شیخ مرتضی انصاری

از دانشنامه‌ی اسلامی
(تغییرمسیر از شیخ انصاری)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

شیخ مرتضی انصاری (1214-1281 ق)، از برجسته ترین فقها و عالمان در قرن سیزدهم هجری است. وی را می توان از پـایـه گـذاران اصـول نـویـنی در فقه و اصول جعفری دانست که به حق او را شایسته دریـافـت لقب خاتم الفقها و المجتهدین نموده است. وی با دو اثر جاودان خود، «المکاسب» و «رسائل» نام خود را در گستره معارف اصیل اسلام جاودانه کرده است،

Shikh-ansari.jpg
نام کامل مـرتضی بن محمد امین شوشتری دزفولی معروف به شیخ انصاری
زادروز 1214
زادگاه دزفول
وفات 1281
مدفن جوار قبر حضرت مولی الموحدین امیرالمومنین علیه السلام

Line.png

اساتید

شیخ حسین انصاری، شیخ موسی كاشف الغطاء، شیخ علی كاشف الغطاء، شیخ محمدحسن صاحب جواهر....

شاگردان

میرزا محمدحسن شیرازی، شیخ جعفر شوشتری، سیدحسین كوه‌كمری تبریزی، شیخ محمدحسن مامقانی، سید جمال الدین اسدآبادی،...

آثار

المکاسب، رسائل، رساله‌ای در تقیه،...

ولادت

مـرتضی بن محمد امین شوشتری دزفولی معروف به شیخ انصاری در هیجدهمین روز ماه ذی الحجه به سال 1214 روز غدیر، روز اكمال دین و اتمام نعمت در شهر قهرمان‌پرور دزفول از سلاله پاك یكی از اخلاف جابر بن عبدالله انصاری صحابی نامدار پیامبر عالی‌قدر اسلام صلی الله علیه و آله پا به عرصه وجود نهاد و به مناسبت تولد در روز ولادت امام علی علیه السلام، نام مرتضی انصاری برای او انتخاب گردید.

خاندان

پدرش شیخ محمدامین از مبلغین و مروجین شریعت مقدسه اسلام و مادرش دختر یكی از علمای محل و بانویی پرهیزكار و با تقوی در عصر خود، هر دو از اخیار و نیكان و صالحان عصر بوده‌اند.

او در چنین خانواده‌ای چشم به جهان گشود و رشد و بالندگی آغاز نمود و از همان دوران كودكی به فراگرفتن قرآن و معارف اسلامی ‌‌پرداخت و بزودی آثار نبوغ و ذكاوت در او مشاهده گردید پس از خواندن قرآن و ادبیات عرب به خواندن فقه و اصول پرداخت و در این دو رشته، آن چنان استعداد و شایستگی نشان داد كه حیرت همگان را برانگیخت و در عنفوان جوانی به درجه عالیه اجتهاد نائل آمد.

مسافرت به كربلا

او در سال 1232 هـ.ق در سن هيجده سالگى همراه پدرش به قصد زيارت عتبات عاليات به عراق مسافرت كرد و در كربلا به توصيه عموى مكرمش شيخ حسن انصارى به خدمت سيد مجاهد كه از علماى نامدار كربلا بود، رسيد و بر او مهمان شد.

تصادفاً در همان ملاقات نخست، مباحثه اى بين او و علامه سيد مجاهد پيرامون وجوب يا حرمت نماز جمعه در دوران غيبت درگرفت كه طى آن سيد مجاهد با توجه به طرز بيان و شيوه استدلال شيخ، به استعداد و نبوغ او پى برد و آينده اى بسيار درخشانى براى او پيش بينى كرد و بر اساس پيشنهاد او در كربلا اقامت گزيد و اين اقامت چهار سال به طول انجاميد.

او از محضر اساتيد بزرگ آن عصر، همچون خود ايشان و شريف العلماء مازندرانى كسب فيض نمود و بعد به موطن اصلى خود بازگشت. پس از اقامت كوتاه در موطن، مجدداً رهسپار نجف اشرف گرديد و با حضور در درس فقيه متبحر زمان، مرحوم «شيخ موسى كاشف الغطاء» به تكميل معلومات خود پرداخت و پس از مدتى توقف در نجف باز به دزفول مراجعت نمود و آن هنگامى بود كه شيخ مرتضى به مرتبه اى از علم و تبحر رسيده بود كه در برخى از معارف اسلامى از اساتيد خود نيز پيشى داشت.

مسافرت به مشهد

در سال 1240 هـ.ق، شيخ تصميم گرفت كه به زيارت هشتمين اختر فروزان ولايت، حضرت امام رضا علیه‌السلام به مشهد برود و در ضمن از حوزه علميه آن شهر نيز بازديد به عمل آورد. مادر شيخ كه ديگر فراق فرزند برايش ميسر نبود به اين مسافرت رضايت نمى داد. اصرار مادر به جايى رسيد كه سرانجام شيخ به قرآن متوسل شده و مساله را به استخاره واگذاشت و هنگامى كه قرآن را باز نمود، اين آيه شريفه در برابر ديدگانش پديدار شد: «لاتخافى ولاتحزنى انا رادوه اليك و جاعلوه من المرسلين».[۱]

اين آيه شريفه مربوط به داستان حضرت موسى علیه‌السلام و نويد پيامبرى و رسالت او بود. مفهوم اين آيه باعث تسكين دل مضطرب مادر گشت و به مسافرت فرزندش رضايت داد. او در اين مسافرت زيارتى و علمى، از حوزه هاى علمى بروجرد، اصفهان و كاشان نيز ديدن كرد و در برخى از آن حوزه ها مدتى اقامت گزيد و در كاشان مدتى در محضر درس علامه مرحوم ملا احمد نراقى صاحب مستند الشيعه شركت جست. در عين حال به تاليف اشتغال ورزيد و آن چنان اين استاد و شاگرد به هم جذب شدند كه معروف است هنگامى كه شيخ از كاشان عزيمت نمود.

علامه ملا احمد نراقى فرمود: «استفاده اى كه من از اين جوان نمودم، بيش از استفاده اى بود كه او از من برد و هم او گفت من در مسافرت‌هاى مختلف افزون بر پنجاه مجتهد مسلم ديدم كه هيچ يك از ايشان مانند شيخ مرتضى نبود».

شيخ مرتضى پس از چهار سال اقامت در كاشان به اتفاق برادرش شيخ منصور به مشهد رسيد. پس از زيارت و چهار ماه اقامت در آن شهر و تماس با علماء و رجال فقه و فقاهت آن ديار به تهران رسيد و مدتى نيز در تهران اقامت ورزيد. پس از شش سال مسافرت علمى و پربار به اتفاق برادر به دزفول بازگشت و مورد استقبال اهالى قرار گرفت و چند سالى در آنجا اقامت گزيد. اما اقامت در آن شهر روح تلاشگر و كنجكاو او را قانع نمى ساخت. لذا تصميم گرفت دوباره به نجف بازگردد. زيرا در آن مركز علمى، افراد فراوانى را مى توانست از علم سرشار خود بهره مند سازد، از اين رو در سال 1249 هـ.ق عازم نجف گرديد و به كرسى تدريس آن حوزه علمى نشست تا مرجعيت شيعه به او منتهى گرديد.

مبتكر علم اصول جديد

او نه تنها در زمينه مسائل علمى و فقهى يگانه دوران بود، بلكه در اخلاق و زهد نيز در ميان اقران و امثال كم نظير بود. او در زهد و وارستگى معنوى و اخلاقى به مقام والايى از عروج و ارتقاء رسيده بود كه مرحوم حاج ميرزا حبيب الله رشتى، يكى از اصحاب و معاصران او، آن را يكى از امتيازات فوق‌العاده اش به شمار آورده و مى گويد: «شيخ در سه چيز امتياز داشت: علم، رياست، تقوى و زهد».

او در زهد نمونه و الگو بود. يكى از بهترين موارد بروز و ظهور و تجلى تقوى در مسائل مالى و اقتصادى است. در تقوى و صيانت نفس او در اين باره كافى است كه گفته شود با آن كه وجوه شرعى فراوانى از چهل ميليون شيعه روى زمين آن روزگار در نجف به محضرش آورده مى شد در عين حال او همانند يك فرد فقير گذران مى كرد و حتى اموالى را كه به عنوان تحفه و هديه به محضرش آورده مى شد بين فقرا و مستمندان يا طلاب و مصالح عمومى مسلمين صرف مى كرد. از آن نظر كه اين تحفه ها به عنوان مرجعيت است نه به عنوان شخص مرجع، عنوان رئيس شريعت است نه شخص رئيس.

مقام علمى

مقام علمی ‌‌او در حدی است كه به حق و شایستگی تمام، او را خاتم الفقها و پایان‌دهنده و تكمیل‌كننده فقاهت لقب داده‌اند و او یكصد و پنجاه سال تمام است كه بر جهان فقه و اصول و حوزه‌های علمی ‌‌شیعه حكومت و زعامت روحی و فكری دارد و اندیشه‌ها و ابتكارات او سرفصل تاریخی در فقه به شمار آمده و مستند فقها است.

او نظریات ابتكاری و ابداعی بی‌شماری در فقه و اصول به وجود آورد كه می‌‌توان نظریه حاكم بودن یكی از ادله بر دلیل‌های دیگر در مبحث تعادل و ترجیح را از نظریات مهم او به شمار آورد و همچنین بهادادن شایسته به عقل و خرد در شناخت حكم و قانون اسلام و دیگر مبارزه با اخباری‌گری رایج آن روز بود كه شیخ ‌بزرگوار ما توانست با یك رشته از بیانات دقیق علمی‌‌ در برابر آن‌ها بایستد و آنان را متقاعد سازد، این امر از امتیازات بارز او به شمار می‌‌آید. او كوشید كه به منكرین اعتبار عقل در شناخت معارف و احكام اسلامی‌‌ ثابت كند كه ملازمه‌ای میان عقل و شرع وجود دارد و آنچه را كه عقل حكم می‌‌كند، شرع نیز حكم می‌‌كند و حكومت این قاعده در اغلب فتاوی و نظریات مرحوم شیخ جلوه خاصی داد، منتهی باید خود عقل و آن قاعده فقهی مورد ارزیابی قرار گیرد كه عقل چگونه عقلی باشد و قاعده نیز كدام قاعده باشد؟

او با این روش متین و مستحكم، اصول اخباری‌گری رایج آن روز را در هم كوبید و پایه‌ها و اصول مستحكمی‌‌ برای فقه و اصول نوین بنیاد نهاد و مسیر اجتهاد را روشن و مبرهن نمود. او با این وسعت مشرب، باب اجتهاد و افتا و استخراج و استنباط احكام شرعیه فرعیه را از منابع و مصادر اولیه باز گشود و رمز پیشرفت و ترقی مسلمانان را در مسیر اجتهاد و اعتقاد بر خویش در راه عمل به احكام الهی قرار داد كه خود بحث شیرین و مفصلی دارد.

فضایل اخلاقی

شیخ انصاری نه تنها در فقاهت گوی سبقت را از دیگران ربوده بود، بلكه در عمل نیز نظیر و همتا نداشت او به مشكلات و امور مردم شخصا رسیدگی می‌‌كرد و از احوال طلاب و محصلین همواره جویا می‌‌شد و برای ترویج بیشتر از علوم دین با بودن علما و طلاب در یكی از شهرستان‌ها، اجازه نمی‌‌داد. سهم امام را از آنجا به جای دیگری ببرند و سفارش می‌‌نمود كه در همان شهر به مصرف محصلین و طلاب برسانند.

نقل شده است كه: شخصی خدمت شیخ رسید و به او گفت: فلان طلبه چای می‌‌خورد! (گویا در آن زمان چای به این صورت كنونی مرسوم نبوده و جز تشریفات به حساب می‌‌آمده است) و با این سخن می‌‌خواست سعایتی كرده باشد كه شیخ حقوق آن طلبه را كم كند ولی شیخ رو به او كرده و گفت: خدا رحمتت كند كه این مطلب را به من گفتی و دستور داد تا اضافه بر ماهیانه آن طلبه، مخارج چای را نیز از بیت‌المال به وی بپردازند تا این كه با راحتی و آسایش بیشتر به تحصیل خود ادامه دهد.

شیخ نه تنها به طلاب حوزه رسیدگی می‌‌كرد، بلكه همواره به فكر فقرا و مستمندان نیز بوده است و شب‌ها همانند رهبر و مولایش امیرالمومنین علیه السلام به خانه‌های مسكونی فقرا سر می‌‌زد و مواد غذایی بر دوش گرفته در بین خانواده‌های مستمند و بیچاره تقسیم و توزیع می‌‌نمود.

در كتاب لؤلؤالصدف چنین آمده است: و اغلب عطایای آن مرحوم در سر بوده، كثیری از فقرا معاش (حقوق) معین داشتند كه همیشه سالانه و ماهانه به آنان می‌‌رسید و هیچ نمی‌‌دانستند از كجاست در وقت سحر بر در خانه فقرا می‌‌رفت. با لباس مبدل و صورت را ستر می‌‌كرد و به مقدار حاجت آن‌ها مرحمت می‌‌فرمود و چون شیخ از دنیا رفت، معلوم شد آن مردی كه بر درب منازل این مردم در اوقات غیرمتعارفه می‌‌آمده، آن مرحوم بوده است او انصافاً روی اسلام را سفید كرد.

نوشته‌اند كه یكی از یاران شیخ، نسبت به این كار انسانی وی (كمك به فقرا و مستمندان) از او ستایش و تمجید كرد شیخ در پاسخ گفت: این وسیله فخر و كرامتی نیست، زیرا وظیفه هر فرد معمولی است كه امانت را به صاحبش برساند و این وجوه هم حقوق فقراست كه به عنوان امانت نزد من می‌‌باشد و من به صاحبانش می‌‌رسانم.

نماز استيجارى

ملكات فاضله و اخلاق پسنديده شيخ قابل توصيف نيست. در همان هنگام كه زعامت و رهبرى امت را بر عهده گرفته بود و مجلس درس داشت و نماز جماعت برپا مى نمود و كارهاى مردم را بررسى مى كرد و به عيادت بيماران و تشييع جنازه ‌ها مى رفت و گره از مشكلات مردم مى گشود، در آن زمان يكى از علماء نقل مى كند كه: «خدمت شيخ رسيدم و به او گفتم: «فلان سيد طلبه بدهكار و بيمار است، مرحمتى درباره او بفرمائيد».

شيخ فرمود: «اكنون پولى ندارم، مگر هشت تومان كه مربوط به دو سال نماز و روزه است، اين را به او بدهيد و از وى بخواهيد كه دو سال نماز و روزه را به جاى آورد».

آن عالم مى گويد: پاسخ دادم: «ولى او مرد محترمى است و از خانواده هاى با شخصيت است و تاكنون چنين كارهايى را نكرده است» شيخ، مقدارى تامل نمود و چنين فرمود: «دو سال عبادت (نماز و روزه) را خودم به جا مى آورم و شما هشت تومان اجرتش را به آن سيد بدهيد».

شيخ انصارى به قدرى متقى و پرهيزكار بود كه حتى هدايايى را كه براى ايشان مى آوردند بين طلاب تقسيم مى نمود و خود به اندازه حقوق يك طلبه معمولى برمى داشت. با آن كه در هر سال زياده از صد هزار تومان (در آن زمان مبلغ كلانى بوده) از وجوه شرعى به سوى او متوجه مى گرديد ولى وقتى وفات نمود درهم و دينارى باقى نگذاشت و در زندگى به اقل مايقنع به اكتفا مى نمود.

نزديكان شيخ همواره به شيخ اعتراض مى نمودند كه چرا شيخ اين همه در معيشت بر خود و خانواده سخت مى گيرد؟ روزى مادر شيخ به وى گلايه نمود كه چرا با اين همه وجوهى كه به دستت مى رسد، مقدار ناچيزى ماهيانه به برادرت منصور مى دهى؟ شيخ فرمود: تا كليد اتاقى را كه در آن بيت‌المال نگهدارى مى شد، آوردند و به مادرش داد و فرمود: «اين كليد اتاق، خودت بفرما و هر چه مى خواهى بردار و به برادرم منصور بده اما روز قيامت هم خودت بايد جوابگو باشى» مادر محترمش با اين سخن شيخ متنبه شد و كليد را به شيخ برگرداند و فرمود: «من هرگز چنين مسئوليتى رابر عهده نمى گيرم».

روزى شخصى خدمت شيخ رسيد و گفت: «اى شيخ! شب گذشته در خواب ديدم كه شيطان به سراى شما آمد و طناب بر گردن شما انداخت و كشان كشان شما را تا سر كوچه برد و شما در تمام مدت تلاش مى كرديد كه هر جور شده خود را از بند وى برهانيد و بالاخره سر كوچه طناب را از گردن خود به دور افكنده و به خانه برگشتيد. محبت بفرمائيد و مرا راهنمايى كنيد كه تعبير آن خواب آشفته چه بوده؟»

شيخ رحمة الله عليه با تبسمى آهسته فرمود: «خدا لعنت كند شيطان را، خواب شما راست بوده است. ديروز ما در خانه خرجى نداشتيم و وجوهات فراوانى نيز رسيده بود با خود گفتم من يك دينار برمى دارم و مايحتاج زندگى را تهيه مى كنم و بعداً آن را به جاى خود برمى گردانم. با اين خيال دينارى برداشته و به قصد خريد از خانه خارج شدم ولى در بين راه با خود فكر مى كردم كه آيا اين كار درست است كه من كردم؟ تا بالاخره سر كوچه كه رسيدم سخت متنبه شدم و با خود گفتم: شيخ اين چه كارى است كه مى كنى و پشيمان شدم و برگشتم و دينار را در سر جاى خود قرار دادم!».

از اين نوع نكته ‌هاى عبرت‌انگيز در زندگى شيخ فراوان وجود دارد. جا دارد جهت بيدارى غفلت زدگان، گردآورى و ارائه شود.

حاشیه‌نویسی بر کتب مرتضی انصاری

در عظمت علمی‌‌ و نبوغ فكری شیخ مرتضی انصاری همین قدر كافی است كه اطلاع پیدا نمائیم تاكنون بیش از 200 نفر از علما و فضلا و دانشمندان و معاریف رجال اسلامی‌‌ بر كتب و نوشته‌های او حاشیه و تعلیقه نگاشته‌اند و كتاب‌های تالیفی او به كرات در ایران، عراق و دیگر كشورهای اسلامی‌‌ مورد تجدید طبع قرار گرفته است، به حدی كه هم اكنون مواد غذای فكری طلاب و فضلای حوزه‌های علمیه و برخی از مجامع دانشگاهی و حقوقی را آثار او تشكیل می‌‌دهد و شخصیت های بزرگی مانند: آخوند ملا محمدكاظم خراسانی (صاحب كفایه الاصول)، سید محمدكاظم یزدی (صاحب عروه)، حاج میرزا حبیب الله رشتی، میرزا حسن آشتیانی، شیخ ‌محمدحسین كاشف الغطا، سید عبدالحسین شرف الدین، شیخ محمدجواد بلاغی، شیخ محمدحسن مامقانی و تعداد كثیری از علما و مجتهدین مبرز و نامدار كه نام بردن آن‌ها به درازا می‌‌كشد، بر آن حاشیه و تعلیقه دارند. آنان نوشته‌ها و تالیفات شیخ را اصل قرار داده و بر آن تعلیقه و تحشیه افرودند و نظریات او را مورد تجزیه و تحلیل و عمق‌نگری و ژرف‌انگاری قرار داده‌اند.

سبك نگارش

از ويژگي‌ها و خصوصياتى كه در نوشته هاى شيخ بزرگوار ما جلب توجه مى كند، سبك نگارش و روش ساده نگارى او است كه هر مطلب علمى را با سادگى و سلاست عبارت برگزار مى نمايد و سعى مى كند هر چه بيشتر مطلب را به ذهن خواننده نزديك تر سازد به حدى كه در خور فهم او تنزيل دهد.

در تاليفات او الفاظ مشكل و غيرمستعمل كمتر ديده مى شود. او با قلم شيوا و خالى از ابهام مطالب را به رشته تحرير درآورده است و اين يكى در ميان اقران و امثال او همانند صاحب جواهر و صاحب رياض از اختصاصات وى به شمار مى آيد.

اساتید

شیخ بزرگوار ما از محضر اساتید متعددی بهره جسته است كه هر كدام نقش ویژه‌ای در اثرگذاری در روحیه او داشته‌اند كه به بازگویی نام چند تن از آنان می‌‌پردازیم:

  1. عموی بزرگوارش، آیت الله شیخ حسین انصاری (شاگرد صاحب ریاض، تاسن 17 سالگی)
  2. آیت الله سید محمد مجاهد (از شاگردان آیت الله وحید بهبهانی) او در سن 18 سالگی، دو سال تمام از محضر او بهره جسته است.
  3. آیت الله شریف العلما مازندرانی كسب فیض از محضر او استدامه داشته است.
  4. آیت الله ملا احمد نراقی (صاحب مستند الشیعه)، به مدت چهار سال تمام در كاشان
  5. آیت الله شیخ موسی كاشف الغطا فقیه عصر و نابغه دهر، به مدت یك سال تمام
  6. آیت الله شیخ علی كاشف الغطا، زعیم دینی و مرجع عالیقدر شیعه، به مدت 5 سال
  7. آیت الله شیخ محمدحسن صاحب جواهر. (مدت بسیار اندك محض تیمن و تبرك)

مجیزین شیخ مرتضی انصاری

تعدادی از اساتید عالی‌قدر این مجتهد مبتكر و توانمند در بالا ذكر شدند، تعدادی نیز اجازه روایتی یا اجتهادی به شیخ واگذار نموده‌اند كه اسامی ‌‌چند نفر از اجازه‌دهندگان به وی در این جا ذكر می‌‌شود:

  1. آیت الله سید صدرالدین موسوی عاملی، اجازه روایتی داده‌اند كه در آن كلمه افضل و اكمل قید شده بود.
  2. آیت الله عارف سترگ، ملا احمد نراقی، اجازه روایتی مبسوطی عنایت كرده‌اند.
  3. آیت الله شیخ محمدسعید قرجه داغی، اجازه‌نامه روائی جامع و مبسوطی در حق او صادر نموده‌اند.

شاگردان

در مكتب پربار و حوزه پربركت تدریسی شیخ بزرگوار، شاگردان متعددی تربیت یافتند كه هر كدام از استوانه‌های فقهی و مجتهدین مسلم، كاوشگر دقیق و محقق ارزشمندی بوده‌اند چون محضر مبارك علمی‌‌ او، مجتهدپرور، محقق‌ساز و اندیشمندنواز بود.

شاگرد مستقیم شیخ بزرگوار در زمان حیات خویش بیش از هزار تن بوده است كه از میان آنان شخصیت های نامی ‌‌برجسته‌ای برخاسته‌اند كه هر كدام در یك صقع از اصقاع جهان اسلامی ‌‌مشعل‌دار فقه و فقاهت و زعامت روحی و حامل میراث انبیا و رسولان بوده‌اند.

ما از تعداد كثیر این جمع، به ذكر اسامی ‌‌چند تن از آنان بسنده می‌‌نمائیم:

  1. آیت الله میرزا محمدحسن شیرازی، صاحب فتوای بلندآوازه تحریم تنباكو
  2. آیت الله شیخ جعفر شوشتری، خطیب توانا و كاتبی پركار و واعظ پرصلابت
  3. آیت الله حاج میرزا حبیب الله رشتی، صاحب بدائع الافكار و رساله اجاره و غصب
  4. آیت الله سید حسین كوه‌كمری تبریزی، صاحب آثار و مثر فراوان و استاد بزرگ حوزه نجف
  5. آیت الله شیخ محمدحسن مامقانی، صاحب كتاب ذرایع الاحكام فی شرح شرائع الاسلام و كتب دیگر
  6. آیت الله شیخ محمدكاظم خراسانی، صاحب كفایه الاصول كه در تحقیق و تدقیق كم‌نظیر است.
  7. آیت الله حاج میرزا محمدحسن آشتیانی، نماینده تام الاختیار مراجع نجف در تحریم تنباكو در تهران
  8. آیت الله میرزا ابوالقاسم كلانتر، صاحب تقریرات استاد خود، شیخ انصاری
  9. آیت الله حاج شیخ هادی تهرانی، مجتهد و دارای تالیفات متعدد فقهی و تفسیری
  10. آیت الله ملا حسین قلی همدانی، شاگرد شیخ و صاحب منظومه حاج ملا هادی سبزواری، عارف نامی
  11. آیت الله حاج میرزا حسین خلیلی تهرانی، مجتهد نامور و صاحب فتوای مشروطیت
  12. آیت الله عابد و زاهد و فاضل بزرگوار شربیانی، مجتهد معروف آذربایجانی
  13. نابغه نامی سید جمال الدین اسدآبادی، بنیان‌گذار وحدت مسلمین و مبارز نستوه بر علیه استعمار خارجی

آثار و تالیفات

آثار ارزنده و تالیفات گرانسنگ و ارزشمندی از مرحوم آیت الله العظمی ‌‌حاج شیخ مرتضی انصاری به یادگار مانده است كه هر كدام نشانی از نبوغ، اجتهاد، دانش وسیع و تحقیق دقیق آن عالم ربانی می‌‌باشد. ما در این بخش به صورت اجمال به بازگویی برخی از آن‌ها می‌‌پردازیم. جا دارد نویسندگان و محققین حوزه علمیه و بنیان‌گذاران كنگره شیخ اعظم انصاری به تبیین و تحلیل آثار قلمی‌‌ او نیز بنشینند و افكار نو و طرح‌های ابتكاری شیخ را از لابلای این كتاب‌ها و رساله‌ها بیرون كشند و در اختیار حوزویان و دانشگاهیان كشور قرار دهند. اینك لیست تالیفات آن بزرگوار:

  1. المكاسب (فقه) شامل مكاسب محرمه، خیارات و احكام عمومی ‌‌معاملات
  2. فرائد الاصول (اصول) شامل مباحث الفاظ، امارات و اصول عملی این دو كتاب عالی‌ترین روش‌های فقهی و اصولی را در اختیار پژوهندگان این دو علم قرار می‌‌دهد.
  3. رساله‌ای در تقیه
  4. رساله‌ای در رضاع و نشر حرمت آن
  5. رساله‌ای در قضا میت
  6. رساله‌ای در مواسعه و مضایقه
  7. رساله‌ای در عدالت
  8. رساله‌ای در مصاهره
  9. رساله‌ای در ملك اقرار
  10. رساله‌ای در تبیین قاعده لاضرر و لاضرار
  11. رساله‌ای در خمس
  12. رساله‌ای در زكات
  13. رساله‌ای در خلل صلوه
  14. رساله‌ای در ارث
  15. رساله‌ای در تیمم
  16. رساله‌ای در قاعده تسامح
  17. رساله‌ای در باب حجیت اخبار
  18. رساله‌ای در قرعه
  19. رساله‌ای در متعه
  20. رساله‌ای در تقلید
  21. رساله‌ای در قطع و جزم
  22. رساله‌ای در ظن
  23. رساله‌ای در اصاله البرائه
  24. رساله‌ای در مناسك حج
  25. حاشیه‌ای بر مبحث استصحاب
  26. حاشیه‌ای بر نجاه العباد (رساله عملیه)
  27. كتابی در علم رجال (از وجیزه مجلسی بزرگتر است.)
  28. تالیفی در اصول الفقه
  29. حواشی بر عوائد نراقی
  30. حاشیه‌ای بر بغیه الطالب
  31. اثبات التسامح فی ادله السنن
  32. التعادل والترجیح
  33. رساله‌ای در تقیه
  34. رساله‌ای در التیمم الاستدلالی
  35. رساله‌ای در خمس

گفتار استاد مطهری درباره او

نسب شیخ مرتضی انصاری به جابر بن عبدالله انصاری، از صحابه بزرگوار رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌‌رسد. در دزفول متولد شده و تا 20 سالگی نزد پدر خود تحصیل كرده و آن‌گاه همراه پدر به عتبات رفته است و علمای وقت كه نبوغ خارق‌العاده او را مشاهده كردند، از پدر خواستند كه او را نبرد. او در عراق چهار سال توقف كرد و از محضر اساتید بزرگ استفاده كرد.

آن‌گاه در اثر یك سلسله حوادث ناگوار به وطن خویش بازگشت بعد از دو سال، بار دیگر به عراق رفت و دو سال تحصیل كرد و به ایران مراجعت نمود تصمیم گرفت از محضر علمای بلاد ایران استفاده كند. عازم زیارت مشهد شد و در كاشان با حاج ملا احمد نراقی صاحب كتاب مستند الشیعه و صاحب كتاب معروف معراج السعادت فرزند ملا مهدی نراقی سابق الذكر ملاقات كرد و آن‌گاه به مشهد رفت و پنج ماه توقف نمود.

شیخ انصاری سفری به اصفهان و سفری به بروجرد رفته و در همه سفرها، هدفش ملاقات اساتید و استفاده از محضر آنان بوده است. در حدود سال‌های 1352 و 1353 برای آخرین بار به عتبات رفت و به كار تدریس پرداخت بعد از صاحب جواهر مرجعیت عامه یافت. شیخ انصاری را خاتم الفقها والمجتهدین لقب داده‌اند او از كسانی است كه در دقت و عمق نظر، بسیار كم‌نظیر است. علم اصول و بالتبع فقه را وارد مرحله جدیدی كرد او در فقه و اصول ابتكاراتی دارد كه بی‌سابقه است.

دو كتاب معروف او، رسائل و مكاسب كتاب درسی طلاب شده است علما بعد از او شاگرد اویند. حواشی متعددی از طرف علمای بعد از او به كتاب‌های او زده شده بعد از محقق و علامه حلی و شهید اول، شیخ انصاری تنها كسی است كه كتاب‌هایش از طرف علمای بعد از خودش مرتب حاشیه خورده دستخط مبارك شیخ انصاری، مشتمل بر اجازه اجتهاد و روایتی كه به آیت الله میرزا داود، نجل حاج میرزا اسدالله بروجردی داده‌اند و او را با القاب و عناوین فضل و كمال تعریف و توصیف نموده‌اند و شرح شده است.[۲]

نام او شیخ مرتضی فرزند محمدامین بن شمس‌الدین بن احمد بن نورالدین بن محمدصادق شوشتری دزفولی، یكی از نامورترین و پرآوازه‌ترین فقها و مراجع عالی‌قدر تقلید در عصرهای اخیر و یكی از محقق‌ترین چهره‌های علمی ‌‌و فقهی قرون متاخر به شمار می‌‌آید.

نام پرشكوه شیخ مرتضی انصاری، توام با نبوغ و ابتكار و تحول و دقت می‌‌باشد او آغازگر و پایه‌گذار اصول نوینی در فقه و اصول جعفری است كه در قرن‌های اخیر به حق او را شایسته دریافت لقب خاتم الفقها والمجتهدین نموده است هر چند او در زندگی و حیات مادی و معنوی خویش پیراسته و منزه از هر نوع تظاهر و تفاخر بوده است و در تلاش‌های علمی ‌‌خود جز خدا و رضایت او و جز پیشبرد احكام الهی، فكر و اندیشه دیگری نداشته است و به تعبیر شاگرد نامدارش، مرحوم آیت الله حاج میرزا حبیب الله رشتی، او تالی تلو مقام عصمت در علوم و اصول بود.[۳]

وفات

سرانجام این رجل علم و فضیلت و شخصیت عالیقدر، در سن 67 سالگی به سال 1281 (مضمون آیه شریفه ظهرالفساد 1281) در 18 جمادی الثانی، با انبوهی از مفاخر و نوشته‌ها و ذخائر فكری و معنوی كه عموما در خدمت به اسلام بود، به دار باقی شتافت و جهان اسلام را در سوگ خود عزادار ساخت هنگام مرگ دارائی این زعیم عالیقدر اسلامی، معادل هفده تومان رایج آن روز بود كه همان مقدار هم مقروض بوده است.

جسم مطهر و مقدسش در جوار قبر حضرت مولی الموحدین امیرالمومنین علیه السلام دفن شد و وصی گرامی‌‌ او، حاج سید علی شوشتری بنا به وصیت شیخ بر جنازه او نماز گزارد.

شيخ منصور انصارى برادر ارجمندش، در تاريخ ولادت و وفات او گويد:


ز غيب آمده تاريخ حيات و ممات «غدير» عام تولد، «فراغ» عام وفات

(لفظ «غدير» 1214 برابر با تاريخ تولد، و لفظ «فراغ» 1281 سال وفات اوست) و سن شريفش 67 سال بود.

صاحب ريحانة الادب مى نويسد: «بسيار عجيب است كه شماره لفظ «شصت و هفت» هم مطابق رقم 1281 مى باشد كه سال وفات اوست».[۴]

پانویس

  1. سوره قصص، آيه 28.
  2. آشنایی با علوم اسلامی، ص309.
  3. شخصیت شیخ انصاری، به قلم نواده‌اش.
  4. ريحانة الادب، ج1، ص189 تا 193؛ شرح حال تفصيلى او را مى توان در: «شخصيت شيخ مرتضى انصارى»، تاليف نوه ‌اش مرتضى الانصارى؛ هدية الاحباب، ص186؛ نامه دانشوران، ج1، ص147؛ مستدرك الوسائل، ص382؛ روضات الجنات، ص655 مطالعه نمود.

منابع

  • عقيقي بخشايشي، فقهاي نامدار شيعه
  • مرتضی انصاری، زندگی و شخصیت شیخ انصاری، کنگره جهانی بزرگداشت دویستمین سالگرد تولد شیخ انصاری.