آیه 45 سوره فرقان

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

أَلَمْ تَرَ إِلَىٰ رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاءَ لَجَعَلَهُ سَاكِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا

مشاهده آیه در سوره


<<44 آیه 45 سوره فرقان 46>>
سوره : سوره فرقان (25)
جزء : 19
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

آیا ندیدی که خدای تو چگونه سایه را با آنکه اگر خواستی ساکن کردی (بر سر عالمیان) بگسترانید؟ آن گاه آفتاب را بر آن دلیل قرار دادیم.

آیا به [قدرت و حکمت] پروردگارت ننگریستی که چگونه سایه را امتداد داد و گستراند؟ و اگر می خواست آن را ساکن و ثابت می کرد، آن گاه خورشید را برای [شناختن] آن سایه، راهنما [ی انسان ها] قرار دادیم.

آيا نديده‌اى كه پروردگارت چگونه سايه را گسترده است؟ و اگر مى‌خواست، آن را ساكن قرار مى‌داد، آنگاه خورشيد را بر آن دليل گردانيديم.

نديده‌اى كه پروردگار تو چگونه سايه را مى‌كشد؟ اگر مى‌خواست در يك جا ساكنش مى‌گرداند. آنگاه آفتاب را بر او دليل گردانيديم.

آیا ندیدی چگونه پروردگارت سایه را گسترده ساخت؟! و اگر می‌خواست آن را ساکن قرار می‌داد؛ سپس خورشید را بر وجود آن دلیل قرار دادیم!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Have you not regarded how your Lord spreads the twilight? (Had He wished He would have made it stand still.) Then We made the sun a beacon for it.

Have you not considered (the work of) your Lord, how He extends the shade? And if He had pleased He would certainly have made it stationary; then We have made the sun an indication of it

Hast thou not seen how thy Lord hath spread the shade - And if He willed He could have made it still - then We have made the sun its pilot;

Hast thou not turned thy vision to thy Lord?- How He doth prolong the shadow! If He willed, He could make it stationary! then do We make the sun its guide;

معانی کلمات آیه

«مَدَّ الظِّلَّ ...»: سایه را همه جا گستر کرده است. اشاره به این است که سایه گاهی بر قسمت شرقی و گاهی بر قسمت جنوبی کره زمین می‌افتد، و بر اثر گردش زمین به دور خود، شب و روز تولید می‌گردد و سایه و روشنی همه جا را به نوبه فرا می‌گیرند، و بر اثر گردش زمین به دور خورشید، فصول چهارگانه تشکیل، و قطب شمال و قطب جنوب هم مانند سایر نقاط زمین به طور متناوب از نور و سایه برخوردار می‌شوند. «عَلَیْهِ دَلِیلاً»: رهنمون به آن. بیانگر آن. اشاره به این است که خورشید شناساننده تاریکی است، چرا که ضدّ به ضدّ شناخته می‌شود. «ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَیْهِ دَلِیلاً»: این جمله عطف بر جمله (مَدَّ الظِّلَّ) است، و (وَ لَوْ شَآءَ رَبُّکَ لَجَعَلَهُ سَاکِناً) میان آنها جمله معترضه است.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

أَ لَمْ تَرَ إِلى‌ رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا «45»

آيا به (قدرت) پروردگارت نمى‌نگرى كه چگونه سايه را گسترده است؟ و اگر مى‌خواست آن را ساكن (و ثابت) قرار مى‌داد (تا هميشه شب يا بين‌الطلوعين باشد) سپس خورشيد را دليل و نمايانگر آن قرار داديم.

ثُمَّ قَبَضْناهُ إِلَيْنا قَبْضاً يَسِيراً «46»

سپس آن سايه را (اندك اندك) به سوى خود جمع مى‌كنيم.

نکته ها

امام باقر عليه السلام فرمود: مراد از سايه گسترده در آيه، سايه‌ى مابين طلوع فجر و طلوع خورشيد است. «1» گرچه بعضى مراد از سايه را سايه‌ى شب يا بعد از ظهر گرفته‌اند، ولى با توجّه به جمله بعد كه مى‌فرمايد: «ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا»، سخن امام مورد قبول است.

كيف مدّالظل نقش اولياست‌

كو دليل نور خورشيد خداست‌ «2»

اندرين وادى مرو بى اين دليل‌

لا احبّ الآفلين گو چون خليل‌ «3»

پیام ها

1- بهترين راه خداشناسى براى همگان، تفكّر در پديده‌هاى هستى است كه بر اساس حكمت الهى آفريده شده‌اند. «أَ لَمْ تَرَ»

2- گردش زمين به دور خود و خورشيد تصادفى نيست، حكيمانه و مدبرانه است. «أَ لَمْ تَرَ إِلى‌ رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ»

3- انسان غرق در نعمت‌هاست، ولى با ديده‌ى عبرت به آنها نمى‌نگرد. «أَ لَمْ تَرَ إِلى‌ رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ»

«1». تفسير نورالثقلين.

«2». شهريار نيز مى‌گويد: به على شناختم من، به خدا قسم خدارا.

«3». مولوى.

جلد 6 - صفحه 264

4- گستردگى و طولانى شدن مدّت سايه به خاطر پرورش و رشد و شكوفايى است. رَبِّكَ‌ ... مَدَّ الظِّلَ‌ (اگر نور، مستقيم و يا سايه دائمى‌بود، يا همگى مى‌سوختند و يا منجمد مى‌شدند.)

5- گرچه خداوند قدرت دارد كه در طبيعت، تغيير و تحوّل شديد ايجاد كند، ولى خداوند سنّت خود را ترك نمى‌كند. «وَ لَوْ شاءَ»

6- تداوم گردش هستى به دست اوست. «وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً»

7- شناخت سايه با وجود خورشيد و نور ممكن است، زيرا هر چيزى با وجود ضدش شناخته مى‌شود. «ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا»

8- حركت هستى و عملكرد طبيعت، عمل خداست. «مَدَّ- جَعَلْنَا- قبضنا»

9- همان گونه كه آفرينش جهان به تدريج و آرامى و در شش مرحله صورت گرفته است، تغيير آن نيز به تدريج خواهد بود. «قَبْضاً يَسِيراً»

10- گرفتن هيچ چيز براى خدا سخت نيست. «قَبْضاً يَسِيراً»



پانویس

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه