شیخ عبدالله مازندرانی
«آیتالله شیخ عبدالله مازندرانی» (۱۳۳۰-۱۲۵۶ ق)، از فقها و مراجع بزرگ شیعه در قرن ۱۴ قمری و از شاگردان میرزا حبیبالله رشتی بود. وی یکی از روحانیون مجاهدی بود که انقلاب مشروطه در ایران را با صدور اعلامیه و فتاوای خود رهبری نموده و همواره بر رفع ظلم و رهایی کشور از استبداد و سیطره بیگانگان تأکید میکردند.
| |
| نام کامل | عبدالله دیوشلی مازندرانی |
| زادروز | ۱۲۵۶ قمری |
| زادگاه | لنگرود |
| وفات | ۱۳۳۰ قمری |
| مدفن | نجف، حرم امیرالمؤمنین علیهالسلام |
| اساتید |
میرزا حبیبالله رشتی، شیخ مرتضی انصاری، ملا محمد اشرفی مازندرانی، زین العابدین مازندرانی،... |
| شاگردان |
شعبان دیوشلی گیلانی، علی زاهد نجفی، محمدحسن آلکبّه ربیعی، حسن بن عبدالله نوری،... |
| آثار |
اهبّة العباد فى یوم المعاد، حاشیه بر مکاسب، رسالهاى در وقف، آداب حج و عمره، حاشیه بر جامع عباسی،... |
محتویات
ولادت و تحصیلات
عبدالله لنگرودی مازندرانی فرزند شیخ محمدنصیر دیوشلی گیلانی در سال ۱۲۵۶ قمری در قریه دیوشل لنگرود پا به عرصه وجود نهاد.
عبدالله در دوران نوجوانى از دیوشل لنگرود به «بارفروش» (بابل) که از شهرهاى بزرگ و علمى مازندران بود، مهاجرت کرد و به علت سکونت و تحصیل در این شهر به «مازندرانى» مشهور شد، لذا برخى محل تولد وى را بارفروش و عده اى دیوشل مى دانند. از اساتید وی در تحصیلات دوره مقدماتی می توان فقیه زاهد، ملا محمد اشرفی مازندرانی را نام برد.
شیخ عبدالله سپس برای ادامه تحصیل به عراق رفت و در نجف و کربلا از محضر درس بزرگانی چون فاضل ایروانی، میرزا حبیب الله رشتی، شیخ مهدی کاشف الغطاء، شیخ مرتضی انصاری و شیخ زین العابدین مازندرانی کسب فیض نمود و به درجه اجتهاد نایل گشت.
به تصریح بزرگانی چون شیخ آقا بزرگ تهرانی، ایشان از شاگردان برجسته میرزا حبیب الله رشتی به شمار میرفت و دروس او را تقریر مینمود. پس از فوت میرزا حبیب الله، شاگردان وی از شیخ عبدالله پیروی کردند. ایشان به تدریج در زمره مراجع بزرگ تقلید عصر خویش قرار گرفتند.
شایان ذکر است که ملاعبدالله مازندرانی خود را مقید در علوم نقلی نکرد و از همان زمان تحصیل، به تعلیم علوم حکمی روی نهادند به گونهای که وی را مثلا از هیئت دانان بزرگ آن زمان میتوان دانست.
تدریس و شاگردان
شیخ مازندرانی از دوران جوانی به تدریس اشتغال داشت و تخصصش در فقه، هیئت و رجال بود. ولی پس از ارتحال میرزا حبیب الله رشتی در سال ۱۳۱۲ ق، حوزه تدریس وی بسیار گسترده شد و مردم ایران وی را به عنوان یکی از مراجع تقلید خویش مورد رجوع قرار دادند.
برخی از علمایی که از محضر ملاعبدالله مازندرانی استفاده کردند، عبارتند از:
- آیت الله شیخ شعبان رشتی نجفی (متوفی ۱۳۴۸ قمری)
- آیت الله شیخ علی زاهد نجفی (۱۲۸۳-۱۳۷۰)، زاهد معروف نجف
- محمدحسن آلکُبّه ربیعی بغدادی (۱۲۶۹-۱۳۳۶)
- آیت الله حسن بن عبدالله نوری، صاحب «شرح شرایع الاسلام» که از تقریرکنندگان درس استاد بوده است.
- آیت الله سید تقی رودباری (متوفی ۱۳۵۹ قمری)
- شیخ عبدالله معزی، که تقریرات اصول استاد را نوشت.
- آیت الله سید مهدی ثقةالاسلام مازندرانی (متوفی ۱۳۶۵ قمری)
- آیت الله سید احمد مازندرانی (متوفی ۱۳۶۵ قمری)
- آیت الله سید عبدالغفار مازندرانی (متوفی ۱۳۶۵ قمری)
- آیت الله سید عبدالرسول صدرایی بابلی (متوفی ۱۳۶۳ قمری)
- آیت الله سید محمدباقر حجتی مازندرانی (متوفی ۱۳۱۱ قمری)
- آیت الله شیخ محسن شریف طبرستانی (متوفی ۱۳۶۰ قمری)
- آیت الله شیخ علی بن ملا عباس امیرکُلایی (متوفی ۱۳۵۲ قمری)
- آیت الله حاج میرزا محمد کرباسی.
آثار و تألیفات
آیت الله مازندرانی ضمن مشارکت جدّی در امور اجتماعی و سیاسی جهان و ضمن تکیه بر کرسی تدریس و تربیت شاگردان و علما و مجتهدین فراوان، آثاری نیز از خود به یادگار نهاد که عبارتند از:
- حواشی متعدد بر رساله عملیه علمای گذشته، همچون ««جامع عباسی» شیخ بهایی، «النخبه» محمدابراهیم کرباسی و ««نجاة العباد» شیخ محمدحسن نجفی
- رساله عملیه بنام «اهبّة العباد فی یوم المعاد»
- حاشیه بر «مکاسب» شیخ انصاری
- کتابی در اصول فقه، که نسخه خطی آن توسط شیخ عبدالحسین فقیهی گیلانی به کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی اهدا شد.
- رساله ای در وقف
- شرح بر کتاب رهن «شرایع الاسلام»
- رساله ای در طهارت و نماز، که با حواشی مرحوم آقا ضیاءالدین عراقی چاپ شد.
فعالیتهای اجتماعی
در جریان جنبش مشروطیت در ایران و مخالفت با رژیم استبدادی، شیخ عبدالله مازندرانی همراه و همگام با آخوند خراسانی و میرزا حسین خلیلی تهرانی با ارسال نامه و تلگراف برای رهبران دینی و سیاسی ایران، این جنبش را تأیید و رهبری کردند و به دفاع از مشروطه خواهان پرداخته و با نشر اعلامیههای روشنگرانه نسبت به رویدادهای سیاسی و اجتماعی آن دوران موضع گیری مینمودند.
پس از صدور فرمان مشروطیت و افتتاح مجلس شورای ملی، ایشان به همراه آیات عظام طی نامهای گشایش مجلس را تبریک گفتند و پیوسته با صدور احکام و فرامین دستورات لازم را به نماینگان مجلس برای تهیه و تصویب قوانین مهم صادر مینمودند و با تأکید بر التزام به قوانین مجلس، ضرورت پشتیبانی از آن را اعلام میکردند.
۲۰ ذی القعده سال ۱۳۲۶ ق. پس از به توپ بسته شدن مجلس توسط محمدعلی شاه و آغاز قیام مردم آذربایجان، آن بزرگوار و آخوند خراسانی (که نفوذ بسیاری در میان مسلمانان باکو داشت) با ارسال نامهای به مسلمانان روسیه از آنان درخواست کمک به انقلابیون تبریز را نمودند. بعد از تشکیل مجلس دوم در سال ۱۳۲۸ ق. ایشان و آخوند خراسانی طی نامهای به ناصرالملک از عملکرد سران سیاسی مشروطیت به شدت انتقاد کردند و در خصوص شکل گیری استبدادی به مراتب خطرناکتر از استبداد قاجاریه تحت عنوان آزادی و مشروطیت هشدار دادند.
پس از ترور سید عبدالله بهبهانی رهبر آزادیخواه مشروطه، سید حسن تقی زاده یکی از نمایندگان تندرو مجلس که به داشتن عقاید لیبرالی و تفکیک قوانین عرفی از قوانین شرعی شهرت داشت، به مباشرت و آمریت در قتل متهم گردید و شیخ عبدالله مازندرانی و آخوند خراسانی طی تلگرافی که به مجلس شورای ملی مخابره نمودند بر ضدیت مسلک تقی زاده با اسلام و قوانین شرع تأکید کرده و از مجلس خواستار عزل وی و تبعید از کشور شدند.
سال ۱۳۲۹ ق، پس از ورود متجاوزان روسی به شمال ایران، از جمله تبریز و کشتار آزادیخواهان و نیز هجوم اشغالگران ایتالیایی به طرابلس غرب (لیبی) و تصرف آن سرزمین، وی به همراه جمعی از مراجع و علمای شیعه عراق بر ضد اشغالگران روسی و ایتالیایی فتوای جهاد صادر کرد و مسلمانان را به مقابله با آنها فراخواند.
وفات
مرحوم شیخ عبدالله مازندرانی پس از عمری خدمت به عالم اسلام، در سن ۷۵ سالگی و در روز یکشنبه چهارم ذی الحجه سال ۱۳۳۰ ق (۱۲۹۱ ش) در نجف دار فانی را وداع گفت و به دیار ابدی شتافت. پیکر مطهرش با شکوه خاصّی تشییع و پس از اقامه نماز توسط مرحوم شیخ الشریعه اصفهانی، در راهرو ایوان غربی صحن مطهّر امیرالمؤمنین (علیه السلام) در مقبره شیخ جعفر شوشتری به خاک سپرده شد.
منابع
- "آیتالله عبدالله مازندرانی"، ویدا معزینیا، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، تاریخ بازیابی: ۹ آذر ۱۳۹۲.
- "تهران و تبریز؛ دو کانون پرالتهاب مشروطیت"، موسی حقانی، فصلنامه تخصصی تاریخ معاصر ایران، شماره ۱۰، ص۲۳۶.
- سایت مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی.
آرشیو عکس و تصویر
از راست: عبدالله مازندرانی، حسین خلیلی تهرانی و محمدکاظم خراسانی





