شفاء (اسامی و اوصاف قرآن)

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«شِفاء» در معنای بهبود و صحت و سلامت، و نیز عامل بهبود و درمان بیماری بکار می‌رود؛ «الشفاء من المرض» رسيدن به سلامت است.[۱] قرآن کریم در سه آیه واژه «شفاء» را بکار برده است:

  • «وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ ...؛[۲] و ما آنچه را برای مؤمنان مایه درمان و رحمت است از قرآن نازل می‌کنیم...». این آیه به «آیه شِفاء» معروف است.
  • «يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ ...؛[۳] ای مردم به یقین برای شما از جانب پروردگارتان اندرزی و درمانی برای آنچه در سینه‌هاست آمده است ...».
  • «... قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاءٌ ...؛[۴] ... بگو این (کتاب) برای کسانی که ایمان آورده‌اند، رهنمود و درمانی است ...».

خدای متعال در آیات یاد شده قرآن را به عنوان شفای آنچه در دلها و افکار است، معرفی نموده؛ اگر ذات قرآن شفا باشد، هیچ مرضی در آن راه نمی‌یابد و هرگاه شخصی به قرآن مراجعه کند بدون شفا بازنمی‌گردد. «شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ»، يعنى مايه‌ى پاكى روح و قلب از آفات روحى است. زيرا امراض روحى سخت‌تر از امراض جسمى است و هنر قرآن نيز در همين شفابخشى به امراض روحى است. امام صادق عليه السلام فرمود: «شفاء لما فى الصدور من الامراض الخواطر و مشبّهات الامور» قرآن، براى تمام امراض روحى و شبهات و افكار شفاست.[۵]

دارو به طور معمول وسیله شفای بیمار است، ولی چه بسا بیمارانی که دارو مصرف می‌کنند، با این حال شفا و بهبودی نمی‌یابند، پس ذات دارو شفا نیست، بلکه مقتضی شفا است. خدای سبحان درباره قرآن نمی‌فرماید که قرآن داروست، بلکه فرموده او شفاست و اثر شفابخشی اش قطعی است. از این روی هر کسی به محضر قرآن حاضر شود و آن را بفهمد، بپذیرد و عمل کند، به یقین امراض درونی اش از بین می‌رود؛ مگر آن که خود مریض به قرآن مراجعه نکند و یا مراجعه اش از روی میل نباشد و یا پس از مراجعه به قرآن دستور و نسخه شفابخش آن را نپذیرد و یا به آن عمل نکند و یا عملش نادرست باشد. در روایات نیز آمده است که هر کس با قرآن شفا نجوید و نخواهد، خدا او را شفا نخواهد داد.

خداوند متعال درباره همین قرآن می‌فرماید: «... وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا[۲]؛ ... و ستمگران را جز خسران (و زیان) نمی‌افزاید». پس همین قرآن که برای مومنان شفا و رحمت است، برای تبهکاران خسارت است. قرآن نوری است که درک آن برای نابینایان دشوار است و به این جهت از این نور الهی استفاده نمی‌کنند. «... قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاءٌ ۖ وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى...؛[۶] ... بگو: این (کتاب) برای کسانی که ایمان آورده‌اند هدایت و درمان است ولی کسانی که ایمان نمی‌آورند،در گوشهایشان سنگینی است و گویی نابینا هستند و آن را نمی‌بینند ...».

اگر بیماری با خوردن میوه پرآب و شیرین و شاداب بیماریش تشدید شود، مشکل از ناحیه آن میوه نیست، بلکه سبب محرومیت و افزایش رنجوری او دستگاه هاضمه بیمار است. قرآن همانند آن میوه شیرین و تازه‌ای است که انسان مستعد و سالم با هضم آن رشد و تکامل می‌یابد و شخصی که قلب بیماری دارد به جهت بیماری خودش از آن محروم می‌شود. لجاجت و سرسختی ظالمان در برابر قرآن سبب شدت مریض آن‌ها می‌شود. «فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا ...؛[۷] در دلهای آنان یک نوع بیماری است خداوند بر بیماری آنان افزوده ...».

حضرت امیر مؤمنان علیه السلام، رسول خدا صلی الله علیه و آله را به عنوان طبیب انسان‌ها این طور معرفی می‌کند: «طبیب دوّار بطبّه» و طبیب واقعی کسی است که به سراغ بیماران برود و در پی معالجه آنان باشد، بدین گونه که هم علت بیماری و هم چگونگی پیشگیری از آن تا قبل از ابتلا و هم درمان بعد از ابتلا را به مردم بگوید، نه این که منتظر بنشیند تا هر کس بیمار شد او را درمان کند. قرآن کریم که مدعی شفابخشی است، صبر نمی‌کند تا هر که بیمار شد مداوایش کند، بلکه در مقام پیشگیری از مرض نیز کوشا است تا انسان‌ها به امراض فکری و قلبی دچار نگردند. قرآن در مرحله نخست به انسان‌ها درباره بیماری هشدار می‌دهد و اگر کسی در اثر عدم توجه به این هشدار‌ها بیمار شود راه درمان را در اختیارش می‌گذارد و اگر او باز توجه نکرد او را بحال خودش رها می‌سازد تا به صورت طبیعی مرضش تشدید شود و به موت قلب و روح دچار گردد.

قرآن کریم هم ضعف‌ها و مرض‌های مربوط با حکمت نظری را با برهان و استدلال شفا می‌دهد و هم مرض‌های مربوط به حکمت عملی را با تهذیب و تصفیه دل بهبود می‌بخشد. بدین سان هم بیماری‌های اعتقادی و هم اخلاقی را درمان می‌کند و طبق روایات، بیماری‌های جسمی را نیز برای معتقدان به آن شفا می‌بخشد.[۸] حضرت على عليه السلام مى‌فرمايد: «فان القرآن شفاء من اكبر داء و هو الكفر و النفاق و الغى و الضلال»؛[۹] قرآن درمان بزرگ‌ترين دردهاست كه كفر و نفاق و گمراهى باشد.

درباره علت نامگذاری قرآن به شفاء، سه وجه در تفسیر ابولفتوح رازی آمده است: «یکی آن که بر دست آن کس که ظاهر شد، دلیل نبوت و صدق او کرد تا مردم از حیرت ضلالت به او هدایت یافتند و خلاص، چون بیمار که از علت شفا یابد. وجه دوم آن که در او بیان است و ادله واضحه که صاحب شک و شبهت چون در او نظر کند به علم رسد و علم، شک او را زایل گرداند و چون قدیم تعالی شک و نفاق را به بیماری تشبیه کرد فی قوله: «فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» ‌أی: شک و نفاق. و وجه سوم آن که ممتنع نبود که مردم به او تبرک کنند و استشفاء و به او طلب شفا کنند».[۱۰]

شفاى قرآن با شفاى داروهاى مادّى تفاوت‌هاى زيادى دارد؛ داروى قرآن، ضررى را به دنبال ندارد. كهنه نمى‌شود و تاريخ مصرف ندارد. شفا يافته‌ى قرآن عامل شفاى ديگران مى‌شود. در نسخه‌ى شفاى قرآن اشتباه نيست. هميشه و در اختيار همه است. طبيب اين دارو، هم ما را مى‌شناسد، هم دوستمان دارد و هم نتيجه‌ى نسخه‌اش ابدى است. نسخه و داروى او هم مشابه ندارد.[۱۱]

پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی‌اکبر قرشی.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ سوره اسراء، آیه ۸۲.
  3. سوره یونس، آیه ۵۷.
  4. سوره فصلت، آیه ۴۴.
  5. تفسير نورالثقلين، حویزی.
  6. سوره فصلت، آیه ۴۴.
  7. سوره بقره، آیه ۱۰.
  8. قرآن در قرآن، عبدالله جوادی آملی، ج۱، ص۲۳۴.
  9. نهج‌البلاغه، خطبه ۱۷۶.
  10. روض الجنان و روح الجنان، ابولفتوح رازی.
  11. تفسیر نور، محسن قرائتی، ج۵ ص۱۱۰.

منابع

قرآن
متن و ترجمه قرآن
اوصاف قرآن (اسامی و صفات قرآن، اعجاز قرآن، عدم تحریف در قرآن)
اجزاء قرآن آیه، سوره، جزء، حزب، حروف مقطعه
ترجمه و تفسیر قرآن تاریخ تفسیر، روشهای تفسیری قرآن، سیاق آیات، اسرائیلیات، تاویل، فهرست تفاسیر شیعه، فهرست تفاسیر اهل سنت، ترجمه های قرآن
علوم قرآنی تاریخ قرآن: نزول قرآن، جمع قرآن، شان نزول، کاتبان وحی، قراء سبعه
دلالت الفاظ قرآن: عام و خاص، مجمل و مبین، مطلق و مقید، محکم و متشابه، مفهوم و منطوق، نص و ظاهر، ناسخ و منسوخ
تلاوت قرآن تجوید، آداب قرائت قرآن، تدبر در قرآن
رده ها: سوره های قرآن * آیات قرآن * واژگان قرآنی * شخصیت های قرآنی * قصه های قرآنی * علوم قرآنی * معارف قرآن
مسابقه از خطبه ۱۳۳ و ۱۳۳ و ۱۶۷ نهج البلاغه