سید جعفر دارابی کشفی

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

سید جعفر دارابی کشفی (۱۲۶۷-۱۱۸۹ ق)، عالم امامى، فقیه اصولى، محدث، متکلم، نحوى، عارف، ادیب، شاعر و دانشمند علوم عقلی و دینی قرن ۱۳ هجری و از شاگردان علامه بحرالعلوم است. از آن جا که علامه سید جعفر کشفی، اهل کشف و کرامت بوده، به او لقب «کشفی» داده‌اند. وی در تألیفات خود از جمله کتاب «تحفة الملوک» به مسأله حکومت و سیاست توجه نموده و قائل به همراهی دین و دولت است.

نام کامل سید جعفر دارابی کشفی
زادروز ۱۱۸۹ قمری
زادگاه استهبان
وفات ۱۲۶۷ قمری
مدفن بروجرد

Line.png

اساتید

سید محمد مهدی بحرالعلوم،...

شاگردان

سید حسین بروجردی، ملا عبدالله بروجردی، میرزا صالح لرستانی،...

آثار

اجابة المضطرین، البرق و الشرق، نخبة العقول فی علم الاصول، البلدالامین فی اصول الدین، تحفة الملوک فی السیر والسلوک،...

ولادت و کودکی

سید جعفر کشفی[۱] در سال ۱۱۸۹ ق. در اصتهبانات ـ از توابع استان فارس ـ چشم به جهان گشود. پدرش، سید یعقوب از علمای مشهور شهر داراب بود و در حدود سال ۱۱۹۸ ق وفات یافت.

سید جعفر کشفی با سلسله‌های زندیه و قاجاریه هم‌عصر بوده است؛ وی در دوران سلطنت کریم خان -بنیان‌گذار زندیه- به دنیا آمد و کودکی و نوجوانی را در زمان جانشینان کریم خان تا انقراض آن سلسله و به قدرت رسیدن آقا محمدخان در فارس و یزد سپری کرد.

فعالیت‌های علمی

تحصیل و استادان

سید جعفر پس از ارتحال پدر، همراه مادرش به اصتهبانات رفت و در آن جا تحصیلات مقدماتی را به پایان رسانید. وی اندکی از دروس مقدماتی را نزد مادر دانشمندش -دختر شیخ حسین بحرانی- گذارنید. پس از رحلت مادرش رهسپار حوزه علمیه یزد شد و در آن جا دوره سطح را طول چهار سال به پایان رسانید و در نوزده سالگی به نجف اشرف هجرت کرد و از محضر استادانی چون علامه سید محمدمهدی بحرالعلوم بهره‌مند شد. [۲]

تدریس و شاگردان

وی در مدت کوتاهی به مدارج والای اخلاقی و علمی‌‌ رسید و از مدرسان نجف اشرف محسوب شد و به تربیت شاگردان فراوانی توفیق یافت. در آشوب عراق (حمله وهابیون به کربلا و نجف)، به ایران مسافرت کرد و در اثر دعوت‌های پی در پی شاهزاده محمدتقی میرزا به بروجرد آمد و در این دیار اقامت گزید؛ از این رو، دانشمندان زیادی از اطراف به محضرش شرفیاب شده و علوم گوناگونی را فراگرفتند. علامه کشفی در مسیر نشر دانش و علوم، شاگردانی را تحویل جامعه داد که برخی از شاگردان وی در بروجرد[۳] عبارتند از:

۱. سید حسین بروجردی فرزند سید محمدرضا (۱۲۷۷ـ۱۲۳۸ ق):

وی در شهرهای نجف، کربلا و بروجرد از محضر فقهای بزرگی چون: صاحب جواهر، صاحب فصول و سید جعفر کشفی، علوم فقه، اصول، تفسیر و رجال را فراگرفت و از سید عبدالله شبر اجازه نقل روایت گرفته است.

۲. ملا عبدالله بروجردی (متولد ۱۲۵۶ ق):

آثار او عبارتند از: «رساله فی صلاه»؛ «رساله فی اجماع»؛ «رساله فی مقدمه الواجب»؛ «رساله فی اجتماع الامر والنهی»؛ «رساله فی قطع».[۴]

۳. حاج میرزا صالح لرستانی (متوفی ۱۳۲۱ ق):

وی در بروجرد نزد علامه کشفی علوم دینی را فراگرفت و سپس به نجف اشرف رفت و تحصیلات خود را تا درجه اجتهاد نزد میرزای شیرازی ادامه داد.[۵]

۴. اورنگ زیب میرزا، فرزند حسام السلطنه (متوفی ۱۲۸۷ ق):

وی در زمان حکومت پدرش در بروجرد، از محضر دانشمندان این شهر مخصوصاً سید جعفر کشفی استفاده می‌‌کرد. یکی از آثار این فقیه بزرگ طائفه قاجاریه عبارت است از: «مشارق الانوار فی احکام الله الواحد القهار المستنبطه من اخبار الأئمه الاطهار».[۶]

۵. شیخ عبدالحسین بروجردی، فرزند زین‌العابدین:

وی برخی از تألیفات استادش را استنساخ کرده است، همچون «بلدالامین»؛ «نخبه العقول»؛ «شموس و عکوس»؛ «برق و شرق».[۷]

آثار و تألیفات

علامه کشفی از دانش فراوان بهره‌مند بود؛ لذا در موضوعات مختلف کتاب‌هایی نوشته است؛ از جمله:

۱. اجابة المضطرین:

وی نگارش این کتاب را در سفر زیارتی مشهد به توصیه حسام السلطنه[۸] آغاز کرد و در ۱۲۲۸ ق، به پایان رسانید. مباحث این کتاب عبارتند از: مفهوم دین، قوای انسانی، مسأله جبر و اختیار، ستایش و نکوهش دنیا، گناهان کبیره، همکاری با سلطان جائر، شرایط و ویژگی‌های مجتهد و رویدادهای قبل از ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی و فرجه الشریف.[۹]

۲. البرق و الشرق:

این اثر شرح بعضی از احادیث است که به فارسی فصیح و موافق مشرب اهل عرفان نگارش یافته است؛ در این کتاب، اصل حدیث تحت عنوان «برق» و شرح آن «شرق» نامیده شده است.[۱۰]

۳. سنا برق فی شرح البارق من الشرق:

این اثر، شرح عرفانی و فلسفی بر «دعای رجبیه» است که در سال ۱۲۵۲ ق. به نگارش درآمده است.[۱۱]

۴. نخبة العقول فی علم الاصول.

۵. الشریفیه:

این اثر، منظومه‌ای در ۳۴۰ بیت، درباره قواعد منطق است که به سال ۱۲۱۱ ق. در نجف اشرف سروده شده است و صدرالافاضل اصتهباناتی شرحی بر آن نوشته است.[۱۲]

۶. البلدالامین فی اصول الدین:

منظومه‌ای است در ۴۹۶ بیت که موضوع آن، نظریات کلامی‌‌ علامه کشفی است. حاج میرزا ابالحسن اصتهباناتی ملقب به «محقق العلما» بر آن، شرحی به نام «الحصن الحصین» نوشته است.[۱۳]

۷. کفایة الایتام:

یک دوره فقه استدلالی است که علامه کشفی در سال ۱۲۴۰ ق به تقاضای محمدتقی میرزا به فارسی و با قلم ساده و روان نگاشته است. وی در این کتاب، شیعیان عصر غیبت را ایتام آل محمد صلی الله علیه و آله می‌‌خواند.[۱۴]

۸. الرق المنشور فی معراج نبینا المنصور:

این کتاب درباره اثبات معراج جسمانی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله است که در سال ۱۲۳۱ ق در عراق نوشته شده است.[۱۵]

۹. الشهب القابوس المکرم والابواب القاموس المعظم:

این کتاب درباره حقانیت شیعه و تفسیر واژه‌هایی مانند نفاق، شورا و اجماع به بحث می‌‌پردازد؛ نگارش آن از سال ۱۲۵۵ ق شروع و در شعبان ۱۲۵۸ ق به پایان رسیده است.[۱۶]

۱۰. صید البحر:

این کتاب دربردارنده مطالب گوناگون فلسفی، کلامی‌‌ و اعتقادی است.[۱۷]

۱۱. الرطب الیابس فی الاجماع المتخالف المتعاکس.[۱۸]

۱۲. جمع الشتات المتفرقه فی الاجماعات المحقه المحققه.[۱۹]

۱۳. التنزیل فی معنی التأویل.[۲۰]

۱۴. عکوس ملکیه شموس فلکیه:

موضوع اصلی این رساله، «تنزیه امام علیه‌السلام از اکل حرام» است و مباحث دیگر آن، عبارتند از: علم امام علیه‌السلام، عظمت امام علیه‌السلام ارتباط او با عالم ملکوت. این اثر در سال‌‌های قبل از ۱۲۵۵ ق. نوشته شده است.[۲۱]

۱۵. منظومه‌ای در منطق:

این کتاب اولین اثر علامه کشفی است که در سال ۱۲۱۱ ق. در نجف اشرف در موضوع علم منطق به نگارش درآمده و صدرالافاضل شرحی بر آن نوشته است.[۲۲]

۱۶. منظومه‌ای در علم صرف.[۲۳]

۱۷. میزان الملوک والطوائف والصراط المستقیم فی سلوک الخلایق:

این کتاب در سال ۱۲۴۶ ق به نگارش درآمده؛ موضوعات آن بدین قرار است: عدالت، خلافت، سلطنت الملوک، کیفیت سلوک کارگزاران دولت، عاملان، اهل وعظ، قاضیان، صاحبان سرمایه و ثروت، کشاورزان، تاجران، صاحبان حرفه و صنعت... . علامه کشفی در این کتاب در صدد ارائه معیار و صراط مستقیم به طبقات و طوائفی است که به نظر او، هر یکی از آن‌ها در انجام کاری خداوند را در زمین جانشینی می‌‌کنند. این کتاب که در قواعد کشورداری است به درخواست حسام‌السلطنه (حاکم بروجرد) تألیف شده است. علامه کشفی در این اثر بر این باور بوده که «سیاست» باید در پرتو «دیانت» اجرا گردد؛ از این رو، با نگرانی و تأثر شدید، بسیاری از نابسامانی‌های عصر «قاجار» را در تظاهر به اجرای شریعت می‌‌داند.[۲۴] وی ویژگی جامعه مطلوب و آرمانی را در سه مقوله خلاصه می‌‌کند: الف) اجرای عدالت ب) برقراری امنیت ج) اجرای شریعت.[۲۵]

۱۸. تحفة الملوک فی السیر والسلوک (۲ جلد):

این اثر در سال ۱۲۳۳ ق. به درخواست حسام السلطنه به نگارش درآمده است.[۲۶] علامه کشفی در خاتمه این کتاب به تدبیر منزل و سیاست کشورداری می‌‌پردازد؛ به نظر وی «اخلاق» مبنای سیاست است و سیاست بدون آن، سامان نمی‌‌یابد. آخرین بخش این کتاب، «بررسی جنگ میان دو دولت اسلامی» است؛ وی کشته‌شدگان دولتی را که هدفش از جنگ، اقامه سنت پیغمبر و اعتلای دین حق است، «مجاهد» و «شهید» می‌‌داند. علامه کشفی در این کتاب بر صلح و دوری از جنگ بین دولت‌های اسلامی، تأکید می‌‌کند و فواید و ثمرات آن را برمی‌‌شمارد.[۲۷] علامه سید جعفر کشفی، علاوه بر تبحر در فقه، اصول، کلام، فلسفه و عرفان، از ذوق ادبی و شعری نیز برخوردار بوده است. در کتاب «تحفه الملوک» شعرهای زیادی از وی مشاهده می‌‌شود؛ که این بیت از آن نمونه است:

زان آستان که قبله ارباب دولت است محروم بودن، از عدم قابلیت است

دولت آرمانی کشفی

دولت آرمانی کشفی به حکومت پیامبر صلی الله علیه و آله در مدینه و حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه در آخرالزمان عینیت می‌‌یابد و در زمانی که پیامبر صلی الله علیه و آله و امام معصوم علیه‌السلام به عنوان سرسلسله عاقلان حضور دارد، هر کس که به تشکیل دولت همت گمارد و تحت نظر آن‌ها نباشد، دولت باطل می‌‌باشد؛ ولی در دوره‌ای که امام علیه‌السلام در غیبت است، دولت آرمانی کشفی به دولتی منحصر می‌‌شود که رهبر آن با عقل کل در ارتباط باشد و همانند منصب امامت دارای دو رکن «سیف» و «علم» باشد. و در زمانی که این دولت مستقر نشود، علامه کشفی به تفکیک حوزه عرفیات و شرعیه تن می‌‌دهد و از مشروعیت سلطان عادل و لزوم تبعیت او از علوم عالمان ربانی، حمایت می‌‌کند و در آخر، به دولتی که از معیار و هنجارهای اسلام خارج باشد، لقب «جائر» می‌‌دهد و در شرایطی که آن دولت عزلش موجب فتنه و گسترش هرج و مرج نشود، او را از حکومت برکنار می‌‌کند.[۲۸]

علامه کشفی در جواب این سوال که: چه عواملی‌‌ دولت را نگاه می‌‌دارد و چه عواملی باعث نابودی آن می‌‌شود؟ به چند عامل اشاره می‌‌کند:

۱. عدالت:

علامه کشفی با اشاره به حدیث «الملک یبقی بالعدل مع الکفر ولایبقی مع الظلم بالایمان»[۲۹] مهمترین عامل بقای دولت را، «عدالت» می‌‌داند.

۲. نظارت بر عملکرد کارگزاران:

افرادی که به همکاری دعوت می‌‌شوند، در بقا و زوال دولت نقش بسیار مهمی ‌‌دارند؛ از این رو، سلطان باید پس از احراز راستی، ثبات و اهلیت، منصب‌های حکومتی را به افراد شایسته بدهد و همیشه از احوال کارگزارانش آگاهی داشته باشد تا آن‌ها بر کار خلاف، جسارت نداشته باشند.

۳. خصال نیکو:

علامه کشفی از میان خصال نیکو، «احسان» را بیش از هر خصلتی در ثبات حکومت، موثر می‌‌شمرد و در این راستا، احسان به مردم را مایه قدرت می‌‌داند و می‌‌فرماید: «بعد از فراغ از استعمال قوانین عدالت، باید که به رعایا احسان نماید و خیراتی که زیاد بر قدر واجب ممکن باشد به ایشان برساند، چون بعد از خصلت عدالت، هیچ خصلتی و فضیلتی در امور سلطنت سلاطین و پادشاهان، بهتر و بزرگتر از احسان نمی‌‌باشد. و باید که در احسان نمودن، التزام خصلت هیبت را بنماید؛ که احسان بدون هیبت، موجب بطر، تجاسر، زیادیت حرص و طمع زبردستان می‌‌گردد و بعد از آن اگر همه ملک را به ایشان بدهد، هر آینه راضی و قانع نمی‌‌شوند.

۴. وحدت در جامعه:

علامه کشفی همچنین عدم تفرقه و وحدت را در جامعه مهم شمرده و بقای دولت را مشروط به آن می‌‌داند.

۵. تجمل‌گرایی:

یکی از عوامل مهم زوال دولت‌ها، تجمل‌گرایی می‌‌باشد؛ علامه کشفی در این خصوص می‌‌فرماید: «اگر سلطان به تمتع و التذاد مشغول گردد و اغفال در امور مملکت نماید و به توهم این که چون امور به ید تصرف من است، باید که در راحت، فراغت و اوقات تمتع و لذت بیفزاید، البته خلل، وهن و فساد در مدینه راه یابد و فتح باب شهوات گردد و سعادت به شقاوت و خیرات به شرور، مبدل گردد و نظام، روی به انحلال و هرج و مرج نهد».[۳۰]

علامه کشفی در پایان چنین تأکید می‌‌کند: «چنان که قوام بدن به طبیعت و قوام طبیعت به نفس، و قوام نفس به عقل است، همچنان قوام مدن و اهل عالم به ملوک است و قوام ملوک به تدبیر و سیاست، و قوام سیاست به استعمال نور و قانون عقل و حکم و ناموس شرع است که همگی قواعد حکمت است. و چون قواعد حکمت، نور عقل و آثار شرع در مدینه متعارف و معروف گردد، هر آینه نظام حاصل آید و موجودات به کمالات خود توجه یابند. و چون برخلاف این باشد، هر آینه خذلان به ناموس حق و ظلمت به نور عقل و به قواعد حکمت برسد و قوام ملک و زینت ملوک و سلاطین زایل گردد و جور تغلب، فتنه، تجارت و هرج و مرج پدید آید و رسوم مروت و حدود انسانیت مندرس گردد و کرامت به ذلت و نعمت به نقمت و ربح به خسارت، متبدل گردد و خاصیت مدن و اهل مدن و ریاست و روسا همگی برطرف گردد».[۳۱]

وی قائل به توأمانی دین و دولت است. استدلال وی بر این مسأله این است که دین و شریعت، بدون قدرت دولت کاملا محقق نمی شود و دولت غیردینی جز دفع هرج و مرج، نتیجه ای برای بشر به ارمغان نمی آورد.

وفات

سرانجام سید جعفر کشفی بعد از سال‌ها تحصیل، تدریس، تحقیق، خدمت به جامعه و گسترش مذهب تشیع، در سال ۱۲۶۷ ق. بدرود حیات گفت و پیکر مطهرش نیز پس از تشییع باشکوه، در جنب مسجد «دور خواهران» بروجرد دفن گردید.

پانویس

  1. نسب وی با سی و چهار واسطه به امام موسی بن جعفر علیهماالسلام منتهی می‌‌شود.
  2. اجابه المضطرین، علامه کشفی، ج ۱، مقدمه.
  3. از شاگردان وی در غیر بروجرد، اطلاعی در دست نیست.
  4. دانشنامه جهان اسلام، ج ۳، ص ۲۵۴.
  5. تاریخ بروجرد، ج ۲؛ دانشمندان بروجرد از قرن چهارم تا عصر حاضر، غلامرضا مولانا، ص ۳۰۴.
  6. تاریخ بروجرد، ج ۲، ص ۳۰۵.
  7. همان.
  8. حسام السلطنه، از طایفه قاجار و حاکم بروجرد بود.
  9. الذریعه، ج ۱، ص ۱۲۰؛ میزان الملوک والطوائف، با تصحیح عبدالوهاب فراتی، ص ۱۹.
  10. الذریعه، ج ۳، ص ۸۷، ریحانه الأدب، ج ۶ و ۵، ص ۶۰.
  11. الذریعه، ج ۱۲، ص ۲۳۲؛ میزان الملوک والطوائف، ص ۲۳.
  12. اندیشه سیاسی سید جعفر کشفی، ص ۲۹.
  13. میزان الملوک والطوائف، ص ۸؛ اجابه المضطرین، ج ۱، مقدمه.
  14. اندیشه سیاسی سید جعفر کشفی، ص ۲۸؛ دائرة المعارف تشیع، ج ۱، ص ۲۰۹.
  15. اندیشه سیاسی سید جعفر کشفی، ص ۳۰؛ اجابه المضطرین، ج ۱، مقدمه.
  16. اجابه المضطرین، ج ۱، ص مقدمه؛ اندیشه سیاسی سید جعفر کشفی، ص ۳.
  17. همان، ص ۳۰.
  18. همان، ص ۳۱.
  19. اجابه المضطرین، ج ۱، مقدمه؛ اندیشه سیاسی سید جعفر کشفی، ص ۳۱.
  20. همان، ج ۱، مقدمه، همان، ص ۳۱.
  21. همان، ج ۱، مقدمه؛ اندیشه سیاسی سید جعفر کشفی، ص ۳۰؛ میزان الملوک والطوائف، ص ۲۲.
  22. اجابه المضطرین، ج ۱، مقدمه.
  23. همان.
  24. اندیشه سیاسی سید جعفر کشفی، ص ۲۸.
  25. میزان الملوک والطوائف، ص ۲۵.
  26. همان، ص ۲۰.
  27. اندیشه سیاسی سید جعفر کشفی، ص ۲۶.
  28. همان، ص ۱۳۹.
  29. ملک باقی می‌‌ماند به سبب عدل همراه کفر ولی باقی نمی‌‌ماند به وسیله ستم همراه با ایمان.
  30. تحفه الملوک، ج ۲، ص ۲۱۱، به نقل از اندیشه سیاسی، سید جعفر کشفی، ص ۲۰۰.
  31. همان، ص ۲۱۰.

منابع