مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

سید ابوالحسن اصفهانی

از دانشنامه‌ی اسلامی
(تغییرمسیر از سید ابوالحسن اصفهانى)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«آیت‌الله سید ابوالحسن مدیسه‌ای اصفهانی» (۱۲۸۴-۱۳۶۵ ق)، از مراجع و فقهای مجاهد شیعه در قرن ۱۴ قمری و از شاگردان ممتاز آخوند خراسانی بود. آیت‌الله اصفهانی افزون بر اشتغالات علمی، از فعالیت سیاسی نیز به دور نبود و در برهه‌های حساس از تاریخ معاصر نقش مؤثری داشته است.

۲۲۰px
نام کامل سید ابوالحسن موسوی مدیسه‌ای اصفهانی
زادروز ۱۲۸۴ هجری
زادگاه اصفهان
وفات ۱۳۶۵ هجری
مدفن نجف، حرم امام علی علیه‌السلام

Line.png

اساتید

ملا محمد کاشانی، ابوالمعالی کلباسی، جهانگیرخان قشقایی، میرزا حبیب الله رشتی، آخوند خراسانی،...

شاگردان

سید محسن حکیم، سید محمدهادی میلانی، سید محمدحسن بجنوردی، سید محمود شاهرودی،...

آثار

وسیلة النجاة، ذخیرة الصالحین، انیس المقلدین، مناسک حج، حاشیه بر تبصرة المتعلمین، حاشیه بر عروة الوثقی،...


ولادت و خاندان

سید ابوالحسن موسوی اصفهانی در سال ۱۲۸۴ قمری (۱۲۴۶ شمسی) در روستای مَدیسه از توابع شهرستان لنجان اصفهان زاده شد؛ اجداد او از سادات موسوی بهبهان بوده‌اند که نسب آن‎ها به موسی بن ابراهیم بن امام موسی کاظم (علیه السلام) می‌رسد.[۱]

پدربزرگش سید عبدالحمید از عالمان وارسته نجف و از شاگردان صاحب جواهر بود که پس از مراجعت از نجف در اصفهان و لنجان ساکن شد. پدرش سید محمد، اگرچه از عالمان نبود، اما مردی خداترس و روشن‌ضمیر بود.

تحصیلات و استادان

سید ابوالحسن اصفهانی مقدمات علوم را در زادگاهش فراگرفت و در آغاز جوانی به اصفهان رفت و در مدرسه نیماورد تحصیلات خود را ادامه داد. وی پس از گذراندن سطوح فقه و اصول در درس خارج شرکت نمود. از استادان او در اصفهان، آخوند ملا محمد کاشانی از مدرسان علوم عقلی و ریاضی، سید مهدی نحوی، سید محمدباقر درچه ای، سید محمدهاشم چهارسوقی، میرزا ابوالمعالی کلباسی و جهانگیر خان قشقایی را برشمرده اند.

وی در سال ۱۳۰۸ ه.ق در بیست و چهار سالگی برای ادامه تحصیلات عازم عتبات عالیات اشرف شد و از محضر درس استادان بزرگ فقه و اصول در حوزه سامرا و نجف نظیر میرزا محمدحسن شیرازی، محمد فاضل شربیانی، محمدحسن مامقانی، سید محمدکاظم یزدی، میرزا محمدتقی شیرازی و شیخ الشریعه اصفهانی، میرزا حبیب الله رشتی و آخوند خراسانی بسیار بهره برد. سید اصفهانی از میان همه استادان، بیش از همه یعنی حدود ۱۷ سال از درس آخوند خراسانی استفاده نمود و جزو نزدیکترین شاگردان و اصحاب این استاد به شمار می رفت.[۲]

تدریس و شاگردان

آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی همزمان با حضور در درس خارج آخوند خراسانی، خود به تدریس رسائل و کفایه اشتغال داشت. وی شمار بسیاری از مجتهدان بزرگ و محققان برجسته فقه و اصول را در دوران تدریس ممتد و مستمر خود در حوزه نجف تربیت کرد، از جمله:

آثار و تألیفات

وسیله النجاة؛ رساله عمليه آیت‌الله سيد ابوالحسن اصفهانی

آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی آثار متعدد و متنوعی به جای گذارده است. ایشان رساله عملیه ای با عنوان «وسیلة النجاة» نگاشتند که شامل اکثر مسائل فقهی مورد نیاز مسلمانان آن عصر بود. به سبب مرجعیت عامی که ایشان داشتند، بسیاری از فقها و مراجع بزرگ بر این کتاب حاشیه و شرح نوشته‌اند و نیز به فارسی و اردو ترجمه شد که ترجمه فارسی آن «صراط النجاة» و ترجمه اردوئی آن «طریق النجاة» می‌باشد.[۴]

آثار دیگر ایشان عبارتند از:

  1. انیس المقلدین؛
  2. ذخیرة الصالحین؛
  3. مناسک حج؛
  4. حاشیه بر «تبصرة المتعلمین» علامه حلی؛
  5. حاشیه بر «عروة الوثقی» سید محمدکاظم یزدی؛
  6. حاشیه بر «نجاة العباد» رساله عملیه صاحب جواهر؛
  7. حاشیه بر «ذخیرة العباد» فاضل شربیانی؛
  8. حاشیه بر «مناسک الحج» شیخ مرتضی انصاری؛
  9. شرح «کفایة الاصول» آخوند خراسانی.[۵]

فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی

پس از وفات آخوند خراسانی، بعضی از مردم خراسان برای تقلید به آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی مراجعه می‌کردند. میرزا محمدتقی شیرازی (میرزای دوم) نخستین مرجعی بود که احتیاطات خود را به سید اصفهانی ارجاع داد. پس از وفات آیت الله میرزا محمدحسین نائینی و شیخ عبد الکریم حائری یزدی در ۱۳۵۵ ق. و آقا ضیاءالدین عراقی در ۱۳۶۱ ق، مرجعیت تقلید شیعیان در بخش عمده جهان تشیع در شخص سید ابوالحسن اصفهانی منحصر شد و تا ده سال بعد که زندگی را وداع کرد در این مقام باقی بود.

آیت‌الله اصفهانی افزون بر اشتغالات علمی، از فعالیت سیاسی نیز به دور نبود و در برهه های حساس از تاریخ معاصر نقش مؤثری داشته است.

از ورود سید اصفهانی به حوزه نجف چیزی نگذشته بود که جنبش تحریم تنباکو به رهبری میرزا حسن شیرازی در ۱۳۰۹ ق. شروع شد و بی شک حضور او در حوزه عراق در اوج برخورد روحانیت شیعه با ناصرالدین شاه برای آقا سید ابوالحسن که در آن وقت مجتهدی بیست و پنج ساله بود، تجربه سیاسی آموزنده ای بوده است. این آگاهی سیاسی، بعدها از رهگذر نزدیکی و محرمیتی که اصفهانی به استادش آخوند خراسانی - طرفدار جدی مشروطیت - داشت وسیع تر و عمیق تر شد. آخوند خراسانی به اصول حکومت مشروطه و محدودکردن قدرت استبداد اعتقاد داشت و اصفهانی در این آراء و افکار، پیرو استاد خود بود. بر پایه همین پیشینه، آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی در ۳ جمادی الاول ۱۳۲۸ ق، سید اصفهانی را در اجرای اصل دوم متمم قانون اساسی ۱۳۲۵ ق. در شمار یکی از پنج مجتهد طراز اول «مطلع از مقتضیات زمان» برای احراز انطباق مصوبات قانونی مجلس شورای ملی با احکام فقه شیعه به مجلس معرفی کردند، اما رأی وی در نهایت بر ادامه سکونت در نجف اشرف قرار گرفت و طی تلگرافی به تاریخ ۲ ذی القعده ۱۳۲۸ به مجلس شورای ملی، از شرکت در این کار عذر خواست.[۶]

آیت‌الله اصفهانی در نهضت استقلال عراق به همراه علمای دیگر نیز نقش مؤثری داشت. در ذی الحجه ۱۳۴۰، نشست بزرگی در خانه سید اصفهانی تشکیل شد که به رد صریح قیمومت انگلیس و از میان برداشتن هر گونه قدرت خارجی برای حکومت عراق تأکید داشت. اقدامات علمای شیعه، مقامات انگلیس و ملک فیصل را سخت خشمگین ساخت و تصمیم به مقاومت جدی در برابر علما گرفتند. یکی از اقدامات آنها تبعید شیخ محمد خالصی زاده و سید محمد صدر از کاظمین به ایران و تبعید شیخ مهدی خالصی در ذی القعده ۱۳۴۱ به حجاز بود.

آیت‌الله اصفهانی و آیت‌الله نائینی و سایر علمای شیعه از این اقدام برآشفتند و به عنوان اعتراض از عراق خارج شدند و رهسپار قم گشتند. اما این تصمیمی موقت بود و عاقبت، فرمانروای انگلیسی عراق، به تغییر تبعیدگاه آیت‌الله خالصی از حجاز به ایران و نیز بازگشت مراجع تقلید شیعه از ایران به عراق رضایت داد. در پی آن، آیت‌الله اصفهانی و همراهانش پس از حدود ۱۱ ماه اقامت در ایران، در ۱۸ رمضان ۱۳۴۲ به عراق بازگشتند.

فعالیت سید ابوالحسن اصفهانی پیش از بازگشتش به عراق، صرفاً بر کارهای فرهنگی به عنوان جزئی از وظایف دینی خود متمرکز شد. او نسبت به تأسیس مدارس غیردولتی و دایرنمودن انتشارات اسلامی و همچنین تقویت موقعیت حوزه علمیه نجف، همچنین به توسعه ساخت مساجد، حسینیه ها، تربیت علما و خطبا و فرستادن آنها به شهرها و روستاها اقدام کرد.[۵]

ویژگی‌های اخلاقی

آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی افزون بر اینکه در علوم شرعی و معارف اسلامی تبحر خاصی داشت و در این میدان، گوی سبقت را از دیگران ربوده بود، آراسته به صفات و ملکات اخلاقی بود. فروتنی، بزرگواری، خویشتن داری، ایثار، ساده زیستی و توکل بر خداوند و توسل به ائمه اطهار از جمله فضایل اخلاقی این آیت بزرگ الهی بود و دوست و دشمن بدان اذعان داشتند.

در سال ۱۳۴۹ق. شخصی که به سببی با آیت‌الله سید‌ ‎ابوالحسن اصفهانی خصومت و کینه‌ای شدید در دل داشت دست به جنایت هولناکی زد و فرزند عالم و فاضل وی را در صف نماز جماعت با خنجر مورد حمله قرار داد و به طرز فجیعی او را کشت. پس از دستگیری قاتل، آیت‌الله اصفهانی شخصی را به نمایندگی از طرف خود به دادگستری فرستاد تا اسباب آزادی او را فراهم کند. آیت‌الله اصفهانی این گونه از قاتل فرزند خود گذشت و باعث شگفتی همگان گردید.

آیت‌الله اصفهانی زندگی بسیار ساده‌ای داشت و به دور از هر گونه مظاهر فریبنده مادی می‌زیست. وی پس از اینکه به مقام مرجعیت تقلید رسید ‎و هر روز از اطراف و اکناف عالم، پول و وجوهات شرعی بسیاری به دستشان می‌رسید، باز همچنان به زندگی ساده پیشین خود، زاهدانه ادامه می‌داد، و به زخارف دنیوی به دیده حقارت می‌نگریست. با اینکه خود سخت محتاج بود، نه خانه ملکی و نه خدمتکاری داشت که در تهیه و خرید مایحتاج زندگی به وی یاری رساند. با این حال کمتر روزی اتفاق می‌افتاد که نیازمندی به آیت‌الله اصفهانی مراجعه کند و با دست خالی باز گردد. بسیار اتفاق می‌افتاد که با اینکه خود سخت محتاج بود از بخشش به دیگران دریغ نمی‌کرد و آنان را بر خود ترجیح می‌داد.

نوشته‌اند هنگامی که رهبر انقلاب عراق آیت‌الله میرزا محمدتقی شیرازی از تنگدستی سید‌ ‎ابوالحسن اصفهانی با اطلاع شد، ۵۰۰ لیره طلا برای او فرستاد تا با آن مبلغ، برای خود منزلی بخرد؛ ولی آیت‌الله اصفهانی آن مبلغ را در کمال تنگدستی خود به تعدادی از نانوایان شهر داد، تا با آن نان مصرفی طلاب علوم دینی و تهیدستان تهیه شود.

وفات

مرحوم آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی سرانجام در ۹ ذی الحجه سال ۱۳۶۵ قمری (سیزدهم آبان ۱۳۲۵ ه.ش)، وفات نمود و پیکر مطهر او در حرم امیرالمومنین (علیه السلام) در جوار استادش آخوند خراسانی به خاک سپرده شد.

از آیة الله مرعشی نجفی نقل شده است که وقتی جنازه آیت‌الله اصفهانی در صحن مطهر علوی بود، شیخ محمد حسین کاشف الغطاء خطاب به جنازه، این جمله جاودانی را انشاء کرد: «هنیئا لک یا ابا الحسن، عشتَ سعیدا و متَّ حمیدا قد انسیت الماضین و اتعبت الباقین کانک قد ولدت مرتین»؛ گوارا باد بر تو ای ابوالحسن. زندگی سعادتمندانه و مرگ و رحلت پسندیده ای داشتی. زندگی تو آن چنان با شکوه و توام با تدبیر بود که بزرگان گذشته را به بوته فراموشی سپردی و آیندگان را به تعب افکندی. گویا تو دوبار به جهان آمده بودی.[۷]

پانویس

  1. میبدی، ناصر، وجیزه در زندگانی آیةالله اصفهانی، مشهد، ۱۳۶۸ش، ص۱۲-۱۳
  2. امین، حسن، «اصفهانی، آقا سید ابوالحسن»، در دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۹، ص ۲۱۲ـ۲۱۳.
  3. امین، حسن، «اصفهانی، آقا سید ابوالحسن»، در دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۹، ص ۲۱۳.
  4. فرهنگ معین، بخش اعلام، ج ۵، ص ۱۵۴.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ مشعوف، اکبر، آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، تاریخ بازیابی: ۸ آذرماه ۱۳۹۲.
  6. امین، حسن، «اصفهانی، آقا سید ابوالحسن»، در دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۹، ص ۲۱۲ـ۲۱۳؛ محمدحسن رجبی، علمای مجاهد، (تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۲)، ص۵۷ـ۵۸.
  7. عقیقی بخشایشی، فقهای نامدار شیعه.

منابع

  • وجیزه در زندگانی آیةالله اصفهانی، ناصر میبدی، مشهد، ۱۳۶۸ش.
  • "اصفهانی، آقا سید ابوالحسن"، حسن امین، در دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۹.
  • فقهای نامدار شیعه، عبدالرحیم عقیقی بخشایشی، صفحه ۳۸۲.
  • "آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی"، اکبر مشعوف، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، تاریخ بازیابی: ۸ آذرماه ۱۳۹۲.

آرشیو عکس و تصویر

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه