میرزا ابوالقاسم کلانتری

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

میرزا ابوالقاسم کلانتر تهرانی (۱۲۹۲-۱۲۳۶ ق)، یکی از مشاهیر شیعه در قرن ۱۳ هجری و از شاگردان مبرز شیخ مرتضی انصاری است. او را به عنوان فقیه اصولی، جامع علوم عقلی و نقلی و افتخار دانشمندان شیعه و یکی از بزرگترین علمای عامل که به زیور زهد و تقوا آراسته بود، ستوده اند. این عالم ربانی از نفوذ اجتماعی و اقتدار معنوی خاصی در تهران برخوردار بود و این توانایی علمی و موقعیت اجتماعی را خالصانه در جهت اعتلا و نشر احکام الهی و فرهنگ اهل بیت علیهم السلام بکار گرفت.

ولادت و خاندان

میرزا ابوالقاسم تهرانی سال ۱۲۳۶ قمری در تهران به دنیا آمد. وی نوری الاصل و از علمای قرن سیزدهم هجری است. پدرش حاج محمدعلی از تجار متدین بازار تهران بود که به امانتداری و صداقت در تجارت آراسته بود. شهرت وی به کلانتری به جهت انتساب به دایی خود محمود خان کلانتر بوده است که در زمان ناصرالدین شاه، مأمور رسیدگی به امور اجتماعی و اقتصادی شهر تهران بود.

تحصیلات و استادان

از همان دوران کودکی نشانه های هوش و استعداد سرشار در او نمایان بود. چنان که در ده سالگی مقدمات علوم دینی را فراگرفت و مضامین مشکل را به خوبی می فهمید و به خاطر می سپرد. وی چندی بعد به حوزه علمیه اصفهان که در آن زمان از رونق خوبی برخوردار بود، رفت و مدت سه سال در محضر پرفیض اساتید آن سامان در کمال جدیت، دروس سطح را پی گرفت و پایه های علمی خود را قوی کرد.

میرزا ابوالقاسم که تشنه علم و کمال بود، به عشق تحصیل در حوزه بابرکت و با قدمت نجف اشرف، دو سفر به عتبات عالیات کرد اما هر بار با مشکل و موانعی مواجه شده و به ایران بازگشت؛ تا این که بار سوم توفیق تشرف به عتبات او را دست داد و به محضر شیخ اعظم مرتضی انصاری راه یافت.

او سالیانی چند از آبشار معرفت و اندیشه های زلال آن نادره زمان و اعجوبه دوران، جرعه های ناب نوشید و مراحل والای علمی و اخلاقی را به نحو شگفت انگیزی طی کرد، تا جایی که استادش بارها به اجتهاد وی تصریح کرد. مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی، میرزا ابوالقاسم تهرانی را از مشهورترین شاگردان شیخ انصاری معرفی کرده و می گوید: ایشان بحث های استادش را به نحو احسن، تقریر نمود و مدت بیست سال این برنامه استمرار داشت.

از دیگر اساتید وی عالمان بزرگی همچون: آقا سید ابراهیم قزوینی، ملاعبداللّه زنوزی، شیخ جعفر کرمانشاهی و... به شمار می روند.

این عالم فرزانه بنا به گفته نوه عالم و فاضلش، آیت اللّه میرزا محمد ثقفی، وقتی که خواست از نجف به ایران بیاید، به محضر شیخ انصاری رسید و استادش در لحظه تودیع و خداحافظی به وی چنین توصیه کرد: «وقتی به تهران رفتی، درس و بحث و تشکیل محافل علمی را ترک مکن. اگر خواستی امام جماعت شوی در صورتی که قصدت خالصانه و برای خدا بود، بپذیر و اگر احساس کردی برای خدا نیست و کمّ و کیف جماعت و حمایت مأمومین در تو اثر می گذارد، از آن اعراض نما. دیگر این که در زمان حاکمیت جور و سلطه ستم، قضاوت را نپذیر و از قاضی شدن دوری کن».

ایشان پس از شاگردی نزد سیدابراهیم و شیخ مرتضی انصاری به تهران بازگشت و با اجازه ی اجتهاد شیخ انصاری، به مدت هفت سال در مدرسه ی فخریه ی تهران به تدریس فقه و اصول مشغول شد.

تدریس و شاگردان

این فقیه محقق که حقا عالمی به تمام معنی وارسته و آراسته به ملکات فاضله و سجایای حمیده بود، در سال ۱۲۷۷ قمری به تهران بازگشت و مرجع امور دینی و علمی پایتخت گردید. علما و فضلای بسیاری در مجلس تدریس وی حاضر و از دانش و فضل او بهره می بردند. آن مجتهد جوان، در تهران رحل اقامت افکند و بنا به توصیه های ارزشمند استادش و دعوت آیت اللّه حاج ملاعلی کنی در مدرسه مروی به تربیت و پرورش طلاب مبادرت ورزید. از کرسی درس او دانشوران زیادی بهره مند شدند که بعضا به مرتبه والای اجتهاد و مرجعیت نایل آمده و از رجال بزرگ و مشاهیر علم و دیانت و سیاست به شمار می آیند. شهید شیخ فضل الله نوری، شیخ عبدالنبی نوری، محمدصادق تهرانی (بلور)، ملا حبیب اللّه کاشانی، میرزا ابوالفضل تهرانی (فرزندش) و... از شاگردان او هستند.

آثار و تألیفات

آیت اللّه کلانتر تهرانی علاوه بر تدریس و تربیت علمای برجسته، در عرصه قلم و نگارش نیز آثار نفیس و ارزنده ای از خود به جای گذاشت، از جمله:

  • مطارح الانظار: معروفترین اثر ایشان، همین کتاب است که برگرفته از افاضات درس اصول استادش شیخ مرتضی انصاری قدس سره می باشد.
  • رساله‌های اصولی در موضوعاتِ حجیت قطع، حجیت ظن، برائت، استصحاب و تعادل و تراجیح.
  • رساله‌های فقهی در موضوعات طهارت، صلاة، صلاة المسافر، زکات، غصب، وقف، لُقَطَه، رهن، احیاء موات، اجاره و قضا و شهادات که هیچیک از آنها به چاپ نرسیده است.
  • رساله‌ای در ارث.
  • تقریرات درس اصول شیخ جعفر کرمانشاهی.

وفات

این فقیه محقق در اواخر عمر از نظر سلامت جسم، دچار مشکل شد و بینایی اش چنان به ضعف گرایید که قادر به دیدن نبود. آفتاب عمرش خیلی زود غروب کرد و درست در سالروز ولادتش یعنی سوم ربیع الثانی در سال ۱۲۹۲ قمری دعوت حق را اجابت کرد و بسرای باقی شتافت. پیکر پاکش پس از تشییع باشکوهی در جوار بارگاه حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام در مقبره مفسّر نامی، شیخ ابوالفتوح رازی به خاک سپرده شد.

منابع