شیخ مهدی امامی مازندرانی: تفاوت بین نسخهها
(اضافه کردن رده) |
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
||
| (۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | {{ | + | '''«آیتالله مهدى امامى امیرى مازندرانی»''' (۱۳۷۸-۱۳۰۲ ق)، فقیه، خطیب و مجتهد برجسته [[شیعه]] در قرن ۱۴ قمری و از شاگردان [[شیخ فضل الله نوری|شیخ فضلالله نورى]] بود. وی از مدرسین بزرگ [[حوزه علمیه قم]] بشمار مىآمد و در تدریس علوم مختلف مانند [[علم رجال|رجال]]، [[تفسیر قرآن|تفسیر]]، [[حدیث]] و [[فلسفه]] مهارت داشت، و مقام بلند علمى و معنوى ایشان، مورد قبول و عنایت همه علمای معاصرش بود. این عالم مجاهد در سخنرانیهای خود، اقدامات رضاخان از جمله، کشف [[حجاب]] و طرح متحدالشکل کردن لباس را مورد انتقاد قرار مىداد. |
| − | + | {{شناسنامه عالم | |
| + | |نام کامل = مهدى امامى امیرى مازندرانی | ||
| + | |تصویر=[[پرونده:مهدی امامی.jpg|۲3۰px|center]] | ||
| + | |زادروز = ۱۳۰۲ قمری | ||
| + | |زادگاه = بابل | ||
| + | |وفات = ۱۳۷۸ قمری | ||
| + | |مدفن = [[قم]]، قبرستان شیخان | ||
| + | |اساتید = [[شیخ فضل الله نوری|شیخ فضلالله نورى]]، [[شیخ عبدالله مازندرانی|شیخ عبدالله مازندرانى]]، [[سید محمدکاظم طباطبائی یزدی|سید محمدکاظم یزدى]]، [[شیخ الشریعه اصفهانی]]،... | ||
| + | |شاگردان = [[شهید مرتضی مطهری]]، [[سید جلال الدین آشتیانی|سید جلالالدین آشتیانی]]، [[شهید عطاءالله اشرفی اصفهانی|عطاءالله اشرفی اصفهانی]]، [[عزالدین حسینی زنجانی|سید عزالدین حسینی زنجانی]]،... | ||
| + | |آثار = رساله عملیه، تعليقه بر [[عروة الوثقی]]، حاشيه بر [[شرح منظومه سبزواری (کتاب)|شرح منظومه]]، تعليقه بر [[شفا (کتاب)|شفاء]]،... | ||
| + | }} | ||
| + | ==تحصیلات و اساتید== | ||
| − | + | مهدى امامى امیرى مازندرانی در سال ۱۳۰۲ قمرى (یا ۱۲۹۷ ق) در امیر کلاى بابل دیده به جهان گشود. او در سنین نوجوانى به [[حوزه علمیه]] بابل راه یافت و به تحصیل علوم دینى پرداخت. | |
| − | + | شیخ مهدی امامی امیری پس از ورود به مدرسه آستانه بابل و اقامت در آن، علوم مقدماتى و سطوح عالى را از محضر اساتید گرانقدر فراگرفت، برخى از استادان او عبارتند از: | |
| − | + | *آیت الله شیخ علىاصغر مجتهد مازندرانى (۱۲۴۵-۱۳۳۰ ق)؛ او از فقهاى بزرگ مازندران و از شاگردان [[میرزا حبیب الله رشتی|میرزا حبیب الله رشتى]] و [[آخوند خراسانی|آخوند خراسانى]] بود. | |
| − | + | *شیخ اسماعیل بن حداد، متوفى ۱۳۲۷ قمرى، وى از بزرگان و شاگردان [[محمدسعید بارفروشی مازندرانی|سعید العلماء]] بود. | |
| − | از | + | *آیت الله شیخ محمدحسین شریعتمدار (۱۲۴۰-۱۳۲۰ ق)؛ از علمای بزرگ بابل بود و در «[[نقباء البشر (کتاب)|نقباءالبشر]]» از وى تمجید شده است. |
| − | + | *آیت الله سید احمد استاد (۱۲۸۰-۱۳۶۵ ق)؛ از علماى بانفوذ بابل بود. | |
| − | + | شیخ مهدى امامى پس از آن که از اساتید خود در حوزه بابل استفاده فراوان برد، راهى [[تهران]] شد و از محفل علمى استادان مختلف بهره هاى وافرى در سطوح عالى و دروس استدلالى برد و در زمره زبده ترین شاگردان آن بزرگواران درآمد. استادان او در تهران عبارتند از: | |
| − | + | *شهید [[شیخ فضل الله نوری|شیخ فضل الله نورى]]. | |
| − | + | *آقا سید على اکبر لاهیجانى. | |
| − | * | + | *آخوند ملا محمد؛ صاحب حواشى بر شرح شمسیة. |
| − | + | شیخ مهدى امامى پس از چند سال اقامت در تهران، عازم [[عتبات عالیات|عتبات عالیات]] شد و در [[نجف]] اشرف از خرمن پرفیض بزرگان فقاهت استفاده کرد. اساتید وى در [[عراق]] عبارتند از: | |
| − | * | + | *آیت الله [[شیخ عبدالله مازندرانی|شیخ عبدالله مازندرانى]] (۱۲۵۶-۱۳۳۰ ق)؛ از رهبران [[مشروطیت|مشروطه]] که در کتاب هاى [[علم رجال|رجال]] از ایشان به عنوان «علامه محقق، فقیه اصولى و یکى از اعاظم و اکابر علماء امامیه» یاد شده است. |
| − | * | + | *[[آخوند خراسانی|آخوند خراسانى]] (۱۲۵۵-۱۳۲۹ ق)؛ صاحب [[کفایة الاصول (کتاب)|کفایة الاصول]]. |
| − | + | *[[سید محمدکاظم طباطبائی یزدی|سید محمدکاظم یزدى]]، صاحب [[عروة الوثقى (کتاب)|عروة الوثقى]]. | |
| − | * | + | *[[شیخ الشریعه اصفهانی|ملا فتح الله شیخ الشریعه اصفهانى]]. |
| − | + | مدت اقامت ایشان در [[حوزه علمیه|حوزه علمیه]] نجف اشرف از پربارترین دوران زندگى این عالم فرزانه بشمار مى رود. شخصیت علمى و معنوى وى در این دوره شکل گرفت، روح تشنه اش سیراب گردید و به قله رفیع [[اجتهاد]] دست یافته، و با کوله بارى از [[علم]] و معنویت راهى بابل گشت. | |
| − | + | ==تدریس و شاگردان== | |
| + | شیخ مهدى امامی امیری در امیرکلای بابل ساکن شد و به ارشاد مردم و ترویج [[شریعت|شریعت]] مقدس [[اسلام]] پرداخت. او با هوشیارى و تحمل سختى ها، مردم منطقه را در امور دینى و اجتماعى رهبرى مى کرد، به این ترتیب قلوب زیادى به سوى او جذب شدند و او توانست ضمن پرداختن به امور علمى و اشتغال به تدریس، سرآمد رجال علمى منطقه گردد. | ||
| − | + | شیخ مهدى مازندرانی پس از چند سال اقامت در وطن، یک بار دیگر در سال ۱۳۴۸ قمرى، عازم شهر مقدس [[قم]] گردید و به بهره گیرى از ذخایر سرشار علمى خود، به تدریس دروس عالى در [[فقه]] و [[اصول فقه|اصول]] و همچنین [[تفسیر قرآن]] و [[فلسفه]] و علوم معقول پرداخت. مدت چندانى از اقامت آن مجتهد عالى مقدار در قم نگذشت، که به خاطر جذابیت بیان و بهره مندى از قدرت ممتاز علمى، مورد توجه علما و و طلاب قرار گرفته و شاگردان فراوانى در محفل علمى او گرد آمدند. شیخ در قم از مدرسین عظام [[حوزه علمیه قم]] به حساب مى آمد، چنانکه در [[نجف]] اشرف نیز بر کرسى تدریس مى درخشید و شاگردان ورزیده اى از محضرش بهره مند گشتند. آیت الله محفوظى از علماى معاصر قم براى نگارنده نقل فرمود: «چند جلسه اى از دروس ایشان را درک کردم، واقعاً جامعیت داشتند و مخصوصاً در تراجم و [[علم رجال|رجال]] خیلى مهارت داشت، درس [[تفسیر قرآن|تفسیر]] و [[اسفار اربعه (کتاب)|اسفار]] ایشان، آمیزه اى از [[قرآن]] و [[حدیث]] و [[رجال]] و [[فلسفه]] بود. معظم له ارادت شدیدى به [[شیخ فضل الله نوری|شیخ فضل الله نوری]] داشت و معمولا از ایشان یادآورى مى کرد». | |
| − | + | صفت برجسته آیت الله مهدی مازندرانی، جدیت و خستگى ناپذیرى وى در امر تدریس و همت بلندشان در راه تربیت شاگردانى وارسته و ممتاز بوده است. بطورى که طبق نقل بعضى از تلامیذ آن استاد فرزانه که در [[حکمت]] و علوم معقول افتخار شاگردیشان را داشتند، وى از صبح تا ظهر در [[مسجد]] سلماسى بر کرسى تدریس تکیه زده و شاگردان را از مباحث مختلف بهره مند مى ساختند. | |
| − | * | + | برخی از شاگردان وی عبارتند از: |
| + | *[[شهید مرتضی مطهری]]، | ||
| + | *[[سید جلال الدین آشتیانی]]، | ||
| + | *شیخ ابوالحسن ایازی، | ||
| + | *[[شهید عطاءالله اشرفی اصفهانی]]، | ||
| + | *[[عزالدین حسینی زنجانی|سید عزالدین حسین زنجانی]]. | ||
| − | * | + | ==آثار و تألیفات== |
| + | برای آن [[فقیه]] فرزانه تألیفاتی ذکر شده است، از جمله: | ||
| + | *[[رساله]] عملیه، | ||
| + | *تعليقه بر [[عروة الوثقی]]، | ||
| + | *حاشيه بر [[شرح منظومه سبزواری (کتاب)|منظومه سبزواری]]، | ||
| + | *تعليقه بر [[شفا (کتاب)|الشفاء]] و [[اشارات و تنبیهات (کتاب)|اشارات]] [[ابن سینا]]. | ||
| − | + | ==از منظر عالمان== | |
| − | + | مرحوم آیت الله سید ابوالحسن حسینى (متوفى ۱۳۷۶ ش) براى نگارنده حکایت کرد: «پس از ارتحال مرجع عالیقدر آیت الله [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|شیخ عبدالکریم حائرى]]، آن بزرگوار به خاطر برخوردارى از امتیازات لازم، کانون توجه علماء اعلام براى احراز مقام [[مرجعیت|مرجعیت]] و زعامت [[حوزه علمیه قم]] گردید. اعاظم حوزه علمیه چون مرحوم آیت الله [[سید صدرالدین صدر|سید صدرالدین صدر]] و مرحوم آیت الله [[سید محمد حجت کوه کمره ای|حجت کوه کمری]] و دیگران از ایشان دعوت کردند تا زعامت حوزه را بر عهده بگیرند، ولى معظم له از قبول مسئولیت امتناع کرده و تکیه بر کرسى تدریس را ترجیح دادند و از همین راه دانشوران برجسته اى را تربیت نمودند». | |
| − | + | مرحوم حاج شیخ مهدى امامی با وجود امتناع از زعامت و [[مرجعیت|مرجعیت]] عامه، به خاطر مقام و منزلت علمى و معنوى، همواره مورد احترام علماى طراز اول [[قم]] و مراجع عظام تقلید بود، چنان که بین ایشان و [[آیت الله بروجردی|آیت الله بروجردى]] صمیمیت فراوانى وجود داشت. مرحوم آیت الله [[میرزا هاشم آملی|میرزا هاشم آملى]] نیز مى فرمود: «آیت الله بروجردى که از درس تا منزل و از منزل تا حرم مطهر با درشکه رفت و آمد مى کرد، هر وقت از چندین مترى آقا شیخ مهدى امیرى را مى دید، از درشکه پیاده شده و از جلوى ایشان سواره رد نمى شد، آنها با هم دوست صمیمى و وصى یکدیگر بودند...». | |
| − | + | نمونه دیگر از ارادت علماء قم، مخصوصاً [[امام خمینى]] قدس سره به ایشان داستانى است که یکى از روحانیون بزرگوار براى راقم این سطور نقل کرد: «زمانى مرحوم حاج شیخ مهدى از سفر [[مشهد]] مقدس برگشته بود، علماء زیادى به دیدار ایشان آمده بودند. در منزل ساده شیخ مهدى، از خادم و کارگر خبرى نبود، کسى هم نبود که از علماء پذیرایى کند. مرحوم امام خمینى که در آن زمان شهرت فراوانى نیز پیدا کرده بود و در جمع علماء دیدار کننده حضور داشت، وقتى وضع را چنین دید، شخصا بلند شده و به آشپزخانه رفت و چاى آماده کرد و از علماء حاضر پذیرایى کرد». این امر از طرفى گویاى بزرگوارى و تواضع حضرت امام خمینى قدس سره و از طرف دیگر بیانگر مقام والاى مرحوم حاج شیخ مهدى و ارادت علماء قم به ایشان است. | |
| − | + | ==ویژگیهای اخلاقی== | |
| − | + | '''<I>شجاعت و قاطعیت:</I>''' | |
| − | + | آیت الله شیخ مهدى امیری در بیان حقایق ابائى نداشت. دوران زندگى ایشان مصادف با حکومت رضاخان و رواج [[فساد]] و بىبندوبارى بود. در این میان، حاج شیخ مهدى نیز مانند برخی علما ساکت ننشست و در سخنرانی ها، با قاطعیت و صراحت لهجه، اقدامات رضاخان از جمله، کشف [[حجاب]] و طرح متحدالشکل کردن لباس را محکوم و در منابر علنا از [[گناهان]] رایجى چون [[ربا خواری|رباخوارى]] و ریش تراشى به شدت انتقاد مى کرد. ایشان در نتیجه مبارزه با رضاشاه، به کاشان تبعید شد. ماجرا از این قرار بود که پس از ماجراى ننگین کشف [[حجاب]] و سایر اقدامات رژیم طاغوتى، مرحوم [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|شیخ عبدالکریم حائرى]]، پیامى اعتراض آمیز خطاب به شاه نوشتند، و مراتب انزجار خود را از این اقدامات ضد [[دین|دین]] اعلام داشت. رضاخان با بى ادبى تمام پاسخ داد: «حجت الاسلام حاج شیخ عبدالکریم؛ این حرف از اراجف است و کسانى که شما را محرک بوده اند، تعقیبشان مى کنیم». مرحوم آیت الله [[آیت الله محمد علی اراکی|محمدعلی اراکى]] در خاطرات خود، ضمن بیان این مطلب مى فرماید: «نتیجه آن (نامه شیخ عبدالکریم حائرى) این بود که رضاخان گفته بود: این حرف اراجف است، محرکین شما تعقیب خواهند شد، عده اى از جمله شیخ مهدى مازندرانى را که در قم ساکن بود و از بزرگان و اساتید محسوب مى شد و آدم موقرى بود و از خصّیصین مرحوم [[شیخ فضل الله نوری]] بوده است، به کاشان تبعید شد...». | |
| − | + | '''<I>خطابه و سخنورى:</I>''' | |
| − | + | از دیگر ویژگی هاى ایشان جذابیت کلام و اقتدار و توانمندى در سخنرانى بود. سخنان وى در اعماق جان مستمع نفوذ مى کرد و افراد را به شدت منقلب مى کرد. علت این نفوذ کلام، طهارت [[نفس]] و قداست روح بود، چرا که وى مجسمه [[تقوا]] و [[صداقت]] و پاکى و پایبندى به فضایل انسانى بود و در [[تهذیب نفس]] و سیر در میادین معرفت کم نظیر و الگوى بزرگى براى سالکان و پویندگان طریق هدایت محسوب مى شد. به خاطر عظمت معنوى، سخنانى که از اعماق جانش تراوش کرده و از انفاس قدسى و مسیحایى اش بیرون مى آمد، تا اعماق جان شنوندگان نفوذ مى کرد. البته قبول مسئولیت سخنرانى و منبر براى عامه مردم با وجود آن مقام شامخ علمى و شهرت عظیم، خود حاکى از روح [[تواضع|متواضع]] آن بزرگوار و قبول رنج و مشقت فراوان، براى ترویج [[شریعت]] و تهذیب نفوس مردم بود. شیخ موعظه مردم را به عنوان دستور و وظیفه شرعى تلقى مى کرد و به آن اهمیت زیاد مى داد. قدرت [[خطابه]] ایشان که باصفاى درون همراه بود، زبانزد خاص و عام بود. شیفتگان معارف دین براى درک حضور ایشان و استفاده از بیانات شیوا و جذاب وى، از روستاهاى دور و نزدیک، خود را به [[مسجد جامع]] «امیر کلا» مى رساندند تا از انفاس قدسى ایشان بهره مند گردند. آرى، نفس قدسى آن مرد خدا در تبلیغ و ترویج شعائر [[دین]] و ایجاد روحیه دینى و مذهبى در آن منطقه نقش بسزایى داشته است. | |
| − | + | '''<I>زهد و سادهزیستی:</I>''' | |
| − | مرحوم | + | بارزترین ویژگى مرحوم حاج شیخ مهدى امامى، [[زهد]] ایشان بود و از مناعت طبع بالایى برخوردار بود. با آن که در موقعیتى بود که مى توانست از زندگى خوبى بهره مند باشد، ولى هرگز زندگى خود را به مظاهر مادى نیاراست. او همواره فقیرانه مى زیست و در تنگى معیشت بسر مى برد، آن چنان که همیشه زهدش بین علما و بزرگان مشهور بود. |
| − | + | '''<I>اقامه سنتهای اسلامی:</I>''' | |
| − | + | او به سنت هاى اسلامى، [[دعا|ادعیه]]، [[ذکر (اصطلاح اخلاق و عرفان)|اذکار]] و [[توسل به اهل بیت علیهم السلام|توسلات]] به محضر اقدس [[اهل بیت]] علیهم السلام و برپایى و شرکت در مجالس سوگوارى این خاندان سخت پایبند بود و دیگران را نیز به این امور سفارش مى فرمود. در ایام مخصوص عزادارى، در بیت شریف خویش محافلى برگزار کرده و به سوگ مى نشست. یکى از نزدیکان موثق ایشان مى گوید: هر وقت معظم له در ماه مبارک [[رمضان]] براى امور تبلبغى وارد بابل مى شد، مقید بود که به منزل بستگان نزدیک و حتى وابستگان دور و درجه دوم و سوم رفته و [[صله رحم]] کند و این امر نیز از بزرگوارى و فروتنى آن شخصیت ممتاز عالم اسلام حکایت دارد. | |
| − | + | ==وفات== | |
| + | مرحوم آیت الله شیخ مهدى امامى در اواخر عمر شریف خود، در یکى از بیمارستان هاى [[تهران]] بسترى شد و سرانجام پس از عمرى سرشار از همت و تلاش در راه [[اسلام]]، در دهم [[جمادى الثانى]] سال ۱۳۷۸ قمرى (۱۳۳۷ ش)، دیده از جهان فروبست. پیکر پاک ایشان به [[قم]] منتقل گردید و پس از اقامه [[نماز میت|نماز]] توسط [[آیت الله بروجردی|آیت الله بروجردى]]، در [[قبرستان شیخان قم]] به خاک سپرده شد. | ||
| + | ==منابع== | ||
| − | + | *[[ستارگان حرم (کتاب)|ستارگان حرم]]، جلد ۲، نویسنده: عبدالرحمن باقرزاده آملى. | |
| − | + | *"شیخ مهدی امامی مازندرانی"، خبرگزاری رسمی حوزه. | |
| − | + | [[رده:علمای قرن چهاردهم|امامی مازندرانی،مهدی]][[رده:علماء شیعه]][[رده:فقیهان]][[رده:مجتهدین]][[رده:مراجع تقلید]][[رده:خطیبان]][[رده:مبارزان علیه پهلوی]][[رده:مدفونین در قبرستان شیخان]] | |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱۰ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۳۵
«آیتالله مهدى امامى امیرى مازندرانی» (۱۳۷۸-۱۳۰۲ ق)، فقیه، خطیب و مجتهد برجسته شیعه در قرن ۱۴ قمری و از شاگردان شیخ فضلالله نورى بود. وی از مدرسین بزرگ حوزه علمیه قم بشمار مىآمد و در تدریس علوم مختلف مانند رجال، تفسیر، حدیث و فلسفه مهارت داشت، و مقام بلند علمى و معنوى ایشان، مورد قبول و عنایت همه علمای معاصرش بود. این عالم مجاهد در سخنرانیهای خود، اقدامات رضاخان از جمله، کشف حجاب و طرح متحدالشکل کردن لباس را مورد انتقاد قرار مىداد.
| نام کامل | مهدى امامى امیرى مازندرانی |
| زادروز | ۱۳۰۲ قمری |
| زادگاه | بابل |
| وفات | ۱۳۷۸ قمری |
| مدفن | قم، قبرستان شیخان |
| اساتید |
شیخ فضلالله نورى، شیخ عبدالله مازندرانى، سید محمدکاظم یزدى، شیخ الشریعه اصفهانی،... |
| شاگردان |
شهید مرتضی مطهری، سید جلالالدین آشتیانی، عطاءالله اشرفی اصفهانی، سید عزالدین حسینی زنجانی،... |
| آثار |
رساله عملیه، تعليقه بر عروة الوثقی، حاشيه بر شرح منظومه، تعليقه بر شفاء،... |
محتویات
تحصیلات و اساتید
مهدى امامى امیرى مازندرانی در سال ۱۳۰۲ قمرى (یا ۱۲۹۷ ق) در امیر کلاى بابل دیده به جهان گشود. او در سنین نوجوانى به حوزه علمیه بابل راه یافت و به تحصیل علوم دینى پرداخت.
شیخ مهدی امامی امیری پس از ورود به مدرسه آستانه بابل و اقامت در آن، علوم مقدماتى و سطوح عالى را از محضر اساتید گرانقدر فراگرفت، برخى از استادان او عبارتند از:
- آیت الله شیخ علىاصغر مجتهد مازندرانى (۱۲۴۵-۱۳۳۰ ق)؛ او از فقهاى بزرگ مازندران و از شاگردان میرزا حبیب الله رشتى و آخوند خراسانى بود.
- شیخ اسماعیل بن حداد، متوفى ۱۳۲۷ قمرى، وى از بزرگان و شاگردان سعید العلماء بود.
- آیت الله شیخ محمدحسین شریعتمدار (۱۲۴۰-۱۳۲۰ ق)؛ از علمای بزرگ بابل بود و در «نقباءالبشر» از وى تمجید شده است.
- آیت الله سید احمد استاد (۱۲۸۰-۱۳۶۵ ق)؛ از علماى بانفوذ بابل بود.
شیخ مهدى امامى پس از آن که از اساتید خود در حوزه بابل استفاده فراوان برد، راهى تهران شد و از محفل علمى استادان مختلف بهره هاى وافرى در سطوح عالى و دروس استدلالى برد و در زمره زبده ترین شاگردان آن بزرگواران درآمد. استادان او در تهران عبارتند از:
- شهید شیخ فضل الله نورى.
- آقا سید على اکبر لاهیجانى.
- آخوند ملا محمد؛ صاحب حواشى بر شرح شمسیة.
شیخ مهدى امامى پس از چند سال اقامت در تهران، عازم عتبات عالیات شد و در نجف اشرف از خرمن پرفیض بزرگان فقاهت استفاده کرد. اساتید وى در عراق عبارتند از:
- آیت الله شیخ عبدالله مازندرانى (۱۲۵۶-۱۳۳۰ ق)؛ از رهبران مشروطه که در کتاب هاى رجال از ایشان به عنوان «علامه محقق، فقیه اصولى و یکى از اعاظم و اکابر علماء امامیه» یاد شده است.
- آخوند خراسانى (۱۲۵۵-۱۳۲۹ ق)؛ صاحب کفایة الاصول.
- سید محمدکاظم یزدى، صاحب عروة الوثقى.
مدت اقامت ایشان در حوزه علمیه نجف اشرف از پربارترین دوران زندگى این عالم فرزانه بشمار مى رود. شخصیت علمى و معنوى وى در این دوره شکل گرفت، روح تشنه اش سیراب گردید و به قله رفیع اجتهاد دست یافته، و با کوله بارى از علم و معنویت راهى بابل گشت.
تدریس و شاگردان
شیخ مهدى امامی امیری در امیرکلای بابل ساکن شد و به ارشاد مردم و ترویج شریعت مقدس اسلام پرداخت. او با هوشیارى و تحمل سختى ها، مردم منطقه را در امور دینى و اجتماعى رهبرى مى کرد، به این ترتیب قلوب زیادى به سوى او جذب شدند و او توانست ضمن پرداختن به امور علمى و اشتغال به تدریس، سرآمد رجال علمى منطقه گردد.
شیخ مهدى مازندرانی پس از چند سال اقامت در وطن، یک بار دیگر در سال ۱۳۴۸ قمرى، عازم شهر مقدس قم گردید و به بهره گیرى از ذخایر سرشار علمى خود، به تدریس دروس عالى در فقه و اصول و همچنین تفسیر قرآن و فلسفه و علوم معقول پرداخت. مدت چندانى از اقامت آن مجتهد عالى مقدار در قم نگذشت، که به خاطر جذابیت بیان و بهره مندى از قدرت ممتاز علمى، مورد توجه علما و و طلاب قرار گرفته و شاگردان فراوانى در محفل علمى او گرد آمدند. شیخ در قم از مدرسین عظام حوزه علمیه قم به حساب مى آمد، چنانکه در نجف اشرف نیز بر کرسى تدریس مى درخشید و شاگردان ورزیده اى از محضرش بهره مند گشتند. آیت الله محفوظى از علماى معاصر قم براى نگارنده نقل فرمود: «چند جلسه اى از دروس ایشان را درک کردم، واقعاً جامعیت داشتند و مخصوصاً در تراجم و رجال خیلى مهارت داشت، درس تفسیر و اسفار ایشان، آمیزه اى از قرآن و حدیث و رجال و فلسفه بود. معظم له ارادت شدیدى به شیخ فضل الله نوری داشت و معمولا از ایشان یادآورى مى کرد».
صفت برجسته آیت الله مهدی مازندرانی، جدیت و خستگى ناپذیرى وى در امر تدریس و همت بلندشان در راه تربیت شاگردانى وارسته و ممتاز بوده است. بطورى که طبق نقل بعضى از تلامیذ آن استاد فرزانه که در حکمت و علوم معقول افتخار شاگردیشان را داشتند، وى از صبح تا ظهر در مسجد سلماسى بر کرسى تدریس تکیه زده و شاگردان را از مباحث مختلف بهره مند مى ساختند.
برخی از شاگردان وی عبارتند از:
- شهید مرتضی مطهری،
- سید جلال الدین آشتیانی،
- شیخ ابوالحسن ایازی،
- شهید عطاءالله اشرفی اصفهانی،
- سید عزالدین حسین زنجانی.
آثار و تألیفات
برای آن فقیه فرزانه تألیفاتی ذکر شده است، از جمله:
- رساله عملیه،
- تعليقه بر عروة الوثقی،
- حاشيه بر منظومه سبزواری،
- تعليقه بر الشفاء و اشارات ابن سینا.
از منظر عالمان
مرحوم آیت الله سید ابوالحسن حسینى (متوفى ۱۳۷۶ ش) براى نگارنده حکایت کرد: «پس از ارتحال مرجع عالیقدر آیت الله شیخ عبدالکریم حائرى، آن بزرگوار به خاطر برخوردارى از امتیازات لازم، کانون توجه علماء اعلام براى احراز مقام مرجعیت و زعامت حوزه علمیه قم گردید. اعاظم حوزه علمیه چون مرحوم آیت الله سید صدرالدین صدر و مرحوم آیت الله حجت کوه کمری و دیگران از ایشان دعوت کردند تا زعامت حوزه را بر عهده بگیرند، ولى معظم له از قبول مسئولیت امتناع کرده و تکیه بر کرسى تدریس را ترجیح دادند و از همین راه دانشوران برجسته اى را تربیت نمودند».
مرحوم حاج شیخ مهدى امامی با وجود امتناع از زعامت و مرجعیت عامه، به خاطر مقام و منزلت علمى و معنوى، همواره مورد احترام علماى طراز اول قم و مراجع عظام تقلید بود، چنان که بین ایشان و آیت الله بروجردى صمیمیت فراوانى وجود داشت. مرحوم آیت الله میرزا هاشم آملى نیز مى فرمود: «آیت الله بروجردى که از درس تا منزل و از منزل تا حرم مطهر با درشکه رفت و آمد مى کرد، هر وقت از چندین مترى آقا شیخ مهدى امیرى را مى دید، از درشکه پیاده شده و از جلوى ایشان سواره رد نمى شد، آنها با هم دوست صمیمى و وصى یکدیگر بودند...».
نمونه دیگر از ارادت علماء قم، مخصوصاً امام خمینى قدس سره به ایشان داستانى است که یکى از روحانیون بزرگوار براى راقم این سطور نقل کرد: «زمانى مرحوم حاج شیخ مهدى از سفر مشهد مقدس برگشته بود، علماء زیادى به دیدار ایشان آمده بودند. در منزل ساده شیخ مهدى، از خادم و کارگر خبرى نبود، کسى هم نبود که از علماء پذیرایى کند. مرحوم امام خمینى که در آن زمان شهرت فراوانى نیز پیدا کرده بود و در جمع علماء دیدار کننده حضور داشت، وقتى وضع را چنین دید، شخصا بلند شده و به آشپزخانه رفت و چاى آماده کرد و از علماء حاضر پذیرایى کرد». این امر از طرفى گویاى بزرگوارى و تواضع حضرت امام خمینى قدس سره و از طرف دیگر بیانگر مقام والاى مرحوم حاج شیخ مهدى و ارادت علماء قم به ایشان است.
ویژگیهای اخلاقی
شجاعت و قاطعیت:
آیت الله شیخ مهدى امیری در بیان حقایق ابائى نداشت. دوران زندگى ایشان مصادف با حکومت رضاخان و رواج فساد و بىبندوبارى بود. در این میان، حاج شیخ مهدى نیز مانند برخی علما ساکت ننشست و در سخنرانی ها، با قاطعیت و صراحت لهجه، اقدامات رضاخان از جمله، کشف حجاب و طرح متحدالشکل کردن لباس را محکوم و در منابر علنا از گناهان رایجى چون رباخوارى و ریش تراشى به شدت انتقاد مى کرد. ایشان در نتیجه مبارزه با رضاشاه، به کاشان تبعید شد. ماجرا از این قرار بود که پس از ماجراى ننگین کشف حجاب و سایر اقدامات رژیم طاغوتى، مرحوم شیخ عبدالکریم حائرى، پیامى اعتراض آمیز خطاب به شاه نوشتند، و مراتب انزجار خود را از این اقدامات ضد دین اعلام داشت. رضاخان با بى ادبى تمام پاسخ داد: «حجت الاسلام حاج شیخ عبدالکریم؛ این حرف از اراجف است و کسانى که شما را محرک بوده اند، تعقیبشان مى کنیم». مرحوم آیت الله محمدعلی اراکى در خاطرات خود، ضمن بیان این مطلب مى فرماید: «نتیجه آن (نامه شیخ عبدالکریم حائرى) این بود که رضاخان گفته بود: این حرف اراجف است، محرکین شما تعقیب خواهند شد، عده اى از جمله شیخ مهدى مازندرانى را که در قم ساکن بود و از بزرگان و اساتید محسوب مى شد و آدم موقرى بود و از خصّیصین مرحوم شیخ فضل الله نوری بوده است، به کاشان تبعید شد...».
خطابه و سخنورى:
از دیگر ویژگی هاى ایشان جذابیت کلام و اقتدار و توانمندى در سخنرانى بود. سخنان وى در اعماق جان مستمع نفوذ مى کرد و افراد را به شدت منقلب مى کرد. علت این نفوذ کلام، طهارت نفس و قداست روح بود، چرا که وى مجسمه تقوا و صداقت و پاکى و پایبندى به فضایل انسانى بود و در تهذیب نفس و سیر در میادین معرفت کم نظیر و الگوى بزرگى براى سالکان و پویندگان طریق هدایت محسوب مى شد. به خاطر عظمت معنوى، سخنانى که از اعماق جانش تراوش کرده و از انفاس قدسى و مسیحایى اش بیرون مى آمد، تا اعماق جان شنوندگان نفوذ مى کرد. البته قبول مسئولیت سخنرانى و منبر براى عامه مردم با وجود آن مقام شامخ علمى و شهرت عظیم، خود حاکى از روح متواضع آن بزرگوار و قبول رنج و مشقت فراوان، براى ترویج شریعت و تهذیب نفوس مردم بود. شیخ موعظه مردم را به عنوان دستور و وظیفه شرعى تلقى مى کرد و به آن اهمیت زیاد مى داد. قدرت خطابه ایشان که باصفاى درون همراه بود، زبانزد خاص و عام بود. شیفتگان معارف دین براى درک حضور ایشان و استفاده از بیانات شیوا و جذاب وى، از روستاهاى دور و نزدیک، خود را به مسجد جامع «امیر کلا» مى رساندند تا از انفاس قدسى ایشان بهره مند گردند. آرى، نفس قدسى آن مرد خدا در تبلیغ و ترویج شعائر دین و ایجاد روحیه دینى و مذهبى در آن منطقه نقش بسزایى داشته است.
زهد و سادهزیستی:
بارزترین ویژگى مرحوم حاج شیخ مهدى امامى، زهد ایشان بود و از مناعت طبع بالایى برخوردار بود. با آن که در موقعیتى بود که مى توانست از زندگى خوبى بهره مند باشد، ولى هرگز زندگى خود را به مظاهر مادى نیاراست. او همواره فقیرانه مى زیست و در تنگى معیشت بسر مى برد، آن چنان که همیشه زهدش بین علما و بزرگان مشهور بود.
اقامه سنتهای اسلامی:
او به سنت هاى اسلامى، ادعیه، اذکار و توسلات به محضر اقدس اهل بیت علیهم السلام و برپایى و شرکت در مجالس سوگوارى این خاندان سخت پایبند بود و دیگران را نیز به این امور سفارش مى فرمود. در ایام مخصوص عزادارى، در بیت شریف خویش محافلى برگزار کرده و به سوگ مى نشست. یکى از نزدیکان موثق ایشان مى گوید: هر وقت معظم له در ماه مبارک رمضان براى امور تبلبغى وارد بابل مى شد، مقید بود که به منزل بستگان نزدیک و حتى وابستگان دور و درجه دوم و سوم رفته و صله رحم کند و این امر نیز از بزرگوارى و فروتنى آن شخصیت ممتاز عالم اسلام حکایت دارد.
وفات
مرحوم آیت الله شیخ مهدى امامى در اواخر عمر شریف خود، در یکى از بیمارستان هاى تهران بسترى شد و سرانجام پس از عمرى سرشار از همت و تلاش در راه اسلام، در دهم جمادى الثانى سال ۱۳۷۸ قمرى (۱۳۳۷ ش)، دیده از جهان فروبست. پیکر پاک ایشان به قم منتقل گردید و پس از اقامه نماز توسط آیت الله بروجردى، در قبرستان شیخان قم به خاک سپرده شد.
منابع
- ستارگان حرم، جلد ۲، نویسنده: عبدالرحمن باقرزاده آملى.
- "شیخ مهدی امامی مازندرانی"، خبرگزاری رسمی حوزه.





