سید محسن اعرجی

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۴ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۳۳ توسط مهدی موسوی (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
نام کامل سید محسن اعرجی کاظمی
زادروز ۱۱۳۰ قمری
زادگاه بغداد
وفات ۱۲۲۷ قمری
مدفن کاظمین

Line.png

اساتید

وحید بهبهانی، سید محمدمهدی بحرالعلوم، شیخ جعفر کاشف الغطاء، سلیمان بن معتوق عاملی،...

شاگردان

سید محمدباقر شفتی، سید عبدالله شبّر کاظمی‌‌، شیخ عبدالحسین اعسم، سید صدرالدین عاملی، شیخ محمدتقی اصفهانی،...

آثار

وسائل الشیعه الی احکام الشریعه، دُرر البهیه فی الفقه الامامیه، المحصول فی الاصول، سلالة الاجتهاد، فواید علم الرجال، شرح الاستبصار، حواشی علی الوافی، شرح التبصرة، عدة الرجال،...

«سید محسن اعرجی کاظمی» (م ۱۲۲۷ ق)، فقیه اصولی، محدث رجالی، شاعر و مرجع بزرگ شیعه در قرن سیزدهم هجری و از شاگردان وحید بهبهانی و شیخ جعفر کاشف الغطاء بود. این عالم ربانی به عنوان فقیه و عالم اصولی در کاظمین معروف بود و توانست سالیانی دراز حوزه علمیه کاظمین را رونق بخشد.

ولادت و نسب

سید محسن اعرجی حدود سال ۱۱۳۰ قمری، در خانواده‌ای روحانی در شهر بغداد دیده به جهان گشود و در همان جا نشو و نما يافت. نسب سید محسن با بیست واسطه به حضرت امام زین العابدین علیه‌السلام می‌‌رسد. پدرش سید حسن از روحانیان حوزه علمیه بود.

تحصیلات و استادان

سید محسن اعرجی در جوانی در بغداد به کسب و تجارت روی آورد. وی در کنار تجارت، لغت عرب و علوم عربی را تدریس می‌‌کرد و تا سی سالگی در این حرفه مشغول فعالیت بود و پس از آن برای کسب معارف علوم دینی به نجف اشرف هجرت کرد. وی در نجف اشرف پس از اتمام مقدمات، در درس آیات عظام و دانشوران بزرگ حوزه‌ی نجف شرکت کرد. برخی اساتید او عبارتند از:

سید محسن اعرجی در سال ۱۱۹۹ هـ.ق به همراه استادش شیخ جعفر کاشف الغطا و سید محمدجواد عاملی صاحب «مفتاح الکرامه»، به مکه مکرمه مشرف شد و مناسک حج را به جا آورد.[۴]

تدریس و شاگردان

بسیاری از طلاب و فضلا توانستند از محفل پربار درس سید محسن اعرجی استفاده کنند؛ مهمترین شاگردان سید محسن عبارتند از:

  1. سید محمدباقر شفتی (۱۱۷۵-۱۲۶۰ ق)
  2. سید عبدالله شبّر کاظمی‌‌ (۱۱۸۸-۱۲۴۲ ق)
  3. شیخ محمدعلی بلاغی (متوفی ۱۲۳۴ ق)
  4. شیخ عبدالحسین اعسم (۱۱۵۷-۱۲۴۷ ق)؛ او نقل می‌‌کند: برای ملاقات بر سید محسن وارد شدم، دیدم در گوشه‌ای نشسته است و در کنارش کتاب «تذکرة الفقهاء» علامه حلی، باز است و او کاغذی در دست دارد و مطالبی را یادداشت می‌‌کند و در همان حال گریه هم می‌‌کند. به او گفتم: آقای من، چرا گریه می‌‌کنی؟ چرا با این حال مرض می‌‌نویسی؟ در جوابم فرمود: گریه‌ام از این است که عمرم در علم اصول صرف شد و نتوانستم درباره فقه کتابی بنویسم. گفتم: شما که کتاب‌های متعددی در باب فقه نگاشته‌اید. در حالی که گریه می‌‌کرد در جوابم فرمود، مگر نمی‌‌بینی که علامه در هر فنی از فقه کتابی نگاشته است.[۵]
  5. سید صدرالدین عاملی[۶] (۱۱۹۳-۱۲۶۴ ق)
  6. شیخ محمدتقی اصفهانی (۱۲۴۸-۱۱۸۵ ق)، صاحب «هدایة المسترشدین»
  7. سید هاشم بن سید راضی
  8. سید ابراهیم اعرجی

آثار و تألیفات

  1. وسائل الشیعه الی احکام الشریعه
  2. دُرر البهیه فی الفقه الامامیه
  3. المحصول فی الاصول
  4. المهذب الصافی
  5. سلالة الاجتهاد فی الفقه
  6. فواید علم الرجال
  7. رسالة فی صلاة الجمعة
  8. ارجوزه در فقه، موسوم به «الفیه فقهیه»
  9. اصالة البرائة
  10. تلخیص الاستبصار (شیخ طوسی)
  11. شرح الاستبصار
  12. حواشی علی الوافی (فیض کاشانی)
  13. عدة الرجال
  14. شرح مقدمات الحدائق (شیخ یوسف بحرانی)
  15. شرح التبصرة (علامه حلی)
  16. شرح معاملات الکفایه
  17. رساله فی مناظرة شیخ الطائفه
  18. الحاشية على المصباح المنیر فیومی
  19. السؤال و الجواب عن المسائل الفقهية
  20. غُررالفواید و دُررالقلاید فی نفایس المسائل الفقیه
  21. رسالة فی المواسعة و المضايقة
  22. دیوان شعر محسن الأعرجی.[۷]

سید محسن اعرجی علاوه بر این که به عنوان فقیه و عالم اصولی در کاظمین معروف بود و توانست سالیانی دراز حوزه علمیه کاظمین را رونق بخشد، ذوق شعری نیز داشت. مجموع اشعار وی، در دیوان شعرش موجود است. وی قصیده‌ای طولانی و غراء در رثای امام علی علیه‌السلام سروده که به قصیده «دالیه»[۸] معروف بوده و ابیاتی از آن چنین است:

دموع بدی فوق الخدود خدودها و نار غدا بین الضلوع و قودها[۹]

اتملک سادات الانام عبیدها و تخضع فی اسر الکلاب اسودها

و تبتز اولاد النبی حقوق‌ها جهارا و تدمی‌‌بعد ذاک خدودها

اشک‌هایی بر گونه آشکار می‌‌شد و آتشی در درون سینه‌ها پدید آمد. آیا باید سروران بشریت دربند بزرگان قرار گیرند و شیران به اسارت سگان درآیند؟ و حقوق فرزندان پیامبر سلب شود و گونه‌های آنان آشکار خونین گردد و... .

سید محمد، نوه سید حیدر کاظمی‌‌ قضیه‌ای نقل می‌‌کند که نشان می‌‌دهد، این قصیده مورد قبول امام علی علیه‌السلام واقع شده و ایشان این قصیده را پذیرفته‌اند. وی نقل می‌‌کند: هر هفته روزهای پنج شنبه یا جمعه برای امام حسین علیه‌السلام مجلس روضه‌خوانی تشکیل می‌‌دادم. روزی از روزها، روضه‌خوان مجلس تأخیر کرد به حدی که حاضرین خواستند جلسه را ترک کنند. پس از ساعتی، روضه‌خوان آمد. پس از مراسم، عده‌ای علت تأخیرش را پرسیدند در جواب گفت: امام علی علیه‌السلام را در خواب دیدم که به من امر کردند قصیده دالیه سید محسن بغدادی[۱۰] را بخوانم. از خواب بیدار شدم و پس از پرس‌ و جو از دوستان آن را یافتم و با خود عهد کردم تا آن را حفظ نکنم در جلسه حاضر نشوم، لذا دیر شد.[۱۱]

فضایل و کرامات

  • ۱. عده‌ای از سادات در کاظمین به حضور سید محسن اعرجی رسیدند و از او درخواست کردند تا برای یکی از تجار بغداد حواله‌ای یادداشت کند تا خمس مالش را به آن‌ها بدهد. سید محسن هم نوشت و به آن‌ها داد. سادات نزد تاجر آمدند و حواله را به او دادند. تاجر که از مریدان سید محسن بود، به محض این که فهمید نامه از کیست، آن را بوسید و بر چشم گذاشت و مبلغ مذکور را به آن‌ها تقدیم کرد و در دفتر محاسبات خود، یادداشت کرد. این تاجر شریکی داشت؛ پس از واقعه، در روزی از روزها که دفتر را ورق می‌‌زد، مشاهده کرد که شریکش بدون اجازه او مبلغی را به عنوان خمس به سادات داده است، ناراحت شد و به تاجر گفت: من در این مبلغ با تو شریک نمی‌‌شوم و باید خودت همه آن‌ها را بپردازی. تاجر هم قبول کرد. شب آن روز، شریک در خواب دید، امام علی علیه‌السلام به او فرمود: تو حواله فرزندم محسن را قبول نکردی؟ بگیر این هم سهم تو! نصف مبلغ را بگیر. پس، از خواب پرید و با کمال تعجب مشاهده کرد مقداری پول در دامنش ریخته شده است. وی پس از این خواب از عملش پشیمان شد.[۱۲]
  • ۲. زائری برای زیارت امام کاظم و امام جواد علیهاالسلام به کاظمین مشرف شد. هنگامی‌‌ که به شهر رسید متوجه شد پولی که برای خرجی سفر با خود برداشته است، نیست و دزدان آن را به غارت برده‌اند. ناراحت و غمگین به حرم مطهر کاظمین پناهنده شده و شروع به دعا کردن نمود. در همان حال، سید محسن اعرجی به او نزدیک شد و دستش را به طرف وی دراز کرد و مبلغ را در دستش گذاشت. زائر که متعجب شده بود به سید گفت: چه کسی به تو خبر داد که پول‌هایم به سرقت رفته است؟ غیر از خدا هیچ کس نمی‌‌دانست. سید محسن در حالی که به قبر مطهر اشاره کرد، فرمود: صاحب این قبر به من خبر داد.[۱۳]
  • ۳. شیخ زین العابدین سلماسی می‌‌گوید: شبی از شب‌ها، در خواب دیدم، برخی از علمای بزرگ در منزل سید محسن اعرجی اجتماع کرده‌اند و سید محسن اعرجی در صدر مجلس نشسته و با آن‌ها گفتگو می‌‌کند. پس از لحظاتی سید محسن به آن‌ها گفت: نمی‌‌خواهیم برویم؟ با این جمله همگی بلند شدند و به طرف حرم مطهر کاظمین حرکت کردند و از باب قریشی خارج شدند و به طرف بیرون شهر حرکت کردند، سید محسن به من گفت: برگرد. در جواب گفتم: دوست دارم همراه شما باشم. سید محسن فرمود: حالا وقت آمدن تو نیست، تو و پسرم سید کاظم برگردید. علت را پرسیدم، جواب داد: ما می‌‌رویم ریشه عامل فساد در دین را قطع کنیم. گفتم: منظورتان چه کسی است؟ جواب داد: شیخ احمد احسایی (بنیانگذار فرقه شیخیه).[۱۴] در این لحظه از خواب پریدم و فردای آن روز سراغ شیخ احمد را گرفتم، گفتند به زیارت خانه خدا رفته است و پس از مدتی خبر مرگ او به گوشم رسید. شب وفات او همان شبی بود که من آن خواب را دیده بودم.[۱۵]

ویژگی‌های اخلاقی

۱. زهد و ساده‌زیستی

سید محسن اعرجی نسبت به زخارف دنیا بی‌اعتنا و بسیار زاهد بود. سید صدرالدین عاملی، شاگرد سید محسن، نقل می‌‌کند که: همه عالمان عصر سید محسن، بر زهد وی غبطه می‌‌خوردند. او زاهدترین و عابدترین افراد بود. در کتاب‌های رجالی نقل شده است که از شدت زهد، شمعدانی نداشت که شمع را روی آن بگذارد؛ به ناچار آن را روی خشت و یا کلوخی می‌‌گذاشت.[۱۶]

۲. مناعت طبع

سید محسن اعرجی با وجود این که از مال دنیا چیزی نداشت؛ ولی هر پولی را قبول نمی‌‌کرد و در این رابطه بسیار محتاط بود. میرزا حسین خلیلی تهرانی، فرزند میرزا خلیل، از پدرش نقل می‌‌کند: فتحعلی شاه قاجار، چهارصد تومان همراه ملا باشی برای سید محسن اعرجی فرستاد. ملا باشی به کاظمین آمد و سراغ سید محسن را گرفت، مردم او را به منزل سید راهنمایی کردند. ملا باشی به درب منزل سید محسن آمد و در زد، فرزند سید محسن درب را باز کرد و سپس پیغام ملا باشی را رساند و برگشت و به او گفت: آقا فرمودند حالا وقت ملاقات نیست. ملا باشی گفت: به ایشان بگویید چهارصد تومان هدیه از طرف شاه ایران برای ایشان آورده‌ام. سید محسن پیغام فرستاد که به او بگویید: برگردد و او را به حضور نپذیرفت. ملا باشی که بسیار تعجب کرده بود و دنبال راهی می‌‌گشت که هر طور شده هدیه را به او دهد. لذا به مردم گفت: چگونه می‌‌توانم او را ببینم؟ آن‌ها گفتند: منتظر بمان هنگامی‌‌ که برای اقامه نماز از منزلش بیرون می‌‌آید کارت را بگو. به محض این که چشم سید محسن به ملا باشی افتاد گفت: قبول نمی‌‌کند، قبول نمی‌‌کند. مرا با اموال سلطان چکار؟ سپس به ملاباشی اشاره کرد و فرمود: این اموال مال فقراست. نه مال تو، این آقا (حاج مشکی) وکیل فقراست، پولی که برای من آورده بودی به ایشان بده تا به فقرا بدهد. ملاباشی چهارصد تومان به او داد و از زبان سید محسن اعرجی روی کاغذ نوشت: هدیه سلطان فتحعلی شاه قاجار به دستم رسید، خداوند ملکش را پایدار گرداند. کاغذ را به سید داد تا امضا کند! وقتی سید از محتوای نامه باخبر شد به شدت ناراحت شد و به ملا باشی فرمود: دروغ می‌‌گویی! تو هم از عمال اویی! آیا من برای دوام سلطنت ظالمی‌‌ دعا می‌‌کنم؟ آن گاه دستور داد بنویسد: چهارصد تومان از طرف سلطان فتحعلی شاه واصل و به فقرا اهدا گردید.[۱۷]

۳. رسیدگی به فقرا

یکی از خصوصیات نیکوی سید محسن، کمک به نیازمندان و فقرا بود. با وجود این که وی لحظه‌ای بیکار نبود و مدام در حال تدریس، تألیف یا تحصیل بود، از این مهم غافل نمی‌‌شد و در حد توان به فقرا خدمت می‌‌کرد. شیخ زین‌العابدین سلماسی در این رابطه خاطره ذیل را نقل کرده است: همراه پدرم میرزا ابراهیم برای زیارت امام کاظم و امام جواد علیهماالسلام رفتیم. پس از زیارت، به دیدار و احوالپرسی سید محسن اعرجی رفته و سپس به منزلگاهمان برگشتیم. پدرم طبقی خرمای اعلا به یکی از خدام داد تا برای سید محسن ببرد. پس از مدتی خادم برگشت و گفت: طبق خرما را به سید دادم و او به خادمش دستور داد تا آن را برای فلان منزل ببرند. پدرم طبقی دیگر برای سید محسن فرستاد، این بار هم سید محسن طبق را به کس دیگری هدیه داد. پدرم برای سومین بار طبق خرما را به خادم داد و گفت: از طرف من به سید محسن بگو که راضی نیستم این طبق را به کسی بدهی! پس از لحظاتی خادم آمد و گفت: پیغامتان را به او رساندم؛ ولی سید محسن بسیار ناراحت شد و بار دیگر هم آن را به فقیری هدیه داد.[۱۸]

و گفته اند زمانی که همسر علوی سید محسن دید شوهرش در ضعف و ناتوانی است، از پول ریسندگی خود مقداری برنج همراه با گوشت مرغ تهیه کرد. وقتی غذای مذکور را نزد سید حاضر کرد، سید گفت: راستش را بگو، این غذا را به جهت اینکه شوهرت هستم درست کرده ای یا به خاطر سید و عالم بودنم؟ همسرش گفت: به خدا سوگند در تهیه این غذا جز رضای خدا نظر دیگری نداشتم. دیدم شما که از علمای آل محمد هستید، این گونه ناتوان شده اید، خواستم قوتی در بدن شما به وجود آید. سید گفت: اجازه می دهی با این غذا هر طور بخواهم عمل کنم؟ وقتی همسرش تسلیم شد، سید اعرجی آنها را برای یتیمانی که در همان نزدیکی زندگی می کردند، فرستاد و گفت: آیا این عده از یتیمان در تمام عمرشان چنین غذایی خورده اند؟... اگر آنها از این غذا بخورند به نفع من و تو است و قوت و نیرو از خدای تواناست «لاحول ولاقوة الا بالله».

۴. احترام به استاد

سید محسن اعرجی به استادان خود احترام می‌‌گذاشت و هنگامی‌‌ که به حضور آن‌ها مشرف می‌‌شد با تواضع برخورد می‌‌کرد. محمدحسن آل‌یاسین در این باره می‌‌گوید: سید محسن هر روز که از اوراد و اذکار روزمره خود فارغ می‌‌شد به ناحیه‌ای که شیخ جعفر کاشف الغطا، استادش در آن جا سکونت داشت می‌‌رفت و برایش دعا می‌‌کرد و به منزلش برمی‌‌گشت. وی این عمل را همیشه انجام می‌‌داد. چه وقتی که استادش در آن جا حضور داشت و چه وقتی که برای اموری به ایران مسافرت می‌‌کرد.[۱۹] همین رابطه شاگرد با استاد، باعث شد که شیخ جعفر کاشف الغطا علاقه زیادی به سید محسن نشان دهد. هنگامی‌‌ که سید محسن فوت کرد، شیخ جعفر در ایران حضور داشت. هنگامی‌‌ که به کاظمین برگشت و خبر فوت شاگردش را شنید بسیار ناراحت شد و بر سر مزارش حاضر شد و خود را روی قبر او انداخت و به شدت گریه کرد و در همان حال فرمود: مرگم نزدیک شده است، تاکنون هم که زنده مانده‌ام با دعای سید محسن بوده است. آن گاه به اطرافیان گفت: من بزودی زود به سید محسن ملحق خواهم شد و همان طوری که خودش گفته بود نتوانست فراق شاگردش را تحمل کند و پس از شش ماه دار فانی را وداع گفت.[۲۰]

وفات

مرحوم سید محسن اعرجی پس از نود سال زندگی پرافتخار و خدمت به اسلام و مسلمانان، سرانجام در سال ۱۲۲۷ هـ.ق بدرود حیات گفت. در تاریخ وفاتش، عبارات گوناگونی گفته‌اند از جمله: «بموتک محسن مات الصلاح».[۲۱] شیعیان شهر بغداد و کاظمین به محض شنیدن خبر وفات سید محسن اعرجی، به طرف بیت آن مرحوم حرکت کردند. پس از برگزاری مراسم تشییع باشکوه و اقامه نماز توسط فرزندش سید کاظم اعرجی، پیکر آن عالم ربانی، در منزلش و در کنار مسجدی که در آن نماز می‌‌خواند، مقابل در مدرسه‌ای که در آن تدریس می‌‌کرد، به خاک سپرده شد.[۲۲] برای گرامیداشت یاد او، قبه‌ای بر مزارش بنا شد. هم‌اکنون مزار او در کوچه جنب حرم مطهر کاظمین توجه هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌‌کند.

پانویس

  1. گلشن ابرار، ج ۱، ص ۲۷۷.
  2. ر.ک: گلشن ابرار، ج۱، ص۲۹۴.
  3. معارف الرجال فی تراجم العلماء، ج ۱، ص ۱۵۲.
  4. معارف الرجال، ج ۲، ص ۱۷۲.
  5. وسایل الشیعه الی احکام الشریعه، ص ۹۶۳.
  6. ریحانه الادب، ج ۵، ص ۲۳۶.
  7. مع علماء النجف الاشرف، سید محمد غروی، ج۱، ص۳۶۸.
  8. علت این که به قصیده «دالیه» معروف شده زیرا قافیه آن حرف «دال» است.
  9. وسایل الشیعه الی احکام الشریعه، سید محسن اعرجی، ص ۹۶۴.
  10. بغدادی از القاب سید محسن اعرجی است.
  11. همان، ص ۹۴۹.
  12. وسایل الشیعه الی احکام الشریعه، محسن اعرجی، ص ۹۴۸.
  13. همان، ص ۹۴۹.
  14. شیخ احمد احسایی (متولد ۱۱۶۶ هـ.ق) سر سلسله فرقه ضاله شیخیه است که عقایدی خلاف عقاید شیعه امامیه دارند. به اعتقاد شیخ احمد احسایی و پیروانش، روح اهل بیت عصمت و طهارت پس از شهادت، در بدن فرد دیگر قرار می‌‌گیرد و به این دنیا بازمی‌‌گردد. شیخ احمد احسایی این عقیده را از آیین هندو گرفته است. اصول دین از نظر شیخ احمد، چهارتاست: توحید، نبوت، امامت، اعتقاد به رکن رابع «شیعه کامل». سید کاظم رشتی که از شاگردان شیخ احمد بود، فرقه شیخیه را رهبری کرد. (تاریخ جامع بهائیت)
  15. وسایل الشیعه، الی احکام الشریعه، ص ۹۶۴.
  16. ریحانه الادب، ج ۵، ص ۲۳۶.
  17. وسایل الشیعه، سید محسن اعرجی، ص ۹۵۲.
  18. همان، ص ۹۵۱.
  19. همان، ص ۹۵۰.
  20. همان، ص ۹۵۱.
  21. مع علماء النجف الاشرف، ج ۱، ص ۶۳۸.
  22. وسایل الشیعه الی احکام الشریعه، ص ۹۶۴.

منابع

  • گلشن ابرار، جلد ۵، زندگی‌نامه "محقق اعرجی" از علی احمدی.
  • "عالمان خدمتگزار"، محمد عابدی، مجله مبلغان، بهمن ۱۳۸۲، شماره ۵۰، در دسترس در پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  • کتاب "عدة الرجال"، تأليف محسن اعرجى كاظمى، تحقیق ناصرى، قم، اسماعيليان، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه