باطش: تفاوت بین نسخهها
| سطر ۵: | سطر ۵: | ||
«باطش» اسم فاعل از ریشه «ب ـ ط ـ ش» در لغت به معناى گرفتن چیزى با شدت، قوت و سرعت است.<ref>تاجالعروس، ج۹، ص۶۲؛ لسانالعرب، ج۱، ص۴۳۱؛ مجمعالبحرین، ج۱، ص۲۱۱، «بطش».</ref> برخى بطش را هر گونه عمل قهرآمیز و شدید، اعم از گرفتن و غیر آن دانستهاند.<ref> التحقیق، ج۱، ص۲۸۹، «بطش».</ref> گفته شده: بطش در آغاز بیشتر درباره زدن پىدرپى بکار مىرفته؛ ولى پس از آن در وارد ساختن دردهاى پیاپى استعمال گشته است.<ref>التبیان، ج۹، ص۲۲۸؛ التفسیرالکبیر، ج۲۷، ص۲۴۴.</ref> گاهى نیز بطش به معناى مطلق گرفتن، با شدت باشد یا بدون آن بکار مىرود.<ref>ر.ک: مجمع البحرین، ج۱، ص۲۱۱.</ref> | «باطش» اسم فاعل از ریشه «ب ـ ط ـ ش» در لغت به معناى گرفتن چیزى با شدت، قوت و سرعت است.<ref>تاجالعروس، ج۹، ص۶۲؛ لسانالعرب، ج۱، ص۴۳۱؛ مجمعالبحرین، ج۱، ص۲۱۱، «بطش».</ref> برخى بطش را هر گونه عمل قهرآمیز و شدید، اعم از گرفتن و غیر آن دانستهاند.<ref> التحقیق، ج۱، ص۲۸۹، «بطش».</ref> گفته شده: بطش در آغاز بیشتر درباره زدن پىدرپى بکار مىرفته؛ ولى پس از آن در وارد ساختن دردهاى پیاپى استعمال گشته است.<ref>التبیان، ج۹، ص۲۲۸؛ التفسیرالکبیر، ج۲۷، ص۲۴۴.</ref> گاهى نیز بطش به معناى مطلق گرفتن، با شدت باشد یا بدون آن بکار مىرود.<ref>ر.ک: مجمع البحرین، ج۱، ص۲۱۱.</ref> | ||
| − | مادّه «بطش» در [[قرآن کریم]] در سه [[آیه]] به خداوند نسبت داده شده و در آیات دیگرى نیز بدون بکار رفتن این مادّه، به گرفتن و عذاب شدید الهى اشاره شده است؛ مانند: {{متن قرآن| | + | مادّه «بطش» در [[قرآن کریم]] در سه [[آیه]] به خداوند نسبت داده شده و در آیات دیگرى نیز بدون بکار رفتن این مادّه، به گرفتن و عذاب شدید الهى اشاره شده است؛ مانند: {{متن قرآن|«...إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ»}}<ref>[[آیه 102 سوره هود|سوره هود،آیه ۱۰۲.]]</ref>.<ref>تفسیر قمى، ج۲، ص۲۶۵؛ تفسیر قرطبى، ج۱۹، ص۱۹۵.</ref> {{متن قرآن|«...فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُقْتَدِرٍ»}}<ref>[[آیه 42 سوره قمر|سوره قمر،آیه ۴۲.]]</ref>.<ref>تفسیر ابنکثیر، ج۴، ص۵۳۰.</ref> |
| − | قرآن کریم پس از ذکر داستان [[اصحاب اخدود]] ([[سوره بروج]]، ۴ ـ ۹) و وعده عذاب آنان (سوره بروج، ۱۰) در مقام تأکید<ref> التفسیر الکبیر، ج۳۱، ص۱۲۳؛ المیزان، ج۲۰، ص۲۵۲.</ref> و نیز براى برحذرداشتن انسان ها از گرفتار شدن به عذابِالهى<ref>جامع البیان، مج۱۵، ج۳۰، ص۱۷۳.</ref> به باطش بودن خداوند اشاره کرده و بطش الهى را شدید دانسته است: {{متن قرآن| | + | قرآن کریم پس از ذکر داستان [[اصحاب اخدود]] ([[سوره بروج]]، ۴ ـ ۹) و وعده عذاب آنان (سوره بروج، ۱۰) در مقام تأکید<ref> التفسیر الکبیر، ج۳۱، ص۱۲۳؛ المیزان، ج۲۰، ص۲۵۲.</ref> و نیز براى برحذرداشتن انسان ها از گرفتار شدن به عذابِالهى<ref>جامع البیان، مج۱۵، ج۳۰، ص۱۷۳.</ref> به باطش بودن خداوند اشاره کرده و بطش الهى را شدید دانسته است: {{متن قرآن|«إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ»}}<ref>[[آیه 12 سوره بروج|سوره بروج،آیه ۱۲.]]</ref>. |
چون واژه «بطش» از نظر لغوى خود متضمن معناى شدت است، وصف کردن آن به شدید بر مضاعف بودن شدت،<ref>الکشاف، ج۴، ص۷۳۲؛ تفسیر بیضاوى، ج۵، ص۴۷۴؛ الصافى، ج۵، ص۳۱۱.</ref> کراهت و دردآورى آن<ref>التبیان، ج۱۰، ص۳۲۰؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص۷۱۰؛ مجمعالبحرین، ج۲، ص۴۹۰، «شدد».</ref> دلالت دارد. بطش الهى در مورد جابران و ستمگران شامل عذاب آنان در [[جهنم]]، کیفرهاى اخروى پیش از جهنم و عذاب هاى دنیا مىشود.<ref>التحریر والتنویر، ج۳۰، ص۲۴۷ـ۲۴۸.</ref> | چون واژه «بطش» از نظر لغوى خود متضمن معناى شدت است، وصف کردن آن به شدید بر مضاعف بودن شدت،<ref>الکشاف، ج۴، ص۷۳۲؛ تفسیر بیضاوى، ج۵، ص۴۷۴؛ الصافى، ج۵، ص۳۱۱.</ref> کراهت و دردآورى آن<ref>التبیان، ج۱۰، ص۳۲۰؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص۷۱۰؛ مجمعالبحرین، ج۲، ص۴۹۰، «شدد».</ref> دلالت دارد. بطش الهى در مورد جابران و ستمگران شامل عذاب آنان در [[جهنم]]، کیفرهاى اخروى پیش از جهنم و عذاب هاى دنیا مىشود.<ref>التحریر والتنویر، ج۳۰، ص۲۴۷ـ۲۴۸.</ref> | ||
| سطر ۱۳: | سطر ۱۳: | ||
اضافه شدن بطش به ربّ و ربّ به کاف خطاب در آیه یاد شده، براى تسکین و تسلّى دادن به [[پیامبر اسلام]] صلى الله علیه و آله است که تأیید و یارى خدا شامل حال او خواهد شد؛<ref>همان؛ المیزان، ج۲۰، ص۲۵۳.</ref> همچنین اشاره دارد به این که کافران زمان پیامبر و ستمگران امت وى، نصیبى از وعید ذکر شده در آیات پیشین خواهند داشت.<ref>روح المعانى، مج۱۶، ج۳۰، ص۱۶۴؛ المیزان، ج۲۰، ص۲۵۳.</ref> | اضافه شدن بطش به ربّ و ربّ به کاف خطاب در آیه یاد شده، براى تسکین و تسلّى دادن به [[پیامبر اسلام]] صلى الله علیه و آله است که تأیید و یارى خدا شامل حال او خواهد شد؛<ref>همان؛ المیزان، ج۲۰، ص۲۵۳.</ref> همچنین اشاره دارد به این که کافران زمان پیامبر و ستمگران امت وى، نصیبى از وعید ذکر شده در آیات پیشین خواهند داشت.<ref>روح المعانى، مج۱۶، ج۳۰، ص۱۶۴؛ المیزان، ج۲۰، ص۲۵۳.</ref> | ||
| − | برخى آیه بعد: {{متن قرآن|«إِنَّهُ هُوَ | + | برخى آیه بعد: {{متن قرآن|«إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ»}}<ref>[[آیه 13 سوره بروج|سوره بروج،آیه ۱۳.]]</ref> را نیز به بطش خداوند مربوط دانسته و آن را چنین معنا کردهاند: خداوند، ستمگران را در دنیا و آخرت ـ به عذاب ـ مىگیرد.<ref>الکشاف، ج۴، ص۷۳۲.</ref> |
برخى دیگر با همین دیدگاه و با رویکردى [[عرفان|عرفانى]]، معنایى [[تأویل|تأویلى]] براى این دو آیه ذکر کرده و گفتهاند: بطش پروردگار به قهر حقیقى و فانى ساختن بنده شدید است، به گونهاى که از بنده اثرى باقى نمىگذارد. خداوند بطش را با فانى ساختن افعال بنده آغاز کرده، سپس صفات و پس از آن ذات وى را فانى مىسازد.<ref>تفسیر ابنعربى، ج۲، ص۷۸۹ـ۷۹۰.</ref> | برخى دیگر با همین دیدگاه و با رویکردى [[عرفان|عرفانى]]، معنایى [[تأویل|تأویلى]] براى این دو آیه ذکر کرده و گفتهاند: بطش پروردگار به قهر حقیقى و فانى ساختن بنده شدید است، به گونهاى که از بنده اثرى باقى نمىگذارد. خداوند بطش را با فانى ساختن افعال بنده آغاز کرده، سپس صفات و پس از آن ذات وى را فانى مىسازد.<ref>تفسیر ابنعربى، ج۲، ص۷۸۹ـ۷۹۰.</ref> | ||
| − | در ادامه سوره بروج با یادآورى داستان [[فرعون]] و قوم [[ثمود]] که با عذاب الهى نابود شدند، باطش بودن خداوند تقریر و تثبیت شده است:<ref>تفسیر ابنکثیر، ج۴، ص۵۳۰.</ref> {{متن قرآن| | + | در ادامه سوره بروج با یادآورى داستان [[فرعون]] و قوم [[ثمود]] که با عذاب الهى نابود شدند، باطش بودن خداوند تقریر و تثبیت شده است:<ref>تفسیر ابنکثیر، ج۴، ص۵۳۰.</ref> {{متن قرآن|«هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ* فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ»}}<ref>[[آیه 17 سوره بروج|سوره بروج،آیات ۱۷و۱۸.]]</ref>. |
| − | در آیهاى پس از اشاره به نابودى [[قوم لوط]]، در مقام تبرئه [[حضرت لوط]] علیه السلام بیان شده است که پیش از آن لوط علیه السلام قومش را از عذاب الهى ترسانده بود: <ref>التفسیر الکبیر، ج۲۹، ص۵۹.</ref> {{متن قرآن| | + | در آیهاى پس از اشاره به نابودى [[قوم لوط]]، در مقام تبرئه [[حضرت لوط]] علیه السلام بیان شده است که پیش از آن لوط علیه السلام قومش را از عذاب الهى ترسانده بود: <ref>التفسیر الکبیر، ج۲۹، ص۵۹.</ref> {{متن قرآن|«وَلَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنَا...»}}<ref>[[آیه 36 سوره قمر|سوره قمر،آیه۳۶.]]</ref>. برخى مقصود از «بطشه» را در این آیه عذاب قوم لوط در دنیا<ref> همان؛ التبیان، ج۹، ص۴۵۶؛ تفسیر ابنکثیر، ج۴، ص۲۸۵.</ref> و برخى عذاب ستمگران در [[آخرت]] دانستهاند.<ref>التفسیر الکبیر، ج۲۹، ص۵۹.</ref> |
در روایتى مقصود از «بطشةالله»، که در آیه ۳۶ [[سوره قمر]] به آن اشاره شده [[امام علی علیه السلام|امیرمؤمنان على]] علیه السلام دانسته شده<ref>تفسیر فرات الکوفى، ص۴۵۵.</ref> که این روایت با توجه به مظهریت آن حضرت براى اسم باطش تبیین مىشود. | در روایتى مقصود از «بطشةالله»، که در آیه ۳۶ [[سوره قمر]] به آن اشاره شده [[امام علی علیه السلام|امیرمؤمنان على]] علیه السلام دانسته شده<ref>تفسیر فرات الکوفى، ص۴۵۵.</ref> که این روایت با توجه به مظهریت آن حضرت براى اسم باطش تبیین مىشود. | ||
| − | در آیهاى نیز به روزى اشاره شده که در آن مشرکان صدر [[اسلام]] به عذاب بزرگتر و انتقام الهى گرفتار مىشوند: {{متن قرآن| | + | در آیهاى نیز به روزى اشاره شده که در آن مشرکان صدر [[اسلام]] به عذاب بزرگتر و انتقام الهى گرفتار مىشوند: {{متن قرآن|«يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَىٰ إِنَّا مُنْتَقِمُونَ»}}<ref>[[آیه 16 سوره دخان|سوره دخان،آیه۱۶.]]</ref>. برخى مصداق این آیه را شکست سخت مشرکان در [[جنگ بدر]] دانستهاند؛<ref>جامعالبیان، مج۱۳، ج۲۵، ص۱۵۱ـ۱۵۲؛ تفسیر عبدالرزاق، ج۲، ص۱۶۹؛ فتحالقدیر، ج۴، ص۵۷۲.</ref> ولى برخى دیگر با توجه به قرائنى، آیه را به عذاب آنان در آخرت مربوط دانستهاند زیرا انتقام کامل الهى تنها در قیامت حاصل مىشود و آوردن وصف «کبْرى» به صورت مطلق براى این بطش الهى مستلزم آن است که بطش یاد شده بزرگترین بطش ها باشد و این تنها در [[قیامت]] تحقق مىیابد،<ref>التفسیر الکبیر، ج۲۷، ص۲۴۴.</ref> چنانکه در دیگر آیات با تعبیرهایى دیگر به این امر اشاره شده است؛ مانند: {{متن قرآن|«فَإِذَا جَاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَىٰ»}}<ref>[[آیه 34 سوره نازعات|سوره نازعات،آیه۳۴.]]</ref>.<ref>الکشاف، ج۴، ص۲۷۴.</ref> {{متن قرآن|«فَيُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذَابَ الْأَكْبَرَ»}}<ref>[[آیه 24 سوره غاشیه|سوره غاشیه،آیه۲۴.]]</ref>.<ref>المیزان، ج۱۸، ص۱۳۸.</ref> برخى نیز با توجه به این که برپایى قیامت آخرین بطش الهى در دنیاست، احتمال دادهاند مقصود از «بطشه» در این آیه وقوع قیامت باشد.<ref>تفسیر ماوردى، ج۵، ص۲۴۸؛ تفسیر قرطبى، ج۱۶، ص۹۰.</ref> |
==پانویس== | ==پانویس== | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۷ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۲۲
«باطش» به معنای «به سختى عذاب کننده ستمگران»، از اسماء و صفات الهى است[۱] و بدین معناست که خداوند، ستمگران[۲] و دشمنان الهى را که با فرمان او مخالفت و پیامبرانش را تکذیب کردند[۳] به شدت عذاب کرده،[۴] از آنان انتقام مىگیرد.[۵]
«باطش» اسم فاعل از ریشه «ب ـ ط ـ ش» در لغت به معناى گرفتن چیزى با شدت، قوت و سرعت است.[۶] برخى بطش را هر گونه عمل قهرآمیز و شدید، اعم از گرفتن و غیر آن دانستهاند.[۷] گفته شده: بطش در آغاز بیشتر درباره زدن پىدرپى بکار مىرفته؛ ولى پس از آن در وارد ساختن دردهاى پیاپى استعمال گشته است.[۸] گاهى نیز بطش به معناى مطلق گرفتن، با شدت باشد یا بدون آن بکار مىرود.[۹]
مادّه «بطش» در قرآن کریم در سه آیه به خداوند نسبت داده شده و در آیات دیگرى نیز بدون بکار رفتن این مادّه، به گرفتن و عذاب شدید الهى اشاره شده است؛ مانند: «...إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ»[۱۰].[۱۱] «...فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُقْتَدِرٍ»[۱۲].[۱۳]
قرآن کریم پس از ذکر داستان اصحاب اخدود (سوره بروج، ۴ ـ ۹) و وعده عذاب آنان (سوره بروج، ۱۰) در مقام تأکید[۱۴] و نیز براى برحذرداشتن انسان ها از گرفتار شدن به عذابِالهى[۱۵] به باطش بودن خداوند اشاره کرده و بطش الهى را شدید دانسته است: «إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ»[۱۶].
چون واژه «بطش» از نظر لغوى خود متضمن معناى شدت است، وصف کردن آن به شدید بر مضاعف بودن شدت،[۱۷] کراهت و دردآورى آن[۱۸] دلالت دارد. بطش الهى در مورد جابران و ستمگران شامل عذاب آنان در جهنم، کیفرهاى اخروى پیش از جهنم و عذاب هاى دنیا مىشود.[۱۹]
اضافه شدن بطش به ربّ و ربّ به کاف خطاب در آیه یاد شده، براى تسکین و تسلّى دادن به پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله است که تأیید و یارى خدا شامل حال او خواهد شد؛[۲۰] همچنین اشاره دارد به این که کافران زمان پیامبر و ستمگران امت وى، نصیبى از وعید ذکر شده در آیات پیشین خواهند داشت.[۲۱]
برخى آیه بعد: «إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيدُ»[۲۲] را نیز به بطش خداوند مربوط دانسته و آن را چنین معنا کردهاند: خداوند، ستمگران را در دنیا و آخرت ـ به عذاب ـ مىگیرد.[۲۳]
برخى دیگر با همین دیدگاه و با رویکردى عرفانى، معنایى تأویلى براى این دو آیه ذکر کرده و گفتهاند: بطش پروردگار به قهر حقیقى و فانى ساختن بنده شدید است، به گونهاى که از بنده اثرى باقى نمىگذارد. خداوند بطش را با فانى ساختن افعال بنده آغاز کرده، سپس صفات و پس از آن ذات وى را فانى مىسازد.[۲۴]
در ادامه سوره بروج با یادآورى داستان فرعون و قوم ثمود که با عذاب الهى نابود شدند، باطش بودن خداوند تقریر و تثبیت شده است:[۲۵] «هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ* فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ»[۲۶].
در آیهاى پس از اشاره به نابودى قوم لوط، در مقام تبرئه حضرت لوط علیه السلام بیان شده است که پیش از آن لوط علیه السلام قومش را از عذاب الهى ترسانده بود: [۲۷] «وَلَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنَا...»[۲۸]. برخى مقصود از «بطشه» را در این آیه عذاب قوم لوط در دنیا[۲۹] و برخى عذاب ستمگران در آخرت دانستهاند.[۳۰]
در روایتى مقصود از «بطشةالله»، که در آیه ۳۶ سوره قمر به آن اشاره شده امیرمؤمنان على علیه السلام دانسته شده[۳۱] که این روایت با توجه به مظهریت آن حضرت براى اسم باطش تبیین مىشود.
در آیهاى نیز به روزى اشاره شده که در آن مشرکان صدر اسلام به عذاب بزرگتر و انتقام الهى گرفتار مىشوند: «يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَىٰ إِنَّا مُنْتَقِمُونَ»[۳۲]. برخى مصداق این آیه را شکست سخت مشرکان در جنگ بدر دانستهاند؛[۳۳] ولى برخى دیگر با توجه به قرائنى، آیه را به عذاب آنان در آخرت مربوط دانستهاند زیرا انتقام کامل الهى تنها در قیامت حاصل مىشود و آوردن وصف «کبْرى» به صورت مطلق براى این بطش الهى مستلزم آن است که بطش یاد شده بزرگترین بطش ها باشد و این تنها در قیامت تحقق مىیابد،[۳۴] چنانکه در دیگر آیات با تعبیرهایى دیگر به این امر اشاره شده است؛ مانند: «فَإِذَا جَاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَىٰ»[۳۵].[۳۶] «فَيُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذَابَ الْأَكْبَرَ»[۳۷].[۳۸] برخى نیز با توجه به این که برپایى قیامت آخرین بطش الهى در دنیاست، احتمال دادهاند مقصود از «بطشه» در این آیه وقوع قیامت باشد.[۳۹]
پانویس
- ↑ المقام الاسنى، ص۸۸؛ اسماء و صفات الهى، ج۱، ص۱۷۵.
- ↑ تفسیر قمى، ج۲، ص۴۱۰؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص۷۱۰؛ قرطبى، ج۱۹، ص۱۹۵.
- ↑ تفسیر ابنکثیر، ج۴، ص۵۳۰.
- ↑ مجمع البیان، ج۱۰، ص۷۱۰؛ زادالمسیر، ج۹، ص۷۸.
- ↑ جامعالبیان، مج۱۵، ج۳۰، ص۱۷۳؛ تفسیر ابنکثیر، ج۴، ص۵۳۰.
- ↑ تاجالعروس، ج۹، ص۶۲؛ لسانالعرب، ج۱، ص۴۳۱؛ مجمعالبحرین، ج۱، ص۲۱۱، «بطش».
- ↑ التحقیق، ج۱، ص۲۸۹، «بطش».
- ↑ التبیان، ج۹، ص۲۲۸؛ التفسیرالکبیر، ج۲۷، ص۲۴۴.
- ↑ ر.ک: مجمع البحرین، ج۱، ص۲۱۱.
- ↑ سوره هود،آیه ۱۰۲.
- ↑ تفسیر قمى، ج۲، ص۲۶۵؛ تفسیر قرطبى، ج۱۹، ص۱۹۵.
- ↑ سوره قمر،آیه ۴۲.
- ↑ تفسیر ابنکثیر، ج۴، ص۵۳۰.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج۳۱، ص۱۲۳؛ المیزان، ج۲۰، ص۲۵۲.
- ↑ جامع البیان، مج۱۵، ج۳۰، ص۱۷۳.
- ↑ سوره بروج،آیه ۱۲.
- ↑ الکشاف، ج۴، ص۷۳۲؛ تفسیر بیضاوى، ج۵، ص۴۷۴؛ الصافى، ج۵، ص۳۱۱.
- ↑ التبیان، ج۱۰، ص۳۲۰؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص۷۱۰؛ مجمعالبحرین، ج۲، ص۴۹۰، «شدد».
- ↑ التحریر والتنویر، ج۳۰، ص۲۴۷ـ۲۴۸.
- ↑ همان؛ المیزان، ج۲۰، ص۲۵۳.
- ↑ روح المعانى، مج۱۶، ج۳۰، ص۱۶۴؛ المیزان، ج۲۰، ص۲۵۳.
- ↑ سوره بروج،آیه ۱۳.
- ↑ الکشاف، ج۴، ص۷۳۲.
- ↑ تفسیر ابنعربى، ج۲، ص۷۸۹ـ۷۹۰.
- ↑ تفسیر ابنکثیر، ج۴، ص۵۳۰.
- ↑ سوره بروج،آیات ۱۷و۱۸.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج۲۹، ص۵۹.
- ↑ سوره قمر،آیه۳۶.
- ↑ همان؛ التبیان، ج۹، ص۴۵۶؛ تفسیر ابنکثیر، ج۴، ص۲۸۵.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج۲۹، ص۵۹.
- ↑ تفسیر فرات الکوفى، ص۴۵۵.
- ↑ سوره دخان،آیه۱۶.
- ↑ جامعالبیان، مج۱۳، ج۲۵، ص۱۵۱ـ۱۵۲؛ تفسیر عبدالرزاق، ج۲، ص۱۶۹؛ فتحالقدیر، ج۴، ص۵۷۲.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج۲۷، ص۲۴۴.
- ↑ سوره نازعات،آیه۳۴.
- ↑ الکشاف، ج۴، ص۲۷۴.
- ↑ سوره غاشیه،آیه۲۴.
- ↑ المیزان، ج۱۸، ص۱۳۸.
- ↑ تفسیر ماوردى، ج۵، ص۲۴۸؛ تفسیر قرطبى، ج۱۶، ص۹۰.
منابع
- "باطش"، دائرة المعارف قرآن کریم، احمد جمالى، ج۵، ص۲۷۴-۲۷۷.




