زیدیه: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۲ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۱ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
'''«زیدیه»''' یکی از فرقه‌های اصلی [[شیعه]] می‌باشد که معتقد به [[امامت]] [[زید بن­ علی ­بن ­الحسین|زید بن­ علی ­بن ­حسین]] علیه السلام است. [[شیخ مفید]] در معرفی زیدیه می‌نویسد: «زیدیه به امامت [[امام علی]] و [[امام حسن]] و [[امام حسین]] و زید بن علی علیهم السلام قائل هستند و نیز به امامت هر فاطمی که به خود دعوت کند و عادل،‌ اهل علم و شجاع باشد و با او بر شمشیر کشیدن برای [[جهاد]] بیعت شود».
+
'''«زیدیه»''' یکی از [[فرقه های شیعه|فرقه‌های شیعه]] می‌باشد که معتقد به [[امامت]] «[[زید بن­ علی ­بن ­الحسین|زید بن­ علی ­بن ­حسین]] علیه‌السلام» است. [[شیخ مفید]] در معرفی زیدیه می‌نویسد: «زیدیه به امامت [[امام علی]] و [[امام حسن]] و [[امام حسین]] و زید بن علی علیهم‌السلام قائل هستند و نیز به امامت هر فاطمی که به خود دعوت کند و عادل،‌ اهل علم و [[شجاعت|شجاع]] باشد و با او بر شمشیر کشیدن برای [[جهاد]] بیعت شود». [[جارودیه]]، سلیمانیه و [[بتریه]]، از شعبه‌های زیدیه هستند.
  
 
==پیدایش زیدیه==
 
==پیدایش زیدیه==
«زید» فرزند [[امام سجاد علیه السلام|امام سجاد]] علیه السلام در سال ۱۲۲ ه.ق در زمان حکومت [[هشام ­بن ­عبدالملک]]، ‌با وجود منع برادش [[امام باقر]] علیه السلام، بر ضد حکومت ظالم قیام نموده و به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] رسید.
+
«[[زید بن علی بن الحسین|زید بن علی]]» فرزند [[امام سجاد علیه السلام|امام سجاد]] علیه السلام در سال ۱۲۲ ه.ق در زمان حکومت [[هشام ­بن ­عبدالملک]]، ‌با وجود منع برادش [[امام باقر]] علیه السلام، بر ضد حکومت ظالم [[قیام زید بن علی بن حسین (ع)|قیام]] نموده و به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] رسید.
  
زید هدف قیام خود را امر به معروف و نهی از منکر اعلام کرده بود و ادعای برای امامت نداشت اما پس از زید پیروان او بدون او را امام دانستند و این را اعتقاد خود قرار دادند که امام حتما بایستی قیام کند و منكر امامت امام صادق عليه السلام شدند و به این صورت فرقه زیدیه پدید آمد.
+
زید هدف قیام خود را [[امر به معروف و نهی از منكر|امر به معروف و نهی از منکر]] اعلام کرده بود و ادعایی برای [[امامت]] نداشت، اما پس از زید، پیروانش او را [[امام]] دانستند و این را اعتقاد خود قرار دادند که امام حتما بایستی قیام کند و منكر امامت [[امام صادق]] عليه السلام شدند و به این صورت فرقه زیدیه پدید آمد.
  
 
==عقاید زیدیه==
 
==عقاید زیدیه==
علامه طباطبائی در کتاب شیعه در اسلام در مورد زیدیه می گوید:
+
[[علامه طباطبایی]] در کتاب «[[شیعه در اسلام (کتاب)|شیعه در اسلام]]» در مورد زیدیه می گوید:
«به عقيده زيديه هر فاطمى نژاد، عالم زاهد شجاع، سخى كه به عنوان قيام به حق خروج كند مى‌تواند امام باشد. زيديه در ابتداى حال، مانند خود زيد دو خليفه اول را (ابوبكر و عمر) جزو ائمه مى‌شمردند ولى پس از چندى جمعى از ايشان نام دو خليفه را از فهرست ائمه برداشتند واز على عليه السلام شروع كردند.
+
«به عقيده زيديه هر فاطمى نژاد، عالم زاهد شجاع سخى، كه به عنوان قيام به حق خروج كند مى‌تواند امام باشد. زيديه در ابتداى حال، مانند خود [[زید بن علی بن الحسین|زيد]] دو [[خليفه]] اول ([[ابوبكر]] و [[عمر بن خطاب|عمر]]) را جزو ائمه مى‌شمردند، ولى پس از چندى جمعى از ايشان نام دو خليفه را از فهرست ائمه برداشتند و از [[امام على]] عليه السلام شروع كردند.
  
بنا به آنچه گفته‌اند زيديه در اصول اسلام مذاق معتزله و در فروع، فقه ابى‌حنيفه‌ رئيس يكى از چهار مذهب اهل سنت را دارند. اختلافات مختصرى نيز در پاره‌اى از مسائل در ميانشان هست.»<ref>علامه طباطبایی، شيعه در اسلام،ج 1، ص63</ref>
+
بنا به آنچه گفته‌اند، زيديه در اصول [[اسلام]]، مذاق [[معتزله]] و در فروع، [[فقه]] [[ابوحنیفه|ابوحنيفه‌]] رئيس يكى از چهار مذهب [[اهل سنت]] را دارند. اختلافات مختصرى نيز در پاره‌اى از مسائل در ميانشان هست.»<ref>علامه طباطبایی، شيعه در اسلام،ج ۱، ص۶۳</ref>
  
و در مقدمه البحر الزخار در تعریف زیدیه آمده: «زیدیه به فرقه‏اى گفته مى‏شود که به پیروى از زید بن على(ع)، على بن ابى‌‏طالب(ع) را در امامت بر دیگران مقدم و امامت را پس از او براى حسن(ع) و حسین(ع) و سپس منحصر در فرزندان آن دو بداند که با دعوت و فضل به امامت مى‏‌رسند، نه با وراثت. و خروج نیز بر ایشان واجب است. همچنین توحید، عدل، وعد و وعید، امامت و امر به معروف و نهى از منکر از دیگر اعتقادات زیدیه است».<ref>نقل از موسوی نژاد، سید علی، «آشنایی با زیدیه»، فصلنامه هفت آسمان، شماره 11.</ref>
+
و در مقدمه «البحر الزخار» در تعریف زیدیه آمده: «زیدیه به فرقه ‏اى گفته مى‏ شود که به پیروى از [[زید بن علی بن الحسین|زید بن على]](ع)، [[امام علی علیه السلام|على بن ابى‌‏طالب]](ع) را در [[امامت]] بر دیگران مقدم بدارد و [[امامت]] را پس از او براى [[امام حسن علیه السلام|حسن]](ع) و [[امام حسین علیه السلام|حسین]](ع) و سپس منحصر در فرزندان آن دو بداند که با دعوت و فضل به امامت مى‏‌رسند، نه با وراثت. و خروج نیز بر ایشان واجب است. همچنین [[توحید]]، [[عدل]]، وعد و وعید، [[امامت]] و [[امر به معروف و نهى از منکر]]، از دیگر [[عقاید|اعتقادات]] زیدیه است».<ref>نقل از موسوی نژاد، سید علی، «آشنایی با زیدیه»، فصلنامه هفت آسمان، شماره ۱۱.</ref>
  
==مهمترین قیامهای زیدیه==
+
==مهمترین قیام‌های زیدیه==
  
#قیام [[یحیی بن ­زید]] در [[خراسان]] در سال ۱۲۶ ه.ق.
+
#قیام [[یحیی بن زید|یحیی بن ­زید]] در [[خراسان]] در سال ۱۲۶ ه.ق.
#قیام محمد بن­ عبدالله ([[نفس زکیه|نفس زکیه]]) در [[مدینه]] در سال ۱۴۵ ه.ق با ادعای [[مهدویت]].
+
#قیام [[محمد بن عبدالله نفس زکیه|محمد بن­ عبدالله نفس زکیه]] در [[مدینه]] در سال ۱۴۵ ه.ق با ادعای [[مهدویت]].
#قیام ابراهیم­ بن ­عبدالله در [[بصره]] در سال ۱۴۵ ه.ق.
+
#قیام [[ابراهیم بن عبدالله محض|ابراهیم­ بن ­عبدالله محض]] در [[بصره]] در سال ۱۴۵ ه.ق.
#قیام حسین­ بن­ علی (شهید [[فخّ]]) در مدینه در سال ه۱۶۹ ه.ق.
+
#قیام حسین­ بن­ علی (شهید [[فخّ]]) در مدینه در سال ۱۶۹ ه.ق.
 
#قیام محمد بن ­ابراهیم (ابن طباطبا) در [[کوفه]] در سال ۱۹۹ ه.ق.
 
#قیام محمد بن ­ابراهیم (ابن طباطبا) در [[کوفه]] در سال ۱۹۹ ه.ق.
  
سطر ۲۶: سطر ۲۶:
 
'''۱. جارودیّه:'''  
 
'''۱. جارودیّه:'''  
  
آنان پیروان ابی جارود، زیاد بن منذر همدانی (متوفای 150 یا 160 ه) هستند، وی در آغاز از اصحاب امام محمد باقر و امام جعفر صادق علیهما السلام بود.سپس به زیدیه پیوست.
+
[[جارودیه]] پیروان [[ابو الجارود]] زیاد بن منذر همدانی (متوفای ۱۴۰ تا ۱۵۰ ق) هستند، وی در آغاز از اصحاب [[امام باقر علیه السلام|امام محمد باقر]] و [[امام صادق علیه السلام|امام جعفر صادق]] علیهما السلام بود و سپس به زیدیه پیوست.
  
عقاید جارودیه درباره امام به شرح زیر است:
+
[[عقاید]] جارودیه درباره [[امامت]] به شرح زیر است:
  
* امامت پس از امام حسین علیه السلام به فرزندان امام حسن و امام حسین اختصاص دارد و دیگر فرزندان علی علیه السلام از آن نصیبی ندارند، و فرزندان فاطمه علیها السلام در این امر شریکند و هر یک از آنان که قیام کند و مردم را به بیعت با خود دعوت کند، امام خواهد بود، و در این صورت دیگران حق مخالفت با او را ندارند.
+
*امامت پس از [[امام حسین]] علیه السلام به فرزندان [[امام حسن]] و امام حسین اختصاص دارد و دیگر فرزندان [[امام علی]] علیه السلام از آن نصیبی ندارند، و فرزندان [[حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها|حضرت فاطمه]] علیها السلام در این امر شریکند و هر یک از آنان که قیام کند و مردم را به [[بیعت]] با خود دعوت کند، امام خواهد بود، و در این صورت دیگران حق مخالفت با او را ندارند.
* امامان همگی از علم لدنی برخوردارند، لذا کوچک و بزرگ آنها دارای یک مرتبه اند، و همه آنان به آنچه پیامبر از جانب خدا آورده است آگاهند.
+
*امامان همگی از علم لدنی برخوردارند، لذا کوچک و بزرگ آنها دارای یک مرتبه اند، و همه آنان به آنچه پیامبر از جانب خدا آورده است آگاهند.
* علی علیه السلام از جانب پیامبر صلی الله علیه و آله به امامت منصوب شده بود، البته نه به اسم، بلکه به وصف، و مسلمانان در شناخت وصف او کوتاهی کرده و با انتخاب [[ابوبکر]] به جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله کافر گردیدند.
+
*علی علیه السلام از جانب [[پیامبر]] صلی الله علیه و آله به امامت منصوب شده بود، البته نه به اسم، بلکه به وصف، و مسلمانان در شناخت وصف او کوتاهی کرده و با انتخاب [[ابوبکر]] به جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله کافر گردیدند.
* جارودیه درباره آخرین امام سه دسته شدند: گروهی از آنان محمد بن عبد الله بن الحسن (نفس زکیه) را آخرین امام دانستند و گفتند او نمرده است و قیام خواهد کرد، و گروهی دیگر محمد بن قاسم صاحب طالقان را، و گروه سوم یحیی بن عمر فرزند حسین بن زید بن علی را.<ref>ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، ص117 </ref>
+
*جارودیه درباره آخرین امام سه دسته شدند: گروهی از آنان [[محمد بن عبدالله نفس زکیه|محمد بن­ عبدالله]] (نفس زکیه) را آخرین امام دانستند و گفتند او نمرده است و قیام خواهد کرد، و گروهی دیگر محمد بن قاسم صاحب طالقان را، و گروه سوم یحیی بن عمر فرزند حسین بن زید بن علی را.<ref>ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، ص۱۱۷ </ref>
  
 
'''۲. سلیمانیه:'''  
 
'''۲. سلیمانیه:'''  
  
این فرقه به سلیمان بن جریر الرقی منسوب است. او نیز در آغاز از اصحاب امام صادق (ع) بود که از آن حضرت جدا شد و به پیروان امام زید پیوست.<ref>موسوی نژاد، سید علی، «آشنایی با زیدیه»، فصلنامه هفت آسمان، شماره 11.</ref> سلیمانیه قائلند [[امام علی علیه السلام|علی]] علیه السلام افضل [[صحابه]] بود و خطای صحابه از روی [[اجتهاد]] بوده ولذا گناهکار نمی‌باشند؛ ‌[[تبرّی|تبری]] از [[عثمان بن عفان|عثمان]] لازم است؛ جنگ کنندگان با حضرت علی کافرند؛ ‌[[بداء]] و [[تقیه]] جایز نیست؛‌ [[امامت]] در فرزندان [[حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها|فاطمه]] منحصر نیست.<ref>خلیلی، فرقه زیدیه، [http://www.pajoohe.ir دانشنامه پژوهه]</ref>
+
این فرقه به سلیمان بن جریر الرقی منسوب است. او نیز در آغاز از اصحاب [[امام صادق علیه السلام|امام صادق]] علیه السلام بود که از آن حضرت جدا شد و به پیروان امام زید پیوست.<ref>موسوی نژاد، سید علی، «آشنایی با زیدیه»، فصلنامه هفت آسمان، شماره ۱۱.</ref> سلیمانیه قائلند [[امام علی علیه السلام|امام علی]] علیه السلام افضل [[صحابه]] بود و خطای صحابه از روی [[اجتهاد]] بوده ولذا گناهکار نمی‌باشند؛ ‌[[تبرّی|تبرّی]] از [[عثمان بن عفان|عثمان]] لازم است؛ جنگ کنندگان با حضرت علی کافرند؛ ‌[[بداء]] و [[تقیه]] جایز نیست؛‌ [[امامت]] در فرزندان [[حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها|حضرت فاطمه]] منحصر نیست.<ref>خلیلی، فرقه زیدیه، [http://www.pajoohe.ir دانشنامه پژوهه]</ref>
  
'''۳. صالحیه یا بتریه :'''
+
'''۳. صالحیه یا بتریه:'''
صالحیه یا بُتْریّه‌ (یا بَتْرِیّه‌/ اَبْتَریّه‌)، یکی‌ دیگر از فرقه‌های‌ زیدیّه‌ هستند که  که‌ پیرو کُثَیْرنوّاء (ابتر) و حسن‌ بن‌ صالح‌ بن‌ حیّ بوده‌اند. <ref>مقاله " بتریه " در دانشنامه جهان اسلام، ج2، از عباس زریاب</ref>
 
  
از اصول مطرح در این فرقه جواز امامت مفضول با وجود افضل است،  با این توضیح که علی و اولاد او از دیگران افضلند، ولی در خصوص حضرت علی (ع) معتقدند که آن حضرت به خواست خود کنار رفت.  بنابراین، امامت علی (ع) تنها پس از بیعت مردم محقق شده  و امامت شیخین نیز بلااشکال است. آنان درباره حکم عثمان توقف کردند . همچنین آنان امامت هر یک از اولاد علی را که خروج کند می پذیرفتند، چه از فرزندان فاطمه باشد، یا نباشد. همان گونه که آشکار است، این فرقه از همه فرق خواه زیدیه به اهل سنت نزدیک تر است.<ref>نقل از موسوی نژاد، سید علی، «آشنایی با زیدیه»، فصلنامه هفت آسمان، شماره 11.</ref>
+
صالحیه یا [[بتریه|بُتْریّه‌]] (یا بَتْرِیّه‌/ اَبْتَریّه‌)، یکی‌ دیگر از فرقه‌های‌ زیدیّه‌ هستند که‌ پیرو کُثَیْر نوّاء (ابتر) و حسن‌ بن‌ صالح‌ بن‌ حیّ بوده‌اند. <ref>مقاله " بتریه " در دانشنامه جهان اسلام، ج۲، از عباس زریاب</ref>
  
در قرن سوم نیز فرقه های «هادویه»، ‌«ناصریه» و «قاسمیه» شکل گرفت که عقاید نزدیک به [[امامیه]] بودند. فرقه هادویه توسط یحیی ­بن ­حسین در [[یمن]]، فرقه ناصریه توسط حسن­ بن ­علی در [[ایران]] و فرقه قاسمیه توسط قاسم ­بن ­ابراهیم رسی در یمن پایه گذاری شدند.<ref>خلیلی، فرقه زیدیه، [http://www.pajoohe.ir دانشنامه پژوهه]</ref>
+
از اصول مطرح در این فرقه، جواز [[امامت]] مفضول با وجود افضل است، با این توضیح که علی و اولاد او از دیگران افضلند، ولی در خصوص حضرت علی (ع) معتقدند که آن حضرت به خواست خود کنار رفت. بنابراین، امامت علی (ع) تنها پس از بیعت مردم محقق شده  و امامت شیخین ([[ابوبکر]] و [[عمر بن خطاب|عمر]]) نیز بلااشکال است. آنان درباره حکم [[عثمان]] توقف کردند. همچنین آنان امامت هر یک از اولاد حضرت علی را که خروج کند می‌پذیرفتند، چه از فرزندان حضرت فاطمه باشد، یا نباشد. همان گونه که آشکار است، این فرقه از همه فرق خواه زیدیه به [[اهل سنت]] نزدیک تر است.<ref>نقل از موسوی نژاد، سید علی، «آشنایی با زیدیه»، فصلنامه هفت آسمان، شماره ۱۱.</ref>
 +
 
 +
در قرن سوم نیز فرقه های «هادویه»، ‌«ناصریه» و «قاسمیه» شکل گرفت که در [[عقاید]] نزدیک به [[امامیه]] بودند. فرقه هادویه توسط یحیی ­بن ­حسین در [[یمن]]، فرقه ناصریه توسط حسن­ بن ­علی در [[ایران]] و فرقه قاسمیه توسط قاسم ­بن ­ابراهیم رسی در یمن پایه گذاری شدند.<ref>خلیلی، فرقه زیدیه، [http://www.pajoohe.ir دانشنامه پژوهه]</ref>
  
 
==حکومت‌های زیدیان==
 
==حکومت‌های زیدیان==
سطر ۵۰: سطر ۵۱:
 
'''۱. مغرب:'''
 
'''۱. مغرب:'''
  
یکی از فرزندان [[عبد الله بن حسن مثنی]] به نام ادریس بعد از قیام شهید [[فخّ]] از دست هارون الرشید به والی مصر پناهنده شد. والی مصر با عده‌ای وی را به مغرب فرستاد و در شهر «ولبله » اقامت گزید. اسحاق بن عبد الله، والی مغرب، وی را اکرام کرد. ادریس دعوت خود را اعلان کرد و بربرها دعوت او را اجابت کردند و او بر مغرب دور (مراکش) در سال ۱۷۲ ه.ق تسلط یافت. اما در سال ۱۷۵ توسط شخصی که نفوذی هارون بود مسموم شد و از دنیا رفت. پس از او تاج حکومت را بر سر یکی از کنیزان ادریس که باردار بود گذاشتند. او پسری به دنیا آورد که او را ادریس نامیدند و هنگامی که ادریس ثانی به حد بلوغ رسید، زمام حکومت زیدیه را عهده دار شد. تا این که به سال ۲۱۳ هجری به وسیله زهر مسموم شد.
+
یکی از فرزندان [[عبدالله محض]] (عبدالله بن حسن مثنی) به نام ادریس بعد از قیام شهید [[فخّ]] از دست [[هارون الرشید]] به والی [[مصر]] پناهنده شد. والی مصر با عده‌ای وی را به مغرب ([[مراکش]]) فرستاد و در شهر «ولبله» اقامت گزید. اسحاق بن عبدالله، والی مغرب، وی را اکرام کرد. ادریس دعوت خود را اعلان کرد و بربرها دعوت او را اجابت کردند و او بر مغرب دور در سال ۱۷۲ ه.ق تسلط یافت. اما در سال ۱۷۵ توسط شخصی که نفوذی هارون بود مسموم شد و از دنیا رفت. پس از او تاج حکومت را بر سر یکی از کنیزان ادریس که باردار بود گذاشتند. او پسری به دنیا آورد که او را ادریس نامیدند و هنگامی که ادریس ثانی به حد [[بلوغ]] رسید، زمام حکومت زیدیه را عهده دار شد. تا این که به سال ۲۱۳ هجری به وسیله زهر مسموم شد.
  
 
وی دوازده فرزند پسر بر جای گذاشت. بزرگترین آنها که محمد نام داشت، جانشین پدر شد، و منطقه تحت حکومت خود را بین برادران تقسیم کرد. طولی نکشید که میان آنها اختلاف بروز کرد، و سبب فروپاشی دولت ادریسیان شد. و سرانجام در سال ۳۲۳ هجری توسط خوارج به رهبری عبد الرزاق خارجی صفری منقرض گردید.<ref>رک: ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، ص۱۳۳ </ref>
 
وی دوازده فرزند پسر بر جای گذاشت. بزرگترین آنها که محمد نام داشت، جانشین پدر شد، و منطقه تحت حکومت خود را بین برادران تقسیم کرد. طولی نکشید که میان آنها اختلاف بروز کرد، و سبب فروپاشی دولت ادریسیان شد. و سرانجام در سال ۳۲۳ هجری توسط خوارج به رهبری عبد الرزاق خارجی صفری منقرض گردید.<ref>رک: ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، ص۱۳۳ </ref>
سطر ۶۰: سطر ۶۱:
 
'''۳. یمن:'''
 
'''۳. یمن:'''
  
دولت زیدیه در یمن توسط یحیی بن الحسین ملقب به «الهادی الی الحق» در سال ۲۸۸ هجری تاسیس شد. وی در سال ۲۴۵ هجری در مدینه متولد شد. نخست در حجاز به عنوان یکی از رهبران زیدیه با وی بیعت شد، و به کوشش فرماندار صنعا- که از طرف عباسیان ولایت داشت- وارد صنعا گردید، ولی مردم صنعا از یاری او امتناع ورزیدند، زیرا او با انجام منکرات سخت مخالفت ورزید، و آنان را به پرداخت زکات ملزم کرد. وی بار دیگر به حجاز بازگشت، تا اینکه در سال ۲۸۸ با همکاری قبایل یمنی وارد صنعا شد، و به عنوان رهبر زیدیه برای او خطبه خوانده شد. او عاملان خود را به نواحی مختلف اعزام می کرد، ولی برخی از قبایل یمنی بر ضد او شوریدند و از طرف دیگر میان او و فرزندانش و اقوام یمن درگیریهای سختی رخ داد، و او در یکی از این جنگها مجروح شد، و در سال ۲۹۸ با زهر مسموم گردید.
+
دولت زیدیه در [[یمن]] توسط [[یحیی بن الحسین]] ملقب به «الهادی الی الحق» در سال ۲۸۸ هجری تأسیس شد. وی در سال ۲۴۵ هجری در مدینه متولد شد. نخست در [[حجاز]] به عنوان یکی از رهبران زیدیه با وی بیعت شد، و به کوشش فرماندار صنعا- که از طرف [[حکومت بنی عباس|عباسیان]] ولایت داشت- وارد صنعا گردید، ولی مردم صنعا از یاری او امتناع ورزیدند، زیرا او با انجام منکرات سخت مخالفت ورزید، و آنان را به پرداخت زکات ملزم کرد. وی بار دیگر به حجاز بازگشت، تا اینکه در سال ۲۸۸ با همکاری قبایل یمنی وارد صنعا شد، و به عنوان رهبر زیدیه برای او [[خطبه]] خوانده شد. او عاملان خود را به نواحی مختلف اعزام می کرد، ولی برخی از قبایل یمنی بر ضد او شوریدند و از طرف دیگر میان او و فرزندانش و اقوام یمن درگیریهای سختی رخ داد، و او در یکی از این جنگها مجروح شد، و در سال ۲۹۸ ق. با زهر مسموم گردید.
  
از وی به عنوان بزرگترین شخصیت زیدی- پس از زید بن علی- یاد می شود. او نه تنها مرد جهاد و مبارزه بود، در علم و دانش نیز موقعیتی ممتاز داشت. از این روی مذهب زیدی در یمن به نام وی معروف شده و «هادویه» خوانده می شود. وی در عین اینکه امامت علم و جهاد در مذهب زیدی، را دارا، و از نظر سیاسی قدرتمند بود، با مساکین و بیچارگان با مهربانی و فروتنی برخورد می کرد و زندگی زاهدانه و دور از تجمل و دنیاگرایی داشت.
+
از وی به عنوان بزرگترین شخصیت زیدی- پس از زید بن علی- یاد می شود. او نه تنها مرد [[جهاد]] و مبارزه بود، در علم و دانش نیز موقعیتی ممتاز داشت. از این روی مذهب زیدی در یمن به نام وی معروف شده و «هادویه» خوانده می شود. وی در عین اینکه امامت علم و جهاد در مذهب زیدی، را دارا، و از نظر سیاسی قدرتمند بود، با مساکین و بیچارگان با مهربانی و فروتنی برخورد می کرد و زندگی زاهدانه و دور از تجمل و دنیاگرایی داشت.
  
او خلافت ابو بکر را مردود می دانست، و درباره فدک او را تخطئه می کرد و می گفت: فدک را پیامبر صلی الله علیه و آله به فاطمه علیها السلام بخشیده بود. از نظر او علی علیه السلام وصی و جانشین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود.
+
او خلافت [[ابوبکر]] را مردود می دانست، و درباره [[فدک]] او را تخطئه می کرد و می گفت: فدک را [[پیامبر]] صلی الله علیه و آله به [[حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها|فاطمه]] علیها السلام بخشیده بود. از نظر او [[امام علی علیه السلام|علی]] علیه السلام وصی و جانشین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود.
  
مؤلف عمدة الطالب درباره او گفته است: «یحیی بن الحسین مکنی به ابو الحسن، از ائمه زیدیه، فردی جلیل القدر، شجاع، پرهیزگار، مصنف و شاعر بود. در یمن ظهور کرد و به «الهادی الی الحق» ملقب گردید. خود فرماندهی جهاد را بر عهده می گرفت و لباس پشمینه می پوشید. در فقه کتابهای بزرگی تصنیف کرده و به فقه ابو حنیفه نزدیک است. ظهور وی در یمن در زمان حکومت معتضد عباسی در سال ۲۸۰ بود، و در سال ۲۹۸ در هشتاد سالگی در گذشت. فرزندان او ائمه زیدیه و فرمانروایان یمن بودند» .  
+
مؤلف «[[عمدة الطالب الصغری فی نسب آل أبی‌طالب‌ (کتاب)|عمدة الطالب]]» درباره او گفته است: «یحیی بن الحسین مکنی به ابو الحسن، از ائمه زیدیه، فردی جلیل القدر، شجاع، پرهیزگار، مصنف و شاعر بود. در یمن ظهور کرد و به «الهادی الی الحق» ملقب گردید. خود فرماندهی جهاد را بر عهده می گرفت و لباس پشمینه می پوشید. در [[فقه]] کتابهای بزرگی تصنیف کرده و به فقه [[ابوحنیفه]] نزدیک است. ظهور وی در یمن در زمان حکومت [[معتضد (خلیفه عباسی)|معتضد عباسی]] در سال ۲۸۰ ق. بود و در سال ۲۹۸ ق. در هشتاد سالگی درگذشت. فرزندان او ائمه زیدیه و فرمانروایان یمن بودند».  
  
امامت و حکومت بر زیدیه در یمن، تا سال ۱۳۸۲، که نهضت جمهوری خواهی عربی در یمن بر پا گردید، در فرزندان و نوادگان «الهادی الی الحق» ادامه داشت.<ref>ربانی گلپایگانی، فرق و مذاهب کلامی، ص۱۳۴. </ref>
+
امامت و حکومت بر زیدیه در [[یمن]]، تا سال ۱۳۸۲ ق، که نهضت جمهوری خواهی عربی در یمن بر پا گردید، در فرزندان و نوادگان «الهادی الی الحق» ادامه داشت.<ref>ربانی گلپایگانی، فرق و مذاهب کلامی، ص۱۳۴. </ref>
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
{{پانویس}}
 
{{پانویس}}
 
==منابع==
 
==منابع==
*خلیلی، زهرا، فرقه زیدیه، [http://www.pajoohe.ir دانشنامه پژوهه]
 
*ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی.
 
*زریاب، عباس، "بتریه" در دانشنامه جهان اسلام، ج2.
 
*طباطبايى، محمد حسين‌، شیعه در اسلام، موسسه بوستان كتاب، قم‌، چاپ پنجم‌، ۱۳۸۸ش.
 
*موسوی نژاد، ‌سید علی،‌ آشنایی با تاریخ و عقاید زیدیه، ‌مجله هفت آسمان،‌ شماره ۱۱، ص۸۰.
 
  
[[رده:انشعابات شیعه]]
+
*"فرقه زیدیه"، زهرا خلیلی، [http://www.pajoohe.ir دانشنامه پژوهه].
 +
*فرق و مذاهب کلامی، علی ربانی گلپایگانی.
 +
*"بتریه"، عباس زریاب، دانشنامه جهان اسلام، ج۲.
 +
*شیعه در اسلام، سید محمدحسين‌ طباطبايى، موسسه بوستان كتاب، قم‌، چاپ پنجم‌، ۱۳۸۸ش.
 +
*"آشنایی با تاریخ و عقاید زیدیه"، ‌سید علی موسوی‌نژاد، ‌مجله هفت آسمان،‌ شماره ۱۱، ص۸۰.
 +
 
 +
[[رده:انشعابات شیعه]][[رده:فرقه های کلامی]]
 
[[رده:زیدیه]]
 
[[رده:زیدیه]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۰۹

«زیدیه» یکی از فرقه‌های شیعه می‌باشد که معتقد به امامت «زید بن­ علی ­بن ­حسین علیه‌السلام» است. شیخ مفید در معرفی زیدیه می‌نویسد: «زیدیه به امامت امام علی و امام حسن و امام حسین و زید بن علی علیهم‌السلام قائل هستند و نیز به امامت هر فاطمی که به خود دعوت کند و عادل،‌ اهل علم و شجاع باشد و با او بر شمشیر کشیدن برای جهاد بیعت شود». جارودیه، سلیمانیه و بتریه، از شعبه‌های زیدیه هستند.

پیدایش زیدیه

«زید بن علی» فرزند امام سجاد علیه السلام در سال ۱۲۲ ه.ق در زمان حکومت هشام ­بن ­عبدالملک، ‌با وجود منع برادش امام باقر علیه السلام، بر ضد حکومت ظالم قیام نموده و به شهادت رسید.

زید هدف قیام خود را امر به معروف و نهی از منکر اعلام کرده بود و ادعایی برای امامت نداشت، اما پس از زید، پیروانش او را امام دانستند و این را اعتقاد خود قرار دادند که امام حتما بایستی قیام کند و منكر امامت امام صادق عليه السلام شدند و به این صورت فرقه زیدیه پدید آمد.

عقاید زیدیه

علامه طباطبایی در کتاب «شیعه در اسلام» در مورد زیدیه می گوید: «به عقيده زيديه هر فاطمى نژاد، عالم زاهد شجاع سخى، كه به عنوان قيام به حق خروج كند مى‌تواند امام باشد. زيديه در ابتداى حال، مانند خود زيد دو خليفه اول (ابوبكر و عمر) را جزو ائمه مى‌شمردند، ولى پس از چندى جمعى از ايشان نام دو خليفه را از فهرست ائمه برداشتند و از امام على عليه السلام شروع كردند.

بنا به آنچه گفته‌اند، زيديه در اصول اسلام، مذاق معتزله و در فروع، فقه ابوحنيفه‌ رئيس يكى از چهار مذهب اهل سنت را دارند. اختلافات مختصرى نيز در پاره‌اى از مسائل در ميانشان هست.»[۱]

و در مقدمه «البحر الزخار» در تعریف زیدیه آمده: «زیدیه به فرقه ‏اى گفته مى‏ شود که به پیروى از زید بن على(ع)، على بن ابى‌‏طالب(ع) را در امامت بر دیگران مقدم بدارد و امامت را پس از او براى حسن(ع) و حسین(ع) و سپس منحصر در فرزندان آن دو بداند که با دعوت و فضل به امامت مى‏‌رسند، نه با وراثت. و خروج نیز بر ایشان واجب است. همچنین توحید، عدل، وعد و وعید، امامت و امر به معروف و نهى از منکر، از دیگر اعتقادات زیدیه است».[۲]

مهمترین قیام‌های زیدیه

  1. قیام یحیی بن ­زید در خراسان در سال ۱۲۶ ه.ق.
  2. قیام محمد بن­ عبدالله نفس زکیه در مدینه در سال ۱۴۵ ه.ق با ادعای مهدویت.
  3. قیام ابراهیم­ بن ­عبدالله محض در بصره در سال ۱۴۵ ه.ق.
  4. قیام حسین­ بن­ علی (شهید فخّ) در مدینه در سال ۱۶۹ ه.ق.
  5. قیام محمد بن ­ابراهیم (ابن طباطبا) در کوفه در سال ۱۹۹ ه.ق.

فرقه‌های زیدیه

۱. جارودیّه:

جارودیه پیروان ابو الجارود زیاد بن منذر همدانی (متوفای ۱۴۰ تا ۱۵۰ ق) هستند، وی در آغاز از اصحاب امام محمد باقر و امام جعفر صادق علیهما السلام بود و سپس به زیدیه پیوست.

عقاید جارودیه درباره امامت به شرح زیر است:

  • امامت پس از امام حسین علیه السلام به فرزندان امام حسن و امام حسین اختصاص دارد و دیگر فرزندان امام علی علیه السلام از آن نصیبی ندارند، و فرزندان حضرت فاطمه علیها السلام در این امر شریکند و هر یک از آنان که قیام کند و مردم را به بیعت با خود دعوت کند، امام خواهد بود، و در این صورت دیگران حق مخالفت با او را ندارند.
  • امامان همگی از علم لدنی برخوردارند، لذا کوچک و بزرگ آنها دارای یک مرتبه اند، و همه آنان به آنچه پیامبر از جانب خدا آورده است آگاهند.
  • علی علیه السلام از جانب پیامبر صلی الله علیه و آله به امامت منصوب شده بود، البته نه به اسم، بلکه به وصف، و مسلمانان در شناخت وصف او کوتاهی کرده و با انتخاب ابوبکر به جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله کافر گردیدند.
  • جارودیه درباره آخرین امام سه دسته شدند: گروهی از آنان محمد بن­ عبدالله (نفس زکیه) را آخرین امام دانستند و گفتند او نمرده است و قیام خواهد کرد، و گروهی دیگر محمد بن قاسم صاحب طالقان را، و گروه سوم یحیی بن عمر فرزند حسین بن زید بن علی را.[۳]

۲. سلیمانیه:

این فرقه به سلیمان بن جریر الرقی منسوب است. او نیز در آغاز از اصحاب امام صادق علیه السلام بود که از آن حضرت جدا شد و به پیروان امام زید پیوست.[۴] سلیمانیه قائلند امام علی علیه السلام افضل صحابه بود و خطای صحابه از روی اجتهاد بوده ولذا گناهکار نمی‌باشند؛ ‌تبرّی از عثمان لازم است؛ جنگ کنندگان با حضرت علی کافرند؛ ‌بداء و تقیه جایز نیست؛‌ امامت در فرزندان حضرت فاطمه منحصر نیست.[۵]

۳. صالحیه یا بتریه:

صالحیه یا بُتْریّه‌ (یا بَتْرِیّه‌/ اَبْتَریّه‌)، یکی‌ دیگر از فرقه‌های‌ زیدیّه‌ هستند که‌ پیرو کُثَیْر نوّاء (ابتر) و حسن‌ بن‌ صالح‌ بن‌ حیّ بوده‌اند. [۶]

از اصول مطرح در این فرقه، جواز امامت مفضول با وجود افضل است، با این توضیح که علی و اولاد او از دیگران افضلند، ولی در خصوص حضرت علی (ع) معتقدند که آن حضرت به خواست خود کنار رفت. بنابراین، امامت علی (ع) تنها پس از بیعت مردم محقق شده و امامت شیخین (ابوبکر و عمر) نیز بلااشکال است. آنان درباره حکم عثمان توقف کردند. همچنین آنان امامت هر یک از اولاد حضرت علی را که خروج کند می‌پذیرفتند، چه از فرزندان حضرت فاطمه باشد، یا نباشد. همان گونه که آشکار است، این فرقه از همه فرق خواه زیدیه به اهل سنت نزدیک تر است.[۷]

در قرن سوم نیز فرقه های «هادویه»، ‌«ناصریه» و «قاسمیه» شکل گرفت که در عقاید نزدیک به امامیه بودند. فرقه هادویه توسط یحیی ­بن ­حسین در یمن، فرقه ناصریه توسط حسن­ بن ­علی در ایران و فرقه قاسمیه توسط قاسم ­بن ­ابراهیم رسی در یمن پایه گذاری شدند.[۸]

حکومت‌های زیدیان

۱. مغرب:

یکی از فرزندان عبدالله محض (عبدالله بن حسن مثنی) به نام ادریس بعد از قیام شهید فخّ از دست هارون الرشید به والی مصر پناهنده شد. والی مصر با عده‌ای وی را به مغرب (مراکش) فرستاد و در شهر «ولبله» اقامت گزید. اسحاق بن عبدالله، والی مغرب، وی را اکرام کرد. ادریس دعوت خود را اعلان کرد و بربرها دعوت او را اجابت کردند و او بر مغرب دور در سال ۱۷۲ ه.ق تسلط یافت. اما در سال ۱۷۵ توسط شخصی که نفوذی هارون بود مسموم شد و از دنیا رفت. پس از او تاج حکومت را بر سر یکی از کنیزان ادریس که باردار بود گذاشتند. او پسری به دنیا آورد که او را ادریس نامیدند و هنگامی که ادریس ثانی به حد بلوغ رسید، زمام حکومت زیدیه را عهده دار شد. تا این که به سال ۲۱۳ هجری به وسیله زهر مسموم شد.

وی دوازده فرزند پسر بر جای گذاشت. بزرگترین آنها که محمد نام داشت، جانشین پدر شد، و منطقه تحت حکومت خود را بین برادران تقسیم کرد. طولی نکشید که میان آنها اختلاف بروز کرد، و سبب فروپاشی دولت ادریسیان شد. و سرانجام در سال ۳۲۳ هجری توسط خوارج به رهبری عبد الرزاق خارجی صفری منقرض گردید.[۹]

۲. ایران:

با آمدن یحیی ­بن ­عبدالله به دیلم و تبلیغ امامت خویش دیلمیان و مردم طبرستان با علویان آشنا شدند و بعد از شهادت او توسط عباسیان، حسین بن ­علی (داعی کبیر) در سال ۲۵۰ ه.ق با دعوت و بیعت مردم طبرستان،‌ آمل و ساری را تصرف کرد و بیست سال بر شمال ایران حکومت کرد و سپس محمد بن ­زید و بعد از او حسن ­بن ­علی و فرزندان او تا قرن چهارم حکومت زیدیه را بر شمال ایران حفظ کردند و از قرن چهارم ‌به تدریج از قدرت زیدیان در شمال ایران کاسته شد و سلسله حکومت آن‌ها برچیده شد و ‌با ظهور صفویه کاملاً از بین رفته و همه زیدیان به مذهب امامی گرویدند.[۱۰]

۳. یمن:

دولت زیدیه در یمن توسط یحیی بن الحسین ملقب به «الهادی الی الحق» در سال ۲۸۸ هجری تأسیس شد. وی در سال ۲۴۵ هجری در مدینه متولد شد. نخست در حجاز به عنوان یکی از رهبران زیدیه با وی بیعت شد، و به کوشش فرماندار صنعا- که از طرف عباسیان ولایت داشت- وارد صنعا گردید، ولی مردم صنعا از یاری او امتناع ورزیدند، زیرا او با انجام منکرات سخت مخالفت ورزید، و آنان را به پرداخت زکات ملزم کرد. وی بار دیگر به حجاز بازگشت، تا اینکه در سال ۲۸۸ با همکاری قبایل یمنی وارد صنعا شد، و به عنوان رهبر زیدیه برای او خطبه خوانده شد. او عاملان خود را به نواحی مختلف اعزام می کرد، ولی برخی از قبایل یمنی بر ضد او شوریدند و از طرف دیگر میان او و فرزندانش و اقوام یمن درگیریهای سختی رخ داد، و او در یکی از این جنگها مجروح شد، و در سال ۲۹۸ ق. با زهر مسموم گردید.

از وی به عنوان بزرگترین شخصیت زیدی- پس از زید بن علی- یاد می شود. او نه تنها مرد جهاد و مبارزه بود، در علم و دانش نیز موقعیتی ممتاز داشت. از این روی مذهب زیدی در یمن به نام وی معروف شده و «هادویه» خوانده می شود. وی در عین اینکه امامت علم و جهاد در مذهب زیدی، را دارا، و از نظر سیاسی قدرتمند بود، با مساکین و بیچارگان با مهربانی و فروتنی برخورد می کرد و زندگی زاهدانه و دور از تجمل و دنیاگرایی داشت.

او خلافت ابوبکر را مردود می دانست، و درباره فدک او را تخطئه می کرد و می گفت: فدک را پیامبر صلی الله علیه و آله به فاطمه علیها السلام بخشیده بود. از نظر او علی علیه السلام وصی و جانشین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود.

مؤلف «عمدة الطالب» درباره او گفته است: «یحیی بن الحسین مکنی به ابو الحسن، از ائمه زیدیه، فردی جلیل القدر، شجاع، پرهیزگار، مصنف و شاعر بود. در یمن ظهور کرد و به «الهادی الی الحق» ملقب گردید. خود فرماندهی جهاد را بر عهده می گرفت و لباس پشمینه می پوشید. در فقه کتابهای بزرگی تصنیف کرده و به فقه ابوحنیفه نزدیک است. ظهور وی در یمن در زمان حکومت معتضد عباسی در سال ۲۸۰ ق. بود و در سال ۲۹۸ ق. در هشتاد سالگی درگذشت. فرزندان او ائمه زیدیه و فرمانروایان یمن بودند».

امامت و حکومت بر زیدیه در یمن، تا سال ۱۳۸۲ ق، که نهضت جمهوری خواهی عربی در یمن بر پا گردید، در فرزندان و نوادگان «الهادی الی الحق» ادامه داشت.[۱۱]

پانویس

  1. علامه طباطبایی، شيعه در اسلام،ج ۱، ص۶۳
  2. نقل از موسوی نژاد، سید علی، «آشنایی با زیدیه»، فصلنامه هفت آسمان، شماره ۱۱.
  3. ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، ص۱۱۷
  4. موسوی نژاد، سید علی، «آشنایی با زیدیه»، فصلنامه هفت آسمان، شماره ۱۱.
  5. خلیلی، فرقه زیدیه، دانشنامه پژوهه
  6. مقاله " بتریه " در دانشنامه جهان اسلام، ج۲، از عباس زریاب
  7. نقل از موسوی نژاد، سید علی، «آشنایی با زیدیه»، فصلنامه هفت آسمان، شماره ۱۱.
  8. خلیلی، فرقه زیدیه، دانشنامه پژوهه
  9. رک: ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، ص۱۳۳
  10. خلیلی، فرقه زیدیه، دانشنامه پژوهه
  11. ربانی گلپایگانی، فرق و مذاهب کلامی، ص۱۳۴.

منابع

  • "فرقه زیدیه"، زهرا خلیلی، دانشنامه پژوهه.
  • فرق و مذاهب کلامی، علی ربانی گلپایگانی.
  • "بتریه"، عباس زریاب، دانشنامه جهان اسلام، ج۲.
  • شیعه در اسلام، سید محمدحسين‌ طباطبايى، موسسه بوستان كتاب، قم‌، چاپ پنجم‌، ۱۳۸۸ش.
  • "آشنایی با تاریخ و عقاید زیدیه"، ‌سید علی موسوی‌نژاد، ‌مجله هفت آسمان،‌ شماره ۱۱، ص۸۰.
مسابقه از خطبه ۱۹۰ نهج البلاغه