شیخ علی کاشانی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(اضافه کردن رده)
 
(۸ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
{{بخشی از یک کتاب}}
+
'''«شیخ على کاشانی»''' مشهور به «فریدة الاسلام کاشانى» (۱۳۴۹-۱۳۷۴ ق)، فقیه اصولی و متکلم ادیب [[شیعه]] در قرن ۱۴ قمری و از شاگردان [[آیت الله بروجردی|آیت الله بروجردى]] و [[شیخ محمد کوهستانی]] بود. اطلاعات وسیع از مسائل و موضوعات [[فقه]]، [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] و [[کلام]] و [[عرفان]]، طریقه نقد و بررسى آراء و نظریات فقیهان و اصولیان در مناظره‌هاى علمى و استدلالى او با مخالفان، دارا بودن کمالات و فضایل معنوى، او را در شمار نوابغى قرار داد که در آغاز جوانى به رتبه عالى [[اجتهاد]] درآورد.<ref> مقدمه مجمع الفرائد. شهید سید عبدالکریم هاشمى‌نژاد.</ref>
  
 +
{{شناسنامه عالم
 +
|نام کامل = شیخ على کاشانی
 +
|تصویر=
 +
|زادروز =  ۱۳۴۹ قمری
 +
|زادگاه =  کاشان
 +
|وفات =  ۱۳۷۴ قمری
 +
|مدفن =  [[قم]]، قبرستان نو
 +
|اساتید =  [[شیخ محمد کوهستانی]]، [[آیت الله بروجردی|آیت‌الله بروجردی]]، [[امام خمینی]]، سید محمد علوى بروجردى،...
 +
|شاگردان = [[شهید سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد|سید عبدالکریم هاشمى‌نژاد]]، [[غلامرضا عرفانیان یزدی|غلامرضا عرفانیان خراسانى]]، محمد امامى کاشانى، على‌اصغر مسلمى کاشانى،...
 +
|آثار = مجمع الفرائد فی الاصول، تعلیقه بر [[فرائد الاصول (کتاب)|فرائدالاصول]]، رسالة فی لباس المشکوک، منظومة فی الأصول، منظومة فی النحو،...
 +
}}
  
 +
==تحصیلات و استادان==
  
 +
على کاشانی فرزند محمدحسین متولد سال ۱۳۴۹ قمرى (برابر با ۱۳۰۹ شمسى) در کاشان بود. در نه سالگى پاى به مکتب گذاشت و خواندن و نوشتن را فراگرفت. در آستانه سیزدهمین بهار زندگى به توصیه پدر و تشویق استادش آیت الله سید محمدحسین رضوى کاشانى (۱۲۹۱-۱۳۸۵ ق) براى کسب معارف دینى، عازم [[اصفهان]] گردید و در آن جا نیز دروس حوزوى را تا مرحله سطح، گذراند. از اساتید او در این مقطع، آیت الله سید محمد علوى بروجردى (۱۲۶۲-۱۳۶۲ ق) -صاحب تألیفاتى چون ریاض المسائل و از مراجع دینى کاشان- است.<ref> لباب الالقاب، ص  ۱۵۸.</ref> ایشان به خاطر نبوغى که در شیخ على دید، لقب «فریدة الاسلام» را به او داد.<ref> مصاحبه نویسنده با نامادرى شیخ على.</ref>
  
'''منبع:''' ستارگان حرم، جلد 1
+
شیخ على کاشانی براى بهره‌وری‌هاى علمى و کسب کمالات بیشتر راهى [[آستان قدس رضوی|آستان قدس رضوى]] شد و در مدرسه علمیه نواب ساکن شد. مدت اقامتش در [[مشهد]] چهار سال بود که در این دوره از محضر اساتید بزرگى همچون: آیت الله [[شیخ هاشم قزوینی]] (۱۲۷۰-۱۳۲۹ ق)، آقا سید محمد یزدى و در کوهستان اطراف بهشهر نزد عالم مذهب آیت الله [[شیخ محمد کوهستانی]] (۱۳۰۸-۱۳۹۲ ق) -عالم مهذّب و زاهد متقى- استفاده ها برد.<ref> مقدمه کتاب مجمع الفرائد فى الاصول، ج ۱، چاپ قم، سال ۱۳۶۸.</ref>
  
'''نویسنده:''' حبيب الله سلمانى آرانى
+
شیخ على پس از اقامتى کوتاه در مشهد، آهنگ هجرت به [[حوزه علمیه قم]] کرد. در [[قم]] امامت [[مسجد]] کیهان را به عهده داشت و در منزل جنب مسجد، با [[شهید سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد]] و... بسر برد بعد از آن در یکى از حجره هاى قسمت شرقى مدرسه حجتیه سکنى گزید.<ref> مصاحبه با خانواده و شاگردان.</ref> او با جدیت تمام در سال‌هاى ۱۳۲۵ شمسی در درس‌هاى خارج [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] [[آیت الله بروجردی|آیت الله بروجردى]] (۱۲۹۲-۱۳۸۰ ق) و خارج اصول [[امام خمینى]] (۱۳۲۰-۱۴۰۹ ق) شرکت کرد.
  
فريدة الاسلام  
+
==تدریس و شاگردان==
 +
شیخ علی کاشانی ضمن کسب علم در مدرسه میرزا جعفر [[مشهد]] -که اکنون بخشى از دانشگاه علوم رضوى تبدیل شده است-، به تدریس و تعلیم طلاب و مشتاقان علم پرداخت و در همان دوران جزو چهره هاى سرشناس علمى مردان با [[تقوا|تقواى]] حوزه بشمار آمد. او همچنین در مسجد کوچک گذرخان [[قم]] به تدریس دروس سطح عالى و درس خارج خصوصى پرداخت.<ref> مصاحبه با شاگردانى که نامشان برده مى شود.</ref> از شاگردان معروف فریدة الاسلام کاشانى که بیشترین بهره هاى علمى و معنوى را در مکتب وى کسب کردند، عبارتند از:<ref> مقدمه مجمع الفرائد، سید عبدالکریم هاشمى‌نژاد.</ref>
  
'''ولادت و تحصيل '''
+
*شهید والامقام حجت الاسلام [[شهید سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد|سید عبدالکریم هاشمى‌نژاد]] (۱۳۱۱-۱۳۶۰ ش)
 +
*حجت الاسلام سید حسن ابطحى خراسانى
 +
*سید حبیب الله اهرى گرگانى
 +
*شیخ [[غلامرضا عرفانیان یزدی|غلامرضا عرفانیان خراسانى یزدی]]
 +
*شیخ على‌اصغر مسلمى کاشانى
 +
*شیخ حسن شریعتى نیاسرى
 +
*شیخ محمد امامى کاشانى
 +
*شیخ یحیى انصارى شیرازى
 +
*دکتر غلامحسین ابراهیمى دینانى
 +
==آثار و تألیفات==
 +
[[پرونده:کاشاني.jpg|thumb|left|200px|مجمع الفرائد فی الاصول؛ از آثار شیخ علی کاشانى]]
  
در سال 1349 هجرى قمرى برابر با 1309 هجرى شمسى در محله گذر حاجى، يكى از محله هاى قديمى دارالمؤمنين كاشان خانه محمدحسين و بتول آغا از ارادتمندان آيت الله آقا سيد محمدحسين رضوى كاشانى، پسرى به دنيا آمد كه او را على نام نهادند بيش از شش سال از ولادتش نگذشته بود كه مادر را از دست داد.<ref> مصاحبه نويسنده با حاج آقا محمد برادر و خانم آغا نامادرى شيخ على در منزل شيخ در كاشان.</ref>
+
برای شیخ علی فریدة الاسلام کاشانى، کتاب‌ها و رسائلى را -به صورت چاپ شده یا خطى- نام برده‌اند:
  
در نه سالگى پاى به مكتب گذاشت و خواندن و نوشتن را فراگرفت. در آستانه سيزدهمين بهار زندگى به توصيه پدر و تشويق آيت الله رضوى، براى كسب معارف دينى، عازم [[اصفهان]] گرديد. در آن جا نيز اساتيد گرانمايه دروس حوزوى را، تا مرحله سطح، گذراند. آن گاه براى بهره‌وري‌هاى علمى بيشتر و كسب كمالات بيشتر راهى آستان قدس رضوى شد و در مدرسه علميه نواب ساكن شد.
+
. منظومة فی النحو؛ شامل ۲۵۲ [[بیت (شعر)|بیت]] در قواعد [[علم نحو|نحو]] که در [[مشهد]] به چاپ رسیده است.
  
مدت اقامتش در [[مشهد]] چهار سال بود كه در اين دوره از محضر اساتيد بزرگى همچون؛ آيت الله آقا ميرزا محمدهاشم قزوينى، آقا سيد محمد يزدى و در كوهستان اطراف بهشهر نزد عالم مهذب حضرت آيت الله سيد محمد كوهستانى استفاده ها برد.<ref> مقدمه كتاب مجمع الفرائد فى الاصول، ج  1، چاپ قم، سال 1368.</ref>
+
*۲. مجمع الفرائد فی الأصول؛ يک دوره مباحث [[اصول فقه‌‌‌‌|اصولی]] از بحث نواهى تا پايان مباحث ظنّ (دو جلد)، چاپ شده در قم، سال ۱۳۶۸.
  
شيخ على ضمن كسب در مدرسه ميرزا جعفر كه اسم اكنون بخشى از دانشگاه علوم رضوى تبديل شده است، به تدريس و تعليم طلاب و مشتاقان علم و در همان دوران جزو چهره هاى سرشناس علمى مردان باتقواى حوزه بشمار آمد. پس از اقامتى كوتاه در مشهد آهنگ هجرت به [[حوزه علميه]] [[قم]] كرد. در قم امامت مسجد كيهان را به عهده داشت و در منزل جنب مسجد، با شهيد هاشمى نژاد و... بسر برد بعد از آن در يكى از حجره هاى قسمت شرقى مدرسه حجتيه سكنى گزيد.<ref> همان و مصاحبه با خانواده و شاگردان.</ref>
+
. رسالة فی لباس المشکوک (تقریرات درس فقه [[آیت الله بروجردی|آیت الله بروجردى]]) (خطى).
  
با جديت تمام در سال‌هاى 1325 ش در درس‌هاى خارج [[فقه]] و [[اصول]] آيت الله بروجردى و خارج اصول [[امام خمينى]] شركت كرد و در كنار آن در مسجد كوچك گذرخان به تدريس دروس سطح عالى و درس خارج خصوصى براى شهيد هاشمى‌نژاد پرداخت.<ref> مصاحبه با شاگردانى كه نامشان برده مى شود.</ref>
+
*۴. تعلیقه بر «[[فرائد الاصول (کتاب)|فرائدالاصول]]» [[شیخ مرتضی انصاری|شیخ انصارى]] (از اول بحث برائت تا باب استصحاب).
  
اطلاعات وسيع از مسائل و موضوعات [[فقه]]، [[اصول]] و [[كلام]] و [[عرفان]]، طريقه نقد و بررسى آراء و نظريات فقيهان و اصوليان در مناظره هاى علمى و استدلالى او با مخالفان، دارابودن كمالات و فضايل معنوى، او را در شمار نوابغى قرار داد كه در آغاز جوانى به رتبه عالى و قله رفيع اجتهاد درآورد.<ref> مقدمه مجمع الفرائد. شهيد سيد عبدالكريم هاشمى‌نژاد.</ref>
+
. منظومة فی الأصول (ناتمام است).
  
'''استادان و شاگردان '''
+
*۶. منظومة فی الکلام (ناتمام است).
  
شيخ على كاشانى، نزد اساتيد و بزرگان سه حوزه مهم، [[اصفهان]]، [[مشهد]] و [[قم]]، به تحصيل پرداخت. برخى از اساتيد او عبارتند از:
+
*۷. رساله و جزواتى در مبحث فقه و اصول.
  
آيت الله آقا سيد محمدحسين رضوى كاشانى؛ (1291-1385 ق) او از شاگردان آيات عظام آقا سيد محمدكاظم يزدى، آخوند خراسانى و... است. وى صاحب تأليفات متعدد چون اصول المعتبره، بهجة التنزيل والعندبيل و غيره بود. در بقعه چهل تن كاشان دفن شده است.<ref> [[نقباءالبشر]]، [[آقا بزرگ تهرانى]]، ص  668.</ref>
+
==ویژگی‌های علمی و اخلاقی==
  
آيت الله سيد محمد علوى بروجردى معروف به باغ؛ (1262-1362 ق) از شاگردان ملا حبيب الله شريف كاشانى و صاحب تأليفات زيادى چون رياض المسائل و منظومه‌هايى در نحو، معانى بيان و [[فقه]] است و از مراجع دينى كاشان محل دفن او در قبرستان فيض واقع است.<ref> لباب القاب، ص  158.</ref> او به خاطر نبوغى كه در شيخ على ديد، لقب فريدة الاسلام را به او داد.<ref> مصاحبه نويسنده با نامادرى شيخ على.</ref>
+
شیخ على کاشانی، شانزده سال زندگى طلبگى را با پشتکار تمام در کسب علوم و فضائل و در نهایت سادگى و بى‌آلایشى سپرى کرد. او نسبت به [[دنیا]] و امور دنیوى بى‌توجه بود، در ارتباط با خالق و اولیاى الهى آن‌چنان عاشق بود که سر از پا نمى شناخت. او اهل [[عبادت]]، [[تهجد]] و [[سجده]] هاى طولانى، ناله و زمزمه هاى شبانه بود. لباس‌هایش ساده و معمولى بود. براى خود خانه نخرید و زن اختیار نکرد. در [[مباحثه|مباحثات]] و مناظرات علمى با جرأت و در دریافت مطالب و سرعت انتقال قوى و پراستعداد بود.<ref> مصاحبه با شاگردان، دوستان و بستگان فریدة الاسلام.</ref>
  
آيت الله آقا ميرزا محمدهاشم قزوينى؛ (1270-1329 ق) وى از شاگردان آيات بزرگ كلباسى فشاركى، ميرزا مهدى اصفهانى و آخوند ملا محمدكاظم خراسانى بود كه حدود چهل سال حوزه هاى علميه خراسان را اداره كرد.<ref> كيهان فرهنگى، اسفند ماه 1371، ص  37.</ref>
+
در رابطه با حالات معنوى و ملکوتى شیخ علی، به نقل گفته هاى تنى چند از شاگردان و بستگان آن مرحوم مى پردازیم. فاضل گرانمایه [[حوزه علمیه قم]] آقاى حاج شیخ حسن شریعتى مى گوید: ... در یکی از شب‌ها پس از آن که [[نماز مغرب]] و [[نماز عشاء]] را در [[مدرسه فیضیه]] خواندم به حال خود بودم که به فکرم آمد که چه خوب است امشب سرى به قبرستان نو بزنم و با اهل قبور انسى پیدا کنم. به تنهایى راهى قبرستان نو شدم. چون پاسى از شب مى گذشت و آن طرفها برق نبود مسیر خلوت و تاریک قبرستان ترسناک بود. با حالت ترس و وحشت وارد قبرستان شدم با تلقیناتى که به خود مى کردم قدم به جلو مى گذاشتم تا این که به وسط قبرستان رسیدم در آن حال زمزمه اى را شنیدم ترس، بیشتر مرا فراگرفت، در عین حال با همان تلقینات اذکار دنبال صدا رفتم. با دقت بیشترى گوش دادم: یارب، یا رب، یا قدس یا سبحان و صدا را تشخیص دادم جلوتر رفتم، شیخ على فرید را دیدم که در کنار چراغ کم‌نورى سر بر زمین نهاده و ذکر مى گوید. من او را مى دیدم ولى او مرا نمى دید در آن وقت حالتى غیرعادى به من دست داد، مدتى توقف کردم و آن چه از اذکار و ادعیه و استغفار بلد بودم خواندم و او نیز به حال خود مشغول بود او را رها کردم و به سوى منزل بازگشتم. [[اخلاص]]، نمازهاى با حال و سجده هاى طولانى آن مرد [[عارف]] انسان را منقلب مى کرد.<ref> مصاحبه حضورى نویسنده با آقاى شریعتى.</ref>
  
آيت الله شيخ محمد كوهستانى؛ (1308-1392 ق) عالمى مهذب و زاهد متقى كه از شاگردان فاضل اثرآبادى و... بود<ref> مقدمه يادنامه آيت الله كوهستانى، محمدرضا روحانى‌نژاد.</ref> اجداد آيت الله كوهستانى از كاشان بودند و همين امر سبب ارتباط بيشتر آيت الله كوهستانى و شهيد هاشمى‌نژاد گرديد.<ref> بنا به نقل آيت الله يثربى (امام جمعه كاشان) در مصاحبه حضورى با نويسنده.</ref>
+
حجة الاسلام شیخ على‌اصغر مسلمى کاشانى نیز مى گوید: استاد بزرگوارم مرحوم آقا شیخ على فریدة الاسلام کاشانى داراى صفات نیک و کمالات بى‌نظیرى بود. بانشاط [[نماز]] مى خواند به [[نماز شب|نافله شب]]، سجده هاى طولانى، خواندن [[زیارت آل یاسین|زیارت آل یاسین]] مداومت داشت. او از کسانى بود که [[پیامبران]] و اولیاء الهى به خصوص [[اهل بیت|چهارده معصوم]] علیهم السلام را در عالم رؤیا مى دید و مکرر در بیدارى به حضور [[امام زمان عجل الله فرجه الشریف|حضرت ولى عصر]] عجل الله تعالی فرجه شرفیاب مى شد و با آن حضرت مکالمه مى نمود.<ref>این مطلب -یعنى تشرف شیخ على به حضور امام زمان علیه السلام- را مرحوم شهید سید عبدالکریم هاشمى‌نژاد در مجلس ختم شیخ على در مسجد گذر باباولى کاشان براى مردم نقل کردند.</ref>
  
آيت الله حاج آقا حسين طباطبايى بروجردى؛ (1292-1380 ق) مرجع و استاد بزرگ حوزه علميه قم.
+
اگر به مشکل یا مرضى دچار مى شد از [[ائمه اطهار|ائمه]] معصومین کسب تکلیف مى کرد. زمانی که استادم در [[مشهد]] مقدس بود، مجلس بحثى با آقا سید یونس اردبیلى داشت که در آن مجلس، عده زیادى از اهل علم حاضر بودند، و [[مباحثه]] بین آن دو ساعت‌ها طول مى کشید. پس از آن آقا سید یونس از شیخ سؤال کرد این علم را در سن جوانى چگونه یافته اى؟ او در جواب مى گفت: غالب این علوم را از کسى نیاموخته ام و نزد استادى شاگردى نکرده ام، بلکه آن چه یافته ام از [[توسل|توسلاتى]] است که به حضرت [[امام رضا علیه السلام|ثامن الحجج]] علیه السلام داشته ام.
  
[[امام خمينى]]؛ (1320-1409 ق)، مرجع و استاد بزرگ علوم [[فقه]]، [[اصول]]، [[فلسفه]] و [[اخلاق]] و بنيانگذار نظام جمهورى اسلامى.
+
استاد در هنگام بحث با دیگران حالتى غیرعادى داشت و با کسانى که ادعاى فضل و استنباط فعلى مى کردند به مباحثه مى پرداخت و آنان را مجاب مى کرد و اگر طرف مقابل از سران فرقه هایى چون [[بهائیت|بهائیت]]، [[تصوف]]، [[شیخیه|شیخیه]] و... بود به شدت او را محکوم و مغلوب مى ساخت. حدود دو ماه قبل از وفاتش از او شنیدم که مى گفت: من دو آرزو دارم، یکى آن که با علویه اصفهانیه ([[بانو مجتهده امين|بانو امین]]) بحث علمى داشته باشم و دیگر آن که به [[نجف]] بروم و اگر کسى را در علوم از خود مطلع تر و قوى تر مى یافتم، از او بهره ببرم.<ref> مصاحبه حضورى با جناب آقاى مسلمى کاشانى.</ref>
  
از شاگردان معروف فريدة الاسلام كاشانى كه بيشترين بهره هاى علمى و معنوى را در مكتب وى كسب كردند؛<ref> مقدمه مجمع الفرائد، سيد عبدالكريم هاشمى‌نژاد.</ref> شهيد والامقام حجت الاسلام والمسلمين سيد عبدالكريم هاشمى‌نژاد (1311-1360 ش) است. در بين ديگر شاگردان مى توان از وى حجت الاسلام والمسلمين سيد حسن ابطحى خراسانى، سيد حبيب الله اهرى گرگانى، حاج شيخ غلامرضا عرفانيان خراسانى، حاج شيخ على‌اصغر مسلمى كاشانى، حاج شيخ حسن شريعتى نياسرى، حاج شيخ محمد امامى كاشانى، حاج شيخ يحيى انصارى شيرازى و دكتر غلامحسين ابراهيمى دينانى نام برد.<ref> مصاحبه با برخى از شاگردان ذكر شده كه هم درسان خود را نام بردند.</ref>
+
شیخ [[غلامرضا عرفانیان یزدی]] درباره [[تلاوت قرآن]] او مى گفت: زمانى که شیخ على کاشانى در [[مشهد]] بود و در مدرسه نواب حجره داشت و در مدرسه میرزا جعفر تدریس مى کرد، من نزد او مقدارى علم [[علم نحو|نحو]] و [[منطق]] را خواندم. او در ادبیات، فقه و اصول نابغه و در عبادات و ریاضت شرعى در اوج بود. بعضى شب‌ها نزد او مى ماندم. هنگام سحر که برمى خواستیم آیات آخر [[سوره حشر]] را مى خواندم و او گوش مى داد، گاه لرزه بر اندامش مى افتاد و مى فرمود: آیات را تکرار کن و من تکرار مى کردم... عالم خوشى داشتیم.<ref> مصاحبه حضورى.</ref>
  
از دوستان بسيار صميمى و نزديك فريدة الاسلام نيز مرحوم حاج محمد آقا رسول‌زاده بود و هر وقت مى خواست به كاشان بيايد به ايشان اطلاع مى داد.<ref> مصاحبه با برادر و نامادرى شيخ على در منزل ايشان.</ref> و توسط او در كاشان براى شهيد هاشمى‌نژاد مجالس سخنرانى ترتيب داده مى شد.
+
[[شهید سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد|شهید هاشمى‌نژاد]] نیز درباره استاد و مرادش چنین مى گوید: ... او بدون شک از [[اولیاء الله|اولیاء خدا]] بوده، جز خداى بزرگ همه چیز در نظرش کوچک بود. من زمانى طولانى در خدمتش بودم، هیچگاه از او لغزش و خطایى ندیدم. خدا را گواه و شاهد مى گیرم که آن چه مى گویم راست است و... او در همه حال به یاد [[خدا]] و گوش به فرمان خدا و مخالف هواى نفس بود. وى [[علم]] و [[حلم]] را به هم آمیخته و گفتار را با کردار توأم ساخته بود. از خصایص بسیار پسندیده او شدت دوستى با [[اهل بیت]] عصمت و طهارت و شدت عداوت با دشمنان آنان بود. شیخ على در مراحل و مدارج علمى به قله بلند و استنباط و [[اجتهاد]] نائل آمد. گواه بر این مطلب، اعتراف جمعى از رجال علمى حوزه به آثار مکتوب و مباحثات علمى و دقیق اوست که من آن را در بعضى اجازات اجتهادى او دیدم که لازم به ذکر آن ها نیست. او بدون شک از شهدا و صالحین بود؛ چرا که وقتى [[امام زمان]] عجل الله تعالی فرجه را در خواب مى بیند و شیخ به او سلام مى کند، امام عجل الله تعالی فرجه در جوابش خطاب به او مى فرماید: و علیک السلام یا شیخ الشهداء.<ref> مقدمه مجمع الفرائد، صفحه و نیز مراجعه شود به شهید هاشمى نژاد (فریاد فضیلت)، مرتضى بذرافشان، از مجموعه دیدار با ابرار، ص ۳۵-۳۳.</ref>
  
'''زندگى مختصر و حالات معنوى '''
+
حجة الاسلام سید جواد میرعظیمى که نه سال با او آشنا بود، از استعداد سرشارش سخن مى گوید: من مدت نه سال با شیخ على کاشانى حشر و نشر داشتم. سه سال در [[مشهد]] و شش سال در [[قم]]، کتاب [[قوانین الاصول|قوانین]] تا [[کفایة الاصول (کتاب)|کفایه]] را با هم خواندیم. از امتیازات او این که چندان نیازى به مطالعه نداشت در اثر استعداد فوق‌العاده اى که داشت. آن چه را که استاد مى گفت بلا فاصله مى آموخت و نقد مى کرد. الحق والانصاف این مرد عالم، عابد و [[زهد|زاهد]] و عارف به تمام معنى بود. زیاد از او مى شنیدم که مى فرمود: مى خواهم شهید بشوم.<ref> مصاحبه با حجة الاسلام آقاى سید جواد میرعظیمى، امام جماعت مسجد کیهان.</ref>
  
شيخ على شانزده سال زندگى طلبگى را با پشتكار تمام در كسب علوم و فضائل و در نهايت سادگى و بى‌آلايشى سپرى كرد. او نسبت به دنيا و امور دنيوى بى‌توجه بود، در ارتباط با خالق و اولياى الهى آن‌چنان عاشق بود كه سر از پا نمى شناخت. او عاشق [[عبادت]]، تهجد و سجده هاى طولانى، ناله و زمزمه هاى شبانه بود لباس‌ها ساده و وصله‌دار و حرراش معمولى بود براى خود خانه نخريد و زن اختيار نكرد. در مباحثات و مناظرات علمى با جرأت و درود يافت مطالب و سرعت انتقال قوى و پراستعداد بود.<ref> مصاحبه با شاگردان، دوستان و برادر و نامادرى فريدة الاسلام.</ref>
+
==وفات==
  
در رابطه با حالات معنوى و ملكوتى شيخ به نقل گفته هاى تنى چند از شاگردان و بستگان آن مرحوم مى پردازيم. فاضل گرانمايه حوزه علميه قم آقاى حاج شيخ حسن شريعتى مى گفت: ...من كتاب قوانين الاصول ميرزاى قمى را نزد شيخ عارف فريدة الاسلام كاشانى در مسجد كوچكى كه در گذرخان واقع است خواندم هر چند بيان استاد برايم سنگين بود... اما خاطره اى كه از ايشان دارم و هرگز آن را فراموش نمى كنم و به آن حالات و آن روزها حسرت مى خورم. آنى است كه در يك از شب‌ها پس از آن كه [[نماز مغرب]] و [[نماز عشاء]] را در [[مدرسه فيضيه]] خواندم به حال خود بودم كه به فكرم آمد كه چه خوب است امشب سرى به قبرستان نو بزنم و با اهل قبور انسى پيدا كنم. به تنهايى راهى قبرستان نو شدم. چون پاسى از شب مى گذشت و آن طرفها برق نبود مسير خلوت و تاريك قبرستان خشمناك بود.
+
مرحوم شیخ علی کاشانی، سرانجام در مسافرتى که [[ماه محرم|محرم]] سال ۱۳۷۴ قمری (۱۳۳۴ ش) به رودسر کرده بود، در شب ۱۴ آن ماه پس از اداى فریضه مغرب و عشاء در منزل یکى از آشنایان دچار سکته قلبى گردید و در جوانی دار فانی را وداع گفت. پیکر این عالم پارسا را به [[قم]] آورده و پس از [[تشییع جنازه|تشییع]] در قسمت جنوبى قبرستان نو به خاک سپردند. به دستور [[سید شهاب الدین مرعشی نجفی|آیت الله نجفى مرعشى]] بر روى سنگ قبرش عبارات ذیل حک شده بود: «الناس موتى و اهل العلم احیاء. مضجع العالم التقى والفاضل الکامل النقى حجة الاسلام الشیخ على المدعو به فریدة الاسلام الکاشانى المجاز من العلماء والحجج فقهاً و روایةً و المجاب عن ولى العصر عجل الله تعالی فرجه الشریف فى المنام و له تصانیف فى الاصول والکلام والنحو و فى بعض الفروعات الفقهیة و توفى بسکتة القلب شاباً فى لیلة الرابعة عشر من شهر محرم الحرام ۱۳۷۴».
 
+
==پانویس==
با حالت ترس و وحشت وارد قبرستان شدم با تلقيناتى كه به خود مى كردم قدم به جلو مى گذاشتم تا اين كه به وسط قبرستان رسيدم در آن حال زمزمه اى را شنيدم ترس، بيشتر مرا فراگرفت، در عين حال با همان تلقينات اذكار دنبال صدا رفتم. با دقت بيشترى گوش دادم: يارب، يا رب، يا قدس يا سبحان و صدا را تشخيص دادم جلوتر رفتم، شيخ على فريد را ديدم كه در كنار چراغ كم‌نورى سر بر زمين نهاده و ذكر مى گويد. من او را مى ديدم ولى او مرا نمى ديد در آن وقت حالتى غيرعادى به من دست داد، مدتى توقف كردم و آن چه از اذكار و ادعيه و استغفار بلد بودم خواندم و او نيز به حال خود مشغول بود او را رها كردم و به سوى منزل بازگشتم.
+
<references />
 
+
==منابع==
اخلاص، نمازهاى باحال و سجده هاى طولانى آن مرد عارف انسان را منقلب مى كرد. از او سئوال شد كه چرا پدرت در خانه خدمت مى كند، فرمود: پدرم مى گويد، من افتخار مى كنم كه در خدمت فرزندى عالم هستم.<ref> مصاحله حضورى نويسنده با آقاى شرعتى.</ref>
 
  
حجة الاسلام والمسلمين آقاى حاج شيخ على‌اصغر مسلمى كاشانى نيز مى گفت: استاد بزرگوارم مرحوم آقا شيخ على فريدة الاسلام كاشانى داراى صفات نيك و كمالات بى‌نظيرى بود بانشاط [[نماز]] مى خواند به [[نافله شب]]، سجده هاى طولانى، خواندن [[زيارت آل ياسین]] مداومت داشت. او از كسانى بود كه [[پيامبران]] و اولياء الهى به خصوص چهارده معصوم علیهم السلام را در عالم رؤيا مى ديد و مكرر در بيدارى به حضور حضرت ولى عصر عجل الله تعالی فرجه شریف شرفياب مى شد و با آن حضرت مكالمه مى نمود.<ref> اين مطلب يعنى تشرف شيخ على به خصوص [[امام زمان]] علیه السلام مرحوم شهيد هاشمى نژاد در مجلس ختم شيخ على در مسجد گذر بابا ولى كاشان براى مردم نقل كردند.</ref>
+
*[[ستارگان حرم (کتاب)|ستارگان حرم]]، "شیخ علی کاشانی، فریدة الاسلام"، جلد ۱، نویسنده: حبیب‌الله سلمانى آرانى.
  
اگر به درد يا مرضى دچار مى شد از ائمه معصومين كسب تكليف مى كرد. زماني كه استادم در [[مشهد]] مقدس بود مجلس بحثى با آقا سيد يونس اردبيلى داشت كه در آن مجلس، عده زيادى از اهل علم حاضر بودند، و مباحثه بين آن دو ساعت‌ها طول مى كشيد. پس از آن آقا سيد يونس از شيخ سؤال كرد اين علم را در سن جوانى چگونه يافته اى؟ او در جواب مى گفت: غالب اين علوم را از كسى نياموخته ام و نزد استادى شاگردى نكرده ام بلكه آن چه يافته ام از توسلاتى است كه به حضرت ثامن الحجج علیه السلام داشته ام.
+
==آرشیو عکس و تصویر==
 +
<gallery mode="packed" heights="170">
 +
پرونده:
  
در كاشان نزد آيت الله آقا مير سيد على يثربى رسيدم از ايشان سؤال كردم كه آقا شيخ على را از نظر علمى چگونه ثروى يافته ايد؟ آقا مير سيد على فرمودند: خبر شهرت علمى شيخ على به من رسيده بود و من منتظر بودم كه ايشان را حضورى ببينم. روزى شيخى به منزل، آمد من در ابتدا او را نشناختم اما با اندكى تأمل در قيافه و خصوصياتى كه آزاد برايم گفته بودند حدس زدم كه شايد شيخ على باشد او نشست و پس از تعارفات معمول سؤالاتى نمود من از نوع سؤالات متوجه شدم كه خود اوست خود را محيا و آماده براى پاسخگويى به سؤالاتش نمودم و در اين ديدار آنچه سؤال كرد پاسخ دادم. از اين ديدار و گفتگو از شيخ على سؤال كردم كه آقا مير سيد على را چگونه يافتى؟
+
</gallery>
  
شيخ در پاسخ گفت: در ديدار اول آن چه سؤال كردم آقا مير سيد على مرا مجاب كرد ولى در جلسات و گفتگوهاى بعد هر چند كه مباحثه، ساعت‌ها به طول مى انجاميد ولى هيچكدام بر ديگرى غالب نمى شديم. از شيخ على سؤال كردم بين آقا مير سيد على يثربى و حاج آقا روح الله ([[امام خمينى]]) چه امتيازى است؟ فريدة الاسلام جواب داد كه: آقا مير سيد على تمام دوره [[فقه]] و [[اصول]] را به نحو استنباط فعلى استنباط كرده اند و حاج آقا روح الله در صراط استنباط فعلى هستند. سؤال كردم مگر استنباط فعلى براى تمام دوره فقه و اصول چند سال است؟ شيخ جواب داد: پس از تحصيل ملكه اجتهاد بيست سال نياز است كه تمام دوره فقه را به استنباط فعلى استنباط كند.
+
[[رده:علمای قرن چهاردهم|کاشانی،علی]][[رده:علماء شیعه]][[رده:فقیهان]][[رده:اصولیون]][[رده:عارفان]][[رده:مدفونین در قبرستان نو]]
 
 
استاد در هنگام بحث با ديگران حالتى غيرعادى داشت و با كسانى كه ادعاى فضل و استنباط فعلى مى كردند به مباحثه مى پرداخت و آنان را مجاب مى كرد و اگر طرف مقابل از سران فرقه هاى چون بهائيت، تصوف، شيخيه و... بود به شدت او را محكوم و مغلوب مى ساخت. حدود دو ماه قبل از وفاتش از او شنيدم كه مى گفت: من دو آرزو دارم يكى آن كه با علويه اصفهانيه ([[علامه امينى]]) بحث علمى داشته باشم و ديگر آن كه به [[نجف]] بروم و اگر كسى را در علوم از خود مطلع تر و قوى تر مى يافتم، از او بهره ببرم.<ref> مصاحبه حضورى با جناب آقاى مسلمى كاشانى.</ref>
 
 
 
حجة الاسلام والمسلمين حاج شيخ غلامرضا عرفانيان درباره تلاوت [[قرآن]] او مى گفت: زمانى كه شيخ على كاشانى در [[مشهد]] بود در مدرسه نواب حجره داشت و در مدرسه ميرزا جعفر تدريس مى كرد من نزد او مقدارى علم نحو و منطق را خواندم. او در ادبيات، فقه، اصول نابغه و در عبادات و رياضت شرعى در اوج بود. بعضى شب‌ها نزد او مى ماندم. هنگام سحر كه برمى خواستيم آيات آخر [[سوره حشر]] را مى خواندم و او گوش مى داد، گاه لرزه بر اندامش مى افتاد و مى فرمود: آيات را تكرار كن و من تكرار مى كردم... عالم خوشى داشتيم.<ref> مصاحبه حضورى.</ref>
 
 
 
و شهيد هاشمى‌نژاد اين فرزند صالح و متعهد امام راحل و برادر عزيز و گرانبهاى مقام معظم رهبرى نيز درباره استاد و مرادش چنين مى گويد: ...او بدون شك از اولياء خدا بوده جز خداى بزرگ همه چيز در نظرش كوچك بود من زمانى طولانى در خدمتش بودم، هيچگاه از او لغزش و خطايى نديدم خدا را گواه و شاهد مى گيرم كه آن چه مى گويم راست است و... او در همه حال بنياد خدا و گوش به فرمان خدا و مخالف هواى نفس بود. وى علم و حلم را به هم آميخته و گفتار را با كردار توأم ساخته بود. از خصايص بسيار پسنديده او شدت دوستى با [[اهل بيت]] عصمت و طهارت و شدت عداوت با دشمنان آنان بود.
 
 
 
شيخ على در مراحل و مدارج علمى به قله بلند و استنباط و اجتهاد نائل آمد گواه بر اين مطلب اعتراف جمعى از رجال علمى حوزه به آثار مكتوب و مباحثات علمى و دقيق اوست كه من آن را در بعضى اجازات اجتهادى او ديدم كه لازم به ذكر آن ها نيست. او بدون شك از شهدا و صالحين بود؛ چرا كه وقتى [[امام زمان]] عجل الله تعالی فرجه شریف را در خواب مى بيند و شيخ به او سلام مى كند امام عجل الله تعالی فرجه شریف در جوابش خطاب به او مى فرمايد: و عليك السلام يا شيخ الشهداء.<ref> مقدمه مجمع الفرائد، صفحه و نيز مراجعه شود به شهيد هاشمى نژاد (فرياد فضيلت)، مرتضى بذرافشان، از مجموعه ديدار با ابرار ص  35 و 33.</ref>
 
 
 
نامادرى شيخ على مى گويد: چند ماهى پس از درگذشت مادر شيخ من به عقد پدرش درآمدم در حد توان كارهاى او را انجام مى دادم ولى پدرش بيشتر مواظب او بود. آن موقع ها كه براى تحصيل به [[مشهد]] و [[قم]] مى رفت گاهى به كاشان مى آمد و از زمان آشنايى شيخ با آقاى هاشمى‌نژاد با هم به كاشان مى آمدند و بيشتر ماه مبارك يا [[محرم]] مدتى مى ماندند شيخ در خانه به مطالعه و [[عبادت]] مشغول بود و آقاى هاشمى‌نژاد منبر و جلسه داشت. آقا شيخ على به آيت الله رضوى علاقه بسيار داشت و به ديدن او مى رفت. علوى به ما گفت كه شيخ على مرواريد درشت اسلام است.
 
 
 
از حالات شيخ على اين كه هر وقت به آن خانه مى آمد در اطاق مخصوص خود روزها به مطالعه و شب‌ها نيز به مطالعه بيشتر به مناجات و [[دعا]] مى پرداخت. نمازش را طول مي‌داد و در [[سجده]] ها گريه مى كرد شب‌هاى ماه [[رمضان]] تا صبح نمى خوابيد. حاج آقا محمد برادر بزرگ ناتنى شيخ على مى گويد: من مدت زيادى در [[قم]] با شيخ على بودم. او دو هم اطاقى داشت يكى شهيد هاشمى‌نژاد و ديگرى آقاى صداريى بود(بلال) كه هر دو نزد او درس هم مى خواندند روزى مادرم از شيخ على سؤال كرد اين دو شاگرد تو آيا به جايى مى رسند و مفيد خواهند بود. شيخ على جواب داد: بلى آقاى هاشمى‌نژاد خيلى ترقى مى كند ولى آن يكى نه.
 
 
 
با برادرم و آقاى هاشمى‌نژاد و صدرايى گاهى شب‌هاى جمعه به قبرستان مى رفتيم شيخ على از ما جدا مى شد و ساعت‌ها در گوشه اى به خاك مى افتاد و ناله مى كرد و ذكر مى گفت و پس از بازگشت صورت او خاك آلود بود.<ref> مصاحبه حضورى.</ref>
 
 
 
حجة الاسلام والمسلمين حاج آقا سيد جواد ميرعظيمى<ref> مصاحبه با حجة الاسلام آقاى سيد جواد ميرعظيمى امام جماعت مسجد كيهان.</ref> كه نه سال با است و آشنا بود از استعداد سرشارش سخن مى گويد: من مدت نه سال با شيخ على كاشانى حشر و نشر داشتم. سه سال در [[مشهد]] و شش سال در [[قم]]، كتاب قوانين تا كفايه را با هم خوانديم. از امتيازات او اين كه چندان نيازى به مطالعه نداشت در اثر استعداد فوق‌العاده اى كه داشت. آن چه را كه استاد مى گفت بال فاصله مى آموخت و نقد مى كرد. الحق والانصاف اين مرد عالم، عابد و زاهد و عارف به تمام معنى بود، زياد از او مى شنيدم كه مى فرمود، مى خواهم شهيد بشوم.
 
 
 
'''تأليفات'''<ref> مقدمه مجمع الفرائد، به قلم سيد عبداالكريم هاشمى نژاد.</ref>
 
 
 
فريدة الاسلام كاشانى رساله و كتاب‌هاى زير را به صورت چاپ شده يا خطى نام برده اند:
 
 
 
* 1- منظومه مجمع الفرائد. شامل 252 بيت در قواعد نحو كه در [[مشهد]] به چاپ رسيده است.
 
 
 
* 2- مجمع الفرائد در علم اصول دو جلد چاپ شده در قم، سال 1368.
 
 
 
* 3- رساله اى در لباس مشكوك (تقريرات درس فقه آيت الله بروجردى) خطى.
 
 
 
* 4- تعليقه بر فرائدالاصول شيخ انصارى (از اول بحث برائت تا باب استصحاب).
 
 
 
* 5- منظومه اى در علم اصول.
 
 
 
* 6- منظومه اى در علم كلام.
 
 
 
* 7- رساله و جزواتى در مبحث فقه و اصول.
 
 
 
'''وفات '''
 
 
 
سرانجام اين عالم پارسا در مسافرتى كه [[محرم]] سال 1374 به رودسر كرده بود. در شب 14 آن ماه پس از اداى قريضه مغرب و عشاء در منزل يكى از آشنايان دچار سكته قلبى گرديد و نداى ارجعى را لبيك گفت. جنازه آن مرحوم را به [[قم]] آورده اند و پس از تشييع در قسمت جنوبى قبرستان نو به خاك سپردند. به دستور آيت الله نجفى مرعشى بر روى سنگ قبرش عبارات ذيل حك شده بود:
 
 
 
الناس موتى و اهل العلم احياء. مضجع العالم التقى والفاضل الكامل النقى حة الاسلام الشيخ على المدعو به فريدة الاسلام الكاشانى المجاز من العلماء والحجج فقها و رواية و لامجاب عن ولى العصر عجل الله تعالی فرجه شریف فى المنام و (عليك السلام يا شيخ الشهيد) وله تصانيف فى الاصول والكلام والنحو و فى بعض الفروعات الفقهية و توفى بسكتة القلب شابا فى ليلة الرابعة عشر من شهر محرم الحرام 1374.
 
 
 
==پانویس ==
 
<references />
 
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]
 

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۹ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۴۱

«شیخ على کاشانی» مشهور به «فریدة الاسلام کاشانى» (۱۳۴۹-۱۳۷۴ ق)، فقیه اصولی و متکلم ادیب شیعه در قرن ۱۴ قمری و از شاگردان آیت الله بروجردى و شیخ محمد کوهستانی بود. اطلاعات وسیع از مسائل و موضوعات فقه، اصول و کلام و عرفان، طریقه نقد و بررسى آراء و نظریات فقیهان و اصولیان در مناظره‌هاى علمى و استدلالى او با مخالفان، دارا بودن کمالات و فضایل معنوى، او را در شمار نوابغى قرار داد که در آغاز جوانى به رتبه عالى اجتهاد درآورد.[۱]

نام کامل شیخ على کاشانی
زادروز ۱۳۴۹ قمری
زادگاه کاشان
وفات ۱۳۷۴ قمری
مدفن قم، قبرستان نو

Line.png

اساتید

شیخ محمد کوهستانی، آیت‌الله بروجردی، امام خمینی، سید محمد علوى بروجردى،...

شاگردان

سید عبدالکریم هاشمى‌نژاد، غلامرضا عرفانیان خراسانى، محمد امامى کاشانى، على‌اصغر مسلمى کاشانى،...

آثار

مجمع الفرائد فی الاصول، تعلیقه بر فرائدالاصول، رسالة فی لباس المشکوک، منظومة فی الأصول، منظومة فی النحو،...


تحصیلات و استادان

على کاشانی فرزند محمدحسین متولد سال ۱۳۴۹ قمرى (برابر با ۱۳۰۹ شمسى) در کاشان بود. در نه سالگى پاى به مکتب گذاشت و خواندن و نوشتن را فراگرفت. در آستانه سیزدهمین بهار زندگى به توصیه پدر و تشویق استادش آیت الله سید محمدحسین رضوى کاشانى (۱۲۹۱-۱۳۸۵ ق) براى کسب معارف دینى، عازم اصفهان گردید و در آن جا نیز دروس حوزوى را تا مرحله سطح، گذراند. از اساتید او در این مقطع، آیت الله سید محمد علوى بروجردى (۱۲۶۲-۱۳۶۲ ق) -صاحب تألیفاتى چون ریاض المسائل و از مراجع دینى کاشان- است.[۲] ایشان به خاطر نبوغى که در شیخ على دید، لقب «فریدة الاسلام» را به او داد.[۳]

شیخ على کاشانی براى بهره‌وری‌هاى علمى و کسب کمالات بیشتر راهى آستان قدس رضوى شد و در مدرسه علمیه نواب ساکن شد. مدت اقامتش در مشهد چهار سال بود که در این دوره از محضر اساتید بزرگى همچون: آیت الله شیخ هاشم قزوینی (۱۲۷۰-۱۳۲۹ ق)، آقا سید محمد یزدى و در کوهستان اطراف بهشهر نزد عالم مذهب آیت الله شیخ محمد کوهستانی (۱۳۰۸-۱۳۹۲ ق) -عالم مهذّب و زاهد متقى- استفاده ها برد.[۴]

شیخ على پس از اقامتى کوتاه در مشهد، آهنگ هجرت به حوزه علمیه قم کرد. در قم امامت مسجد کیهان را به عهده داشت و در منزل جنب مسجد، با شهید سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد و... بسر برد بعد از آن در یکى از حجره هاى قسمت شرقى مدرسه حجتیه سکنى گزید.[۵] او با جدیت تمام در سال‌هاى ۱۳۲۵ شمسی در درس‌هاى خارج فقه و اصول آیت الله بروجردى (۱۲۹۲-۱۳۸۰ ق) و خارج اصول امام خمینى (۱۳۲۰-۱۴۰۹ ق) شرکت کرد.

تدریس و شاگردان

شیخ علی کاشانی ضمن کسب علم در مدرسه میرزا جعفر مشهد -که اکنون بخشى از دانشگاه علوم رضوى تبدیل شده است-، به تدریس و تعلیم طلاب و مشتاقان علم پرداخت و در همان دوران جزو چهره هاى سرشناس علمى مردان با تقواى حوزه بشمار آمد. او همچنین در مسجد کوچک گذرخان قم به تدریس دروس سطح عالى و درس خارج خصوصى پرداخت.[۶] از شاگردان معروف فریدة الاسلام کاشانى که بیشترین بهره هاى علمى و معنوى را در مکتب وى کسب کردند، عبارتند از:[۷]

  • شهید والامقام حجت الاسلام سید عبدالکریم هاشمى‌نژاد (۱۳۱۱-۱۳۶۰ ش)
  • حجت الاسلام سید حسن ابطحى خراسانى
  • سید حبیب الله اهرى گرگانى
  • شیخ غلامرضا عرفانیان خراسانى یزدی
  • شیخ على‌اصغر مسلمى کاشانى
  • شیخ حسن شریعتى نیاسرى
  • شیخ محمد امامى کاشانى
  • شیخ یحیى انصارى شیرازى
  • دکتر غلامحسین ابراهیمى دینانى

آثار و تألیفات

مجمع الفرائد فی الاصول؛ از آثار شیخ علی کاشانى

برای شیخ علی فریدة الاسلام کاشانى، کتاب‌ها و رسائلى را -به صورت چاپ شده یا خطى- نام برده‌اند:

  • ۱. منظومة فی النحو؛ شامل ۲۵۲ بیت در قواعد نحو که در مشهد به چاپ رسیده است.
  • ۲. مجمع الفرائد فی الأصول؛ يک دوره مباحث اصولی از بحث نواهى تا پايان مباحث ظنّ (دو جلد)، چاپ شده در قم، سال ۱۳۶۸.
  • ۵. منظومة فی الأصول (ناتمام است).
  • ۶. منظومة فی الکلام (ناتمام است).
  • ۷. رساله و جزواتى در مبحث فقه و اصول.

ویژگی‌های علمی و اخلاقی

شیخ على کاشانی، شانزده سال زندگى طلبگى را با پشتکار تمام در کسب علوم و فضائل و در نهایت سادگى و بى‌آلایشى سپرى کرد. او نسبت به دنیا و امور دنیوى بى‌توجه بود، در ارتباط با خالق و اولیاى الهى آن‌چنان عاشق بود که سر از پا نمى شناخت. او اهل عبادت، تهجد و سجده هاى طولانى، ناله و زمزمه هاى شبانه بود. لباس‌هایش ساده و معمولى بود. براى خود خانه نخرید و زن اختیار نکرد. در مباحثات و مناظرات علمى با جرأت و در دریافت مطالب و سرعت انتقال قوى و پراستعداد بود.[۸]

در رابطه با حالات معنوى و ملکوتى شیخ علی، به نقل گفته هاى تنى چند از شاگردان و بستگان آن مرحوم مى پردازیم. فاضل گرانمایه حوزه علمیه قم آقاى حاج شیخ حسن شریعتى مى گوید: ... در یکی از شب‌ها پس از آن که نماز مغرب و نماز عشاء را در مدرسه فیضیه خواندم به حال خود بودم که به فکرم آمد که چه خوب است امشب سرى به قبرستان نو بزنم و با اهل قبور انسى پیدا کنم. به تنهایى راهى قبرستان نو شدم. چون پاسى از شب مى گذشت و آن طرفها برق نبود مسیر خلوت و تاریک قبرستان ترسناک بود. با حالت ترس و وحشت وارد قبرستان شدم با تلقیناتى که به خود مى کردم قدم به جلو مى گذاشتم تا این که به وسط قبرستان رسیدم در آن حال زمزمه اى را شنیدم ترس، بیشتر مرا فراگرفت، در عین حال با همان تلقینات اذکار دنبال صدا رفتم. با دقت بیشترى گوش دادم: یارب، یا رب، یا قدس یا سبحان و صدا را تشخیص دادم جلوتر رفتم، شیخ على فرید را دیدم که در کنار چراغ کم‌نورى سر بر زمین نهاده و ذکر مى گوید. من او را مى دیدم ولى او مرا نمى دید در آن وقت حالتى غیرعادى به من دست داد، مدتى توقف کردم و آن چه از اذکار و ادعیه و استغفار بلد بودم خواندم و او نیز به حال خود مشغول بود او را رها کردم و به سوى منزل بازگشتم. اخلاص، نمازهاى با حال و سجده هاى طولانى آن مرد عارف انسان را منقلب مى کرد.[۹]

حجة الاسلام شیخ على‌اصغر مسلمى کاشانى نیز مى گوید: استاد بزرگوارم مرحوم آقا شیخ على فریدة الاسلام کاشانى داراى صفات نیک و کمالات بى‌نظیرى بود. بانشاط نماز مى خواند به نافله شب، سجده هاى طولانى، خواندن زیارت آل یاسین مداومت داشت. او از کسانى بود که پیامبران و اولیاء الهى به خصوص چهارده معصوم علیهم السلام را در عالم رؤیا مى دید و مکرر در بیدارى به حضور حضرت ولى عصر عجل الله تعالی فرجه شرفیاب مى شد و با آن حضرت مکالمه مى نمود.[۱۰]

اگر به مشکل یا مرضى دچار مى شد از ائمه معصومین کسب تکلیف مى کرد. زمانی که استادم در مشهد مقدس بود، مجلس بحثى با آقا سید یونس اردبیلى داشت که در آن مجلس، عده زیادى از اهل علم حاضر بودند، و مباحثه بین آن دو ساعت‌ها طول مى کشید. پس از آن آقا سید یونس از شیخ سؤال کرد این علم را در سن جوانى چگونه یافته اى؟ او در جواب مى گفت: غالب این علوم را از کسى نیاموخته ام و نزد استادى شاگردى نکرده ام، بلکه آن چه یافته ام از توسلاتى است که به حضرت ثامن الحجج علیه السلام داشته ام.

استاد در هنگام بحث با دیگران حالتى غیرعادى داشت و با کسانى که ادعاى فضل و استنباط فعلى مى کردند به مباحثه مى پرداخت و آنان را مجاب مى کرد و اگر طرف مقابل از سران فرقه هایى چون بهائیت، تصوف، شیخیه و... بود به شدت او را محکوم و مغلوب مى ساخت. حدود دو ماه قبل از وفاتش از او شنیدم که مى گفت: من دو آرزو دارم، یکى آن که با علویه اصفهانیه (بانو امین) بحث علمى داشته باشم و دیگر آن که به نجف بروم و اگر کسى را در علوم از خود مطلع تر و قوى تر مى یافتم، از او بهره ببرم.[۱۱]

شیخ غلامرضا عرفانیان یزدی درباره تلاوت قرآن او مى گفت: زمانى که شیخ على کاشانى در مشهد بود و در مدرسه نواب حجره داشت و در مدرسه میرزا جعفر تدریس مى کرد، من نزد او مقدارى علم نحو و منطق را خواندم. او در ادبیات، فقه و اصول نابغه و در عبادات و ریاضت شرعى در اوج بود. بعضى شب‌ها نزد او مى ماندم. هنگام سحر که برمى خواستیم آیات آخر سوره حشر را مى خواندم و او گوش مى داد، گاه لرزه بر اندامش مى افتاد و مى فرمود: آیات را تکرار کن و من تکرار مى کردم... عالم خوشى داشتیم.[۱۲]

شهید هاشمى‌نژاد نیز درباره استاد و مرادش چنین مى گوید: ... او بدون شک از اولیاء خدا بوده، جز خداى بزرگ همه چیز در نظرش کوچک بود. من زمانى طولانى در خدمتش بودم، هیچگاه از او لغزش و خطایى ندیدم. خدا را گواه و شاهد مى گیرم که آن چه مى گویم راست است و... او در همه حال به یاد خدا و گوش به فرمان خدا و مخالف هواى نفس بود. وى علم و حلم را به هم آمیخته و گفتار را با کردار توأم ساخته بود. از خصایص بسیار پسندیده او شدت دوستى با اهل بیت عصمت و طهارت و شدت عداوت با دشمنان آنان بود. شیخ على در مراحل و مدارج علمى به قله بلند و استنباط و اجتهاد نائل آمد. گواه بر این مطلب، اعتراف جمعى از رجال علمى حوزه به آثار مکتوب و مباحثات علمى و دقیق اوست که من آن را در بعضى اجازات اجتهادى او دیدم که لازم به ذکر آن ها نیست. او بدون شک از شهدا و صالحین بود؛ چرا که وقتى امام زمان عجل الله تعالی فرجه را در خواب مى بیند و شیخ به او سلام مى کند، امام عجل الله تعالی فرجه در جوابش خطاب به او مى فرماید: و علیک السلام یا شیخ الشهداء.[۱۳]

حجة الاسلام سید جواد میرعظیمى که نه سال با او آشنا بود، از استعداد سرشارش سخن مى گوید: من مدت نه سال با شیخ على کاشانى حشر و نشر داشتم. سه سال در مشهد و شش سال در قم، کتاب قوانین تا کفایه را با هم خواندیم. از امتیازات او این که چندان نیازى به مطالعه نداشت در اثر استعداد فوق‌العاده اى که داشت. آن چه را که استاد مى گفت بلا فاصله مى آموخت و نقد مى کرد. الحق والانصاف این مرد عالم، عابد و زاهد و عارف به تمام معنى بود. زیاد از او مى شنیدم که مى فرمود: مى خواهم شهید بشوم.[۱۴]

وفات

مرحوم شیخ علی کاشانی، سرانجام در مسافرتى که محرم سال ۱۳۷۴ قمری (۱۳۳۴ ش) به رودسر کرده بود، در شب ۱۴ آن ماه پس از اداى فریضه مغرب و عشاء در منزل یکى از آشنایان دچار سکته قلبى گردید و در جوانی دار فانی را وداع گفت. پیکر این عالم پارسا را به قم آورده و پس از تشییع در قسمت جنوبى قبرستان نو به خاک سپردند. به دستور آیت الله نجفى مرعشى بر روى سنگ قبرش عبارات ذیل حک شده بود: «الناس موتى و اهل العلم احیاء. مضجع العالم التقى والفاضل الکامل النقى حجة الاسلام الشیخ على المدعو به فریدة الاسلام الکاشانى المجاز من العلماء والحجج فقهاً و روایةً و المجاب عن ولى العصر عجل الله تعالی فرجه الشریف فى المنام و له تصانیف فى الاصول والکلام والنحو و فى بعض الفروعات الفقهیة و توفى بسکتة القلب شاباً فى لیلة الرابعة عشر من شهر محرم الحرام ۱۳۷۴».

پانویس

  1. مقدمه مجمع الفرائد. شهید سید عبدالکریم هاشمى‌نژاد.
  2. لباب الالقاب، ص ۱۵۸.
  3. مصاحبه نویسنده با نامادرى شیخ على.
  4. مقدمه کتاب مجمع الفرائد فى الاصول، ج ۱، چاپ قم، سال ۱۳۶۸.
  5. مصاحبه با خانواده و شاگردان.
  6. مصاحبه با شاگردانى که نامشان برده مى شود.
  7. مقدمه مجمع الفرائد، سید عبدالکریم هاشمى‌نژاد.
  8. مصاحبه با شاگردان، دوستان و بستگان فریدة الاسلام.
  9. مصاحبه حضورى نویسنده با آقاى شریعتى.
  10. این مطلب -یعنى تشرف شیخ على به حضور امام زمان علیه السلام- را مرحوم شهید سید عبدالکریم هاشمى‌نژاد در مجلس ختم شیخ على در مسجد گذر باباولى کاشان براى مردم نقل کردند.
  11. مصاحبه حضورى با جناب آقاى مسلمى کاشانى.
  12. مصاحبه حضورى.
  13. مقدمه مجمع الفرائد، صفحه و نیز مراجعه شود به شهید هاشمى نژاد (فریاد فضیلت)، مرتضى بذرافشان، از مجموعه دیدار با ابرار، ص ۳۵-۳۳.
  14. مصاحبه با حجة الاسلام آقاى سید جواد میرعظیمى، امام جماعت مسجد کیهان.

منابع

  • ستارگان حرم، "شیخ علی کاشانی، فریدة الاسلام"، جلد ۱، نویسنده: حبیب‌الله سلمانى آرانى.

آرشیو عکس و تصویر

مسابقه از خطبه ۱۳۳ و ۱۳۳ و ۱۶۷ نهج البلاغه