عبدالرحمن بن عوف: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(دقیق‌تر کردن بخش ارزیابی)
 
سطر ۹: سطر ۹:
 
}}
 
}}
  
−
'''عبدالرحمن بن عوف''' (درگذشت ۳۱ یا ۳۲ق) از [[صحابه]] پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله)، از تیرهٔ بنی زهرهٔ [[قریش]] و از نخستین مسلمانان بود. او در [[هجرت به حبشه]] و [[هجرت به مدینه]] شرکت کرد و در [[غزوه بدر|بدر]]، [[غزوه احد|احد]]، [[غزوه خندق|خندق]] و دیگر غزوات پیامبر (ص) حاضر بود. عبدالرحمن تاجری توانگر و بخشنده بود و در [[سریه|سریهٔ]] دومة الجندل فرماندهی مسلمانان را بر عهده داشت. مهم‌ترین نقش سیاسی او عضویت در [[شورای شش نفره خلافت|شورای شش‌نفره‌ای]] بود که [[عمر بن خطاب]] برای تعیین خلیفهٔ سوم تشکیل داد؛ عبدالرحمن با کنار کشیدن خود، [[عثمان بن عفان|عثمان]] را برگزید. این انتخاب در منابع شیعی به سبب نادیده گرفتن حق [[امام علی علیه‌السلام|امام علی (علیه‌السلام)]] نقد شده است. او در [[مدینه]] درگذشت و در [[بقیع]] به خاک سپرده شد.<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۴۴-۸۵۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۲-۱۰۱.</ref>
+
'''«عبدالرحمن بن عوف»''' (درگذشت ۳۱ یا ۳۲ق)، از [[صحابه]] [[پیامبر خدا]] (صلی الله علیه وآله)، از تیرهٔ بنی‌زهرهٔ [[قریش]] و از نخستین مسلمانان بود. او در [[هجرت مسلمانان به حبشه|هجرت به حبشه]] و هجرت به [[مدینه]] شرکت کرد و در [[غزوه بدر|بدر]]، [[غزوه احد|احد]]، [[غزوه خندق|خندق]] و دیگر [[غزوات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله|غزوات پیامبر]] (ص) حاضر بود و در [[سریه|سریهٔ]] [[دومة الجندل]] نیز فرماندهی مسلمانان را بر عهده داشت. مهم‌ترین نقش سیاسی عبدالرحمن، عضویت در [[شورای شش نفره خلافت|شورای شش‌نفره‌ای]] بود که [[عمر بن خطاب]] برای تعیین [[خلیفه|خلیفهٔ]] سوم تشکیل داد و عبدالرحمن با کنار کشیدن خود، [[عثمان بن عفان|عثمان]] را برگزید. این انتخاب در منابع [[شیعه|شیعی]] به سبب نادیده گرفتن حق [[امام علی علیه‌السلام|امام علی]] (علیه‌السلام) نقد شده است.  
  
−
==نسب، نام و ولادت==
+
==ولادت و نسب==
−
نسب کامل او چنین است: عبدالرحمن بن عوف بن عبد عوف بن عبد بن حارث بن زهرة بن کلاب. از این رو او را «قرشی زهری» خوانده‌اند. مادرش شفاء دختر عوف بن عبد بن حارث بن زهره بود. کنیه‌اش ابومحمد بود. نام او در جاهلیت «عبد عمرو» و به قولی «عبدالکعبه» بود؛ پیامبر (ص) او را «عبدالرحمن» نامید. او ده سال پس از [[عام الفیل]]، در [[مکه]] زاده شد. قامتی بلند و پوستی نازک و روشن با گرایش به سرخی داشت. بر پایهٔ گزارشی، در [[غزوه احد|احد]] بیست‌ویک زخم برداشت و از زخم پایش می‌لنگید.<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۲؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۴۴ و ۸۴۷.</ref>
+
«ابومحمد عبدالرحمن بن عوف بن عبد عوف بن عبد بن حارث بن زهرة بن کلاب» ده سال پس از [[عام الفیل]]، در [[مکه]] زاده شد. او را «قرشی زُهری» خوانده‌اند. مادرش شفاء دختر عوف بن عبد بن حارث بن زهره بود. نام او در [[جاهلیت]] «عبد عمرو» و به قولی «عبدالکعبه» بود؛ [[پیامبر]] (ص) او را «عبدالرحمن» نامید.  
  
−
==اسلام و هجرت==
+
عبدالرحمن قامتی بلند و پوستی نازک و روشن با گرایش به سرخی داشت. بر پایهٔ گزارشی، در [[غزوه احد|جنگ احد]] بیست‌ویک زخم برداشت و از زخم پایش می‌لنگید.<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۲؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۴۴ و ۸۴۷.</ref>
−
عبدالرحمن پیش از آنکه پیامبر (ص) وارد خانهٔ ارقم شود، مسلمان شد؛ از این رو او را از پیشگامان اسلام شمرده‌اند. او در هجرت مسلمانان به [[حبشه]] حضور یافت، سپس پیش از هجرت پیامبر (ص) به مدینه، به [[مکه]] بازگشت و به [[مدینه]] هجرت کرد. به سبب شرکت در این دو هجرت، او را «جامع الهجرتین» خوانده‌اند. در مدینه پیامبر (ص) میان او و [[سعد بن ربیع]] انصاری پیمان برادری بست؛ هرچند برخی گزارش‌ها طرف دیگر پیمان را [[سعد بن ابی وقاص|سعد بن ابی‌وقاص]] یا [[عثمان بن عفان|عثمان]] نوشته‌اند. سعد به او پیشنهاد کرد مال خود را با او تقسیم کند و یکی از دو همسرش را به او واگذارد؛ عبدالرحمن نپذیرفت و گفت: «خدا در مال و خانواده‌ات برکت دهد؛ مرا به بازار راهنمایی کن.» او در بازار مدینه به تجارت پرداخت و پس از چندی ازدواج کرد. پیامبر (ص) به او فرمود: «أولم ولو بشاة»؛ ولیمه بده، هرچند با یک گوسفند.<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۲-۹۳؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۴۴ و ۸۴۹.</ref>
 
  
−
==حضور در غزوات==
+
==اسلام آوردن و هجرت عبدالرحمن==
−
عبدالرحمن در [[غزوه بدر|بدر]]، [[غزوه احد|احد]]، [[غزوه خندق|خندق]] و دیگر غزوات، از جمله [[فتح مکه]]، [[غزوه حنین|حنین]] و [[غزوه تبوک|تبوک]]، حاضر بود. در احد، هنگامی که بسیاری از مسلمانان پراکنده شدند، او در کنار پیامبر (ص) ایستاد و پایداری کرد.<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۵؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۴۴ و ۸۴۷.</ref>
+
عبدالرحمن پیش از آنکه [[پیامبر]] (ص) وارد خانهٔ ارقم شود، [[مسلمان]] شد؛ از این رو او را از پیشگامان [[اسلام]] شمرده‌اند. او در [[هجرت مسلمانان به حبشه]] حضور یافت، سپس پیش از [[هجرت پیامبر اسلام به مدینه|هجرت پیامبر]] (ص) به [[مدینه]]، به [[مکه]] بازگشت و بعدا به مدینه هجرت کرد. به سبب شرکت در این دو هجرت، او را «جامع الهجرتین» خوانده‌اند.  
  
−
==سریهٔ دومة الجندل==
+
در مدینه پیامبر (ص) میان عبدالرحمن و [[سعد بن ربیع|سعد بن ربیع انصاری]] پیمان برادری بست؛ هرچند برخی گزارش‌ها طرف دیگر پیمان را [[سعد بن ابی وقاص|سعد بن ابی‌وقاص]] یا [[عثمان بن عفان|عثمان]] نوشته‌اند. سعد به او پیشنهاد کرد مال خود را با او تقسیم کند و یکی از دو همسرش را به او واگذارد؛ عبدالرحمن نپذیرفت و گفت: «خدا در مال و خانواده‌ات [[برکت]] دهد؛ مرا به بازار راهنمایی کن.» او در بازار مدینه به تجارت پرداخت و پس از چندی [[ازدواج]] کرد. پیامبر (ص) به او فرمود: «أولِم ولَو بشاة»؛ [[ولیمه]] بده، هرچند با یک گوسفند.<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۲-۹۳؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۴۴ و ۸۴۹.</ref>
−
در شعبان سال ششم هجری، پیامبر (ص) او را با هفتصد مرد به [[دومة الجندل]] فرستاد. پیامبر (ص) عمامهٔ سیاهی بر سر او بست و او را به تقوا و پرهیز از خیانت و کشتن کودکان سفارش کرد. عبدالرحمن مردم دومة الجندل را سه روز به اسلام خواند. آنان نخست سر باز زدند، اما در روز سوم رئیسشان اصبغ بن عمرو کلبی مسلمان شد و قومش نیز اسلام آوردند. پیامبر (ص) به او نوشت که با دختر اصبغ، تُماضر، ازدواج کند؛ عبدالرحمن چنین کرد و او را به مدینه آورد. تُماضر مادر ابوسلمهٔ فقیه، فرزند عبدالرحمن، بود.<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۶۰-۵۶۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۶؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۴۵.</ref>
 
  
−
==ثروت و بخشش==
+
==حضور در غزوات و سرایا==
−
عبدالرحمن تاجری توانگر بود و ثروت فراوانی از راه تجارت به دست آورد. منابع کهن او را «تاجر» و «مجدود در تجارت» وصف کرده‌اند. او در راه خدا بخشش‌های بسیار کرد؛ گفته‌اند در یک روز سی برده را آزاد کرد. اموالی را به چهل هزار دینار فروخت و بهای آن را میان همسران پیامبر (ص)، فقیران بنی زهره و نیازمندان تقسیم کرد. در وصیت خود پنجاه هزار دینار در راه خدا اختصاص داد. ثروت اما مایهٔ نگرانی او بود. او در طواف کعبه می‌گفت: «اللهم قني شح نفسي»؛ خدایا مرا از بخل نفس خویش نگه دار. به گزارش ام‌سلمه، او از فراوانی مال خود بیمناک بود و می‌گفت: «من ثروتمندترین مردم قریشم.»<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۴۷-۸۴۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۷-۹۸ و ۱۰۰.</ref>
+
عبدالرحمن در جنگهای [[غزوه بدر|بدر]]، [[غزوه احد|احد]]، [[غزوه خندق|خندق]] و دیگر [[غزوات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله|غزوات]]، از جمله [[فتح مکه]]، [[غزوه حنین|حنین]] و [[غزوه تبوک|تبوک]]، حاضر بود. در جنگ احد، هنگامی که بسیاری از مسلمانان پراکنده شدند، او در کنار [[پیامبر]] (ص) ایستاد و پایداری کرد.<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۵؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۴۴ و ۸۴۷.</ref>
  
−
از پیامبر (ص) نقل شده که به او فرمود: «ای پسر عوف، تو از توانگرانی و جز با زحمت و به‌سختی به بهشت درنمی‌آیی.» نیز از عایشه نقل شده که پیامبر (ص) فرمود: «گویی عبدالرحمن بن عوف را بر صراط می‌بینم که گاهی می‌لغزد و گاهی استقامت می‌کند تا آنکه به‌سختی رهایی می‌یابد.»<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۷.</ref>
+
در [[شعبان]] سال ششم هجری، پیامبر (ص) عبدالرحمن را با هفتصد مرد در رأس [[سریه|سریه‌ای]] به [[دومة الجندل]] فرستاد. پیامبر (ص) عمامهٔ سیاهی بر سر او بست و او را به [[تقوا]] و پرهیز از [[خیانت]] و کشتن کودکان سفارش کرد. عبدالرحمن مردم دومة الجندل را سه روز به [[اسلام]] فراخواند. آنان نخست سر باز زدند، اما در روز سوم، رئیسشان اصبغ بن عمرو کلبی مسلمان شد و قومش نیز اسلام آوردند.  
  
−
==شورای شش‌نفره و انتخاب عثمان==
+
پیامبر (ص) به عبدالرحمن نوشت که با دختر اصبغ به نام تُماضر، [[ازدواج]] کند؛ عبدالرحمن چنین کرد و او را به مدینه آورد. تُماضر مادر ابوسلمهٔ [[فقیه]]، فرزند عبدالرحمن، بود.<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۶۰-۵۶۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۶؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۴۵.</ref>
−
پس از کشته شدن عمر در سال ۲۳ق، عمر برای تعیین جانشین خود شورایی شش‌نفره تشکیل داد: [[امام علی علیه‌السلام|امام علی (علیه‌السلام)]]، [[عثمان بن عفان|عثمان]]، عبدالرحمن، [[سعد بن ابی وقاص|سعد بن ابی‌وقاص]]، [[زبیر بن عوام|زبیر]] و [[طلحه]]. او دستور داد که اگر شورا به دو گروه سه‌نفره تقسیم شد، گروهی که عبدالرحمن در آن است ملاک باشد. عبدالرحمن خود را از نامزدی کنار کشید و داوری میان علی (علیه‌السلام) و عثمان را بر عهده گرفت. بر پایهٔ گزارش [[تاریخ الطبری|طبری]]، او از علی (علیه‌السلام) خواست بر کتاب خدا، سنت پیامبر (ص) و سیرهٔ ابوبکر و عمر بیعت کند. علی (علیه‌السلام) تن به سیرهٔ آن دو نداد و تنها بر کتاب خدا، سنت پیامبر (ص) و اجتهاد و توان خود تأکید کرد. عثمان همان شرط را پذیرفت. عبدالرحمن دست او را گرفت، بر منبر بالا برد و با او بیعت کرد. علی (علیه‌السلام) در حالی که از میان مردم می‌گذشت، فرمود: «خدعة وأيما خدعة»؛ حیله‌ای بود و چه حیله‌ای.<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۲۹۳-۳۰۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۹.</ref>
 
  
−
این گزارش با تفاوت‌هایی نقل شده است. ابن ابی‌الحدید می‌نویسد که عبدالرحمن سه بار شرط خود را بر علی (علیه‌السلام) عرضه کرد و او نپذیرفت، سپس با عثمان بیعت کرد. او همچنین می‌گوید که پس از این ماجرا، رابطهٔ عثمان و عبدالرحمن تیره شد و تا مرگ عبدالرحمن با یکدیگر سخن نگفتند. در [[نهج البلاغه]]، امام علی (علیه‌السلام) در [[خطبه شقشقیه]] دربارهٔ شورا می‌فرماید: «فَصَغَا رَجُلٌ مِنْهُمْ لِضِغْنِهِ وَ مَالَ الآخَرُ لِصِهْرِهِ»؛ یکی از آنان به سبب کینه‌اش منحرف شد و دیگری به سبب پیوند دامادی‌اش گرایش یافت. شارحان، «الآخر» را عبدالرحمن دانسته‌اند، زیرا همسرش ام‌کلثوم دختر عقبة بن ابی‌معیط، خواهر مادری عثمان بود.<ref>ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغة، ج۱، ص۱۸۸-۱۸۹؛ نهج البلاغه، خطبه ۳، ص۴۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۴.</ref>
+
==ثروت و بخشش عبدالرحمن==
 +
عبدالرحمن بن عوف تاجری توانگر بود و ثروت فراوانی از راه تجارت به دست آورد. منابع کهن او را «تاجر» و «مجدود در تجارت» وصف کرده‌اند. او در راه [[خدا]] بخشش‌های بسیار کرد؛ گفته‌اند در یک روز سی برده را آزاد کرد. اموالی را به چهل هزار دینار فروخت و بهای آن را میان همسران [[پیامبر]] (ص)، فقیران بنی زهره و نیازمندان تقسیم کرد. در [[وصیت]] خود پنجاه هزار دینار در راه خدا اختصاص داد. اما ثروت مایهٔ نگرانی او بود. او در [[طواف]] [[کعبه]] می‌گفت: «اللهم قني شحّ نفسي»؛ خدایا مرا از [[بخل]] نفس خویش نگه دار. به گزارش [[ام سلمه]]، او از فراوانی مال خود بیمناک بود و می‌گفت: «من ثروتمندترین مردم [[قریش|قریشم]].»<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۴۷-۸۴۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۷-۹۸ و ۱۰۰.</ref>
  
−
از دیدگاه شیعه، این فرایند زمینه‌ساز کنار گذاشتن امام علی (علیه‌السلام) و روی کار آمدن عثمان بود. در خوانش شیعی، عمر با تعیین شورا و شرط جانبداری از گروه عبدالرحمن، زمینهٔ انتخاب عثمان را فراهم کرد. در برابر، اهل سنت او را یکی از شش عضو شورا و از صحابهٔ مورد رضایت پیامبر (ص) می‌دانند و این انتخاب را پذیرفته‌اند.<ref>نهج البلاغه، خطبه ۳، ص۴۸-۴۹؛ طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۲۹۴؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۴۶.</ref>
+
از پیامبر (ص) نقل شده که به او فرمود: «ای پسر عوف، تو از توانگرانی و جز با زحمت و به‌سختی به [[بهشت]] درنمی‌آیی.» نیز از [[عایشه]] نقل شده که پیامبر (ص) فرمود: «گویی عبدالرحمن بن عوف را بر [[صراط]] می‌بینم که گاهی می‌لغزد و گاهی استقامت می‌کند تا آنکه به‌سختی رهایی می‌یابد.»<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۷.</ref>
  
−
==پس از رحلت پیامبر==
+
==فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی==
−
بر پایهٔ گزارش یعقوبی، عبدالرحمن در [[سقیفه]] حضور داشت و در برابر انصار گفت: «شما هرچند فضیلت دارید، کسانی همانند ابوبکر، عمر و علی (علیه‌السلام) در میان شما نیستند.» او در سال ۱۳ق از سوی عمر و در سال ۲۴ق از سوی عثمان، امیرالحاج بود.<ref>یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۲۳ و ۱۵۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۹.</ref>
+
بر پایهٔ گزارش [[ابن واضح یعقوبی|یعقوبی]]، عبدالرحمن بن عوف در [[سقیفه]] حضور داشت و در برابر [[انصار]] گفت: «شما هرچند فضیلت دارید، اما کسانی همانند [[ابوبکر]]، [[عمر بن خطاب|عمر]] و [[امام علی علیه السلام|علی]] (علیه‌السلام) در میان شما نیستند.»  
  
−
==پشیمانی و مخالفت با عثمان==
+
عبدالرحمن بن عوف در سال ۱۳ ق. از سوی عمر و در سال ۲۴ ق. از سوی [[عثمان]]، [[امیر الحاج]] بود.<ref>یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۲۳ و ۱۵۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۹.</ref>
−
بر پایهٔ گزارش بلاذری، عبدالرحمن پس از انتخاب عثمان، از کار او ناخشنود شد. هنگامی که [[ابوذر غفاری]] به [[ربذه]] تبعید شد و درگذشت، امام علی (علیه‌السلام) و عبدالرحمن دربارهٔ رفتار عثمان گفت‌وگو کردند. علی (علیه‌السلام) به او گفت: «این نتیجهٔ کار توست.» عبدالرحمن پاسخ داد: «اگر بخواهی، شمشیر خود را برمی‌گیرم و تو نیز شمشیر خود را؛ او با پیمانی که به من سپرده بود مخالفت کرد.» همچنین گفته‌اند در بیماری خود گفت: «پیش از آنکه در حکومتش پیش‌روی کند، به او رسیدگی کنید.» اختلاف آنان چنان بالا گرفت که عثمان آب چاهی را که برای دام‌های عبدالرحمن بود بست و عبدالرحمن سوگند خورد که هرگز با او سخن نگوید. برخی گزارش‌ها می‌گویند او وصیت کرد عثمان بر او نماز نخواند.<ref>بلاذری، أنساب الأشراف، ج۵، ص۵۴۶-۵۴۷.</ref>
 
  
−
رابطهٔ آن دو در سال‌های آخر تیره بود؛ هرچند منابع در جزئیات اختلاف دارند. ابن عبدالبر در برابر، می‌گوید عثمان بر او نماز خواند و عبدالرحمن خود چنین وصیت کرده بود.<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۵۰؛ بلاذری، أنساب الأشراف، ج۵، ص۵۴۷.</ref>
+
===شورای خلافت و انتخاب عثمان===
 +
[[عمر بن خطاب|عمر خطاب]] پیش از مرگش در سال ۲۳ ق، برای تعیین جانشین خود [[شورای شش نفره خلافت|شورایی شش‌نفره]] تشکیل داد که عبارتند بودند از: [[امام علی علیه‌السلام|امام علی]] (علیه‌السلام)، [[عثمان بن عفان|عثمان]]، عبدالرحمن، [[سعد بن ابی وقاص|سعد بن ابی‌وقاص]]، [[زبیر بن عوام|زبیر]] و [[طلحه]]. عمر دستور داد که اگر شورا به دو گروه سه‌نفره تقسیم شد، گروهی که عبدالرحمن در آن است ملاک باشد. عبدالرحمن خود را از نامزدی کنار کشید و داوری میان حضرت علی (علیه‌السلام) و عثمان را بر عهده گرفت. به گزارش [[محمد بن جریر طبری|طبری]]، او از علی (علیه‌السلام) خواست بر [[قرآن|کتاب خدا]]، [[سنت|سنت پیامبر]] (ص) و سیرهٔ [[ابوبکر]] و [[عمر بن خطاب|عمر]] بیعت کند. علی (علیه‌السلام) تن به سیرهٔ آن دو نداد و تنها بر کتاب خدا، سنت پیامبر (ص) و اجتهاد و توان خود تأکید کرد. اما عثمان همان شرط را پذیرفت. عبدالرحمن دست او را گرفت، بر منبر بالا برد و با او [[بیعت]] کرد. علی (علیه‌السلام) در حالی که از میان مردم می‌گذشت، فرمود: «خدعة وأيما خدعة»؛ حیله‌ای بود و چه حیله‌ای.<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۲۹۳-۳۰۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۹.</ref>
 +
 
 +
این گزارش با تفاوت‌هایی نقل شده است؛ [[ابن ابی الحدید|ابن ابی‌الحدید]] می‌نویسد که عبدالرحمن سه بار شرط خود را بر علی (علیه‌السلام) عرضه کرد و او نپذیرفت، سپس با عثمان بیعت کرد. او همچنین می‌گوید که پس از این ماجرا، رابطهٔ عثمان و عبدالرحمن تیره شد و تا مرگ عبدالرحمن با یکدیگر سخن نگفتند. در [[نهج البلاغه]]، امام علی (علیه‌السلام) در [[خطبه شقشقیه]] دربارهٔ شورا می‌فرماید: «فَصَغَا رَجُلٌ مِنْهُمْ لِضِغْنِهِ وَ مَالَ الآخَرُ لِصِهْرِهِ»؛ یکی از آنان به سبب [[کینه|کینه‌اش]] منحرف شد و دیگری به سبب پیوند دامادی‌اش گرایش یافت. شارحان، «الآخر» را عبدالرحمن دانسته‌اند، زیرا همسرش ام‌کلثوم دختر عقبة بن ابی‌معیط، خواهر مادری عثمان بود.<ref>ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغة، ج۱، ص۱۸۸-۱۸۹؛ نهج البلاغه، خطبه ۳، ص۴۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۴.</ref>
 +
 
 +
از دیدگاه [[شیعه]]، این فرایند زمینه‌ساز کنار گذاشتن امام علی (علیه‌السلام) و روی کار آمدن عثمان بود. در نگرش شیعی، عمر با تعیین شورا و شرط جانبداری از گروه عبدالرحمن، زمینهٔ انتخاب عثمان را فراهم کرد. در مقابل، [[اهل سنت]] او را یکی از شش عضو شورا و از [[صحابی|صحابهٔ]] مورد رضایت پیامبر (ص) می‌دانند و این انتخاب را پذیرفته‌اند.<ref>نهج البلاغه، خطبه ۳، ص۴۸-۴۹؛ طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۲۹۴؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۴۶.</ref>
 +
 
 +
اما رابطهٔ عبدالرحمن و [[عثمان]] در سال‌های آخر تیره بود؛ هرچند منابع در جزئیات اختلاف دارند. بر پایهٔ گزارش [[احمد بن یحیی بلاذری|بلاذری]]، عبدالرحمن پس از انتخاب عثمان، از کار او ناخشنود شد. هنگامی که [[ابوذر غفاری]] به [[ربذه]] تبعید شد و درگذشت، [[امام علی]] (علیه‌السلام) و عبدالرحمن دربارهٔ رفتار عثمان گفت‌وگو کردند. علی (علیه‌السلام) به او گفت: «این نتیجهٔ کار توست.» عبدالرحمن پاسخ داد: «اگر بخواهی، شمشیر خود را برمی‌گیرم و تو نیز شمشیر خود را؛ او با پیمانی که به من سپرده بود مخالفت کرد.»
 +
 
 +
همچنین گفته‌اند عبدالرحمن در بیماری خود گفت: «پیش از آنکه در حکومتش پیش‌روی کند، به او رسیدگی کنید.» اختلاف آنان چنان بالا گرفت که عثمان آب چاهی را که برای دام‌های عبدالرحمن بود بست و عبدالرحمن [[سوگند]] خورد که هرگز با او سخن نگوید. برخی گزارش‌ها می‌گویند او [[وصیت]] کرد [[عثمان]] بر او  نخواند.<ref>بلاذری، أنساب الأشراف، ج۵، ص۵۴۶.</ref>
  
 
==وفات و مدفن==
 
==وفات و مدفن==
−
عبدالرحمن در سال ۳۱ یا ۳۲ق در مدینه درگذشت. سن او را ۷۲، ۷۵ یا ۷۸ سال نوشته‌اند. ابن سعد و ابن عبدالبر ۷۵ سال را آورده‌اند. او را در [[بقیع]] به خاک سپردند. دربارهٔ کسی که بر او نماز خواند اختلاف است: ابن عبدالبر می‌گوید عثمان بر او نماز خواند و عبدالرحمن خود چنین وصیت کرده بود؛ بلاذری می‌گوید او وصیت کرد عثمان بر او نماز نخواند و زبیر یا سعد بن ابی‌وقاص بر او نماز خواند. از امام علی (علیه‌السلام) نقل شده که بر سر جنازهٔ او فرمود: «اذهب ابن عوف فقد أدركت صفوها وسبقت رنقها»؛ ای پسر عوف برو که صافی دنیا را دریافتی و پیش از تیرگی آن گذشتی. عبدالرحمن وصیت کرد پنجاه هزار دینار در راه خدا بدهند. ترکهٔ او را هزار شتر، سه هزار گوسفند، صد اسب و زمینی در جُرف نوشته‌اند.<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۰۰-۱۰۱؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۵۰؛ بلاذری، أنساب الأشراف، ج۵، ص۵۴۷.</ref>
+
عبدالرحمن بن عوف در سال ۳۱ یا ۳۲ ق. در [[مدینه]] درگذشت و در [[بقیع]] به خاک سپرده شد. [[محمد بن سعد کاتب واقدی|ابن سعد]] و [[ابن عبدالبر اندلسی|ابن عبدالبر]]، سنّ او را هنگام [[مرگ]]، ۷۵ سال را ذکر کرده‌اند.  
 +
 
 +
عبدالرحمن [[وصیت]] کرد پنجاه هزار دینار در راه خدا بدهند. ترکهٔ او را هزار شتر، سه هزار گوسفند، صد اسب و زمینی در جُرف نوشته‌اند.<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۰۰-۱۰۱؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۵۰؛ بلاذری، أنساب الأشراف، ج۵، ص۵۴۷.</ref>
 +
 
 +
دربارهٔ کسی که بر او [[نماز میت|نماز]] خواند اختلاف است: [[ابن عبدالبر اندلسی|ابن عبدالبر]] می‌گوید [[عثمان بن عفان|عثمان]] بر او نماز خواند و عبدالرحمن خود چنین وصیت کرده بود؛<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۵۰؛ بلاذری، أنساب الأشراف، ج۵، ص۵۴۷.</ref> در حالی که [[احمد بن یحیی بلاذری|بلاذری]] می‌گوید او وصیت کرد عثمان بر او نماز نخواند و [[زبیر بن عوام|زبیر]] یا [[سعد بن ابی وقاص|سعد بن ابی‌وقاص]] بر او نماز بخواند.<ref>بلاذری، أنساب الأشراف، ج۵، ص۵۴۶-۵۴۷.</ref> از [[امام علی علیه السلام|امام علی]] (علیه‌السلام) نقل شده که بر سر جنازهٔ او فرمود: «اذهب ابن عوف فقد أدركت صفوَها و سبقت رنقها»؛ ای پسر عوف برو که صافی دنیا را دریافتی و پیش از تیرگی آن گذشتی.  
  
−
==جایگاه و ارزیابی==
+
==جایگاه و ارزیابی ==
−
در منابع اهل سنت، عبدالرحمن از بزرگان صحابه و یکی از «[[عشره مبشره]]» شمرده می‌شود؛ یعنی ده نفری که بر پایهٔ روایتی، پیامبر (ص) به آنان وعدهٔ بهشت داد. او را از اصحاب پایدار غزوات دانسته‌اند. روایت دعای پیامبر (ص) در حق او («اللهم اسق عبد الرحمن بن عوف من سلسبيل الجنة») در برخی منابع اهل سنت آمده است. از او روایاتی نیز در منابع حدیثی نقل شده است.<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۴۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۸.</ref>
+
عبدالرحمن بن عوف، هم از پیشگامان در [[اسلام]] و [[صحابه]] [[پیامبر]] (ص) بوده و هم در رویدادهای سیاسی پس از [[رحلت پیامبر اسلام|رحلت پیامبر]] (ص)، نقش داشته است. در منابع [[اهل سنت]]، عبدالرحمن یکی از «[[عشره مبشره|عشره مبشّره]]» شمرده می‌شود؛ یعنی ده نفری که بر پایهٔ روایتی، [[پیامبر]] (ص) به آنان وعدهٔ [[بهشت]] داد. او را از اصحاب پایدار [[غزوات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله|غزوات]] دانسته‌اند. روایت دعای پیامبر (ص) در حق او («اللهم اسقِ عبدالرحمن بن عوف مِن [[سلسبیل|سلسبيل]] الجنة») در برخی منابع اهل سنت آمده است. از او روایاتی نیز در منابع [[حدیث|حدیثی]] نقل شده است.<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۴۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۸.</ref>
  
−
در منابع شیعی، حدیث «عشره مبشره» از نظر سند و دلالت نقد شده است. این حدیث از طریق فرزند عبدالرحمن، حمید، نیز نقل شده؛ به گفتهٔ منتقدان، حمید در زمان مرگ پدر خردسال یا متولد نشده بود. نقش عبدالرحمن در شورا و انتخاب عثمان نیز از دیدگاه شیعه با حق امام علی (علیه‌السلام) ناسازگار شمرده می‌شود. با این حال، منابع تاریخی او را از صحابهٔ پیامبر (ص) می‌شمارند و گزارش‌هایی از نارضایتی او از عثمان و گفت‌وگویش با امام علی (علیه‌السلام) را نقل می‌کنند.<ref>دفتر آیت‌الله مکارم شیرازی، «بررسی حدیث عشره مبشره»، پایگاه آیین رحمت؛ نهج البلاغه، خطبه ۳، ص۴۹؛ بلاذری، أنساب الأشراف، ج۵، ص۵۴۶.</ref>
+
اما در منابع [[شیعه|شیعی]]، حدیث «عشره مبشره» از نظر [[سند حدیث|سند]] و دلالت نقد شده است. این حدیث از طریق فرزند عبدالرحمن، حمید، نیز نقل شده؛ به گفتهٔ منتقدان، حمید در زمان مرگ پدرش خردسال یا متولد نشده بود.  
  
−
عبدالرحمن هم از پیشگامان اسلام و صحابهٔ پیامبر (ص) است و هم نقش او در رویدادهای سیاسی پس از رحلت پیامبر (ص)، به‌ویژه انتخاب عثمان، در خوانش‌های شیعی و سنی متفاوت ارزیابی می‌شود. داوری نهایی، با توجه به تفاوت منابع، به خواننده واگذار می‌شود.
+
نقش عبدالرحمن در [[شورای شش نفره خلافت|شورای خلافت]] و انتخاب [[عثمان]] نیز از دیدگاه شیعه با حق [[امام علی]] (ع) ناسازگار شمرده می‌شود. با این حال، گزارش‌هایی از نارضایتی او از عثمان و گفت‌وگویش با امام علی (ع) را نقل می‌کنند.<ref>دفتر آیت‌الله مکارم شیرازی، «بررسی حدیث عشره مبشره»، پایگاه آیین رحمت؛ نهج البلاغه، خطبه ۳، ص۴۹؛ بلاذری، أنساب الأشراف، ج۵، ص۵۴۶.</ref>
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
سطر ۵۷: سطر ۶۷:
  
 
==منابع==
 
==منابع==
−
* ابن عبدالبر، یوسف؛ الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق علی محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۵م؛ ج۲.
 
−
* ابن سعد، محمد؛ الطبقات الکبری، بیروت: دار الکتب العلمیة، چاپ دوم، ۱۴۱۸ق/۱۹۹۸م؛ ج۳.
 
−
* ابن ابی‌الحدید، عبدالحمید؛ شرح نهج البلاغة، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، قم: کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق؛ ج۱.
 
−
* بلاذری، احمد؛ أنساب الأشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت: دار الفکر، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م؛ ج۵.
 
−
* طبری، محمد؛ تاریخ الطبری (تاریخ الأمم والملوک)، بیروت: دار المعرفة، بی‌تا؛ ج۳.
 
−
* واقدی، محمد بن عمر؛ المغازی، تحقیق مارسدن جونز، بیروت: مؤسسة الأعلمی، ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م؛ ج۲.
 
−
* یعقوبی، احمد؛ تاریخ الیعقوبی، بیروت: دار صادر، بی‌تا؛ ج۲.
 
−
* شریف رضی، محمد بن حسین؛ نهج البلاغة، تحقیق صبحی صالح، بیروت: دار الکتاب اللبنانی، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م؛ خطبه ۳.
 
−
* دفتر آیت‌الله مکارم شیرازی؛ «بررسی حدیث عشره مبشره»، پایگاه اطلاع‌رسانی آیین رحمت، https://makarem.ir/maaref/l/0323993؛ تاریخ دسترسی: ۲۹ مهر ۱۴۰۵.
 
  
−
{{غزوات پیامبر اکرم}}
+
*ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق علی محمد معوض، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۵م؛ ج۲.
 +
*ابن سعد، محمد؛ الطبقات الکبری، بیروت: دار الکتب العلمیة، چاپ دوم، ۱۴۱۸ق/۱۹۹۸م؛ ج۳.
 +
*ابن ابی‌الحدید، عبدالحمید؛ شرح نهج البلاغة، تحقیق محمد ابوالفضل، قم: کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق؛ ج۱.
 +
*بلاذری، احمد؛ أنساب الأشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت: دار الفکر، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م؛ ج۵.
 +
*طبری، محمد؛ تاریخ الطبری (تاریخ الأمم والملوک)، بیروت: دار المعرفة، بی‌تا؛ ج۳.
 +
*واقدی، محمد بن عمر؛ المغازی، تحقیق مارسدن جونز، بیروت: مؤسسة الأعلمی، ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م؛ ج۲.
 +
*یعقوبی، احمد؛ تاریخ الیعقوبی، بیروت: دار صادر، بی‌تا؛ ج۲.
 +
*شریف رضی، محمد بن حسین؛ نهج البلاغة، تحقیق صبحی صالح، بیروت: دار الکتاب اللبنانی، ۱۳۸۷ق؛ خطبه ۳.
 +
*دفتر آیت‌الله مکارم شیرازی؛ «بررسی حدیث عشره مبشره»، پایگاه اطلاع‌رسانی آیین رحمت، https://makarem.ir/maaref/l/0323993؛ تاریخ دسترسی: ۲۹ مهر ۱۴۰۵.
  
 
[[رده:اصحاب پیامبر]]
 
[[رده:اصحاب پیامبر]]
 +
[[رده:راویان حدیث]]
 
[[رده:مدفونین در بقیع]]
 
[[رده:مدفونین در بقیع]]
−
[[رده:تاریخ اسلام]]
 
−
[[رده:راویان حدیث]]
 

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۵۱

عبدالرحمن بن عوف
نام کامل عبدالرحمن بن عوف بن عبد عوف بن عبد بن حارث بن زهرة
زادروز ده سال پس از عام الفیل (حدود ۵۸۰م)
زادگاه مکه
وفات ۳۱ یا ۳۲ق، مدینه
مدفن بقیع
آثار
شناخته‌شده برای

از نخستین مسلمانان؛ مهاجر به حبشه و مدینه؛ عضو شورای شش‌نفره و انتخاب عثمان

«عبدالرحمن بن عوف» (درگذشت ۳۱ یا ۳۲ق)، از صحابه پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله)، از تیرهٔ بنی‌زهرهٔ قریش و از نخستین مسلمانان بود. او در هجرت به حبشه و هجرت به مدینه شرکت کرد و در بدر، احد، خندق و دیگر غزوات پیامبر (ص) حاضر بود و در سریهٔ دومة الجندل نیز فرماندهی مسلمانان را بر عهده داشت. مهم‌ترین نقش سیاسی عبدالرحمن، عضویت در شورای شش‌نفره‌ای بود که عمر بن خطاب برای تعیین خلیفهٔ سوم تشکیل داد و عبدالرحمن با کنار کشیدن خود، عثمان را برگزید. این انتخاب در منابع شیعی به سبب نادیده گرفتن حق امام علی (علیه‌السلام) نقد شده است.

ولادت و نسب

«ابومحمد عبدالرحمن بن عوف بن عبد عوف بن عبد بن حارث بن زهرة بن کلاب» ده سال پس از عام الفیل، در مکه زاده شد. او را «قرشی زُهری» خوانده‌اند. مادرش شفاء دختر عوف بن عبد بن حارث بن زهره بود. نام او در جاهلیت «عبد عمرو» و به قولی «عبدالکعبه» بود؛ پیامبر (ص) او را «عبدالرحمن» نامید.

عبدالرحمن قامتی بلند و پوستی نازک و روشن با گرایش به سرخی داشت. بر پایهٔ گزارشی، در جنگ احد بیست‌ویک زخم برداشت و از زخم پایش می‌لنگید.[۱]

اسلام آوردن و هجرت عبدالرحمن

عبدالرحمن پیش از آنکه پیامبر (ص) وارد خانهٔ ارقم شود، مسلمان شد؛ از این رو او را از پیشگامان اسلام شمرده‌اند. او در هجرت مسلمانان به حبشه حضور یافت، سپس پیش از هجرت پیامبر (ص) به مدینه، به مکه بازگشت و بعدا به مدینه هجرت کرد. به سبب شرکت در این دو هجرت، او را «جامع الهجرتین» خوانده‌اند.

در مدینه پیامبر (ص) میان عبدالرحمن و سعد بن ربیع انصاری پیمان برادری بست؛ هرچند برخی گزارش‌ها طرف دیگر پیمان را سعد بن ابی‌وقاص یا عثمان نوشته‌اند. سعد به او پیشنهاد کرد مال خود را با او تقسیم کند و یکی از دو همسرش را به او واگذارد؛ عبدالرحمن نپذیرفت و گفت: «خدا در مال و خانواده‌ات برکت دهد؛ مرا به بازار راهنمایی کن.» او در بازار مدینه به تجارت پرداخت و پس از چندی ازدواج کرد. پیامبر (ص) به او فرمود: «أولِم ولَو بشاة»؛ ولیمه بده، هرچند با یک گوسفند.[۲]

حضور در غزوات و سرایا

عبدالرحمن در جنگهای بدر، احد، خندق و دیگر غزوات، از جمله فتح مکه، حنین و تبوک، حاضر بود. در جنگ احد، هنگامی که بسیاری از مسلمانان پراکنده شدند، او در کنار پیامبر (ص) ایستاد و پایداری کرد.[۳]

در شعبان سال ششم هجری، پیامبر (ص) عبدالرحمن را با هفتصد مرد در رأس سریه‌ای به دومة الجندل فرستاد. پیامبر (ص) عمامهٔ سیاهی بر سر او بست و او را به تقوا و پرهیز از خیانت و کشتن کودکان سفارش کرد. عبدالرحمن مردم دومة الجندل را سه روز به اسلام فراخواند. آنان نخست سر باز زدند، اما در روز سوم، رئیسشان اصبغ بن عمرو کلبی مسلمان شد و قومش نیز اسلام آوردند.

پیامبر (ص) به عبدالرحمن نوشت که با دختر اصبغ به نام تُماضر، ازدواج کند؛ عبدالرحمن چنین کرد و او را به مدینه آورد. تُماضر مادر ابوسلمهٔ فقیه، فرزند عبدالرحمن، بود.[۴]

ثروت و بخشش عبدالرحمن

عبدالرحمن بن عوف تاجری توانگر بود و ثروت فراوانی از راه تجارت به دست آورد. منابع کهن او را «تاجر» و «مجدود در تجارت» وصف کرده‌اند. او در راه خدا بخشش‌های بسیار کرد؛ گفته‌اند در یک روز سی برده را آزاد کرد. اموالی را به چهل هزار دینار فروخت و بهای آن را میان همسران پیامبر (ص)، فقیران بنی زهره و نیازمندان تقسیم کرد. در وصیت خود پنجاه هزار دینار در راه خدا اختصاص داد. اما ثروت مایهٔ نگرانی او بود. او در طواف کعبه می‌گفت: «اللهم قني شحّ نفسي»؛ خدایا مرا از بخل نفس خویش نگه دار. به گزارش ام سلمه، او از فراوانی مال خود بیمناک بود و می‌گفت: «من ثروتمندترین مردم قریشم.»[۵]

از پیامبر (ص) نقل شده که به او فرمود: «ای پسر عوف، تو از توانگرانی و جز با زحمت و به‌سختی به بهشت درنمی‌آیی.» نیز از عایشه نقل شده که پیامبر (ص) فرمود: «گویی عبدالرحمن بن عوف را بر صراط می‌بینم که گاهی می‌لغزد و گاهی استقامت می‌کند تا آنکه به‌سختی رهایی می‌یابد.»[۶]

فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی

بر پایهٔ گزارش یعقوبی، عبدالرحمن بن عوف در سقیفه حضور داشت و در برابر انصار گفت: «شما هرچند فضیلت دارید، اما کسانی همانند ابوبکر، عمر و علی (علیه‌السلام) در میان شما نیستند.»

عبدالرحمن بن عوف در سال ۱۳ ق. از سوی عمر و در سال ۲۴ ق. از سوی عثمان، امیر الحاج بود.[۷]

شورای خلافت و انتخاب عثمان

عمر خطاب پیش از مرگش در سال ۲۳ ق، برای تعیین جانشین خود شورایی شش‌نفره تشکیل داد که عبارتند بودند از: امام علی (علیه‌السلام)، عثمان، عبدالرحمن، سعد بن ابی‌وقاص، زبیر و طلحه. عمر دستور داد که اگر شورا به دو گروه سه‌نفره تقسیم شد، گروهی که عبدالرحمن در آن است ملاک باشد. عبدالرحمن خود را از نامزدی کنار کشید و داوری میان حضرت علی (علیه‌السلام) و عثمان را بر عهده گرفت. به گزارش طبری، او از علی (علیه‌السلام) خواست بر کتاب خدا، سنت پیامبر (ص) و سیرهٔ ابوبکر و عمر بیعت کند. علی (علیه‌السلام) تن به سیرهٔ آن دو نداد و تنها بر کتاب خدا، سنت پیامبر (ص) و اجتهاد و توان خود تأکید کرد. اما عثمان همان شرط را پذیرفت. عبدالرحمن دست او را گرفت، بر منبر بالا برد و با او بیعت کرد. علی (علیه‌السلام) در حالی که از میان مردم می‌گذشت، فرمود: «خدعة وأيما خدعة»؛ حیله‌ای بود و چه حیله‌ای.[۸]

این گزارش با تفاوت‌هایی نقل شده است؛ ابن ابی‌الحدید می‌نویسد که عبدالرحمن سه بار شرط خود را بر علی (علیه‌السلام) عرضه کرد و او نپذیرفت، سپس با عثمان بیعت کرد. او همچنین می‌گوید که پس از این ماجرا، رابطهٔ عثمان و عبدالرحمن تیره شد و تا مرگ عبدالرحمن با یکدیگر سخن نگفتند. در نهج البلاغه، امام علی (علیه‌السلام) در خطبه شقشقیه دربارهٔ شورا می‌فرماید: «فَصَغَا رَجُلٌ مِنْهُمْ لِضِغْنِهِ وَ مَالَ الآخَرُ لِصِهْرِهِ»؛ یکی از آنان به سبب کینه‌اش منحرف شد و دیگری به سبب پیوند دامادی‌اش گرایش یافت. شارحان، «الآخر» را عبدالرحمن دانسته‌اند، زیرا همسرش ام‌کلثوم دختر عقبة بن ابی‌معیط، خواهر مادری عثمان بود.[۹]

از دیدگاه شیعه، این فرایند زمینه‌ساز کنار گذاشتن امام علی (علیه‌السلام) و روی کار آمدن عثمان بود. در نگرش شیعی، عمر با تعیین شورا و شرط جانبداری از گروه عبدالرحمن، زمینهٔ انتخاب عثمان را فراهم کرد. در مقابل، اهل سنت او را یکی از شش عضو شورا و از صحابهٔ مورد رضایت پیامبر (ص) می‌دانند و این انتخاب را پذیرفته‌اند.[۱۰]

اما رابطهٔ عبدالرحمن و عثمان در سال‌های آخر تیره بود؛ هرچند منابع در جزئیات اختلاف دارند. بر پایهٔ گزارش بلاذری، عبدالرحمن پس از انتخاب عثمان، از کار او ناخشنود شد. هنگامی که ابوذر غفاری به ربذه تبعید شد و درگذشت، امام علی (علیه‌السلام) و عبدالرحمن دربارهٔ رفتار عثمان گفت‌وگو کردند. علی (علیه‌السلام) به او گفت: «این نتیجهٔ کار توست.» عبدالرحمن پاسخ داد: «اگر بخواهی، شمشیر خود را برمی‌گیرم و تو نیز شمشیر خود را؛ او با پیمانی که به من سپرده بود مخالفت کرد.»

همچنین گفته‌اند عبدالرحمن در بیماری خود گفت: «پیش از آنکه در حکومتش پیش‌روی کند، به او رسیدگی کنید.» اختلاف آنان چنان بالا گرفت که عثمان آب چاهی را که برای دام‌های عبدالرحمن بود بست و عبدالرحمن سوگند خورد که هرگز با او سخن نگوید. برخی گزارش‌ها می‌گویند او وصیت کرد عثمان بر او نخواند.[۱۱]

وفات و مدفن

عبدالرحمن بن عوف در سال ۳۱ یا ۳۲ ق. در مدینه درگذشت و در بقیع به خاک سپرده شد. ابن سعد و ابن عبدالبر، سنّ او را هنگام مرگ، ۷۵ سال را ذکر کرده‌اند.

عبدالرحمن وصیت کرد پنجاه هزار دینار در راه خدا بدهند. ترکهٔ او را هزار شتر، سه هزار گوسفند، صد اسب و زمینی در جُرف نوشته‌اند.[۱۲]

دربارهٔ کسی که بر او نماز خواند اختلاف است: ابن عبدالبر می‌گوید عثمان بر او نماز خواند و عبدالرحمن خود چنین وصیت کرده بود؛[۱۳] در حالی که بلاذری می‌گوید او وصیت کرد عثمان بر او نماز نخواند و زبیر یا سعد بن ابی‌وقاص بر او نماز بخواند.[۱۴] از امام علی (علیه‌السلام) نقل شده که بر سر جنازهٔ او فرمود: «اذهب ابن عوف فقد أدركت صفوَها و سبقت رنقها»؛ ای پسر عوف برو که صافی دنیا را دریافتی و پیش از تیرگی آن گذشتی.

جایگاه و ارزیابی

عبدالرحمن بن عوف، هم از پیشگامان در اسلام و صحابه پیامبر (ص) بوده و هم در رویدادهای سیاسی پس از رحلت پیامبر (ص)، نقش داشته است. در منابع اهل سنت، عبدالرحمن یکی از «عشره مبشّره» شمرده می‌شود؛ یعنی ده نفری که بر پایهٔ روایتی، پیامبر (ص) به آنان وعدهٔ بهشت داد. او را از اصحاب پایدار غزوات دانسته‌اند. روایت دعای پیامبر (ص) در حق او («اللهم اسقِ عبدالرحمن بن عوف مِن سلسبيل الجنة») در برخی منابع اهل سنت آمده است. از او روایاتی نیز در منابع حدیثی نقل شده است.[۱۵]

اما در منابع شیعی، حدیث «عشره مبشره» از نظر سند و دلالت نقد شده است. این حدیث از طریق فرزند عبدالرحمن، حمید، نیز نقل شده؛ به گفتهٔ منتقدان، حمید در زمان مرگ پدرش خردسال یا متولد نشده بود.

نقش عبدالرحمن در شورای خلافت و انتخاب عثمان نیز از دیدگاه شیعه با حق امام علی (ع) ناسازگار شمرده می‌شود. با این حال، گزارش‌هایی از نارضایتی او از عثمان و گفت‌وگویش با امام علی (ع) را نقل می‌کنند.[۱۶]

پانویس

  1. ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۲؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۴۴ و ۸۴۷.
  2. ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۲-۹۳؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۴۴ و ۸۴۹.
  3. ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۵؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۴۴ و ۸۴۷.
  4. ↑ واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۶۰-۵۶۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۶؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۴۵.
  5. ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۴۷-۸۴۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۷-۹۸ و ۱۰۰.
  6. ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۷.
  7. ↑ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۲۳ و ۱۵۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۹.
  8. ↑ طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۲۹۳-۳۰۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۹.
  9. ↑ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغة، ج۱، ص۱۸۸-۱۸۹؛ نهج البلاغه، خطبه ۳، ص۴۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۴.
  10. ↑ نهج البلاغه، خطبه ۳، ص۴۸-۴۹؛ طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۲۹۴؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۴۶.
  11. ↑ بلاذری، أنساب الأشراف، ج۵، ص۵۴۶.
  12. ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۰۰-۱۰۱؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۵۰؛ بلاذری، أنساب الأشراف، ج۵، ص۵۴۷.
  13. ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۵۰؛ بلاذری، أنساب الأشراف، ج۵، ص۵۴۷.
  14. ↑ بلاذری، أنساب الأشراف، ج۵، ص۵۴۶-۵۴۷.
  15. ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۸۴۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۹۸.
  16. ↑ دفتر آیت‌الله مکارم شیرازی، «بررسی حدیث عشره مبشره»، پایگاه آیین رحمت؛ نهج البلاغه، خطبه ۳، ص۴۹؛ بلاذری، أنساب الأشراف، ج۵، ص۵۴۶.


منابع

  • ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق علی محمد معوض، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۵م؛ ج۲.
  • ابن سعد، محمد؛ الطبقات الکبری، بیروت: دار الکتب العلمیة، چاپ دوم، ۱۴۱۸ق/۱۹۹۸م؛ ج۳.
  • ابن ابی‌الحدید، عبدالحمید؛ شرح نهج البلاغة، تحقیق محمد ابوالفضل، قم: کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق؛ ج۱.
  • بلاذری، احمد؛ أنساب الأشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت: دار الفکر، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م؛ ج۵.
  • طبری، محمد؛ تاریخ الطبری (تاریخ الأمم والملوک)، بیروت: دار المعرفة، بی‌تا؛ ج۳.
  • واقدی، محمد بن عمر؛ المغازی، تحقیق مارسدن جونز، بیروت: مؤسسة الأعلمی، ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م؛ ج۲.
  • یعقوبی، احمد؛ تاریخ الیعقوبی، بیروت: دار صادر، بی‌تا؛ ج۲.
  • شریف رضی، محمد بن حسین؛ نهج البلاغة، تحقیق صبحی صالح، بیروت: دار الکتاب اللبنانی، ۱۳۸۷ق؛ خطبه ۳.
  • دفتر آیت‌الله مکارم شیرازی؛ «بررسی حدیث عشره مبشره»، پایگاه اطلاع‌رسانی آیین رحمت، https://makarem.ir/maaref/l/0323993؛ تاریخ دسترسی: ۲۹ مهر ۱۴۰۵.
مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه