شیخ علی کاشانی
«شیخ على کاشانی» مشهور به «فریدة الاسلام کاشانى» (۱۳۴۹-۱۳۷۴ ق)، فقیه اصولی و متکلم ادیب شیعه در قرن ۱۴ قمری و از شاگردان آیت الله بروجردى و شیخ محمد کوهستانی بود. اطلاعات وسیع از مسائل و موضوعات فقه، اصول و کلام و عرفان، طریقه نقد و بررسى آراء و نظریات فقیهان و اصولیان در مناظرههاى علمى و استدلالى او با مخالفان، دارا بودن کمالات و فضایل معنوى، او را در شمار نوابغى قرار داد که در آغاز جوانى به رتبه عالى اجتهاد درآورد.[۱]
| نام کامل | شیخ على کاشانی |
| زادروز | ۱۳۴۹ قمری |
| زادگاه | کاشان |
| وفات | ۱۳۷۴ قمری |
| مدفن | قم، قبرستان نو |
| اساتید |
شیخ محمد کوهستانی، آیتالله بروجردی، امام خمینی، سید محمد علوى بروجردى،... |
| شاگردان |
سید عبدالکریم هاشمىنژاد، غلامرضا عرفانیان خراسانى، محمد امامى کاشانى، علىاصغر مسلمى کاشانى،... |
| آثار |
مجمع الفرائد فی الاصول، تعلیقه بر فرائدالاصول، رسالة فی لباس المشکوک، منظومة فی الأصول، منظومة فی النحو،... |
محتویات
تحصیلات و استادان
على کاشانی فرزند محمدحسین متولد سال ۱۳۴۹ قمرى (برابر با ۱۳۰۹ شمسى) در کاشان بود. در نه سالگى پاى به مکتب گذاشت و خواندن و نوشتن را فراگرفت. در آستانه سیزدهمین بهار زندگى به توصیه پدر و تشویق استادش آیت الله سید محمدحسین رضوى کاشانى (۱۲۹۱-۱۳۸۵ ق) براى کسب معارف دینى، عازم اصفهان گردید و در آن جا نیز دروس حوزوى را تا مرحله سطح، گذراند. از اساتید او در این مقطع، آیت الله سید محمد علوى بروجردى (۱۲۶۲-۱۳۶۲ ق) -صاحب تألیفاتى چون ریاض المسائل و از مراجع دینى کاشان- است.[۲] ایشان به خاطر نبوغى که در شیخ على دید، لقب «فریدة الاسلام» را به او داد.[۳]
شیخ على کاشانی براى بهرهوریهاى علمى و کسب کمالات بیشتر راهى آستان قدس رضوى شد و در مدرسه علمیه نواب ساکن شد. مدت اقامتش در مشهد چهار سال بود که در این دوره از محضر اساتید بزرگى همچون: آیت الله شیخ هاشم قزوینی (۱۲۷۰-۱۳۲۹ ق)، آقا سید محمد یزدى و در کوهستان اطراف بهشهر نزد عالم مذهب آیت الله شیخ محمد کوهستانی (۱۳۰۸-۱۳۹۲ ق) -عالم مهذّب و زاهد متقى- استفاده ها برد.[۴]
شیخ على پس از اقامتى کوتاه در مشهد، آهنگ هجرت به حوزه علمیه قم کرد. در قم امامت مسجد کیهان را به عهده داشت و در منزل جنب مسجد، با شهید سید عبدالکریم هاشمینژاد و... بسر برد بعد از آن در یکى از حجره هاى قسمت شرقى مدرسه حجتیه سکنى گزید.[۵] او با جدیت تمام در سالهاى ۱۳۲۵ شمسی در درسهاى خارج فقه و اصول آیت الله بروجردى (۱۲۹۲-۱۳۸۰ ق) و خارج اصول امام خمینى (۱۳۲۰-۱۴۰۹ ق) شرکت کرد.
تدریس و شاگردان
شیخ علی کاشانی ضمن کسب علم در مدرسه میرزا جعفر مشهد -که اکنون بخشى از دانشگاه علوم رضوى تبدیل شده است-، به تدریس و تعلیم طلاب و مشتاقان علم پرداخت و در همان دوران جزو چهره هاى سرشناس علمى مردان با تقواى حوزه بشمار آمد. او همچنین در مسجد کوچک گذرخان قم به تدریس دروس سطح عالى و درس خارج خصوصى پرداخت.[۶] از شاگردان معروف فریدة الاسلام کاشانى که بیشترین بهره هاى علمى و معنوى را در مکتب وى کسب کردند، عبارتند از:[۷]
- شهید والامقام حجت الاسلام سید عبدالکریم هاشمىنژاد (۱۳۱۱-۱۳۶۰ ش)
- حجت الاسلام سید حسن ابطحى خراسانى
- سید حبیب الله اهرى گرگانى
- شیخ غلامرضا عرفانیان خراسانى یزدی
- شیخ علىاصغر مسلمى کاشانى
- شیخ حسن شریعتى نیاسرى
- شیخ محمد امامى کاشانى
- شیخ یحیى انصارى شیرازى
- دکتر غلامحسین ابراهیمى دینانى
آثار و تألیفات
برای شیخ علی فریدة الاسلام کاشانى، کتابها و رسائلى را -به صورت چاپ شده یا خطى- نام بردهاند:
- ۲. مجمع الفرائد فی الأصول؛ يک دوره مباحث اصولی از بحث نواهى تا پايان مباحث ظنّ (دو جلد)، چاپ شده در قم، سال ۱۳۶۸.
- ۳. رسالة فی لباس المشکوک (تقریرات درس فقه آیت الله بروجردى) (خطى).
- ۴. تعلیقه بر «فرائدالاصول» شیخ انصارى (از اول بحث برائت تا باب استصحاب).
- ۵. منظومة فی الأصول (ناتمام است).
- ۶. منظومة فی الکلام (ناتمام است).
- ۷. رساله و جزواتى در مبحث فقه و اصول.
ویژگیهای علمی و اخلاقی
شیخ على کاشانی، شانزده سال زندگى طلبگى را با پشتکار تمام در کسب علوم و فضائل و در نهایت سادگى و بىآلایشى سپرى کرد. او نسبت به دنیا و امور دنیوى بىتوجه بود، در ارتباط با خالق و اولیاى الهى آنچنان عاشق بود که سر از پا نمى شناخت. او اهل عبادت، تهجد و سجده هاى طولانى، ناله و زمزمه هاى شبانه بود. لباسهایش ساده و معمولى بود. براى خود خانه نخرید و زن اختیار نکرد. در مباحثات و مناظرات علمى با جرأت و در دریافت مطالب و سرعت انتقال قوى و پراستعداد بود.[۸]
در رابطه با حالات معنوى و ملکوتى شیخ علی، به نقل گفته هاى تنى چند از شاگردان و بستگان آن مرحوم مى پردازیم. فاضل گرانمایه حوزه علمیه قم آقاى حاج شیخ حسن شریعتى مى گوید: ... در یکی از شبها پس از آن که نماز مغرب و نماز عشاء را در مدرسه فیضیه خواندم به حال خود بودم که به فکرم آمد که چه خوب است امشب سرى به قبرستان نو بزنم و با اهل قبور انسى پیدا کنم. به تنهایى راهى قبرستان نو شدم. چون پاسى از شب مى گذشت و آن طرفها برق نبود مسیر خلوت و تاریک قبرستان ترسناک بود. با حالت ترس و وحشت وارد قبرستان شدم با تلقیناتى که به خود مى کردم قدم به جلو مى گذاشتم تا این که به وسط قبرستان رسیدم در آن حال زمزمه اى را شنیدم ترس، بیشتر مرا فراگرفت، در عین حال با همان تلقینات اذکار دنبال صدا رفتم. با دقت بیشترى گوش دادم: یارب، یا رب، یا قدس یا سبحان و صدا را تشخیص دادم جلوتر رفتم، شیخ على فرید را دیدم که در کنار چراغ کمنورى سر بر زمین نهاده و ذکر مى گوید. من او را مى دیدم ولى او مرا نمى دید در آن وقت حالتى غیرعادى به من دست داد، مدتى توقف کردم و آن چه از اذکار و ادعیه و استغفار بلد بودم خواندم و او نیز به حال خود مشغول بود او را رها کردم و به سوى منزل بازگشتم. اخلاص، نمازهاى با حال و سجده هاى طولانى آن مرد عارف انسان را منقلب مى کرد.[۹]
حجة الاسلام شیخ علىاصغر مسلمى کاشانى نیز مى گوید: استاد بزرگوارم مرحوم آقا شیخ على فریدة الاسلام کاشانى داراى صفات نیک و کمالات بىنظیرى بود. بانشاط نماز مى خواند به نافله شب، سجده هاى طولانى، خواندن زیارت آل یاسین مداومت داشت. او از کسانى بود که پیامبران و اولیاء الهى به خصوص چهارده معصوم علیهم السلام را در عالم رؤیا مى دید و مکرر در بیدارى به حضور حضرت ولى عصر عجل الله تعالی فرجه شرفیاب مى شد و با آن حضرت مکالمه مى نمود.[۱۰]
اگر به مشکل یا مرضى دچار مى شد از ائمه معصومین کسب تکلیف مى کرد. زمانی که استادم در مشهد مقدس بود، مجلس بحثى با آقا سید یونس اردبیلى داشت که در آن مجلس، عده زیادى از اهل علم حاضر بودند، و مباحثه بین آن دو ساعتها طول مى کشید. پس از آن آقا سید یونس از شیخ سؤال کرد این علم را در سن جوانى چگونه یافته اى؟ او در جواب مى گفت: غالب این علوم را از کسى نیاموخته ام و نزد استادى شاگردى نکرده ام، بلکه آن چه یافته ام از توسلاتى است که به حضرت ثامن الحجج علیه السلام داشته ام.
استاد در هنگام بحث با دیگران حالتى غیرعادى داشت و با کسانى که ادعاى فضل و استنباط فعلى مى کردند به مباحثه مى پرداخت و آنان را مجاب مى کرد و اگر طرف مقابل از سران فرقه هایى چون بهائیت، تصوف، شیخیه و... بود به شدت او را محکوم و مغلوب مى ساخت. حدود دو ماه قبل از وفاتش از او شنیدم که مى گفت: من دو آرزو دارم، یکى آن که با علویه اصفهانیه (بانو امین) بحث علمى داشته باشم و دیگر آن که به نجف بروم و اگر کسى را در علوم از خود مطلع تر و قوى تر مى یافتم، از او بهره ببرم.[۱۱]
شیخ غلامرضا عرفانیان یزدی درباره تلاوت قرآن او مى گفت: زمانى که شیخ على کاشانى در مشهد بود و در مدرسه نواب حجره داشت و در مدرسه میرزا جعفر تدریس مى کرد، من نزد او مقدارى علم نحو و منطق را خواندم. او در ادبیات، فقه و اصول نابغه و در عبادات و ریاضت شرعى در اوج بود. بعضى شبها نزد او مى ماندم. هنگام سحر که برمى خواستیم آیات آخر سوره حشر را مى خواندم و او گوش مى داد، گاه لرزه بر اندامش مى افتاد و مى فرمود: آیات را تکرار کن و من تکرار مى کردم... عالم خوشى داشتیم.[۱۲]
شهید هاشمىنژاد نیز درباره استاد و مرادش چنین مى گوید: ... او بدون شک از اولیاء خدا بوده، جز خداى بزرگ همه چیز در نظرش کوچک بود. من زمانى طولانى در خدمتش بودم، هیچگاه از او لغزش و خطایى ندیدم. خدا را گواه و شاهد مى گیرم که آن چه مى گویم راست است و... او در همه حال به یاد خدا و گوش به فرمان خدا و مخالف هواى نفس بود. وى علم و حلم را به هم آمیخته و گفتار را با کردار توأم ساخته بود. از خصایص بسیار پسندیده او شدت دوستى با اهل بیت عصمت و طهارت و شدت عداوت با دشمنان آنان بود. شیخ على در مراحل و مدارج علمى به قله بلند و استنباط و اجتهاد نائل آمد. گواه بر این مطلب، اعتراف جمعى از رجال علمى حوزه به آثار مکتوب و مباحثات علمى و دقیق اوست که من آن را در بعضى اجازات اجتهادى او دیدم که لازم به ذکر آن ها نیست. او بدون شک از شهدا و صالحین بود؛ چرا که وقتى امام زمان عجل الله تعالی فرجه را در خواب مى بیند و شیخ به او سلام مى کند، امام عجل الله تعالی فرجه در جوابش خطاب به او مى فرماید: و علیک السلام یا شیخ الشهداء.[۱۳]
حجة الاسلام سید جواد میرعظیمى که نه سال با او آشنا بود، از استعداد سرشارش سخن مى گوید: من مدت نه سال با شیخ على کاشانى حشر و نشر داشتم. سه سال در مشهد و شش سال در قم، کتاب قوانین تا کفایه را با هم خواندیم. از امتیازات او این که چندان نیازى به مطالعه نداشت در اثر استعداد فوقالعاده اى که داشت. آن چه را که استاد مى گفت بلا فاصله مى آموخت و نقد مى کرد. الحق والانصاف این مرد عالم، عابد و زاهد و عارف به تمام معنى بود. زیاد از او مى شنیدم که مى فرمود: مى خواهم شهید بشوم.[۱۴]
وفات
مرحوم شیخ علی کاشانی، سرانجام در مسافرتى که محرم سال ۱۳۷۴ قمری (۱۳۳۴ ش) به رودسر کرده بود، در شب ۱۴ آن ماه پس از اداى فریضه مغرب و عشاء در منزل یکى از آشنایان دچار سکته قلبى گردید و در جوانی دار فانی را وداع گفت. پیکر این عالم پارسا را به قم آورده و پس از تشییع در قسمت جنوبى قبرستان نو به خاک سپردند. به دستور آیت الله نجفى مرعشى بر روى سنگ قبرش عبارات ذیل حک شده بود: «الناس موتى و اهل العلم احیاء. مضجع العالم التقى والفاضل الکامل النقى حجة الاسلام الشیخ على المدعو به فریدة الاسلام الکاشانى المجاز من العلماء والحجج فقهاً و روایةً و المجاب عن ولى العصر عجل الله تعالی فرجه الشریف فى المنام و له تصانیف فى الاصول والکلام والنحو و فى بعض الفروعات الفقهیة و توفى بسکتة القلب شاباً فى لیلة الرابعة عشر من شهر محرم الحرام ۱۳۷۴».
پانویس
- ↑ مقدمه مجمع الفرائد. شهید سید عبدالکریم هاشمىنژاد.
- ↑ لباب الالقاب، ص ۱۵۸.
- ↑ مصاحبه نویسنده با نامادرى شیخ على.
- ↑ مقدمه کتاب مجمع الفرائد فى الاصول، ج ۱، چاپ قم، سال ۱۳۶۸.
- ↑ مصاحبه با خانواده و شاگردان.
- ↑ مصاحبه با شاگردانى که نامشان برده مى شود.
- ↑ مقدمه مجمع الفرائد، سید عبدالکریم هاشمىنژاد.
- ↑ مصاحبه با شاگردان، دوستان و بستگان فریدة الاسلام.
- ↑ مصاحبه حضورى نویسنده با آقاى شریعتى.
- ↑ این مطلب -یعنى تشرف شیخ على به حضور امام زمان علیه السلام- را مرحوم شهید سید عبدالکریم هاشمىنژاد در مجلس ختم شیخ على در مسجد گذر باباولى کاشان براى مردم نقل کردند.
- ↑ مصاحبه حضورى با جناب آقاى مسلمى کاشانى.
- ↑ مصاحبه حضورى.
- ↑ مقدمه مجمع الفرائد، صفحه و نیز مراجعه شود به شهید هاشمى نژاد (فریاد فضیلت)، مرتضى بذرافشان، از مجموعه دیدار با ابرار، ص ۳۵-۳۳.
- ↑ مصاحبه با حجة الاسلام آقاى سید جواد میرعظیمى، امام جماعت مسجد کیهان.
منابع
- ستارگان حرم، "شیخ علی کاشانی، فریدة الاسلام"، جلد ۱، نویسنده: حبیبالله سلمانى آرانى.




