باسط (اسم الله): تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(افزودن الگوی قرآن)
 
سطر ۱۱: سطر ۱۱:
 
باسط در طبقه‌بندى اسماى الهى در زمره اسماى فعل خداست<ref>اصول‌الدین، ص‌۱۲۴.</ref> و با [[قابض]] که به معناى تنگ گیرنده و بازگیرنده است<ref>مفردات، ص‌۶۵۲‌؛ لسان‌العرب، ج‌۱۱، ص‌۱۳، «قبض»؛ لغت نامه، ج‌۱۰، ص‌۱۵۳۷۶.</ref> از اسماء و صفات متضاد و متقابل الهى هستند.<ref>شرح تجرید، ج‌۱، ص‌۱۰۱.</ref>
 
باسط در طبقه‌بندى اسماى الهى در زمره اسماى فعل خداست<ref>اصول‌الدین، ص‌۱۲۴.</ref> و با [[قابض]] که به معناى تنگ گیرنده و بازگیرنده است<ref>مفردات، ص‌۶۵۲‌؛ لسان‌العرب، ج‌۱۱، ص‌۱۳، «قبض»؛ لغت نامه، ج‌۱۰، ص‌۱۵۳۷۶.</ref> از اسماء و صفات متضاد و متقابل الهى هستند.<ref>شرح تجرید، ج‌۱، ص‌۱۰۱.</ref>
  
خداوند برخلاف [[یهود]] که به وى نسبت [[بخل]] داده و گفته‌اند: دست خدا بسته است: {{متن قرآن|«یدُاللّهِ مَغلولَةٌ...»}} ([[سوره مائده]]، ۶۴) خود را مبسوط الید (گشاده دست) معرفى کرده است که هر گونه بخواهد مى‌بخشد: {{متن قرآن|«بَل یداهُ مَبسوطَتانِ ینفِقُ کیفَ یشاءُ»}} (سوره مائده، ۶۴) و با توجه به این که خدا جسم نیست و دست ندارد، بسته بودن دست وى کنایه از بخل، و گشاده دستى او کنایه از بخشش است و سرّ این گونه تعبیرها آن است که چنانچه معناى غیرمحسوس را به صورت محسوس درآورند بهتر فهمیده مى‌شود.<ref>جامع‌البیان، مج‌۴، ج‌۶‌، ص‌۴۰۵؛ الصافى، ج‌۲، ص‌۵۰‌؛ نثر‌طوبى، ج‌۱، ص‌۷۷‌ـ‌۷۸.</ref>
+
خداوند برخلاف [[یهود]] که به وى نسبت [[بخل]] داده و گفته‌اند: دست خدا بسته است: {{متن قرآن|«...يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ...»}}<ref>[[آیه 64 سوره مائده|سوره مائده،آیه ۶۴.]]</ref> خود را مبسوط الید (گشاده دست) معرفى کرده است که هر گونه بخواهد مى‌بخشد: {{متن قرآن|«...بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ...»}}<ref>[[آیه 64 سوره مائده|همان.]]</ref> و با توجه به این که خدا جسم نیست و دست ندارد، بسته بودن دست وى کنایه از بخل، و گشاده دستى او کنایه از بخشش است و سرّ این گونه تعبیرها آن است که چنانچه معناى غیرمحسوس را به صورت محسوس درآورند بهتر فهمیده مى‌شود.<ref>جامع‌البیان، مج‌۴، ج‌۶‌، ص‌۴۰۵؛ الصافى، ج‌۲، ص‌۵۰‌؛ نثر‌طوبى، ج‌۱، ص‌۷۷‌ـ‌۷۸.</ref>
  
 
شایان ذکر است که در روایات و [[دعا|ادعیه]] به معناى کنایى مذکور تصریح شده است؛ مانند: «الحمدلله الناشر فی الخلق فضله والباسط فیهم بالجود یده»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۰۰.</ref> و «یا دائم الفضل على البریة یا باسط الیدین بالعطیة».<ref>العقائد الاسلامیه، ج‌۱، ص‌۱۴۰.</ref>
 
شایان ذکر است که در روایات و [[دعا|ادعیه]] به معناى کنایى مذکور تصریح شده است؛ مانند: «الحمدلله الناشر فی الخلق فضله والباسط فیهم بالجود یده»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۰۰.</ref> و «یا دائم الفضل على البریة یا باسط الیدین بالعطیة».<ref>العقائد الاسلامیه، ج‌۱، ص‌۱۴۰.</ref>
سطر ۱۷: سطر ۱۷:
 
شایسته تأکید است که انسان کامل چون در ذات احدیت فانى است در مقام «قرب فرایض» عنوان «یداللّه الباسطة»<ref>اسفار، ج‌۶‌، ص‌۱۰.</ref> بر وى اطلاق مى‌گردد، چنان‌که در [[زیارت]] امیرمؤمنان، [[امام علی علیه السلام|على‌ بن ابى‌طالب]] علیه السلام آمده است: «السلام علیک یا عین اللّه الناظرة و یده الباسطة...».<ref>بحارالانوار، ج‌۹۷، ص‌۳۰۵.</ref>
 
شایسته تأکید است که انسان کامل چون در ذات احدیت فانى است در مقام «قرب فرایض» عنوان «یداللّه الباسطة»<ref>اسفار، ج‌۶‌، ص‌۱۰.</ref> بر وى اطلاق مى‌گردد، چنان‌که در [[زیارت]] امیرمؤمنان، [[امام علی علیه السلام|على‌ بن ابى‌طالب]] علیه السلام آمده است: «السلام علیک یا عین اللّه الناظرة و یده الباسطة...».<ref>بحارالانوار، ج‌۹۷، ص‌۳۰۵.</ref>
  
در بسیارى از آیات مربوط به بحث، ارزاق و نعمت ها، متعلق بسط قرار گرفته و خداوند خود را، باسط و قابض روزی ها و نعمت ها معرفى مى‌کند،<ref>علم الیقین، ج‌۱، ص‌۱۷۵؛ روح الارواح، ص‌۱۴۵.</ref> زیرا کلید ارزاق و نعمت هاى آسمان ها و زمین بدست وى و اسباب آنها از آن اوست: {{متن قرآن|«اِنَّ رَبَّک یبسُط الرِّزقَ لِمَن یشاءُ ویقدِرُ»}}. ([[سوره اسراء]]، ۳۰)
+
در بسیارى از آیات مربوط به بحث، ارزاق و نعمت ها، متعلق بسط قرار گرفته و خداوند خود را، باسط و قابض روزی ها و نعمت ها معرفى مى‌کند،<ref>علم الیقین، ج‌۱، ص‌۱۷۵؛ روح الارواح، ص‌۱۴۵.</ref> زیرا کلید ارزاق و نعمت هاى آسمان ها و زمین بدست وى و اسباب آنها از آن اوست: {{متن قرآن|«إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَقْدِرُ...»}}<ref>[[آیه 30 سوره اسراء|سوره اسراء،آیه ۳۰.]]</ref>.
  
او همان کسى است که بادها را مى‌فرستد و ابرها را برمى‌انگیزد و آنها را در آسمان هر گونه بخواهد مى‌گستراند و انبوهشان مى‌گرداند، پس مى‌بینى باران از لابه‌لاى آنها بیرون مى‌آید: {{متن قرآن|«اَللّهُ الَّذى یرسِلُ الرّیحَ فَتُثیرُ سَحابـًا فَیبسُطُهُ فِى السَّماءِ کیفَ یشاءُ ویجعَلُهُ کسَفـًا فَتَرَى الوَدقَ یخرُجُ مِن خِللِهِ»}}. ([[سوره روم]]، ۴۸)
+
او همان کسى است که بادها را مى‌فرستد و ابرها را برمى‌انگیزد و آنها را در آسمان هر گونه بخواهد مى‌گستراند و انبوهشان مى‌گرداند، پس مى‌بینى باران از لابه‌لاى آنها بیرون مى‌آید: {{متن قرآن|«اللَّهُ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَيَبْسُطُهُ فِي السَّمَاءِ كَيْفَ يَشَاءُ وَيَجْعَلُهُ كِسَفًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ...»}}<ref>[[آیه 48 سوره روم|سوره روم،آیه ۴۸.]]</ref>.
  
خداوند درهاى روزى خود را بر روى هر کس که بخواهد مى‌گشاید و نعمت هاى خود را بر او ارزانى مى‌دارد.<ref>علم الیقین، ج‌۱، ص‌۱۷۵.</ref> البته خدا روزى بندگان را بر اساس [[حکمت]] و مصلحت به اندازه نازل مى‌گرداند تا ظلم و طغیان نکنند: {{متن قرآن|«ولَو بَسَطَ اللّهُ الرِّزقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوا فِى الاَرضِ ولکن ینَزِّلُ بِقَدَر ما یشاءُ اِنَّهُ بِعِبادِهِ خَبیرٌ بَصیر»}} ([[سوره شورى]]، ۲۷) و این بدان معنا نیست که نقش بندگان در فراهم ساختن اسباب بسط روزى نادیده گرفته شود، چنان که [[صدقه]] دادن به دیگران مایه افزایش مال مى‌گردد: {{متن قرآن|«... ویربِى الصَّدَقتِ»}} ([[سوره بقره]]، ۲۷۶) زیرا اراده الهى در طول اسباب دیگر است؛ نه در عرض آن.<ref>المیزان، ج‌۷، ص‌۲۸۱.</ref>
+
خداوند درهاى روزى خود را بر روى هر کس که بخواهد مى‌گشاید و نعمت هاى خود را بر او ارزانى مى‌دارد.<ref>علم الیقین، ج‌۱، ص‌۱۷۵.</ref> البته خدا روزى بندگان را بر اساس [[حکمت]] و مصلحت به اندازه نازل مى‌گرداند تا ظلم و طغیان نکنند: {{متن قرآن|« وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ وَلَٰكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَا يَشَاءُ ۚ إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ»}}<ref>[[آیه 27 سوره شوری|سوره شوری،آیه ۲۷.]]</ref> و این بدان معنا نیست که نقش بندگان در فراهم ساختن اسباب بسط روزى نادیده گرفته شود، چنان که [[صدقه]] دادن به دیگران مایه افزایش مال مى‌گردد: {{متن قرآن|«...وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ...»}}<ref>[[آیه 276 سوره بقره|سوره بقره،آیه ۲۷۶.]]</ref>، زیرا اراده الهى در طول اسباب دیگر است؛ نه در عرض آن.<ref>المیزان، ج‌۷، ص‌۲۸۱.</ref>
  
آیه ۲۴۵ [[سوره بقره]] نیز پس از آن که [[انفاق]] در راه خدا را قرض به خدا مى‌شمارد تا بدین وسیله به آن ترغیب کند، به ذکر اسماى سه گانه قابض، باسط و مرجع پرداخته تا به این نکته توجه دهد که آنچه انفاق شده باطل نمى‌گردد بلکه چندین برابر شدن آن بعید نیست زیرا خداوند قابض و باسط است؛ آنچه را بخواهد کاهش یا افزایش مى‌دهد و بازگشت همه به‌ سوى اوست، بنابراین آنچه را به او قرض داده شده به طور کامل پرداخت خواهد کرد: {{متن قرآن|«مَن‌ ذَاالَّذى یقرِضُ اللّهَ قَرضـًا حَسَنـًا فَیضـعِفَهُ لَهُ اَضعافـًا کثیرَةً واللّهُ یقبِضُ و یبصُـطُ و‌ اِلَیهِ‌ تُرجَعون»}} ([[سوره بقره]]، ۲۴۵).<ref>المیزان، ج‌۲، ص‌۲۸۵.</ref> «بصط» همان «بسط» است که حرف «سین» در آن به جهت مجاورت با حرف اطباق و تفخیم (طاء) به حرف «صاد» تبدیل شده‌ است.<ref>المیزان، ج‌۲، ص‌۲۸۵.</ref>
+
آیه ۲۴۵ [[سوره بقره]] نیز پس از آن که [[انفاق]] در راه خدا را قرض به خدا مى‌شمارد تا بدین وسیله به آن ترغیب کند، به ذکر اسماى سه گانه قابض، باسط و مرجع پرداخته تا به این نکته توجه دهد که آنچه انفاق شده باطل نمى‌گردد بلکه چندین برابر شدن آن بعید نیست زیرا خداوند قابض و باسط است؛ آنچه را بخواهد کاهش یا افزایش مى‌دهد و بازگشت همه به‌ سوى اوست، بنابراین آنچه را به او قرض داده شده به طور کامل پرداخت خواهد کرد: {{متن قرآن|«مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً ۚ وَاللَّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»}}<ref>[[آیه 245 سوره بقره|سوره بقره،آیه ۲۴۵.]]</ref>.<ref>المیزان، ج‌۲، ص‌۲۸۵.</ref> «بصط» همان «بسط» است که حرف «سین» در آن به جهت مجاورت با حرف اطباق و تفخیم (طاء) به حرف «صاد» تبدیل شده‌ است.<ref>المیزان، ج‌۲، ص‌۲۸۵.</ref>
  
در آیه ۱۹ [[سوره نوح]] چنین آمده است: و خدا زمین را براى شما فرشى (گسترده) ساخت: {{متن قرآن|«واللّهُ جَعَلَ لَکم الاَرض بَساطاً»}}؛ و در آیاتى نیز بسط و گسترش زمین و جوشاندن چشمه‌ها از آن و جارى ساختن نهرها و رویاندن گیاه و استوارساختن کوه ها بر زمین بیان شده که آن پس از بناى آسمان و برافراشتن سقف آن و ترتیب اجزاى آسمان و ترکیب آنها بر اساس [[حکمت]] و تاریک ساختن شب و همچنین آشکارکردن روز ـ به وسیله گستراندن خورشید ـ صورت گرفته است: {{متن قرآن|«رَفَعَ سَمْکهَا فَسَوَّاهَا * وَأَغْطَشَ لَیلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا * وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَٰلِک دَحَاهَا * أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءَهَا وَمَرْعَاهَا * وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا»}}. ([[سوره نازعات]]، ۲۸-۳۲)<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۹۰‌ـ‌۱۹۱.</ref>
+
در آیه ۱۹ [[سوره نوح]] چنین آمده است: و خدا زمین را براى شما فرشى (گسترده) ساخت: {{متن قرآن|«وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِسَاطًا»}}<ref>[[آیه 19 سوره نوح|سوره نوح،آیه ۱۹.]]</ref>؛ و در آیاتى نیز بسط و گسترش زمین و جوشاندن چشمه‌ها از آن و جارى ساختن نهرها و رویاندن گیاه و استوارساختن کوه ها بر زمین بیان شده که آن پس از بناى آسمان و برافراشتن سقف آن و ترتیب اجزاى آسمان و ترکیب آنها بر اساس [[حکمت]] و تاریک ساختن شب و همچنین آشکارکردن روز ـ به وسیله گستراندن خورشید ـ صورت گرفته است: {{متن قرآن|«رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا * وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا * وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَٰلِكَ دَحَاهَا * أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءَهَا وَمَرْعَاهَا* وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا»}}<ref>[[آیه 28 سوره نازعات|سوره نازعات،آیات ۲۸تا۳۲.]]</ref>.<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۹۰‌ـ‌۱۹۱.</ref>
  
 
گفتنى است که معناى اصلى «ضُحى» انبساط (گسترش یافتن) خورشید و امتداد (گسترده شدن) روز است،<ref>مفردات، ص۵۰۲،«ضحى»؛ المیزان، ج۲۰، ص۳۱۰.</ref> گرچه در آیه یاد شده به قرینه مقابل قرار گرفتن آن با شب، مراد از آن مطلق روز‌ است.<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۹۰.</ref>
 
گفتنى است که معناى اصلى «ضُحى» انبساط (گسترش یافتن) خورشید و امتداد (گسترده شدن) روز است،<ref>مفردات، ص۵۰۲،«ضحى»؛ المیزان، ج۲۰، ص۳۱۰.</ref> گرچه در آیه یاد شده به قرینه مقابل قرار گرفتن آن با شب، مراد از آن مطلق روز‌ است.<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۹۰.</ref>
  
خورشید با نور خود بر وجود سایه و با گسترده شدنش بر گسترش تدریجى سایه دلالت مى‌کند زیرا به هر میزان که خورشید پس از زوال ظهر به افق غربى نزدیک‌تر مى‌شود تا غروب کند سایه‌اى که پس از زوال حادث مى‌شود امتداد بیشترى مى‌یابد: {{متن قرآن|«اَلَم تَرَ اِلى رَبِّک کیفَ مَدَّ الظِّلَّ ولَو شاءَ لَجَعَلَهُ ساکنـًا ثُمَّ جَعَلنَا الشَّمسَ عَلَیهِ دَلیلا * ثُمَّ قَبَضنـهُ اِلَینا قَبضـًا یسیرا»}}. ([[سوره فرقان]]، ۴۵ـ۴۶)<ref>المیزان، ج‌۱۵، ص‌۲۲۵.</ref> برخى با استشهاد به آیه مذکور، ماهیات را غواسق و ظلمات و وجود منبسط را سایه بلند پایه خداوند دانسته‌اند.<ref> شرح المنظومه، ص‌۶۱‌.</ref>
+
خورشید با نور خود بر وجود سایه و با گسترده شدنش بر گسترش تدریجى سایه دلالت مى‌کند زیرا به هر میزان که خورشید پس از زوال ظهر به افق غربى نزدیک‌تر مى‌شود تا غروب کند سایه‌اى که پس از زوال حادث مى‌شود امتداد بیشترى مى‌یابد: {{متن قرآن|«أَلَمْ تَرَ إِلَىٰ رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاءَ لَجَعَلَهُ سَاكِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا * ثُمَّ قَبَضْنَاهُ إِلَيْنَا قَبْضًا يَسِيرًا»}}<ref>[[آیه 45 سوره فرقان|سوره فرقان،آیات ۴۵و۴۶.]]</ref>.
 +
<ref>المیزان، ج‌۱۵، ص‌۲۲۵.</ref> برخى با استشهاد به آیه مذکور، ماهیات را غواسق و ظلمات و وجود منبسط را سایه بلند پایه خداوند دانسته‌اند.<ref> شرح المنظومه، ص‌۶۱‌.</ref>
  
آیه ۲۴۷ [[سوره بقره]] علت گزینش [[طالوت]] را براى فرماندهى سپاهى در جنگ با [[جالوت]] و لشکریان او این مى‌داند که خداوند وى را در دانش و نیروى بدن بسط و گسترش داده است: {{متن قرآن|«وَزَادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ»}}. این سخن پاسخ اعتراض گروهى از بنى‌اسرائیل به پیامبر خویش است که چرا خداوند طالوت را برگزیده، در حالى که گشایش در مال به او داده نشده است: {{متن قرآن|«قالوا اَنّى یکونُ لَهُ المُلک عَلَینا... ولَم یؤتَ سَعَةً مِنَ المال»}}. ([[سوره بقره]]، ۲۴۷)<ref>المیزان، ج‌۲، ص‌۲۸۷.</ref>
+
آیه ۲۴۷ [[سوره بقره]] علت گزینش [[طالوت]] را براى فرماندهى سپاهى در جنگ با [[جالوت]] و لشکریان او این مى‌داند که خداوند وى را در دانش و نیروى بدن بسط و گسترش داده است: {{متن قرآن|«...وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ...»}}<ref>[[آیه 247 سوره بقره|سوره بقره،آیه ۲۴۷.]]</ref>.این سخن پاسخ اعتراض گروهى از بنى‌اسرائیل به پیامبر خویش است که چرا خداوند طالوت را برگزیده، در حالى که گشایش در مال به او داده نشده است: {{متن قرآن|«قَالُوا أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا... وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ...»}}<ref>[[آیه 247 سوره بقره|همان.]]</ref>.<ref>المیزان، ج‌۲، ص‌۲۸۷.</ref>
  
خداوند در آیه ۶۹ [[سوره اعراف]] هم، از باب یادآورى نعمت هایى که به قوم عاد ارزانى داشته به اختصاص ایشان در میان سایر اقوام به بسط در خلق و درشتى هیکل که ملازم با نیروى فراوان است، تصریح کرده است: {{متن قرآن|«وزادَکم فِى الخَلقِ بَصـطَةً فَاذکروا آلاءَ اللّهِ لَعَلَّکم تُفلِحون»}}.<ref>همان، ج‌۸‌، ص‌۱۷۸.</ref>
+
خداوند در آیه ۶۹ [[سوره اعراف]] هم، از باب یادآورى نعمت هایى که به قوم عاد ارزانى داشته به اختصاص ایشان در میان سایر اقوام به بسط در خلق و درشتى هیکل که ملازم با نیروى فراوان است، تصریح کرده است: {{متن قرآن|«...وَزَادَكُمْ فِي الْخَلْقِ بَسْطَةً ۖ فَاذْكُرُوا آلَاءَ اللَّهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»}}<ref>[[آیه 69 سوره اعراف|سوره اعراف،آیه ۶۹ .]]</ref>.<ref>همان، ج‌۸‌، ص‌۱۷۸.</ref>
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۷ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۲۷

Icon-encycolopedia.jpg

این صفحه مدخلی از دائرة المعارف قرآن کریم است

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


«باسط» بر وزن فاعل، از ریشه (ب ـ س ـ ط) از اسماء و صفات خداوند و به معناى گستراننده و فراخ‌کننده است.[۱] برخى در توضیح اسم باسط گفته‌اند: خداوند حیات را که وجود منبسط بر هر چیز و روح سارى در هر چیزى است، در هر آن بر قالب هاى اعیان و هیاکل ماهیات مى‌گستراند و این وجود سارى، بسط روح بر اشیا و افاضه حیات بر‌ آنهاست.[۲]

این اسم الهى به صورت مذکور در قرآن نیامده است؛ ولى در آیاتى به صورت فعلى آمده که یک مورد از آنها در ظاهر مطلق،[۳] یک مورد مربوط به ابر و ۱۰ مورد مربوط به رزق است؛ همچنین ۴ بار به صورت اسمى (مَبسوطَتانِ، بَسطَةً، بَصطَةً و بَساطاً) به آن اشاره شده است.

برخى از آیاتى را که به هیچ نحو مشتمل بر واژه صفت مذکور نیست نیز مى‌توان با بحث مرتبط دانست؛ مانند آیه ۳۰ سوره نازعات که در آن دحوالارض آمده و به معناى بسط و گسترش زمین است و آیه ۴۵ سوره فرقان که در آن «مدّ الظل» به‌ معناى بسط سایه است. در بسیارى از روایات‌ هم اسم باسط در ضمن مجموعه اسماء و صفات الهى ذکر شده است.

از امام صادق علیه السلام از پدرانش نقل شده که براى خداوند ۹۹ اسم است و آن اسما عبارت است از: الله، حلیم، حکیم، قابض، باسط و... .[۴]

باسط در طبقه‌بندى اسماى الهى در زمره اسماى فعل خداست[۵] و با قابض که به معناى تنگ گیرنده و بازگیرنده است[۶] از اسماء و صفات متضاد و متقابل الهى هستند.[۷]

خداوند برخلاف یهود که به وى نسبت بخل داده و گفته‌اند: دست خدا بسته است: «...يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ...»[۸] خود را مبسوط الید (گشاده دست) معرفى کرده است که هر گونه بخواهد مى‌بخشد: «...بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ...»[۹] و با توجه به این که خدا جسم نیست و دست ندارد، بسته بودن دست وى کنایه از بخل، و گشاده دستى او کنایه از بخشش است و سرّ این گونه تعبیرها آن است که چنانچه معناى غیرمحسوس را به صورت محسوس درآورند بهتر فهمیده مى‌شود.[۱۰]

شایان ذکر است که در روایات و ادعیه به معناى کنایى مذکور تصریح شده است؛ مانند: «الحمدلله الناشر فی الخلق فضله والباسط فیهم بالجود یده»[۱۱] و «یا دائم الفضل على البریة یا باسط الیدین بالعطیة».[۱۲]

شایسته تأکید است که انسان کامل چون در ذات احدیت فانى است در مقام «قرب فرایض» عنوان «یداللّه الباسطة»[۱۳] بر وى اطلاق مى‌گردد، چنان‌که در زیارت امیرمؤمنان، على‌ بن ابى‌طالب علیه السلام آمده است: «السلام علیک یا عین اللّه الناظرة و یده الباسطة...».[۱۴]

در بسیارى از آیات مربوط به بحث، ارزاق و نعمت ها، متعلق بسط قرار گرفته و خداوند خود را، باسط و قابض روزی ها و نعمت ها معرفى مى‌کند،[۱۵] زیرا کلید ارزاق و نعمت هاى آسمان ها و زمین بدست وى و اسباب آنها از آن اوست: «إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَقْدِرُ...»[۱۶].

او همان کسى است که بادها را مى‌فرستد و ابرها را برمى‌انگیزد و آنها را در آسمان هر گونه بخواهد مى‌گستراند و انبوهشان مى‌گرداند، پس مى‌بینى باران از لابه‌لاى آنها بیرون مى‌آید: «اللَّهُ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَيَبْسُطُهُ فِي السَّمَاءِ كَيْفَ يَشَاءُ وَيَجْعَلُهُ كِسَفًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ...»[۱۷].

خداوند درهاى روزى خود را بر روى هر کس که بخواهد مى‌گشاید و نعمت هاى خود را بر او ارزانى مى‌دارد.[۱۸] البته خدا روزى بندگان را بر اساس حکمت و مصلحت به اندازه نازل مى‌گرداند تا ظلم و طغیان نکنند: « وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ وَلَٰكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَا يَشَاءُ ۚ إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ»[۱۹] و این بدان معنا نیست که نقش بندگان در فراهم ساختن اسباب بسط روزى نادیده گرفته شود، چنان که صدقه دادن به دیگران مایه افزایش مال مى‌گردد: «...وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ...»[۲۰]، زیرا اراده الهى در طول اسباب دیگر است؛ نه در عرض آن.[۲۱]

آیه ۲۴۵ سوره بقره نیز پس از آن که انفاق در راه خدا را قرض به خدا مى‌شمارد تا بدین وسیله به آن ترغیب کند، به ذکر اسماى سه گانه قابض، باسط و مرجع پرداخته تا به این نکته توجه دهد که آنچه انفاق شده باطل نمى‌گردد بلکه چندین برابر شدن آن بعید نیست زیرا خداوند قابض و باسط است؛ آنچه را بخواهد کاهش یا افزایش مى‌دهد و بازگشت همه به‌ سوى اوست، بنابراین آنچه را به او قرض داده شده به طور کامل پرداخت خواهد کرد: «مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً ۚ وَاللَّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»[۲۲].[۲۳] «بصط» همان «بسط» است که حرف «سین» در آن به جهت مجاورت با حرف اطباق و تفخیم (طاء) به حرف «صاد» تبدیل شده‌ است.[۲۴]

در آیه ۱۹ سوره نوح چنین آمده است: و خدا زمین را براى شما فرشى (گسترده) ساخت: «وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِسَاطًا»[۲۵]؛ و در آیاتى نیز بسط و گسترش زمین و جوشاندن چشمه‌ها از آن و جارى ساختن نهرها و رویاندن گیاه و استوارساختن کوه ها بر زمین بیان شده که آن پس از بناى آسمان و برافراشتن سقف آن و ترتیب اجزاى آسمان و ترکیب آنها بر اساس حکمت و تاریک ساختن شب و همچنین آشکارکردن روز ـ به وسیله گستراندن خورشید ـ صورت گرفته است: «رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا * وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا * وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَٰلِكَ دَحَاهَا * أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءَهَا وَمَرْعَاهَا* وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا»[۲۶].[۲۷]

گفتنى است که معناى اصلى «ضُحى» انبساط (گسترش یافتن) خورشید و امتداد (گسترده شدن) روز است،[۲۸] گرچه در آیه یاد شده به قرینه مقابل قرار گرفتن آن با شب، مراد از آن مطلق روز‌ است.[۲۹]

خورشید با نور خود بر وجود سایه و با گسترده شدنش بر گسترش تدریجى سایه دلالت مى‌کند زیرا به هر میزان که خورشید پس از زوال ظهر به افق غربى نزدیک‌تر مى‌شود تا غروب کند سایه‌اى که پس از زوال حادث مى‌شود امتداد بیشترى مى‌یابد: «أَلَمْ تَرَ إِلَىٰ رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاءَ لَجَعَلَهُ سَاكِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا * ثُمَّ قَبَضْنَاهُ إِلَيْنَا قَبْضًا يَسِيرًا»[۳۰]. [۳۱] برخى با استشهاد به آیه مذکور، ماهیات را غواسق و ظلمات و وجود منبسط را سایه بلند پایه خداوند دانسته‌اند.[۳۲]

آیه ۲۴۷ سوره بقره علت گزینش طالوت را براى فرماندهى سپاهى در جنگ با جالوت و لشکریان او این مى‌داند که خداوند وى را در دانش و نیروى بدن بسط و گسترش داده است: «...وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ...»[۳۳].این سخن پاسخ اعتراض گروهى از بنى‌اسرائیل به پیامبر خویش است که چرا خداوند طالوت را برگزیده، در حالى که گشایش در مال به او داده نشده است: «قَالُوا أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا... وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ...»[۳۴].[۳۵]

خداوند در آیه ۶۹ سوره اعراف هم، از باب یادآورى نعمت هایى که به قوم عاد ارزانى داشته به اختصاص ایشان در میان سایر اقوام به بسط در خلق و درشتى هیکل که ملازم با نیروى فراوان است، تصریح کرده است: «...وَزَادَكُمْ فِي الْخَلْقِ بَسْطَةً ۖ فَاذْكُرُوا آلَاءَ اللَّهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»[۳۶].[۳۷]

پانویس

  1. مفردات، ص‌۱۲۲‌ـ‌۱۲۳؛ لسان‌العرب، ج‌۱، ص‌۴۰۸، «بسط»؛ لغت نامه، ج‌۳، ص‌۳۵۷۹، «باسط».
  2. شرح‌الاسماء، ص‌۳۵۹‌ـ‌۳۶۰.
  3. المیزان، ج‌۲، ص‌۲۸۵.
  4. شرح توحید الصدوق، ج‌۳، ص‌۲۱۰‌ـ‌۲۱۱؛ کنزالعمال، ج‌۱، ص‌۴۴۸.
  5. اصول‌الدین، ص‌۱۲۴.
  6. مفردات، ص‌۶۵۲‌؛ لسان‌العرب، ج‌۱۱، ص‌۱۳، «قبض»؛ لغت نامه، ج‌۱۰، ص‌۱۵۳۷۶.
  7. شرح تجرید، ج‌۱، ص‌۱۰۱.
  8. سوره مائده،آیه ۶۴.
  9. همان.
  10. جامع‌البیان، مج‌۴، ج‌۶‌، ص‌۴۰۵؛ الصافى، ج‌۲، ص‌۵۰‌؛ نثر‌طوبى، ج‌۱، ص‌۷۷‌ـ‌۷۸.
  11. نهج البلاغه، خطبه ۱۰۰.
  12. العقائد الاسلامیه، ج‌۱، ص‌۱۴۰.
  13. اسفار، ج‌۶‌، ص‌۱۰.
  14. بحارالانوار، ج‌۹۷، ص‌۳۰۵.
  15. علم الیقین، ج‌۱، ص‌۱۷۵؛ روح الارواح، ص‌۱۴۵.
  16. سوره اسراء،آیه ۳۰.
  17. سوره روم،آیه ۴۸.
  18. علم الیقین، ج‌۱، ص‌۱۷۵.
  19. سوره شوری،آیه ۲۷.
  20. سوره بقره،آیه ۲۷۶.
  21. المیزان، ج‌۷، ص‌۲۸۱.
  22. سوره بقره،آیه ۲۴۵.
  23. المیزان، ج‌۲، ص‌۲۸۵.
  24. المیزان، ج‌۲، ص‌۲۸۵.
  25. سوره نوح،آیه ۱۹.
  26. سوره نازعات،آیات ۲۸تا۳۲.
  27. المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۹۰‌ـ‌۱۹۱.
  28. مفردات، ص۵۰۲،«ضحى»؛ المیزان، ج۲۰، ص۳۱۰.
  29. المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۹۰.
  30. سوره فرقان،آیات ۴۵و۴۶.
  31. المیزان، ج‌۱۵، ص‌۲۲۵.
  32. شرح المنظومه، ص‌۶۱‌.
  33. سوره بقره،آیه ۲۴۷.
  34. همان.
  35. المیزان، ج‌۲، ص‌۲۸۷.
  36. سوره اعراف،آیه ۶۹ .
  37. همان، ج‌۸‌، ص‌۱۷۸.

منابع

  • "باسط"، دائرة المعارف قرآن کریم، سید رضا اسحاق‌نیا تربتى، ج۵، ص۲۷۱-۲۷۴.
قرآن
متن و ترجمه قرآن
اوصاف قرآن (اسامی و صفات قرآن، اعجاز قرآن، عدم تحریف در قرآن)
اجزاء قرآن آیه، سوره، جزء، حزب، حروف مقطعه
ترجمه و تفسیر قرآن تاریخ تفسیر، روشهای تفسیری قرآن، سیاق آیات، اسرائیلیات، تاویل، فهرست تفاسیر شیعه، فهرست تفاسیر اهل سنت، ترجمه های قرآن
علوم قرآنی تاریخ قرآن: نزول قرآن، جمع قرآن، شان نزول، کاتبان وحی، قراء سبعه
دلالت الفاظ قرآن: عام و خاص، مجمل و مبین، مطلق و مقید، محکم و متشابه، مفهوم و منطوق، نص و ظاهر، ناسخ و منسوخ
تلاوت قرآن تجوید، آداب قرائت قرآن، تدبر در قرآن
رده ها: سوره های قرآن * آیات قرآن * واژگان قرآنی * شخصیت های قرآنی * قصه های قرآنی * علوم قرآنی * معارف قرآن
مسابقه از خطبه ۱۸۳ نهج البلاغه