از آن در سال ۱۴۱۵ بخش القاب آن کتاب نیز به عنوان مجلد هفتم توسط همان ناشر انتشار یافت؛ همچنان که تعلیقه افندی بر «امل الآمل» به طور مستقل در سال ۱۴۱۲ به چاپ رسید. بخش خطی دیگری از «ریاض» که درباره علمای [[عامه]] است، نیز بر جای مانده است که تاکنون به چاپ نرسیده است». | ||
| + | |||
| + | منابع نویسنده در نگارش اين اثر، تنها كتابهاى معروف [[رجال]] و تراجم نبوده، بلكه از كتابهاى ديگر نيز موارد مربوط به تراجم را استخراج كرده است؛ مثلاً در يك مورد از «[[مجمع البیان (کتاب)|مجمع البيان]]» [[شیخ طبرسی|شیخ طبرسى]] استفاده كرده است. از مآخذ ديگر او، [[اجازه (علم الحدیث)|اجازات]] علماست و نيز خطوط پشت كتابها كه محض يادگارى يا بهعنوان مالكيت يا واگذارى يا [[وقف]] و تعليقه و ياداداشت و... نوشته بودهاند. البته مهمترين منبع نویسنده، همانا مشهودات و مسموعات او از معاصرانش مىباشد كه به كتاب او اهميت خاصى بخشيده و از جهات مختلف، آن را قابل استناد ساخته است. حتى آنجا هم كه از گذشتگان نقل كرده، ملاحظات انتقادىاش جالب توجه است، بهويژه كه عين مطلب را نقل مىكند. | ||
| + | |||
| + | کتاب «ریاض العلماء» توسط محمدباقر ساعدى، به فارسى روان در شش جلد ترجمه شده است. | ||
| + | |||
| + | == محتوای کتاب == | ||
| + | كتاب «ریاض العلماء» با دو مقدمه از محقق و سيد محمود مرعشى آغاز و اسامى افراد، به ترتيب حروف [[الفبا]]، در دو قسم، در هفت جلد، تنظيم شده است. در مقدمه محقق، به موضوع و برخى ويژگىهاى كتاب اشاره شده و در مقدمه دوم، تحت عنوان «زهر الرياض فی ترجمة صاحب الرياض»، به شرح حال نویسنده پرداخته شده است. | ||
| − | + | در نگاهى كلى، مطالب كتاب به دو قسم تقسيم مىشود: قسم نخست، مشتمل است بر تراجم علماى [[شيعه]] [[امامیه|اماميه]] و قسم دوم، شامل تراجم علماى ساير مذاهب اسلامى است. | |
| − | + | از جمله فوائدى كه از مراجعه به اين كتاب به دست مىآيد، آشنايى با نسخهها و مخطوطات موجود از مؤلفات عربى و فارسى است كه در عصر افندى در كتابخانههاى عمومى و خصوصى نگهدارى مىشده و مؤلف آنها را رؤيت نموده و از مشخصات كتابشناسى و نسخهشناسى آنها در كتابش ياد كرده است؛ ازاينرو «رياض العلماء» را مىتوان بهعنوان مأخذ و مصدرى ارزشمند و متقن در خصوص مباحث مربوط به كتابشناسى و نسخهشناسى تلقّى كرد؛ زيرا در واقع نگاشته مورد بحث مىتواند از جهتى فهرستى از [[نسخه خطى|نسخههاى خطى]] كتابخانههاى عمومى و خصوصى عصر مؤلف باشد. مجموع اين نسخهها كه افندى معرفى كرده است بيش از هزار نسخه است. در همين زمينه گفتنى است كه [[میرزا عبدالله افندی|افندى]] از نسخههاى مقابلهشده و تصحيحشده نيز با دقت تمام ياد كرده كه اين نكته هم در تاريخ كتابشناسى و نسخهشناسى مخطوطات عربى و فارسى حائز اهميت تواند بود. | |
| − | + | ديگر از فوائد و ويژگىهاى كتاب كه قابل توجه و تتبع مىنمايد، نكاتى است كه مؤلف پيرامون اعلام جغرافيايى (بُلدان) ضبط كرده است. افندى در اين خصوص، گاه از كتابهاى پيشينيان مانند «[[فتوح البلدان (کتاب)|فتوح البلدان]]» [[احمد بن یحیی بلاذری|بلاذرى]] و «[[معجم البلدان (کتاب)|معجم البلدان]]» [[ياقوت حموی|ياقوت]] و «صورة الأرض» ابن حوقل و... استفاده كرده و گاهى نيز اطلاعات عصرى و مشهودات خود را نوشته است كه از نظرگاه مطالعات جغرافياى تاريخى [[ايران]] قابل توجه و تأمل است؛ چنانكه درباره «ورامين» مىنويسد: «شهركى است معروف از شهرهاى رى كه تا [[تهران]] يك منزل فاصله دارد و من به آنجا رفتهام و اكنون آباد است». | |
| − | + | از ديگر فوائد عديدهاى كه از كتاب حاضر دستياب مىشود، [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] نامههاى [[محدثان]] و [[فقها|فقيهان]] است. گفتنى است كه تحقيقى گسترده در خصوص اجازهنامهها و نيز تدوين «فهرست اجازات» در عصر ما كه انقلاب فرهنگ اسلامى آغاز شده ضرور مىنمايد و اثر حاضر نيز يكى از منابع موثّق و باارزش در اين زمينه است كه متن صدها اجازه فقهى و علمى به لفظ مُجيز در آن نقل شده و نيز از صدها اجازه ديگر در آن ياد گرديده است. | |
| − | + | آن طور كه نویسنده خود مىگويد، مىخواسته در اين اثر، شرح حال علماى برجسته شيعه را از زمان [[غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)|غيبت]] به بعد بياورد؛ اما گاه به دليلى، از اين حد فراتر رفته است. گاه موضوع آنقدر مهم بوده و نظرات در آن بهقدرى متفاوت، كه نویسنده خواسته با جمعآورى و حلاجى همه روايات، حرف آخر را بگويد. از اين قبيل است ترجمه مفصلى از [[زید بن علی بن الحسین|زيد بن على]] و تحقيق جامعى درباره [[خواجه ربیع|خواجه ربيع]] مشهور و تحقيق در اينكه واضع علم [[نحو]]، [[ابوالاسود دوئلى]] است. | |
| − | + | نویسنده گاه كسى را كه به مذهب ديگرى مشهور است و وى او را [[شيعه]] امامى مىداند، جزء [[اماميه]] آورده و دلايل خود را بر امامى بودن وى شرح داده... گاه كسى را كه جزء علماى برجسته نيست فقط بر اساس شهرت ذكر كرده؛ مانند امير حبيبالله بن امير سيد شريف شيرازى و گاه براى رفع اشتباهى يا ذكر نكات تازهاى، احوال يكى از اصحاب [[ائمه]] را كه طبعا پيش از غيبت بودهاند، آورده است؛ مانند خليل بن اوفى ابوالربيع العاملى و گاه به پيروى از [[شيخ حر عاملى]]، ترجمه كسانى را آورده، ولى تذكر داده است كه اينها شايسته ذكر در عداد علما نيستند. | |
| − | + | اين كتاب شامل يك رشته تراجم احوال محض نيست، بلكه حاوى اطلاعات جالب و ارزندهاى است كه وضع كلى علم و علما، كتابخانهها، گروههاى دانشمندان و دستهبندىهايى كه حتى بين افراد يك گروه رخ مىداد و نيز مسائل مختلففيه و معركة الآراء و پارهاى از [[مسائل مستحدثه]] و [[تعصب|تعصبات]] مذهبى، بهخصوص درباره زندگى علمايى كه نزدیک به زمان مؤلف مىزيستهاند و نيز جوّ فكرى و وقايع دينى و اجتماعى آن زمان، منبع مهمى است. | |
| − | + | بهمنظور توضيح مطلب فوق، شايسته است به برخى از آراى او درباره گروههاى دانشمندان اشاره شود. نویسنده بر طبق زمانهاش كه به علوم دينى وزن خاص داده مىشد، باآنكه خود مردى ذوفنون و جامعالاطراف بود، با «اهل معقول» ميانه خوشى نداشت... درباره حكيمان شايعات و بدبينىهايى وجود داشت كه نویسنده نقل كرده است؛ مثلاً درباره سيد ميرزا ابراهيم بن ميرزا حسين همدانى مشهور به قاضىزاده صاحب «شرح الهيات شفا» مىنويسد: «آشنا به مسائل شرعى و اقوال فقها نبود و از خون احتراز نمىكرد، بلكه [[مسجد]] را بدان مىآلود و نمىدانست كه [[نجس]] است». نظر نویسنده نسبت به [[ملاصدرا|ملا صدرا]] هم مساعد نبود، اما [[ميرداماد]] را به واسطه جهت فقاهتى كه داشته، با تجليل نام برده است. وى در مورد [[تصوف|صوفيه]] هم حساس بوده و عالمى را كه اندكى عارفمشرب تشخيص مىداد، با عبارتى نظير: «له ميلا إلى طريقة الصوفية» نشاندار كرده است. | |
| − | + | از جمله نكات ديگرى كه از اين كتاب برمىآيد، فراوانى اهل [[شعر]] و ادب ميان فقيهان و عالمان دينى است. نكته ديگر، فراوانى علماى مهاجر به هند است. | |
| − | + | فوايد و نكات تاريخى اين كتاب، بهقدرى اهميت دارد كه خود گفتارى مستقل را مىطلبد. شوخىهاى علمايى نيز در اينجا و آنجاى كتاب به چشم مىخورد مانند: «[[آقا حسین خوانساری|آقا حسين خوانسارى]] را از كثرت [[مشايخ]]، «تلميذ البشر» مىگفتند در مقابل [[ميرداماد]] كه «استاد البشر» لقب داشت» و «ميزرا عيسى بن محمد صالحبيگ آنقدر مشتغل به علم و خواندن و نوشتن بود و نزدیکان و خويشان، بلكه خدمتگزاران و اهل محله خود را موفق به آموختن كرده بود كه ظريفان مىگفتند قاطر ميزرا عيسى هم از فضلاست». | |
| − | |||
==منابع== | ==منابع== | ||
| − | گلشن | + | |
| + | *[[گلشن ابرار (کتاب)|گلشن ابرار]]، ج۳، ص۸۹. | ||
| + | *[[نرم افزار تراجم و کتابشناسی ۲|نرم افزار تراجم و کتابشناسی]]، بخش کتابشناسی، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی. | ||
| + | *[http://wikinoor.ir/%D8%B1%D9%8A%D8%A7%D8%B6_%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%A1_%D9%88_%D8%AD%D9%8A%D8%A7%D8%B6_%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84%D8%A7%D8%A1_(%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87_%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AF%DB%8C) رياض العلماء و حياض الفضلاء (ترجمه ساعدی)، ویکی نور]. | ||
[[رده:منابع رجالی]] | [[رده:منابع رجالی]] | ||
| + | [[رده:سرگذشت نامه ها]] | ||
| + | [[رده:کتابهای شخصیت شناسی]] | ||
| + | [[رده:منابع کتاب شناسی]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۱ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۲۹
«ریاض العلماء و حیاض الفضلاء» تألیف میرزا عبدالله افندی اصفهانی (م، ۱۱۳۰ ق)، کتابی در تراجم و شرح حال علماى شيعه اماميه و نیز علماى ساير مذاهب اسلامى، از عصر غيبت تا زمان مؤلف است. اطلاعات ارزنده و مفيدى كه منحصر به اين كتاب است و در ديگر نگاشتههاى رجالى کمتر ديده مىشود، بر ارزش آن افزوده است.
| نویسنده | میرزا عبدالله افندی |
| موضوع | سرگذشتنامه و كتابشناسی |
| زبان | عربی |
| تعداد جلد | ۷ |
| باهتمام | محمود مرعشی |
| تحقيق | احمد حسینی |
|
| |
محتویات
مؤلف
میرزا عبدالله اصفهانی افندی (۱۱۳۰-۱۰۶۶ ق) فقیه، محدث و رجالی بزرگ شیعه در قرن دوازدهم هجری است. او از شاگردان علامه مجلسی است و از محضر آقا حسین خوانساری، محقق سبزواری و فاضل هندی نیز سالها بهره مند بود.
افندی به جهت دانش پژوهی و سفرهای فراوان در جستجوی کتاب، همراهی با علامه مجلسی در تدوین «بحارالانوار» و همچنین تألیف کتاب با ارزش «ریاض العلماء» شهرت یافته است. برخی دیگر از آثار او عبارتند از: تعلیقة أمل الآمل، بساتین الخطباء، لسان الواعظین و جنان المتعظین، الامان من النیران، حاشیه بر تمهید القواعد، حاشیه بر منهج المقال، حاشیه بر الهیات شفا.
معرفی کتاب
مهمترین کتاب میرزا عبدالله افندی که تنها نیمی از آن بر جای مانده، کتاب «ریاض العلماء» است. این کتاب بهترین و سودمندترین اثر قرن دوازدهم هجرى است که در حالات و زندگی نامه دانشمندان نگارش یافته است.
میرزا عبدالله سى سال در کشورهاى اسلامى سیاحت کرده و در هر شهر و دیار با علما و کتابداران و محققان تماس مى گرفت و نتیجه آنچه مى دید و مى شنید و مى خواند یادداشت مى کرد و سخنان را با یکدیگر با بینش ویژه اى مى سنجید و صحت و سقم هر موضوع را یادآورى مى نموده است.
همين نكته براى نشان دادن ارزش كتاب كافى است كه مىبينيم اين اثر، مأخذى موثّق از براى مرحوم خوانسارى در تأليف «روضات الجنات» بوده و نيز صاحب «أعيان الشيعة» بهكرات از آن نقل كرده و علامه آقا بزرگ طهرانى در «الذريعة» بسيار به آن توجه داشته و علامه نورى در «خاتمة مستدرك الوسائل» (جلد سوم) مطالب زيادى از آن گرفته است.
در ميان سرگذشتنامههاى دانشمندان و بزرگان علوم و معارف اسلامى، كمتر محقّقى است كه با اثر حاضر آشنا نباشد؛ زيرا نهتنها شيوه تدوين كتاب - كه مرتب به حروف معجم است - آن را مطلوب گردانيده است، بلكه اطلاعات ارزنده و مفيدى كه منحصر به اين كتاب است و در ديگر نگاشتههاى رجالى عصر وى ديده نمىشود، بر ارزش آن افزوده است
استاد سید محمدعلی روضاتی، شرحی از چگونگی بر جای ماندن نیمی از این کتاب و از میان رفتن نیم دیگر بیان کرده است: «علامه مرحوم میرزا عبدالله اصفهانی ـ تبریزی الاصل و معروف به افندی ـ مصنف اثر گرانقدر «ریاض العلماء» متولد (۱۰۶۷ هـ.ق) تا بیست سالی پس از درگذشت استاد بزرگوارش علامه مجلسی (م، ۱۱۱۰ ق) برای تهیه مواد این اثر بیهمتا، بارها به شهرها و قرا و قصبات گوشه و کنار ایران و برخی از ممالک دیگر سفر کرد و هر کجا نسخهای از آثار علمای اسلام یافته، در کتاب خود از آن خبر داده و حتی دارنده نسخه را نیز گهگاه شناسانده است. بیش از نیمی از نسخه اصل این کتاب کلان در دست نیست و آن نیم دیگر که بسی مهمتر بوده، در حدود دویست و پنجاه سال پیش یعنی پس از ختم غائله مهاجمان افغان و دوران نادری به وسیله علامه زمان، مرحوم سید نصرالله شهید حائری، از بازماندگان مؤلف خریداری و با مخطوطات ارزشمند فراوان دیگر از اصفهان و ایران خارج گردیده و تا اواخر قرن دوازدهم نیز در کربلای معلی در کتابخانه آن شهید بزرگوار موجود بوده است. چه محدث فقیه مرحوم شیخ یوسف بحرانی (م ۱۱۸۶) از آن بخش «ریاض» در تألیف «لؤلؤة البحرین» و کشکول «انیس المسافر» بدون شناسایی نام مؤلف و نام کتاب، بهره برده و نقل کرده است. ناشناس بودن کتاب، از آن روی رخ داده که میرزا عبدالله در اواخر عمر، تمامیت دارایی از کتب و وسایل و مؤلفاتش را میان دو فرزند پسر خود ـ میرزا احمد و میرزا زین العابدین ـ تقسیم نموده و به آنان بخشیده است و از آن میان نیمی از «ریاض العلماء» که سهم میرزا احمد مشتمل بر حرف «ع» و دارای شرح حال خود مؤلف بود، در اصفهان بر جای ماند و آن نیم دیگر ـ که به خصوص دارای تراجم بسیار مهم حرف «م» علمای شیعه بود ـ نصیب شهید حائری شده و در آن نام مؤلف وجود نداشته است. نیمی که در اصفهان برجای ماند، مورد استفاده صاحب «روضات الجنات» واقع گردیده و بحمدالله تعالی تصویر کاملی از آن نیمه اصل ـ در ۵۷۹ صفحه به قطع رحلی ـ نزد این ضعیف موجود است. در واقع آنچه از «ریاض» مفقود شده از حرف الف تا حرف جیم به علاوه حرف میم بوده است. گفتنی است که در سال ۱۴۰۱ هجری قمری مقدار باقی مانده ریاض و نیز آنچه که بحرانی در حرف «لولؤة البحرین» از «ریاض» اقتباس کرده توسط استاد سید احمد حسینی اشکوری تصحیح و در شش مجلد توسط کتابخانه آیت الله مرعشی به چاپ رسید. افزون بر آنچه از بحرانی افزوده شده، در بخش حرف الف تا جیم و نیز حرف میم، حواشی افندی بر شرح حال هایی که در «امل الآمل» بوده، به این چاپ افزوده شده است. پس از آن در سال ۱۴۱۵ بخش القاب آن کتاب نیز به عنوان مجلد هفتم توسط همان ناشر انتشار یافت؛ همچنان که تعلیقه افندی بر «امل الآمل» به طور مستقل در سال ۱۴۱۲ به چاپ رسید. بخش خطی دیگری از «ریاض» که درباره علمای عامه است، نیز بر جای مانده است که تاکنون به چاپ نرسیده است».
منابع نویسنده در نگارش اين اثر، تنها كتابهاى معروف رجال و تراجم نبوده، بلكه از كتابهاى ديگر نيز موارد مربوط به تراجم را استخراج كرده است؛ مثلاً در يك مورد از «مجمع البيان» شیخ طبرسى استفاده كرده است. از مآخذ ديگر او، اجازات علماست و نيز خطوط پشت كتابها كه محض يادگارى يا بهعنوان مالكيت يا واگذارى يا وقف و تعليقه و ياداداشت و... نوشته بودهاند. البته مهمترين منبع نویسنده، همانا مشهودات و مسموعات او از معاصرانش مىباشد كه به كتاب او اهميت خاصى بخشيده و از جهات مختلف، آن را قابل استناد ساخته است. حتى آنجا هم كه از گذشتگان نقل كرده، ملاحظات انتقادىاش جالب توجه است، بهويژه كه عين مطلب را نقل مىكند.
کتاب «ریاض العلماء» توسط محمدباقر ساعدى، به فارسى روان در شش جلد ترجمه شده است.
محتوای کتاب
كتاب «ریاض العلماء» با دو مقدمه از محقق و سيد محمود مرعشى آغاز و اسامى افراد، به ترتيب حروف الفبا، در دو قسم، در هفت جلد، تنظيم شده است. در مقدمه محقق، به موضوع و برخى ويژگىهاى كتاب اشاره شده و در مقدمه دوم، تحت عنوان «زهر الرياض فی ترجمة صاحب الرياض»، به شرح حال نویسنده پرداخته شده است.
در نگاهى كلى، مطالب كتاب به دو قسم تقسيم مىشود: قسم نخست، مشتمل است بر تراجم علماى شيعه اماميه و قسم دوم، شامل تراجم علماى ساير مذاهب اسلامى است.
از جمله فوائدى كه از مراجعه به اين كتاب به دست مىآيد، آشنايى با نسخهها و مخطوطات موجود از مؤلفات عربى و فارسى است كه در عصر افندى در كتابخانههاى عمومى و خصوصى نگهدارى مىشده و مؤلف آنها را رؤيت نموده و از مشخصات كتابشناسى و نسخهشناسى آنها در كتابش ياد كرده است؛ ازاينرو «رياض العلماء» را مىتوان بهعنوان مأخذ و مصدرى ارزشمند و متقن در خصوص مباحث مربوط به كتابشناسى و نسخهشناسى تلقّى كرد؛ زيرا در واقع نگاشته مورد بحث مىتواند از جهتى فهرستى از نسخههاى خطى كتابخانههاى عمومى و خصوصى عصر مؤلف باشد. مجموع اين نسخهها كه افندى معرفى كرده است بيش از هزار نسخه است. در همين زمينه گفتنى است كه افندى از نسخههاى مقابلهشده و تصحيحشده نيز با دقت تمام ياد كرده كه اين نكته هم در تاريخ كتابشناسى و نسخهشناسى مخطوطات عربى و فارسى حائز اهميت تواند بود.
ديگر از فوائد و ويژگىهاى كتاب كه قابل توجه و تتبع مىنمايد، نكاتى است كه مؤلف پيرامون اعلام جغرافيايى (بُلدان) ضبط كرده است. افندى در اين خصوص، گاه از كتابهاى پيشينيان مانند «فتوح البلدان» بلاذرى و «معجم البلدان» ياقوت و «صورة الأرض» ابن حوقل و... استفاده كرده و گاهى نيز اطلاعات عصرى و مشهودات خود را نوشته است كه از نظرگاه مطالعات جغرافياى تاريخى ايران قابل توجه و تأمل است؛ چنانكه درباره «ورامين» مىنويسد: «شهركى است معروف از شهرهاى رى كه تا تهران يك منزل فاصله دارد و من به آنجا رفتهام و اكنون آباد است».
از ديگر فوائد عديدهاى كه از كتاب حاضر دستياب مىشود، اجازه نامههاى محدثان و فقيهان است. گفتنى است كه تحقيقى گسترده در خصوص اجازهنامهها و نيز تدوين «فهرست اجازات» در عصر ما كه انقلاب فرهنگ اسلامى آغاز شده ضرور مىنمايد و اثر حاضر نيز يكى از منابع موثّق و باارزش در اين زمينه است كه متن صدها اجازه فقهى و علمى به لفظ مُجيز در آن نقل شده و نيز از صدها اجازه ديگر در آن ياد گرديده است.
آن طور كه نویسنده خود مىگويد، مىخواسته در اين اثر، شرح حال علماى برجسته شيعه را از زمان غيبت به بعد بياورد؛ اما گاه به دليلى، از اين حد فراتر رفته است. گاه موضوع آنقدر مهم بوده و نظرات در آن بهقدرى متفاوت، كه نویسنده خواسته با جمعآورى و حلاجى همه روايات، حرف آخر را بگويد. از اين قبيل است ترجمه مفصلى از زيد بن على و تحقيق جامعى درباره خواجه ربيع مشهور و تحقيق در اينكه واضع علم نحو، ابوالاسود دوئلى است.
نویسنده گاه كسى را كه به مذهب ديگرى مشهور است و وى او را شيعه امامى مىداند، جزء اماميه آورده و دلايل خود را بر امامى بودن وى شرح داده... گاه كسى را كه جزء علماى برجسته نيست فقط بر اساس شهرت ذكر كرده؛ مانند امير حبيبالله بن امير سيد شريف شيرازى و گاه براى رفع اشتباهى يا ذكر نكات تازهاى، احوال يكى از اصحاب ائمه را كه طبعا پيش از غيبت بودهاند، آورده است؛ مانند خليل بن اوفى ابوالربيع العاملى و گاه به پيروى از شيخ حر عاملى، ترجمه كسانى را آورده، ولى تذكر داده است كه اينها شايسته ذكر در عداد علما نيستند.
اين كتاب شامل يك رشته تراجم احوال محض نيست، بلكه حاوى اطلاعات جالب و ارزندهاى است كه وضع كلى علم و علما، كتابخانهها، گروههاى دانشمندان و دستهبندىهايى كه حتى بين افراد يك گروه رخ مىداد و نيز مسائل مختلففيه و معركة الآراء و پارهاى از مسائل مستحدثه و تعصبات مذهبى، بهخصوص درباره زندگى علمايى كه نزدیک به زمان مؤلف مىزيستهاند و نيز جوّ فكرى و وقايع دينى و اجتماعى آن زمان، منبع مهمى است.
بهمنظور توضيح مطلب فوق، شايسته است به برخى از آراى او درباره گروههاى دانشمندان اشاره شود. نویسنده بر طبق زمانهاش كه به علوم دينى وزن خاص داده مىشد، باآنكه خود مردى ذوفنون و جامعالاطراف بود، با «اهل معقول» ميانه خوشى نداشت... درباره حكيمان شايعات و بدبينىهايى وجود داشت كه نویسنده نقل كرده است؛ مثلاً درباره سيد ميرزا ابراهيم بن ميرزا حسين همدانى مشهور به قاضىزاده صاحب «شرح الهيات شفا» مىنويسد: «آشنا به مسائل شرعى و اقوال فقها نبود و از خون احتراز نمىكرد، بلكه مسجد را بدان مىآلود و نمىدانست كه نجس است». نظر نویسنده نسبت به ملا صدرا هم مساعد نبود، اما ميرداماد را به واسطه جهت فقاهتى كه داشته، با تجليل نام برده است. وى در مورد صوفيه هم حساس بوده و عالمى را كه اندكى عارفمشرب تشخيص مىداد، با عبارتى نظير: «له ميلا إلى طريقة الصوفية» نشاندار كرده است.
از جمله نكات ديگرى كه از اين كتاب برمىآيد، فراوانى اهل شعر و ادب ميان فقيهان و عالمان دينى است. نكته ديگر، فراوانى علماى مهاجر به هند است.
فوايد و نكات تاريخى اين كتاب، بهقدرى اهميت دارد كه خود گفتارى مستقل را مىطلبد. شوخىهاى علمايى نيز در اينجا و آنجاى كتاب به چشم مىخورد مانند: «آقا حسين خوانسارى را از كثرت مشايخ، «تلميذ البشر» مىگفتند در مقابل ميرداماد كه «استاد البشر» لقب داشت» و «ميزرا عيسى بن محمد صالحبيگ آنقدر مشتغل به علم و خواندن و نوشتن بود و نزدیکان و خويشان، بلكه خدمتگزاران و اهل محله خود را موفق به آموختن كرده بود كه ظريفان مىگفتند قاطر ميزرا عيسى هم از فضلاست».
منابع
- گلشن ابرار، ج۳، ص۸۹.
- نرم افزار تراجم و کتابشناسی، بخش کتابشناسی، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.
- رياض العلماء و حياض الفضلاء (ترجمه ساعدی)، ویکی نور.




