مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

حاج ملاهادی سبزواری: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (منابع)
جز
 
(۲۰ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
{{بخشی از یک کتاب}}
+
{{خوب}}
  
 +
'''حکیم حاج ملا هادی سبزواری''' (۱۲۱۲-۱۲۸۹ ق)، [[عرفان|عارف]]، [[فلسفه|فیلسوف]] و شاعر مشهور [[شیعه]] در قرن ۱۳ قمری و از شاگردان [[شیخ محمدتقی اصفهانی]] و [[محمدابراهیم کرباسی|حاج محمدابراهیم کلباسی]] بود. کتاب منظومه و [[شرح منظومه سبزواری (کتاب)|شرح منظومه]] او از مهمترین آثار در حوزه [[منطق]] و [[حکمت]] است که در زمره کتب درسی [[حوزه علمیه|حوزه‌های علمیه]] قرار دارد. [[آخوند خراسانی]] از شاگردان مبرز حکیم سبزواری است.
 +
{{شناسنامه عالم
 +
||نام کامل = ملا هادی سبزواری
 +
||تصویر=[[پرونده:Hakiem-sabzavari.jpg |۲۰۰px|center]]
 +
||||زادروز =  ۱۲۱۲ قمری
 +
|زادگاه = سبزوار
 +
|وفات =  ۱۲۸۹ قمری
 +
|مدفن =  سبزوار
 +
|اساتید =  [[ملا علی نوری اصفهانی]]، [[شیخ محمدتقی اصفهانی]]، [[محمدابراهیم کرباسی]]،...
 +
|شاگردان =  [[آخوند خراسانی]]، ملا محمدکاظم سبزواری، میرزا حسین مجتهد سبزواری، ...
 +
|آثار =  منظومه و [[شرح منظومه سبزواری|شرح منظومه]]، دیوان حاج ملا هادی، اسرار الحکم، حاشیه بر [[اسفار اربعه (کتاب)|اسفار اربعه]]، ...
 +
}}
 +
==ولادت==
 +
ملا هادی سبزواری در سال ۱۲۱۲ ق. در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدر او حاج میرزا مهدی از تجار سبزوار و از خیرین آن شهر بود که [[مسجد]] و آب انبار متصل به هم واقع در کوچه «حمام حکیم» یکی از آثار به جا مانده از اوست.<ref>[http://fa.wikishia.net/view/%D9%85%D9%84%D8%A7_%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ملا هادی سبزواری، ویکی شیعه]، بازیابی:۱۹ فروردین ۱۳۹۶</ref> ملا هادی هفت ساله بود که پدرش از دنیا رفت و سرپرستی اش را پسر عمه او ملاحسین سبزواری بر عهده گرفت.
  
'''کلیدواژه: ملاهادی سبزواری، آثار ملاهادی سبزواری، منظومه و شرح منظومه سبزواری، اسرارالحکم'''
+
==تحصیلات و اساتید==
 +
ملاهادی هشت سال داشت که به جمع محصلان علوم مقدماتی پیوست و در اوان نوجوانی [[ادبیات عرب]] را فراگرفت <ref>شرح زندگانی حاج ملا هادی سبزواری، ولی‌الله اسراری، ص۱.</ref> و در ده سالگی به همراه ملاحسین سبزواری راهی [[مشهد]] شده و در [[حوزه علمیه|حوزه علمیه]] مشهد مشغول به تحصیل شد. او ده سال در کنار بارگاه [[امام رضا]] علیه‌السلام به تحصیل پرداخت. سپس شهرت حکمای [[اصفهان]] او را برای تحصیل [[عرفان]] و [[فلسفه]] به اصفهان کشانید.
  
==تولد==
+
حضور ملا هادی در حوزه اصفهان از روزی آغاز شد که وی در سفر [[حج]] از راه اصفهان گذر می‌کرد و چون هنوز موسم حج نبود مدتی در این شهر اقامت گزید. در حوزه پررونق اصفهان آن زمان، استادانی چون حاج [[شیخ محمدتقی اصفهانی|شیخ محمدتقی]] مؤلف کتاب [[هدایة المسترشدین (کتاب)|هدایة المسترشدین]] و [[محمدابراهیم کرباسی|حاج محمدابراهیم کلباسی]] نگارنده کتاب اشارات الاصول و آیت الله [[ملا اسماعیل درب کوشکی اصفهانی|ملا اسماعیل کوشکی]] در آن، محفل درس و بحث علمی داشتند.
  
در سال 1212 ق. در شهر سبزوار و در خانه حاج میرزا مهدی یكی از انسان‌های وارسته و مؤمن سبزوار كودكی پا به عرصه وجود گذاشت و هادی نام گرفت.
+
ملا هادی چند وقتی به درس آیت الله کوشکی رفت و احساس کرد این درس برایش چون گمشده گرانقیمتی بوده که اکنون بدان دست یافته است. بیان شیوا و عمق معلومات استاد وی را هر روز شیفته‌تر می‌نمود. از همین رو تصمیم گرفت سفر [[حج]] خود را به سفر در سلوک دانش و معارف تبدیل کند و در اصفهان ماندگار شود. سفر ملا هادی به هشت سال اقامت در اصفهان انجامید و در این مدت خود را به زیور دانش و معارف آراست و به برکت بزرگان آن سامان در علم [[حکمت]] افق‌های جدیدی فراراهش گشوده گردید. ملا هادی در سال ۱۲۴۲ به [[مشهد]] بازگشت و پنج سال در مدرسه حاج حسن مشغول تدریس شد.
  
او هشت سال داشت كه به جمع محصلان علوم مقدماتی پیوست و در اوان نوجوانی ادبیات عرب (صرف و نحو) را فراگرفت و دیری نگذشت كه به جلسات درس‌های بالاتر راه یافت. وی هر چند در ده سالگی پدرش را از دست داد. توانست به كمك یكی از اقوام خویش راه‌های سخت آینده را هموار سازد. پسرعمه‌اش حاج ملا حسین سبزواری كه خود اهل فضیلت و دانش بود در ادامه تحصیل وی را یاری كرد.<ref> شرح زندگانی حاج ملا هادی سبزواری، ولی‌الله اسراری، ص 1.</ref> و با كمك او راهی حوزه علمیه [[مشهد]] شد و ده سال در كنار بارگاه [[امام رضا]] علیه‌السلام به تحصیل پرداخت.
+
برخی از استادان ملا هادی سبزواری در دوران تحصیلش عبارتند از:
  
==به دنبال حكمت==
+
'''<I>۱. حاج ملا حسین سبزواری:</I>'''
  
اصفهان در داشتن حوزه‌های علمیه پررونق، تاریخ درخشان دارد و گذشته این شهر با خاطرات بزرگان بسیاری نقش بسته است. حضور ملا هادی در حوزه اصفهان از روزی آغاز شد كه وی در سفر [[حج]] از راه اصفهان گذر می‌كرد و چون هنوز موسم حج نبود مدتی در این شهر اقامت گزید. در حوزه پررونق اصفهان آن زمان استادانی چون حاج شیخ محمدتقی مؤلف كتاب هدایه المسترشدین و حاج محمدابراهیم كلباسی نگارنده كتاب اشارات الاصول و آیت الله ملا اسماعیل كوشكی در آن، محفل درس و بحث علمی داشتند.
+
حکیم سبزواری پس از برشمردن عظمت این استاد می‌گوید: «...مرا از سبزوار به [[مشهد]] مقدس حرکت داد و آن جناب انزوا و تقلیل غذا و عفاف و اجتناب از محرمات و مکروهات و مواظبت بر فرایض و نوافل را مراقب بود و داعی را هم در این‌ها چون در یک حجره بودیم سهم و مشارکت داشت و کینونت ما بدین سیاق طولی نکشید و سنواتی ریاضات و تسلیمیتی داشتم و آن مرحوم استاد ما بود در علوم عربیه و فقهیه و اصولیه ولی با آن که خود کلام حکمت دیده بود و شوق و استعداد هم در ما می‌دید نمی‌گفت مگر منطق و قلیلی از ریاضی پس عشره کامله را با آن مرحوم در جوار معصوم به سر بردم...».<ref> بنیاد حکمت سبزواری، ص ۲۱.</ref>
  
ملا هادی كه هنوز تا موسم حج فرصت داشت لحظاتش را مغتنم شمرده، در درس بزرگان شركت جست او چند وقتی به درس آیت الله كوشكی رفت و احساس كرد این درس برایش چون گمشده گرانقیمتی بوده كه اكنون بدان دست یافته است. بیان شیوا و عمق معلومات استاد وی را هر روز شیفته‌تر می‌نمود. از همین رو تصمیم گرفت سفر [[حج]] خود را به سفر در سلوك دانش و معارف تبدیل كند و در اصفهان ماندگار شود. سفر ملا هادی به هشت سال اقامت در اصفهان انجامید و در این مدت خود را به زیور دانش و معارف آراست و به بركت بزرگان آن سامان در علم [[حكمت]] افق‌های جدیدی فراراهش گشوده گردید. ملا هادی در سال 1242 به [[مشهد]] بازگشت و پنج سال در مدرسه حاج حسن مشغول تدریس شد.
+
'''<I>۲. حاج محمدابراهیم کرباسی (۱۱۸۰ـ ۱۲۶۲ ق):</I>'''
  
==اساتید==
+
او از محضر [[سید محمد مهدی بحرالعلوم|سید بحرالعلوم]] و [[شیخ جعفر کاشف الغطاء|شیخ جعفر کاشف الغطاء]] و [[سید علی طباطبایی]] استفاده برده و پس از بازگشت به وطن عمر خویش را با کمال زهد و احتیاط و قناعت سپری نمود. تألیفات مشهور این عالم با [[ورع]] عبارت است از: اشارات الاصول، الایقاظات، شوارع الهدایه الی شرح الکفایه (در شرح کفایه محقق سبزواری)، منهاج الهدایه الی احکام الشریعه و...<ref> ریحانه الادب، محمدعلی مدرس تبریزی، ج ۲.</ref>
  
'''<I>1. حاج ملا حسین سبزواری:</I>'''
+
'''<I>۳. شیخ محمدتقی اصفهانی (متوفی ۱۲۴۸ ق):</I>'''
  
حكیم سبزواری پس از برشمردن عظمت این استاد می‌گوید: «...مرا از سبزوار به مشهد مقدس حركت داد و آن جناب انزوا و تقلیل غذا و عفاف و اجتناب از محرمات و مكروهات و مواظبت بر فرایض و نوافل را مراقب بود و داعی را هم در این‌ها چون در یك حجره بودیم سهم و مشاركت داشت و كینونت ما بدین سیاق طولی نكشید و سنواتی ریاضات و تسلیمیتی داشتم و آن مرحوم استاد ما بود در علوم عربیه و فقهیه و اصولیه ولی با آن كه خود كلام حكمت دیده بود و شوق و استعداد هم در ما می‌دید نمی‌گفت مگر منطق و قلیلی از ریاضی پس عشره كامله را با آن مرحوم در جوار معصوم به سر بردم...».<ref> بنیاد حكمت سبزواری، ص 21.</ref>
+
تبحر [[شیخ محمدتقی اصفهانی]] در علم [[اصول فقه]] به حدی بوده که وی را به رئیس الاصولیین خطاب می‌کردند. او در محضر استادان بزرگی همچون علامه سید مهدی بحرالعلوم و سید علی صاحب ریاض و سید محسن کاظمینی رشد کرده است. تألیفات مشهور او عبارت است از تقریرات سید بحرالعلوم، حجة المظنه، شرح الاسماء الحسنی و [[هدایة المسترشدین (کتاب)|هدایة المسترشدین]].<ref> همان.</ref>
  
'''<I>2. حاج محمدابراهیم كرباسی (1180ـ 1262 ق):</I>'''
+
'''<I>۴. ملا علی مازندرانی نوری اصفهانی (متوفی ۱۲۴۶ ق):</I>'''
  
او از محضر سید مهدی بحرالعلوم و شیخ جعفر كاشف الغطاء و سید علی طباطبایی استفاده برده و پس از بازگشت به وطن عمر خویش را با كمال زهد و احتیاط و قناعت سپری نمود.
+
[[ملا علی نوری اصفهانی|ملا علی نوری]] از محضر علمای مازندران و قزوین استفاده کرده و [[علم کلام|کلام]] و [[حکمت]] را نزد [[آقا محمد بیدآبادی|آقا محمد بیدآبادی]] آموخته بود. تفسیر [[سوره اخلاص]]، حاشیه [[اسفار اربعه (کتاب)|اسفار]] ملاصدرا و حاشیه مشاعر [[ملاصدرا]] از جمله تألیفات مشهور این عالم بزرگوار می‌باشد.
  
تألیفات مشهور این عالم با ورع عبارت است از: اشارات الاصول، الایقاظات، شوارع الهدایه الی شرح الكفایه (در شرح كفایه محقق سبزواری)، منهاج الهدایه الی احكام الشریعه و...<ref> ریحانه الادب، محمدعلی مدرس تبریزی، ج 2.</ref>
+
'''<I>۵. ملا اسماعیل کوشکی:</I>'''
  
'''<I>3. آقا شیخ محمدتقی، معروف به صاحب هدایه المسترشیدن (متوفی 1248 ق):</I>'''
+
او همیشه پس از فراغت از تدریس با تنی چند از شاگردان خود در حوزه درس ملا علی نوری حاضر می‌شد. حاشیه اسفار ملاصدرا، حاشیه شوارق [[ملا عبدالرزاق لاهیجی]]، حاشیه مشاعر ملاصدرا و شرح عرشیه ملاصدرا از جمله تألیفات این عالم فرزانه است.<ref> همان.</ref>
  
تبحر او در علم [[اصول فقه]] به حدی بوده كه وی را به رئیس الاصولیین خطاب می‌كردند. او در محضر استادان بزرگی همچون علامه سید مهدی بحرالعلوم و سید علی صاحب ریاض و سید محسن كاظمینی رشد كرده است. تألیفات مشهور او عبارت است از تقریرات سید بحرالعلوم، حجه المظنه، شرح الاسماء الحسنی و هدایه المسترشدین.<ref> همان.</ref>
+
==تدریس و شاگردان==
  
'''<I>4. ملا علی مازندرانی نوری اصفهانی (متوفی 1246 ق):</I>'''
+
حکیم سبزواری علاوه بر [[حوزه علمیه|حوزه علمیه]] کرمان، نزدیک چهل سال در حوزه علمیه [[مشهد]] به تدریس پرداخته و حاصل این تلاش پرورش شاگردان بسیاری بوده است. در این جا تنها به اسامی تنی چند از آنان اشاره می‌شود:
  
وی از محضر علمای مازندران و قزوین استفاده كرده و كلام و [[حكمت]] را نزد آقا محمد بیدآبادی آموخته بود. تفسیر [[سوره اخلاص]]، حاشیه اسفار [[ملاصدرا]] و حاشیه مشاعر ملاصدرا از جمله تألیفات مشهور این عالم بزرگوار می‌باشد.
+
#آخوند ملا محمد فرزند ارشد حکیم
 +
#آخوند [[آخوند خراسانی|ملا محمدکاظم خراسانی]] مؤلف «[[کفایة الاصول (کتاب)|کفایه الاصول]]»
 +
#ملا محمدکاظم سبزواری
 +
#آقا شیخ علی فاضل تبتی
 +
#شاهزاده جناب
 +
#آیت الله حاج میرزا حسین مجتهد سبزواری
 +
#ملا علی سمنانی
 +
#آقا سید احمد رضوی پیشاوری هندی
 +
#ملا عبدالکریم قوچانی
 +
#شیخ ابراهیم طهرانی معروف به شیخ معلم
 +
#ملا محمدصادق حکیم
 +
#شیخ محمدحسین معروف به جرجیس
 +
#آقا حسین ابن ملا زین‌العابدین
 +
#میرزا اسماعیل ملقب به افتخار الحکماء طالقانی
 +
#میرزا علی‌نقی ملقب به صدرالعلماء سبزواری
 +
#سید عبدالغفور جهرمی
 +
#میرزا حسین امام جمعه کرمانی
 +
#آیت الله حاج میرزا ابوطالب زنجانی
 +
#حاج شیخ ملا اسماعیل عارف بجنوردی
 +
#حاج میرزا حسن حکیم داماد حاج ملا هادی
 +
#وثوق الحکماء سبزواری
 +
#حاج ملا اسماعیل ابن حاج علی‌اصغر سبزواری
 +
#میرزا اسدالله سبزواری
 +
#شیخ عبدالاعلی سبزواری
 +
#شیخ علی‌اصغر سبزواری
 +
#فاضل صد خرومی سبزواری
 +
#میرزا ابراهیم شریعتمدار سبزواری
 +
#فاضل مغیثه‌ای سبزواری
 +
#سید عبدالرحیم سبزواری
 +
#ملا محمدرضا سبزواری متخلص به روغنی
 +
#ملا محمدصادق صباغ کاشانی
 +
#شیخ محمد ابن ملا اسماعیل کاشانی
 +
#میرزا آقا حکیم دارابی
 +
#آقا میرزا محمد یزدی معروف به فاضل یزدی
 +
#ملا غلامحسین شیخ الاسلام
 +
#میرزا عباس حکیم<ref> شرح زندگانی حاج ملا هادی، ص ۵۳ـ۷۰؛ مجموعه رسائل فارسی حاج ملا هادی سبزواری، جلال الدین آشتیانی، ص ۶۵ـ۷۸؛ تاریخ حکما و عرفاء متاخرین صدرالمتالهین، منوچهر صدوقی سها، ص ۱۲۱ـ۱۲۸.</ref>
  
'''<I>5. ملا اسماعیل كوشكی:</I>'''
+
==آثار و تألیفات==
  
او همیشه پس از فراغت از تدریس با تنی چند از شاگردان خود در حوزه درس ملا علی نوری حاضر می‌شد. حاشیه اسفار ملاصدرا، حاشیه شوارق ملا عبدالرزاق لاهیجی، حاشیه مشاعر ملاصدرا و شرح عرشیه ملاصدرا از جمله تألیفات این عالم فرزانه است.<ref> همان.</ref>
+
عظمت تألیفات حکیم سبزواری بر اهل دانش و [[حکمت]] پوشیده نیست و ما در این جا با بررسی آثار ارزشمند وی، گوشه‌ای از افق فکری و وسعت علمی ایشان را معرفی می‌کنیم:
  
==شاگردان==
+
'''<I>۱. منظومه و [[شرح منظومه سبزواری|شرح منظومه]]:</I>'''
  
حكیم سبزواری علاوه بر حوزه علمیه كرمان نزدیك چهل سال در حوزه علمیه [[مشهد]] به تدریس پرداخته و حاصل این تلاش پرورش شاگردان بسیاری بوده است. در این جا تنها به اسامی تنی چند از آنان اشاره می‌شود:
+
این اثر نفیس و کم‌نظیر حاصل تلاش بیش از بیست سال از عمر بابرکت حکیم در سنین جوانی است.<ref> مجموعه رسائل حاج ملا هادی، ص ۴۹.</ref> مؤلف خود در آخر کتاب تاریخ شروع را سال ۱۲۴۰ قمری و زمان ختم آن را سال ۱۲۶۱ قرمی یاد کرده است. حاج ملا هادی پس از فراغت از تألیف منظومه و شرح آن، ابتدا خود به تدریس آن پرداخته و پس از پایان دوره اول آن فرزند بزرگ حکیم، آخوند ملا محمد تدریس مجدد آن را برای شیفتگان حکمت به عهده گرفته است.<ref> شرح زندگانی حاج ملا هادی، اسرار، ص ۴۱.</ref>
  
# آخوند ملا محمد فرزند ارشد حكیم
+
در اهمیت این کتاب شریف همین بس که از زمان تألیف تاکنون همواره در [[حوزه علمیه|حوزه‌های علمیه]] و حتی در عصر حکیم در مرکز علوم عقلی [[تهران]] جزو کتاب‌های درسی بوده است.<ref> مجموعه رسائل حاج ملا هادی، ص ۴۹.</ref> شرح منظومه که اکنون چون ستاره‌ای پرفروغ در محافل علمی و فکری می‌درخشد حاوی دو علم [[منطق]] و [[حکمت]] می‌باشد. حکیم در بخش حکمت که نام آن را «غُررُالفرائد» گذاشته است، با طبع روان خویش بیش از هزار [[بیت (شعر)|بیت]] شعر پیرامون حکمت سروده و در آن به بررسی مسائل مهم [[فلسفه]] پرداخته است و چون این بخش دارای مفاهیم بسیار دقیق فلسفی بوده، پس از فراغت از نظم آن خود به شرحش پرداخته است.
# آخوند ملا محمدكاظم خراسانی مؤلف «كفایه الاصول»
 
# ملا محمدكاظم سبزواری
 
# آقا شیخ علی فاضل تبتی
 
# شاهزاده جناب
 
# آیت الله حاج میرزا حسین مجتهد سبزواری
 
# ملا علی سمنانی
 
# آقا سید احمد رضوی پیشاوری هندی
 
# ملا عبدالكریم قوچانی
 
# شیخ ابراهیم طهرانی معروف به شیخ معلم
 
# ملا محمدصادق حكیم
 
# شیخ محمدحسین معروف به جرجیس
 
# آقا حسین ابن ملا زین‌العابدین
 
# میرزا اسماعیل ملقب به افتخار الحكماء طالقانی
 
# میرزا علی‌نقی ملقب به صدرالعلماء سبزواری
 
# سید عبدالغفور جهرمی
 
# میرزا حسین امام جمعه كرمانی
 
# آیت الله حاج میرزا ابوطالب زنجانی
 
# حاج شیخ ملا اسماعیل عارف بجنوردی
 
# حاج میرزا حسن حكیم داماد حاج ملا هادی
 
# وثوق الحكماء سبزواری
 
# حاج ملا اسماعیل ابن حاج علی‌اصغر سبزواری
 
# میرزا اسدالله سبزواری
 
# شیخ عبدالاعلی سبزواری
 
# شیخ علی‌اصغر سبزواری
 
# فاضل صد خرومی سبزواری
 
# میرزا ابراهیم شریعتمدار سبزواری
 
# فاضل مغیثه‌ای سبزواری
 
# سید عبدالرحیم سبزواری
 
# ملا محمدرضا سبزواری متخلص به روغنی
 
# ملا محمدصادق صباغ كاشانی
 
# شیخ محمد ابن ملا اسماعیل كاشانی
 
# میرزا آقا حكیم دارابی
 
# آقا میرزا محمد یزدی معروف به فاضل یزدی
 
# ملا غلامحسین شیخ الاسلام
 
# میرزا عباس حكیم<ref> شرح زندگانی حاج ملا هادی، ص 53ـ70؛ مجموعه رسائل فارسی حاج ملا هادی سبزواری، جلال الدین آشتیانی، ص 65ـ78؛ تاریخ حكما و عرفاء متاخرین صدرالمتالهین، منوچهر صدوقی سها، ص 121ـ128.</ref>
 
  
==آثار ماندگار==
+
بخش دیگر کتاب مربوط به مباحث منطق است.<ref> مرحوم حاجی ابتدا حکمت را نوشته بعد منطق را به آن اضافه کرده است.</ref> نام این بخش «لئالی المنتظمه» و به حق مخزن لؤلؤ و مرجان است. وی در این جا با سردون اشعاری بالغ بر سیصد بیت دقیق‌ترین مباحث منطق را به نظم درآورده و با زبان فصیح عرب معضلات این علم را بیان کرده است و چون این اشعار نیز بسیار پیچیده و دقیق است، خود پس از فراغت از نظم به شرح ابیات پرداخته که اکنون آن شرح در ذیل منظمومه وی به چاپ رسیده و با نام «شرح اللئالی المنتظمه» موسوم است.
  
عظمت تألیفات حكیم سبزواری بر اهل دانش و [[حكمت]] پوشیده نیست و ما در این جا با بررسی آثار ارزشمند وی گوشه‌ای از افق فكری و وسعت علمی ایشان را معرفی می‌كنیم:
+
مجموع مباحث [[منطق]] و [[فلسفه]] امروزه به نام [[شرح منظومه سبزواری (کتاب)|شرح منظومه سبزواری]] کانون باصفای حوزه‌ها را گرم نگه داشته و علاوه بر این که نشان می‌دهد حاج ملا هادی عالمی منطقی و فیلسوفی بزرگ بوده، شاعری زبردست و توانا نیز بوده است.
  
'''<I>1. منظومه و شرح منظومه سبزواری:</I>'''
+
'''<I>۲. دیوان حاج ملا هادی:</I>'''
  
این اثر نفیس و كم‌نظیر حاصل تلاش بیش از بیست سال از عمر بابركت حكیم در سنین جوانی است.<ref> مجموعه رسائل حاج ملا هادی، ص 49.</ref> مؤلف خود در آخر كتاب تاریخ شروع را سال 1240 ق و زمان ختم آن را سال 1261 ق یاد كرده است.
+
حاج ملاهادی [[غزل]] های حکمی و [[عرفان|عرفانی]] نیز سروده است و در [[شعر]] "اسرار"[[ تخلص]] می کرد.
 +
این [[دیوان (شعر)|دیوان]] که اشعارش بالغ بر هزار بیت است، غزلیات و [[رباعی|رباعیات]] بسیار زبیای عرفانی را دربر گرفته است و نشان می‌دهد که این عالم بزرگوار در فن شعر و ادب نیز توانایی کامل داشته است. در قسمتی از اشعارش که نکات عرفانی دربر داشته، می‌خوانیم:
 +
{{بیت|شورش عشق تو در هیچ سری نیست که نیست|منظر روی تو زیب نظری نیست که نیست}}
 +
{{بیت|ز فغانم ز فراق رخ و زلفت به فغان|سگ کویت همه شب تا سحری نیست که نیست}}
 +
{{بیت|نه همین از غم او سینه ما صد چاک است|داغ او لاله صفت بر جگری نیست که نیست}}
 +
{{بیت|موسی ای نیست که دعوی انا الحق شنود|ورنه این زمزمه‌اندر شجری نیست که نیست}}
 +
{{بیت|گوش «اسرار» شنو نیست وگرنه اسرار|برش از عالم معنی خبری نیست که نیست<ref> دیوان اشعار حاج ملا هادی سبزواری.</ref>}}
  
حاج ملا هادی پس از فراغت از تألیف منظومه و شرح آن ابتدا خود به تدریس آن پرداخته و پس از پایان دوره اول آن فرزند بزرگ حكیم، آخوند ملا محمد تدریس مجدد آن را برای شیفتگان حكمت به عهده گرفته است.<ref> شرح زندگانی حاج ملا هادی، اسرار، ص 41.</ref> در اهمیت این كتاب شریف همین بس كه از زمان تألیف تاكنون همواره در حوزه‌های علمیه و حتی در عصر حكیم در مركز علوم عقلی تهران جزو كتاب‌های درسی بوده است.<ref> مجموعه رسائل حاج ملا هادی، ص 49.</ref>
+
'''<I>۳. اسرار الحکم فی المفتتح المغتتم:</I>'''
  
شرح منظومه كه اكنون چون ستاره‌ای پرفروغ در محافل علمی و فكری می‌درخشد حاوی دو علم [[منطق]] و [[حكمت]] می‌باشد. حكیم در بخش حكمت كه نام آن را «غُررُالفرائد» گذاشته است با طبع روان خویش بیش از هزار بیت شعر پیرامون حكمت سروده و در آن به بررسی مسائل مهم [[فلسفه]] پرداخته است و چون این بخش دارای مفاهیم بسیار دقیق فلسفی بوده پس از فراغت از نظم آن خود به شرحش پرداخته است.
+
حکیم بزرگوار این اثر نفیس را در دو بخش تنظیم کرده است. در بخش اول آن که مربوط به [[حکمت|حکمت]] نظری است. حکمت را پس از مقدمه در اثبات [[واجب الوجود]] و مباحث [[توحید]] آغاز و به دنبال آن مباحث [[معاد]] و [[نبوت]] و [[امامت]] را به طور استدلالی دنبال کرده است و با آوردن ادله‌ای در اثبات امامت [[امام مهدی]] عجل الله تعالی فرجه الشریف این بخش را به پایان برده است.  
  
بخش دیگر كتاب مربوط به مباحث منطق است.<ref> مرحوم حاجی ابتدا [[حكمت]] را نوشته بعد منطق را به آن اضافه كرده است.</ref> نام این بخش «لئالی المنتظمه» و به حق مخزن لؤلؤ و مرجان است. وی در این جا با سردون اشعاری بالغ بر سیصد بیت دقیق‌ترین مباحث منطق را به نظم درآورده و با زبان فصیح عرب معضلات این علم را بیان كرده است و چون این اشعار نیز بسیار پیچیده و دقیق است خود پس از فراغت از نظم به شرح ابیات پرداخته كه اكنون آن شرح در ذیل منظمومه وی به چاپ رسیده و با نام «شرح اللئالی المنتظمه» موسوم است.
+
در بخش دوم کتاب که در حکمت عملی است، پس از مقدمه، فلسفه تفاوت بلوغ زن و مرد را مطرح ساخته و بر آن چهار دلیل اقامه کرده و به دنبال آن بحث [[طهارت]] و اسرار [[نجاسات|نجاست]] را بیان فرموده و با طرح مباحث [[نماز]] و [[زکات]] و [[روزه]] این بخش را نیز به پایان برده است.
  
مجموع مباحث [[منطق]] و [[فلسفه]] امروزه به نام شرح منظومه سبزواری كانون باصفای حوزه‌ها را گرم نگه داشته و علاوه بر این كه نشان می‌دهد حاج ملا هادی عالمی منطقی و فیلسوفی بزرگ بوده شاعری زبردست و توانا بوده است.
+
حکیم در این کتاب از سایر ابواب فقه سخنی به میان نیاورده و در آخر کتاب اشاره کرده که چون ما در کتاب نبراس سایر ابواب را به نظم درآورده‌ایم از طرح آن در اینجا خودداری نمودیم. این کتاب نشان می‌دهد که حکیم علاوه بر [[فلسفه]] در علوم مختلف از جمله [[فقه]] تبحر داشته است:
  
'''<I>2. دیوان حاج ملا هادی:</I>'''
+
'''<I>۴. شرح فارسی بر برخی از ابیات مشکل مثنوی مولانا</I>'''
  
این كتاب كه اشعارش بالغ بر هزار بیت است غزلیات و رباعیات و... بسیار زبیای عرفانی را دربر گرفته است و نشان می‌دهد كه این عالم بزرگوار در فن شعر و ادب نیز توانایی كامل داشته است. در قسمتی از اشعارش كه نكات عرفانی دربر داشته، می‌خوانیم:
+
'''<I>۵. مفتاح الفلاح و مصباح النجاح:</I>'''
 
 
{{بیت|شورش عشق تو در هیچ سری نیست كه نیست|منظر روی تو زیب نظری نیست كه نیست}}
 
{{بیت|ز فغانم ز فراق رخ و زلفت به فغان|سگ كویت همه شب تا سحری نیست كه نیست}}
 
{{بیت|نه همین از غم او سینه ما صد چاك است|داغ او لاله صفت بر جگری نیست كه نیست}}
 
{{بیت|موسی نیست كه دعوی انا الحق شنود|ورنه این زمزمه‌اند شجری نیست كه نیست}}
 
{{بیت|گوش «اسرار» شنو نیست وگرنه اسرار|برش از علم معنی خبری نیست<ref> دیوان اشعار حاج ملا هادی سبزواری.</ref> كه نیست}}
 
 
 
'''<I>3. اسرار الحكمه فی المفتتح المغتتم:</I>'''
 
 
 
حكیم بزرگوار این اثر نفیس را در دو بخش تنظیم كرده است. در بخش اول آن كه مربوط به [[حكمت نظری]] است. حكمت را پس از مقدمه در اثبات واجب الوجود و مباحث [[توحید]] آغاز و به دنبال آن مباحث [[معاد]] و [[نبوت]] و امامت را به طور استدلالی دنبال كرده است و با آوردن ادله‌ای در اثبات امامت [[امام مهدی]] عجل الله تعالی فرجه شریف این بخش را به پایان برده است.
 
 
 
در بخش دوم كتاب كه در [[حكمت عملی]] است پس از مقدمه، [[فلسفه]] تفاوت بلوغ زن و مرد را مطرح ساخته و بر آن چهار دلیل اقامه كرده و به دنبال آن بحث طهارت و اسرار نجاست را بیان فرموده و با طرح مباحث [[نماز]] و [[زكات]] و [[روزه]] این بخش را نیز به پایان برده است.
 
 
 
حكیم در این كتاب از سایر ابواب فقه سخنی به میان نیاورده و در آخر كتاب اشاره كرده كه چون ما در كتاب نبراس سایر ابواب را به نظم درآورده‌ایم از طرح آن در اینجا خودداری نمودیم. این كتاب نشان می‌دهد كه حكیم علاوه بر فلسفه در علوم مختلف از جمله فقه تبحر داشته است:
 
 
 
'''<I>4. شرح فارسی بر برخی از ابیات مشكل مثنوی مولانا</I>'''
 
 
 
'''<I>5. مفتاح الفلاح و مصباح النجاح:</I>'''
 
  
 
شرح دعای شریف صباح منسوب به مولی الموحدین [[امیرالمومنین]] علیه‌السلام است.
 
شرح دعای شریف صباح منسوب به مولی الموحدین [[امیرالمومنین]] علیه‌السلام است.
  
'''<I>6. شرح الاسماء:</I>'''
+
'''<I>۶. شرح الاسماء:</I>'''
  
شرح [[دعای جوشن كبیر]] است.
+
شرح [[دعای جوشن کبیر]] است.
  
'''<I>7. النبراس فی اسرار الاساس:</I>'''
+
'''<I>۷. النبراس فی اسرار الاساس:</I>'''
  
یك دوره فقه به طور خلاصه در قالب نظم ریخته شده و با اسرار و حكمت بیان شده است.
+
یک دوره [[فقه]] به طور خلاصه در قالب نظم ریخته شده و با اسرار و حکمت بیان شده است.
  
'''<I>8. راح قراح و كتاب رحیق در علم بدیع</I>'''
+
'''<I>۸. راح قراح و کتاب رحیق در علم بدیع</I>'''
  
'''<I>9. حاشیه بر الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوكیه:</I>'''
+
'''<I>۹. حاشیه بر الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه:</I>'''
  
اثر نفیس مرحوم صدرالحكماء المتألهین ملا صدرالدین شیرازی.
+
[[الشواهد الربوبیه (کتاب)|الشواهد الربوبیه]] اثر نفیس مرحوم صدرالحکماء المتألهین [[ملاصدرا|ملا صدرالدین شیرازی]].
  
'''<I>10. حاشیه بر اسفار اربعه ملاصدرالدین شیرازی</I>'''
+
'''<I>۱۰. حاشیه بر [[اسفار اربعه (کتاب)|اسفار اربعه]] ملاصدرالدین شیرازی</I>'''
  
'''<I>11. حواشی بر كتاب مفاتیح الغیب ملا صدرالدین شیرازی</I>'''
+
'''<I>۱۱. حواشی بر کتاب مفاتیح الغیب ملا صدرالدین شیرازی</I>'''
  
'''<I>12. حاشیه بر مبدأ و معاد صدرالدین شیرازی:</I>'''
+
'''<I>۱۲. حاشیه بر مبدأ و معاد صدرالدین شیرازی:</I>'''
  
 
البته نسبت به سه حاشیه قبل مختصرتر می‌باشد.
 
البته نسبت به سه حاشیه قبل مختصرتر می‌باشد.
  
'''<I>13. حاشیه بر شرح سیوطی لابن مالك (در علم نحو)</I>'''
+
'''<I>۱۳. حاشیه بر شرح سیوطی لابن مالک:</I>'''  
  
'''<I>14. حاشیه بر كتاب «شوارق»:</I>'''
+
در علم [[علم نحو|نحو]] است.
  
اثر ملا عبدالرزاق لاهیجی (در حكمت).
+
'''<I>۱۴. حاشیه بر کتاب «شوارق»:</I>'''
  
'''<I>15. هدایه الطالبین فی معرفه الانبیاء والائمه المعصومین</I>'''.
+
«شوارق» اثر [[ملا عبدالرزاق لاهیجی]] (در حکمت).
  
==زاهدِ فقیرنواز==
+
'''<I>۱۵. هدایه الطالبین فی معرفه الانبیاء والائمه المعصومین</I>'''.
  
حكیم با همه بزرگوار شخصیت علمی خویش روح بلندی داشت و زندگی را تنها از دریچه [[حكمت]] و [[فلسفه]] نمی‌گریست؛ به گونه‌ای كه گاهی هم‌صحبتی با فقرا و همنشینی با طبقات دیگر جامعه را مغتنم می‌شمرد. زاهدانه می‌زیست و به اشراف و حتی شخص شاه نیز بی‌توجه بود. نقل می‌كنند كه روزی ناصرالدین شاه در سبزوار به خانه وی آمد و او با غذای ساده خود از شاه پذیرایی كرد و در مقابل اصرار شاه هیچ چیز از وی قبول ننمود.
+
==صفات اخلاقی==
  
وی باغ انگوری داشت كه با دسترنج خود از آن محصول بر‌می‌داشت و همه ساله به هنگام فصل برداشت ابتدا سهمی را بین نیازمندان تقسیم می‌كرد و سپس دوستان خویش را به همراه طلاب علوم دینی به آن جا دعوت می‌نمود تا حاصل دسترنج خود را با دیگران مصرف كند.<ref> مطلع الشمس، ج 3، ص 984.</ref>
+
حکیم ملا هادی با همه شخصیت علمی خویش روح بلندی داشت و زندگی را تنها از دریچه [[حکمت]] و [[فلسفه]] نمی‌نگریست؛ به گونه‌ای که گاهی هم‌صحبتی با فقرا و همنشینی با طبقات دیگر جامعه را مغتنم می‌شمرد. [[زهد|زاهدانه]] می‌زیست و به اشراف و حتی شخص شاه نیز بی‌توجه بود. نقل می‌کنند که روزی ناصرالدین شاه در سبزوار به خانه وی آمد و او با غذای ساده خود از شاه پذیرایی کرد و در مقابل اصرار شاه هیچ چیز از وی قبول ننمود.
  
حكیم خود در دوران زندگی كار می‌كرد و بسیار اشتیاق داشت كه از دسترنج خود استفاده كند. وی از بیت‌المال هیچ ارتزاق نمی‌كرد.<ref> همان.</ref> او در تمام مدت عمر در یك خانه بسیار ساده زیست. دارایی حكیم منحصر به یك جفت گاو و یك باغچه بود. او هر آن چه را كه مورد نیاز بود، با دسترنج خود بدست می‌آورد و نان سالیانه خود را با زراعتی كه خود آن را به عهده داشت مهیا می‌كرد، گفته‌اند: حاج ملا هادی یك روز از قنات عمیدآباد و یك شبانه‌روز از قنات قصبه را مالك بود و خودش با استفاده از این دو آب به كشت گندم و پنبه و سایر مایحتاج زندگی اقدام می‌كرد و سالانه سی خروار غله و ده بار پنبه از زمین خویش برداشت می‌كرد و از باغی كه در بیرون شهر واقع بود سالانه چهل تومان سود بدست می‌آورد، قسمتی از مجموع این درآمدها را برای امرار معاش خویش و باقیمانده را بین فقرا و نیازمندان تقسیم می‌نمود.<ref> همان.</ref>
+
وی باغ انگوری داشت که با دسترنج خود از آن محصول بر‌می‌داشت و همه ساله به هنگام فصل برداشت ابتدا سهمی را بین نیازمندان تقسیم می‌کرد و سپس دوستان خویش را به همراه طلاب علوم دینی به آن جا دعوت می‌نمود تا حاصل دسترنج خود را با دیگران مصرف کند.<ref> مطلع الشمس، ج ۳، ص ۹۸۴.</ref>
 +
 
 +
حکیم خود در دوران زندگی کار می‌کرد و بسیار اشتیاق داشت که از دسترنج خود استفاده کند. وی از [[بیت المال|بیت‌المال]] هیچ ارتزاق نمی‌کرد.<ref> همان.</ref> او در تمام مدت عمر در یک خانه بسیار ساده زیست. دارایی حکیم منحصر به یک جفت گاو و یک باغچه بود. او هر آن چه را که مورد نیاز بود، با دسترنج خود بدست می‌آورد و نان سالیانه خود را با زراعتی که خود آن را به عهده داشت مهیا می‌کرد، قسمتی از مجموع این درآمدها را برای امرار معاش خویش و باقیمانده را بین فقرا و نیازمندان تقسیم می‌نمود.<ref> همان.</ref>
  
 
==وفات==
 
==وفات==
  
حكیم سبزواری پس از هفتاد و چند سال طلوع بر عالم اندیشه در عصر روز بیست و هشتم [[ذی الحجه]] سال 1289 ق. دارفانی را وداع گفت و جامعه مسلمانان و حوزه‌های علمی را در ماتم فرو برد. پیكر پاك و مطهر آن عالم فرزانه با شركت اقشار مختلف مردم سبزوار در حالی كه دوستان و شاگردان آن بزرگوار از شدت حزن و اندوه اشك می‌ریختند، تشییع شد و در بیرون دروازه سبزوار به نام دروازه نیشابور<ref> این محله اكنون مركز شهر واقع شده است.</ref> (معروف به فلكه زند) دفن گردید.
+
مرحوم حکیم سبزواری در عصر روز ۲۸ [[ذی الحجه]] سال ۱۲۸۹ قمری دار فانی را وداع گفت. پیکر مطهر آن عالم فرزانه با شرکت اقشار مختلف مردم سبزوار، [[تشییع جنازه|تشییع]] شد و در بیرون دروازه سبزوار به نام دروازه نیشابور<ref> این محله اکنون مرکز شهر واقع شده است.</ref> (معروف به فلکه زند) مدفون گردید.
  
مرحوم میرزا یوسف فرزند میرزا حسن مستوفی الممالك وزیر اعظم ایران در سال 1300 ق آرامگاهی در آنجا احداث نمود. این آرامگاه كه در مساحت حدود 110 و عرض 50 قدم ساخته شد در اطراف صحن آن حجره‌های متعددی برای سكونت زوار ساخته بودند كه اكنون هم با همان بقعه و صحن با كیفیت سابق موجود است.
+
مرحوم میرزا یوسف فرزند میرزا حسن مستوفی الممالک وزیر اعظم [[ایران]]، در سال ۱۳۰۰ قمری آرامگاهی در آنجا احداث نمود که در اطراف صحن آن حجره‌های متعددی برای سکونت زوار ساخته بودند.
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
<references/>
+
<references />
  
 
==منابع==
 
==منابع==
تلخيص از مجموعه گلشن ابرار، جلد زندگی نامه "حاج ملاهادی سبزواری" از سيد حسين قريشي
+
 
 +
*[[گلشن ابرار (کتاب)|گلشن ابرار]]، جلد ۱، زندگی نامه "حاج ملاهادی سبزواری" از سید حسین قریشی.
 +
*حاج ملاهادی سبزواری، [http://www.tahoordanesh.com/page.php?pid=11275 دایرة المعارف طهور]، بازیابی: ۲۵ اسفند ۱۳۹۲.
 +
*آرامگاه حاج ملاهادی سبزواری، [http://razavi-chto.ir/?portal=MainPortal&modules=pages&ref=64 اداره کل میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری استان خراسان رضوی]، ۲۵ اسفند ۱۳۹۲.
 +
*[http://fa.wikishia.net/view/%D9%85%D9%84%D8%A7_%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C_%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C ملا هادی سبزواری، ویکی شیعه].
 +
 
 +
{{سنجش کیفی
 +
|سنجش=شده
 +
|شناسه= خوب
 +
|عنوان بندی مناسب= خوب
 +
|کفایت منابع و پی نوشت ها= خوب
 +
|رعایت سطح مخاطب عام= خوب
 +
|رعایت ادبیات دانشنامه ای= خوب
 +
|جامعیت= خوب
 +
|رعایت اختصار= خوب
 +
|سیر منطقی= خوب
 +
|کیفیت پژوهش= خوب
 +
}}
  
 
[[رده:علمای قرن سیزدهم]]
 
[[رده:علمای قرن سیزدهم]]
 +
[[رده:فقیهان]]
 +
[[رده:شعرای پارسی گوی قرن سیزدهم]]
 +
[[رده:فیلسوفان]]
 +
[[رده:عارفان]]
 +
[[رده: مقاله های مرتبط به دانشنامه]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ اکتبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۲:۳۹


حکیم حاج ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ ق)، عارف، فیلسوف و شاعر مشهور شیعه در قرن ۱۳ قمری و از شاگردان شیخ محمدتقی اصفهانی و حاج محمدابراهیم کلباسی بود. کتاب منظومه و شرح منظومه او از مهمترین آثار در حوزه منطق و حکمت است که در زمره کتب درسی حوزه‌های علمیه قرار دارد. آخوند خراسانی از شاگردان مبرز حکیم سبزواری است.

۲۰۰px
نام کامل ملا هادی سبزواری
زادروز ۱۲۱۲ قمری
زادگاه سبزوار
وفات ۱۲۸۹ قمری
مدفن سبزوار

Line.png

اساتید

ملا علی نوری اصفهانی، شیخ محمدتقی اصفهانی، محمدابراهیم کرباسی،...

شاگردان

آخوند خراسانی، ملا محمدکاظم سبزواری، میرزا حسین مجتهد سبزواری، ...

آثار

منظومه و شرح منظومه، دیوان حاج ملا هادی، اسرار الحکم، حاشیه بر اسفار اربعه، ...

ولادت

ملا هادی سبزواری در سال ۱۲۱۲ ق. در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدر او حاج میرزا مهدی از تجار سبزوار و از خیرین آن شهر بود که مسجد و آب انبار متصل به هم واقع در کوچه «حمام حکیم» یکی از آثار به جا مانده از اوست.[۱] ملا هادی هفت ساله بود که پدرش از دنیا رفت و سرپرستی اش را پسر عمه او ملاحسین سبزواری بر عهده گرفت.

تحصیلات و اساتید

ملاهادی هشت سال داشت که به جمع محصلان علوم مقدماتی پیوست و در اوان نوجوانی ادبیات عرب را فراگرفت [۲] و در ده سالگی به همراه ملاحسین سبزواری راهی مشهد شده و در حوزه علمیه مشهد مشغول به تحصیل شد. او ده سال در کنار بارگاه امام رضا علیه‌السلام به تحصیل پرداخت. سپس شهرت حکمای اصفهان او را برای تحصیل عرفان و فلسفه به اصفهان کشانید.

حضور ملا هادی در حوزه اصفهان از روزی آغاز شد که وی در سفر حج از راه اصفهان گذر می‌کرد و چون هنوز موسم حج نبود مدتی در این شهر اقامت گزید. در حوزه پررونق اصفهان آن زمان، استادانی چون حاج شیخ محمدتقی مؤلف کتاب هدایة المسترشدین و حاج محمدابراهیم کلباسی نگارنده کتاب اشارات الاصول و آیت الله ملا اسماعیل کوشکی در آن، محفل درس و بحث علمی داشتند.

ملا هادی چند وقتی به درس آیت الله کوشکی رفت و احساس کرد این درس برایش چون گمشده گرانقیمتی بوده که اکنون بدان دست یافته است. بیان شیوا و عمق معلومات استاد وی را هر روز شیفته‌تر می‌نمود. از همین رو تصمیم گرفت سفر حج خود را به سفر در سلوک دانش و معارف تبدیل کند و در اصفهان ماندگار شود. سفر ملا هادی به هشت سال اقامت در اصفهان انجامید و در این مدت خود را به زیور دانش و معارف آراست و به برکت بزرگان آن سامان در علم حکمت افق‌های جدیدی فراراهش گشوده گردید. ملا هادی در سال ۱۲۴۲ به مشهد بازگشت و پنج سال در مدرسه حاج حسن مشغول تدریس شد.

برخی از استادان ملا هادی سبزواری در دوران تحصیلش عبارتند از:

۱. حاج ملا حسین سبزواری:

حکیم سبزواری پس از برشمردن عظمت این استاد می‌گوید: «...مرا از سبزوار به مشهد مقدس حرکت داد و آن جناب انزوا و تقلیل غذا و عفاف و اجتناب از محرمات و مکروهات و مواظبت بر فرایض و نوافل را مراقب بود و داعی را هم در این‌ها چون در یک حجره بودیم سهم و مشارکت داشت و کینونت ما بدین سیاق طولی نکشید و سنواتی ریاضات و تسلیمیتی داشتم و آن مرحوم استاد ما بود در علوم عربیه و فقهیه و اصولیه ولی با آن که خود کلام حکمت دیده بود و شوق و استعداد هم در ما می‌دید نمی‌گفت مگر منطق و قلیلی از ریاضی پس عشره کامله را با آن مرحوم در جوار معصوم به سر بردم...».[۳]

۲. حاج محمدابراهیم کرباسی (۱۱۸۰ـ ۱۲۶۲ ق):

او از محضر سید بحرالعلوم و شیخ جعفر کاشف الغطاء و سید علی طباطبایی استفاده برده و پس از بازگشت به وطن عمر خویش را با کمال زهد و احتیاط و قناعت سپری نمود. تألیفات مشهور این عالم با ورع عبارت است از: اشارات الاصول، الایقاظات، شوارع الهدایه الی شرح الکفایه (در شرح کفایه محقق سبزواری)، منهاج الهدایه الی احکام الشریعه و...[۴]

۳. شیخ محمدتقی اصفهانی (متوفی ۱۲۴۸ ق):

تبحر شیخ محمدتقی اصفهانی در علم اصول فقه به حدی بوده که وی را به رئیس الاصولیین خطاب می‌کردند. او در محضر استادان بزرگی همچون علامه سید مهدی بحرالعلوم و سید علی صاحب ریاض و سید محسن کاظمینی رشد کرده است. تألیفات مشهور او عبارت است از تقریرات سید بحرالعلوم، حجة المظنه، شرح الاسماء الحسنی و هدایة المسترشدین.[۵]

۴. ملا علی مازندرانی نوری اصفهانی (متوفی ۱۲۴۶ ق):

ملا علی نوری از محضر علمای مازندران و قزوین استفاده کرده و کلام و حکمت را نزد آقا محمد بیدآبادی آموخته بود. تفسیر سوره اخلاص، حاشیه اسفار ملاصدرا و حاشیه مشاعر ملاصدرا از جمله تألیفات مشهور این عالم بزرگوار می‌باشد.

۵. ملا اسماعیل کوشکی:

او همیشه پس از فراغت از تدریس با تنی چند از شاگردان خود در حوزه درس ملا علی نوری حاضر می‌شد. حاشیه اسفار ملاصدرا، حاشیه شوارق ملا عبدالرزاق لاهیجی، حاشیه مشاعر ملاصدرا و شرح عرشیه ملاصدرا از جمله تألیفات این عالم فرزانه است.[۶]

تدریس و شاگردان

حکیم سبزواری علاوه بر حوزه علمیه کرمان، نزدیک چهل سال در حوزه علمیه مشهد به تدریس پرداخته و حاصل این تلاش پرورش شاگردان بسیاری بوده است. در این جا تنها به اسامی تنی چند از آنان اشاره می‌شود:

  1. آخوند ملا محمد فرزند ارشد حکیم
  2. آخوند ملا محمدکاظم خراسانی مؤلف «کفایه الاصول»
  3. ملا محمدکاظم سبزواری
  4. آقا شیخ علی فاضل تبتی
  5. شاهزاده جناب
  6. آیت الله حاج میرزا حسین مجتهد سبزواری
  7. ملا علی سمنانی
  8. آقا سید احمد رضوی پیشاوری هندی
  9. ملا عبدالکریم قوچانی
  10. شیخ ابراهیم طهرانی معروف به شیخ معلم
  11. ملا محمدصادق حکیم
  12. شیخ محمدحسین معروف به جرجیس
  13. آقا حسین ابن ملا زین‌العابدین
  14. میرزا اسماعیل ملقب به افتخار الحکماء طالقانی
  15. میرزا علی‌نقی ملقب به صدرالعلماء سبزواری
  16. سید عبدالغفور جهرمی
  17. میرزا حسین امام جمعه کرمانی
  18. آیت الله حاج میرزا ابوطالب زنجانی
  19. حاج شیخ ملا اسماعیل عارف بجنوردی
  20. حاج میرزا حسن حکیم داماد حاج ملا هادی
  21. وثوق الحکماء سبزواری
  22. حاج ملا اسماعیل ابن حاج علی‌اصغر سبزواری
  23. میرزا اسدالله سبزواری
  24. شیخ عبدالاعلی سبزواری
  25. شیخ علی‌اصغر سبزواری
  26. فاضل صد خرومی سبزواری
  27. میرزا ابراهیم شریعتمدار سبزواری
  28. فاضل مغیثه‌ای سبزواری
  29. سید عبدالرحیم سبزواری
  30. ملا محمدرضا سبزواری متخلص به روغنی
  31. ملا محمدصادق صباغ کاشانی
  32. شیخ محمد ابن ملا اسماعیل کاشانی
  33. میرزا آقا حکیم دارابی
  34. آقا میرزا محمد یزدی معروف به فاضل یزدی
  35. ملا غلامحسین شیخ الاسلام
  36. میرزا عباس حکیم[۷]

آثار و تألیفات

عظمت تألیفات حکیم سبزواری بر اهل دانش و حکمت پوشیده نیست و ما در این جا با بررسی آثار ارزشمند وی، گوشه‌ای از افق فکری و وسعت علمی ایشان را معرفی می‌کنیم:

۱. منظومه و شرح منظومه:

این اثر نفیس و کم‌نظیر حاصل تلاش بیش از بیست سال از عمر بابرکت حکیم در سنین جوانی است.[۸] مؤلف خود در آخر کتاب تاریخ شروع را سال ۱۲۴۰ قمری و زمان ختم آن را سال ۱۲۶۱ قرمی یاد کرده است. حاج ملا هادی پس از فراغت از تألیف منظومه و شرح آن، ابتدا خود به تدریس آن پرداخته و پس از پایان دوره اول آن فرزند بزرگ حکیم، آخوند ملا محمد تدریس مجدد آن را برای شیفتگان حکمت به عهده گرفته است.[۹]

در اهمیت این کتاب شریف همین بس که از زمان تألیف تاکنون همواره در حوزه‌های علمیه و حتی در عصر حکیم در مرکز علوم عقلی تهران جزو کتاب‌های درسی بوده است.[۱۰] شرح منظومه که اکنون چون ستاره‌ای پرفروغ در محافل علمی و فکری می‌درخشد حاوی دو علم منطق و حکمت می‌باشد. حکیم در بخش حکمت که نام آن را «غُررُالفرائد» گذاشته است، با طبع روان خویش بیش از هزار بیت شعر پیرامون حکمت سروده و در آن به بررسی مسائل مهم فلسفه پرداخته است و چون این بخش دارای مفاهیم بسیار دقیق فلسفی بوده، پس از فراغت از نظم آن خود به شرحش پرداخته است.

بخش دیگر کتاب مربوط به مباحث منطق است.[۱۱] نام این بخش «لئالی المنتظمه» و به حق مخزن لؤلؤ و مرجان است. وی در این جا با سردون اشعاری بالغ بر سیصد بیت دقیق‌ترین مباحث منطق را به نظم درآورده و با زبان فصیح عرب معضلات این علم را بیان کرده است و چون این اشعار نیز بسیار پیچیده و دقیق است، خود پس از فراغت از نظم به شرح ابیات پرداخته که اکنون آن شرح در ذیل منظمومه وی به چاپ رسیده و با نام «شرح اللئالی المنتظمه» موسوم است.

مجموع مباحث منطق و فلسفه امروزه به نام شرح منظومه سبزواری کانون باصفای حوزه‌ها را گرم نگه داشته و علاوه بر این که نشان می‌دهد حاج ملا هادی عالمی منطقی و فیلسوفی بزرگ بوده، شاعری زبردست و توانا نیز بوده است.

۲. دیوان حاج ملا هادی:

حاج ملاهادی غزل های حکمی و عرفانی نیز سروده است و در شعر "اسرار"تخلص می کرد. این دیوان که اشعارش بالغ بر هزار بیت است، غزلیات و رباعیات بسیار زبیای عرفانی را دربر گرفته است و نشان می‌دهد که این عالم بزرگوار در فن شعر و ادب نیز توانایی کامل داشته است. در قسمتی از اشعارش که نکات عرفانی دربر داشته، می‌خوانیم:

شورش عشق تو در هیچ سری نیست که نیست منظر روی تو زیب نظری نیست که نیست

ز فغانم ز فراق رخ و زلفت به فغان سگ کویت همه شب تا سحری نیست که نیست

نه همین از غم او سینه ما صد چاک است داغ او لاله صفت بر جگری نیست که نیست

موسی ای نیست که دعوی انا الحق شنود ورنه این زمزمه‌اندر شجری نیست که نیست

گوش «اسرار» شنو نیست وگرنه اسرار برش از عالم معنی خبری نیست که نیست[۱۲]

۳. اسرار الحکم فی المفتتح المغتتم:

حکیم بزرگوار این اثر نفیس را در دو بخش تنظیم کرده است. در بخش اول آن که مربوط به حکمت نظری است. حکمت را پس از مقدمه در اثبات واجب الوجود و مباحث توحید آغاز و به دنبال آن مباحث معاد و نبوت و امامت را به طور استدلالی دنبال کرده است و با آوردن ادله‌ای در اثبات امامت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف این بخش را به پایان برده است.

در بخش دوم کتاب که در حکمت عملی است، پس از مقدمه، فلسفه تفاوت بلوغ زن و مرد را مطرح ساخته و بر آن چهار دلیل اقامه کرده و به دنبال آن بحث طهارت و اسرار نجاست را بیان فرموده و با طرح مباحث نماز و زکات و روزه این بخش را نیز به پایان برده است.

حکیم در این کتاب از سایر ابواب فقه سخنی به میان نیاورده و در آخر کتاب اشاره کرده که چون ما در کتاب نبراس سایر ابواب را به نظم درآورده‌ایم از طرح آن در اینجا خودداری نمودیم. این کتاب نشان می‌دهد که حکیم علاوه بر فلسفه در علوم مختلف از جمله فقه تبحر داشته است:

۴. شرح فارسی بر برخی از ابیات مشکل مثنوی مولانا

۵. مفتاح الفلاح و مصباح النجاح:

شرح دعای شریف صباح منسوب به مولی الموحدین امیرالمومنین علیه‌السلام است.

۶. شرح الاسماء:

شرح دعای جوشن کبیر است.

۷. النبراس فی اسرار الاساس:

یک دوره فقه به طور خلاصه در قالب نظم ریخته شده و با اسرار و حکمت بیان شده است.

۸. راح قراح و کتاب رحیق در علم بدیع

۹. حاشیه بر الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه:

الشواهد الربوبیه اثر نفیس مرحوم صدرالحکماء المتألهین ملا صدرالدین شیرازی.

۱۰. حاشیه بر اسفار اربعه ملاصدرالدین شیرازی

۱۱. حواشی بر کتاب مفاتیح الغیب ملا صدرالدین شیرازی

۱۲. حاشیه بر مبدأ و معاد صدرالدین شیرازی:

البته نسبت به سه حاشیه قبل مختصرتر می‌باشد.

۱۳. حاشیه بر شرح سیوطی لابن مالک:

در علم نحو است.

۱۴. حاشیه بر کتاب «شوارق»:

«شوارق» اثر ملا عبدالرزاق لاهیجی (در حکمت).

۱۵. هدایه الطالبین فی معرفه الانبیاء والائمه المعصومین.

صفات اخلاقی

حکیم ملا هادی با همه شخصیت علمی خویش روح بلندی داشت و زندگی را تنها از دریچه حکمت و فلسفه نمی‌نگریست؛ به گونه‌ای که گاهی هم‌صحبتی با فقرا و همنشینی با طبقات دیگر جامعه را مغتنم می‌شمرد. زاهدانه می‌زیست و به اشراف و حتی شخص شاه نیز بی‌توجه بود. نقل می‌کنند که روزی ناصرالدین شاه در سبزوار به خانه وی آمد و او با غذای ساده خود از شاه پذیرایی کرد و در مقابل اصرار شاه هیچ چیز از وی قبول ننمود.

وی باغ انگوری داشت که با دسترنج خود از آن محصول بر‌می‌داشت و همه ساله به هنگام فصل برداشت ابتدا سهمی را بین نیازمندان تقسیم می‌کرد و سپس دوستان خویش را به همراه طلاب علوم دینی به آن جا دعوت می‌نمود تا حاصل دسترنج خود را با دیگران مصرف کند.[۱۳]

حکیم خود در دوران زندگی کار می‌کرد و بسیار اشتیاق داشت که از دسترنج خود استفاده کند. وی از بیت‌المال هیچ ارتزاق نمی‌کرد.[۱۴] او در تمام مدت عمر در یک خانه بسیار ساده زیست. دارایی حکیم منحصر به یک جفت گاو و یک باغچه بود. او هر آن چه را که مورد نیاز بود، با دسترنج خود بدست می‌آورد و نان سالیانه خود را با زراعتی که خود آن را به عهده داشت مهیا می‌کرد، قسمتی از مجموع این درآمدها را برای امرار معاش خویش و باقیمانده را بین فقرا و نیازمندان تقسیم می‌نمود.[۱۵]

وفات

مرحوم حکیم سبزواری در عصر روز ۲۸ ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری دار فانی را وداع گفت. پیکر مطهر آن عالم فرزانه با شرکت اقشار مختلف مردم سبزوار، تشییع شد و در بیرون دروازه سبزوار به نام دروازه نیشابور[۱۶] (معروف به فلکه زند) مدفون گردید.

مرحوم میرزا یوسف فرزند میرزا حسن مستوفی الممالک وزیر اعظم ایران، در سال ۱۳۰۰ قمری آرامگاهی در آنجا احداث نمود که در اطراف صحن آن حجره‌های متعددی برای سکونت زوار ساخته بودند.

پانویس

  1. ملا هادی سبزواری، ویکی شیعه، بازیابی:۱۹ فروردین ۱۳۹۶
  2. شرح زندگانی حاج ملا هادی سبزواری، ولی‌الله اسراری، ص۱.
  3. بنیاد حکمت سبزواری، ص ۲۱.
  4. ریحانه الادب، محمدعلی مدرس تبریزی، ج ۲.
  5. همان.
  6. همان.
  7. شرح زندگانی حاج ملا هادی، ص ۵۳ـ۷۰؛ مجموعه رسائل فارسی حاج ملا هادی سبزواری، جلال الدین آشتیانی، ص ۶۵ـ۷۸؛ تاریخ حکما و عرفاء متاخرین صدرالمتالهین، منوچهر صدوقی سها، ص ۱۲۱ـ۱۲۸.
  8. مجموعه رسائل حاج ملا هادی، ص ۴۹.
  9. شرح زندگانی حاج ملا هادی، اسرار، ص ۴۱.
  10. مجموعه رسائل حاج ملا هادی، ص ۴۹.
  11. مرحوم حاجی ابتدا حکمت را نوشته بعد منطق را به آن اضافه کرده است.
  12. دیوان اشعار حاج ملا هادی سبزواری.
  13. مطلع الشمس، ج ۳، ص ۹۸۴.
  14. همان.
  15. همان.
  16. این محله اکنون مرکز شهر واقع شده است.

منابع