آیه 40 سوره احزاب
<<39 | آیه 40 سوره احزاب | 41>> | ||||||||||||||
|
محتویات
ترجمه های فارسی
محمّد (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) پدر هیچ یک از مردان شما (زید یا عمرو) نیست (پس زینب زن فرزند پیغمبر نبود و پس از طلاق او را تواند گرفت) لیکن او رسول خدا و خاتم انبیاست، و خدا همیشه (حکمش وفق حکمت و مصلحت است، زیرا او) بر همه امور عالم آگاه است.
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
- خاتم: (بفتح تاء) چيزى كه نامه يا صفى يا جمعى با آن تمام مىشود.[۱]
نزول
«شیخ طوسى» گویند: این آیه درباره زید بن حارثة نازل شده زیرا مردم او را زید بن محمد میخواندند و خداوند بیان فرمود که پیامبر او پدر یکى از مردان آنها (مانند زید) نمى باشد بلکه پدر قاسم و طیب و مطهر و ابراهیم مى باشد که همه این پسران در کودکى از دنیا رفتند.[۲]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً «40»
محمّد صلى الله عليه و آله، پدر هيچ يك از مردان شما نبوده و نيست، بلكه رسول خدا و خاتم پيامبران است؛ و خداوند به همه چيز آگاه است.
نکته ها
در اين آيه هم كلمه «رسول» و هم كلمه «نبىّ» آمده است. «رسول» صاحب كتاب و «نبىّ» خبر دهنده است، يا آنكه «رسول» پيامآور و «نبىّ» انجام دهنده رسالت است. «1»
«خاتَمَ» به معناى نگين انگشتر است كه در قديم با حك كردن نام خود بر روى آن، پايان نامهها و دستورها را با آن مُهر مىكردند. خاتم و در اينجا كنايه از آخرين پيامبر بودن است.
گرچه در قرآن آيات فراوانى بيانگر جهان شمولى و جاودانگى آيين حضرت محمّد صلى الله عليه و آله است، مانند: «لِلْعالَمِينَ نَذِيراً» «2»، «لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ» «3»، «كَافَّةً لِلنَّاسِ» «4» و در روايات، حديث متواتر «لا نبى بعدى» و حديث معروف «حلال محمد حلال ابدا الى يوم القيامة» «5» و دهها حديث ديگر بر اين مطلب تأكيد كردهاند، ولى اين آيه روشنترين دليل بر خاتميّت پيامبر اسلام است.
اين آيه تنها آيهاى است كه هم نام پيامبر و هم رسالت پيامبر را در قالب دو عنوان ذكر كرده است: «مُحَمَّدٌ»، «رَسُولَ اللَّهِ»، «خاتَمَ النَّبِيِّينَ»
چند سؤال
1. چرا پس از اسلام انسانها به پيامبر جديد نياز ندارند؟
پاسخ: دليل اصلىِ تجديد نبوّتها و آمدن پيامبران جديد، دو چيز بوده است: يكى تحريف دين سابق، به گونهاى كه از كتاب خدا و تعاليم پيامبر پيشين امور بسيارى تحريف شده باشد و ديگرى تكامل بشر در طول تاريخ كه مقتضى نزول قوانين جامعتر و كاملتر بود.
«1». معجمالفروق اللغوية.
«2». فرقان، 1.
«3». انعام، 19.
«4». سبأ، 28.
«5». كافى، ج 1، ص 58.
جلد 7 - صفحه 376
امّا پس از پيامبر اسلام، اين دو امر واقع نشده است. زيرا اوّلًا قرآن، بدون آنكه كلمهاى از آن تحريف شود، در ميان مردم باقى است و ثانياً جامعترين و كاملترين قوانين در آن مطرح شده و بر اساس علم خداوند، تا روز قيامت هيچ نيازى براى بشر نيست، مگر آنكه حكمش در اسلام بيان شده است.
2. چگونه نيازهاى متغيّر انسان با خاتميّت دين سازگار است؟
پاسخ: انسان در مراحل تحصيلى خود تا درجهى اجتهاد و دكترى به استاد نياز دارد، پس از آن به مرحلهاى مىرسد كه مىتواند بدون استاد، نيازهاى خود را از مطالبى كه آموخته به دست آورد. باب اجتهاد باز است و مىتوان قوانين مورد نياز را از قواعد كلّى استنباط كرد. البتّه بر اساس اصولى كه فقها براى استخراج احكام تدوين نمودهاند.
3. چرا رابطه بشر با عالم غيب قطع شد؟
پاسخ: وحى نازل نمىشود ولى رابطه با غيب همچنان باقى است، امام معصوم عليه السلام حضور دارد و فرشتگان الهى بر او نازل مىشوند، «1» امدادهاى غيبى به انسانهاى شايسته مىرسد؛ حتّى افراد عادى اگر متّقى باشند نور الهى پيدا مىكنند و خداوند راه حقّ را به نحوى به آنان نشان مىدهد. اتَّقُوا اللَّهَ ... يَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً «2»
پیام ها
1- پسرخوانده هرگز پسر نيستو پدرخوانده نيز پدر نيست تا ازدواج او با همسر مطلّقهى پسرخواندهاش جايز نباشد. «ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»
2- حكم مادرى همسران پيامبر براى مردم، (كه در آيه 6 مطرح شد) دليل حكم پدرى آن حضرت نيست. ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ ...
3- خاتميّت پيامبر اسلام، بر اساس علم و حكمت الهى است. «خاتَمَ النَّبِيِّينَ- اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً»
«1». بنگريد به اصول كافى بحث امامت.
«2». حديد، 28.
تفسير نور(10جلدى)، ج7، ص: 377
پانویس
- پرش به بالا ↑ تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی ، ج8، ص: 362
- پرش به بالا ↑ صاحب کشف الاسرار گوید: علت نزول آیه چنین بوده که زید بن حارثه پسر خوانده رسول خدا صلی الله علیه و آله بود. مردم نیز او را زید بن محمد مى گفتند. وقتى که زید در یکى از جنگها کشته شد، پیامبر زینب را از براى خود عقد نمود در این باره عده اى گفتند: پیامبر زن فرزند خویش را به عقد خود درآورده است در صورتى که در شرع او جائز نیست. خداوند این آیه را فرستاد و فرمود که محمد پدر زید نمى باشد و زوجه فرزندى که از صلب پدر خویش باشد. بر چنین پدرى جائز نیست که زن او را به عقد خود درآورد در صورتى که زید فرزند خوانده پیامبر بوده و از صلب او نبوده است.
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
- محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه.