جن: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
سطر ۱: سطر ۱:
−
'''«جنّ»''' در لغت به معناى پوشیده بودن چیزى از حواسّ است؛<ref>مفردات، ص‌۲۰۳، «جنّ».</ref> و در اصطلاح نوعى از موجودات آفریده شده از آتش و صاحب اراده و شعورند که از حواسّ ما پنهان‌اند.<ref>ر.ک: المیزان، ج‌۲۰، ص‌۳۹.</ref> وجودشان از طریق [[شرع]] ثابت شده است اما ماهیت آنها را نمی دانیم چیست. لیکن از صفاتی که [[خداوند]] برای آنها بیان کرده است می توان به شناختت آنها نزدیک شد.<ref>نثر طوبی، علامه شعرانی، ج۱، واژه "جن".</ref> یکی از [[سوره|سوره‌های]] [[قرآن]] به نام «[[سوره جن|جن]]» است و موضوع اصلی آن، ایمان آوردن گروهی از جنّیان به اسلام می باشد.
+
'''«جِنّ»''' در لغت به معناى پوشیده بودن چیزى از حواسّ است؛<ref>مفردات، ص‌۲۰۳، «جنّ».</ref> و در اصطلاح، نوعى از موجودات آفریده شده از آتش و صاحب [[اراده]] و شعورند که از حواسّ ما پنهان‌اند.<ref>ر.ک: المیزان، ج‌۲۰، ص‌۳۹.</ref> وجودشان از طریق [[شرع]] ثابت شده است، اما ماهیت آنها را نمی‌دانیم چیست. لیکن از صفاتی که [[خداوند]] برای آنها بیان کرده است می‌توان به شناخت آنها نزدیک شد.<ref>نثر طوبی، علامه شعرانی، ج۱، واژه "جن".</ref> «[[سوره جن|سوره جن]]» یکی از [[سوره|سوره‌های]] [[قرآن]] است که موضوع اصلی آن، [[ایمان]] آوردن گروهی از جنّیان به [[اسلام]] می‌باشد.
  
 
==جن در قرآن==
 
==جن در قرآن==
−
آیات متعددی در [[قرآن کریم]] در مورد جنّ و خصوصیات آنها ذکر شده است:
+
[[آیات]] متعددی در [[قرآن کریم]] در مورد جنّ و خصوصیات آنها ذکر شده است:
  
−
#خداوند آنها را از آتش آفریده است:{{متن قرآن|«وَالْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نَارِ السَّمُومِ»}}<ref>[[آیه 27 سوره حجر|سوره حجر، آیه ۲۷.]]</ref>.
+
#خداوند آنها را از آتش آفریده است: {{متن قرآن|«وَالْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نَارِ السَّمُومِ»}}<ref name=":0">[[آیه 27 سوره حجر|سوره حجر، آیه ۲۷.]]</ref>.
−
#[[شیطان|شیاطین]] از عاصیان جن هستند:«{{متن قرآن|وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ ...}}<ref>[[آیه 112 سوره انعام|سوره انعام، آیه ۱۱۲.]]</ref>؛ برای هر پیغمبری دشمنی آفریدیم از شیاطین انس و جن ...»، و درباره شیطان آمده است که از جن بود:{{متن قرآن|«... كَانَ مِنَ الْجِنِّ ...»}}<ref>[[آیه 50 سوره انعام|همان، آیه ۵۰.]]</ref>.
+
#[[شیطان|شیاطین]] از عاصیان جن هستند: «{{متن قرآن|وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ ...}}<ref>[[آیه 112 سوره انعام|سوره انعام، آیه ۱۱۲.]]</ref>؛ برای هر پیغمبری دشمنی آفریدیم از شیاطین انس و جن ...»، و درباره شیطان آمده است که از جن بود: {{متن قرآن|«... كَانَ مِنَ الْجِنِّ ...»}}<ref>[[آیه 50 سوره انعام|سوره انعام، آیه ۵۰.]]</ref>.
 
#به چشم دیده نمی شوند: «{{متن قرآن|... إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ ...}}<ref>[[آیه 27 سوره اعراف|سوره اعراف، آیه ۲۷.]]</ref>؛ ... او و قبیله او شما را می بینند به طوری که شما آنها را نمی بینید ...».
 
#به چشم دیده نمی شوند: «{{متن قرآن|... إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ ...}}<ref>[[آیه 27 سوره اعراف|سوره اعراف، آیه ۲۷.]]</ref>؛ ... او و قبیله او شما را می بینند به طوری که شما آنها را نمی بینید ...».
 
#بر صنایع عجیبه و دقیقه قادرند: «{{متن قرآن|... وَمِنَ الْجِنِّ مَنْ يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ ...}}<ref>[[آیه 12 سوره سبأ|سوره سبأ، آیه ۱۲.]]</ref>؛ ... از جنیان بودند کسانی که پیش او کار می کردند ...». و نیز می فرماید: «{{متن قرآن|قَالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ...»}}<ref>[[آیه 39 سوره نمل|سوره نمل، آیه ۳۹.]]</ref>؛ عفریتی از جن گفت من عرش ملکه سبا را برای تو می آورم (یعنی در اندک مدت از یمن به شام) ...».
 
#بر صنایع عجیبه و دقیقه قادرند: «{{متن قرآن|... وَمِنَ الْجِنِّ مَنْ يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ ...}}<ref>[[آیه 12 سوره سبأ|سوره سبأ، آیه ۱۲.]]</ref>؛ ... از جنیان بودند کسانی که پیش او کار می کردند ...». و نیز می فرماید: «{{متن قرآن|قَالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ...»}}<ref>[[آیه 39 سوره نمل|سوره نمل، آیه ۳۹.]]</ref>؛ عفریتی از جن گفت من عرش ملکه سبا را برای تو می آورم (یعنی در اندک مدت از یمن به شام) ...».
−
#خداوند جن را برای عبادت آفرید: «{{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}}<ref>[[آیه 56 سوره ذاریات|سوره ذاریات، آیه ۵۶.]]</ref>؛ جن و انس را نیافریدیم مگر برای عبادت».
+
#خداوند جن را برای [[عبادت]] آفرید: «{{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}}<ref>[[آیه 56 سوره ذاریات|سوره ذاریات، آیه ۵۶.]]</ref>؛ جن و انس را نیافریدیم مگر برای عبادت».
−
#خداوند تعالی برای آنها پیغمبر فرستاد: {{متن قرآن|«يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ ...}}<ref>[[آیه 130 سوره انعام|سوره انعام، آیه ۱۳۰.]]</ref>؛ در سوره جن وصف آمدن جن نزد پیغمبر صلی الله علیه و آله و شنیدن قرآن مذکور است. در میان جنیان هم نیک و بد هست ....
+
#خداوند تعالی برای آنها پیغمبر فرستاد: {{متن قرآن|«يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ ...}}<ref>[[آیه 130 سوره انعام|سوره انعام، آیه ۱۳۰.]]</ref>؛ در [[سوره جن]] وصف آمدن جن نزد [[پیامبر اسلام|پیامبر]] صلی الله علیه وآله و شنیدن قرآن مذکور است. در میان جنیان هم نیک و بد هست ....
 
#جنیان اگر [[معصیت]] کنند به [[دوزخ]] نیز می روند: «{{متن قرآن|وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ ...}}<ref>[[آیه 179 سوره اعراف|سوره اعراف، آیه ۱۷۹.]]</ref>؛ برای دوزخ آفریدیم بسیاری از جن و انس را ...».
 
#جنیان اگر [[معصیت]] کنند به [[دوزخ]] نیز می روند: «{{متن قرآن|وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ ...}}<ref>[[آیه 179 سوره اعراف|سوره اعراف، آیه ۱۷۹.]]</ref>؛ برای دوزخ آفریدیم بسیاری از جن و انس را ...».
 
#اعراب [[جاهلیت]] معتقد به وجود جن بودند: «{{متن قرآن|وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ ...}}<ref>[[آیه 6 سوره جن|سوره جن، آیه ۶.]]</ref>؛ مردانی از انس پناه می برند به مردانی از جن ...». (رسم عرب بود که در بیابان هولناک پناه به جن آن وادی می بردند و به زنهار او درمی آمدند در اشعارشان نیز ذکر جن آمده است.<ref>نثر طوبی، علامه شعرانی، واژه "جن".</ref>
 
#اعراب [[جاهلیت]] معتقد به وجود جن بودند: «{{متن قرآن|وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ ...}}<ref>[[آیه 6 سوره جن|سوره جن، آیه ۶.]]</ref>؛ مردانی از انس پناه می برند به مردانی از جن ...». (رسم عرب بود که در بیابان هولناک پناه به جن آن وادی می بردند و به زنهار او درمی آمدند در اشعارشان نیز ذکر جن آمده است.<ref>نثر طوبی، علامه شعرانی، واژه "جن".</ref>
−
#از آسمان خبر می گرفتند و پس از نزول قرآن از آن ممنوع گشتند: «{{متن قرآن|وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ ۖ فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَصَدًا}}<ref>[[آیه 9 سوره جن|سوره جن، آیه ۹.]]</ref>؛ و ما (پیش از نزول قرآن) در کمین شنیدن سخنان آسمانى و اسرار [[وحى]] مى‌نشستیم اما اینک هر که (از اسرار وحى الهى) سخنى بخواهد شنید تیر شهاب در کمینگاه اوست».
+
#جنیان از آسمان خبر می گرفتند و پس از [[نزول قرآن]] از آن ممنوع گشتند: «{{متن قرآن|وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ ۖ فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَصَدًا}}<ref>[[آیه 9 سوره جن|سوره جن، آیه ۹.]]</ref>؛ و ما (پیش از نزول قرآن) در کمین شنیدن سخنان آسمانى و اسرار [[وحى]] مى‌نشستیم اما اینک هر که (از اسرار وحى الهى) سخنى بخواهد شنید تیر شهاب در کمینگاه اوست».
−
#جنّ یکی از دو موجود پرارزش (ثقلان) روی زمین است، دقت و تأمل در آیه ۳۱ [[سوره الرحمن]] این مطلب را روشن‌تر می‌کند: «{{متن قرآن|سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلَانِ}}<ref>[[آیه 31 سوره الرحمن|سوره الرحمن، آیه ۳۱.]]</ref>؛ ای گروه جن و انس بزودی به حساب شما خواهیم پرداخت».
+
#جنّ یکی از دو موجود پرارزش (ثقلان) روی زمین است: «{{متن قرآن|سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلَانِ}}<ref>[[آیه 31 سوره الرحمن|سوره الرحمن، آیه ۳۱.]]</ref>؛ ای گروه جن و انس بزودی به حساب شما خواهیم پرداخت».
−
#مانند انسان‌ها [[مرگ]] و میر دارند و گروهی جای گروهی را می‌گیرند. ([[سوره فصلت]]/آیه۲۵)
+
#مانند انسان‌ها [[مرگ]] و میر دارند و گروهی جای گروهی دیگر را می‌گیرند: «{{متن قرآن|... وَحَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِی أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ...}}»؛<ref>[[آیه 25 سوره فصلت|سوره فصلت، آیه ۲۵]].</ref> و فرمان [[عذاب]] بر آنان در [زمره] گروه هایی از جن و انس که پیش از آنان گذشتند، محقق و ثابت شد.
−
#مانند سایر موجودات زنده نر و ماده دارند و این موضوع در آیه ۳۶ [[سوره یس]] قابل تأمل و دقت است. آیه می‌گوید: نبات و انسانها نر و ماده دارند و نیز چیزهایی که ما آنها را نمی‌دانیم، نر و ماده دارند و عبارت {{متن قرآن|«وَمِمَّا لَایعْلَمُونَ»}} جنّ را نیز شامل می‌شود ولی ما کیفیت آن را نمی‌دانیم. همچنین در [[سوره جن]] از قول آنها نقل شده که می‌گفتند: مردانی از آدمیان به مردانی از جنّ پناه می‌بردند. ([[سوره جن]]/آیه۶) چون قرآن اشاره به مردان جن کرده است، پس حتما زنان جن هم وجود دارند.
+
#مانند سایر موجودات زنده، نر و ماده دارند و این موضوع در آیه ۳۶ [[سوره یس]] قابل تأمل و دقت است: «{{متن قرآن|سُبْحَانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنْفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا يَعْلَمُونَ}}». آیه می‌گوید: نبات و انسانها نر و ماده دارند و نیز چیزهایی که ما آنها را نمی‌دانیم، نر و ماده دارند و عبارت {{متن قرآن|«وَمِمَّا لَایعْلَمُونَ»}} جنّ را نیز شامل می‌شود ولی ما کیفیت آن را نمی‌دانیم. همچنین در [[سوره جن]] از قول آنها نقل شده که می‌گفتند: «{{متن قرآن|وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ...}}»؛ مردانی از آدمیان به مردانی از جنّ پناه می‌بردند.<ref>[[آیه 6 سوره جن|سوره جن، آیه ۶]].</ref> چون قرآن اشاره به مردان جن کرده است، پس حتما زنان جن هم وجود دارند.
−
#روز [[قیامت]] محشور می‌شوند: ([[سوره انعام]]/آیه۱۲۸)
+
#روز [[قیامت]] محشور می‌شوند: «{{متن قرآن|وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ...}}»؛<ref>[[آیه 28 سوره انعام|سوره انعام، آیه ۱۲۸.]]</ref> و [یاد کنید] روزی که همه جن و انس را جمع می کنیم ای گروه جن! شما در بسیاری از انسان ها میل و رغبت کردید... .
−
#جنّ از لحاظ رتبه زمانی اولین «ثَقَل» است: {{متن قرآن|«والجانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ ...»}} و از لحاظ رتبه مقامی دومین «ثقل» است زیرا [[انسان]] اشرف مخلوقات است.
+
#جنّ از لحاظ رتبه زمانی اولین «ثَقَل» است: {{متن قرآن|«والجانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ ...}}»<ref name=":0" /> و از لحاظ رتبه مقامی دومین «ثقل» است، زیرا [[انسان]] اشرف مخلوقات است.
  
 
[[علامه شعرانی]] پس از نقل تعدادی از این آیات می گوید:  
 
[[علامه شعرانی]] پس از نقل تعدادی از این آیات می گوید:  
  
−
«از این آیات معلوم می شود که جن از سنخ عناصر نیستند وگرنه دیده می شدند، یا جای بر اجسام دیگر تنگ می کردند، بلکه از جنس [[روح]] و [[ملائکه]] اند، مجرد از عناصر و آتشی که از آن آفریده شدند از سنخ آتش عنصری نیست، چون در یکجا فراهم آیند آنجا را گرم نمی کنند بلکه چون برای بعضی ظاهر شوند شاید به صورت چیزی روشن و آتش در تاریکی پدیدار گردند.
+
«از این آیات معلوم می شود که جن از سنخ عناصر نیستند وگرنه دیده می شدند، یا جای بر اجسام دیگر تنگ می کردند، بلکه از جنس [[روح]] و [[ملائکه]] اند، مجرد از عناصر و آتشی که از آن آفریده شدند از سنخ آتش عنصری نیست، چون در یکجا فراهم آیند آنجا را گرم نمی کنند، بلکه چون برای بعضی ظاهر شوند شاید به صورت چیزی روشن و آتش در تاریکی پدیدار گردند. و قوه بی شعور یا موجود بسیار خرد نیستند از سنخ قوه برق و میکروب، چون مکلفند و به [[بهشت]] یا [[دوزخ]] می روند و پیغمبر بر آنها مبعوث می شود، پس [[عقل]] دارند و مانند [[فرشتگان]] منزه از معاصی نیستند، زیرا که [[شیطان]] از آنها بود و اگر جنیان منزه بودند هرگز [[معصیت]] نمی کردند و نیز مانند فرشتگان همیشه دعوت به خیر نمی کنند، چون خداوند در [[سوره ناس]] فرمود: {{متن قرآن|«{{آیه|114|5}} 💠<ref>[[آیه 5 سوره ناس|سوره ناس، آیه ۵.]]</ref> {{آیه|114|6}}<ref>[[آیه 6 سوره ناس|سوره ناس، آیه ۶.]]</ref>»}}.
  
−
و قوه بی شعور یا موجود بسیار خرد نیستند از سنخ قوه برق و میکروب چون مکلفند و به [[بهشت]] یا [[دوزخ]] می روند و پیغمبر بر آنها مبعوث می شود، پس [[عقل]] دارند و مانند [[فرشتگان]] منزه از معاصی نیستند زیرا که شیطان از آنها بود و اگر جنیان منزه بودند هرگز [[معصیت]] نمی کردند و نیز مانند فرشتگان همیشه دعوت به خیر نمی کنند چون خداوند در [[سوره ناس]] فرمود:{{متن قرآن|«{{آیه|114|5}} 💠<ref>[[آیه 5 سوره ناس|سوره ناس، آیه ۵.]]</ref> {{آیه|114|6}}<ref>[[آیه 6 سوره ناس|همان، آیه ۶.]]</ref>»}}.
+
و اگر گوئی مجردات ممکن نیست قابل دو حال باشند، گاه صالح شوند و گاه طالح و این گونه قابلیت و تغییر از صفات ماده است چون نوعی انفعال است، گوئیم مسلّم نداریم مجردات هیچ نوع منفعل نشوند؛ بعض مجردات مانند نفوس انسان که علاقه به بدن دارند، منفعل می گردند و علومی که در این جهان تحصیل می کنند به حس یا به تفکر نوعی انفعال است و هر چه بی واسطه بدن از عالم غیب بر او الهام می شود نیز انفعال است. ما در این امور تابع شرعیم، با این حال [[ابو نصر فارابی|فارابی]] در بعض رسائل خویش انفعال مجردات و تجدد حالات را برای آنها تصدیق کرده است».<ref>نثر طوبی، همان.</ref>
−
 
 
−
و اگر گوئی مجردات ممکن نیست قابل دو حال باشند، گاه صالح شوند و گاه طالح و این گونه قابلیت و تغییر از صفات ماده است چون نوعی انفعال است، گوئیم مسلم نداریم مجردات هیچ نوع منفعل نشوند؛ بعض مجردات مانند نفوس انسان که علاقه به بدن دارند، منفعل می گردند و علومی که در این جهان تحصیل می کنند به حس یا به تفکر نوعی انفعال است و هر چه بی واسطه بدن از عالم غیب بر او الهام می شود نیز انفعال است. ما در این امور تابع شرعیم، با این حال [[ابو نصر فارابی|فارابی]] در بعض رسائل خویش انفعال مجردات و تجدد حالات را برای آنها تصدیق کرده است».<ref>نثر طوبی، همان.</ref>
 
  
 
==جن در روایات==
 
==جن در روایات==
−
طبق برخی روایات، جنیان می‌خورند و می‌آشامند زیرا مانند انسان نیاز به رشد و تولیدمثل دارند و طبیعی است که تغذیه نیز داشته باشند. اما این که از چه چیزهایی تغذیه می‌کنند، از روایات چنین برمی‌آید که آنها از بازمانده غذای انسان و مغز استخوان استفاده می‌کنند. چنانکه «ابن بابویه» نقل کرده است: «گروهی از طایفه جنّ خدمت [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] صلی الله علیه و آله شرفیاب شدند و عرض کردند: ای رسول خدا، چیزی برای خوردن به ما عطا فرما، حضرت هم استخوان و بازمانده غذا به آنها عطا کرد.<ref>وسایل الشیعة: ج۱، ص۲۵۲.</ref> و نیز [[امام صادق]] علیه‌السلام می‌فرماید: «استخوان و ضایعات، غذای جنیان است».<ref>همان، ص۲۵۲.</ref>
+
طبق برخی روایات، جنیان می‌خورند و می‌آشامند زیرا مانند [[انسان]] نیاز به رشد و تولیدمثل دارند و طبیعی است که تغذیه نیز داشته باشند. اما این که از چه چیزهایی تغذیه می‌کنند، از روایات چنین برمی‌آید که آنها از بازمانده غذای انسان و مغز استخوان استفاده می‌کنند. چنانکه [[شیخ صدوق|ابن بابویه]] نقل کرده است: «گروهی از طایفه جنّ خدمت [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] صلی الله علیه و آله شرفیاب شدند و عرض کردند: ای رسول خدا، چیزی برای خوردن به ما عطا فرما، حضرت هم استخوان و بازمانده غذا به آنها عطا کرد.<ref>وسایل الشیعة: ج۱، ص۲۵۲.</ref> و نیز [[امام صادق]] علیه‌السلام می‌فرماید: «استخوان و ضایعات، غذای جنیان است».<ref>همان، ص۲۵۲.</ref>
  
−
جنیان به محضر [[ائمه]] علیهم‌السلام می‌آیند و مسائل دینی خود را می‌پرسند. در [[اصول کافی|اصول ‌کافی]]، بابی تحت عنوان «جنّ در محضر ائمه علیهم‌السلام» وجود دارد.<ref>اصول ‌کافی، ج۱، ص۳۹۴.</ref>
+
همچنین جنیان به محضر [[ائمه]] علیهم‌السلام می‌آیند و مسائل دینی خود را می‌پرسند. در «[[اصول کافی|اصول ‌کافی]]»، بابی تحت عنوان «جنّ در محضر ائمه علیهم‌السلام» وجود دارد.<ref>اصول ‌کافی، ج۱، ص۳۹۴.</ref>
  
−
[[علامه مجلسى|علامه مجلسی]] بیش از سیصد صفحه از جلد ۶۰ [[بحارالأنوار (کتاب)|بحار الانوار]] را به [[احادیث]] مربوط به جن و کلام برخی عالمان دینی در این موضوع اختصاص داده است.
+
[[علامه مجلسى|علامه مجلسی]] بیش از سیصد صفحه از جلد ۶۰ «[[بحارالأنوار (کتاب)|بحار الانوار]]» را به [[احادیث]] مربوط به جن و کلام برخی عالمان دینی در این موضوع اختصاص داده است.
  
−
==وجود جن ==
+
==وجود جن==
  
−
بحث وجود داشتن یا نداشتن جنّ و چگونگی آن، از قدیم در بین عالمان دینی مردم مطرح بوده است. برخی از عالمان مسلمان، اعتقاد به وجود جنّ را [[اجماع]] مذاهب و فرق اسلامی دانسته‌اند و حتی برخی ادعا کرده‌اند که همه پیروان و تصدیق‌کنندگان انبیا نیز به وجود جنّ اعتراف دارند.
+
بحث وجود داشتن یا نداشتن جنّ و چگونگی آن، از قدیم در بین عالمان دینی مردم مطرح بوده است. برخی از عالمان مسلمان، اعتقاد به وجود جنّ را [[اجماع]] مذاهب و [[فرقه‌های اسلامی|فرق اسلامی]] دانسته‌اند و حتی برخی ادعا کرده‌اند که همه پیروان و تصدیق‌کنندگان انبیا نیز به وجود جنّ اعتراف دارند.
  
 
[[ابن حزم اندلسی]] توضیح داده است که ما جنّ را با چشم نمی‌بینیم و بودن آنها را به ضرورت عقلی در نمی‌یابیم، ولی به ضرورت عقلی امکان وجود آنها هست، زیرا قدرت خدای متعال را نهایتی نیست. از طرفی، چون پیامبران، که خدا به صدق آنان گواهی داده است، از وجود جنّ خبر داده‌اند، پس علم به وجود آنها حاصل می‌شود.  
 
[[ابن حزم اندلسی]] توضیح داده است که ما جنّ را با چشم نمی‌بینیم و بودن آنها را به ضرورت عقلی در نمی‌یابیم، ولی به ضرورت عقلی امکان وجود آنها هست، زیرا قدرت خدای متعال را نهایتی نیست. از طرفی، چون پیامبران، که خدا به صدق آنان گواهی داده است، از وجود جنّ خبر داده‌اند، پس علم به وجود آنها حاصل می‌شود.  
سطر ۴۲: سطر ۴۰:
 
دَمیری اظهار داشته است که درباره وجود جنّ آنقدر [[حدیث]] و [[شعر]] و خبر وجود دارد که انکار آن به مثابه انکار یک حقیقت [[خبر متواتر|متواتر]] است.
 
دَمیری اظهار داشته است که درباره وجود جنّ آنقدر [[حدیث]] و [[شعر]] و خبر وجود دارد که انکار آن به مثابه انکار یک حقیقت [[خبر متواتر|متواتر]] است.
  
−
بعض [[نصاری]] بر مسلمین ایراد کرده اند در اعتقاد به وجود جنّ، با آنکه در [[انجیل]] نیز آمده است که جنیان بسیار در وجود مردی جن زده رسوخ یافته بودند. [[حضرت عیسی]] علیه السلام آنها را از بدن آن مرد بیرون آورد و در تن خوکانی چند قرار داد و آنها به حضرت عیسی استغاثه می کردند آن حضرت نپذیرفت.
+
بعضی [[مسیحیت|نصاری]] بر مسلمین ایراد کرده اند در اعتقاد به وجود جنّ، با آنکه در [[انجیل]] نیز آمده است که جنیان بسیار در وجود مردی جن‌زده رسوخ یافته بودند. [[حضرت عیسی]] علیه السلام آنها را از بدن آن مرد بیرون آورد و در تن خوکانی چند قرار داد و آنها به حضرت عیسی [[استغاثه]] می کردند، آن حضرت نپذیرفت.
  
 
==احکام مربوط به جن==
 
==احکام مربوط به جن==
  
−
تسخیر جن از راه نامشروع، مانند ریاضت ها و خواندن عزائم (عوذات) مشتمل بر [[کفر]]، [[حرام]] است. در حرمت آن از راه مشروع همچون خواندن عزائمِ صحیح، اختلاف است.<ref>جواهرالکلام ۲۲/ ۷۹ـ۸۵؛ ایضاح الفوائد ۱/۴۰۵؛ کتاب المکاسب ۱/ ۲۶۲ـ۲۶۷.</ref>
+
تسخیر جن از راه نامشروع، مانند ریاضت ها و خواندن عزائم ([[تعویذ|عوذات]]) مشتمل بر [[کفر]]، [[حرام]] است. در حرمت تسخیر جن از راه مشروع -همچون خواندن عزائمِ صحیح-، اختلاف است.<ref>جواهرالکلام ۲۲/ ۷۹ـ۸۵؛ ایضاح الفوائد ۱/۴۰۵؛ کتاب المکاسب ۱/ ۲۶۲ـ۲۶۷.</ref>
−
 
 
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
{{پانویس}}
 
{{پانویس}}
−
 
 
==منابع==
 
==منابع==
−
 
+
*"شناخت دومین ثقل جهان هستی: جن در کلام وحی و عترت"، اسماعیل نساجی، درسهایی از مکتب اسلام، ۱۳۸۰، شماره۴۸۶.
−
*"شناخت دومین ثقل جهان هستی: جن در کلام وحی و عترت"، اسماعیل نساجی زواره، مجله درسهایی از مکتب اسلام، ۱۳۸۰، شماره ۴۸۶.
+
*[[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم‌السلام]]، جمعى از پژوهشگران زیر نظر سید محمود شاهرودى، ج۳، ص۱۱۷-۱۱۶.
−
*[[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم‌السلام]]، جمعى از پژوهشگران زیر نظر سید محمود هاشمى شاهرودى، ج۳، ص ۱۱۷-۱۱۶.
+
*[[فرهنگ قرآن]]، مدخل "جن"، ج۹.
−
*[[فرهنگ قرآن]]، ج۹، مدخل "جن".
+
*[[نثر طوبی]]، علامه شعرانی، واژه "جن"، ج۱.
−
*[[نثر طوبی]]، علامه شعرانی، ج۱، واژه "جن".
+
*[[دانشنامه جهان اسلام]]، مدخل "جن".
−
*[[دانشنامه جهان اسلام]].
+
==پیوندها==
−
 
 
−
==پیوند==
 
−
 
 
 
*[[سوره جن]]
 
*[[سوره جن]]
 
*[[شیطان]]
 
*[[شیطان]]
−
 
 
[[رده:واژگان قرآنی]]
 
[[رده:واژگان قرآنی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۸ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۴۲

«جِنّ» در لغت به معناى پوشیده بودن چیزى از حواسّ است؛[۱] و در اصطلاح، نوعى از موجودات آفریده شده از آتش و صاحب اراده و شعورند که از حواسّ ما پنهان‌اند.[۲] وجودشان از طریق شرع ثابت شده است، اما ماهیت آنها را نمی‌دانیم چیست. لیکن از صفاتی که خداوند برای آنها بیان کرده است می‌توان به شناخت آنها نزدیک شد.[۳] «سوره جن» یکی از سوره‌های قرآن است که موضوع اصلی آن، ایمان آوردن گروهی از جنّیان به اسلام می‌باشد.

جن در قرآن

آیات متعددی در قرآن کریم در مورد جنّ و خصوصیات آنها ذکر شده است:

  1. خداوند آنها را از آتش آفریده است: «وَالْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نَارِ السَّمُومِ»[۴].
  2. شیاطین از عاصیان جن هستند: «وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ ...[۵]؛ برای هر پیغمبری دشمنی آفریدیم از شیاطین انس و جن ...»، و درباره شیطان آمده است که از جن بود: «... كَانَ مِنَ الْجِنِّ ...»[۶].
  3. به چشم دیده نمی شوند: «... إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ ...[۷]؛ ... او و قبیله او شما را می بینند به طوری که شما آنها را نمی بینید ...».
  4. بر صنایع عجیبه و دقیقه قادرند: «... وَمِنَ الْجِنِّ مَنْ يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ ...[۸]؛ ... از جنیان بودند کسانی که پیش او کار می کردند ...». و نیز می فرماید: «قَالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ...»[۹]؛ عفریتی از جن گفت من عرش ملکه سبا را برای تو می آورم (یعنی در اندک مدت از یمن به شام) ...».
  5. خداوند جن را برای عبادت آفرید: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ[۱۰]؛ جن و انس را نیافریدیم مگر برای عبادت».
  6. خداوند تعالی برای آنها پیغمبر فرستاد: «يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ ...[۱۱]؛ در سوره جن وصف آمدن جن نزد پیامبر صلی الله علیه وآله و شنیدن قرآن مذکور است. در میان جنیان هم نیک و بد هست ....
  7. جنیان اگر معصیت کنند به دوزخ نیز می روند: «وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ ...[۱۲]؛ برای دوزخ آفریدیم بسیاری از جن و انس را ...».
  8. اعراب جاهلیت معتقد به وجود جن بودند: «وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ ...[۱۳]؛ مردانی از انس پناه می برند به مردانی از جن ...». (رسم عرب بود که در بیابان هولناک پناه به جن آن وادی می بردند و به زنهار او درمی آمدند در اشعارشان نیز ذکر جن آمده است.[۱۴]
  9. جنیان از آسمان خبر می گرفتند و پس از نزول قرآن از آن ممنوع گشتند: «وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ ۖ فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَصَدًا[۱۵]؛ و ما (پیش از نزول قرآن) در کمین شنیدن سخنان آسمانى و اسرار وحى مى‌نشستیم اما اینک هر که (از اسرار وحى الهى) سخنى بخواهد شنید تیر شهاب در کمینگاه اوست».
  10. جنّ یکی از دو موجود پرارزش (ثقلان) روی زمین است: «سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلَانِ[۱۶]؛ ای گروه جن و انس بزودی به حساب شما خواهیم پرداخت».
  11. مانند انسان‌ها مرگ و میر دارند و گروهی جای گروهی دیگر را می‌گیرند: «... وَحَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِی أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ...»؛[۱۷] و فرمان عذاب بر آنان در [زمره] گروه هایی از جن و انس که پیش از آنان گذشتند، محقق و ثابت شد.
  12. مانند سایر موجودات زنده، نر و ماده دارند و این موضوع در آیه ۳۶ سوره یس قابل تأمل و دقت است: «سُبْحَانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنْفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا يَعْلَمُونَ». آیه می‌گوید: نبات و انسانها نر و ماده دارند و نیز چیزهایی که ما آنها را نمی‌دانیم، نر و ماده دارند و عبارت «وَمِمَّا لَایعْلَمُونَ» جنّ را نیز شامل می‌شود ولی ما کیفیت آن را نمی‌دانیم. همچنین در سوره جن از قول آنها نقل شده که می‌گفتند: «وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ...»؛ مردانی از آدمیان به مردانی از جنّ پناه می‌بردند.[۱۸] چون قرآن اشاره به مردان جن کرده است، پس حتما زنان جن هم وجود دارند.
  13. روز قیامت محشور می‌شوند: «وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ...»؛[۱۹] و [یاد کنید] روزی که همه جن و انس را جمع می کنیم ای گروه جن! شما در بسیاری از انسان ها میل و رغبت کردید... .
  14. جنّ از لحاظ رتبه زمانی اولین «ثَقَل» است: «والجانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ ...»[۴] و از لحاظ رتبه مقامی دومین «ثقل» است، زیرا انسان اشرف مخلوقات است.

علامه شعرانی پس از نقل تعدادی از این آیات می گوید:

«از این آیات معلوم می شود که جن از سنخ عناصر نیستند وگرنه دیده می شدند، یا جای بر اجسام دیگر تنگ می کردند، بلکه از جنس روح و ملائکه اند، مجرد از عناصر و آتشی که از آن آفریده شدند از سنخ آتش عنصری نیست، چون در یکجا فراهم آیند آنجا را گرم نمی کنند، بلکه چون برای بعضی ظاهر شوند شاید به صورت چیزی روشن و آتش در تاریکی پدیدار گردند. و قوه بی شعور یا موجود بسیار خرد نیستند از سنخ قوه برق و میکروب، چون مکلفند و به بهشت یا دوزخ می روند و پیغمبر بر آنها مبعوث می شود، پس عقل دارند و مانند فرشتگان منزه از معاصی نیستند، زیرا که شیطان از آنها بود و اگر جنیان منزه بودند هرگز معصیت نمی کردند و نیز مانند فرشتگان همیشه دعوت به خیر نمی کنند، چون خداوند در سوره ناس فرمود: «الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ 💠[۲۰] مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ[۲۱]».

و اگر گوئی مجردات ممکن نیست قابل دو حال باشند، گاه صالح شوند و گاه طالح و این گونه قابلیت و تغییر از صفات ماده است چون نوعی انفعال است، گوئیم مسلّم نداریم مجردات هیچ نوع منفعل نشوند؛ بعض مجردات مانند نفوس انسان که علاقه به بدن دارند، منفعل می گردند و علومی که در این جهان تحصیل می کنند به حس یا به تفکر نوعی انفعال است و هر چه بی واسطه بدن از عالم غیب بر او الهام می شود نیز انفعال است. ما در این امور تابع شرعیم، با این حال فارابی در بعض رسائل خویش انفعال مجردات و تجدد حالات را برای آنها تصدیق کرده است».[۲۲]

جن در روایات

طبق برخی روایات، جنیان می‌خورند و می‌آشامند زیرا مانند انسان نیاز به رشد و تولیدمثل دارند و طبیعی است که تغذیه نیز داشته باشند. اما این که از چه چیزهایی تغذیه می‌کنند، از روایات چنین برمی‌آید که آنها از بازمانده غذای انسان و مغز استخوان استفاده می‌کنند. چنانکه ابن بابویه نقل کرده است: «گروهی از طایفه جنّ خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شرفیاب شدند و عرض کردند: ای رسول خدا، چیزی برای خوردن به ما عطا فرما، حضرت هم استخوان و بازمانده غذا به آنها عطا کرد.[۲۳] و نیز امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: «استخوان و ضایعات، غذای جنیان است».[۲۴]

همچنین جنیان به محضر ائمه علیهم‌السلام می‌آیند و مسائل دینی خود را می‌پرسند. در «اصول ‌کافی»، بابی تحت عنوان «جنّ در محضر ائمه علیهم‌السلام» وجود دارد.[۲۵]

علامه مجلسی بیش از سیصد صفحه از جلد ۶۰ «بحار الانوار» را به احادیث مربوط به جن و کلام برخی عالمان دینی در این موضوع اختصاص داده است.

وجود جن

بحث وجود داشتن یا نداشتن جنّ و چگونگی آن، از قدیم در بین عالمان دینی مردم مطرح بوده است. برخی از عالمان مسلمان، اعتقاد به وجود جنّ را اجماع مذاهب و فرق اسلامی دانسته‌اند و حتی برخی ادعا کرده‌اند که همه پیروان و تصدیق‌کنندگان انبیا نیز به وجود جنّ اعتراف دارند.

ابن حزم اندلسی توضیح داده است که ما جنّ را با چشم نمی‌بینیم و بودن آنها را به ضرورت عقلی در نمی‌یابیم، ولی به ضرورت عقلی امکان وجود آنها هست، زیرا قدرت خدای متعال را نهایتی نیست. از طرفی، چون پیامبران، که خدا به صدق آنان گواهی داده است، از وجود جنّ خبر داده‌اند، پس علم به وجود آنها حاصل می‌شود.

دَمیری اظهار داشته است که درباره وجود جنّ آنقدر حدیث و شعر و خبر وجود دارد که انکار آن به مثابه انکار یک حقیقت متواتر است.

بعضی نصاری بر مسلمین ایراد کرده اند در اعتقاد به وجود جنّ، با آنکه در انجیل نیز آمده است که جنیان بسیار در وجود مردی جن‌زده رسوخ یافته بودند. حضرت عیسی علیه السلام آنها را از بدن آن مرد بیرون آورد و در تن خوکانی چند قرار داد و آنها به حضرت عیسی استغاثه می کردند، آن حضرت نپذیرفت.

احکام مربوط به جن

تسخیر جن از راه نامشروع، مانند ریاضت ها و خواندن عزائم (عوذات) مشتمل بر کفر، حرام است. در حرمت تسخیر جن از راه مشروع -همچون خواندن عزائمِ صحیح-، اختلاف است.[۲۶]

پانویس

  1. ↑ مفردات، ص‌۲۰۳، «جنّ».
  2. ↑ ر.ک: المیزان، ج‌۲۰، ص‌۳۹.
  3. ↑ نثر طوبی، علامه شعرانی، ج۱، واژه "جن".
  4. ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ سوره حجر، آیه ۲۷.
  5. ↑ سوره انعام، آیه ۱۱۲.
  6. ↑ سوره انعام، آیه ۵۰.
  7. ↑ سوره اعراف، آیه ۲۷.
  8. ↑ سوره سبأ، آیه ۱۲.
  9. ↑ سوره نمل، آیه ۳۹.
  10. ↑ سوره ذاریات، آیه ۵۶.
  11. ↑ سوره انعام، آیه ۱۳۰.
  12. ↑ سوره اعراف، آیه ۱۷۹.
  13. ↑ سوره جن، آیه ۶.
  14. ↑ نثر طوبی، علامه شعرانی، واژه "جن".
  15. ↑ سوره جن، آیه ۹.
  16. ↑ سوره الرحمن، آیه ۳۱.
  17. ↑ سوره فصلت، آیه ۲۵.
  18. ↑ سوره جن، آیه ۶.
  19. ↑ سوره انعام، آیه ۱۲۸.
  20. ↑ سوره ناس، آیه ۵.
  21. ↑ سوره ناس، آیه ۶.
  22. ↑ نثر طوبی، همان.
  23. ↑ وسایل الشیعة: ج۱، ص۲۵۲.
  24. ↑ همان، ص۲۵۲.
  25. ↑ اصول ‌کافی، ج۱، ص۳۹۴.
  26. ↑ جواهرالکلام ۲۲/ ۷۹ـ۸۵؛ ایضاح الفوائد ۱/۴۰۵؛ کتاب المکاسب ۱/ ۲۶۲ـ۲۶۷.

منابع

پیوندها

مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه