رعایت ادبیات دانشنامه ای متوسط
شناسه ناقص است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

آقا ضیاءالدین عراقی

از دانشنامه‌ی اسلامی
(تغییرمسیر از ضیاءالدین عـراقـى)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

ضیاءالدین علی بن ملا محمد عراقی (۱۲۷۸ تا ۱۳۶۱ق)، معروف به آقا ضیاءالدین عراقی، از فقهاء و مجتهدان شیعه قرن چهاردهم هجری است. او پس از وفات استادش، آخوند خراسانی، حوزه تدریس مستقلی تشکیل داد.

Zay Araghi.jpg
نام کامل ضیاءالدین علی بن ملا محمد عراقی
زادروز 1278 قمری
زادگاه اراک
وفات 1361 قمری
مدفن نجف

Line.png

اساتید

آخوند کاشی، میرزا حبیب الله رشتی،...

شاگردان

سید محسن حکیم، سید ابوالقاسم خوئی،...

آثار

استصحاب العدم الازلی، البیع، تعاقب الایدی،...


تولد و خاندان

ضیاءالدین فرزند آخوند ملا محمد کبیر سلطان آبادی (عراقی) در سال ۱۲۷۸ ه.ق در محله حصار قدم سلطان آباد (اراک) قدم به عرصه وجود نهاد. ملا محمد، پدر آقا ضیاء (۱۲۱۰ ـ ۱۲۹۰ ه.ق) در عصر خود عالمی بزرگوار و فقیهی وارسته بود و در میان شاگردان آیت الله آقا محسن عراقی علاءالمحدثین (۱۲۴۷ ـ ۱۳۲۵ ه.ق) منشی خاص آخوند خراسانی و آیت الله سید محمد شفیع الدین جاپلقی (متوفا: ۱۲۸۰ ه.ق) مقام و مرتبه‌ای بلند در علم بود و به تقوا و پرهیزکاری شهرت داشت. در اجازه‌ای که آقا شفیع به وی داده، او را به عنوان «عالم فاضل و محقق مدقق و از رؤسا و قضات مورد وثوق و اطمینان» یاد کرده است.[۱]

تحصیلات و اساتید

آقا ضیاءالدین که دارای هوشی سرشار و استعدادی فوق العاده بود، مقدمات علوم اسلامی را نزد پدر و سایر علماء، در زادگاهش فراگرفت و در سال ۱۳۰۲ ه.ق برای ادامه تحصیل، راهی اصفهان گردید و در مدرسه صدر اقامت گزید. آقا ضیاء الدین شش سال در حوزه علمیه پررونق اصفهان، از محضر استادان بزرگواری، همچون آیات عظام:

  1. آقا سید محمدهاشم چهارسوقی (۱۲۳۵ ـ ۱۳۱۸ ه.ق)
  2. میرزا جهانگیرخان قشقایی (۱۲۴۳ ـ ۱۳۲۸ ه.ق)
  3. میرزا ابوالمعالی کلباسی (۱۲۴۷ ـ ۱۳۱۵ ه.ق)
  4. آخوند ملا محمد کاشی (۱۲۴۹ ـ ۱۳۳۳ ه.ق)

وی دروس سطح عالی فقه، اصول، کلام و فلسفه را آموخت و در اواسط سال ۱۳۰۷ ه.ق به عراق مهاجرت نمود و ابتدا، به شهر سامرا که از مراکز اجتماع طلاب مهاجر و دارالعلم آن زمان بود، رفت. مدتی را به خیال و عنوان این که در مسند قضا نشسته، به رتق و فتق (حل و فصل) امور مردم گذراند. پس از چند ماه، ناگهان از این خیال و علاقه به مسند منصرف شد و با شنیدن آوازه و شهرت میرزا حبیب الله رشتی، سامرا را ترک و به سوی نجف حرکت کرد و تا آخر عمر در آن حوزه کهن و مهم و پایگاه و مرکز علم، ماندگار شد.

از مهمترین اساتید دیگر آقا ضیاءالدین در حوزه نجف این عالمان بزرگ ذکر می شوند:

  1. میرزا حبیب الله رشتی (۱۲۳۴ ـ ۱۳۱۲ ه.ق) مدفون در نجف و از شاگردان بزرگ و پرآوازه شیخ انصاری بود. کتاب «بدایع الافکار» وی در علم اصول معروف است. شیخ انصاری درباره‌اش فرمود: «من درس را برای سه نفر می‌گویم: میرزا محمدحسن شیرازی، میرزا حبیب الله رشتی و آقا حسن تهرانی.» آقا ضیاء حدود ۴ سال در درس میرزا حبیب الله رشتی شرکت کرد.[۲]
  2. آخوند ملا محمدکاظم خراسانی (۱۲۵۵ ـ ۱۳۲۹ ه.ق) مدفون در نجف: او از شاگردان برجسته شیخ انصاری و میرزای شیرازی بود. «کفایه‌ الاصول» مهم‎ترین کتاب اوست. که بیش از صد نفر تاکنون بر آن حاشیه زده‌اند و یا به آن شرح نوشته‌اند. آخوند خراسانی از رهبران بزرگ مشروطیت بود.[۳]
  3. سید محمدکاظم طباطبایی یزدی (۱۲۴۷ ـ ۱۳۳۷ ه.ق) مدفون در نجف: ‌او از مراجع بزرگ تقلید شیعه در قرن ۱۴ بود. وی از شاگردان میرزای شیرازی و اثر مهم او «عروة الوثقی» می‌باشد که مراجع تقلید بعد از ایشان، بر این کتاب فقهی حاشیه زده‌اند.[۴]
  4. میرزا حسین خلیلی (۱۲۳۰ ـ ۱۳۲۶ ه.ق) فرزند میرزا خلیل تهرانی مدفون در نجف: او از شاگردان شیخ انصاری و صاحب جواهر و از یاران آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی در رهبری نهضت مشروطه بود.
  5. ملا فتح الله شریعت اصفهانی، معروف به شیخ الشریعه (۱۲۶۶ ۱۳۳۹ ه.ق) او از فقها و مراجع بزرگ شیعه بود.
  6. سید محمد طباطبایی فشارکی.
  7. میرزا ابراهیم محلاتی شیرازی.

آقا ضیاءالدین پس از سال‎ها تحصیل، به درجه اجتهاد نائل آمد و در این دوره پیوسته مورد احترام استادانش بود.

همچنین از چهره‌های سرشناس و معاصر آقا ضیاء می‌توان به آیة‎الله سید ابوالحسن اصفهانی (۱۲۷۷ ـ ۱۳۶۵ ه.ق) شیخ محمدحسین اصفهانی، معروف به کمپانی (۱۲۹۶ ـ ۱۳۶۱ ه.ق) و میرزای نائینی (۱۳۵۵ ق) اشاره کرد. از هم بحث‌های آقا ضیاء، می‌توان از شیخ عبدالله گلپایگانی (۱۳۲۸ ـ ۱۳۷۰ ه.ق) که فقیهی فاضل و مجتهدی دقیق بود، نام برد.

مدرس حوزه علمیه

آقا ضیاءالدین در تمام دوران تحصیل به تدریس نیز اشتغال داشت و از برترین مدرسین و سرآمد استادان هم عصر خود بود. او پس از وفات استادش، آخوند خراسانی، حوزه تدریس مستقلی تشکیل داد و به عنوان مدرسی بزرگ، محققی مدقق، متفکری صاحب نظر و مسلط بر آراء و اندیشه‌های فقهی و اصولی گذشته، شهرت یافت. فضلا و محققان فراوانی گرد او آمده و از سرچشمه علوم و کمالاتش جرعه‌ها نوشیدند و سیراب شدند. دقت نظر و احاطه علمی او به ویژه در تدریس علم اصول که با نقد و بررسی آراء و نظریات دیگران انجام می‌گرفت، فوق العاده بود. این امر باعث شهرت و برتری او بر دیگران شد و وی را در شمار مجددان علم اصول قرار داد.

وی در ۳۰ سال تدریس خود که تا پایان عمر او به طول انجامید، چند دوره اصول فقه و یک دوره فقه کامل که اکثر آن بر اساس بحث‎های فقاهتی و تألیفات حاج آقا رضا همدانی (۱۲۵۰ ـ ۱۳۲۲ ه.ق) بود، را تدریس کرد و حاصل آن پرورش صدها مجتهد بود که هر یک از آن ها در شهرهای مختلف، منشأ آثار خیر و برکات فراوانی گردیدند.

وسعت اطلاع و احاطه و تسلط بر خود در ابحاث و مناقشات علمی، حسن بیان و القاء مطالب و نکات، عنایت به آراء و اندیشه‌های گذشته و شاگردان، صاحب نظر و مشکل گشا در مشکلات علمی و کثرت شاگردان و برخوردار بودن آنان از حرّیت فوق العاده در طرح مسائل، از ویژگی‌های تدریس اوست. او آن چه را تدریس می‌کرد، می‌نوشت، با آن که بعضی درس‎ها را بارها گفته و نوشته بود.

از ویژگی‌های دوره تدریس آقا ضیاء در نجف این بود که در این برهه در حوزه علمیه نجف شخصیت ‌ها و رجال برجسته‌ای مشغول تدریس و تربیت طلاب بودند. بهترین طلاب در این زمان که به طور مستقیم و غیرمستقیم از استادان اثر می‌پذیرفتند، شاگردان آقا ضیاء بودند.

فقه و اصول در عصر آقا ضیاء

آقا ضیاء الدین و معاصرانش در دوره‌ای جدید از فقه و اصول قرار داشتند که مؤسس آن وحید بهبهانی (۱۱۱۷ ـ ۱۲۰۵ ه.ق) بود. تحقیقات اصولی انجام شده در این دوره با پژوهش ‌هایی که در حدود یازده قرن قبل انجام گرفته بود، در مقایسه از لحاظ کم و کیف، ترجیح داشت و تألیف کتاب‎هایی نظیر «فرائد الاصول» شیخ انصاری و «کفایة الاصول» آخوند خراسانی گویای این مدعاست.

آقا ضیاء، محمدحسین اصفهانی و دیگران تحولی را که شیخ انصاری پس از وحید بهبهانی به وجود آورده بود، تداوم بخشیدند و علم اصول فقه را به حد کمال رساندند. در فقه نیز این دوره از عالی‌ترین دوره‌های اجتهاد به عمل می‌آید. این دوره فقه با شیخ انصاری (۱۲۱۴ ـ ۱۲۸۱ ه.ق) آغاز می‌شود. او و شاگردان مستقیم و غیرمستقیمش در راه تکمیل فعالیت فقهای دوره‌های قبل، سعی و کوشش وافر نمودند و اجتهاد را به اوج کمال و ترقی رسانیدند. شیخ انصاری با دقت نظر و تحقیقات خویش، راه استنباط صحیح را نشان داد. کتاب‎های بجا مانده از او، به ویژه دو اثر مهم و گرانسنگ «مکاسب» و «رسائل» از کتاب‎های سطح عالی حوزه‌هاست که هنوز تدریس می‌شود.

شیوه آقا ضیاءالدین در تدریس نیز همان شیوه شیخ انصاری بود. او در بحث‎هایش از عناصر مشترک اجتهادی و قواعد اصولی استفاده می‌کرد. هر جا نام بزرگمردان و احیاگران در کتاب‎ها و بحث در بین دانشمندان شیعی در احیای علم اصول و نقش آنان در تحول این علم ذکر می‌گردد، نام آقا ضیاء الدین عراقی در کنار آنان جلب توجه می‌کند. هر جا بحث از علم اصول است، صحبت از آقا ضیاء نیز هست.

شاگردان

از برکات وجودی آقا ضیاء‌الدین در طول سال‎های متمادی تدریس، تعلیم و تربیت صدها عالم، فقیه و دانشمندان نام آوری است که از مجالس درس و بحث سراسر فضل و دانش او بهره‌ها بردند. مجتهدان ایران و عراق باواسطه یا بی‌واسطه، از شاگردان او هستند. در میان شاگردان او به چهره‌هایی برخورد می‌کنیم که از نظر علم و تقوا، نسبت به دیگران در افق بالاتری قرار دارند. اینک به معرفی شماری از آن ها می‌پردازیم:

۱. آیت الله سید محسن حکیم (۱۲۰۶ ـ ۱۳۹۰ ه.ق) مدفون در نجف: او از مراجع بزرگ شیعه بود که دو دوره در درس اصول آقا ضیاء شرکت کرد. وی آثار فراوان فرهنگی و دینی در عراق و... از خود به یادگار گذاشته و تألیفات او بالغ بر ۵۰ عنوان است.

۲. آیت ‎الله سید محمدتقی خوانساری (۱۳۰۵ ـ ۱۳۷۱ ه.ق) مدفون در قم: آقا ضیاء بارها مقام این شاگردش را ارج نهاده و گفته بود: «... مقام و نگهداری شئونات آقای خوانساری را مانند علمای متأخر برخود فرض می‌دانم». نماز باران او در قم معروف است، او نماز جمعه را در قم احیا کرد. فتواهای او در ملی شدن صنعت نفت و کمک مسلمانان جهان به مردم فلسطین و شرکت در انتخابات دوره هفدهم مجلس شورا مشهور است.

۳. آیت الله سید احمد خوانساری (۱۳۰۹ ـ ۱۴۰۵ ه.ق) مدفون در قم: وی بیشترین استفاده‌های علمی را از آقا ضیاء نمود. کتاب «جامع المدارک» از مهم‎ترین آثار فقهی اوست.

۴. آیت الله سید ابوالقاسم خوئی (۱۳۱۷ ـ ۱۴۱۳ ه.ق) مدفون در نجف: او از مراجع بزرگ عالم تشیع و دارای تألیفات فراوانی در فقه، اصول، تفسیر و رجال بود و مراکز بزرگ علمی ـ فرهنگی در نقاط مختلف جهان تأسیس کرد. وی به تربیت شاگردان بسیاری که هم اکنون در سراسر جهان پراکنده‌اند، همت گماشت.

۵. آیت ‎الله سید محمود شاهرودی (۱۳۰۱ ـ ۱۳۹۴ ه.ق) مدفون در نجف: آقا سید ابوالحسن اصفهانی و آقا ضیاءالدین عراقی او را «ذوالشهادتین» می‌خواندند. وی رساله‌هایی در موضوعات گوناگون فقهی، اصولی، ‌ادبی و رجالی نوشته و درس‎های اصول و فقه آقا ضیاء و نائینی را تقریر نموده است.

۶. آیت الله سید عبدالله شیرازی (۱۳۰۹ ـ ۱۴۰۵ ه.ق) مدفون در مشهد مقدس: وی ۱۳ سال در درس آقا ضیاء شرکت نمود. آقا ضیاء درباره‌اش فرمود: «من ایشان را برای آینده نجف اشرف ذخیره نموده‌ام و ایشان امید علمی آینده من است».

۷. آیت الله سید عبدالهادی شیرازی (۱۳۰۵ ـ ۱۳۸۳ ه.ق) مدفون در نجف: وی از مراجع شیعه بود که تحت تربیت پسرعموی پدرش میرزای بزرگ شیرازی رشد علمی نمود و کتاب «دارالسلام» از آثار فقهی اوست.

۸. آیت الله سید محمدرضا گلپایگانی (۱۳۱۶ ـ ۱۴۱۴ ه.ق) مدفون در قم: وی دارای تقریرات و تألیفات فراوان در فقه و اصول بود. ایشان مؤسسات و مدارس علمیه فراوانی را به یادگار گذاشت و شاگردان بسیاری را که هم اکنون برخی از آن ها در مسئولیت‎های بزرگی به نظام جمهوری اسلامی خدمت می‌کنند، تربیت نمود.

۹. آیت ‎الله محمدهادی میلانی (۱۳۱۳ ـ ۱۳۹۵ ه.ق): فرزند سید جعفر مدفون در مشهد مقدس از مراجع عظام تقلید شیعه که دارای تألیفات فقهی و اصولی بود و حوزه علمیه مشهد را احیا و شاگردان فاضل و دانشمندی را تربیت نمود.

۱۰. آیت ‎الله سید شهاب الدین مرعشی (۱۳۱۵ ـ ۱۴۱۱ ه.ق) مدفون در قم: وی از مراجع تقلید تشیع بود که حدود ۱۴۸ اثر علمی به صورت کتاب، رساله و مقاله، در علوم مختلف از خود به جای گذاشت. او کتابخانه‌ای عظیم و منحصر به فرد از لحاظ داشتن نسخه‌های خطی، تأسیس کرد که مورد استفاده دانش پژوهان است. وی از آقا ضیاء چهار اجازه اجتهاد و چند فقره نامه خصوصی دارد.

۱۱. آیت الله آقا میر سید علی یثربی کاشانی (۱۳۱۱ ـ ۱۳۷۹ ه.ق) مدفون در کاشان: وی از مراجع تقلید شیعه و از شاگردان ممتاز آقا ضیاء و از استادان امام خمینی بود. آقا ضیاء به او فرمود: «تو برای من به منزله مالک اشتر برای امام علی علیه السلام هستی.» و نیز فرمود: «در میان تلامذه سید فشارکی، میرزا سید علی یزدی لب خندقی بود که استاد موقع حرکتش وی را با اشک بدرقه کرد و از جدایی او هنگام بازگشت به ایران ‌سوخت. در میان شاگردان من نیز شما موقعیت خاصی داری و مرا به جدایی و فراق خود مبتلا به حسرت می‌نمایی».[۵]

۱۲. آیت الله شیخ محمدتقی بهجت، وی از مراجع تقلید شیعه و ساکن قم و از شاگردان آیت ‎الله محمدحسین اصفهانی و آقا ضیاء الدین عراقی است و دارای تألیفات و تقریرات در فقه و اصول می‌باشد. حاشیه وی بر «ذخیره العباد» آیت الله غروی اصفهانی یک دوره فقه استدلالی است.

برخی از شاگردان آقا ضیاء عراقی پس از وفات وی به شهرهای مختلف کوچ کردند و در عرصه تدریس و تحقیق، یافته‌های علمی خود را با قلمی پرمایه به رشته تحریر و تقریر درآوردند و طلایه‌دار حوزه‌های علمیه در محل سکونت خود بودند، ‌که از آن جمله‌اند:

  1. آیت الله میرزا هاشم آملی (۱۳۲۳ ـ ۱۴۱۳ ه.ق) مدفون در قم: ‌وی از شاگردان آقا ضیاء بود که مدت ۳۰ سال از محضر او بهره برد. وی تقریرات مباحث اصول استاد را در کتاب «بدایع الافکار» گرد آورده است.
  2. آیت الله آقا شیخ محمدتقی بروجردی (متوفا: ۱۳۹۱ ه.ق): وی هم از شاگردان خصوصی آقا ضیاء بود و تقریرات اصول استاد را به نام «نهایه الافکار» نوشت.
  3. آیت الله آقا شیخ علی مشکاه (۱۳۱۹ ـ ۱۴۱۰ ه.ق) مدفون خمینی شهر اصفهان: از چهره‌های پارسا و برجسته حوزه علمیه اصفهان است که از اصول آقا ضیاء، مباحث الفاظ و در فقه، مبحث ولایت فقیه را تحریر کرده است.
  4. آیت الله آقا میرزا علی غروی علیاری (۱۳۱۹ ـ ۱۴۱۶ ه.ق): وی در اصول، مبحث استصحاب و در فقه، کتاب الزکوه آقا ضیاءالدین را تقریر نموده است.

نیز آیات عظام: سید آقا موسوی خلخالی (متوفا: ۱۳۲۴ ه.ق)؛ سید ابوالحسن شمس آبادی (۱۳۲۶ ـ ۱۳۹۶ ه.ق)؛ سید یحیی مدرسی یزدی (۱۳۲۱ ـ ۱۳۸۳ ه.ق)؛ شیخ محمدحسین خیابانی سبحانی (۱۲۹۹ ـ ۱۳۹۳ ه.ق)؛ شیخ محمدعلی قدسی محلاتی؛ شیخ محمدعلی اشرفی شاهرودی (۱۳۰۷ ـ ۱۳۹۴ ه.ق)؛ سید صدرالدین صدر (۱۲۹۹ ـ ۱۳۷۳ ه.ق)؛ و سید عبدالحسین طیب (۱۳۱۲ ـ ۱۴۱۲ ه.ق) تقریرات اصول و فقه آقا ضیاء را به رشته تحریر درآورده‌اند.

عده‌ای از شاگردان او در مسائل اجتماعی و مبارزات سیاسی پیشگام بودند و علیه دشمنان اسلام و مسلمین، با قلم و قدم مبارزه کردند که از آن جمله‌اند:

  1. آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی (۱۳۰۴ ـ ۱۳۸۱ ه.ق) مدفون در شهر ری: در اجازه روایی که آقا ضیاء به وی داده، او را به عنوان «حمایت کننده حوزه مسلمین و جهاد کننده در حفظ احکام دین، ترویج کننده شریعت جدش...» خطاب نموده است.
  2. آیت الله شیخ محمد غروی کاشانی (۱۳۱۳ ـ ۱۳۹۸ ه.ق) مدفون در کاشان،
  3. آیت الله میرزا محمدباقر آشتیانی (۱۳۲۳ ـ ۱۴۰۴ ه.ق)
  4. آیت الله شیخ محمدحسن سه چاری اصفهانی (۱۳۲۵ ه.ق)
  5. آیت الله شیخ محمدرضا مظفر (۱۳۲۲ ـ ۱۳۸۳ ه.ق)
  6. آیت الله شیخ بهاءالدین محلاتی (۱۳۱۴ ـ ۱۴۰۱ ه.ق)
  7. آیت الله شیخ محمدحسین نجفی (۱۳۲۱ ـ ۱۴۰۹ ه.ق)
  8. آیت الله شیخ ابوالحسن شیرازی (۱۳۳۰ ه.ق) امام جمعه سابق مشهد
  9. آیت الله سید حسام الدین فال اسیری شیرازی (۱۳۱۶ ه.ق)

ویژگی‌های اخلاقی

آقا ضیاء به بلند همت بودن، تواضع، فروتنی، خوش اخلاقی و زهد که سرآمد فضایل اخلاقی‌اند، معروف و از نظر هوش و فکر، دقت و نظم، ذوق سلیم و حسن معاشرت و پرهیز از تکلف برای معاشران و مراجعان، زبانزد عام و خاص بود. بدین جهت شاگردانش او را بسیار دوست می‌داشتند. او در وادی مبارزه با نفس، همه همطرازان علمی (فقهی ـ اصولی) را از خود برتر می‌دانست. هرگاه مرجعی از دنیا می‌رفت،‌ با آن که صلاحیت مرجعیت را از هر حیث دارا بود، این امر را به سایران و مراجعان را به دیگران حواله می‌داد و مبلّغ آنان نیز بود.

پس از استادان و مراجع قبل و به دلیل کثرت مراجعات در عراق و ایران، وی بر رساله عملیه آقا شیخ عبدالله مازندرانی (۱۲۵۶ ـ ۱۳۳۰ ه.ق) حاشیه زد تا مقلدین از نظراتش استفاده کنند.

او در معاشرت با شاگردان، ضمن احترام به آن ها ظرایف و نکات لطیفی بکار می‌برد. شاگردان هم او را بسیار دوست می‌داشتند و نهایت ادب و احترام را نسبت به او رعایت می‌کردند. جلساتش با آن که خودمانی بود، برای شاگردان نوعی تربیت عملی و آثار فراوانی در برداشت. یکی از مزاح‌هایی که از او نقل می‌کنند، این است که می‌گفت: «اگر درس صبح گفته شود، هم استاد می‌فهمد و هم شاگرد و اگر عصر گفته شود، فقط استاد می‌فهمد چه می‌گوید و هر آینه اگر درس شب گفته شود، نه استاد می‌فهمد و نه شاگرد».

آقا ضیاء الدین عشق وافری به اهل بیت علیهم السلام به ویژه امام حسین علیه السلام داشت. او مجلس روضه خوانی مفصلی را در ایام محرم در منزلشان برقرار می‌ساخت. در این مجلس که اکثر علما و طلاب و استادان حوزه شرکت می‌کردند، آقا ضیاء منبر می‌رفت و از روی مقتل برای اهل مجلس مصیبت می‌خواند و بسیار می‌گریست و اهل مجلس را می‌گریاند.[۶]

آثار و تألیفات

از جمله آثار علمی آقا ضیاء که در فقه و اصول نگاشته شده و باقی مانده است، عبارتند از:

  1. استصحاب العدم الازلی
  2. احکام الرضاع
  3. البیع
  4. تعاقب الایدی
  5. تعلیقات علی رسائل الشیخ الانصاری
  6. تعلیقات «فوائد الاصول» والفوائد (تقریرات میرزا حسین نائینی) نوشته شیخ محمدعلی کاظمی
  7. حاشیه جواهرالکلام
  8. حاشیه العروة الوثقی
  9. حاشیه استدلالی به عروة الوثقی
  10. حاشیه کفایة الاصول
  11. حاشیه المکاسب
  12. حجیه القطع (رساله)
  13. روائع الامالی فی فروع العلم الاجمالی
  14. شرح التبصره. شش جزء آن به تحقیق آیت الله معرفت در قم به چاپ رسید.
  15. الشرط المتأخر: (رساله)
  16. الصلاه
  17. قاعده الحرج
  18. قاعده لاضرر
  19. القضاء
  20. اللباس المشکوک: (رساله)
  21. مقالات الاصول: (دو جزء)
  22. و رساله‌هایی در اجتهاد و تقلید، باب انسداد، اجرت بر واجبات، دعاوی، نیت، ادله نقلیه و...

تقریرات درس اصول و فقه که به قلم شاگردانش تحریر شده، عبارتند از:

  1. بدایع الافکار: میرزا هاشم آملی، چاپ قم
  2. نهایه الافکار: شیخ محمدتقی بروجردی، چاپ قم
  3. نماذج (الاصول فی شرح مقالات الاصول: سید یحیی مدرس یزدی، چاپ قم)
  4. المحاکمات (بین الکفایه و اعلام ثلاثه) تقریرات بحث، شیخ محمدطاهر آل شبیر خاقانی
  5. تقریرات اصول، آیت الله سید محمود شاهرودی
  6. تقریرات اصول، آیت الله شیخ غلامحسین جعفری همدانی
  7. تقریرات اصول، آیت الله سید عبدالرزاق نسابه
  8. تقریرات اصول، آیت الله شیخ محمدعلی اشرفی شاهرودی
  9. تقریرات اصول، سید محمدرضا تبریزی
  10. تقریرات اصول، آیت الله میرزا علی مشکاه
  11. تقریرات فقه، آیت الله میرزا هاشم آملی
  12. تقریرات فقه، میرزا علی مشکاه
  13. تقریرات فقه، میرزا علی علیاری غروی
  14. حاشیه بر مجمع الرسائل، سید محمدباقر شیرازی
  15. منتخب المسائل، احمدی یزدی

وفات

آقا ضیاء الدین در شب دوشنبه ۲۹ ذی القعده سال ۱۳۶۱ ه.ق در نجف اشرف دعوت حق را اجابت نمود. در عزای او، سه روز درس ‎های حوزه تعطیل و شاگردان به سوگ او نشستند. جنازه او باشکوه تمام تشییع و در حجره نزدیک (باب العماره) صحن مطهر امیرالمؤمنین علیه السلام به خاک سپرده شد. مجالس ترحیم فراوانی در عراق و ایران برای او برگزار کردند.

پانویس

  1. احسن الودیعه، ج ۱، ص ۱۳۲، و ریحانه الادب، ج ۱، ص ۲۴۰.
  2. گلشن ابرار، ج ۱۷، ص ۳۷۸.
  3. همان، ج ۱۷، ص ۴۳۱.
  4. همان، ج ۱، ص ۴۴۵.
  5. سیمای کاشان، ص ۱۷۲ و آینه دانشوران، ص ۱۱.
  6. نقل از آیه الله میرزا محمدباقر آشتیانی، در گفتگو با حجت الاسلام آقا معتمدی.

منابع

  • گلشن ابرار، جلد3، زندگی نامه "آقا ضیاءالدین عراقی" از حبيب الله سلمانی آرانی.
  • داوود نعیمی، شمس الفقهاء، چاپ اول، قم: مرکز فرهنگی باقرالعلوم، ۱۳۷۷.