سید رضی

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

سيد رضى كيست؟

سيد رضى كه نامش محمد است، و كنيه اش ابوالحسن و ملقب به «شريف رضى» و «ذوالحسبين» و... بوده و ما در زبان فارسى او را به نام «سيد رضى» مى شناسيم در سال 359 هجرى قمرى، رد يك خانواده مشهور دينى و علمى در شهر تاريخى بغداد ديده به دنيا گشود.

پدرش «حسين بن احمد» معروف به طاهر ذوالمناقب شخصيتى بزرگ داشت و مردى بلند آوازه بود. او به عنوان نامى ترين شخصيت علوى عصر بارها به منصب «نقابت» يعنى سرپرستى علويان و سادات دودمان ابوطالب و امارت حاج يعنى رسيدگى به امور زائران خانه خدا كه مناصبى بس بزرگ بود رسيد. همچنين خلفاى عباسى و سلاطين آل بويه و حمدانى سوريه و... از وجود او كه داراى عقل و تدبيرى قابل تحسين و نفوذ كلامى زايدالوصف بود، براى ميانجى گرى استفاده كرده، و پيوسته براى تامين اين منظور از جانب آن ها به سفارت مى رفت.

به گفته ابن ابى الحديد معتزلى دانشمند نامى عامه در مقدمه شرح نهج البلاغه ضمن شرح حال سيد رضى «مشكل نبود كه در اين ميانجى گري ها به سرپنجه تدبير و انديشه او حل و فصل نگردد».

ما در سيد رضى «فاطمه» دختر بافضيلت حسين بن احمد علوى معروف به «داعى صغير» است. كه از دانشمندان عصر بوده است. به گفته بعضى از دانشمندان، شیخ مفید مرجع اعلم عصر و پيشواى شيعيان آن روز كتاب «احكام النساء» را به خاطر آن بانوى دانشمند بافضيلت نوشته و در آغاز آن اشاره به شخصيت ممتاز وى نموده است.

فاطمه مادر سيد رضى و همسر طاهر ذوالمناقب و دختر داعى صغير، نوره ى حسن بن على معروف به «ناصر حق» و «ناصر كبير» است كه از شخصيت هاى بزرگ علمى عصر و از قهرمانان خاندان پيغمبر بوده، و بيشتر مردم مازندارن و گيلان و ديلم و نواحى اطراف قزوين تا گيلان را به دين اسلام و مذهب پاك تشيع مشرف ساخت، و در حقيقت، اسلام و تشيع مردم مازندران و گيلان و رودبار يادگار جد مادرى سيد رضى است كه مرد علم و شمشير بوده، و با قيام خود مزدوران بنى عباس را كه سياه جامگان خوانده مى شوند از آن جا بيرون كرد و سال ها با سامانيان كه وابستگان به دربار خلافت آل عباس بودند، پيكارها نمود.

سيد رضى از جانب پدر با چهار واسطه به حضرت موسى بن جعفر امام کاظم عليه السلام مى پيوندد، و از طرف مادر نيز با شش واسطه به حضرت امام زين العابدين على بن الحسين عليه السلام نسبت مى رساند. نياكان پدرى و مادرى او تا امام معصوم همگى از اعلام دين و علماى مذهب و شخصيت هاى سرشناس شيعه و مردان دلير و نامور و خدمتگذاران صميمى اسلام بوده اند، به شرحى كه در كتاب مفصل خود آورده ايم.

سيد رضى با اين نسبت كوتاه به ائمه ى طاهرين كه از هر دو سوى نيز به سالار شهيدان امام حسين عليه السلام منسوب است، از افتخارى ديگر زائد بر افتخاراتش برخوردار مى باشد. اين معنى را ابوالعلاى معرى شاعر نابغه دانشمند معروف در شعرى يادآور شده است.

سيد رضى برادر كوچكتر سيد مرتضى است كه نامش «على» و چهار سال از او بزرگتر بوده و در سال 335 ه. در بغداد متولد گشته است. سيد مرتضى برادر بزرگ سيد رضى كه دوران تصحيل خود را با برادرش رضى بسر آورد، و اغلب هر دو با هم نزد استادان مشتركى تحصيل مى كردند، از نوابغ اسلام و فقيه عاليقدر شيعه و دانشمند بلند آوازه ى ماست.

او پس از استادش شیخ مفید اعلم علماى شيعه بلكه بزرگترين و مشهورترين دانشمند اسلام در نيمه اول قرن پنجم هجرى بود و در بغداد مركز دانش جهان اسلام مانند ستاره زهره در ميان انبوه ستارگان پرفروغ آسمان علم و معرفت مى درخشيد. سيد مرتضى دانشمندى فقيه، نويسنده، شاعر، متفكر، و در تمامى علوم متداول عصر يگانه زمان بود، و در كليه علوم و فنون اسلامى نيز كتاب نوشته، و كتابهايش از بهترين كتب مشابه خود مى باشد. كتابهاى: غرر و درر، الذريعه، تنزيه الانبياء، مسائل ناصريات، طيف الخيال، الشافى، و ديوان شعرش كه چند جلد است، از كتب مشهور اوست.

سيد مرتضى از جمله مدرسه اى تاسيس كرده بود، و به تربيت و پرورش شاگردان همت مى گماشت. يكى از شاگردان نامى و پرافتخار او محمد بن حسن طوسى معروف به «شيخ طوسى» است كه مانند خود او و سيد رضى نخست شاگرد شيخ مفيد بود، و پس از رحلت مفيد، شاگرد برازنده ى سيد مرتضى بشمار مى رفت، و پس از سيد سرآمد فقهاى شيعه و نامى ترين دانشمندان عصر بود.[۱]

نبوغ سيد رضى

سيد رضى از همان زماني كه تازه به محضر استاد راه يافت موجب اعجاب استاد و شاگردان او قرار گرفت و هر چه از نردبان بزرگى بالا مى رفت بيشتر در مورد تحسين دانشمندان و حسادت دشمنان كه نمى توانستند نبوغ او را ببيند واقع مى شد.

داستان پاسخى كه او در سن نه سالگى به پرسش استادش «سيرافى» نحوى معروف داد و حاضران مجلس را از تيزهوشى خود به شگفت آورد مشهور است. وى در خردسالى همراه برادرش سيد مرتضى به استفاده فقه و ديگر علوم دين از محضر شيخ مفيد پرداخت، و شرح اصول خمسه و كتاب «العمده» را نزد قاضى عبدالجبار معتزلى كه از متكلمين و اصوليان اهل سنت بود آموخت همچنين علم حدیث را از محمد بن عمران مرزبانى و ابوموسى تلعكبرى و ابوابى از فقه را از محمد بن خوارزمى و علم قرائت را با همه روايات آن از ابوحفض عمر بن ابراهيم كنانى فراگرفت و هم مختصر طحاوى را نزد خوارزمى خواند.

و نيز مختصر ابوالحسن كرخى را نزد ابومحمد اسد اكفانى و نحو علوم عربيت را از على بن عيسى رمانى فراگرفت و علم عروض را از ابواسحاق زجاج كه از مبتكرين نحو بود، و قوافى را نزد اخفش كه او نيز در علم نحو از دانشمندان صاحب راى است خواند و هم پاره اى از علوم عربيت را نزد ابن جنى نحوى معروف و قسمتى از فنون بلاغت و ادبيات را از ابن نباته خطيب، آموخت.

سيد رضى علوم ياد شده را پيش از بلوغ نزد نامبردگان كه همه از اساتيد مسلم فن و مبتكرين علوم عربيت بودند تحصيل نمود! در ده سالگى شروع به گفتن شعر كرد، قصائدى كه در آن سن سروده هم اكنون در ديوانش موجود و به تنهائى نماينده فكر مواج و قريحه سيال و ذوق خداداد اوست.

در هفده سالگى اقدام به تدريس و تاليف و تصنيف نمود و بالاخره در بيست سالگى از تمام علوم متداول آن عصر فراغت حاصل كرد! سيد رضى در فراگرفتن علوم بسيار حريص بود از هر كسى كه مى توانست بهره مند گردد، خوددارى نمى كرد و در اين خصوص ميان شيعه و سنى و مسلمان و كافر فرق نمى گذاشت!!

مقام سيد رضى در ادبيات عرب

سيد رضى گذشته از مقام فقاهت و تبحرى كه در تفسير قرآن و ساير علوم دينى داشته، پيش از آن كه بيستمين بهار عمر را پشت سر بگذارد استاد مسلم عصر در ادبيات عرب بود، و در نظم و نثر نظير و مانند نداشت.

ثعالبى و خطيب بغدادى كه از دانشمندان معاصر او مى باشند او را سرآمد شعراى دودمان ابوطالب دانسته اند، با اين كه در ميان آن ها ادباى نامى و شعراى سخن سنج و نكته پرداز بسيار بوده اند. با اين كه بر اثر تشويق پادشاهان آل بويه ادباء، شعراء، دانشمندان بسيارى در آن عصر مى زيستند معهذا هيچ كس را تواناى برابرى، با نظم و نثر سيد رضى نبود!

صاحب بن عباد وزير دانشمند و سخن گستر آل بويه كه بارها بر اشعار متنبى شاعر زبردست عرب خورده مى گرفت چنان شيفته اشعار سيد رضى مقام بلند ادبى او بود، كه شخصى را به بغداد فرستاد تا اشعار او را استنساخ نموده براى او ببرد، در آن موقع سيد رضى فقط بيست و شش سال داشت!

در بيست و نه سالگى قصيده اى در مرثيه ابوطاهر ناصرالدوله ساخت كه از بس داراى الفاظ زيبا و معانى بلند بود استادش ابن جنى كتاب نفيسى در شرح ابيات آن نوشت و بدين گونه نبوغ و استعداد شاگرد نابغه اش را مورد تفقد و ستايش قرار داد! نظير اين اقدام را از كمتر استادى نسبت به شاگردش ديده ايم.

ملكات فاضله سيد رضى

سيد رضى در عزت نفس، وفادارى، سخاوت، و ساير ملكات فاضله در عصر خود، مانند نداشت، نسبت به امور دينى و رعايت جهات شرعى سخت پابند بود و از تملق و چاپلوسى بى نهايت احتراز مى جست.

در قصائدى كه در مدح خلفاى عباسى و سلاطين آل بويه و وزراى آن ها و ساير دانشمندان مى سرود برخلاف عادت شعراء هيچ گاه از مرز حقيقت تجاوز نمى كرد، صله و جوائز و بخشش را از هيچ كس نمى پذيرفت. چند بار بخشش بهاءالدوله ديلمى را رد كرد، حتى وقتى كه پدرش به پاس قصيده نغزى كه سروده بود صله اى بوى داد، گفت چون به عنوان صله ى شعر و بخشش است نمى پذيرم! ولى در عوض، خود بسيار نظر بلند و دست و دل باز بود.

با همه گرفتارى كه داشت مدرسه اى تاسيس كرد و به تعليم و تربيت اهل فضل همت گماشت و تمام هزينه مدرسه و دانشوريان آن را از كيسه فتوت خود مى پرداخت. يكى از دوستان سيد رضى كه سال ها ابواب مكاتبات در نظم و نثر ميانشان برقرار بود، ابواسحاق صابى بود كه از ادباى نامور عصر خود بود و كيش صابئيان داشت، هنگامى كه ابواسحاق در گذشت سيد رضى او را مرثيه گفت و چون حسودان بر وى خرده گرفتند گفت تاسف من بر علوم و فضائل ابواسحاق است نه بر بدن او![۲]

تحصيلات سيد رضى

سيد رضى از همان اوان كودكى با برادرش سيد مرتضى به اصحيل علوم مقدماتى پردات. هر دو برادر از ذوق شعرى سرشارى برخوردار بودند. ديوان هر كدام چندين جلد است، و شعر هر دو نيز در رديف بهترين و گرانبهاترين و زيباترين اشعار نغز عربى است، با اين فرق كه شعر سيد رضى را از سيد مرتضى لطيف تر و جالب تر دانسته اند.

سيد رضى نزد دانشمندان مشهور عصر كه در بغداد مى زيستند در علوم مختلف و متداول مانند صرف، نحو، لغت عربيت، بلاغت، تفسير، حدیث، فقه، اصول، كلام، قرائت قرآن مجيد (كه در آن زمان داراى اهميت بسيار بود) به تحصيل پرداخت، و از هر كدام بهره ى لازم را گرفت، و بدين گونه معلومات خويش را در علوم و فنون معمول عصر تكميل نمود.

سپس در همان سنين جوانى به تدريس آن ها و تاليف و تصنيف همت گماشت، و شاگردانى برازنده و آثارى ارزنده از خود به يادگار گذارد، كه از جمله نهج البلاغه است، به شرحى كه خواهيم شناخت.

استادان سيد رضى

در اين جا لازم است فقط به ذكر اسامى استادان او اكتفا كنيم و تفصيل هر كدام و اين كه سيد رضى كدام رشته علمى را نزد هر يك از آنان آموخته است، به كتاب «سيد رضى مولف نهج البلاغه» آمده است.

لازم به ذكر است كه اساتيد او از علماى شيعه و سنى بوده اند. در آن زمان ها دانشمندان اسلامى بدون در نظر گرفتن مذهب به آموزش از يكديگر مى پرداختند، و همين نيز موجب گسترش علوم و فنون اسلامى گرديد، و اينك اساتيد سيد رضى به طور فهرست:

  1. ابوسعيد سيرافى، دانشمند نحوى، يعنى استاد ادبيات عربى.
  2. ابوعلى فارسى.
  3. ابوالفتح ابن جنى.
  4. ابوعبدالله مرزبانى، دانشمند محدث و مورخ و ادب دان مشهور.
  5. شيخ مفيد فقيه متكلم (دانشمند عقايد و مذاهب) و مرجع بزرگ شيعه.
  6. هارون بن موسى تلعكبرى، فقيه و محدث نامى شيعه كه از مشايخ عاليقدر حديث است.
  7. ابن نباته، خطيب و دانشمند مشهور.
  8. على بن عيسى ربعى، از علماى ادبيات عرب.
  9. ابواسحاق ابراهيم بن احمد طبرى.[۳]

آثار علمي و تأليفات سيد رضي

سيد رضي همچون برادرش داراي نبوغ خارق العاده اي بود و با اين كه از سن كودكي (10 سالگي) شعر مي سروده و بعضي از ادباء بزرگ او را از قريش هم شاعرتر مي دانند، و با اين كه بيش از 47 سال عمر نكرده و پس از 17 سالگي در امور سياسي و اجتماعي و قافله داري و رياست، وقتِ زيادي را گذرانده، عليرغم تمام اين امور، او را به حق مي توان يكي از علماء برجست؛ زمان خود دانست. و گرچه از نظر علمي در درجه اي پائين تر از سيد مرتضي بود، ولي نبوغ و هوش سرشار، توانست از او استادي بزرگ و معلمي شايان تقدير بسازد.

سيد رضي با گردآوري سخنان و خطبه ها و نامه ها و كلمات قصار امیرالمومنین علیه السلام خدمتي بزرگ به عالم انسانيت نموده، و اين خود كافي است كه او را در جمل، پاسداران اسلام بشماريم ولي اين تنها خدمت او نيست، بلكه او داراي آثار و كتاب هائي ارزنده و مفيد است، كه هر چند بسياري از آن ها از بين رفته و بدست ما نرسيده، اما همين مقدار كه الآن در دسترس است، دليلي بر گستردگي افق علمي سيد رضي رحمة الله عليه مي باشد.

اينك برخي از اين آثار را مي شماريم:

  • نهج البلاغة: اين كتاب شريف بي نياز از تعريف است، و كمتر مسلماني را مي توان ديد كه پس از قرآن، از اين كتاب استفاده نكند. سيد رضي بر اساس ذوق ادبي خود، گفتارها و نوشته هاي بي نهايت بليغ و فصيح حضرت اميرالمؤمنين علیه السلام را كه سرشار از لطائف ادبي و الفاظ زيبا و محسنات لفظي است جمع آوري كرده، و بعضي از واژه هاي دشوار را شرح و تفسير نموده كه شايد جز او كمتر كسي مي توانست آن ها را بفهمد. تاكنون تفسيرها و شرح هاي بي شماري بر نهج البلاغه شده است.
  • حقائق التاويل في متشابه التنزيل: اين كتاب دليلي زنده و گويا بر توانائي علمي و گستردگي سطح معلومات او مي باشد. اين اثر علمي همچنان كه از نامش پيدا است، تفسير متشابهات قرآن است. متأسفانه به جز جلد پنجم اين كتاب از جلدهاي ديگرش اثري نيست، و اي كاش ساير جلدهايش نيز موجود بود، تا اين كه بيشتر اين بزرگوار را مي شناختيم و از محضر درسش بالاترين استفاده را مي نموديم.
  • رسائل الشريف الرَّضي: نامه هائي است كه در طول مدت زندگي نوشته است. اين كتاب در سه جلد به چاپ رسيده است.
  • ديوان شعر.
  • مجازات الآثار النبوية.
  • تلخيص البيان عن مجازات القرآن.
  • الزيادات في شعرأبى تمامٍ.
  • تعليق خلاف الفقهاء.
  • اخبار قضاة بغداد.

نهج البلاغه و سيد رضي

به طوري که گفتيم سيد رضي تمام علوم متداول آن روز را از استادان طراز اول عصر و مبتکران آن فراگرفت و از سن هفده سالگي در آن علوم کتاب ها نوشت. تأليفات او

در شمار عالي ترين آثار ديني و علمي شيعه است و در کمال نفاست و عظمت مي باشد.

مشهورترين آثار جاويدان او کتاب بزرگ «نهج البلاغه» است که شهرت جهاني دارد و از همان زمان تأليفش تاکنون مورد توجه و تحسين دانشمندان و ادباي عالم واقع گرديده است و خود بهترين معرف نبوغ و شخصيت مؤلف بزرگوار آن، «سيد رضي» است.

سيد رضي خطبه‌ها و کلمات و نامه‌هاي مولاي متقيان امام علی عليه السلام را که بعد از قرآن مجيد عالي ترين دستور العمل زندگي و سبب توجه مردم به مبدأ و معاد است از لابلاي کتب و رسائل بيرون آورده و با سبکي دلپذير که حاکي از حسن سليقه و ذوق سرشار اوست در چهار بخش مرتب نمود و بعلاوه مقدمه‌اي فصيح و بليغ که بر آن نوشت در هر مورد نکات برجسته و اشارات لطيفه سخنان شاه ولايت را توضيح داده و بالنتيجه بزرگترين اثر جاويدان را که از مغز نوراني و بزرگ دومين شخصيت عالم انسانيت تراوش نموده است به صورت کتابي جامع و کامل در اختيار جهانيان گذارد و از اين راه خدمتي بزرگ به مذهب تشيع نمود که تا جهان پايدار است بي شک اثر فناناپذير او نيز باقي خواهد ماند.

از زمان تأليف نهج البلاغه که قرن چهارم هجري است تاکنون بيش از شصت کتاب بزرگ در شرح و ترجمه آن نوشته شده است! که معروفترين آن ها: شرح ابن ابي الحديد معتزلي شرح ابن ميثم بحراني. شرح شيخ محمد عبده و شرح ميرزا حبيب الله خوئي است که اخيراً تجديد چاپ شده و دو جلد آن نيز طبع درآمده است.

شاگردان سيد رضى

از تعداد كامل شاگردان سيد رضى اطلاعى نداريم. چنان كه خواهيم گفت او به واسطه مناصبى كه داشت كمتر در عمر كوتاه خود فرصت يافته است به پرورش شاگردان و تدريس علومى كه اندوخته بود همت گمارد.

با اين وصف علامه امينى مولف كتاب گرانقدر «الغدير» به پيروى از محدث بزرگوار حاج ميراز حسين نورى در خاتمه كتاب «مستدرك الوسائل» اين عده را نام مى برد كه شاگرد سيد رضى بوده اند يا از وى روايت كرده اند. اينان همگى از علماى نامى مى باشند:

  1. دانشمند فقيه عاليقدر شيخ جعفر بن محمد دوريستى.
  2. شيخ ابوعبدالله محمد بن على حلوانى.
  3. قاضى ابوالمعالى احمد بن على بن قدامه.
  4. ابو زيد سيد عبدالله بن على كيابكى.
  5. ابوبكر احمد بن حسين بن احمد نيشابورى خزاعى.
  6. ابومنصور محمد بن ابى نصر.
  7. قاضى سيد ابوالحسن على بن بندارد.
  8. شيخ مفيد عبدالرحمن بن احمد بن يحيى.[۵]

وفات سيد رضي

با اين همه بايد گفت: خوش درخشيد ولي دولت مستعجل بود! زيرا اين بزرگمرد که مجموعه‌ي فضائل و کمالات بود در سن 47 سالگي که در اوج شهرت بود و جهان آن روز انتظار خدمات و آثار قلمي تابناکتري را از او داشتند در سال 406 چشم از جهان بپوشيد و روح بلند پروازش که قفس دنيا را براي طيران خود کوچک مي ديد. به ملکوت اعلي پرواز نمود.[۶]

پانویس

  1. نگاهي كوتاه به زندگاني پرافتخار سيد رضي، علي دواني، ص 2.
  2. در پيرامون نهج البلاغه شهرستاني، هبه الدين، ص 12.
  3. نگاهي كوتاه به زندگاني پرافتخار سيد رضي، علي دواني، ص 2 - 4.
  4. پاسدار اسلام، شماره: 6، خرداد 1361، سال اول.
  5. نگاهي كوتاه به زندگاني پرافتخار سيد رضي، علي دواني، ص 5.
  6. درس هايي از مکتب اسلام، شماره مسلسل 5، شماره 5، فروردين 1338.

پیوندها