سنجش مقاله انجام نشده است

تحدی در قرآن: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۶ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
__toc__
+
{{خوب}}
 +
«تحدّى» به معناى هماورد خواستن و به مبارزه طلبیدن است  و در اصطلاح، عبارت است از مبارزه‌ طلبى خداى متعال از مخالفان [[پیامبر اسلام|رسول‌اکرم]] (صلى الله علیه و آله) که اگر آن حضرت را فرستاده خداوند نمى‌دانند، براى آنچه وى آورده است ([[قرآن]]) همانندى بیاورند.
 +
==تحدی در لغت و اصطلاح==
  
 +
«تحدّى» از ریشه «حدا» (با آواز شتر را پیش‌راندن)<ref> ترتیب العین، ص‌۱۶۹، «حدا».</ref> به معناى هماورد خواستن و به مبارزه طلبیدن<ref> لسان‌العرب، ج‌۳، ص‌۹۰، «حدا».</ref>، براى ظاهرشدن عجز آن هماورد است<ref>مقاییس اللغه، ج‌۲، ص‌۳۵، «حدا»؛ المصطلحات الکلامیه، ص‌۶۴.</ref> و در اصطلاح عبارت است از مبارزه‌ طلبى خداى متعال از مخالفان [[پیامبر اسلام|رسول‌اکرم]] صلى الله علیه و آله که اگر آن حضرت را فرستاده خداوند نمى‌دانند، براى آنچه وى آورده است مانندى بیاورند.<ref>المصطلحات الکلامیه، ص‌۶۴.</ref>
  
==واژه «تحدی» در لغت و اصطلاح==
+
قرآن‌کریم در آیات‌ ۴۹‌ [[سوره قصص]]، ۸۸ [[سوره اسراء]]، ۳۸ [[سوره یونس]]، ۳۴ [[سوره طور]]، ۱۳ [[سوره هود]] و ۲۳ [[سوره بقره]]، با هدف اثبات [[رسالت]] رسول‌ اکرم صلى الله علیه و آله و [[وحی|وحیانى]] بودن [[قرآن کریم]] از مخالفان وى خواسته است اگر در حقانیت نبوت آن حضرت شک دارند، کتابى مانند قرآن یا ۱۰‌ [[سوره]] یا یک سوره یا سخنى مانند آن بیاورند.
  
«تحدى» از ريشه «حدا» (با آواز شتر را پيش‌راندن)<ref> ترتيب العين، ص‌169، «حدا».</ref> به معناى هماورد خواستن و به مبارزه طلبيدن<ref> لسان‌العرب، ج‌3، ص‌90، «حدا».</ref>، براى ظاهرشدن عجز آن هماورد<ref>مقاييس اللغه، ج‌2، ص‌35، «حدا»؛ المصطلحات الكلاميه، ص‌64.</ref> و در اصطلاح عبارت است از مبارزه‌ طلبى خداى متعال از مخالفان [[رسول‌اكرم]] صلى الله عليه و آله كه اگر آن حضرت را فرستاده خداوند نمى‌دانند، براى آنچه وى آورده است مانندى بياورند.<ref>المصطلحات الكلاميه، ص‌64.</ref>  
+
تحدى بر این قیاس استثنایى مشتمل است که اگر این کار از سوى خدا نباشد، کارى بشرى است و اگر چنین باشد شما هم که بشر هستید باید بتوانید همانند آن را بیاورید و اگر نتوانستید معلوم مى شود [[معجزه]] الهى‌است.<ref> تفسیر موضوعى، ج‌۱، ص‌۱۲۸ ـ ۱۲۹، «قرآن در قرآن»؛ تسنیم، ج‌۲، ص‌۴۱۳ ـ ۴۱۴.</ref>
  
قرآن‌كريم در آيات‌ 49‌ [[سوره قصص]]/28، 88 [[سوره اسراء]]/17، 38 [[سوره يونس]]/10، 34 [[سوره طور]]/ 52، 13 [[سوره هود]]/11 و 23 [[سوره بقره]]/2، با هدف اثبات رسالت رسول‌ اكرم صلى الله عليه و آله و وحيانى بودن [[قرآن کریم]] از مخالفان وى خواسته است اگر در حقانيت [[رسالت]] آن حضرت شك دارند كتابى مانند قرآن يا 10‌ سوره يا يك سوره يا سخنى مانند آن بياورند.
+
البته تحدى به [[پیامبر اسلام]] صلى الله علیه و آله اختصاص ندارد و [[معجزات]] همه [[پیامبران]] همراه با تحدى بوده است؛ براى نمونه، [[حضرت موسى]] علیه السلام با ساحران تحدى کرد<ref>التبیان، ج‌۵، ص‌۴۱۶؛ ج‌۸، ص‌۲۰.</ref> و فرمود: {{متن قرآن|«اَلقوا ما اَنتُم مُلقون»}} ([[سوره یونس]]، ۸۰)؛ زیرا چنانکه گفته اند: «معجزه» مشروط به ادعاى [[نبوت]]، تحدى، عدم معارضه دیگران به سبب عجز و خارق‌العاده بودن است.<ref> الاقتصاد، ص‌۱۶۶.</ref> گرچه برخی از جمله «ابن حزم اندلسی»، شرطیت تحدى در معجزه را نپذیرفته است.<ref> المحلّى، ج‌۱، ص‌۳۶.</ref>
  
البته تحدى به [[پيامبر اسلام]] صلى الله عليه و آله اختصاص ندارد و معجزات همه [[پيامبران]] همراه با تحدى بوده است؛ براى نمونه، [[حضرت موسى]] علیه السلام با ساحران تحدى كرد.<ref>التبيان، ج‌5، ص‌416؛ ج‌8، ص‌20.</ref> و فرمود: «اَلقوا ما اَنتُم مُلقون»([[سوره يونس]]/10، 80) زيرا «[[معجزه]]» مشروط به ادعاى [[نبوت]]، تحدى، عدم معارضه ديگران به سبب عجز و خارق‌العاده بودن است.<ref> الاقتصاد، ص‌166.</ref> گرچه «ابن حزم»، شرطيت تحدى در معجزه را نپذيرفته است.<ref> المحلّى، ج‌1، ص‌36.</ref>
+
==آیات تحدى==
  
به هر روى، تحدى بر اين قياس استثنايى مشتمل است كه اگر اين كار از سوى خدا نباشد كارى بشرى است و اگر چنين باشد شما هم كه بشر هستيد بايد بتوانيد همانند آن را بياوريد و اگر نتوانستيد معلوم مى شود معجزه الهى‌است.<ref> تفسير موضوعى، ج‌1، ص‌128 ـ 129، «قرآن در قرآن»؛ تسنيم، ج‌2، ص‌413 ـ 414.</ref>
+
چنان که اشاره شد [[قرآن|قرآن‌کریم]] در شمارى از آیات خود، با معاندان و منکران [[وحى]] و [[نبوت]] بدین شرح تحدى کرده است:
  
==آيات تحدى==
+
#در آیه ۴۹ [[سوره قصص]]، که چهل و نهمین سوره نازل شده در [[مکه]] است، خطاب به پیامبر مى‌فرماید: بگو اگر شما راست مى‌گویید که این دو کتاب ([[تورات]] و قرآن)<ref> مجمع‌البیان، ج‌۷، ص‌۴۰۲.</ref> از سوى خدا نیست، کتابى روشن‌تر و هدایت‌ بخش‌ تر از آنها از سوى خدا بیاورید تا من از آن پیروى کنم:<ref>التبیان، ج‌۸، ص‌۱۵۹؛ التفسیر الکبیر، ج‌۲۴، ص‌۲۶۱؛ التسهیل، ج‌۳، ص‌۱۰۷.</ref> {{متن قرآن|«قُل فَأتوا بِکتب مِن عِندِاللّهِ هُوَ اَهدى مِنهُما اَتَّبِعهُ اِن کنتُم صدِقین»}}.
 +
#[[سوره اسراء]]، که دومین تحدى در آن آمده، بنابر روایت مشهور، پنجاهمین [[سوره]] از سُور [[سوره های مکی و مدنی|مکى]] است.<ref>البرهان فى علوم القرآن، ج‌۱، ص‌۲۸۱؛ التمهید، ج‌۱، ص‌۱۰۵.</ref> این سوره در سال یازدهم [[بعثت]] و بعد از سوره قصص و پیش از [[سوره یونس]] نازل شده است. در آیه ۸۸ این سوره آمده است: اگر [[جن]] و [[انسان|انس]] گرد هم آیند تا نظیر قرآن را بیاورند نمى‌توانند مانند آن را بیاورند، هر چند بعضى از آنها پشتیبان بعضى دیگر باشند: {{متن قرآن|«قُل لئِنِ اجتَمَعَتِ الاِنسُ والجِنُّ عَلى اَن یأتوا بِمِثلِ هذا القُرءانِ لایأتونَ بِمِثلِهِ ولَو کانَ بَعضُهُم لِبَعض ظَهیرا»}}.
 +
#[[سوره یونس]]، سومین سوره مشتمل بر تحدى است. این سوره در اکثر روایات [[ترتیب نزول سوره ها|ترتیب نزول]] بعد از سوره اسراء قرار گرفته است.<ref> جمال القراء، ج‌۱، ص‌۱۳۶؛ البرهان فى علوم القرآن، ج‌۱، ص‌۲۸۱.</ref> در آیه‌ ۳۸ این سوره، خداوند سبحان بعد از ردّ صریح ادعاى مشرکان مبنى بر جعلى بودن قرآن و نیز نفى هر گونه شک و تردید در الهى بودن آن، به آنان مى‌گوید: اگر راست مى‌گویید سوره‌اى مانند آن را بیاورید و هر کس را جز خدا مى‌توانید به کمک فراخوانید: {{متن قرآن|«اَم یقولونَ افتَرهُ قُل فَأتوا بِسورَة مِثلِهِ وادعوا مَنِ استَطَعتُم مِن دونِ اللّهِ اِن کنتُم صدِقین»}}.
 +
#چهارمین تحدى قرآن در [[سوره هود]] آمده است که زمان نزول آن طبق غالب روایات ترتیب نزول، بعد از سوره یونس است.<ref> جمال القراء، ج‌۱، ص‌۱۳۶؛ البرهان فى علوم القرآن، ج‌۱، ص‌۲۸۱.</ref> آیه ۱۳ این سوره پس از نقل سخن مشرکان درباره جعلى بودن قرآن، خطاب به آنان مى‌فرماید: اگر راست مى‌گویید ۱۰ سوره ساختگى که در فصاحت و [[بلاغت]] همانند قرآن باشد بیاورید و غیر از خدا هر کس را مى‌توانید فراخوانید: {{متن قرآن|«اَم یقولونَ افتَرهُ قُل فَأتوا بِعَشرِ سُوَر مِثلِهِ مُفتَرَیت وادعوا مَنِ استَطَعتُم مِن دونِ اللّهِ اِن کنتُم صدِقین»}}.
 +
#[[سوره طور]] پنجمین سوره دربردارنده تحدى است. نزول این سوره بعد از ۴ سوره پیشین بوده است. در آیات ۳۲ ـ ۳۳ این سوره، خداوند در پاسخ مدعیان خودساخته بودن قرآن، مى‌فرماید: اگر راست مى‌گویند سخنى مانند آن را بیاورند: {{متن قرآن|«اَم یقولونَ تَقَوَّلَهُ بَل لایؤمِنون * فَلیأتوا بِحَدیث مِثلِهِ اِن کانوا صدِقین»}}. در این آیه به آوردن سخنى مثل قرآن تحدى شده است، بى‌آن که به مقدار آن اشاره شود.<ref> فى الاعجاز البلاغى، ص‌۱۶؛ مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۱۵۸؛ احکام‌القران، ج‌۱، ص‌۴۰ ـ ۴۱.</ref>
 +
#آخرین تحدى قرآن در [[سوره بقره]]، یعنى اولین سوره نازل شده در [[مدینه]] است. آیات ۲۳ ـ ۲۴ این سوره، خطاب به منکران وحیانى بودن قرآن مى‌فرماید: اگر راست مى‌گویید سوره‌اى مانند قرآن بیاورید و در این کار یاوران خود را از غیرخدا فراخوانید ولى هرگز نخواهید توانست: {{متن قرآن|«و اِن کنتُم فى رَیب مِمّا نَزَّلنا عَلى عَبدِنا فَأتوا بِسورَة مِن مِثلِهِ وَادعوا شُهَداءَکم مِن دونِ اللّهِ اِن کنتُم صدِقین * فَاِن لَم تَفعَلوا ولَن تَفعَلوا...»}}.
  
چنان كه اشاره شد قرآن‌كريم در شمارى از آيات با معاندان و منكران [[وحى]] و نبوت بدين شرح تحدى كرده است:
+
این پیشگویى خود از [[معجزه|معجزات]] قرآن به شمار آمده است.<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۲، ص‌۱۱۷.</ref> این آیه، «سوره» را به سوره‌اى خاص مقید نساخته است، بنابراین مراد از «سوره» جنس است و شامل سوره‌هاى کوچک و بزرگ مى‌شود.<ref> من وحى القرآن، ج‌۱، ص‌۱۷۴؛ تسنیم، ج‌۲، ص‌۴۲۱.</ref>
  
# در آيه 49 [[سوره قصص]]/28 كه چهل و نهمين سوره نازل شده در [[مكه]] است، خطاب به پيامبر مى‌فرمايد: بگو اگر شما راست مى‌گوييد كه اين دو كتاب ([[تورات]] و قرآن)<ref> مجمع‌البيان، ج‌7، ص‌402.</ref> از سوى خدا نيست، كتابى روشن‌تر و هدايت‌ بخش‌ تر از آنها از سوى خدا بياوريد تا من از آن پيروى كنم:<ref>التبيان، ج‌8، ص‌159؛ التفسير الكبير، ج‌24، ص‌261؛ التسهيل، ج‌3، ص‌107.</ref> «قُل فَأتوا بِكِتب مِن عِندِاللّهِ هُوَ اَهدى مِنهُما اَتَّبِعهُ اِن كُنتُم صـدِقين».
+
درباره مرجع ضمیر «مثله» در این آیه که «ما»ى موصول است یا «عبدنا»، دو قول است: بیشتر مفسران، مرجع ضمیر را «ما» مى‌دانند که در اینجا مراد از آن قرآن است، زیرا اولاً در این صورت این آیه با سایر آیات تحدى به ویژه آیه [[سوره یونس]] هماهنگ خواهد بود.<ref> مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۱۵۷.</ref> ثانیاً بحث در مُنزَل (قرآن) است نه مُنزَلٌ‌علیه (پیامبر). ثالثاً وجه اعجازى آیه قوى‌ تر خواهد بود زیرا آیه در این صورت دلالت دارد که مخالفان قرآن، خواه انفرادى یا به صورت جمعى و با هر ویژگى، قادر به آوردن مثل آن نیستند. رابعاً اگر ضمیر به [[پیامبر اسلام|پیامبر]] صلى الله علیه و آله بازگردد، وجه اعجازى قرآن، امّى بودن پیامبر صلى الله علیه و آله مى‌شود؛ ولى اگر به قرآن برگردد وجه اعجازى آن، کمال فصاحت و بلاغت آن مى‌شود.<ref> التفسیر الکبیر، ج‌۲، ص‌۱۱۸.</ref>  
# [[سوره اسراء]]/17 كه دومين تحدى در آن آمده، بنابر روايت مشهور، پنجاهمين سوره از سُور [[مكى]] است.<ref>البرهان فى علوم القرآن، ج‌1، ص‌281؛ التمهيد، ج‌1، ص‌105.</ref> اين سوره در سال يازدهم بعثت و بعد از سوره قصص و پيش از [[سوره يونس]] نازل شده است. در آيه 88 اين سوره آمده است: اگر [[جن]] و انس گرد هم آيند تا نظير قرآن را بياورند نمى‌توانند مانند آن را بياورند، هر چند بعضى از آنها پشتيبان بعضى ديگر باشند: «قُل لئِنِ اجتَمَعَتِ الاِنسُ والجِنُّ عَلى اَن يَأتوا بِمِثلِ هذا القُرءانِ لايَأتونَ بِمِثلِهِ ولَو كانَ بَعضُهُم لِبَعض ظَهيرا».
 
# [[سوره يونس]]/10 سومين سوره مشتمل بر تحدى است. اين سوره در اكثر روايات ترتيب نزول بعد از سوره اسراء قرار گرفته است.<ref> جمال القراء، ج‌1، ص‌136؛ البرهان فى علوم القرآن، ج‌1، ص‌281.</ref> در آيه‌ 38 اين سوره، خداوند سبحان بعد از ردّ صريح ادعاى مشركان مبنى بر جعلى بودن قرآن و نيز نفى هر گونه شك و ترديد در الهى بودن آن، به آنان مى‌گويد: اگر راست مى‌گوييد سوره‌اى مانند آن را بياوريد و هر كس را جز خدا مى‌توانيد به كمك فراخوانيد: «اَم يَقولونَ افتَرهُ قُل فَأتوا بِسورَة مِثلِهِ وادعوا مَنِ استَطَعتُم مِن دونِ اللّهِ اِن كُنتُم صدِقين».
 
# چهارمين تحدى قرآن در [[سوره هود]]/11 آمده است كه زمان نزول آن طبق غالب روايات ترتيب نزول، بعد از سوره يونس است.<ref> جمال القراء، ج‌1، ص‌136؛ البرهان فى علوم القرآن، ج‌1، ص‌281.</ref> آيه 13 اين سوره پس از نقل سخن مشركان درباره جعلى بودن قرآن، خطاب به آنان مى‌فرمايد: اگر راست مى‌گوييد 10 سوره ساختگى كه در فصاحت و [[بلاغت]] همانند قرآن باشد بياوريد و غير از خدا هر كس را مى‌توانيد فراخوانيد: «اَم يَقولونَ افتَرهُ قُل فَأتوا بِعَشرِ سُوَر مِثلِهِ مُفتَرَيت وادعوا مَنِ استَطَعتُم مِن دونِ اللّهِ اِن كُنتُم صدِقين».
 
# [[سوره طور]]/52 پنجمين سوره دربردارنده تحدى است. نزول اين سوره بعد از 4 سوره پيشين بوده است. در آيات 32 ـ 33 اين سوره، خداوند در پاسخ مدعيان خودساخته بودن قرآن، مى‌فرمايد: اگر راست مى‌گويند سخنى مانند آن را بياورند: «اَم يَقولونَ تَقَوَّلَهُ بَل لايُؤمِنون × فَليَأتوا بِحَديث مِثلِهِ اِن كانوا صدِقين». در اين آيه به آوردن سخنى مثل قرآن تحدى شده است، بى‌آن كه به مقدار آن اشاره شود.<ref> فى الاعجاز البلاغى، ص‌16؛ مجمع‌البيان، ج‌1، ص‌158؛ احكام‌القران، ج‌1، ص‌40 ـ 41.</ref>
 
# آخرين تحدى قرآن در [[سوره بقره]]، يعنى اولين سوره نازل شده در [[مدينه]] است. آيات 23 ـ 24 اين سوره، خطاب به منكران وحيانى بودن قرآن مى‌فرمايد: اگر راست مى‌گوييد سوره‌اى مانند قرآن بياوريد و در اين كار ياوران خود را از غيرخدا فراخوانيد ولى هرگز نخواهيد توانست: «و اِن كُنتُم فى رَيب مِمّا نَزَّلنا عَلى عَبدِنا فَأتوا بِسورَة مِن مِثلِهِ وَادعوا شُهَداءَكُم مِن دونِ اللّهِ اِن كُنتُم صدِقين × فَاِن لَم تَفعَلوا ولَن تَفعَلوا...».
 
  
اين پيشگويى خود از معجزات قرآن به شمار آمده است.<ref>التفسير الكبير، ج‌2، ص‌117.</ref> اين آيه، «سوره» را به سوره‌اى خاص مقيد نساخته است، بنابراين مراد از «سوره» جنس است و شامل سوره‌هاى كوچك و بزرگ مى‌شود.<ref> من وحى القرآن، ج‌1، ص‌174؛ تسنيم، ج‌2، ص‌421.</ref>
+
[[عبدالله جوادی آملی|آیت الله جوادى آملى]] هر چند وجوه یاد شده را براى تضعیف قول دوم (رجوع ضمیر به عبد) کافى نمى‌داند ولى با توجه به نکات زیر ارجاع ضمیر را به «ما»، یعنى قرآن، ترجیح مى‌دهد:
  
درباره مرجع ضمير «مثله» در اين آيه كه «ما»ى موصول است يا «عبدنا»، دو قول است: بيشتر مفسران، مرجع ضمير را «ما» مى‌دانند كه در اينجا مراد از آن قرآن است زيرا اولاً در اين صورت اين آيه با ساير آيات تحدى به ويژه آيه [[سوره يونس]] هماهنگ خواهد بود.<ref> مجمع‌البيان، ج‌1، ص‌157.</ref> ثانياً بحث در مُنزَل (قرآن) است نه مُنزَلٌ‌عليه (پيامبر). ثالثاً وجه اعجازى آيه قوى‌ تر خواهد بود زيرا آيه در اين صورت دلالت دارد كه مخالفان قرآن، خواه انفرادى يا به صورت جمعى و با هر ويژگى، قادر به آوردن مثل آن نيستند. رابعاً اگر ضمير به پيامبر صلى الله عليه و آله بازگردد، وجه اعجازى قرآن، امى بودن پيامبر صلى الله عليه و آله مى‌شود؛ ولى اگر به قرآن برگردد وجه اعجازى آن، كمال فصاحت و بلاغت آن مى‌شود.<ref> التفسير الكبير، ج‌2، ص‌118.</ref>  
+
#تحدى قرآن در آیه ۸۸ [[سوره اسراء]] که مکى است عام است و شامل امى و غیرامى مى‌شود، بنابراین لازم نیست در مدینه گفته شود از شما نیز فردى امى مثل قرآن را بیاورد.
 +
#محور تحدى در آیات تحدى، قرآن است نه عبد، به ویژه که عدّه‌اى مى‌گفتند: این قرآن باز نوشته همان [[خرافات|خرافه‌ها]] و افسانه‌هاى پیشینیان است که هر صبح و عصر بر پیامبر خوانده مى‌شود تا آن را فراگیرد و بر مردم بخواند: {{متن قرآن|«و قالوا اَسطیرُ الاَوَّلینَ اکتَتَبَها فَهِىَ تُملى عَلَیهِ بُکرَةً و اَصیلا»}}.([[سوره فرقان]]/۵)
 +
#جمله {{متن قرآن|«وَادعوا شُهَداءَکم مِن دونِ اللّه»}}، با توجه به این که مراد از «شهید» در آن، یاور و معین است، نشان مى‌دهد در این آیه مانند سایر آیات تحدى، به قرآن تحدى شده است.
 +
#[[اعجاز قرآن]] ذاتاً مربوط به محتواى خود آن است و امّى بودن شرط اعجاز نیست.<ref> تسنیم، ج‌۲، ص‌۴۲۴ ـ ۴۲۷.</ref>
  
آیت الله جوادى آملى هر چند وجوه ياد شده را براى تضعيف قول دوم (رجوع ضمير به عبد) كافى نمى‌داند ولى با توجه به نكات زير ارجاع ضمير را به «ما»، يعنى قرآن، ترجيح مى‌دهد:
+
از تعبیر «مثله» این نکته نیز برمى‌آید که خداوند با این تعبیر، به آوردن «همانند سوره قرآن» تحدى کرده است نه «سوره قرآن»، تا عذر نیاورند که هیچ انسانى به سبب ویژگی ها و عوامل ذاتى، نمى‌تواند شیوه‌اى مانند شیوه انسان دیگر داشته باشد.<ref> من وحى القرآن، ج‌۱، ص‌۱۷۴.</ref>
  
# تحدى قرآن در آيه 88 [[سوره اسراء]]/17 كه مكى است عام است و شامل امى و غيرامى مى‌شود، بنابراين لازم نيست در مدينه گفته شود از شما نيز فردى امى مثل قرآن را بياورد.
+
==هماورد نمایان==
# محور تحدى در آيات تحدى، قرآن است نه عبد، به ويژه كه عدّه‌اى مى‌گفتند: اين قرآن باز نوشته همان خرافه‌ها و افسانه‌هاى پيشينيان است كه هر صبح و عصر بر پيامبر خوانده مى‌شود تا آن را فراگيرد و بر مردم بخواند: «و قالوا اَسطيرُ الاَوَّلينَ اكتَتَبَها فَهِىَ تُملى عَلَيهِ بُكرَةً و اَصيلا».([[سوره فرقان]]/25،5)
 
# جمله «وَادعوا شُهَداءَكُم مِن دونِ اللّه»، با توجه به اين كه مراد از «شهيد» در آن، ياور و معين است، نشان مى‌دهد در اين آيه مانند ساير آيات تحدى، به قرآن تحدى شده است.
 
# [[اعجاز قرآن]] ذاتاً مربوط به محتواى خود آن است و امّى بودن شرط اعجاز نيست.<ref> تسنيم، ج‌2، ص‌424 ـ 427.</ref>
 
  
از تعبير «مثله» اين نكته نيز برمى‌آيد كه خداوند با اين تعبير، به آوردن «همانند سوره قرآن» تحدى كرده است نه «سوره قرآن»، تا عذر نياورند كه هيچ انسانى به سبب ويژگي ها و عوامل ذاتى، نمى‌تواند شيوه‌اى مانند شيوه انسان ديگر داشته باشد.<ref> من وحى القرآن، ج‌1، ص‌174.</ref>
+
تحدى و هماورد خواهى [[قرآن]] از مسلّماتى است که افزون بر قرآن، در تاریخ نیز به [[تواتر]] گزارش شده است، همان‌گونه که تردیدى نیست که با وجود جمع بودن همه زمینه‌هاى تحدى، مانند تحدى صریح، دعوت پیامبر به مفاهیم جدیدى که با فرهنگ اعراب ناسازگار بود، [[تعصب]] عربى که همه همت خود را در شکست این پدیده به کار گرفته بود، آنان نتوانستند با قرآن هماوردى کنند زیرا اگر با قرآن هماوردى درخورى شده بود به یقین در تاریخ بازگو مى‌شد.<ref>الاقتصاد، ص‌۱۶۸ ـ ۱۷۰؛ اعجازالقران، ق ۲، ص‌۳؛ شرح الاصول الخمسه، ۳۹۶ ـ ۳۹۷. </ref>
  
==هماورد نمايان==
+
آنچه در معارضه با قرآن نقل شده است سخنانى بى‌ارزش و ناچیز است که هرگز توان هماوردى با آن را ندارد. براى نخستین بار نضر بن حارث، دشمن سرسخت پیامبر با نقل داستانهاى رستم و اسفندیار ادعاى هماوردى با قرآن کرد. طبق برخى روایات [[شأن نزول]]<ref> السیرة النبویه، ج۱، ص۱۹۵؛ تفسیر ابن کثیر، ج۲، ص۳۱۶؛ البرهان فى علوم قرآن، ج‌۱، ص‌۲۴۶. </ref>، آیه شریفه {{متن قرآن|«لَو‌ نَشاءُ لَقُلنا مِثلَ هذا»}} ([[سوره انفال]]/۳۱) ناظر به وى است.
  
تحدى و هماورد خواهى قرآن از مسلّماتى است كه افزون بر قرآن در تاريخ نيز به تواتر گزارش شده است، همان‌گونه كه ترديدى نيست كه با وجود جمع بودن همه زمينه‌هاى تحدى، مانند تحدى صريح، دعوت پيامبر به مفاهيم جديدى كه با فرهنگ اعراب ناسازگار بود، تعصب عربى كه همه همت خود را در شكست اين پديده به كار گرفته بود، آنان نتوانستند با قرآن هماوردى كنند زيرا اگر با قرآن هماوردى درخورى شده بود به يقين در تاريخ بازگو مى‌شد.<ref>الاقتصاد، ص‌168 ـ 170؛ اعجازالقران، ق 2، ص‌3؛ شرح الاصول الخمسه، 396 ـ 397. </ref>
+
به گزارش اصمعى، هذیل یعفور نیز جملاتى را در معارضه با [[سوره اخلاص]] آورد.<ref> اعجاز القرآن، ص‌۱۱۴. </ref> از [[مسیلمه کذاب|مسیلمه]] نیز جملاتى رکیک در معارضه با قرآن نقل شده است. گفته شده [[عمرو بن عاص|عمرو‌ بن عاص]] بعد از شنیدن برخى از این سوره‌هاى ساختگى به او گفت: من و خودت مى‌دانیم که دروغگویى.<ref> تفسیر ابن کثیر، ج۱، ص۶۵؛ البدایة والنهایه، ج۵، ص‌۶۱. </ref>
  
آنچه در معارضه با قرآن نقل شده است سخنانى بى‌ارزش و ناچيز است كه هرگز توان هماوردى با آن را ندارد. براى نخستين بار نضربن حارث، دشمن سرسخت پيامبر با نقل داستانهاى رستم و اسفنديار ادعاى هماوردى با قرآن كرد. طبق برخى روايات شأن نزول<ref> السيرة النبويه، ج1، ص195؛ تفسير ابن كثير، ج2، ص316؛ البرهان فى علوم قرآن، ج‌1، ص‌246. </ref>، آيه شريفه «لَو‌نَشاءُ لَقُلنا مِثلَ هـذا»([[سوره انفال]]/8،31) ناظر به وى است.  
+
گفته شده: [[عبدالله بن مقفع]] نیز درصدد هماوردى با قرآن برآمد؛ ولى پس از مدتى منصرف شد و همه آنچه را گرد آورده بود نابود کرد.<ref> اعجاز القرآن، ص‌۱۱۹. </ref> باقلانى و ابن‌ قیم آورده‌اند که وقتى او به آیه {{متن قرآن|«وَ قِیلَ یا أَرْضُ ابْلَعِی مَاءک وَ یا سَمَاء أَقْلِعِی وَ غِیضَ الْمَاء وَ قُضِی الأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِی وَ قِیلَ بُعْداً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِینَ»}} (۴۴ [[سوره هود]]) رسید، به ناتوانى بشر درآوردن مثل آن اعتراف کرد و از این کار منصرف شد.<ref> همان.</ref>
  
به گزارش اصمعى، هذيل يعفور نيز جملاتى را در معارضه با [[سوره اخلاص]] آورد.<ref> اعجاز القرآن، ص‌114. </ref> از مسيلمه نيز جملاتى ركيك در معارضه با قرآن نقل شده است. گفته شده عمرو‌ بن عاص بعد از شنيدن برخى از اين سوره‌هاى ساختگى به او گفت: من و خودت مى‌دانيم كه دروغگويى.<ref> تفسير ابن كثير، ج1، ص65؛ البداية والنهايه، ج5، ص‌61. </ref>
+
ابن‌ابی العوجاء، ابوشاکر دیصانى و عبدالملک بصرى نیز براى هماوردى با قرآن تلاش کردند ولى سرانجام به عجز خویش اعتراف کردند.<ref>  الاحتجاج، ج‌۲، ص‌۳۰۶ ـ ۳۰۷؛ التمهید، ج‌۴، ص‌۲۴۰ ـ ۲۴۱.</ref>
 
 
گفته شده: عبدالله بن مقفع نيز درصدد هماوردى با قرآن برآمد؛ ولى پس از مدتى منصرف شد و همه آنچه را گرد آورده بود نابود كرد.<ref> اعجاز القرآن، ص‌119. </ref> باقلانى و ابن‌ قيم آورده‌اند كه وقتى او به آيه «وَ قِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءكِ وَ يَا سَمَاء أَقْلِعِي وَ غِيضَ الْمَاء وَ قُضِيَ الأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَ قِيلَ بُعْداً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ » (44 [[سوره هود]]) رسيد به ناتوانى بشر درآوردن مثل آن اعتراف كرد و از اين كار منصرف شد.<ref> همان.</ref>
 
 
 
ابن‌ابی العوجاء، ابوشاكر ديصانى و عبدالملك بصرى نيز براى هماوردى با قرآن تلاش كردند ولى سرانجام به عجز خويش اعتراف كردند.<ref>  الاحتجاج، ج‌2، ص‌306 ـ 307؛ التمهيد، ج‌4، ص‌240 ـ 241.</ref>
 
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
<references/>
+
<references />
  
 
==منابع==
 
==منابع==
  
سيد عبدالرسول حسينى زاده، [http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=7 دائرة المعارف قرآن كريم (جلد هفتم)]
+
* [http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=7 دائرة المعارف قرآن كريم (جلد هفتم)]، سيد عبدالرسول حسينى زاده.
 +
{{قرآن}}
 +
{{سنجش کیفی
 +
|سنجش=نشده
 +
|شناسه= خوب
 +
|عنوان بندی مناسب=
 +
|کفایت منابع و پی نوشت ها=
 +
|رعایت سطح مخاطب عام=
 +
|رعایت ادبیات دانشنامه ای=
 +
|جامعیت=
 +
|رعایت اختصار=
 +
|سیر منطقی=
 +
}}
  
[[رده:علوم قرآنی]]
+
[[رده:اعجاز قرآن]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۷ ژوئن ۲۰۲۲، ساعت ۱۲:۰۴

«تحدّى» به معناى هماورد خواستن و به مبارزه طلبیدن است و در اصطلاح، عبارت است از مبارزه‌ طلبى خداى متعال از مخالفان رسول‌اکرم (صلى الله علیه و آله) که اگر آن حضرت را فرستاده خداوند نمى‌دانند، براى آنچه وى آورده است (قرآن) همانندى بیاورند.

تحدی در لغت و اصطلاح

«تحدّى» از ریشه «حدا» (با آواز شتر را پیش‌راندن)[۱] به معناى هماورد خواستن و به مبارزه طلبیدن[۲]، براى ظاهرشدن عجز آن هماورد است[۳] و در اصطلاح عبارت است از مبارزه‌ طلبى خداى متعال از مخالفان رسول‌اکرم صلى الله علیه و آله که اگر آن حضرت را فرستاده خداوند نمى‌دانند، براى آنچه وى آورده است مانندى بیاورند.[۴]

قرآن‌کریم در آیات‌ ۴۹‌ سوره قصص، ۸۸ سوره اسراء، ۳۸ سوره یونس، ۳۴ سوره طور، ۱۳ سوره هود و ۲۳ سوره بقره، با هدف اثبات رسالت رسول‌ اکرم صلى الله علیه و آله و وحیانى بودن قرآن کریم از مخالفان وى خواسته است اگر در حقانیت نبوت آن حضرت شک دارند، کتابى مانند قرآن یا ۱۰‌ سوره یا یک سوره یا سخنى مانند آن بیاورند.

تحدى بر این قیاس استثنایى مشتمل است که اگر این کار از سوى خدا نباشد، کارى بشرى است و اگر چنین باشد شما هم که بشر هستید باید بتوانید همانند آن را بیاورید و اگر نتوانستید معلوم مى شود معجزه الهى‌است.[۵]

البته تحدى به پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله اختصاص ندارد و معجزات همه پیامبران همراه با تحدى بوده است؛ براى نمونه، حضرت موسى علیه السلام با ساحران تحدى کرد[۶] و فرمود: «اَلقوا ما اَنتُم مُلقون» (سوره یونس، ۸۰)؛ زیرا چنانکه گفته اند: «معجزه» مشروط به ادعاى نبوت، تحدى، عدم معارضه دیگران به سبب عجز و خارق‌العاده بودن است.[۷] گرچه برخی از جمله «ابن حزم اندلسی»، شرطیت تحدى در معجزه را نپذیرفته است.[۸]

آیات تحدى

چنان که اشاره شد قرآن‌کریم در شمارى از آیات خود، با معاندان و منکران وحى و نبوت بدین شرح تحدى کرده است:

  1. در آیه ۴۹ سوره قصص، که چهل و نهمین سوره نازل شده در مکه است، خطاب به پیامبر مى‌فرماید: بگو اگر شما راست مى‌گویید که این دو کتاب (تورات و قرآن)[۹] از سوى خدا نیست، کتابى روشن‌تر و هدایت‌ بخش‌ تر از آنها از سوى خدا بیاورید تا من از آن پیروى کنم:[۱۰] «قُل فَأتوا بِکتب مِن عِندِاللّهِ هُوَ اَهدى مِنهُما اَتَّبِعهُ اِن کنتُم صدِقین».
  2. سوره اسراء، که دومین تحدى در آن آمده، بنابر روایت مشهور، پنجاهمین سوره از سُور مکى است.[۱۱] این سوره در سال یازدهم بعثت و بعد از سوره قصص و پیش از سوره یونس نازل شده است. در آیه ۸۸ این سوره آمده است: اگر جن و انس گرد هم آیند تا نظیر قرآن را بیاورند نمى‌توانند مانند آن را بیاورند، هر چند بعضى از آنها پشتیبان بعضى دیگر باشند: «قُل لئِنِ اجتَمَعَتِ الاِنسُ والجِنُّ عَلى اَن یأتوا بِمِثلِ هذا القُرءانِ لایأتونَ بِمِثلِهِ ولَو کانَ بَعضُهُم لِبَعض ظَهیرا».
  3. سوره یونس، سومین سوره مشتمل بر تحدى است. این سوره در اکثر روایات ترتیب نزول بعد از سوره اسراء قرار گرفته است.[۱۲] در آیه‌ ۳۸ این سوره، خداوند سبحان بعد از ردّ صریح ادعاى مشرکان مبنى بر جعلى بودن قرآن و نیز نفى هر گونه شک و تردید در الهى بودن آن، به آنان مى‌گوید: اگر راست مى‌گویید سوره‌اى مانند آن را بیاورید و هر کس را جز خدا مى‌توانید به کمک فراخوانید: «اَم یقولونَ افتَرهُ قُل فَأتوا بِسورَة مِثلِهِ وادعوا مَنِ استَطَعتُم مِن دونِ اللّهِ اِن کنتُم صدِقین».
  4. چهارمین تحدى قرآن در سوره هود آمده است که زمان نزول آن طبق غالب روایات ترتیب نزول، بعد از سوره یونس است.[۱۳] آیه ۱۳ این سوره پس از نقل سخن مشرکان درباره جعلى بودن قرآن، خطاب به آنان مى‌فرماید: اگر راست مى‌گویید ۱۰ سوره ساختگى که در فصاحت و بلاغت همانند قرآن باشد بیاورید و غیر از خدا هر کس را مى‌توانید فراخوانید: «اَم یقولونَ افتَرهُ قُل فَأتوا بِعَشرِ سُوَر مِثلِهِ مُفتَرَیت وادعوا مَنِ استَطَعتُم مِن دونِ اللّهِ اِن کنتُم صدِقین».
  5. سوره طور پنجمین سوره دربردارنده تحدى است. نزول این سوره بعد از ۴ سوره پیشین بوده است. در آیات ۳۲ ـ ۳۳ این سوره، خداوند در پاسخ مدعیان خودساخته بودن قرآن، مى‌فرماید: اگر راست مى‌گویند سخنى مانند آن را بیاورند: «اَم یقولونَ تَقَوَّلَهُ بَل لایؤمِنون * فَلیأتوا بِحَدیث مِثلِهِ اِن کانوا صدِقین». در این آیه به آوردن سخنى مثل قرآن تحدى شده است، بى‌آن که به مقدار آن اشاره شود.[۱۴]
  6. آخرین تحدى قرآن در سوره بقره، یعنى اولین سوره نازل شده در مدینه است. آیات ۲۳ ـ ۲۴ این سوره، خطاب به منکران وحیانى بودن قرآن مى‌فرماید: اگر راست مى‌گویید سوره‌اى مانند قرآن بیاورید و در این کار یاوران خود را از غیرخدا فراخوانید ولى هرگز نخواهید توانست: «و اِن کنتُم فى رَیب مِمّا نَزَّلنا عَلى عَبدِنا فَأتوا بِسورَة مِن مِثلِهِ وَادعوا شُهَداءَکم مِن دونِ اللّهِ اِن کنتُم صدِقین * فَاِن لَم تَفعَلوا ولَن تَفعَلوا...».

این پیشگویى خود از معجزات قرآن به شمار آمده است.[۱۵] این آیه، «سوره» را به سوره‌اى خاص مقید نساخته است، بنابراین مراد از «سوره» جنس است و شامل سوره‌هاى کوچک و بزرگ مى‌شود.[۱۶]

درباره مرجع ضمیر «مثله» در این آیه که «ما»ى موصول است یا «عبدنا»، دو قول است: بیشتر مفسران، مرجع ضمیر را «ما» مى‌دانند که در اینجا مراد از آن قرآن است، زیرا اولاً در این صورت این آیه با سایر آیات تحدى به ویژه آیه سوره یونس هماهنگ خواهد بود.[۱۷] ثانیاً بحث در مُنزَل (قرآن) است نه مُنزَلٌ‌علیه (پیامبر). ثالثاً وجه اعجازى آیه قوى‌ تر خواهد بود زیرا آیه در این صورت دلالت دارد که مخالفان قرآن، خواه انفرادى یا به صورت جمعى و با هر ویژگى، قادر به آوردن مثل آن نیستند. رابعاً اگر ضمیر به پیامبر صلى الله علیه و آله بازگردد، وجه اعجازى قرآن، امّى بودن پیامبر صلى الله علیه و آله مى‌شود؛ ولى اگر به قرآن برگردد وجه اعجازى آن، کمال فصاحت و بلاغت آن مى‌شود.[۱۸]

آیت الله جوادى آملى هر چند وجوه یاد شده را براى تضعیف قول دوم (رجوع ضمیر به عبد) کافى نمى‌داند ولى با توجه به نکات زیر ارجاع ضمیر را به «ما»، یعنى قرآن، ترجیح مى‌دهد:

  1. تحدى قرآن در آیه ۸۸ سوره اسراء که مکى است عام است و شامل امى و غیرامى مى‌شود، بنابراین لازم نیست در مدینه گفته شود از شما نیز فردى امى مثل قرآن را بیاورد.
  2. محور تحدى در آیات تحدى، قرآن است نه عبد، به ویژه که عدّه‌اى مى‌گفتند: این قرآن باز نوشته همان خرافه‌ها و افسانه‌هاى پیشینیان است که هر صبح و عصر بر پیامبر خوانده مى‌شود تا آن را فراگیرد و بر مردم بخواند: «و قالوا اَسطیرُ الاَوَّلینَ اکتَتَبَها فَهِىَ تُملى عَلَیهِ بُکرَةً و اَصیلا».(سوره فرقان/۵)
  3. جمله «وَادعوا شُهَداءَکم مِن دونِ اللّه»، با توجه به این که مراد از «شهید» در آن، یاور و معین است، نشان مى‌دهد در این آیه مانند سایر آیات تحدى، به قرآن تحدى شده است.
  4. اعجاز قرآن ذاتاً مربوط به محتواى خود آن است و امّى بودن شرط اعجاز نیست.[۱۹]

از تعبیر «مثله» این نکته نیز برمى‌آید که خداوند با این تعبیر، به آوردن «همانند سوره قرآن» تحدى کرده است نه «سوره قرآن»، تا عذر نیاورند که هیچ انسانى به سبب ویژگی ها و عوامل ذاتى، نمى‌تواند شیوه‌اى مانند شیوه انسان دیگر داشته باشد.[۲۰]

هماورد نمایان

تحدى و هماورد خواهى قرآن از مسلّماتى است که افزون بر قرآن، در تاریخ نیز به تواتر گزارش شده است، همان‌گونه که تردیدى نیست که با وجود جمع بودن همه زمینه‌هاى تحدى، مانند تحدى صریح، دعوت پیامبر به مفاهیم جدیدى که با فرهنگ اعراب ناسازگار بود، تعصب عربى که همه همت خود را در شکست این پدیده به کار گرفته بود، آنان نتوانستند با قرآن هماوردى کنند زیرا اگر با قرآن هماوردى درخورى شده بود به یقین در تاریخ بازگو مى‌شد.[۲۱]

آنچه در معارضه با قرآن نقل شده است سخنانى بى‌ارزش و ناچیز است که هرگز توان هماوردى با آن را ندارد. براى نخستین بار نضر بن حارث، دشمن سرسخت پیامبر با نقل داستانهاى رستم و اسفندیار ادعاى هماوردى با قرآن کرد. طبق برخى روایات شأن نزول[۲۲]، آیه شریفه «لَو‌ نَشاءُ لَقُلنا مِثلَ هذا» (سوره انفال/۳۱) ناظر به وى است.

به گزارش اصمعى، هذیل یعفور نیز جملاتى را در معارضه با سوره اخلاص آورد.[۲۳] از مسیلمه نیز جملاتى رکیک در معارضه با قرآن نقل شده است. گفته شده عمرو‌ بن عاص بعد از شنیدن برخى از این سوره‌هاى ساختگى به او گفت: من و خودت مى‌دانیم که دروغگویى.[۲۴]

گفته شده: عبدالله بن مقفع نیز درصدد هماوردى با قرآن برآمد؛ ولى پس از مدتى منصرف شد و همه آنچه را گرد آورده بود نابود کرد.[۲۵] باقلانى و ابن‌ قیم آورده‌اند که وقتى او به آیه «وَ قِیلَ یا أَرْضُ ابْلَعِی مَاءک وَ یا سَمَاء أَقْلِعِی وَ غِیضَ الْمَاء وَ قُضِی الأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِی وَ قِیلَ بُعْداً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِینَ» (۴۴ سوره هود) رسید، به ناتوانى بشر درآوردن مثل آن اعتراف کرد و از این کار منصرف شد.[۲۶]

ابن‌ابی العوجاء، ابوشاکر دیصانى و عبدالملک بصرى نیز براى هماوردى با قرآن تلاش کردند ولى سرانجام به عجز خویش اعتراف کردند.[۲۷]

پانویس

  1. ترتیب العین، ص‌۱۶۹، «حدا».
  2. لسان‌العرب، ج‌۳، ص‌۹۰، «حدا».
  3. مقاییس اللغه، ج‌۲، ص‌۳۵، «حدا»؛ المصطلحات الکلامیه، ص‌۶۴.
  4. المصطلحات الکلامیه، ص‌۶۴.
  5. تفسیر موضوعى، ج‌۱، ص‌۱۲۸ ـ ۱۲۹، «قرآن در قرآن»؛ تسنیم، ج‌۲، ص‌۴۱۳ ـ ۴۱۴.
  6. التبیان، ج‌۵، ص‌۴۱۶؛ ج‌۸، ص‌۲۰.
  7. الاقتصاد، ص‌۱۶۶.
  8. المحلّى، ج‌۱، ص‌۳۶.
  9. مجمع‌البیان، ج‌۷، ص‌۴۰۲.
  10. التبیان، ج‌۸، ص‌۱۵۹؛ التفسیر الکبیر، ج‌۲۴، ص‌۲۶۱؛ التسهیل، ج‌۳، ص‌۱۰۷.
  11. البرهان فى علوم القرآن، ج‌۱، ص‌۲۸۱؛ التمهید، ج‌۱، ص‌۱۰۵.
  12. جمال القراء، ج‌۱، ص‌۱۳۶؛ البرهان فى علوم القرآن، ج‌۱، ص‌۲۸۱.
  13. جمال القراء، ج‌۱، ص‌۱۳۶؛ البرهان فى علوم القرآن، ج‌۱، ص‌۲۸۱.
  14. فى الاعجاز البلاغى، ص‌۱۶؛ مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۱۵۸؛ احکام‌القران، ج‌۱، ص‌۴۰ ـ ۴۱.
  15. التفسیر الکبیر، ج‌۲، ص‌۱۱۷.
  16. من وحى القرآن، ج‌۱، ص‌۱۷۴؛ تسنیم، ج‌۲، ص‌۴۲۱.
  17. مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۱۵۷.
  18. التفسیر الکبیر، ج‌۲، ص‌۱۱۸.
  19. تسنیم، ج‌۲، ص‌۴۲۴ ـ ۴۲۷.
  20. من وحى القرآن، ج‌۱، ص‌۱۷۴.
  21. الاقتصاد، ص‌۱۶۸ ـ ۱۷۰؛ اعجازالقران، ق ۲، ص‌۳؛ شرح الاصول الخمسه، ۳۹۶ ـ ۳۹۷.
  22. السیرة النبویه، ج۱، ص۱۹۵؛ تفسیر ابن کثیر، ج۲، ص۳۱۶؛ البرهان فى علوم قرآن، ج‌۱، ص‌۲۴۶.
  23. اعجاز القرآن، ص‌۱۱۴.
  24. تفسیر ابن کثیر، ج۱، ص۶۵؛ البدایة والنهایه، ج۵، ص‌۶۱.
  25. اعجاز القرآن، ص‌۱۱۹.
  26. همان.
  27. الاحتجاج، ج‌۲، ص‌۳۰۶ ـ ۳۰۷؛ التمهید، ج‌۴، ص‌۲۴۰ ـ ۲۴۱.

منابع

قرآن
متن و ترجمه قرآن
اوصاف قرآن (اسامی و صفات قرآن، اعجاز قرآن، عدم تحریف در قرآن)
اجزاء قرآن آیه، سوره، جزء، حزب، حروف مقطعه
ترجمه و تفسیر قرآن تاریخ تفسیر، روشهای تفسیری قرآن، سیاق آیات، اسرائیلیات، تاویل، فهرست تفاسیر شیعه، فهرست تفاسیر اهل سنت، ترجمه های قرآن
علوم قرآنی تاریخ قرآن: نزول قرآن، جمع قرآن، شان نزول، کاتبان وحی، قراء سبعه
دلالت الفاظ قرآن: عام و خاص، مجمل و مبین، مطلق و مقید، محکم و متشابه، مفهوم و منطوق، نص و ظاهر، ناسخ و منسوخ
تلاوت قرآن تجوید، آداب قرائت قرآن، تدبر در قرآن
رده ها: سوره های قرآن * آیات قرآن * واژگان قرآنی * شخصیت های قرآنی * قصه های قرآنی * علوم قرآنی * معارف قرآن