آیه 17 سوره احقاف

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۵۸ توسط Quran (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی تفاسیر)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَالَّذِي قَالَ لِوَالِدَيْهِ أُفٍّ لَكُمَا أَتَعِدَانِنِي أَنْ أُخْرَجَ وَقَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ مِنْ قَبْلِي وَهُمَا يَسْتَغِيثَانِ اللَّهَ وَيْلَكَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَيَقُولُ مَا هَٰذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ

مشاهده آیه در سوره


<<16 آیه 17 سوره احقاف 18>>
سوره : سوره احقاف (46)
جزء : 26
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و (چقدر ناخلف است) فرزندی که پدر و مادر را گفت: افّ بر شما باد، آیا به من وعده می‌دهید که پس از مرگ مرا زنده کرده و از قبر بیرون می‌آرند در صورتی که پیش از من گروه و طوایف بسیاری رفتند (و یکی باز نیامد)؟ آن گاه پدر و مادر به خداست غاثه کنند (که پروردگارا، تو فرزند ما را هدایت کن و به او گویند) که وای بر تو، ایمان بیار، البته وعده خدا بر حق و حقیقت است، باز (آن نا اهل فرزند) گوید: این سخنان جز افسانه و اوهام پیشینیان نیست.

و کسی که به پدر و مادرش گفت: اُف بر شما! [من از شما متنفر و دلتنگم]، آیا به من وعده می دهید که [پس از مرگ] زنده خواهم شد، در حالی که پیش از من اقوام بسیاری در گذشتند، [و هیچ کدام از آنان زنده نشدند]. و آن دو همواره [برای بازگشت فرزندشان] از خدا یاری می خواهند [و به فرزندشان می گویند:] وای بر تو ایمان بیاور، بی تردید وعده خدا [درباره سعادت و رستگاری مؤمنان در قیامت و شقاوت و بدبختی کافران] حق است. [ولی او در پاسخشان] می گوید: این [وعده ها] جز افسانه های گذشتگان نیست!!

و آن كس كه به پدر و مادر خود گويد: «اف بر شما، آيا به من وعده مى‌دهيد كه زنده خواهم شد و حال آنكه پيش از من نسلها سپرى [و نابود] شدند.» و آن دو به [درگاه‌] خدا زارى مى‌كنند: «واى بر تو، ايمان بياور. وعده [و تهديد] خدا حق است.» و[لى پسر] پاسخ مى‌دهد: «اينها جز افسانه‌هاى گذشتگان نيست.»

و آن كه به پدر و مادرش گفت: اف بر شما، آيا به من وعده مى‌دهيد كه از گورم برخيزانند و حال آنكه مردمى پيش از من بوده‌اند كه برنخاسته‌اند؟ و آن دو به درگاه خدا استغاثه مى‌كنند و گويند: واى بر تو ايمان بياور كه وعده خدا حق است. مى‌گويد: اينها چيزى جز همان افسانه پيشينيان نيست.

و کسی که به پدر و مادرش می‌گوید: «اف بر شما! آیا به من وعده می‌دهید که من روز قیامت مبعوث می‌شوم؟! در حالی که پیش از من اقوام زیادی بودند (و هرگز مبعوث نشدند)! و آن دو پیوسته فریاد می‌کشند و خدا را به یاری می‌طلبند که: وای بر تو، ایمان بیاور که وعده خدا حق است امّا او پیوسته می‌گوید:» اینها چیزی جز افسانه‌های پیشینیان نیست!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

As for him who says to his parents, ‘Fie on you! Do you promise me that I shall be raised [from the dead] when generations have passed away before me?’ And they invoke Allah’s help [and say]: ‘Woe to you! Believe! Indeed Allah’s promise is true.’ But he says, ‘These are nothing but myths of the ancients.’

And he who says to his parents: Fie on you! do you threaten me that I shall be brought forth when generations have already passed away before me? And they both call for Allah's aid: Woe to you! believe, surely the promise of Allah is true. But he says: This is nothing but stories of the ancients.

And whoso saith unto his parents: Fie upon you both! Do ye threaten me that I shall be brought forth (again) when generations before me have passed away? And they twain cry unto Allah for help (and say): Woe unto thee! Believe! Lo! the promise of Allah is true. But he saith: This is naught save fables of the men of old:

But (there is one) who says to his parents, "Fie on you! Do ye hold out the promise to me that I shall be raised up, even though generations have passed before me (without rising again)?" And they two seek Allah's aid, (and rebuke the son): "Woe to thee! Have faith! for the promise of Allah is true." But he says, "This is nothing but tales of the ancients!"

معانی کلمات آیه

  • اف: كلمه‌‏ايست حكايت از ناراحتى و دلتنگى دارد.
  • قرون: اقوام و مردمان. مفرد آن قرن است، راغب گويد: «القرن: القوم المقترنون في زمن واحد».
  • اساطير: افسانه‏‌ها. سطر به معنى نوشتن، اساطير نوشته‌‏هاى باطل و حكايتهاى دروغ است. واحد اساطير اسطوره است مثل احاديث و احدوثه، آن را جمع الجمع نيز گفته‏‌اند.[۱]

نزول

«شیخ طوسى» گویند: عده اى گویند: این آیه درباره عبدالرحمن بن ابى‌بکر پیش از آن که مسلمان بشود، نازل شده است.[۲][۳]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ الَّذِي قالَ لِوالِدَيْهِ أُفٍّ لَكُما أَ تَعِدانِنِي أَنْ أُخْرَجَ وَ قَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ مِنْ قَبْلِي وَ هُما يَسْتَغِيثانِ اللَّهَ وَيْلَكَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَيَقُولُ ما هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ «17»

تفسير نور، ج 9، ص: 37

و آنكه به والدين خود گفت: افّ بر شما! آيا به من وعده مى دهيد كه (پس از مرگ از گور) خارج گردم، در حالى كه نسل هاى بسيارى پيش از من گذشته اند (و هرگز زنده نشده اند)؟ ولى والدين او، خدا را به فريادرسى مى خوانند (و به او مى گويند:) واى بر تو! ايمان بياور! قطعاً وعده خداوند حق است، امّا او مى گفت: اين (وعده ها) جز افسانه پيشينيان نيست.

أُولئِكَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنَّهُمْ كانُوا خاسِرِينَ «18»

آنان كسانى هستند كه در ميان اقوام كافرى از جن و انس كه پيش از آنان بودند، عذاب خدا بر آنان قطعى شده است، حتماً آنان زيانكارانند.

نكته ها

«أُفٍّ» به معناى اعلام بى زارى و ابراز ناخشنودى و نوعى توهين و تحقير و بى ادبى است.

در آيه قبل، آثار احسان به والدين و ايمان به خدا و شكر نعمت هاى الهى كه همان بهشت جاودان است، مطرح شد، در اين آيه چهره ى فرزند نااهل و سرانجام شوم و خسارت بار او ترسيم مى شود تا شيوه سخن و رفتار و عاقبت دو نوع فرزند، با يكديگر مقايسه شود.

مقصود از حشر مردم در جهان آخرت، محشور شدن همه مردم در يك زمان و مكان است، نه آنكه هر چند صباحى گروهى از مردگان در اين دنيا زنده شوند كه اين فرزند نااهل به والدين خود مى گويد: چرا گروه هاى قبلى زنده نشده اند؟

كسى كه ايمان به معاد ندارد، هستى و استعدادها و نعمت هاى خود را با بهاى ناچيز و اهداف زود گذر معامله مى كند و در قيامت دست خالى مانده و سرمايه اش هدر رفته و اهل حسرت و خسارت است.

پيام ها

1- فرزند نااهل به والدين خود بدگويى و بى ادبى مى كند: «أُفٍّ لَكُما» ولى والدين

تفسير نور، ج 9، ص: 38

با ايمان و دلسوز، براى هدايت فرزند خود، هم از خدا استمداد مى كنند و هم او را به خوبى ها امر و از بدى ها نهى مى كنند. «يَسْتَغِيثانِ اللَّهَ وَيْلَكَ آمِنْ»

2- معمولًا منكر معاد، نه استدلال دارد نه ادب. «أُفٍّ لَكُما أَ تَعِدانِنِي»

3- فرزند، آزاد و مستقل و مسئول اعمال خويش است. أَ تَعِدانِنِي أَنْ أُخْرَجَ ... وَيْلَكَ آمِنْ

4- والدين در قبال ارشاد و هدايت فرزندان خود مسئول هستند، گرچه پاسخ مثبت نگيرند. أَ تَعِدانِنِي أَنْ أُخْرَجَ ... وَيْلَكَ آمِنْ

5- والدين، در كنار رشد و تغذيه جسمى فرزند، مسئول رشد معنوى او نيز هستند. حَمَلَتْهُ ... بَلَغَ أَشُدَّهُ ... هُما يَسْتَغِيثانِ ... وَيْلَكَ آمِنْ

6- والدين، با يادآورى معاد و عاقبت انديشى، فرزندان خود را تربيت كنند. «آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ»

7- ايمان نداشتن به معاد، سبب بى تعهدى فرزند حتّى در برابر والدين مى شود. أُفٍّ لَكُما ... ما هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ

8- منكران معاد، مؤمنان را مرتجع و متحجّر مى دانند و خود را نوانديش. «ما هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ»

9- كفر به معاد و بدگويى و بى ادبى گستاخى در برابر والدين، عذاب قطعى را به دنبال دارد. قالَ لِوالِدَيْهِ أُفٍ ... أُولئِكَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ

10- لجاجت فرزندان در كفر، مانع استجابت دعاى والدين در حق آنان مى شود. وَ هُما يَسْتَغِيثانِ اللَّهَ ... حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ

11- سنّت خداوند نسبت به همه منحرفان يكسان است. «حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ»

12- كفر و انكار معاد، در ميان جن و انس سابقه طولانى دارد. «أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ»

13- جن نيز موجودى مثل انسان؛ داراى تكليف، تمدّن، مرگ و مير، حساب و

تفسير نور، ج 9، ص: 39

كتاب و دريافت كيفر و پاداش است. أُمَمٍ ... مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ

14- انكار معاد وانحراف فكرى، خسارت سنگين در پى دارد. «إِنَّهُمْ كانُوا خاسِرِينَ»

15- گستاخى در برابر والدين، حتّى با گفتن كوچكترين حرفى، جرمى بزرگ و مورد نكوهش قرآن و مايه ى خسارت انسان است. أُفٍّ لَكُما ... كانُوا خاسِرِينَ



پانویس

  1. تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج10، ص143
  2. در تفسیر على بن ابراهیم از عباس بن محمد او از حسن بن سهل و او بعد از چند سند مرفوعا از جابر بن زید و او از جابر بن عبدالله نقل نماید که گفت: خداوند بعد از مدح حسین بن على در آیه 15 به ذکر مذمت از عبدالرحمن بن ابى‌بکر در این آیه پرداخت و نیز صاحب کشف البیان بعد از ذکر شأن و نزول براى عبدالرحمن بن ابى‌بکر چنین افزاید که گویند: این آیه درباره ابوبکر قبل از مسلمان شدن او نازل شده است و نیز صاحب مجمع البیان و صاحب کشف الاسرار از ابن عباس و ابوالعالیة و سدى و مجاهد نقل نماید که این آیه درباره عبدالرحمن بن ابى‌بکر نازل شده که پدر و مادرش گفته بودند، مسلمان شود. او امتناع می‌کرد و مى گفت: شما عبدالله بن جدعان و مشایخ قریش را که مرده اند، زنده کنید تا از آن‌ها سؤال کنم که شما چه مى گوئید، حسن بصرى و زجاج و قتاده گویند: این آیه از براى هر کافرى که مورد عاق پدر و مادر خویش قرار بگیرد، عمومیت خواهد داشت.
  3. در تفسیر ابن ابى حاتم حدیث عبدالرحمن بن ابى‌بکر از سدى نیز روایت شده است، و نظیر این شأن و نزول در آیه 17 سوره انعام نیز موجود است.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه