جناح: تفاوت بین نسخهها
(افزودن الگوی قرآن) |
|||
| (۲ نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است) | |||
| سطر ۲: | سطر ۲: | ||
'''«جَناح»''' به فتح «جیم» به معنای بال مرغان و به ضمّ «جیم» (جُناح) به معنای [[گناه]] می باشد که به هر دو صورت در [[قرآن|قرآن کریم]] استعمال شده است. | '''«جَناح»''' به فتح «جیم» به معنای بال مرغان و به ضمّ «جیم» (جُناح) به معنای [[گناه]] می باشد که به هر دو صورت در [[قرآن|قرآن کریم]] استعمال شده است. | ||
| − | - {{متن قرآن| | + | - {{متن قرآن|«...وَاضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ...}}<ref>[[آیه 32 سوره قصص|سوره قصص،آیه ۳۲.]]</ref>؛...برای ترسی که دچارش شده ای دو دستت را بر سینه بگذار...». |
جَناح کنایه از دست است یعنی دست بر قلب گذار تا دلت آرام گیرد و وحشت زائل شود. خطاب با [[حضرت موسی]] علیه السلام که وقتی [[معجزه]] از دست او صادر شود و او را از این وقعه ناگهانی وحشت گیرد دست بر سینه گذارد. | جَناح کنایه از دست است یعنی دست بر قلب گذار تا دلت آرام گیرد و وحشت زائل شود. خطاب با [[حضرت موسی]] علیه السلام که وقتی [[معجزه]] از دست او صادر شود و او را از این وقعه ناگهانی وحشت گیرد دست بر سینه گذارد. | ||
| − | - {{متن قرآن| | + | - {{متن قرآن|«...جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ...}}<ref>[[آیه 1 سوره فاطر|سوره فاطر،آیه ۱.]]</ref>؛...قرار دهنده است [[فرشتگان]] را پیک بالدار دو بال و سه بال و چهار بال...». |
| − | پیک خبر رسان است، باید شتابان باشد. فرشتگان پیک خدایند و شتابان سوی پیغمبران می رسند و باز عروج می کنند گر چه جانب الهی از مکان منزه است و در روایات بیش از این عدد بال نیز آمده است چنانکه در ادامه آیه فرمود: {{متن قرآن| | + | پیک خبر رسان است، باید شتابان باشد. فرشتگان پیک خدایند و شتابان سوی پیغمبران می رسند و باز عروج می کنند گر چه جانب الهی از مکان منزه است و در روایات بیش از این عدد بال نیز آمده است چنانکه در ادامه آیه فرمود: {{متن قرآن|«...يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ...»}}<ref>[[آیه 1 سوره فاطر|همان.]]</ref>. |
| − | - {{متن قرآن|«وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ | + | - {{متن قرآن|«وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا...}}<ref>[[آیه 61 سوره انفال|سوره انفال،آیه ۶۱.]]</ref>؛اگر کفار آشتی خواستند تو نیز با آنها سازش نمای...». |
در حکم [[شریعت]] اگر امام با کفار عهد بست و مصلحت چنان دید که سازش نماید جائز است، پس از بستن عهد شکستن جائز نیست مگر کفار خود خیانت کنند و پیمان بشکنند که در این صورت مسلمانان نیز مراعات قواعد عهد نخواهند کرد. در عهد صلح شرط نیست کفار کتابی باشند، بلکه با مشرکین نیز جایز است، اما در عهد ذمه شرط است کتابی باشند. فرق عهد صلح و عهد ذمه آن است که در عهد ذمه کفار از رعایای امام مسلمین می شوند و در عقد صلح خود مستقلند و سلطانی دارند جدا، [[علامه حلی]] در [[قواعد الأحکام (کتاب)|قواعد]] فرموده است اگر امام بداند مسلمانان حاجت بصلح دارند واجب است عقد صلح بندد و الا هر چه را اصلح داند عمل کند. | در حکم [[شریعت]] اگر امام با کفار عهد بست و مصلحت چنان دید که سازش نماید جائز است، پس از بستن عهد شکستن جائز نیست مگر کفار خود خیانت کنند و پیمان بشکنند که در این صورت مسلمانان نیز مراعات قواعد عهد نخواهند کرد. در عهد صلح شرط نیست کفار کتابی باشند، بلکه با مشرکین نیز جایز است، اما در عهد ذمه شرط است کتابی باشند. فرق عهد صلح و عهد ذمه آن است که در عهد ذمه کفار از رعایای امام مسلمین می شوند و در عقد صلح خود مستقلند و سلطانی دارند جدا، [[علامه حلی]] در [[قواعد الأحکام (کتاب)|قواعد]] فرموده است اگر امام بداند مسلمانان حاجت بصلح دارند واجب است عقد صلح بندد و الا هر چه را اصلح داند عمل کند. | ||
| − | '''«جُناح»''' به ضمّ جیم، در [[قرآن]] همیشه با نفی استعمال شده است، مانند {{متن قرآن| | + | '''«جُناح»''' به ضمّ جیم، در [[قرآن]] همیشه با نفی استعمال شده است، مانند{{متن قرآن|«لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ...»}}<ref>[[آیه 198 سوره بقره|سوره بقره،آیه ۱۹۸.]]</ref>، یا {{متن قرآن|«لَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ...»}}<ref>[[آیه 236 سوره بقره|همان ،آیه ۲۳۶.]]</ref>. |
==منابع== | ==منابع== | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۳۹
«جَناح» به فتح «جیم» به معنای بال مرغان و به ضمّ «جیم» (جُناح) به معنای گناه می باشد که به هر دو صورت در قرآن کریم استعمال شده است.
- «...وَاضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ...[۱]؛...برای ترسی که دچارش شده ای دو دستت را بر سینه بگذار...».
جَناح کنایه از دست است یعنی دست بر قلب گذار تا دلت آرام گیرد و وحشت زائل شود. خطاب با حضرت موسی علیه السلام که وقتی معجزه از دست او صادر شود و او را از این وقعه ناگهانی وحشت گیرد دست بر سینه گذارد.
- «...جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ...[۲]؛...قرار دهنده است فرشتگان را پیک بالدار دو بال و سه بال و چهار بال...».
پیک خبر رسان است، باید شتابان باشد. فرشتگان پیک خدایند و شتابان سوی پیغمبران می رسند و باز عروج می کنند گر چه جانب الهی از مکان منزه است و در روایات بیش از این عدد بال نیز آمده است چنانکه در ادامه آیه فرمود: «...يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ...»[۳].
- «وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا...[۴]؛اگر کفار آشتی خواستند تو نیز با آنها سازش نمای...».
در حکم شریعت اگر امام با کفار عهد بست و مصلحت چنان دید که سازش نماید جائز است، پس از بستن عهد شکستن جائز نیست مگر کفار خود خیانت کنند و پیمان بشکنند که در این صورت مسلمانان نیز مراعات قواعد عهد نخواهند کرد. در عهد صلح شرط نیست کفار کتابی باشند، بلکه با مشرکین نیز جایز است، اما در عهد ذمه شرط است کتابی باشند. فرق عهد صلح و عهد ذمه آن است که در عهد ذمه کفار از رعایای امام مسلمین می شوند و در عقد صلح خود مستقلند و سلطانی دارند جدا، علامه حلی در قواعد فرموده است اگر امام بداند مسلمانان حاجت بصلح دارند واجب است عقد صلح بندد و الا هر چه را اصلح داند عمل کند.
«جُناح» به ضمّ جیم، در قرآن همیشه با نفی استعمال شده است، مانند«لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ...»[۵]، یا «لَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ...»[۶].
منابع
- نثر طوبی، علامه شعرانی، ج۱، ص۱۳۹.




